نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
کلیدواژه‌ها = ترسیب کربن

مقایسه میزان ذخیره‌ی کربن در خاک و زیتوده گیاهی کاربری‌های مختلف حوزه آبخیز سفیددشت در استان چهارمحال و بختیاری

دوره 77، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 223-232

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.372204.1746

محسن امانی شلمزاری، علی اصغر نقی پور، عطاالله ابراهیمی، زهرا حیدری قهفرخی، محمدرضا اشرف زاده

چکیده ذخیره‌سازی کربن در اکوسیستم‌های زمینی بخش مهمی از ذخیره‌سازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونه‌برداری از خاک و پوشش‌گیاهی به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد. بدین منظور در هر کاربری، از 60 پلات 4 مترمربعی جهت جمع‌آوری خاک، زیتوده گیاهی و لاشبرگ استفاده شد. زیتوده گیاهی به روش اندازه‌گیری مستقیم نمونه‌برداری شد. نمونه‌های خاک نیز از عمق 0-30 سانتی‌متری و به تعداد 20 نمونه در هر منطقه جمع‌آوری شد. مقایسه بین مناطق با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون چند دامنه‌ای دانکن انجام گرفت. نتایج نشان داد در مجموع از منظر ذخیره کربن کل بین مناطق مورد بررسی اختلاف معنی‌داری وجود دارد. ذخیره کربن کل از بیشترین به کمترین به ترتیب شامل مرتع متراکم (42/46 تن بر هکتار)، مرتع نیمه‌متراکم (49/38 تن بر هکتار)، اراضی کشاورزی (62/31 تن بر هکتار)، مرتع کم‌تراکم (12/26 تن بر هکتار) و اراضی بایر (21/17 تن بر هکتار) می‌باشد. ارزش اقتصادی کل ذخیره کربن در هر هکتار از کاربری‌های بررسی شده شامل مراتع متراکم، مراتع نیمه‌متراکم، اراضی کشاورزی، مراتع کم‌تراکم و اراضی بایر به ترتیب 5446، 4516، 3710 ، 3065 و 2019 دلار تعیین شد. بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری نمود که اجرای سیاست‌های مناسب برای جلوگیری و یا به حداقل رساندن تبدیل کاربری‌های زمینی با ظرفیت ذخیره‌سازی کربن بالاتر به کاربری‌هایی که ظرفیت ذخیره‌سازی کربن کمتری دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر مشارکت روستائیان استان قم در اجرای پروژۀ ترسیب کربن

دوره 73، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 843-863

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.303920.1510

کبری کریمی، اسماعیل کرمی دهکردی، ماتیوس بوشکر

چکیده پروژۀ ترسیب کربن از جمله اقدامات مهم بین‌المللی مدیریت منابع طبیعی و کاهش تغییرات اقلیم در دو دهۀ اخیر است که به دنبال مشارکت جوامع روستایی در همۀ مراحل پروژه در جهت دستیابی به اهداف محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و انسانی بوده است. از آنجایی که عوامل متعددی می­توانند بر مشارکت ذی‌نفعان در فعالیت‌های پروژۀ ترسیب کربن مؤثر باشند، پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر مشارکت خانوارهای روستایی استان قم با استفاده از روش‌شناسی پیمایشی با رویکرد توصیفی- همبستگی انجام شده است. نمونه‌ای متشکل از 265 خانوار از جامعۀ آماری 840 خانواری موجود در پنج روستای تحت انجام این پروژه با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شد و داده‌ها با به کارگیری روش مصاحبۀ ساختارمند و ابزار پرسشنامه گردآوری و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS22 و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد، مردم در سطوح پایین مشارکت اعم از مشورت کارشناسان با اعضای شورا و بزرگان روستا دخالت بالایی داده شده بودند، در حالی که در سطوح بالای مشارکت، همچون شروع خودجوش پروژه‌ها توسط مردم، آن­ها نقش ضعیفی داشتند. متغیرهایی همچون سرمایه‌های اجتماعی مبتنی بر روابط و اعتمادهای درون جامعه و با کنشگران بیرونی و عضویت تشکل‌های روستایی، برنامه‌های ترویجی، اقدامات اجرا شدۀ اصلاحی- احیایی، تنوع‌سازی کشاورزی و غیرکشاورزی پروژه ترسیب کربن، سطح اراضی باغی خانوارها، و سطح درآمد کشاورزی آن‌ها مهم­ترین عوامل مؤثر بر مشارکت خانوارهای روستایی در پروژۀ ترسیب کربن مشخص شدند. ارتقای هر چه بیشتر سرمایه‌های اجتماعی با کمک برنامه‌های ترویجی، همچنین به کارگیری ترکیبی از اقدامات حفاظت‌گرا و تنوع‌ساز معیشت می‌تواند نه تنها مشارکت جوامع روستایی را در پروژه‌های مدیریت منابع طبیعی تقویت کند بلکه موفقیت آن‌ها را نیز بیشتر خواهد کرد.

