نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
نویسنده = علی اصغر نقی پور

تعیین حداقل مساحت مرتع مورد نیاز برای تأمین معیشت پایدار در وضعیت‌های مختلف مرتعی در دو اقلیم متفاوت

دوره 78، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 433-450

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.391582.1814

داود نظری چالشتری، پژمان طهماسبی، علی اصغر نقی پور، حجت الله خدری غریب وند

چکیده تحقق مدیریت پایدار مراتع وابسته به بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی بهره‌برداران و به‌ویژه تأمین معیشت آنان است. در این میان، تولید علوفه، تعداد دام و مساحت مراتع از عوامل تأثیرگذار بر معیشت دامداران محسوب می‌شوند. این مطالعه به‌منظور تعیین سطح حداقل اقتصادی مرتع، چهار منطقه با دو وضعیت مرتعی خوب و فقیر را در مناطق رویشی استپی و نیمه‌استپی در استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار داده است. با استفاده از روش نمونه‌گیری مضاعف، تولید سالیانه بدست آمد. ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه هدف از طریق مصاحبه و اطلاعات آماری از مرکز آمار ایران و سالنامه‌های آماری جمع‌آوری شد. هزینه‌ها و درآمدهای وابسته به مرتع یک خانوار مرتعدار محاسبه شد. با بررسی هزینه‌ها و درآمدها، سطح اقتصادی مرتع به‌نحوی تعیین شد که بتواند هزینه‌های خانوار را با توجه به سطح معیشت تأمین کند. بر‌اساس نتایج، حداقل سطح اقتصادی مرتع به ازای هر خانوار در مراتع استپی و نیمه‌استپی با وضعیت‌ مرتع فقیر به ترتیب با سطح 932 و 830 هکتار بیشترین مقدار و در مراتع نیمه‌استپی با وضعیت خوب با سطح 81 هکتار کمترین مقدار را در یک فصل چرای صد روزه داشت. به‌طورکلی، وضعیت مرتع و اقلیم بر سطح اقتصادی مرتع به‌ازای هر خانوار تأثیر می‌گذارد. این یافته‌ها می‌تواند سیاستگذاران را در شناخت و حل و فصل مسائل اقتصادی اجتماعی مرتع‌داران یاری رساند. این مطالعه پیشنهاد می کند در یک چارچوب مطالعاتی جامع، حداقل سطح اقتصادی مراتع کشور - در اقلیم ها و وضعیت‌های مختلف مرتعی- تعیین شود تا در برنامه‌ریزی کلان برای مدیریت پایدار مراتع مورد توجه قرار گیرد.

مقایسه میزان ذخیره‌ی کربن در خاک و زیتوده گیاهی کاربری‌های مختلف حوزه آبخیز سفیددشت در استان چهارمحال و بختیاری

دوره 77، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 223-232

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.372204.1746

محسن امانی شلمزاری، علی اصغر نقی پور، عطاالله ابراهیمی، زهرا حیدری قهفرخی، محمدرضا اشرف زاده

چکیده ذخیره‌سازی کربن در اکوسیستم‌های زمینی بخش مهمی از ذخیره‌سازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونه‌برداری از خاک و پوشش‌گیاهی به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد. بدین منظور در هر کاربری، از 60 پلات 4 مترمربعی جهت جمع‌آوری خاک، زیتوده گیاهی و لاشبرگ استفاده شد. زیتوده گیاهی به روش اندازه‌گیری مستقیم نمونه‌برداری شد. نمونه‌های خاک نیز از عمق 0-30 سانتی‌متری و به تعداد 20 نمونه در هر منطقه جمع‌آوری شد. مقایسه بین مناطق با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون چند دامنه‌ای دانکن انجام گرفت. نتایج نشان داد در مجموع از منظر ذخیره کربن کل بین مناطق مورد بررسی اختلاف معنی‌داری وجود دارد. ذخیره کربن کل از بیشترین به کمترین به ترتیب شامل مرتع متراکم (42/46 تن بر هکتار)، مرتع نیمه‌متراکم (49/38 تن بر هکتار)، اراضی کشاورزی (62/31 تن بر هکتار)، مرتع کم‌تراکم (12/26 تن بر هکتار) و اراضی بایر (21/17 تن بر هکتار) می‌باشد. ارزش اقتصادی کل ذخیره کربن در هر هکتار از کاربری‌های بررسی شده شامل مراتع متراکم، مراتع نیمه‌متراکم، اراضی کشاورزی، مراتع کم‌تراکم و اراضی بایر به ترتیب 5446، 4516، 3710 ، 3065 و 2019 دلار تعیین شد. بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری نمود که اجرای سیاست‌های مناسب برای جلوگیری و یا به حداقل رساندن تبدیل کاربری‌های زمینی با ظرفیت ذخیره‌سازی کربن بالاتر به کاربری‌هایی که ظرفیت ذخیره‌سازی کربن کمتری دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

پیش‌بینی اثرات بالقوه تغییر اقلیم بر گستره جغرافیایی گونه Agropyron intermedium L. در استان چهارمحال و بختیاری

