مهدی وفاخواه؛ محمد طاوسی
چکیده
امروزه استفاده از آبهای سطحی به منظور تامین نیازهای متنوع انسان نظیر شرب، کشاورزی و صنعت باعث شده است که سلامت اکوسیستمهای رودخانهای و نقش آن در سامانه طبیعی به خطر بیفتد. حداقل جریان محیطزیستی در رودخانه سطح مطمئنی از حفاظت را برای محیط زیست وابسته به آب مهیاء میکند. در پژوهش حاضر مقدار جریان محیطزیستی رودخانه چشمهلنگان ...
بیشتر
امروزه استفاده از آبهای سطحی به منظور تامین نیازهای متنوع انسان نظیر شرب، کشاورزی و صنعت باعث شده است که سلامت اکوسیستمهای رودخانهای و نقش آن در سامانه طبیعی به خطر بیفتد. حداقل جریان محیطزیستی در رودخانه سطح مطمئنی از حفاظت را برای محیط زیست وابسته به آب مهیاء میکند. در پژوهش حاضر مقدار جریان محیطزیستی رودخانه چشمهلنگان واقع در استان اصفهان از دو روش هیدرولیکی شیب منحنی و حداکثر انحناء محیط خیس شده محاسبه شد. نتایج نشان داد که هر دو روش شیب و انحناء مقادیر یکسانی از حداقل جریان محیطزیستی برآورد میکنند. بهطوریکه اختلاف دو روش در ایستگاه S1 حدود 07/0 مترمکعب بر ثانیه بود. با توجه به دبی اندازهگیری شده در ایستگاه S1، به غیر از ماه آذر در تمام ماهها حداقل جریان محیطزیستی تامین میشود. در حالی که در ایستگاههای S3 و S4 دبی جریان اندازهگیری شده، حداقل جریان محیطزیستی را بهدلیل تاثیر سد در هیچ کدام از ماهها تامین نمیکند. مقدار دبی 39/0 مترمکعب برثانیه برای ایستگاه اول (S1) و 44/1 و 68/1 مترمکعب برثانیه به ترتیب برای ایستگاههای سوم و چهارم (S3 و S4) بهعنوان حداقل جریان محیطزیستی رودخانه چشمهلنگان پیشنهاد شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط کمبود داده میتوان جریان محیطزیستی را به روش هیدرولیکی به دست آورد.
محسن عادلی ساردوئی؛ علی اسدی؛ خلیل کلانتری؛ علی اکبر براتی؛ حسن خسروی
چکیده
بررسی روند توسعۀ کشت محصولات بر اساس نیاز آبی در کنار آشکار سازی و پیشبینی تغییرات کاربری اراضی تصویر روشنی از وضعیت منابع آبی و تغییرات کاربری اراضی در اختیار برنامهریزان قرار میدهد تا آگاهانهتر بتوانند در راستای حفظ منابع آب و خاک برنامهریزی نمایند. از اینرو، تحقیق حاضر با دو هدف کلی صورت پذیرفت. هدف اول، بررسی تغییرات ...
