نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
کلیدواژه‌ها = اقلیم

روند درازمدت روزهای خشک متوالی و زوال جنگل‌های زاگرس در کرمانشاه و خرم‌آباد

دوره 79، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 205-220

https://doi.org/10.22059/jrwm.2026.407983.1860

سمیه میرزایی، پدرام عطارد، مهدی پورهاشمی، عباس ارغوانی، سمیرا بیرانوند

چکیده هدف پژوهش، بررسی روندهای بلندمدت بارندگی و روزهای خشک متوالی (Consecutive Dry Days: CDD) و ارتباط آن با زوال جنگل‌های زاگرس بود. داده‌های روزانه ایستگاه‌های هواشناسی همدیدبانی کرمانشاه و خرم‌آباد طی ۴۹ سال (1975-2023) تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین روند تغییرات بارندگی و روزهای خشک متوالی از آزمون من-کندال و برای مقایسه میانگین‌ها، از آزمون تی-استیودنت استفاده شد. در محاسبه تعداد روزهای بارانی و روزهای خشک متوالی، به‌ترتیب روزهای با بارش کمتر از 1/0 میلی‌متر و بیش از یک میلی‌متر درنظر گرفته نشدند. میانگین بارندگی سالانه ± انحراف معیار در کرمانشاه و خرم‌آباد به‌ترتیب 104± 418 و130± 485 میلی‌متر بود و این میانگین، پیش از زوال، در کرمانشاه و خرم‌آباد به‌ترتیب107± 438 و121± 501 میلی‌متر و پس از زوال، به‌ترتیب 95± 390 و 143± 465 میلی‌متر بود. در هیچ‌کدام از ایستگاه‌ها، روندهای بارندگی در مقیاس سالانه و نیز پیش و پس از زوال معنی‌دار نبود. میانگین تعداد روز خشک سال در کرمانشاه (54/4=ZMK) و خرم‌آباد (25/4=ZMK)، روند معنی‌دار افزایشی داشت. میانگین بیشترین تعداد روز خشک متوالی سال در کرمانشاه و خرم‌آباد به‌ترتیب 142 (بیشینه: 202) و 145 (بیشینه: 195) روز ثبت شد. روند بیشینه روزهای خشک متوالی نیز، در مقیاس سالانه و پیش و پس از زوال معنی‌دار نبود. به‌رغم افزایش تعداد روزهای خشک متوالی در کرمانشاه (از 141 به 144 روز) و خرم‌آباد (از 144 به 146 روز تغییر)، در پیش و پس از زوال، روندهای سالانه معنی‌داری مشاهده نشد. زوال جنگل‌های زاگرس تنها متاثر از کاهش بارش نیست و تغییرات همزمان سایر پارامترهای اقلیمی در تسریع فرآیند زوال نقش داشته است.

تحلیل آستانه توپوگرافی فرسایش خندقی در کشور بر پایه فراتحلیل داده‌های موجود

دوره 78، شماره 2، بهار 1404، صفحه 173-187

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.378536.1774

زینب شیخی، علی اکبر نظری سامانی، حاجی کریمی، رضا بیات

چکیده فرسایش خندقی فرآیندی آستانه‌ای است که نقش مهمی در تخریب اراضی و تولید رسوب دارد. شناخت شرایط و اراضی تحت وقوع آن به عنوان یکی از مهمترین شاخص‌های شناسایی تخریب اراضی است. در این پژوهش به منظور تهیه نقشه فرسایش خندقی در سطح کشور با بررسی مقاله‌ها، پایان‌نامه‌ها و گزارش طرح پژوهشی نسبت به تدقیق موقعیت فرسایش خندقی و ایجاد پایگاه مکانی اقدام شد. موقعیت 2719 خندق در هر اقلیم و کاربری شناسایی شد. متغیرهای خاکی، اقلیم، بارندگی، دما و کاربری‌اراضی با استفاده از بررسی متون علمی-پژوهشی و مدل رقومی ارتفاعی 5/12 و 30 متری استخراج شد. آستانه توپوگرافی و درصد فراوانی خندق‌ها در ارتباط با عوامل مذکور تعیین شد. یافته‌های حاصل بیانگر 1328852 هکتار گستره خندق‌ها در سطح کشور است. بیشترین رخداد خندق در اقلیم نیمه‌خشک، طبقه بارندگی 350-250 میلیمتر در سال، مقدار زیاد سیلت ، شیب کمتر از 5 درصد و کاربری زراعت دیم است. بیشترین حد آستانه (ضریب ) در هر دو اقلیم خشک و نیمه‌خشک مربوط به کاربری مرتع است. دامنه ضریب  ( متاثر از نوع فرآیند) در اقلیم خشک از 06/0 تا 37/0 و در اقلیم نیمه خشک از 002/0 تا 46/0 متغیر است. در خاک‌های ماسه‌ای به دلیل قابلیت نفوذ بیشتر و در خاک‌های رسی به دلیل قابلیت چسبندگی، مقدار مقاومت در برابر فرسایش خندقی بیشتر از خاک‌های سیلتی است. تخریب پوشش سطحی و رواناب دو نیروی محرک مهم در رخداد خندق است و تحت شرایط تغیر اقلیم در آینده اهیمت بیشتری پیدا خواهند کرد.

