مریم غلامی؛ عطاءاله ابراهیمی؛ اسماعیل اسدی بروجنی؛ الهام قهساره اردستانی؛ حمزه علی شیرمردی
چکیده
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن ...
بیشتر
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن تفاضل تصاویر سالهای 2013 و 2023 برای شاخصهای مختلف نظیر NDVI، VHI،TCT و SR آستانهگذاری مقادیر تفاضل برای هر شاخص بهمنظور شناسایی لکههای خشکیده انجام شد. بهمنظور صحتسنجی نتایج، پس از شناسایی لکههای خشکیده، به عرصههای طبیعی مراجعه و آماربرداری میدانی انجام گردید تا تطابق مناطق شناساییشده با وضعیت واقعی ارزیابی شود. نتایج نشان داد که شاخص SR با دقت کلی 75 درصد و ضریب کاپای 75/0 بهترین عملکرد را در شناسایی لکههای خشکیده داشت و نشاندهندهی تطابق مناسب نتایج با دادههای میدانی است. پس از آن، شاخص VHI با دقت 60 درصد و ضریب توافق 4/0، مناسبترین شاخص پوشش گیاهی برای تعیین مناطق خشکیده بوده است. شاخص TCT نیز توانست تغییرات پوشش گیاهی را با دقت کلی 52 درصد و ضریب توافق 32/0 شناسایی نماید. در این بین، شاخص NDVI با دقت 40 درصد و ضریب توافق 28/0 کمتر از حد انتظار، نتوانست تغییرات پوشش گیاهی را در مناطق خشکیده شده نشان دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص SR بهعنوان ابزاری مؤثر در تشخیص لکههای خشکیده در مناطق مرتعی میتواند بهطور قابلتوجهی در پیش آگاهی، پایش و مدیریت بهینهی منابع طبیعی کمک کند.
لیلا محمودزاده؛ پژمان طهماسبی؛ عطاالله ابراهیمی؛ سمانه سادات محزونی کچپی
چکیده
با توجه به تغییرات گسترده در تنوع زیستی و اهمیت حیاتی آن در حفظ پایداری و عملکرد اکوسیستمها، ارزیابی دقیق و مستمر شاخصهای تنوع گیاهی امری ضروری است. از آنجا که نمونهبرداریهای میدانی بهدلیل محدودیتهای زمانی، مکانی و اقتصادی در بسیاری از مناطق دشوار و پرهزینه است، استفاده از دادههای سنجش از دور بهعنوان منبعی قابل اتکا، ...
بیشتر
با توجه به تغییرات گسترده در تنوع زیستی و اهمیت حیاتی آن در حفظ پایداری و عملکرد اکوسیستمها، ارزیابی دقیق و مستمر شاخصهای تنوع گیاهی امری ضروری است. از آنجا که نمونهبرداریهای میدانی بهدلیل محدودیتهای زمانی، مکانی و اقتصادی در بسیاری از مناطق دشوار و پرهزینه است، استفاده از دادههای سنجش از دور بهعنوان منبعی قابل اتکا، کارآمد و مقرون بهصرفه برای بررسی و پایش تنوع زیستی مورد توجه فزایندهای قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارزیابی قابلیت دادههای ماهوارهای سنتینل- 2 در برآورد شاخصهای تنوع زیستی گیاهی در مراتع نیمهاستپی است. برای این منظور، ۸ سایت نمونهبرداری با در نظر گرفتن شرایط مدیریتی، پوشش گیاهی و ویژگیهای اکولوژیکی انتخاب شد و در هر سایت سه ماکروپلات به ابعاد 30*30 مترمربعی مستقر گردید. نمونهبرداری از پوشش گیاهی به روش تصادفی- سیستماتیک و با استفاده از پلاتهای 2*2 مترمربعی در امتداد سه ترانسکت انجام گرفت. پس از محاسبه شاخصهای تنوع گیاهی شامل تنوع آلفا، بتا و عملکرد، رابطه میان آنها و شاخصهای پوشش گیاهی حاصل از دادههای سنتینل- 2 مورد بررسی و تحلیل آماری قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از روشهای رگرسیون خطی و آزمون همبستگی در محیط نرمافزار R انجام شد. نتایج بهطور مشخص نشان میدهد که شاخصهای پوشش گیاهی مشتق از تصاویر ماهوارهای سنتینل- 2 قادر به پیشبینی مؤلفههای مختلف تنوع زیستی مراتع نیمهاستپی هستند. شاخص EVI بیشترین همبستگی را با تنوع آلفا (R2=0.20, P-value=0.02) و تنوع عملکردی (غنای عملکردی) (R2=0.34, P-value=0.001) نشان داد، درحالیکه شاخص NDVI بیشترین همبستگی را با تنوع بتا (شاخص شباهت و فاصله Bray-curtis) (R2=0.21, P-value=0.01) داشت. شاخصهای دیگر مانند MSAVI2، AVI و SAVI نیز همبستگی مثبت و معنیدار با مؤلفههای مختلف تنوع نشان دادند، هرچند ضریب همبستگی آنها نسبت به شاخصهای اصلی کمتر بود.
