محمدرضا طاطیان؛ الهه شایسته؛ رضا تمرتاش؛ محمدرضا شوشتری؛ ناطق لشکری
چکیده
هدف این پژوهش، ارزیابی تغییرات کیفیت علوفه گونههای Bromus tomentellus، Festuca ovina و Stipa lessingiana در مراتع گونبان هرسین استان کرمانشاه، در سه مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) بود. برای این منظور، نمونهبرداری تصادفی از هر گونه در سه تکرار و در هر مرحله رویشی انجام شد. نمونهها پس از خشکشدن و آسیاب، بهوسیله طیفسنج مادون قرمز نزدیک ...
بیشتر
هدف این پژوهش، ارزیابی تغییرات کیفیت علوفه گونههای Bromus tomentellus، Festuca ovina و Stipa lessingiana در مراتع گونبان هرسین استان کرمانشاه، در سه مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) بود. برای این منظور، نمونهبرداری تصادفی از هر گونه در سه تکرار و در هر مرحله رویشی انجام شد. نمونهها پس از خشکشدن و آسیاب، بهوسیله طیفسنج مادون قرمز نزدیک برای تعیین مقادیر پروتئین خام، هضمپذیری ماده خشک، کربوهیدراتهای محلول در آب، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی، خاکستر، ازت، فسفر، پتاسیم و انرژی متابولیسمی آنالیز شدند. دادهها با استفاده از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون مقایسه میانگین دانکن در نرمافزار R تحلیل گردید. نتایج نشان داد که تمامی شاخصهای کیفیت علوفه گونههای گیاهی در طی مراحل فنولوژیکی تغییرات معنیدار داشتند (p<0.05 یا p<0.01). با پیشرفت مراحل فنولوژیکی از رویشی به بذردهی، درصد DMD، CP، ME، خاکستر و ازت در هر سه گونه کاهش یافت، در حالی که مقادیر WSC، ADF و NDF افزایش پیدا کرد. در مرحله بذردهی، بیشترین کاهش CP در B. tomentellus (02/68 درصد) و بیشترین کاهش DMD و ME به ترتیب با 73/30 و 75/38 درصد در F. ovina ثبت گردید. در مقابل، WSC در S. lessingiana افزایش 77/17 درصد داشت. مقایسه بین گونهای نشان داد که بهدلیل مقادیر بالاتر ME، DMD، WSC و میزان دیواره سلولی بدون همیسلولز کمتر در گونه B. tomentellus در مراحل فنولوژیکی، این گونه از ارزش غذایی بالاتری برخوردار است. این نتایج تأکید میکند که برای دستیابی به بالاترین ارزش غذایی و حفظ پایداری مرتع، مدیریت چرای دام باید بر اساس مرحله فنولوژیکی گونههای غالب برنامهریزی شود. بر اساس نتایج، گونه B. tomentellus در مرحله رویشی بیشترین پتانسیل تغذیهای را دارد، در حالی که S. lessingiana، بهرغم کیفیت پایینتر، بهدلیل مقاومت بالاتر به چرا و نقش حفاظتی در خاک، گونهای ارزشمند برای تثبیت و احیای مراتع است.
وحید کریمیان؛ محسن فرزین
چکیده
در این پژوهش، ارزش غذایی گونههای مرتعی قیچ (Zygophyllum eurypterum)، علفشور (Salsola orientalis) و توت روباهی (Sanguisorba minor) طی مراحل مختلف رشد در مراتع قشلاقی گچساران، مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، به صورت تصادفی و با 4 تکرار از گیاهان در مراحل مختلف رشد نمونهبرداری انجام شد و درصد پروتئین خام (CP)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF)، هضم پذیری ماده ...
