انتخاب چارچوب تحلیل نظام یکپارچۀ اجتماعی- اکولوژیک کشاورزان بهره‌بردار از منابع آب زیرزمینی یک آبخوان: کاربست مدل تصمیم‌گیری کوپراس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

2 استادیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

3 استاد گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

چکیده

سیاستگذاری­های حفاظت از منابع طبیعی در رویکرد مدیریت سنتی، بر سازگارسازی نظام اکولوژیک با اهداف افزایش تولید و رشد اقتصادی متمرکز گردیده­اند که موجب افزایش تخریب منابع طبیعی شده­اند. بهره­گیری پایدار از منابع طبیعی، در گرو شناخت وابستگی­های متقابل و درونی نظام­های اجتماعی و اکولوژیکی و ظرفیت آن­ها برای تأمین خدمات مورد نیاز می­باشد. بنابراین، نیاز به بازاندیشی و تغییر به رویکرد مدیریت سیستمی نظام اجتماعی – اکولوژیک می­باشد که به نقش ذینفعان مختلف در طرح­ریزی و اجرای اهداف و برنامه­های حفاظت منابع طبیعی تأکید می­کند تا از این طریق علاوه بر حفظ منافع انسانی، زمینۀ حفاظت پایدار منابع طبیعی نیز فراهم شود. از این رو، این مقاله بر آن است که با اتخاذ رویکرد نظام اجتماعی- اکولوژیک، به بررسی و تحلیل واقع­بینانه­ از تعاملات کشاورزان با سیستم منابع مشترک آب زیرزمینی یک آبخوان، بپردازد. قدم اول، انتخاب بهترین چارچوب تحلیل نظام ­اجتماعی – اکولوژیک (SES) از میان چارچوب­های متعدد تحلیل SES در مطالعات تجربی مختلف است. بنابراین، هدف این تحقیق انتخاب بهترین چارچوب تحلیل SES به منظور بررسی و تحلیل ابعاد انسانی در سازگاری با سیستم منابع مشترک آب ­زیرزمینی یک آبخوان بود. جامعۀ آماری پژوهش، مشتمل بر متخصصان و اعضای هیأت علمی دارای تجربه و تخصص در زمینۀ نظام­های اجتماعی – اکولوژیک (SES) بود که به طور هدفمند 11 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه­ای در دو بخش مقایسات زوجی معیارهای تصمیم­گیری و تعیین اهمیت چارچوب­های تحلیل SES بر اساس هر یک از معیارهای مورد مطالعه بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک کوپراس (ارزیابی تناسب جامع گزینه­ها) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان معیارهای تصمیم­گیری شامل معیار قابلیت شناسایی عامل ناپایدارکننده سیستم، میزان پی‍‍چیدگی مؤلفه­های نظری، برابری توجه به دو نظام انسان و محیط زیست، توانایی پیش بینی آینده بر مبنای روابط فعلی، قابلیت عملیاتی شدن برای مدیریت منابع مشترک، عینیت­پذیری در شرایط محلی (قابلیت شبیه­سازی) و شناسایی تصمیم­گیران کلیدی، معیار قابلیت شناسایی عامل ناپایدارکنندۀ سیستم با وزن نسبی 217/0 دارای ارجحیت بیشتری از سایر معیارهای مورد مطالعه است. به علاوه، چارچوب نظام اجتماعی – اکولوژیک استروم (SESF) از نگاه صاحبنظران به عنوان بهترین چارچوب تحلیل ابعاد انسانی در سازگاری با سیستم هیدرولوژیکی یک آبخوان در میان چارچوب­های موجود است. این چارچوب می­تواند در جهت شناخت، پیش­بینی و مدلسازی کمّی تعاملات میان فعالیت­های انسانی با منابع آب­زیرزمینی و اتخاذ استراتژی­های مدیریتی کارآمد با هدف پایداری منابع آب زیرزمینی یک آبخوان به­کار رود.

کلیدواژه‌ها