سید سعید نبوی؛ آرش ملکیان؛ ناصر مشهدی؛ خالد احمدآلی؛ رئوف مصطفیزاده؛ علی شهبازی
چکیده
منابع آب حوزه آبخیز رودخانه بالیقلوچای در استان اردبیل سهم بهسزایی در تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و نیاز زیستمحیطی دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی بر شاخصهای هیدرولوژیک جریان رودخانه بالیقلوچای است. همچنین، روند تغییرات اقلیمی و جریان رودخانه طی دوره 30 ساله (1400–1370) با استفاده از آزمون ...
بیشتر
منابع آب حوزه آبخیز رودخانه بالیقلوچای در استان اردبیل سهم بهسزایی در تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و نیاز زیستمحیطی دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر فعالیتهای انسانی و تغییرات اقلیمی بر شاخصهای هیدرولوژیک جریان رودخانه بالیقلوچای است. همچنین، روند تغییرات اقلیمی و جریان رودخانه طی دوره 30 ساله (1400–1370) با استفاده از آزمون منکندال و شیب سن در مقایس ماهانه، فصلی و سالانه ارزیابی شد. نتایج نشان داد که جریان رودخانه تحت تأثیر تغییرات فصلی، وابستگی به منابع زیرزمینی و احداث سد یامچی قرار دارد. در بالادست حوضه، افزایش بارندگی و ذوب برف در فصل بهار موجب افزایش جریان شده، در حالی که در پاییندست، میزان جریان کمتر و وابستگی به منابع زیرزمینی بیشتر است. همچنین، نوسانات بالای جریان در ایستگاه یامچی با انحراف معیار و ضریب تغییرات بالا، بیانگر افزایش خطر سیلاب در این منطقه است. نتایج حاصل از آزمونهای تحلیل روند حاکی از آن است که در دوره آماری 30 ساله، در ایستگاههای اردبیل و نیر روند تغییرات بارندگی سالانه کاهش داشته اما از نظر آماری در سطح اطمینان 99 و 95 درصد معنیدار نبوده است، در حالی که این روند در ایستگاه سینوپتیک سرعین در سطح اطمینان 99 درصد افزایش داشته است. همچنین، افزایش سالانه دما در تمامی ایستگاهها در سطح اطمینان 99 درصد معنیدار است. ارزیابی روند تغییرات دبی جریان در مقیاس زمانی سالانه در ایستگاههای هیدرومتری نیرچای و سد یامچی حاکی از روند کاهشی معنیدار در سطح اطمینان 99 درصد (p-value ≤ 0.01) است. یافتهها بر ضرورت بهکارگیری راهکارهای مدیریتی مؤثر، از جمله بهینهسازی بهرهبرداری از منابع آب، اصلاح الگوی مصرف و مدیریت دقیق سد یامچی، بهمنظور کاهش اثرات منفی تغییرات اقلیمی و انسانی بر رژیم جریان رودخانه بالیقلوچای تأکید دارند.
علی اکبر نظری سامانی؛ بهناز زرین؛ شهرام خلیقی سیگارودی
چکیده
انرژی فرسایندگی باران، فاکتوری مهم و تأثیرگذار بر جداسازی ذرات خاک و انتقال آنها میباشد و نقش مهمی در پتانسیل فرسایش منطقه دارد. شاخصهای متفاوتی به منظور محاسبۀ فرسایندگی باران ارائه شدهاند که بر مبنای ویژگیهای باران از جمله مقدار، شدت، مدت، اندازۀ قطر قطره، انرژی جنبشی و یا ترکیبی از آنها میباشند. همچنین تغییرات ...