بیشتر
در این پژوهش، ارزش غذایی گونههای مرتعی قیچ (Zygophyllum eurypterum)، علفشور (Salsola orientalis) و توت روباهی (Sanguisorba minor) طی مراحل مختلف رشد در مراتع قشلاقی گچساران، مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، به صورت تصادفی و با 4 تکرار از گیاهان در مراحل مختلف رشد نمونهبرداری انجام شد و درصد پروتئین خام (CP)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF)، هضم پذیری ماده خشک (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) آنها اندازه گیری و برآرود شد. نتایج نشان داد شاخصههای ارزش غذایی در گونههای مورد مطالعه دارای اختلاف معنیدار است (05/0>p). بیشترین درصد پروتئین خام، درصد هضم پذیری ماده خشک، انرژی متابولیسمی (مگاژول بر کیلوگرم) به ترتیب 91/16، 88/60 و 35/8 مربوط به گیاه توتروباهی و کمترین میزان شاخصهای مذکور بترتیب 39/7، 05/49 و 33/6 در گیاه علفشور مشاهده گردید. همچنین بیشترین میزان الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در گیاه علفشور (%66/45) و کمترین در توتروباهی (% 16/36) به دست آمد. ارزش غذایی گیاهان در مراحل مختلف رویشی، اختلاف معنیداری باهم دارند (05/0>p). در مرحله رشد رویشی بیشترین درصد پروتئین خام (87/20) متعلق به گونه قیچ، بیشترین درصد هضمپذیری (92/65) و مقدار انرژی متابولیسمی (Mj/kg2/9) مربوط به گونه توتروباهی و کمترین مقدار درصد پروتئین خام (65/8)، درصد هضمپذیری ماده خشک (34/57) و انرژی متابولیسمی (Mj/kg74/7) مربوط به گونه علفشور است. بیشترین (%25/36) و کمترین درصد الیاف نامحلول (%50/31) در این مرحله متعلق به گونه-های علفشور و توتروباهی است. در مرحله گلدهی بیشترین میزان درصد پروتئین خام (50/17)، درصد هضمپذیری ماده خشک (50/62) و انرژی متابولیسمی (Mj/kg62/8) متعلق به گونه توتروباهی است.
شفق رستگار؛ علی دریجانی؛ حسین بارانی؛ محمد قربانی؛ جمشید قربانی؛ واحد بردی شیخ
چکیده
محصول اصلی مراتع علوفه است. بنابراین، با تعیین ارزش اقتصادی آن، به عنوان یکی از مهمترین کارکردهای تولیدی غیربازاری، میتوان مدیران را در برنامهریزی صحیح و مدیریت بهینة بهرهبرداری از مراتع هدایت کرد. هدف مقالة حاضر، برآورد ارزش اقتصادی کارکرد تولید علوفة مراتع ییلاقی بلدة نور در استان مازندران است. بدین منظور، تولید ...
بیشتر
محصول اصلی مراتع علوفه است. بنابراین، با تعیین ارزش اقتصادی آن، به عنوان یکی از مهمترین کارکردهای تولیدی غیربازاری، میتوان مدیران را در برنامهریزی صحیح و مدیریت بهینة بهرهبرداری از مراتع هدایت کرد. هدف مقالة حاضر، برآورد ارزش اقتصادی کارکرد تولید علوفة مراتع ییلاقی بلدة نور در استان مازندران است. بدین منظور، تولید کل علوفه، با استفاده از روش دوبل، در دوازده واحد کاری برآورد شد. با توجه به ناهمگنی علوفههای مرتعی، از نظر اقتصادی، و نبود بازار سازمانیافته جهت مبادله، از قیمتِ معادلِ جو و بهرهگیری از رهیافت ارزشگذاری غیرمستقیم هزینة جایگزین استفاده شد. به منظور همگنسازی ارزش کلیة گیاهان، ارزش کل مواد غذایی قابل هضم (TDN) هر یک از گیاهان علوفهای در تولید همان گونه ضرب شد و ارزش غذایی علوفة تولیدی هر واحد مرتعی محاسبه گردید. با توجه به TDN مشخص جو، معادل وزنی جو برای هر هکتار مرتع مشخص شد که با سناریوهای مختلف قیمتی (تضمینی، جهانی، و تمامشده) ارزش کل تولید علوفه، بر اساس بهای جو، محاسبه شد. نتایج نشان داد از 7/89826 هکتار اراضی مرتعی قابل بهرهبرداری منطقهْ تولید علوفه معادل وزنی جو در هر هکتار 5/276 کیلوگرم اندازهگیری شد. میانگین ارزش سالانة آن، با سه سناریوی قیمتی، 6/64 میلیارد ریال برآورد گردید. این مبلغ معادل با 718900 ریال در هر هکتار اراضی مرتعی نوررود است. مبالغ برآوردشدة ارزش علوفة تولیدی فقط 25 درصد کل ارزش اکوسیستم مرتعی است که بدون هیچگونه سرمایهگذاری و به صورت موهبتی طبیعی بهرهبرداری میشود.
