نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
نویسنده = حسین آذرنیوند

ارزیابی نقش احیاء روددره‌های شرقی تهران در باززنده‌سازی هویت شهری و تقویت تعاملات اجتماعی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405

https://doi.org/10.22059/jrwm.2026.411576.1870

محمدمهدی پورحسن مهرزنجانی، حسین آذرنیوند، آرش ملکیان

چکیده روددره‌های شهری به‌عنوان بسترهای پیونددهنده نظام طبیعی و ساختار شهری، نقشی اساسی در ارتقای کیفیت اجتماعی، تجربه جمعی و بازآفرینی هویت شهری دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با هدف سنجش میزان موفقیت اقدامات احیایی در بهبود کیفیت اجتماعی و تقویت پیوندهای انسانی در روددره‌های شرقی تهران (دارآباد و دربند) انجام شد. داده‌های نظری از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی گردآوری و پس از کدگذاری مفهومی به گزاره‌های اولیه تبدیل شد. پس از بررسی کفایت مفهومی، بسامد موضوعی و تناسب گزاره‌ها با اهداف احیا و ابعاد SWOT، مجموعه نهایی شامل ۱۲ گزاره با مشارکت خبرگان دانشگاهی و اساتید راهنما تأیید شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 70/0 قابل قبول تشخیص داده شد و جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از متخصصان احیا و بازآفرینی شهری بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند؛ ۲۰ نفر اعضای هیئت‌علمی در حوزه‌های آبخیزداری شهری، هیدرولوژی، ژئومورفولوژی، منظر و محیط‌زیست (۶۷ درصد) و ۱۰ نفر مدیران و کارشناسان ارشد شهرداری تهران در بخش فرهنگی-اجتماعی (۳۳ درصد). روایی محتوایی پرسشنامه نیز توسط خبرگان تأیید شد و نسخه نهایی پرسشنامه SWOT با ۱۲ گزاره و طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت تدوین گردید. پاسخ‌ها در مقیاس 1 تا 5 وزن‌دهی و در چهار بعد قوت، ضعف، فرصت و تهدید طبقه‌بندی شدند. تحلیل نهایی SWOT نشان داد که با وجود پویایی اجتماعی، پیشینه فرهنگی و خدمات اکوسیستمی ارزشمند دارآباد و دربند، ضعف انسجام فضایی، ناامنی ادراکی، گسست ناشی از زیرساخت‌های شهری و غلبه مداخلات کالبدی-مهندسی مانع تحقق اهداف اجتماعی و هویتی شده است. نتایج نشان می‌دهد راهبرد غالب، راهبرد محافظه‌کارانه (ST) است که بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های طبیعی، مدیریتی و نهادی برای کاهش تهدیدهای اجتماعی- محیطی تأکید دارد. بر این اساس، دستیابی به کیفیت اجتماعی پایدار مستلزم عبور از مداخلات صرفاً کالبدی و تقویت نظارت، انسجام فضایی، بهره‌گیری هدفمند از ظرفیت‌های نهادی شهرداری و افزایش مشارکت اجتماعی است.

ارزیابی اثربخشی اقدامات حفاظتی و احیایی بر بهبود پوشش گیاهی و تولید علوفه در مراتع نیمه‌خشک (مطالعه موردی: حوزه آبخیز وردیج، استان تهران)