بیشتر
انرژی فرسایندگی باران، فاکتوری مهم و تأثیرگذار بر جداسازی ذرات خاک و انتقال آنها میباشد و نقش مهمی در پتانسیل فرسایش منطقه دارد. شاخصهای متفاوتی به منظور محاسبۀ فرسایندگی باران ارائه شدهاند که بر مبنای ویژگیهای باران از جمله مقدار، شدت، مدت، اندازۀ قطر قطره، انرژی جنبشی و یا ترکیبی از آنها میباشند. همچنین تغییرات زمانی و مانی آن در برآورد مناطق حساس ضروری میباشد و به منظور مدیریت و حفاظت خاک در حوزههای آبخیز، آگاهی از میزان فرسایندگی باران در شرایط مختلف اقلیمی و تهیۀ نقشۀ فرسایندگی در هر دوره ضروری میباشد. در این پژوهش با هدف تعیین تأثیر شرایط متفاوت اقلیمی بر فرسایندگی باران در حوزۀ آبخیز فشند واقع در استان البرز، ابتدا از شاخص SPI به منظور تعیین دورههای خشکسالی، ترسالی و سال نرمال آبی هر ایستگاه استفاده شد. سپس اقدام به محاسبۀ شاخص EI30 در چهار ایستگاه باران سنج ثبات و محاسبۀ شاخص فورنیه اصلاح شده در یازده ایستگاه باران سنج معمولی و باران سنج ثبات در دورههای مختلف اقلیمی شد و روابط همبستگی بین EI30 با بارش 24 ساعته، بارش سالانه و فورنیۀ اصلاح شده برقرار شد. از این بین، بهترین رابطه بین شاخص EI30 و بارندگی سالانه با R2 =0.71 انتخاب شد. سپس روشهای مختلف درونیابی زمینآماری مورد مقایسه قرار گرفت و نقشههای پهنهبندی فرسایندگی باران در دورههای خشکسالی، ترسالی، سال نرمال آبی و در کل دورۀ آماری 91-79 تهیه شد. نتایج نشان میدهد، نقشههای خروجی مطابق با الگوی تغییر پذیری اقلیمی نشاندهندۀ بیشترین میزان فرسایندگی باران در دورۀ ترسالی و کمترین میزان آن در دورۀ خشکسالی میباشند. البته نتایج نشان دادند که فرسایندگی در فصل تابستان در دورۀ خشک بیشتر از دورۀ تر است و این مسئله به دنبال کاهش پوشش حفاظتی زمین در سالهای خشک خود موجب تشدید فرسایش در سالهای خشک میشود. در حالیکه تصور عمومی بر این است که به دلیل خشکسالی فرسایش نیز کمتر خواهد شد.
عباس غلامی؛ کاکا شاهدی؛ محمود حبیب نژاد روشن؛ مهدی وفاخواه؛ کریم سلیمانی
چکیده
هدف پژوهش حاضر پیش بینی و مقایسة تغییرات اقلیمی آینده با استفاده از مدلهای گردش عمومی جو تحت سناریوهای مختلف در حوزة آبخیز تالار استان مازندران بوده است. با توجه به بررسی آمار ایستگاههای موجود، جهت بررسی پدیدة تغییر اقلیم در حوزة مطالعاتی از مدل LARS-WG5 و سه سناریوی A1B، A2،B1 و هر کدام در سه سری انتشار 2026-2011، 2061-2046 و 2095-2080 با تعیین ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر پیش بینی و مقایسة تغییرات اقلیمی آینده با استفاده از مدلهای گردش عمومی جو تحت سناریوهای مختلف در حوزة آبخیز تالار استان مازندران بوده است. با توجه به بررسی آمار ایستگاههای موجود، جهت بررسی پدیدة تغییر اقلیم در حوزة مطالعاتی از مدل LARS-WG5 و سه سناریوی A1B، A2،B1 و هر کدام در سه سری انتشار 2026-2011، 2061-2046 و 2095-2080 با تعیین سال پایه 2007-1992 (به مدت 15 سال) از آمار ایستگاه سینوپتیک منطقهای قراخیل قائم شهر استفاده شد. نظر به اینکه مدل LARS-WG5 یکی از معتبرترین روشهای ریز مقیاس نمائی آماری میباشد که تولید دادهها توسط این مدل در سه مرحلةکالیبره کردن، ارزیابی و ایجاد دادههای هواشناسی صورت میگیرد، لذا مبنایی برای پژوهش صورت گرفته در حوضة مورد مطالعه بوده است. بر اساس نتایج این پژوهش ماههای می و اکتبر دارای بیشترین تغییرات بارش و ماههای جولای و آگوست دارای تغییرات شدید کاهشی مخصوصاً در دورة 2095-2080 در دورههای آتی حوزة مطالعاتی میباشند که پیامدهای این تغییرات میتواند در وقوع سیلابهای فصلی در ماههای پربارش و همینطور وقوع خشکسالیها و کمبود آب در فصول کم بارش در حوضه مورد مطالعه مورد توجه دقیقتر قرار گیرد. از لحاظ دمائی نیز ماههای ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر با افزایش درجة حرارت در دورههای آتی و ماههای ژانویه و فوریه نیز دارای کمترین میانگین دمای شبیهسازی شدة آتی میباشند.