زهرا عبداله پور؛ علی اکبر نظری سامانی؛ محمود عرب خدری
چکیده
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری ...
بیشتر
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری تعیین گسترۀ این فرسایش در سطح سرزمین ایران و تعیین ارتباط آن با عناصر اقلیمی (دما و بارش) و تأثیر آن بر فرسایش و رسوب در مقیاس حوزههایآبخیز است. بدین منظور ابتدا پایگاه اولیه وضعیت فرسایش خندقی بر پایه واکاوی مقالهها، پایاننامه-ها، گزارشها، طرحها و برگزاری جلسه با متخصصان مربوطه و در پایان استفاده از پایگاه Google Earth تعیین و با بازدید میدانی تا حد امکان تدقیق شد. با تلفیق لایه فرسایشخندقی با محدوده استانها، اقلیم (دومارتن) و حوزههای آبخیز درجه 2 تماب، میزان گسترش فرسایش خندقی در هریک ازآنها مشخص شد و در پایان به بررسی رابطه بین عناصر اقلیمی، فرسایش و رسوب کل و رسوبویژه با فرسایشخندقی در سطح حوزههای آبخیز درجه 2 اقدام شد. نتایج نشان داد که سطح کل فرسایش خندقی 3207314 هکتار است. استان گلستان، اقلیم نیمهمرطوب و حوزۀآبخیز قرهسوگرگانرود به ترتیب با میزان تراکم نسبی15/3، 2/2 و 20/8بیشترین فرسایش خندقی را دارند و رابطه بین رسوبدهی ویژه و فرسایش و رسوب کل با سطح فرسایش خندقی معنیدار و افزایشی بوده و با افزایش یک واحد سطح فرسایش خندقی میزان رسوبدهی 209/81تن بر کیلومتر مربع در سال افزایش یافته است. بنابراین برای تعیین درجه آسیبپذیری حوزههای درجه 2 و اولویتبندی مناطق نیازمند اقدامات حفاظت خاک، باید بر پایۀ عناصر در معرض خطر و احتمال رخداد فرسایش خندقی عمل کرد و همچنین، متغیرهایی همچون وضعیت کاربری اراضی کشاورزی، وجود سد، وضعیت جادهها و عناصر در معرض خطر باید مورد توجه قرار گیرند.
زهرا طاهری؛ مهدی قربانی؛ شراره پورابراهیم؛ کامران رضایی توابع
چکیده
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد ...
بیشتر
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد به نظام قاعدهگذاری، رویههای تصمیمگیری و برنامههایی اطلاق میشود که موجب شکلگیری حرکتهای اجتماعی، تعیین نقش افراد در این حرکتها و نحوه تعامل آنها میشود. در این پژوهش، از مدل چرخ ظرفیت سازگاری برای ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادی استفاده شد. این مدل شامل شش معیار کلیدی 1) تنوع، 2) ظرفیت یادگیری، 3) ظرفیت واکنش خودسازگارانه، 4) ویژگی رهبری، 5) منابع و 6) حکمرانی منصفانه است. برای انجام این بررسی، پس از تحلیل نظام کشاورزی و شناسایی 27 دستاندرکار مرتبط، پرسشنامه ظرفیت سازگاری در بین این دستاندرکاران سازمانی تکمیل و همچنین مصاحبههایی برای جمعآوری اطلاعات تکمیلی انجام شد. نتایج نشان داد که تمام ابعاد ظرفیت سازگاری نهادی بهطور کلی منفی ارزیابی شدند. این بدان معناست که برای مقابله چالشهای جدید و سازگاری با شرایط متغیر، ضعفها و کاستیهایی وجود دارد که نیازمند بهبود و اصلاح هستند. شاخص منابع مالی، با بیشترین مقدار منفی، نشاندهنده ضعف ساختاری سازمانها در واکنش به شرایط جدید است. بر اساس نتایج، امتیاز چرخ ظرفیت سازگاری نهادی نظام کشاورزی در همبست آب - انرژی - غذا با مقدار عددی 29/0- ارزیابی شد که این امر حاکی از وجود موانعی است که از سازگاری مؤثر نظام با چالشهای این همبست جلوگیری میکند.
بهرام بختیاری؛ آرش ملکیان؛ علی اکبر نظری سامانی؛ رضا شهبازی
چکیده
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح ...