برآورد تولید بلند مدت علوفۀ مراتع استپی فارس بر اساس پارامترهای اقلیمی

دوره 72، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 995-1009

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.287255.1408

مهشید سوری، مینا بیات، حسین ارزانی، مرتضی خداقلی

چکیده عوامل اقلیمی مهم­ترین عامل تأثیر‌گذار بر رشد پوشش گیاهی و تولید می‌باشند. تأثیر هر یک از این عوامل در هر منطقه بسته به نوع پوشش گیاهی متفاوت است. در این مطالعه اثر عوامل اقلیمی (بارندگی و دما) بر تولید گونه‌های گیاهی مورد چرای دام در 6 سایت استپی استان فارس در یک دورۀ ده ساله (1377 تا 1386) مورد بررسی قرار گرفت. جهت اندازه­گیری پوشش از 60 پلات 2 متر مربعی در طول 4 ترانسکت چهار صد متری استفاده شد و تولید با روش قطع و توزین در پانزده پلات در طول ترانسکت‌ها اندازه‌گیری گردید. سپس با استفاده از رابطۀ رگرسیونی بین پوشش تاجی (درصد) و تولید (کیلوگرم در هکتار)، تولید مابقی پلات‌ها برای آن سال محاسبه شد. شاخص‌های مهم اقلیمی که در این بررسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، عبارتند از: بارندگی (روزانه، ماهانه، سالانه، بارندگی فصل رویش و بارندگی فصل رویش به علاوه سال پیشین)، دما (سالانه، ماهانه، فصل رویش، بیشینه و کمینۀ دما). نتایج نشان داد متوسط تاج پوشش 3/6 درصد و متوسط تولید 5/128 کیلوگرم در هکتار بوده است و در میان شکل‌های مختلف رویشی بوته‌ای­ها بیشترین درصد پوشش و تولید و گندمیان کمترین درصد پوشش و تولید را به خود اختصاص دادند. از بین شاخص‌های مهم اقلیمی، بارندگی سالانه و دمای مرداد ماه در تمامی سایت‌ها و بارندگی فصل رویش در تمامی سایت­ها به­جز سایت ایزدخواست به عنوان مؤثرترین شاخص روی تولید علوفه مؤثر بوده و همبستگی مثبت و معنی‌داری را با تولید علوفه نشان داد. با استفاده از بارندگی سالانه می­توان تغییرات تولید علوفه را در مراتع مورد بررسی از 50 تا 92 درصد و در کل مراتع استان فارس تا 70 درصد برآورد نمود. میانگین تولید بلندمدت در مراتع بیابان زدایی، بیداعلم و ایزدخواست با استفاده از پارامترهای بارندگی سالانه، بارندگی فصل رویش و بیشینۀ دما به ترتیب 3/88، 2/95 و 7/112 کیلوگرم در هکتار برآورد شد. از یافته‌های این تحقیق می‌توان به منظور پیش‌بینی تاج‌پوشش و تولید و در نهایت ظرفیت چرایی بلندمدت در مراتع استفاده نمود.

بررسی پویایی پوشش گیاهی مراتع نیمه استپی استان اصفهان (مطالعه موردی: دولت قرین سمیرم)