بیشتر
بررسی روند توسعۀ کشت محصولات بر اساس نیاز آبی در کنار آشکار سازی و پیشبینی تغییرات کاربری اراضی تصویر روشنی از وضعیت منابع آبی و تغییرات کاربری اراضی در اختیار برنامهریزان قرار میدهد تا آگاهانهتر بتوانند در راستای حفظ منابع آب و خاک برنامهریزی نمایند. از اینرو، تحقیق حاضر با دو هدف کلی صورت پذیرفت. هدف اول، بررسی تغییرات کاربری اراضی در گذشته و پیشبینی آن در آینده با استفاده از مدلساز تغییر زمین (LCM) و روش رگرسیون لجستیک بود. آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی با بهکارگیری تصاویر ماهواره Landsat و سنجندههای TM (تصویر سال 1369)، ETM+ (تصویر سال 1382) و OLI (تصویر سال 1398) انجام شد. هدف دوم مطالعه، بررسی روند توسعۀ محصولات کشاورزی از منظر نیاز آبی در سه دهۀ گذشته بود که بر اساس آمار و اطلاعات سازمان جهاد کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت. مدلسازی نیروی انتقال براساس روش رگرسیون لجستیک و متغیرهای مدل رقومی ارتفاع (DEM)، شیب، جهت، زمین شناسی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه، فاصله از شهر، شاخص NDVI انجام گرفت و جهت پیشبینی تغییرات کاربری اراضی در دورۀ آتی، از زنجیرۀ مارکوف استفاده گردید. همچنین با استفاده از آمار و اطلاعات سه دهۀ گذشته و اطلاعات سند ملی آبیاری کشور، روند تغییرات سطح زیر کشت محصولات زراعی عمده بر اساس نیاز آبی در دشت جیرفت مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تغییرات کاربری اراضی حاکی از آن بود که بیشترین افزایش مساحت مربوط به اراضی کشاورزی با 444 کیلومتر مربع و بیشترین کاهش مساحت مربوط به اراضی مرتعی (404 کیلومترمربع) بوده است و تخریب اراضی مرتعی و بایر بیشتر در راستای تبدیل این اراضی به اراضی کشاورزی و اراضی مسکونی بوده است. همچنین نتایج حاصل از پیشبینی کاربری آینده 1410 با استفاده از مدل LCM نشان داد که در دورۀ زمانی مورد مطالعه (1410- 1369) مساحت اراضی مسکونی و کشاورزی به ترتیب 9/54 و 69/667 کیلومتر مربع افزایش خواهند یافت. نتایج حاکی از آن بود که در سه دهۀ گذشته کشت محصولات زراعی با نیاز آبی بالا در دشت جیرفت توسعۀ بیشتری داشته است که با توجه به وضعیت بحرانی منابع آب در دشت جیرفت میتواند اثرات منفی برای اکوسیستم این دشت داشته باشد.
عباس رضائی هارونی؛ رفعت زارع بیدکی؛ سمانه پورمحمدی
چکیده
فناوری بارورسازی ابرها راهکاری جدید و نسبتا موثر جهت کاهش اثرات خشکسالی و افزایش آب در دسترس است. بارورسازی ابرها از منعطفترین و به صرفهترین راههای مدیریت منابع آب است که میتواند موجب افزایش 10 تا 30 درصدی بارندگی سالانه شود. حوزه آبخیز بهشت آباد که در سراب حوزهی آبخیزکارون واقع است، میتواند مستعد بارورسازی ابرها در استان ...
بیشتر
فناوری بارورسازی ابرها راهکاری جدید و نسبتا موثر جهت کاهش اثرات خشکسالی و افزایش آب در دسترس است. بارورسازی ابرها از منعطفترین و به صرفهترین راههای مدیریت منابع آب است که میتواند موجب افزایش 10 تا 30 درصدی بارندگی سالانه شود. حوزه آبخیز بهشت آباد که در سراب حوزهی آبخیزکارون واقع است، میتواند مستعد بارورسازی ابرها در استان چهارمحال و بختیاری باشد. بنابراین با استفاده از دادههای فیزیوگرافی و هواشناسی پتانسیل زمانی و مکانی بارورسازی ابرها در این منطقه بررسی شد. نتایج نشان داد که 43/25 درصد مناطق حوزه آبخیز بهشتآباد که بیشتر در منطقه جنوب غربی حوضه قرار دارد، برای بارورسازی ابرها مناسب میباشد. در ادامه به بررسی کارایی مدل IHACRES به منظور شبیهسازی رواناب خروجی از حوزه پرداخته شد. سپس با استفاده از مدل IHACRES رواناب حوزه آبخیز بهشتآباد برای یک سال نرمال شبیهسازی شد. دو سناریو افزایش ده درصد بارش ماه فوریه و افزایش ده درصد بارش در شش ماه سال یعنی ماههای فوریه، ژانوبه، دسامبر، مارس، نوامبر و آوریل (نسبت به یک سال متوسط) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که افزایش ده درصدی بارش در ماه فوریه 6/3 درصد و افزایش ده درصدی بارش در شش ماه مذکور 7/13 درصد به حجم آورد سالانه رودخانه بهشتآباد اضافه میکند. همچنین 10 درصد افزایش بارش در دو سال نمونه ترسالی و خشکسالی مقایسه شد. نتایج نشان داد اثر بارورسازی ابرها در خشکسالی بیشتر است.