دوره 78، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 547-565

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.396695.1840

حسین مرادی، محمد جعفری، علی طویلی، حسین آذرنیوند، محمد طهمورث، اسماعیل علیزاده

چکیده مدیریت جامع اکوسیستم مراتع، یکی از راهکارهای مؤثر برای بهبود پوشش گیاهی، تولید علوفه و ارتقای پایداری در مناطق خشک و نیمه‌خشک به‌شمار می‌رود. در این پژوهش، تأثیر مجموعه‌ای از اقدامات حفاظتی و بهبود اکوسیستم شامل بذرپاشی، نهال‌کاری، تراس+نهال‌کاری، کنتورباندینگ+نهال‌کاری، پیتینگ+بذرپاشی و کنتورفارو+نهال‌کاری بر ویژگی‌های پوشش گیاهی و تولید علوفه در مراتع روستای وردیج استان تهران بررسی شد. نمونه‌برداری به روش سیستماتیک-تصادفی در فصل رویش و با استفاده از پلات‌های ۴ مترمربعی در امتداد ترانسکت‌های ۱۰۰ متری انجام گرفت. ویژگی‌های پوشش گیاهی با دقت ثبت و داده‌های مربوطه تحلیل شد. نتایج نشان داد که اقدامات حفاظتی مذکور، تأثیر معنی‌داری بر متغیرهای پوشش گیاهی دارند و به طور چشمگیری سبب افزایش تاج پوشش گیاهی و کاهش خاک لخت شدند. بیشترین میانگین درصد تاج پوشش (59/97 درصد) و کمترین درصد خاک لخت (7/93 درصد) مربوط به نهال‌کاری بود، در حالی‌که مراتع شاهد کمترین میزان تاج پوشش (23/2 درصد) و بالاترین درصد خاک لخت (29/2 درصد) را نشان دادند. سایر روش‌ها مانند بذرپاشی و تراس-نهال‌کاری نیز نتایج مطلوبی در بهبود پوشش گیاهی داشتند. از نظر تولید علوفه، پروژه نهال‌کاری با میانگین 423 کیلوگرم در هکتار، بیشترین تولید را به همراه داشت و پس از آن بذرپاشی و تراس+نهال‌کاری به‌ترتیب با 367 و 388 کیلوگرم در هکتار قرار گرفتند. مراتع شاهد کمترین عملکرد را نشان دادند. این یافته‌ها بر نقش کلیدی اقدامات حفاظتی و بهبود اکوسیستم در ارتقای پوشش گیاهی و پایداری مراتع تأکید دارد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود در برنامه‌های مدیریتی آینده، از ترکیب روش‌های مختلف از جمله نهال‌کاری و بذرپاشی به‌منظور بهبود کیفیت و پایداری اکوسیستم مرتعی استفاده شود.

اولویت بندی طرح های کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستم های مرتعی (مطالعۀ موردی: شهرستان مانه و سملقان، استان خراسان شمالی)

دوره 77، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-170

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.368287.1734

مهدی قربانی، لیلا عوض پور، حسین آذرنیوند، حامد رفیعی

چکیده هدف تحقیق حاضر اولویت‌بندی طرح‌های کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستم‌های مرتعی می‌باشد. بدین منظور در مطالعۀ حاضر، 393 نفر بهره‌بردار مرتع از چهار روستا (ذو علیا، کشانک، درکش، چخماقلو) در شهرستان مانه و سملقان انتخاب گردیدند.
ابتدا ارزش‌گذاری اقتصادی چهار کارکرد اصلی مرتع (تولید علوفه، تولید عسل، تولید گیاهان دارویی و گردشگری) انجام شد که از پرسشنامه و روش نمونه-گیریِ تصادفیِ در دسترس، بهره گرفته شد، سپس پتانسیل جذب درآمد در هر کدام از این کارکردها به دست آمد. در مرحلۀ بعد، هزینه‌های هر کدام از این کسب و کارها، به کمک اطلاعات پیمایشی گردآوری شد. در مرحلۀ بعد، ارزیابی مالی طرح های کسب و کار به کمک شاخص‌های مالی، شامل NPV، B/C، ROI، و IRR انجام شد. نتایج نشان داد که سه کسب و کار دامداری، زنبورداری و تأسیس اقامتگاه بوم‌گردی، دارای توجیه اقتصادی و کسب و کارِ بسته‌بندی و فرآوری گیاهان دارویی، فاقد توجیه اقتصادی است. بازار محصولاتِ این کسب و کارها، از طریق بررسی شکاف عرضه و تقاضا، در منطقۀ مورد مطالعه، بررسی گردید و نتایج نشان داد که هر چهار کسب و کار پیشنهاد شده دارای شکاف عرضه و تقاضا بوده و بازار برای آنها وجود دارد. اولویت‌بندی این چهار کسب و کار، توسط شاخص‌های مراحل قبلی تحقیق (ارزش اقتصادی هر کارکرد مرتع، پتانسیل جذب درآمد، هزینه‌ها و درآمدها، شاخص‌های ارزیابی مالی و اقتصادی) با امتیازدهی به هر کدام از شاخص‌ها انجام شد. نتایج بیانگر آن بود که به ترتیب کسب و کارهای؛ 1-تاسیس اقامتگاه بوم‌گردی، 2-دامداری (پرورش بره‌پرواری)، 3-زنبورداری و 4-فرآوری گیاهان دارویی، دارای اولویت اول تا چهارم، جهت توانمندسازی بهره‌برداران، در روستاهای هدف می‌باشند.

