سروش نامجوفر؛ احمد نوحه گر؛ زینب سازور
چکیده
تالاب هورالعظیم با مساحت 1180 کیلومترمربع در جنوبغربی ایران در استان خوزستان قرار دارد و حدود 70 درصد از محدوده تالاب در عراق واقع شده که با چالش خشکسالی و حفاریهای نفتی روبهرو شده است و بسیاری از اراضی جنوبی آن خشک شده و به کانون گردوغبار تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطوح آلودگی فلزات سنگین در بخش خشکشدة این تالاب ...
بیشتر
تالاب هورالعظیم با مساحت 1180 کیلومترمربع در جنوبغربی ایران در استان خوزستان قرار دارد و حدود 70 درصد از محدوده تالاب در عراق واقع شده که با چالش خشکسالی و حفاریهای نفتی روبهرو شده است و بسیاری از اراضی جنوبی آن خشک شده و به کانون گردوغبار تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطوح آلودگی فلزات سنگین در بخش خشکشدة این تالاب انجام شد. ابتدا 15 نقطه بر روی تصویر ماهوارهای لندست مشخص شد و از خاکِ خشک شدة تالاب با کوادرات نمونهبرداری شد و در آزمایشگاه با دستگاه ICP-MS غلظت کادمیوم، مس، سرب، آهن، منگنز و نیکل اندازهگیری شد. برای ارزیابی سطوح آلودگی از شاخصهای زمینانباشتگی ژئوشیمیایی (Igeo)، خطر اکولوژیکی (ER)، بار آلودگی (PLI)، خطر بالقوة آلودگی (RI)، امنیت آلودگی (CSI) و درجه اصلاح (mCd) استفاده شد. نتایج نشان داد غلظت کادمیوم، مس، نیکل و سرب بیشتر از حدمجاز آن در میانگین شیل است. بر اساس شاخص Igeo، آلودگی کادمیوم زیاد است و سطح آن متوسط تا شدید است. بر اساس شاخص PI نیز آلودگی کادمیوم و سرب بهترتیب زیاد و متوسط است. شاخص Er نشان میدهد آلودگی اکولوژیکی کادمیوم قابلملاحظه است، اما دیگر فلزات خطر اکولوژیکی ندارند. میانگین شاخصهای تجمعی ER و PLI بهترتیب 193 و 7/9 بهدست آمد و بیانگر خطر اکولوژیکی محتمل برای تمام نقاط است. شاخص امنیت آلودگی CSI برای کادمیوم، مس، نیکل و سرب 52/0، 25/0، 02/4 و 34/0 و شاخص mCd نیز بهترتیب 27/0، 4/10، 9/13 و 9/8 بهدست آمد بیانگر شدت خیلی زیاد امنیت آلودگی برای نیکل و کادمیوم است.
محبوبه معتمدنیا؛ احمد نوحه گر؛ آرش ملکیان؛ مریم صابری اناری
چکیده
یکی از مهمترین محاسبات هیدرولوژیک در یک اکوسیستم، تعیین ارتباط بین بارش و رواناب است. به طوری که بررسی فرایندهای بهوقوع پیوسته در آن و برآورد خروجیهای مهّم حوزه از قبیل سیلاب و رسوب از مهّمترین هدفهای یک پروژۀ آبخیزداری تلقی میشود. به دلیل ویژگیهای متغیر زمانی و مکانی وقایع در چرخۀ آبی، روابط غیر خطی و عدم قطعیت، ...
بیشتر
یکی از مهمترین محاسبات هیدرولوژیک در یک اکوسیستم، تعیین ارتباط بین بارش و رواناب است. به طوری که بررسی فرایندهای بهوقوع پیوسته در آن و برآورد خروجیهای مهّم حوزه از قبیل سیلاب و رسوب از مهّمترین هدفهای یک پروژۀ آبخیزداری تلقی میشود. به دلیل ویژگیهای متغیر زمانی و مکانی وقایع در چرخۀ آبی، روابط غیر خطی و عدم قطعیت، هیچ کدام یک از مدلهای آماری و مفهومی نتوانسته بهعنوان یک مدل برتر و توانا کارگشا باشد. اما امروزه استفاده از شبکههای غیرخطی بهعنوان سامانههای هوشمند در پیشبینی چنین پدیدههای پیچیده و حل بسیاری از مشکلات اکوهیدرولوژی میتواند مفید و مؤثر باشد. به این منظور از دادههای روزانۀ بارندگی، دما، تبخیر و تعرق، رطوبت نسبی و همچنین دبی در مقیاس روزانه و در دورۀ زمانی مشترک 42 ساله و بررسی 62 ساختار پیشنهادی مختلف در حوزۀ آبخیز معرّف امامه استفاده شد. در این راستا و به منظور مقایسه از شبکههای عصبی پرسپترون چندلایه و تابع پایۀ شعاعی استفاده گردید. نتایج نشان داد که از بین بیش از 6000 مدل موجود در تخمین دبی رودخانه، مدل 54 با ساختار 1-8-9-8 و ورودیهای دما، رطوبت نسبی، بارندگی و تأخیر بارندگی و دبی تا دو روز بوده و با روش پرسپترون چندلایه دارای بهترین عملکرد بوده است. میزان خطای مدل مذکور برابر با 03/0، 18/0 و 04/0 در مرحلۀ مدلسازی و آموزش و 02/0، 14/0 و 02/0 در مرحلۀ آزمایش برای معیارهای ارزیابی به ترتیب شامل میانگین مربعات خطا (MSE)، مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین مطلق خطا (MAE) بوده است.