اثر تغییر کاربری مرتع به جنگل‌کاری بر ذخایرکربن آلی و برخی خصوصیات خاک (مطالعۀ موردی: جنگل‌کاری حسن‌آباد سنندج)

دوره 71، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 747-758

https://doi.org/10.22059/jrwm.2018.106763.757

نسیبه قنبری، حسین آذرنیوند، حامد جنیدی جعفری، محمد جعفری

چکیده پژوهش حاضر به­منظور بررسی اثر تغییر کاربری مرتع به جنگل­کاری ‌بر میزان ترسیب کربن و ذخیرۀ ازت در منطقۀ جنگل­کاری شدۀ حسن­آباد در شهرستان سنندج صورت گرفت. توده­های مورد مطالعه شامل سرونقره­ای، کاج تهران، زبان­گنجشک، اقاقیا و سروخمره­ای با متوسط سن 20 سال و مرتع مجاور که در آن تغییر کاربری ایجاد نشده و از لحاظ شرایط فیزیوگرافی و اقلیمی مشابه بودند به عنوان شاهد انتخاب شد. نمونه­برداری از خاک در توده­های جنگل‌کاری شده و شاهد انجام شد و خصوصیات کربن آلی، ازت، فسفر، پتاسیم، وزن مخصوص ظاهری، اسیدیته، هدایت الکتریکی، درصد رس، سیلت و ماسه اندازه­گیری شد. جهت مقایسۀ اثر اجرای عملیات جنگل­کاری با شاهد بر خصوصیات خاک از آزمون t مستقل و به منظور مقایسۀ اثر گونه­های مختلف جنگل­کاری شده بر خصوصیات خاک از تجزیۀ واریانس یکطرفه و جهت مقایسۀ میانگین­ها از آزمون دانکن استفاده گردید. نتایج نشان داد که گونۀ اقاقیا تأثیر قابل توجهی در افزایش کمی کربن و ازت ترسیب شده و مقدار فسفر و پتاسیم خاک داشت و در مجموع در تودۀ اقاقیا مقدار کربن ترسیب شده و ازت ذخیره شده در خاک 62/80 و 42/5 و در تیمار شاهد 05/47 و 08/3 تن در هکتار محاسبه شد. تیمار اقاقیا باعث افزایش مقدار کربن و ازت خاک به مقدار 71 و 75 درصد شد و کمترین مقدار کربن و ازت در خاک توده سرو نقره­ای بدست آمد. نتیجۀ رگرسیون گام­به­گام نشان داد که نیتروژن، فسفر و پتاسیم به­ترتیب از مهم­ترین اجزای تأثیر گذار بر مقدار کربن ترسیب شده در خاک در توده­های بررسی شده است.

تأثیر شدت‏های مختلف چرای دام بر میزان ترسیب کربن و ذخیره ازت خاک (مطالعه موردی: قطعه چهار شهریار)

دوره 69، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 427-436

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61693

محمد جعفری، حسین آذرنیوند، احمد صادقی پور، نادیا کمالی، احمد حیدری، حسن مداح عارفی

چکیده افزایش نگرانی‏‏‏ها در زمینة گرمایش جهانی و تغییر اقلیم موجب شده است که به خاک و توانایی آن در ترسیب کربن به صورت پایدار توجه ویژه‌ای شود. خاک‏ها بزرگترین ذخایر کربن در چرخه کربن خشکی هستند که حاوی کربنی حدود سه برابر پوشش گیاهی و دو برابر آنچه در اتمسفر وجود دارد می‌باشند. مطالعه اثر چرای دام بر ذخیره کربن خاک بدلیل نقش عمده کربن آلی خاک در تولید اهمیت زیادی دارد و چرای دام پتانسیل بالایی برای تغییر میزان ذخیره کربن در اکوسیستم‏های مرتعی دارد. در این مطالعه اثر شدت‏های مختلف چرا بر میزان ترسیب کربن و تثبیت ازت در مراتع کشت شده با گونه Atriplex canescens در قطعه چهار شهریار بررسی شد. بدین منظور پس از شناسایی مناطق با شدت‏های چرایی کم، متوسط و زیاد جهت مقایسه با منطقه قرق نمونه‌برداری از پوشش گیاهی و خاک انجام گرفت. نمونه‌برداری از پوشش گیاهی به روش تصادفی سیستماتیک در قالب 20 پلات 5*5 متری انجام شد. در هر منطقه اولین پلات به طور تصادفی و چهار پلات دیگر در امتداد پلات اول و به فاصله 150-200 متر از یکدیگر مستقر گردیدند. جهت نمونه‌برداری خاک تعداد 20 پروفیل در پلات‏های نمونه‌برداری پوشش گیاهی حفر شد و نمونه‌های خاک در هر پروفیل از عمق‏های 10-0، 30-10 و 100-30 سانتی‌متری برداشته شد. در نمونه‌های خاک درصد سنگ و سنگریزه، وزن مخصوص ظاهری، کربن آلی و ازت اندازه‌گیری شد. در ادامه وزن کل کربن ترسیب شده در هر هکتار از هر عمق محاسبه گردید. تحلیل داده‌ها با آزمون تجزیه واریانس یکطرفه با استفاده از نرم افزار SPSS 17 انجام گرفت و جهت مقایسه میانگین از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که شدت‏های مختلف چرا باعث کاهش معنی دار درصد کربن و ازت خاک شده است..