دوره 76، شماره 1، بهار 1402، صفحه 45-59

https://doi.org/10.22059/jrwm.2023.352719.1690

فرشته بابایی دهکردی، عطاالله ابراهیمی، علی اصغر نقی پور، مریم حیدریان

چکیده تغییر اقلیم یکی از عوامل تعیین‌کننده اصلی در توزیع مجدد گونه‌ها و از دست دادن تنوع زیستی است. این مطالعه با هدف پیش‌بینی اثر تغییر اقلیم بر پراکنش جغرافیایی گونه علف گندمی (Agropyron intermedium) در کل استان چهارمحال و بختیاری واقع در زاگرس مرکزی صورت گرفت. نقاط حضورگونه مورد مطالعه بر اساس بازدیدهای میدانی در منطقه مورد مطالعه برداشت شدند. در این مطالعه، از یک رویکرد مدل‌سازی اجماعی با تلفیق پنج مدل توزیع گونه‌ای استفاده شد. پیش‌بینی پراکنش آینده گونه مورد مطالعه بر اساس سه سناریوی SSP126، SSP370، SSP585 و دو مدل گردش عمومی GFDL-ESM4 و MRI-ESM2-0 برای سال 2070 میلادی انجام شد. بر اساس نتایج ارزیابی‌ها، مدل‌های جنگل تصادفی و افزایشی تعمیم‌یافته به عنوان قابل‌اعتمادترین مدل‌ها برای پیش‌بینی پراکنش گونه‌های مورد مطالعه تعیین شدند. مؤثرترین متغیرها در مطلوبیت رویشگاه گونه علف گندمی، به ترتیب دامنه ارتفاعی، مجموع بارندگی پربارش ترین ماه، شیب و تغییرات فصلی دما بودند. بر اساس نتایج مطالعه، سطح رویشگاه مطلوب گونه‌ علف گندمی، 21/26 درصد از کل منطقه مورد مطالعه برآورد شد. یافته‌ها نشان داد رویشگاه مناسب گونه علف گندمی تحت مدل گردش عمومی GFDL-ESM4 06/36 تا 20/63 درصد و بر اساس مدل ESM2-MRI 69/36 تا 17/65 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین نتایج نشان داد که تغییر اقلیم، محدوده پراکنش گونه مطالعه شده را تغییر خواهد داد و احتمالاً در آینده به سمت ارتفاعات بالاتر جابجا خواهد شد. نتایج مطالعه حاضر می‌تواند به منظور حفاظت از رویشگاه این گونه مرتعی و همچنین مکان یابی و احیا آن به کار روند.

پاسخ جوانه‌زنی گراس‌ها و فورب‌های یکساله و چندساله به محصولات آتش در مراتع نیمه‌استپی

دوره 75، شماره 1، بهار 1401، صفحه 153-168

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.337596.1642

علی اصغر نقی پور برج، مائده شریفی، عطاالله ابراهیمی، الهام قهساره، سینا نبی زاده

چکیده آتش یکی از عوامل مهم اکولوژیکی است که بر پویایی پوشش‌گیاهی مراتع تأثیر می‌گذارد. در چند دهه اخیر، وقوع آتش‌سوزی در مراتع نیمه‌استپی به طور قابل توجهی افزایش یافته و ظرفیت سازگاری گیاهان را برای بازسازی پس از آتش‌سوزی به چالش کشانده است. در پژوهش حاضر، پاسخ جوانه‌زنی هشت گونه علفی یکساله و چندساله مراتع نیمه‌استپی استان چهارمحال و بختیاری به تیمارهای محصولات آتش شامل حرارت (60، 80 و 100 درجه سانتی‌گراد)، دود، خاکستر و تأثیر ترکیبی تیمارهای حرارت و دود مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، تغییرات درصد پوشش گونه‌های مورد مطالعه یک سال پس از آتش سوزی در عرصه اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که جوانه‌زنی بذور هشت گونه گیاهی مورد مطالعه، حداقل به یکی از تیمارهای محصولات آتش واکنش مثبت یا منفی معنی‌داری نشان داد. تیمار ترکیبی دود و 60 درجه سانتی‌گراد سبب افزایش معنی‌دار میانگین درصد جوانه‌زنی گونه Heteranthelium piliferum شد. همچنین این تیمار، میانگین مدت زمان جوانه‌زنی گونه Cousinia cylindracea را به صورت معنی‌داری کاهش داد. تیمار خاکستر نیز سبب افزایش میانگین درصد جوانه‌زنی گونه‌های Alyssum linifolium وStachys lavandulifolia شد. نتایج نمونه‌برداری پوشش گیاهی نیز نشان داد که از بین هشت گونه مورد بررسی، گونه‌های H. piliferum و Taeniatherum crinitum نسبت به آتش‌سوزی سازگار بوده و شش گونه نیز مقاوم بودند. از نتایج این مطالعه می توان به عنوان یک عامل بالقوه در جهت درک پویایی پوشش‌گیاهی و احیای مراتع تخریب‌شده استفاده نمود.