ارزیابی اثرات محیط زیستی بهره‌برداری معدن با استفاده از ماتریس لئوپولد ایرانی (منطقه مورد مطالعه: معادن سنگان خواف)

دوره 77، شماره 1، بهار 1403، صفحه 18-32

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.96796

سجاد امیری، حسین آذرنیوند، مهدی قربانی، محمد جعفری، سجاد برخورداری، حسین آزادی

چکیده آگاه نمودن انسان در زمینه وجود بحران آلودگی­های محیط زیستی و اثرات آن بر سرنوشت خود او می­تواند تاثیر مطلوبی بر تغییر روند این بحران­ها داشته باشد. معادن سنگان خواف باعت انتشار ذرات گرد و غبار و آلاینده­هایی وارد خاک و هوا می­شود، که با پیامدهای عظیم آلودگی محیط و حتی به خطر افتادن سلامت انسانی از جمله شیوع بیماری­های پوستی و تنفسی مواجه خواهیم بود. ارزیابی اثرات محیط زیستی به عنوان یکی از کارآمدترین روش­ها جهت ارزیابی و پیش بینی اثرات طرح­ها و پروژه­ها بر روی اجزای محیط زیستی به شمار می­رود ، لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات محیط زیستی بهره‌برداری معدن با استفاده از ماتریس لئوپولد ایرانی انجام شد. ابزار اصلی گردآوری داده­های پژوهش برای منطقه مورد مطالعه کتابخانه­ای و پیمایشی میدانی مبتنی بر پرسشنامه است که در بین جامعه کارشناسان و جوامع محلی تکمیل شد. جامعه­ی نمونه آماری نیز 30 نفر از کارشناسان و مردم بومی خبره هستند که آشنا با مباحث محیط زیست بودند. نتایج نشان داد تعداد اثرات میانگین جبری منفی در ستون برابر با 10 و تعداد پیامدهای میانگین جبری منفی در ردیف برابر با 14 است که در این بین تعداد پیامدهای منفی کمتر از 1/3- در ستون فقط مربوط به اثرات انتشار گردو غبار ذکر شده است. به طوریکه محیط فیزیکی با 62/2- بیشترین میانگین آثار منفی را دارند. مهمترین آثار منفی در بین مؤلفه­های محیط زیستی مربوط به فعالیت انتشار گرد و غبار با میانگین رده بندی 1/3- با جمع جبری 50- است.