دوره 69، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 311-322

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61685

سید مرتضی ابطحی

چکیده هدف از اجرای این تحقیق بررسی روند تغییرات مرتع با روش پویایی پوشش گیاهی و در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و خصوصیات خاک منطقه دولت قرین سمیرم در جنوب استان اصفهان در سطحی معادل 25 کیلومترمربع می‌باشد. پس از تعیین تیپ گیاهی و گونه‌های همراه منطقه، آمار پوشش تاجی گیاهان یک‌ساله، پهن برگان علفی چندساله، بوته‌ای‌ها، گندمیان چندساله، رطوبت، کربن آلی و پوشش خاک، طی سال‌های 1387 تا 1391 جمع‌آوری شد. بدین منظور از 3 نوار ترانسکت به طول 500 متر در جهت تغییرات تیپ گیاهی استفاده گردید. بر روی هر ترانسکت 10 پلات و در کل 30 پلات با ابعاد 2 در 1 متر (بر اساس روش سطح حداقل) مشخص گردید. میزان بارندگی و دما بر اساس آمار ایستگاه هواشناسی سمیرم محاسبه و منحنی‌های آمبروترمیک سال‌های رویشی موردنظر ترسیم گردید. تغییرات پارامترهای اندازه‌گیری شده به کمک روش تجزیه واریانس (F-test) بررسی و میانگین هر پارامتر از سالی به سال دیگر (طی 4 سال) با روش دانکن مقایسه گردید. تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که تفاوت در متغیرهایی مانند رطوبت خاک، پوشش تاجی یک‌ساله‌ها، بوته‌ای‌ها، پهن برگان علفی، گندمیان چندساله، پوشش خاک و گونه Bromus tomentellus در سطح 99 درصد و پوشش تاجی کل، گونه Poa bulbosa و میزان کربن آلی خاک در سطح 95 درصد معنی‌دار می‌باشد. افزایش بارش در سال‌های پایانی اجرای طرح، بخصوص در فصل بهار و هم‌زمان با رشد گیاه، تأثیر مشهودی در افزایش پهن برگان علفی و گندمیان گذاشته است. به‌طوری‌که پوشش تاجی پهن برگان علفی از 93/2 به 13/7 و پوشش تاجی گندمیان از 1/7 به 05/14 درصد رسیده است. تغییرات و پویایی سالانه پوشش گیاهی با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و خاک منطقه بررسی و درنهایت عامل اقلیم به‌عنوان تأثیرگذارترین عامل مشخص گردید.

اکولوژی فردی گیاه قیچ Zygophyllum atriplicoides در مراتع استان خراسان شمالی

دوره 65، شماره 4، زمستان 1391، صفحه 483-494

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.32047

محمد جنگجو، فریبا نوعدوست

چکیده بررسی­های اکولوژیک گیاهان شناخت ما را از اکوسیستم­های مرتعی افزایش می­دهد و امکان برنامه­ریزی را برای مدیریت صحیح آنها فراهم می­سازد. با انجام بازدیدهای میدانی و مطالعات آزمایشگاهی در سالهای 1387 و 1388، رویشگاه‏های اصلی گیاه قیچ در مراتع قشلاق و میان­بند استان خراسان شمالی مشخص و شرایط اکولوژیک رویشگاه، فنولوژی و کیفیت علوفه آن بررسی شد.  بر اساس نتایج، گیاه قیچ در رویشگاه­هایی با بارندگی متوسط سالانه
380-260 میلی­متر، دما 16-8 درجه سانتی­گراد، دامنه ارتفاعی 680 تا 1200 متر از سطح دریا، تیپ اراضی دشت و تپه ماهوری، سازند زمین­شناسی کنگلومرا، مارن، شیل و ماسه سنگ، و خاک دارای بافت سبک (سیلتی لوم) اسیدیته قلیایی ضعیف و غیرشور، و فقیر از نظر نیتروژن و فسفر رویش داشت. رشد رویشی و گلدهی از اوایل فروردین تا خرداد، و بذردهی در طی تیر و مرداد اتفاق افتاد.  از ابتدا به انتهای فصل رشد درصد ADF و NDF بیشتر ولی درصد پروتئین خام بطور معنی­داری کمتر بوده، که سبب کاهش کیفیت علوفه شده است. توانایی رویش در انواع رویشگاه‏ها و شرایط اقلیمی - از خشک سرد تا گرم و مرطوب- و دارا بودن ارزش پروتئینی و انرژی متابولیسمی علوفه بیش از حد بحرانی مورد نیاز دام­های مرتعی از مزّیت­های نسبی قیچ؛ از طرف دیگر، ریزش شدید برگ‏ها در برابر گرما و خشکی، عدم رویش در اراضی شور، و پایین بودن خوشخوراکی و ارزش رجحانی از محدودیت­های این گیاه درمرتعداری محسوب می­شوند. در خراسان شمالی، بهترین زمان برای چرای قیچ، اواسط اردیبهشت تا نیمه تیرماه، و تهیه بذر اوایل مرداد ماه است.