لیلا یغمایی؛ رضا جعفری؛ سعید سلطانی؛ حسن جهانبازی
چکیده
برف از عوامل موثر بر میزان و عملکرد پوشش گیاهی در ارتفاعات می باشد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر شاخص های سطح پوشش برف و ماندگاری پوشش برف بر دو گونه غالب و دارای زوال شامل گون گزی (Astragalus adscendens) و بلوط ایرانی (Quercus brantii) در استان چهارمحال و بختیاری از سال 1382 تا 1395 (2016-2003) میباشد. بدین منظور مقادیر شاخص نرمال شده تفاضل برف (Normalized Difference Snow Index ...
بیشتر
برف از عوامل موثر بر میزان و عملکرد پوشش گیاهی در ارتفاعات می باشد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر شاخص های سطح پوشش برف و ماندگاری پوشش برف بر دو گونه غالب و دارای زوال شامل گون گزی (Astragalus adscendens) و بلوط ایرانی (Quercus brantii) در استان چهارمحال و بختیاری از سال 1382 تا 1395 (2016-2003) میباشد. بدین منظور مقادیر شاخص نرمال شده تفاضل برف (Normalized Difference Snow Index ,NDSI) و شاخص نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی (Normalized Difference Vegetation Index, NDVI) از تصاویر ماهواره ای MODIS استخراج و در محدوده های دارای زوال پوشش گیاهی جنگلی (مناطق بارز، سوه، هلن و منطقه شاهد جنگی) و پوشش مرتعی (منطقه زوال گون گزی و منطقه شاهد گون گزی) با استفاده از آنالیز پیرسون مقایسه گردید. نتایج نشان داد که متوسط کاهش سطح پوشش برف در استان طی دوره مورد بررسی تا حدود 32 درصد قابل مشاهده است، اگرچه روند ثابتی ملاحظه نگردید. شاخص های برف مطالعاتی حداکثر همبستگی را با پوشش های مرتعی و جنگلی در ماه مارس نشان دادند. مناطق دارای زوال گون گزی بیشترین همبستگی را با شاخص سطح برف (R>0.70) و شاخص ماندگاری پوشش برف (R>0.71) در ماه مذکور نشان داد. لذا، نتایج بیانگر آن است که تاثیر ماندگاری برف بر پوشش گیاهی بیشتر از سطح برف می باشد. مطابق یافته های تحقیق، بارش های برف انتهای فصل زمستان و ماندگاری آن بر میزان پوشش گون گزی در مقایسه با پوشش گیاهی جنگلی موثرتر و در صورت کاهش برف این گونه به زوال حساس تر می گردد.
زهرا طاهری؛ مهدی قربانی؛ شراره پورابراهیم؛ کامران رضایی توابع
چکیده
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد ...
بیشتر
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد به نظام قاعدهگذاری، رویههای تصمیمگیری و برنامههایی اطلاق میشود که موجب شکلگیری حرکتهای اجتماعی، تعیین نقش افراد در این حرکتها و نحوه تعامل آنها میشود. در این پژوهش، از مدل چرخ ظرفیت سازگاری برای ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادی استفاده شد. این مدل شامل شش معیار کلیدی 1) تنوع، 2) ظرفیت یادگیری، 3) ظرفیت واکنش خودسازگارانه، 4) ویژگی رهبری، 5) منابع و 6) حکمرانی منصفانه است. برای انجام این بررسی، پس از تحلیل نظام کشاورزی و شناسایی 27 دستاندرکار مرتبط، پرسشنامه ظرفیت سازگاری در بین این دستاندرکاران سازمانی تکمیل و همچنین مصاحبههایی برای جمعآوری اطلاعات تکمیلی انجام شد. نتایج نشان داد که تمام ابعاد ظرفیت سازگاری نهادی بهطور کلی منفی ارزیابی شدند. این بدان معناست که برای مقابله چالشهای جدید و سازگاری با شرایط متغیر، ضعفها و کاستیهایی وجود دارد که نیازمند بهبود و اصلاح هستند. شاخص منابع مالی، با بیشترین مقدار منفی، نشاندهنده ضعف ساختاری سازمانها در واکنش به شرایط جدید است. بر اساس نتایج، امتیاز چرخ ظرفیت سازگاری نهادی نظام کشاورزی در همبست آب - انرژی - غذا با مقدار عددی 29/0- ارزیابی شد که این امر حاکی از وجود موانعی است که از سازگاری مؤثر نظام با چالشهای این همبست جلوگیری میکند.