محسن امانی شلمزاری؛ علی اصغر نقی پور؛ عطاالله ابراهیمی؛ زهرا حیدری قهفرخی؛ محمدرضا اشرف زاده
چکیده
ذخیرهسازی کربن در اکوسیستمهای زمینی بخش مهمی از ذخیرهسازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونهبرداری از ...
بیشتر
ذخیرهسازی کربن در اکوسیستمهای زمینی بخش مهمی از ذخیرهسازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونهبرداری از خاک و پوششگیاهی به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد. بدین منظور در هر کاربری، از 60 پلات 4 مترمربعی جهت جمعآوری خاک، زیتوده گیاهی و لاشبرگ استفاده شد. زیتوده گیاهی به روش اندازهگیری مستقیم نمونهبرداری شد. نمونههای خاک نیز از عمق 0-30 سانتیمتری و به تعداد 20 نمونه در هر منطقه جمعآوری شد. مقایسه بین مناطق با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون چند دامنهای دانکن انجام گرفت. نتایج نشان داد در مجموع از منظر ذخیره کربن کل بین مناطق مورد بررسی اختلاف معنیداری وجود دارد. ذخیره کربن کل از بیشترین به کمترین به ترتیب شامل مرتع متراکم (42/46 تن بر هکتار)، مرتع نیمهمتراکم (49/38 تن بر هکتار)، اراضی کشاورزی (62/31 تن بر هکتار)، مرتع کمتراکم (12/26 تن بر هکتار) و اراضی بایر (21/17 تن بر هکتار) میباشد. ارزش اقتصادی کل ذخیره کربن در هر هکتار از کاربریهای بررسی شده شامل مراتع متراکم، مراتع نیمهمتراکم، اراضی کشاورزی، مراتع کمتراکم و اراضی بایر به ترتیب 5446، 4516، 3710 ، 3065 و 2019 دلار تعیین شد. بنابراین میتوان نتیجهگیری نمود که اجرای سیاستهای مناسب برای جلوگیری و یا به حداقل رساندن تبدیل کاربریهای زمینی با ظرفیت ذخیرهسازی کربن بالاتر به کاربریهایی که ظرفیت ذخیرهسازی کربن کمتری دارند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
فرشته بابایی دهکردی؛ عطاالله ابراهیمی؛ علی اصغر نقی پور؛ مریم حیدریان
چکیده
تغییر اقلیم یکی از عوامل تعیینکننده اصلی در توزیع مجدد گونهها و از دست دادن تنوع زیستی است. این مطالعه با هدف پیشبینی اثر تغییر اقلیم بر پراکنش جغرافیایی گونه علف گندمی (Agropyron intermedium) در کل استان چهارمحال و بختیاری واقع در زاگرس مرکزی صورت گرفت. نقاط حضورگونه مورد مطالعه بر اساس بازدیدهای میدانی در منطقه مورد مطالعه برداشت شدند. ...
