نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
کلیدواژه‌ها = ترسیب کربن خاک

اثر اقدامات احیائی بر تغییر عملکرد پوشش گیاهی در مراتع دامنه‌های جنوبی البرز مرکزی

دوره 72، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 505-515

https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.264094.1290

حامد فرضی، رضا تمرتاش، زینب جعفریان، محمدرضا طاطیان

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی اقدامات احیائی بر تغییر عملکرد پوشش گیاهی و ترسیب کربن خاک در مراتع دامنه­های جنوبی البرز مرکزی می­باشد. نمونه­برداری از پوشش گیاهی در فصل رویش منطقه، اردیبهشت و خرداد، به روش تصادفی- سیستماتیک در 400 پلات 2 مترمربعی در امتداد 40 ترانسکت 100 متری انجام شد. در هر پلات درصد تاج پوشش، حضور گونه­ها، ویژگی­های کارکردی گونه­ها از جمله فرم رویشی، نوع پراکنش، نوع گرده افشانی و فرم زیستی ثبت گردید. در طول هر ترانسکت تعداد دو نمونه خاک در تیمار­های مختلف مناطق احیاء و شاهد از عمق 15-0 و 30-15 سانتی­متر برداشت شد. در مجموع 160 نمونه خاک از چهار عملیات احیائی مختلف شامل کپه کاری، بذرپاشی، مدیریت چرا، قرق و یک مرتع طبیعی به عنوان سایت شاهد برداشت شد. سپس در آزمایشگاه وزن مخصوص ظاهری و ترسیب کربن خاک اندازه­گیری شدند. برای تعیین وجود یا عدم وجود اختلاف معنی­دار بین تیمار­های مختلف از نظر داده­های خاک و پوشش گیاهی از آنالیز واریانس یک طرفه و جهت مقایسۀ میانگین مقدار ترسیب کربن در هر تیمار از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که پاسخ انفرادی گونه­های مشترک در منطقۀ احیاء و شاهد حاکی از معنی­دار شدن 11 گونه بود که تعداد 5 گونه به طور معنی­داری در منطقۀ احیاء شده دارای میانگین درصد تاج پوشش بیشتری بوده، اما 6 گونه به طور معنی­داری از میانگین تاج پوشش بیشتر در منطقۀ شاهد برخوردار بودند. نتاج نشان داد که اقدامات بیولوژیکی درصد تاج پوشش سه تیرۀ گیاهی را به طور معنی­داری تغییر داد. در این میان تیرۀ Poaceae در منطقۀ احیاء و تیره­های Fabaceae و Brassicaceae در منطقۀ شاهد به طور معنی­داری دارای میانگین درصد تاج پوشش بالاتری بودند. میزان درصد مادۀ آلی و میزان کربن آلی ترسیب شده در دو عمق سطحی و زیرین خاک در عملیات مختلف بیولوژیکی در سطح 5 درصد دارای اختلاف معنی­دار هستند.

تحلیل اثرات نوع کاربری اراضی بر ترسیب کربن خاک (مطالعۀ موردی: حوزۀ‌ آبخیز واز شهرستان نور)

دوره 72، شماره 1، بهار 1398، صفحه 183-193

https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.238807.1153

میثم علی زاده، بهروز ملکپور، حمید آریا، سمانه وردیان

چکیده در آینده تغییرات درجۀ­ حرارت کره زمین، قابل ملاحظه خواهد بود. این پدیده ناشی از تمرکز گاز­های گلخانه­­ای در جو کرۀ زمین است. بنابراین جلوگیری از وقوع آن ضروری به نظر می­رسد. روش­های بیولوژیک شامل زیتودۀ­ گیاهی و خاک تحت آن به عنوان بهترین و عملی­ترین راهکار، پیشنهاد شده است. حوزه­های آبخیز به عنوان بزرگترین واحد­های فیزیکی و ژئومرفولوژیکی در بر­گیرندۀ دو عنصر مهم خاک و گیاه بوده به­طوری که روند کنونی تغییرات آب­و­هوایی به عنوان یکی از چالش­های مضاعف و تهدیدی در پایداری آبخیز­ها محسوب می­شود. ترسیب کربن در خاک و پوشش گیاهی فرآیندی مقرون به صرفه و سازگار با محیط­زیست است که می­تواند از طریق شیوه­های مدیریت اراضی با نوع صحیح استفاده از اراضی، فراهم گردد. با­عنایت به این موضوع، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر نوع اراضی بر مقدار ترسیب کربن خاک و تعیین بهترین نوع کاربری در این­خصوص در سطح حوزۀ آبخیز واز در شهرستان نور انجام شده است. نمونه­برداری در کابری­های تعیین شده در دو عمق 15-0 و 30-15 سانتی­متری انجام و کربن آلی خاک محاسبه گردید. نتایج نشان داد که جنگل­ها دارای بیشترین مقادیر ذخیرۀ کربن در هر دو عمق مورد مطالعه و پس از آن اراضی زراعی و باغات، مراتع و در نهایت مناطق روستایی دارای کمترین مقدار بوده است. در مجموع نیز مقدار ذخیرۀ کربن تا عمق 30 سانتیمتری خاک در حوزۀ­­ آبخیز واز، 741666 تن برآورد گردید.