بهرام بختیاری؛ آرش ملکیان؛ علی اکبر نظری سامانی؛ رضا شهبازی
چکیده
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح ...
بیشتر
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح آب زیرزمینی و فرونشست زمین در دشت تهران-شهریار، با استفاده از دادههای اندازهگیری شده برپایه فناوریهای نوین تداخلسنجی راداری مبتنی بر تصاویر ماهوارهای سنتینل 1 و تحلیل دادههای سطح آب زیرزمینی با روشهای آماری میباشد. نوآوری اصلی تحقیق در استفاده همزمان از تمامی پیزومترهای موجود در محدوده مطالعاتی و کالیبراسیون دادههای راداری با اندازهگیریهای ترازیابی دقیق زمینی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که افت سطح آب زیرزمینی، عامل اصلی تحریک فرونشست در منطقه است. تحلیل همبستگی متقابل دادهها، تأخیر زمانی صفر تا 3 ساله و میانگین 1 سال بین افت سطح آب زیرزمینی و وقوع فرونشست را در کل محدوده آشکار میسازد. این تأخیر زمانی ناشی از فرآیندهای ژئومکانیک پیچیده در توالی لایههای رسوبی آبدار (به ویژه ضخامت لایه رس)، باساختار زمینشناسی پیچیده است. تحلیلهای مکانی-زمانی نشان میدهد که دشت تهران-شهریار با پتانسیل زیاد فرونشست مواجه است، بهطوریکه میانگین نرخ نشست در برخی نقاط به بیش از 23 میلیمتر در سال میرسد. این روند میتواند تهدیدی جدی برای زیرساختهای حیاتی، سازههای مهندسی و کل پهنه سرزمینی منطقه ایجاد کند. پیامدهای این مطالعه اهمیت مدیریت یکپارچه منابع آب زیرزمینی، کنترل برداشت، و پایش مستمر تغییرات ژئودینامیک را برجسته میسازد. همچنین، نتایج میتواند مبنای علمی مناسبی برای تهیه نقشه ریسک، حساسیت و آسیبپذیری به فرونشست مورد استفاده قرار بگیرد.
علی بابایی احمدآباد؛ مقداد جورغلامی
چکیده
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش ...
بیشتر
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش در حوزه 45 آبخیز جنگلهای هیرکانی انجام شده و هدف آن بررسی تاثیر عملیات چوبکشی بر تنوع و زادآوری گونههای درختی در میانمدت میباشد. به همین منظور 4 پارسل با سنین بهرهبرداری 7، 10، 15 و 20 سال در جنگل خیرود (پارسلهای 316، 317، 220 و 221) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. تاثیر مشخصههای فیزیکی خاک (درصد تخلخل و مقاومت به نفوذ خاک)، pH و لاشبرگ (C، N و C/N) و نور تحت سطوح مختلف تردد (دپو، زیاد، متوسط و کم) و تاثیر آنها بر شاخصهای تنوع زیستی با استفاده از پنج سنجه دومیننس، شانون، سیمپسون، مارگالف و یکنواختی بررسی شد. نتایج نشان داد عملیات چوبکشی تاثیر مخربی بر زادآوری جنگل داشته و علاوه بر تعداد گیاهان، ترکیب گونهای را نیز تغییر داده است، گونه نورپسند پلت 8 درصد افزایش و گونه سایهپسند راش 68 درصد کاهش را نشان میدهد و این امر یک زنگ خطر اکولوژیکی در جنگلهای هیرکانی محسوب میشود. نتایج نشان داد شدت تردد و سن بهرهبرداری و اثر متقابل شدت تردد و سن بهرهبرداری بهصورت معنیداری بر زادآوری جنگل موثر بوده و همه فاکتورهای محیطی این تحقیق، تحت تاثیر شدت تردد و سنین بهرهبرداری بودهاند. نتایج آنالیز چند متغیره PCA نیز نشان داد، مشخصههای خاک مانند مقاومت به نفوذ و شاخصهای تنوع زیستی بهشدت تحت تاثیر عملیات چوبکشی قرار داشتهاند و بین خصوصیات لاشبرگ، نور و میزان تخلخل خاک به شدت همبستگی مثبت وجود دارد.
مریم غلامی؛ عطاءاله ابراهیمی؛ اسماعیل اسدی بروجنی؛ الهام قهساره اردستانی؛ حمزه علی شیرمردی
چکیده
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن ...