ارزش‌گذاری اقتصادی کارکرد گردشگری مراتع (منطقۀ مورد مطالعه: استان خراسان شمالی، شهرستان مانه و سملقان)

دوره 76، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 195-213

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.329507.1611

لیلا عوض پور، مهدی قربانی، حسین آذرنیوند، حامد رفیعی

چکیده ارزش‌گذاری کارکردها و خدمات غیربازاری محیطزیست ازجمله گردشگری به دلایل زیادی از جمله شناخت منافع زیست-محیطی و اکولوژیکی توسط انسان‌ها، ارائه مسائل محیطی کشور به برنامه ریزان، تعدیل و اصلاح مجموعه محاسبات ملی مانند تولید ناخالص ملی و جلوگیری از تخریب و بهره‌برداری بی‌رویه منابع طبیعی مهم است.
هدف این پژوهش برآورد ارزش اقتصادی کارکرد گردشگری مراتع 4 روستای کشانک، درکش، چخماقلو و ذوعلیا از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی، با استفاده از روش ارزش‌گذاری مشروط است. ابزار تحقیق پرسشنامه دوگانه-دوبعدی است و برای بررسی عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد، الگوی لوجیت به روش حداکثر راستنمایی برآورد شد. داده‌های مورد نیاز از طریق تکمیل 133 پرسشنامه و مصاحبه حضوری با بازدیدکنندگان از مجموع چهار منطقۀ مذکور جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و روش نمونه‌گیری مورد استفاده، نمونه‌گیری تصادفی در دسترس است. براساس نتایج مدل مورد استفاده در تعیین عوامل مؤثر بر میزان ارزش گردشگری منطقه، متغیرهای وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، مبلغ پیشنهادی و جذابیت مرتع در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار می باشند و از عوامل مؤثر در میزان WTP بازدیدکنندگان برای استفاده از مراتع مناطق مورد مطالعه هستند. در این مطالعه، متوسط WTP به عنوان قیمت ورودی برای هر بازدیدکننده برای استفاده از مراتع منطقه 5880 تومان به‌دست آمد و ارزش تفرجی هر هکتار مراتع منطقه نیز 49556 تومان در سال تعیین شد.

مقایسه تاثیر سه نوع مالچ پلیمری و مالچ گیاهی بر برخی خصوصیات فیزیکی خاک

دوره 75، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 169-179

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.104791.745

نادیا کمالی، حسین آذرنیوند، شروین احمدی، محمد علی زارع چاهوکی، احمد صادقی پور

چکیده این پژوهش به منظور بررسی تاثیر مالچ‌های پلیمری و مالچ گیاهی بر برخی خصوصیات فیزیکی خاک انجام شد. بدین منظور اثر سه نوع پلیمر مصنوعی، پلیمر طبیعی و پلیمر طبیعی- مصنوعی به همراه مالچ گیاهی (لاشبرگ) بر برخی خصوصیات فیزیکی خاک در دو عمق ( 5-0 سانتی‌متر و 30-5 سانتی‌متر) در دو دوره زمانی ( یک هفته و 6 ماه پس از پاشش مالچ‌ها) در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفت. کرت‌های آزمایشی 10*10 متر انتخاب و مالچها 2 سانتیمتر سطح خاک را در هر کرت پوشش دادند. نتایج نشان داد که استفاده از مالچ‌ها در هفته اول پاشش، بر روی وزن مخصوص ظاهری (6/3% افزایش در پلیمر مصنوعی)، تخلخل (01/6% افزایش در پلیمر مصنوعی)، دما (52/2% افزایش در مالچ گیاهی و 85/1% کاهش در پلیمر طبیعی) و رطوبت (4/17% افزایش در پلیمر مصنوعی) در لایه 5-0 سانتی‌متری، همچنین درصد رطوبت خاک (67/16% افزایش در پلیمر مصنوعی) در لایه 30-5 سانتی‌متری تاثیرگذار بود، شش ماه پس از شروع آزمایش نیز مالچ‌‌های به کار گرفته شده در وزن مخصوص ظاهری (81/4% کاهش در پلیمر مصنوعی عمق اول/ 12/2% کاهش در پلیمر مصنوعی عمق دوم)، تخلخل (23/8% افزایش در پلیمر مصنوعی عمق اول/ 12/4% افزایش در پلیمر طبیعی- مصنوعی عمق دوم) و درصد رطوبت (53/103% افزایش در پلیمر طبیعی- مصنوعی عمق اول/ 6/48% افزایش در پلیمر طبیعی- مصنوعی عمق دوم) هر دو عمق خاک، همچنین هدایت الکتریکی عمق اول (23/6% کاهش در پلیمر طبیعی- مصنوعی) اختلاف معنی داری نسبت به شاهد ایجاد کردند.