بررسی علل عدم قطعیت در روش‌های برآورد کربن آلی ذخیره‌ای خاک‌ها

دوره 71، شماره 1، بهار 1397، صفحه 61-71

https://doi.org/10.22059/jrwm.2018.206814.1009

عیسی جعفری فوتمی، اساعیل شیدای کرکج

چکیده هدف از این مطالعه بررسی علل عدم قطعیت در روش‌های مختلف برآورد کربن خاک و همچنین ارزیابی روش محاسبه­ای پیشنهادی است که تأثیر وزن مخصوص خاک را در محاسبۀ کربن از بین برده و میزان واقعی کربن خاک را برای خاک‌هایی با وزن مخصوص ظاهری متفاوت بر حسب عمق معادل مشخص می‌کند. بنابراین به منظور آزمون صحت این روش پیشنهادی، میزان کربن در سه نوع شدت‌ چرا در شوره‌زارهای استان گلستان (چرای سبک، چرای متوسط و چرای شدید)، محاسبه و روش‌های مختلف مورد آزمون آماری و بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسۀ میانگین­ها برای هر یک از پارامترهای مربوط به رویکردها  نشان داد که بر اساس روش اول (پارامتر غلظت کربن) عمق اول مناطق شدت چرای سبک و شدت چرای متوسط و چرای شدید از لحاظ آماری دارای تفاوت معنی‌داری هستند و به ترتیب میزان غلظت کربن برابر با 39/31، 57/23 و 5/11 گرم کربن در کیلوگرم خاک می­باشند حال آنکه برای عمق اول خاک در صورت ارائۀ کربن توده­ای در واحد سطح بر اساس عمق ثابت نتایج متناقضی به دست می­آید. به طوری که عمق اول سایت شدت چرای سبک و متوسط به­ترتیب با مقادیر 15/89 و 47/74تن در هکتار در عمق ثابتدارای بیشترین مقدار کربن توده­ای بوده و سایت شدت چرای سنگین با میزان 93/42 تن در هکتار در عمق ثابت دارای کمترین میزان است. مشابه این عدم قطعیت­ها بین دو عمق مورد مطالعه نیز برای سایت­های مختلف وجود دارد. برای رفع این تناقض رایج در مطالعات متعدد، پارامتر کربن توده­ای بر اساس عمق معادل برای سایت­های مورد مطالعه محاسبه گردید و نتایج آن نشان داد سایت چرای کم و چرای سنگین همچنان بیشترین و کمترین میزان کربن را دارند و در سایر موارد نیز تغییراتی ایجاد نشده در حالیکه میزان نسبی اختلافات بین سایت­ها تغییر یافته است؛ و این در حالی می‌باشد که تأثیر فشردگی توده خاک بر محاسبۀ کربن ترسیبی حذف شده است و به‌عنوان نتیجۀ کلی؛ روش‌های مرسومی که برای محاسبۀ ذخیرۀ ماده آلی استفاده می‌شوند به دلیل توده‌های نابرابر خاک (فشردگی خاک و وزن مخصوص‌های متفاوت) به طور دقیق بیان‌کنندۀ تفاوت‌های کربن ترسیبی در تودۀ خاک نیستند و برای ارزیابی قابل اعتماد مدیریت ذخیرۀ ماده آلی خاک و سایر عناصر غذایی خاک؛ باید توده‌های خاک مورد مقایسه، به صورت معادل مد نظر قرار گیرند.