بیشتر
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن تفاضل تصاویر سالهای 2013 و 2023 برای شاخصهای مختلف نظیر NDVI، VHI،TCT و SR آستانهگذاری مقادیر تفاضل برای هر شاخص بهمنظور شناسایی لکههای خشکیده انجام شد. بهمنظور صحتسنجی نتایج، پس از شناسایی لکههای خشکیده، به عرصههای طبیعی مراجعه و آماربرداری میدانی انجام گردید تا تطابق مناطق شناساییشده با وضعیت واقعی ارزیابی شود. نتایج نشان داد که شاخص SR با دقت کلی 75 درصد و ضریب کاپای 75/0 بهترین عملکرد را در شناسایی لکههای خشکیده داشت و نشاندهندهی تطابق مناسب نتایج با دادههای میدانی است. پس از آن، شاخص VHI با دقت 60 درصد و ضریب توافق 4/0، مناسبترین شاخص پوشش گیاهی برای تعیین مناطق خشکیده بوده است. شاخص TCT نیز توانست تغییرات پوشش گیاهی را با دقت کلی 52 درصد و ضریب توافق 32/0 شناسایی نماید. در این بین، شاخص NDVI با دقت 40 درصد و ضریب توافق 28/0 کمتر از حد انتظار، نتوانست تغییرات پوشش گیاهی را در مناطق خشکیده شده نشان دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص SR بهعنوان ابزاری مؤثر در تشخیص لکههای خشکیده در مناطق مرتعی میتواند بهطور قابلتوجهی در پیش آگاهی، پایش و مدیریت بهینهی منابع طبیعی کمک کند.
رحمان شریفی؛ فاطمه برزگری بنادکوکی؛ مجتبی پاک پرور
چکیده
با توجه به افزایش تنشهای خشکی در مناطق خشک و نیمهخشک، نیاز به روشهایی دقیق، غیرمخرب و کمهزینه برای برآورد مصرف آب پوششهای گیاهی اهمیت ویژهای یافته است. مدل METRIC بهعنوان یکی از مدلهای پیشرفته مبتنی بر سنجش از دور، در سالهای اخیر برای تخمین تبخیر-تعرق واقعی (ETa) مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی دقت مدل ...
بیشتر
با توجه به افزایش تنشهای خشکی در مناطق خشک و نیمهخشک، نیاز به روشهایی دقیق، غیرمخرب و کمهزینه برای برآورد مصرف آب پوششهای گیاهی اهمیت ویژهای یافته است. مدل METRIC بهعنوان یکی از مدلهای پیشرفته مبتنی بر سنجش از دور، در سالهای اخیر برای تخمین تبخیر-تعرق واقعی (ETa) مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی دقت مدل METRIC در برآورد ETa در منطقه خشک و اراضی پخش سیلاب دشت چنداب ورامین، بر پایه تصاویر ماهوارهای سطح 2 لندست ۸ در بازه زمانی پاییز 1397 تا زمستان 1400 و دادههای هواشناسی میدانی انجام شد. پس از انجام پردازشهای رادیومتریک و اتمسفری تصاویر، پارامترهای بیلان انرژی استخراج گردید و کیفیت نتایج با رویکردی جامع و چندمنبعی بررسی شد تا قابلیت اعتماد مدل افزایش یابد. نتایج حاصل از مدل به دلیل عدم دسترسی به دادههای لایسیمتر وزنی با مدل استاندارد FAO Penman-Monteith مقایسه شد. نتایج نشاندهنده دقت بالا و قابلیت کاربرد مدل در دشتهای حاشیه کویر مانند چنداب ایران است. میانگین ضریب تعیین (R²) بالاتر از 9/0 و خطای ریشه میانگین مربعات RMSE کمتر از 52/0 میلیمتر بر روز، گواهی بر صحت بالای مدل دارند. همچنین، ارتباط قوی بین شاخص ETo و ETa بهخوبی بیانگر تاثیر و نقش پوشش گیاهی در فرآیند تبخیر-تعرق و پویایی مکانی آن است.
محمدمهدی پورحسن مهرزنجانی؛ حسین آذرنیوند؛ آرش ملکیان
چکیده
روددرههای شهری بهعنوان بسترهای پیونددهنده نظام طبیعی و ساختار شهری، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت اجتماعی، تجربه جمعی و بازآفرینی هویت شهری دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با هدف سنجش میزان موفقیت اقدامات احیایی در بهبود کیفیت اجتماعی و تقویت پیوندهای انسانی در روددرههای شرقی تهران (دارآباد و دربند) انجام شد. دادههای ...