عباس احمدی؛ عباسعلی سندگل
دوره 63، شماره 3 ، آذر 1389، ، صفحه 277-287
چکیده
پهنههای بیابانی و اراضی حاشیه کویرهای ایران که پوشیده از بوتههای هالوفیت هستند، نقش مهمی در تأمین علوفه دام به عنوان مراتع زمستانه ایفا مینمایند. در این پژوهش از چهار گونه هالوفیت خوشخوراک و مورد چرای گوسفند زندی از دو تیپ مراتع بیابانی حوض سلطان قم شامل rosmarinus Seidlitzia، Halocnemum strobilaceum، Alhagi camelorum و Tamarix passerinoides در دو مرحله فنولوژیکی ...
بیشتر
پهنههای بیابانی و اراضی حاشیه کویرهای ایران که پوشیده از بوتههای هالوفیت هستند، نقش مهمی در تأمین علوفه دام به عنوان مراتع زمستانه ایفا مینمایند. در این پژوهش از چهار گونه هالوفیت خوشخوراک و مورد چرای گوسفند زندی از دو تیپ مراتع بیابانی حوض سلطان قم شامل rosmarinus Seidlitzia، Halocnemum strobilaceum، Alhagi camelorum و Tamarix passerinoides در دو مرحله فنولوژیکی رشد رویشی و بذردهی نمونهبرداری به عمل آمد. نمونهها پس از خشک و آسیاب شدن در آزمایشگاه با روشهای استاندارد مورد تجزیه قرار گرفتند و شاخصهای مهم کیفی مانند دیواره سلولی بدون همی سلولز (ADF)، پروتئین خام (CP)، انرژی متابولیسمی (ME)، درصد ماده خشک قابل هضم (DMD)، برای گونههای مختلف تعیین شد. نتایج بیانگر از وجود اختلاف معنیدار بین گونههای مورد بررسی از نظر چهار عامل کیفی بالا بود. در بیشتر گونهها با پیشرفت مرحله فنولوژیکی، از میزان پروتئین خام کاسته و بر میزان ADF افزوده شد. گونه لَور (هالوکنموم) در مرحله رویشی بیشترین و گز در مرحله بذردهی کمترین پروتئین را داشتهاند. بیشترین میزان فیبر در مرحله بذردهی گز و کمترین فیبر در اشنان وجود داشته است. بیشترین درصد ماده خشک قابل هضم و انرژی متابولیسمی مربوط به گونه اشنان و کمترینِ آنها مربوط به گز بوده است. آزمون مقایسه میانگین دانکن در مورد اثر متقابل گونه و مرحله رشد بر صفات کیفی چهار گانه بیانگر از وجود اختلاف معنیدار در سطح 1 درصد خطا بوده است. زمان مناسب چرا در تیپ اول (لور- اشنان) پاییز و زمستان و در تیپ دوم (خارشتر- اشنان)، اواخر زمستان و بهار تعیین شد.