بیشتر
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح آب زیرزمینی و فرونشست زمین در دشت تهران-شهریار، با استفاده از دادههای اندازهگیری شده برپایه فناوریهای نوین تداخلسنجی راداری مبتنی بر تصاویر ماهوارهای سنتینل 1 و تحلیل دادههای سطح آب زیرزمینی با روشهای آماری میباشد. نوآوری اصلی تحقیق در استفاده همزمان از تمامی پیزومترهای موجود در محدوده مطالعاتی و کالیبراسیون دادههای راداری با اندازهگیریهای ترازیابی دقیق زمینی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که افت سطح آب زیرزمینی، عامل اصلی تحریک فرونشست در منطقه است. تحلیل همبستگی متقابل دادهها، تأخیر زمانی صفر تا 3 ساله و میانگین 1 سال بین افت سطح آب زیرزمینی و وقوع فرونشست را در کل محدوده آشکار میسازد. این تأخیر زمانی ناشی از فرآیندهای ژئومکانیک پیچیده در توالی لایههای رسوبی آبدار (به ویژه ضخامت لایه رس)، باساختار زمینشناسی پیچیده است. تحلیلهای مکانی-زمانی نشان میدهد که دشت تهران-شهریار با پتانسیل زیاد فرونشست مواجه است، بهطوریکه میانگین نرخ نشست در برخی نقاط به بیش از 23 میلیمتر در سال میرسد. این روند میتواند تهدیدی جدی برای زیرساختهای حیاتی، سازههای مهندسی و کل پهنه سرزمینی منطقه ایجاد کند. پیامدهای این مطالعه اهمیت مدیریت یکپارچه منابع آب زیرزمینی، کنترل برداشت، و پایش مستمر تغییرات ژئودینامیک را برجسته میسازد. همچنین، نتایج میتواند مبنای علمی مناسبی برای تهیه نقشه ریسک، حساسیت و آسیبپذیری به فرونشست مورد استفاده قرار بگیرد.
علی بابایی احمدآباد؛ مقداد جورغلامی
چکیده
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش ...
بیشتر
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش در حوزه 45 آبخیز جنگلهای هیرکانی انجام شده و هدف آن بررسی تاثیر عملیات چوبکشی بر تنوع و زادآوری گونههای درختی در میانمدت میباشد. به همین منظور 4 پارسل با سنین بهرهبرداری 7، 10، 15 و 20 سال در جنگل خیرود (پارسلهای 316، 317، 220 و 221) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. تاثیر مشخصههای فیزیکی خاک (درصد تخلخل و مقاومت به نفوذ خاک)، pH و لاشبرگ (C، N و C/N) و نور تحت سطوح مختلف تردد (دپو، زیاد، متوسط و کم) و تاثیر آنها بر شاخصهای تنوع زیستی با استفاده از پنج سنجه دومیننس، شانون، سیمپسون، مارگالف و یکنواختی بررسی شد. نتایج نشان داد عملیات چوبکشی تاثیر مخربی بر زادآوری جنگل داشته و علاوه بر تعداد گیاهان، ترکیب گونهای را نیز تغییر داده است، گونه نورپسند پلت 8 درصد افزایش و گونه سایهپسند راش 68 درصد کاهش را نشان میدهد و این امر یک زنگ خطر اکولوژیکی در جنگلهای هیرکانی محسوب میشود. نتایج نشان داد شدت تردد و سن بهرهبرداری و اثر متقابل شدت تردد و سن بهرهبرداری بهصورت معنیداری بر زادآوری جنگل موثر بوده و همه فاکتورهای محیطی این تحقیق، تحت تاثیر شدت تردد و سنین بهرهبرداری بودهاند. نتایج آنالیز چند متغیره PCA نیز نشان داد، مشخصههای خاک مانند مقاومت به نفوذ و شاخصهای تنوع زیستی بهشدت تحت تاثیر عملیات چوبکشی قرار داشتهاند و بین خصوصیات لاشبرگ، نور و میزان تخلخل خاک به شدت همبستگی مثبت وجود دارد.
مریم غلامی؛ عطاءاله ابراهیمی؛ اسماعیل اسدی بروجنی؛ الهام قهساره اردستانی؛ حمزه علی شیرمردی
چکیده
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن ...
