نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
نویسنده = مرزبان فرامرزی

تأثیر چرای دام بر رابطۀ بین پوشش و زیتودۀ گیاهی بالای سطح زمین با شاخص‎های گیاهی در منطقۀ سبزکوه چهارمحال و بختیاری

دوره 73، شماره 1، بهار 1399، صفحه 33-47

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.272219.1336

رضا امیدی پور، عطاالله ابراهیمی، پژمان طهماسبی، مرزبان فرامرزی

چکیده پوشش و زیتوده گیاهی از مهم­ترین شاخص‎های اکوسیستم مرتعی بوده که برآورد صحیح آن­ها ضروری است. شاخص‏های گیاهی، ابزاری برای ارزیابی و پایش پوشش و زیتوده هستند که کارآیی آن­ها در مدیریت‏های مختلف بررسی نشده است. در تحقیق حاضر، تأثیر قرق بلندمدت (26 ساله) بر رابطۀ بین پوشش و زیتوده با شاخص‎های­گیاهی در منطقۀ حفاظت شدۀ سبزکوهِ چهارمحال‌وبختیاری با تصاویر ماهوارۀ‏ لندست-8 مورد ارزیابی قرار گرفت. پوشش و زیتوده­گیاهی، با 10 پلات 30*30 و در هر یک با استفاده از کوادرات‏های 2*2 مترمربعی (60 کوادرات) در خرداد 1395 ارزیابی شد. نتایج گویای تفاوت پوشش مناطق قرق و چرایی (به ترتیب 46 و 57 درصد) و زیتودۀ گیاهی (1011 و 1656 کیلوگرم در هکتار) به صورت معنی‌داری بود. رعایت فصل و شدت چرا و پتانسیل بالای تولید در منطقۀ چرایی و انباشت زیاد لاشبرگ، عدم تحریک­پذیری گیاهان و رقابت در مناطق قرق موجب بهبود درصد پوشش و زیتودۀ ­گیاهی در منطقۀ چرایی در مقایسه با قرق بودند. شاخص‎های گیاهی اصلاح کنندۀ اثر خاک در مناطق قرق و چرا برآورد بهتری از پوشش داشتند (به ترتیب 828/0TSAVI1= و 884/0PVI3=). همچنین شاخص PVI2 در هر دو منطقۀ قرق (726/0R2=) و چرایی (698/0R2=) برآورد بهتری از زیتوده داشت. برتری بیشتر شاخص‎های مذکور به دلیل اصلاح اثر خاک و اصلاح اثر گندمیان چندساله، در مناطق مورد بررسی بود. نتایج این تحقیق نشان داد که چرای دام موجب تغییر در ساختار گیاهی و ارتباطات شاخص‎های گیاهی با پوشش شده لذا حسب تغییرات ترکیب و ساختار گیاهی درمناطق مختلف چرایی لازم است از شاخص‎های متفاوتی استفاده شود.

بررسی تأثیر چرای دام بر مؤلفه‎های تنوع گیاهی مراتع نیمه‌خشک کشور

دوره 70، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 723-734

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.113281.803

رضا امیدی پور، رضا عرفانزاده، مرزبان فرامرزی

چکیده چرای شدید دام یکی از مخرب‎ترین عوامل در عرصۀ مراتع نیمه­خشک کشور است که باعث کاهش تنوع و از بین رفتن برخی از گیاهان حساس به چرا می‏گردد. از طرف دیگر با توجه به تغییرپذیری الگوی پراکنش گونه‎های گیاهی در مقیاس‌های مختلف، لزوم استفاده از مقیاس در ارزیابی‎های تنوع ضروی است. بنابراین این تحقیق با استفاده از روش تقسیم‏بندی افزایشی به بررسی تأثیر چرای دام روی مؤلفه‎های تنوع در مقیاس‌های گوناگون در مراتع غرب کشور در ایلام می­پردازد. بدین منظور نمونه‎برداری از 40 پلات 4 مترمربعی در 8 سایت مرتعی شامل 4 سایت قرق و چهار سایت در حال چرا انجام گرفت. بر اساس روش تقسیم‎بندی افزایشی کل تنوع به مؤلفه‏های افزایشی درون و بین نمونه‎ها (پلات و سایت) تقسیم‎بندی گردید. نتایج نشان داد که تنوع بین سایت (بتا2) دارای بیشترین سهم از تنوع کل بود که نشان دهندۀ تفاوت در ترکیب بین سایت‎ها و اهمیت این مقیاس برای امور حفاظتی است. همچنین اعمال قرق سبب افزایش تنوع گونه‎ای در سطح پلات (آلفا 1 و بتا1) گردید، در حالی که سبب کاهش تنوع گونه‎ای در مقیاس‌ سایت (تنوع بین سایت‎ها یا بتا2) شد. بنابراین الزاماً قرق کردن مراتع منجر به افزایش تنوع به­ویژه در سطوح وسیع­تر نخواهد شد. همچنین قرق دراز مدت می‎تواند منجر به افزایش یکنواختی و افزایش رقابت بین گیاهان شده و در نهایت تنوع گونه‏ای را کاهش دهد.

پایش و تغییرات کاربری اراضی با استفاده از زنجیره ای مارکوف به‌منظور پیش بینی آن (بررسی موردی: دشت عباس)

دوره 69، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 711-724

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61512

کامران کریمی، غلامرضا زهتابیان، مرزبان فرامرزی، حسن خسروی

چکیده سنجش‌ازدور فناوری کلیدی برای ارزیابی وسعت و مقدار تغییرات پوشش اراضی است که اطلاع از این تغییرات به‌عنوان اطلاعات‌پایه برای برنامه‌ریزی‌های مختلف اهمیت ویژه­ای دارد. در این بررسی تغییرات کاربری اراضی طی 24 سال گذشته بررسی شد و امکان پیش­بینی آن در آینده با استفاده از مدل زنجیرۀ مارکوف منطقه دشت عباس مورد ارزیابی قرار گرفت. در این پژوهش، تصاویر سنجنده­های TM لندست 4، ETM+ لندست 7 و OLI لندست 8 به ترتیب برای سال­های 1368، 1382 و 1392 به همراه نقشه‏های توپوگرافی و پوشش منطقه استفاده شد. تصاویر هر سه مقطع زمانی به پنج طبقۀ کاربری اراضی: مرتع، کشاورزی (اعم از آبی و دیم)، مسکونی، بستر رودخانه و بایر طبقه­بندی شدند. بنا بر نتایج، کشاورزی پویاترین کاربری موجود در منطقه است وسعت آن طی 1368 تا 1392 روندی صعودی را در پی داشته است به‌طوری‌که مقدار 4337 هکتار (7/12 درصد) به این اراضی افزوده شده است. روند تغییرات کاربری مرتع نیز طی 1368 تا 1392 روندی نزولی بوده که موجب کاهش 6/6573 هکتار (3/19 درصد) از این طبقه شده است. نتایج حاصل از آنالیز زنجیره­ی مارکوف در دوره 1368 تا 1382 برای کالیبراسیون مدل و از نقشه­های سال­های 1382 تا 1392 و ماتریس آن برای پیش‌بینی تغییرات کاربری اراضی سال 1402 نشان‌دهنده ضریب کاپای 80% است. بر این اساس در سال 1402، 1/49% از منطقه را طبقه کشاورزی و 1/10% منطقه را نیز پوشش مرتع تشکیل می­دهند که بیانگر تغییرات کاربری­ها به سمت کاربری کشاورزی است.