ارزیابی رابطة بین تراکم کشت آتریپلکس (Atriplex halimus)با میزان کربن ترسیب‌شده در خاک (مطالعة موردی: مراتع نیمه‌‌خشک اینچه‌برون، استان گلستان)

دوره 68، شماره 1، بهار 1394، صفحه 173-180

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53893

رویا وزیریان، حمید رضا عسگری، مجید اونق، چوقی بایرام کمکی

چکیده شناخت رابطة گیاه با خاک در راستای توسعه و برآورد اهداف احیای اراضی تخریب‌یافته ضروری است. به منظور بررسی رابطة تراکم گیاه آتریپلکس با میزان ترسیب کربن، مراتع اینچه‌برون در استان گلستان بررسی شد. نمونه‌برداری به روش کاملاً تصادفی در سه تراکم (200>)، (200-400)، و (400<) پایه در هکتار با 30 تکرار در سطح از عمق (0-30) سانتی‌متر صورت گرفت. پس از اندازه‌گیری پارامترهای مورد نظر در آزمایشگاه، نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS آنالیز شد. برای مقایسة میانگین بین سطوح تراکم و شاهد از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد کربن آلی موجود در منطقة آتریپلکس‌کاری دارای دامنه‌ای بین 48/0 تا 64/0 درصد و با میانگین 56/0 درصد است. در حالی که کربن آلی موجود در منطقة شاهد دارای دامنة تغییراتی بین 03/0 تا 12/0 درصد و با میانگینی برابر 078/0 درصد است، که بیانگر افزایش معنی‌دار میزان کربن آلی در منطقة آتریپلکس‌کاری‌شده نسبت به منطقة شاهد است. کربن ترسیب‌شده در واحد سطح در منطقة کم‌تراکم برابر27/26تن در هکتار، در منطقة با تراکم متوسط برابر 85/27 تن در هکتار، و در منطقة پُرتراکم برابر 66/30 تن در هکتار است. این نتیجه بیانگر آن است که با افزایش تراکم میزان کربن آلی و در نتیجه، ترسیب کربن در خاک روند افزایشی داشته است. تفاوت معنی‌داری در میزان ترسیب کربن و مقدار کربن آلی خاک در سه منطقة متمایز از نظر تراکم کاشت مشاهده نشد، در حالی که تفاوت آن‌ها با منطقة شاهد معنی‌دار بود.

بررسی توان ذخیرة کربن در سه گونه Artemisia aucheri، Agropyron elongatum و Stipa barbata در مراتع نیمه خشک ایران (مطالعة موردی: منطقه پشرت کیاسر)

دوره 65، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 191-202

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30011

زینب جعفریان، لیلا طایفه سیدعلیخوانی، رضا تمرتاش

چکیده در بررسی حاضر به‌منظور ارزیابی توان ترسیب کربن در بخشی از مراتع منطقة نیمه‌خشک, سه گونه آگروپایرون (Agropyron elongatum)، استیپا (Stipa barbata) و درمنه کوهی (Artemisia aucheri) انتخاب شدند. پس از تعیین منطقة معرف و انتخاب سایت‌های مطالعاتی، نمونه‌برداری از پوشش گیاهی و خاک به روش تصادفی نظام‌مند (سیتماتیک) انجام شد. به‌طور‌مجموعً 90 پایة گیاهی و 45 نمونه خاک برداشت شد. پس از جدا‌سازی اندام‌های مختلف گیاهی در آزمایشگاه، ضریب تبدیل ترسیب کربن هر اندام گیاهی به‌صورت جداگانه با روش احتراق تعیین شد. سپس میزان ترسیب کربن گونه‌های مختلف، اندام‏های مختلف و خاک پای گونه‌ها مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار‌گرفت. نتایج نشان داد؛ میزان ترسیب کربن در سه گونة گیاهی یاد‌شده اختلاف معنی‌داری در سطح 5 درصد داشت و گونة درمنه کوهی بیشترین توان ترسیب کربن را در منطقه دارا بود. همچنین ترسیب کربن در بین اندام‌های سه‏گانه (ریشه، ساقه و برگ) گونه‌های مورد مطالعه، تفاوت معنی‌داری در سطح 5 درصد داشت. بررسی کربن ذخیره شده در خاک گونه‌های مورد مطالعه نیز نشان داد؛ خاک گونة درمنه کوهی با داشتن 445/29 تن در هکتار کربن بیشتری را نسبت به دو گونه دیگر خود ذخیره کرده است