ارزیابی کمی تنش آبی در استان خراسان رضوی: رهیافتی ترکیبی با استفاده از شاخص فقر آب (WPI)
دوره 78، شماره 1، بهار 1404، صفحه 49-72
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.377111.1766
محمد غلامی، مجید کاظم زاده
چکیده استفاده نادرست از منابع آبی، سبب کمبود آب و در پی آن ایجاد مشکلات متعددی برای انسانها شده است. لذا، ارزیابی تنش آبی میتواند به مدیریت پایدار منابع آبی کمک کند. شاخص فقر آب (WPI) به عنوان ابزاری ترکیبی، عوامل تاثیرگزار بر وضعیت آب در یک منطقه مشخص را در قالب 5 معیار مهم منابع، دسترسی، ظرفیت، مصرف و محیط زیست ارزیابی میکند. در پژوهش حاضر، استان خراسان رضوی، به 22 محدوده مطالعاتی تفکیک و از WPI به منظور ارزیابی تنش آبی آنها استفاده شد. مطابق نتایج WPI، محدوده درگز با امتیاز 63/50 بهترین و محدوده کاشمر؛ کوهسرخ؛ خلیلآباد با امتیاز 20/20 بدترین وضعیت آبی را نسبت به سایر محدودهها به خود اختصاص دادند. میانگین WPI برای کل استان، عدد 41/34 بدست آمد که نشاندهنده وضعیت بحرانی آب میباشد. میانگین 5 معیار منابع، دسترسی، ظرفیت، مصرف و محیط زیست نیز برای کل استان به ترتیب 41/19، 35/36، 23/31، 06/38 و 05/47 بدست آمدند که با توجه به مقادیر معیارهای مصرف و منابع، مصرف آب، 96/1 برابر منابع آبی میباشد. بنابراین، بهرهوری بیرویه از منابع آبی، مخصوصا در بخش کشاورزی و عدم توجه به توسعه پایدار و آستانه تابآوری اکوسیستمها به عنوان مهمترین بخش تولید آب، مهمترین اشتباهات استراتژیک مدیریتیِ مسبب بحران آبی شناخته شدند. لذا، ایجاد توازن بین مصرف آب و منابع آبی، اختصاص بخشی از آب به نیاز آبی اکوسیستمها، استفاده از ظرفیت جامعه علمی در مدیریت منابع آب، کاهش وابستگی اقتصادی به کشاورزی و ... میتوانند به عنوان نقشه راه مدیریت منابع آبی جهت جلوگیری از بحرانیتر شدن شرایط موجود باشند.
ارزیابی پایداری طرحهای آبخیزداری در حوضه آبخیز سیستان و تلحیدری شهرستان جهرم با استفاده از روش IUCN
دوره 77، شماره 1، بهار 1403، صفحه 65-83
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.362763.1719
امیر فلاح پور، رسول خسروی، مسعود مسعودی، حسن مقیم
چکیده مقدمه: در مدیریت جامع حوضههای آبخیز، آبخیزداری از عملیات مکانیکی و زیستی به سمت یک سیستم مدیریتی یکپارچه و اداره واحد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بومشناختی با مشارکت مردمی پیش رفتهاست، که از طریق آن بتوان نیازهای انسان را برای زمان حال و نسلهای آینده بطور مستمر و معقولانه تضمین نمود. علیرغم اینکه در اثربخشی اکثر پروژههای آبخیزداری تردیدی نیست، اما همسو و همراستا بودن این پروژهها با اهداف توسعه پایدار نیازمند ارزیابی همه جانبه است.
مواد و روشها: در پژوهش حاضر از روش اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (IUCN) به منظور ارزیابی پایداری طرحهای آبخیزداری در حوضه آبخیز سیستان و تل حیدری جهرم و مقایسه آن در دو زمان پیش و پس از اجرا (1400-1384) استفاده شد. مهمترین ویژگی روش IUCN در نظر گرفتن همزمان فاکتورهای اکوسیستمی و انسانی است. بدین منظور، با استفاده از روش نظرخواهی از خبرگان، در نهایت سه معیار و 15 شاخص برای بخش اکوسیستم و چهار معیار و 13 شاخص برای بخش انسانی انتخاب گردید. ارزیابی پایداری یک بار بدون وزندهی شاخصها و معیارها و بار دیگر با وزندهی به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی انجام شد.