بیشتر
روددرههای شهری بهعنوان بسترهای پیونددهنده نظام طبیعی و ساختار شهری، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت اجتماعی، تجربه جمعی و بازآفرینی هویت شهری دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با هدف سنجش میزان موفقیت اقدامات احیایی در بهبود کیفیت اجتماعی و تقویت پیوندهای انسانی در روددرههای شرقی تهران (دارآباد و دربند) انجام شد. دادههای نظری از طریق مطالعات کتابخانهای و مشاهدات میدانی گردآوری و پس از کدگذاری مفهومی به گزارههای اولیه تبدیل شد. پس از بررسی کفایت مفهومی، بسامد موضوعی و تناسب گزارهها با اهداف احیا و ابعاد SWOT، مجموعه نهایی شامل ۱۲ گزاره با مشارکت خبرگان دانشگاهی و اساتید راهنما تأیید شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 70/0 قابل قبول تشخیص داده شد و جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان احیا و بازآفرینی شهری بود که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند؛ ۲۰ نفر اعضای هیئتعلمی در حوزههای آبخیزداری شهری، هیدرولوژی، ژئومورفولوژی، منظر و محیطزیست (۶۷ درصد) و ۱۰ نفر مدیران و کارشناسان ارشد شهرداری تهران در بخش فرهنگی-اجتماعی (۳۳ درصد). روایی محتوایی پرسشنامه نیز توسط خبرگان تأیید شد و نسخه نهایی پرسشنامه SWOT با ۱۲ گزاره و طیف پنجدرجهای لیکرت تدوین گردید. پاسخها در مقیاس 1 تا 5 وزندهی و در چهار بعد قوت، ضعف، فرصت و تهدید طبقهبندی شدند. تحلیل نهایی SWOT نشان داد که با وجود پویایی اجتماعی، پیشینه فرهنگی و خدمات اکوسیستمی ارزشمند دارآباد و دربند، ضعف انسجام فضایی، ناامنی ادراکی، گسست ناشی از زیرساختهای شهری و غلبه مداخلات کالبدی-مهندسی مانع تحقق اهداف اجتماعی و هویتی شده است. نتایج نشان میدهد راهبرد غالب، راهبرد محافظهکارانه (ST) است که بر بهرهگیری از ظرفیتهای طبیعی، مدیریتی و نهادی برای کاهش تهدیدهای اجتماعی- محیطی تأکید دارد. بر این اساس، دستیابی به کیفیت اجتماعی پایدار مستلزم عبور از مداخلات صرفاً کالبدی و تقویت نظارت، انسجام فضایی، بهرهگیری هدفمند از ظرفیتهای نهادی شهرداری و افزایش مشارکت اجتماعی است.
سجاد ابتکاراصل؛ اسماعیل اسدی بروجنی؛ سمیه دهقانی
چکیده
پژوهش با هدف ارزیابی مقایسه شاخصهای فیزیکوشیمیایی و ارزش غذایی دو گونه دارویی-مرتعی بیلهر(Dorema aucheri) و بنسرخ(Allium haemanthoides) در چهار رویشگاه زاگرس مرکزی (زنگوا، بیدسردره، جونقان–سالدوران، کوهرنگ–زردکوه) انجام شد. نمونهبرداری از اندامهای هوایی گیاهان در مرحله گلدهی انجام و پس از اختلاط برگ و ساقه، نمونهها در چهار تکرار از ...