کمی سازی اثر تغییر اقلیم بر افت آب زیر‌زمینی در مناطق خشک و نیمه‌خشک

دوره 75، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 227-244

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.314882.1553

حامد اسکندری دامنه، غلامرضا زهتابیان، حسن خسروی، حسین آذرنیوند، علی اکبر براتی

چکیده در تحقیق حاضر به ارزیابی تغییر اقلیم در دشت میناب و تأثیر آن بر نوسانات سطح آب زیرزمینی در دوره آتی پرداخته شده است. جهت بررسی پدیده تغییر اقلیم از مدل اقلیمی CanESM2 با‌استفاده از نرم‌افزار SDSM4.2 و برای مدل‌سازی کمی تأثیر پدیده تغییر اقلیم بر منابع آب زیرزمینی از نرم‌افزار GMS10.0.5 تحت سناریوهای انتشار RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 استقاده شد. نتایج حاصل از بررسی پدیده تغییر اقلیم در دوره آتی در سناریوها ی ذکر شده نشان داد که به‌ترتیب دما به میزان 88/1، 60/2 و 28/4 درجه سانتی‌گراد افزایش و بارش به میزان 19/34، 08/42 و 43/59 درصد نسبت به حالت پایه کاهش می‌یابد. نتایج اعمال سناریوهای اقلیمی با‌استفاده از مدل آب زیر‌زمینی نشان داد که به دلیل کاهش بارندگی در این دوره، در سناریوهای مذکور متوسط تراز سطح آب زیرزمینی در دوره‌های آتی 1398، 1403، 1408 و 1414 نسبت به تراز سطح آب در سال پایه (1383-1382) به ترتیب در سناریو RCP2.6 برابر با 99/13-، 003/19-، 70/22- و 61/25- متر در سال برای سناریو RCP4.5 به‌ترتیب برابر با 99/13-، 95/18-، 75/22- و 73/24- متر در سال و برای سناریو RCP8.5 برای سال‌های مذکور به‌ترتیب برابر با 23/14-، 22/19-، 003/22- و 46/25- متر برآورد شد. این کاهش بارندگی و افزایش دما حاصل از تغییرات اقلیمی و به دنبال آن افزایش بهره‌برداری از سطح آب زیرزمینی برای مصارف متعدد باعث کاهش روز افزون منابع آب زیرزمینی شده است لذا توصیه می‌گردد برنامه‌ریزان راهکارهای لازم برای سازگاری با شرایط آب و هوایی جدید و کمبود آب در این منطقه اتخاذ نمایند.

تاثیر خشکسالی هواشناسی بر روند تغییرات پوشش گیاهی در اقلیم‌های خشک و خشک نیمه‌مرطوب (حوزه آبخیز حبله‌رود)