بیشتر
تغییر اقلیم یکی از عوامل تعیینکننده اصلی در توزیع مجدد گونهها و از دست دادن تنوع زیستی است. این مطالعه با هدف پیشبینی اثر تغییر اقلیم بر پراکنش جغرافیایی گونه علف گندمی (Agropyron intermedium) در کل استان چهارمحال و بختیاری واقع در زاگرس مرکزی صورت گرفت. نقاط حضورگونه مورد مطالعه بر اساس بازدیدهای میدانی در منطقه مورد مطالعه برداشت شدند. در این مطالعه، از یک رویکرد مدلسازی اجماعی با تلفیق پنج مدل توزیع گونهای استفاده شد. پیشبینی پراکنش آینده گونه مورد مطالعه بر اساس سه سناریوی SSP126، SSP370، SSP585 و دو مدل گردش عمومی GFDL-ESM4 و MRI-ESM2-0 برای سال 2070 میلادی انجام شد. بر اساس نتایج ارزیابیها، مدلهای جنگل تصادفی و افزایشی تعمیمیافته به عنوان قابلاعتمادترین مدلها برای پیشبینی پراکنش گونههای مورد مطالعه تعیین شدند. مؤثرترین متغیرها در مطلوبیت رویشگاه گونه علف گندمی، به ترتیب دامنه ارتفاعی، مجموع بارندگی پربارش ترین ماه، شیب و تغییرات فصلی دما بودند. بر اساس نتایج مطالعه، سطح رویشگاه مطلوب گونه علف گندمی، 21/26 درصد از کل منطقه مورد مطالعه برآورد شد. یافتهها نشان داد رویشگاه مناسب گونه علف گندمی تحت مدل گردش عمومی GFDL-ESM4 06/36 تا 20/63 درصد و بر اساس مدل ESM2-MRI 69/36 تا 17/65 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین نتایج نشان داد که تغییر اقلیم، محدوده پراکنش گونه مطالعه شده را تغییر خواهد داد و احتمالاً در آینده به سمت ارتفاعات بالاتر جابجا خواهد شد. نتایج مطالعه حاضر میتواند به منظور حفاظت از رویشگاه این گونه مرتعی و همچنین مکان یابی و احیا آن به کار روند.
علی اصغر نقی پور برج؛ مائده شریفی؛ عطاالله ابراهیمی؛ الهام قهساره؛ سینا نبی زاده
چکیده
آتش یکی از عوامل مهم اکولوژیکی است که بر پویایی پوششگیاهی مراتع تأثیر میگذارد. در چند دهه اخیر، وقوع آتشسوزی در مراتع نیمهاستپی به طور قابل توجهی افزایش یافته و ظرفیت سازگاری گیاهان را برای بازسازی پس از آتشسوزی به چالش کشانده است. در پژوهش حاضر، پاسخ جوانهزنی هشت گونه علفی یکساله و چندساله مراتع نیمهاستپی استان چهارمحال ...
بیشتر
آتش یکی از عوامل مهم اکولوژیکی است که بر پویایی پوششگیاهی مراتع تأثیر میگذارد. در چند دهه اخیر، وقوع آتشسوزی در مراتع نیمهاستپی به طور قابل توجهی افزایش یافته و ظرفیت سازگاری گیاهان را برای بازسازی پس از آتشسوزی به چالش کشانده است. در پژوهش حاضر، پاسخ جوانهزنی هشت گونه علفی یکساله و چندساله مراتع نیمهاستپی استان چهارمحال و بختیاری به تیمارهای محصولات آتش شامل حرارت (60، 80 و 100 درجه سانتیگراد)، دود، خاکستر و تأثیر ترکیبی تیمارهای حرارت و دود مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، تغییرات درصد پوشش گونههای مورد مطالعه یک سال پس از آتش سوزی در عرصه اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که جوانهزنی بذور هشت گونه گیاهی مورد مطالعه، حداقل به یکی از تیمارهای محصولات آتش واکنش مثبت یا منفی معنیداری نشان داد. تیمار ترکیبی دود و 60 درجه سانتیگراد سبب افزایش معنیدار میانگین درصد جوانهزنی گونه Heteranthelium piliferum شد. همچنین این تیمار، میانگین مدت زمان جوانهزنی گونه Cousinia cylindracea را به صورت معنیداری کاهش داد. تیمار خاکستر نیز سبب افزایش میانگین درصد جوانهزنی گونههای Alyssum linifolium وStachys lavandulifolia شد. نتایج نمونهبرداری پوشش گیاهی نیز نشان داد که از بین هشت گونه مورد بررسی، گونههای H. piliferum و Taeniatherum crinitum نسبت به آتشسوزی سازگار بوده و شش گونه نیز مقاوم بودند. از نتایج این مطالعه می توان به عنوان یک عامل بالقوه در جهت درک پویایی پوششگیاهی و احیای مراتع تخریبشده استفاده نمود.