یافتههای پژوهش: امتیاز نهایی با توجه به بارومتر پایداری به ترتیب در روش اول پیش از اجرا 30/66 و پس از اجرا 33/71 و در روش دوم 60/64 و 66/66 به دست آمد که نشانگر سیر صعودی در میزان پایداری و افزایش وضعیت پایداری میباشد.
بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که طرحهای آبخیزداری انجام شده در منطقه توانسته است که بهبودی نسبی در شرایط بوم شناختی و اقتصادی - اجتماعی منطقه ایجاد نماید
ارزیابی تناسب اقلیمی برای برخی محصولهای باغی، مطالعه موردی: شهرستان ماکو-شوط آذربایجان غربی
دوره 76، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 427-440
https://doi.org/10.22059/jrwm.2023.365519.1727
جواد سیدمحمدی، بهاره دلسوز خاکی، فاطمه ابراهیمی میمند، زهرا محمد اسماعیل، رسول خوارزمی، محسن باقری بداغ آبادی
چکیده اقلیم در کارهای کشاورزی از جایگاه مهمی برخوردار میباشد و از دو دیدگاه قابل بررسی است. 1-برای کشت یک گیاه خاص چه مکانهایی دارای اقلیم مناسب هستند و 2-یک اقلیم خاص برای کشت چه گیاهانی مناسب است. چون دیدگاه دوم کمتر مورد توجه قرار گرفته، در این پژوهش با معرفی روشی استاندارد (روش سایز)، این دیدگاه بررسی شده است. منطقه مطالعاتی در محدوده شهرستان ماکو قرار دارد. ارزیابی تناسب اقلیمی به روش عددی و با استفاده از دادههای ایستگاه سینوپتیک ماکو برای پسته، بادام، گلابی، آلو، گیلاس و آلبالو انجام شد. یافتهها نشان دادند بجز پسته که دارای کلاس تناسب اقلیمی کم (S3) میباشد، گیاهان دیگر در کلاس تناسب متوسط (S2) قرار میگیرند ولی مقدار عددی شاخص اقلیمی برای هر محصول متفاوت است. روش معرفی شده این امکان را فراهم آورد که افزون بر شناسایی مهمترین عاملهای موثر اقلیمی برای کشت هر گیاه، محدودکنندهترین عامل را در دوره فنولوژی تعیین نمود. چنین یافتههایی نشان دادند ارتباط تنگاتنگی بین نوع محصول، دوره فنولوژی، ویژگیهای اقلیمی و موقعیت مکانی وجود دارد. بر این اساس میتوان با در نظر گرفتن هم زمان دوره فنولوژی گیاه و ویژگیهای اقلیمی، مناسبترین گیاه یا گونههای گیاهی برای یک منطقه انتخاب شود؛ هرچند، در راستای توسعه پایدار باید سایر اجزاء سرزمین از جمله خاک و ناهمواریها را هم مد نظر قرار داد. به طورکلی، رویکرد بکاررفته در این پژوهش میتواند به عنوان یک ابزار کارآمد، هم برای انتخاب مناسبترین گیاهان در یک اقلیم و هم انتخاب مناسبترین مکان (از نظر اقلیم) برای گیاهان مشخص، مورد استفاده قرار گیرد.
مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نظام انسان – محیط زیست درحوزه آبخیز طالقان
دوره 76، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 133-148
https://doi.org/10.22059/jrwm.2023.329508.1686
رقیه شاد، مهدی قربانی، خالد احمدآلی، علی اکبر نظری سامانی، مریم یزدان پرست
چکیده تغییرات کاربری اراضی در کشورهایی همچون ایران که با محدودیت فضا روبهرو است باید مانند مصرف آب با تفکر و مطابق با برنامهریزی مناسب و به نحو مطلوب باشد. از سویی دیگر پویایی ذاتی بشر و نیازهای او، شیوه و میزان استفاده از زمین را درگذر زمان با تغییر و دگرگونی مواجه ساخته است. لذا هدف از این پژوهش مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نظام انسان- محیطزیست در حوزه آبخیز طالقان میباشد. بدین منظور با استفاده از تصاویر سری زمانی ماهواره لندست، نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 1994، 1999، 2002، 2009، 2014، 2019، در شش کلاس مرتع، جنگل، اراضی کشاورزی، اراضی بایر، مسکونی و آب طبقهبندی گردید. پس از صحتسنجی نقشهها و آشکارسازی تغییرات، تحت سه سناریو رشد اقتصادی فعلی، رشد سریع اقتصادی و توسعه پایدار با استفاده از مدلسازی سیستم پویا، شبیهسازی تا سال 1435 انجام گردید. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در طول دوره نشان میدهد که روند تغییرات اراضی کشاورزی، مراتع، جنگل، کاهشی بوده و اراضی بایر و منطقه مسکونی نیز در طول دوره بررسی همواره روندی افزایشی داشته است. نتایج حاصل از شبیهسازی نشان میدهد از بین سه سناریو موردبررسی، سناریو توسعه پایدار از هماهنگی بین میزان بهرهبرداری از زمین و تأمین نیازهای اجتماع و رشد اقتصادی قابلقبول برقرار بوده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت سناریو توسعه پایدار مبنای مهمی برای برنامهریزی کاربری اراضی در سالهای آتی جهت کاهش تخریب منابع طبیعی و حفظ حالت پایدار در آن است و این سناریو رشد اقتصادی مطلوبی را در آینده رقم میزند.
کاربرد روش IUCN در ارزیابی وضعیت پایداری حوزه آبخیز (مطالعه موردی: حوزه آبخیز طالقان - زیدشت 1)
دوره 69، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 543-559
https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61495
امید اسدی نلیوان، محسن محسنی ساروی، قوام الدین زاهدی امیری، علی اکبر نظری سامانی
چکیده پایداری مفهومی است که توجه اساسی آن بر حفظ سرمایههای (طبیعی، اجتماعی و اقتصادی) در جهت عدالت بیننسلی است. توسعه پایدار در صورتی تحقق مییابد که همپوشی بین لایههای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد گردد. هدف از این تحقیق ارزیابی و اندازهگیری پایداری حوزه آبخیز است. جهت ارزیابی پایداری در حوزه آبخیز زیدشت 1 از رویکرد بوم نظامی استفاده شده است که در پی حفظ تعادل بین سه مقوله اقتصادی، اجتماعی و اکوسیستم است. متغیرهای انتخابی با روشهای معمول و رایج ارزیابی و مقدار آنها به دست آمد. جهت آنالیز و اندازهگیری پایداری در حوضه موردنظر از روش IUCN استفاده شده است. در حالت کلی دو بحث رفاه انسان و پایداری اکوسیستم در روش IUCN بررسی میشود. در بخش رفاه انسان دو معیار و شش شاخص و 28 متغیر ارزیابی و اندازهگیری شدند و در بخش پایداری اکوسیستم چهار معیار و 10 شاخص و 35 متغیر ارزیابی و اندازهگیری شدند. اندازهگیری شاخصهای انتخابی با استفاده از نرمافزار Wellbeing Score که بر مبنای صفر تا 100 امتیازبندی شده است انجام گرفت. تلفیق نهایی شاخصها و معیارها از طریق میانگینگیری حسابی انجام گرفت و تولید نقشه در سامانه GIS انجام شد. امتیاز نهایی برای اکوسیستم 51 و امتیاز نهایی برای مسائل اقتصادی و اجتماعی 49 به دست آمد. نتایج نهایی با توجه به بارومتر پایداری نشان داد که پایداری حوزه آبخیز زیدشت 1 در حد متوسط است. این شرایط با حفاظت از اکوسیستم و ارتقاء سطح زندگی مردم میتواند بهبود پیدا کند.