دوره 75، شماره 1، بهار 1401، صفحه 103-117

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.287930.1416

احمد گیلوری، غلامرضا زهتابیان، حسن خسروی، حسین آذرنیوند، سلمان زارع

چکیده دراین تحقیق برای برررسی پوشش گیاهی از شاخص NDVI بدست آمده از سنجنده MODIS و برای بررسی خشکسالی از شاخص SPI مبتنی بر داده‌های بارندگی این حوزه در دو اقلیم خشک و خشک نیمه‌مرطوب در بازه زمانی (1397-1380) استفاده شد. نتایج نشان داد به طور متوسط 53 درصد از این منطقه دچار خشکسالی بوده است. همچنین در بازه زمانی 1380 تا 1382 نسبت به دیگر بازه‌های زمانی این دوره خشکسالی شدیدتر بوده است علاوه براین پیک شاخص پوشش گیاهی در سال 1384 رخ داده است که بیانگر متاثر بودن پوشش گیاهی از نوسانات بارندگی منطقه است. ماتریس همبستگی بین سه شاخص نامبرده حاکی از آن است که شاخص NDVI همبستگی یکسانی نسبت به دو شاخص SPI و بارندگی سالیانه داشته است. همچنین نتایج این همبستگی در سطح دو اقلیم خشک و خشک‌نیمه‌مرطوب به ترتیب 38/0 و 25/0 بوده است که این نتایج بیانگر این است که هر چند که همبستگی پایینی وجود دارد ولی این رابطه مثبت بوده و در سطح اقلیم‌های مختلف یک منطقه متفاوت است. از طرفی دیگر بیشترین کلاس خشکسالی در اقلیم‌های خشک و خشک‌نیمه‌مرطوب به ترتیب به میزان 55/55 و 50 درصد در طبقه خشکسالی نسبتا نرمال قرار دارد. با توجه به مطالب ذکر شده می‌توان دریافت که با استفاده از داده‌های سنجش از دوری می‌توان به پایش پاسخ اکوسیستم‌های مناطق خشک و خشکنیمه‌مرطوب نسبت به تغییرات اقلیمی پرداخت. همچنین این مطالعه نشان داد که مناطق خشک و ‌خشک‌نیمه-مرطوب نسبت به تغییرات اقلیمی و انسانی بسیار حساس تر هستند.

ارزیابی تأثیر طرح‌های منابع طبیعی بر معیشت بهره برداران ساردوئیه شهرستان جیرفت

دوره 74، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 677-688

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.114284.812

حمید رضا سعیدی گراغانی، حسین ارزانی، حسین آذرنیوند، مهدی قربانی

چکیده نگرش مردم نسبت به تأثیر پروژه‌های مدیریت منابع طبیعی بر معیشت آنها می‌تواند در پایداری این پروژه‌ها نقش بسزایی داشته باشد. این مقاله با هدف کلی بررسی نگرش بهره‌برداران نسبت به تأثیر طرح‌های مرتعداری و آبخیزداری بر سرمایه‌های معیشت پایدار خانوارهای عشایری در منطقه ساردوئیه شهرستان جیرفت انجام گرفته است. در این راستا پنج سامان عرفی که طرح‌های مرتعداری و آبخیزداری در آنها انجام شده انتخاب شدند. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده بوده و تعداد نمونه نیز با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 48 بهره‌بردار تعیین شد. داده‌ها از طریق گروه‌های متمرکز و مصاحبه‌های ساختار یافته از طریق پرسشنامه‌ای که روایی و پایایی آن در حد قابل قبولی بدست آمده بود جمع‌آوری شدند. فرم‌ها و پرسشنامه‌های تکمیل شده پس از بازبینی اولیه و بررسی دقت و صحت اطلاعات آماده تجزیه و تحلیل شد. برای پردازش و استخراج داده‌های کمی وکیفی از نرم افزار SPSS18و با بکارگیری روش‌های آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها استفاده گردید. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد بین عوامل سرمایه طبیعی- اکولوژیکی، انسانی- فنی و اجتماعی با معیشت پایدار بهره‌برداران رابطه معنی‌داری وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه توأم نیز نشان داد که مجموعاَ 83 درصد از واریانس معیشت پایدار بهره‌برداران توسط سه متغیر سرمایه طبیعی و اکولوژیکی، سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی و فنی تعیین می‌شود. همچنین یافته‌های این مطالعه نشان داد که از میان شاخص‌های سه عامل مؤثر بر معیشت پایدار بهره‌برداران بیشترین ضریب رگرسیونی استاندارد مربوط به شاخص‌ سرمایه طبیعی و اکولوژیکی است.