بیشتر
پژوهش با هدف ارزیابی مقایسه شاخصهای فیزیکوشیمیایی و ارزش غذایی دو گونه دارویی-مرتعی بیلهر(Dorema aucheri) و بنسرخ(Allium haemanthoides) در چهار رویشگاه زاگرس مرکزی (زنگوا، بیدسردره، جونقان–سالدوران، کوهرنگ–زردکوه) انجام شد. نمونهبرداری از اندامهای هوایی گیاهان در مرحله گلدهی انجام و پس از اختلاط برگ و ساقه، نمونهها در چهار تکرار از لحاظ درصد خاکستر ، الیاف نامحلول در شوینده خنثی ، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی ، درصد پروتئین ، درصد قندهای محلول ، درصد ماده خشک قابل هضم ، درصد رطوبت ، درصد چربی ، اسیدیته قابل تیتراسیون و شدت اسیدی بودن (PH) مورد تجزیه قرار گرفتند. از تجزیه واریانس فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی برای تحلیل دادهها در نرمافزار SAS استفاده شد و مقایسه میانگینها با آزمون LSD در سطوح 5 و 1 درصد انجام گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر متقابل گونه و منطقه به جز درصد خاکستر، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و درصد رطوبت بر سایر ویژگیهای اندازه گیری شده در سطح احتمال ۱ درصد معنیدار بود. بر اساس مقایسه میانگینها، اکوتیپ بیدسردره در هر دو گونه با بیشترین پروتئین خام (43/23 درصد در بیلهر و 68/27 در بنسرخ)، کمترین الیاف نامحلول در شوینده خنثی (09/24 درصد در بیلهر و 35/23 درصد در بنسرخ) و بالاترین قابلیت هضم بهعنوان برترین رویشگاه شناسایی شد. بهگونهای که بیشترین پروتئین خام و بالاترین قابلیت هضم (58/72 درصد در بیلهر) را به خود اختصاص داد. همچنین، بیلهر در زنگوا (91/20) تحت تنش خشکی و بنسرخ در کوهرنگ تحت تنش سرمایی با افزایش درصد قندهای محلول پاسخ نشان دادند. همبستگی منفی بسیار قوی بین الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و قابلیت هضم، کارایی الیاف نامحلول در شوینده اسیدی را برای برآورد سریع کیفیت علوفه تأیید کرد. در مجموع، نتایج بر برتری اکوتیپ بیدسردره و اهمیت حفاظت از تنوع اکوتیپی بهعنوان راهبردی برای مدیریت پایدار مراتع زاگرس تأکید دارد.
محسن آرمین؛ وجیهه قربان نیا خیبری؛ رویا قهرمانی
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی روند تغییرات شدت خطر فرسایش خاک در محدوده شهر یاسوج طی دوره زمانی ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۵ با استفاده از استاندارد SL 190-2007 و دادههای سنجش از دور در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی است.در این پژوهش، بهمنظور ارزیابی خطر فرسایش خاک، از تلفیق پارامترهای زاویه شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی استفاده شد. زاویه شیب از مدل رقومی ارتفاع ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر بررسی روند تغییرات شدت خطر فرسایش خاک در محدوده شهر یاسوج طی دوره زمانی ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۵ با استفاده از استاندارد SL 190-2007 و دادههای سنجش از دور در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی است.در این پژوهش، بهمنظور ارزیابی خطر فرسایش خاک، از تلفیق پارامترهای زاویه شیب، پوشش گیاهی و کاربری اراضی استفاده شد. زاویه شیب از مدل رقومی ارتفاع استخراج گردید. نقشههای کاربری اراضی با بهرهگیری از تصاویر ماهوارهای لندست TM برای سال ۱۹۹۲ و ETM+ برای سال ۲۰۲۵ و با استفاده از روش طبقهبندی نظارتشده به روش حداکثر احتمال تهیه و صحتسنجی شدند. بهمنظور کمیسازی پوشش گیاهی، شاخص نرمالشده تفاوت پوشش گیاهی (NDVI) محاسبه و کسری پوشش گیاهی (VFC) با استفاده از مدل پیکسل دوگانه (DPM) استخراج گردید. در نهایت، بر اساس استاندارد SL 190-2007، نقشههای خطر فرسایش خاک در شش کلاس خیلی کم، کم، متوسط، شدید، خیلی شدید و فوقالعاده شدید تهیه و تغییرات مکانی–زمانی آنها مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج نشان داد که طی بازه زمانی ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۵، الگوی خطر فرسایش خاک در محدوده شهر یاسوج دستخوش تغییرات قابلتوجهی شده است. مساحت کلاسهای خطر شدید، خیلی شدید و فوقالعاده شدید از مجموع ۳۶ درصد در سال ۱۹۹۲ به ۶۲ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است، در حالی که سهم کلاسهای خطر خیلی کم و کم که در ابتدای دوره بیش از نیمی از مساحت منطقه را شامل میشدند، بهطور چشمگیری کاهش یافتهاند.