بیشتر
آشکارسازی تغییرات پوشش گیاهی در مناطق خشک و نیمهخشک، بهویژه برای شناسایی لکههای خشکیده، یکی از چالشهای مهم در سنجش از دور است. این تحقیق بهمنظور شناسایی و تحلیل پهنههای دچار خشکیدگی مراتع استان چهارمحال و بختیاری با استفاده از دادههای دورسنجی و تحلیل تغییرات پوشش گیاهی در سالهای 2013 و 2023 انجام شده است. پس از بدست آوردن تفاضل تصاویر سالهای 2013 و 2023 برای شاخصهای مختلف نظیر NDVI، VHI،TCT و SR آستانهگذاری مقادیر تفاضل برای هر شاخص بهمنظور شناسایی لکههای خشکیده انجام شد. بهمنظور صحتسنجی نتایج، پس از شناسایی لکههای خشکیده، به عرصههای طبیعی مراجعه و آماربرداری میدانی انجام گردید تا تطابق مناطق شناساییشده با وضعیت واقعی ارزیابی شود. نتایج نشان داد که شاخص SR با دقت کلی 75 درصد و ضریب کاپای 75/0 بهترین عملکرد را در شناسایی لکههای خشکیده داشت و نشاندهندهی تطابق مناسب نتایج با دادههای میدانی است. پس از آن، شاخص VHI با دقت 60 درصد و ضریب توافق 4/0، مناسبترین شاخص پوشش گیاهی برای تعیین مناطق خشکیده بوده است. شاخص TCT نیز توانست تغییرات پوشش گیاهی را با دقت کلی 52 درصد و ضریب توافق 32/0 شناسایی نماید. در این بین، شاخص NDVI با دقت 40 درصد و ضریب توافق 28/0 کمتر از حد انتظار، نتوانست تغییرات پوشش گیاهی را در مناطق خشکیده شده نشان دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص SR بهعنوان ابزاری مؤثر در تشخیص لکههای خشکیده در مناطق مرتعی میتواند بهطور قابلتوجهی در پیش آگاهی، پایش و مدیریت بهینهی منابع طبیعی کمک کند.
رحمان شریفی؛ فاطمه برزگری بنادکوکی؛ مجتبی پاک پرور
چکیده
با توجه به افزایش تنشهای خشکی در مناطق خشک و نیمهخشک، نیاز به روشهایی دقیق، غیرمخرب و کمهزینه برای برآورد مصرف آب پوششهای گیاهی اهمیت ویژهای یافته است. مدل METRIC بهعنوان یکی از مدلهای پیشرفته مبتنی بر سنجش از دور، در سالهای اخیر برای تخمین تبخیر-تعرق واقعی (ETa) مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی دقت مدل ...
بیشتر
با توجه به افزایش تنشهای خشکی در مناطق خشک و نیمهخشک، نیاز به روشهایی دقیق، غیرمخرب و کمهزینه برای برآورد مصرف آب پوششهای گیاهی اهمیت ویژهای یافته است. مدل METRIC بهعنوان یکی از مدلهای پیشرفته مبتنی بر سنجش از دور، در سالهای اخیر برای تخمین تبخیر-تعرق واقعی (ETa) مورد توجه قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی دقت مدل METRIC در برآورد ETa در منطقه خشک و اراضی پخش سیلاب دشت چنداب ورامین، بر پایه تصاویر ماهوارهای سطح 2 لندست ۸ در بازه زمانی پاییز 1397 تا زمستان 1400 و دادههای هواشناسی میدانی انجام شد. پس از انجام پردازشهای رادیومتریک و اتمسفری تصاویر، پارامترهای بیلان انرژی استخراج گردید و کیفیت نتایج با رویکردی جامع و چندمنبعی بررسی شد تا قابلیت اعتماد مدل افزایش یابد. نتایج حاصل از مدل به دلیل عدم دسترسی به دادههای لایسیمتر وزنی با مدل استاندارد FAO Penman-Monteith مقایسه شد. نتایج نشاندهنده دقت بالا و قابلیت کاربرد مدل در دشتهای حاشیه کویر مانند چنداب ایران است. میانگین ضریب تعیین (R²) بالاتر از 9/0 و خطای ریشه میانگین مربعات RMSE کمتر از 52/0 میلیمتر بر روز، گواهی بر صحت بالای مدل دارند. همچنین، ارتباط قوی بین شاخص ETo و ETa بهخوبی بیانگر تاثیر و نقش پوشش گیاهی در فرآیند تبخیر-تعرق و پویایی مکانی آن است.