شبیه‌سازی و پیش‌بینی مولفه‌های اقلیمی دمای حداکثر و حداقل با استفاده از خروجی مدل CanESM2 در دوره‌های آتی، مطالعه موردی دشت میمه استان اصفهان

دوره 74، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 359-372

https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.256514.1327

سحر ذاکری انارکی، غلامرضا زهتابیان، حسن خسروی، حسین آذرنیوند، آرش ملکیان

چکیده گزارش‌ هیئت بین‌الدول تغییر اقلیم نشان می‌دهد که میانگین دمای جهان در قرن بیستم برابر 2/0±6/0 درجه سانتی‌گراد افزایش یافته‌است. بنابراین پیش‌بینی بلندمدت متغیرهای اقلیمی و در نظر گرفتن تمهیدات لازم به منظور تعدیل اثرات سوء ناشی از تغییرات اقلیمی امری بدیهی است. در مطالعه حاضر به‌منظور ریزمقیاس‌نمایی داده‌های مشاهداتی دمای حداقل و حداکثر ایستگاه وزوان میمه استان اصفهان، از مدل SDSM استفاده شده است. داده‌های مدل جهانی CanESM2 تحت سه سناریوی جدید انتشار RCP2.6، RCP4.5و RCP8.5، به‌ منظور پیش‌بینی دوره آینده نزدیک (2036-2006)، آینده میانی (2078-2037) و آینده دور (2100-2079) مورد استفاده قرا گرفتند. بررسی‌ها نشان‌دهنده توانایی بالای مدل SDSM در مدل‌سازی دمای حداکثر و حداقل در دوره پایه می‌باشند. نتایج پژوهش حاضر، حاکی از آن است که هر چه به قرن 21 نزدیک می‌شویم دمای حداقل و حداکثر در منطقه مطالعاتی افزایش می‌یابد. تغییرات میانگین دمای حداکثر بیشترین افزایش را تحت سناریوی RCP8.5 در دوره آینده دور (2100-2079)، در ماه‌ ژولای خواهد داشت که این افزایش به 9/7 درجه سانتی‌گراد نیز خواهد رسید. تغییرات میانگین دمای حداقل نیز بیشترین افزایش را در ماه آگوست تحت سناریوی RCP8.5 نشان داده است. لذا با توجه به اینکه این افزایش دما در دوره‌های آتی بر روی وضعیت منطقه مطالعاتی، منابع آبی و طبیعی اثرگذار خواهد بود پیشنهاد می‌گردد، برنامه‌ریزان و مسئولین بخش‌های مربوطه راهکارهای لازم از قبیل تدابیری جهت اصلاح نظام آبیاری، روش‌هایی به منظور کاهش تبخیر و اصلاح نظام کشت، برای تعدیل خسارات ناشی از گرمایش و یا سازگاری با شرایط آب و هوایی جدید اتخاذ نمایند.

بررسی تأثیر اصلاح کننده‌ها در احیای بیولوژیک اراضی شور از منظر فنی و اقتصادی در نظرآباد، استان البرز

دوره 74، شماره 1، بهار 1400، صفحه 223-232

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.293902.1439

شهرام یوسفی خانقاه، حسین آذرنیوند، محمدعلی زارع چاهوکی، محمد جعفری، حمید رضا ناصری

چکیده استقرار پوشش گیاهی بهترین راه کنترل اراضی تخریب شده و در معرض خطر تخریب می­باشد. با توجه به این که نهال­کاری در مناطق خشک به دلیل محدویت­های اکولوژیکی بسیار پرهزینه می­باشد کارشناسان به دنبال روش­هایی هستند که درصد استقرار نهال­ها را افزایش داده و هزینه­های نهال کاری را کاهش دهند. در این راستا استفاده صحیح از اصلاح کننده­ها بسیار اهمیت دارد. منطقۀ مورد مطالعه در شهرستان نظرآباد در جنوب غربی استان البرز واقع شده است. در این تحقیق از اصلاح کننده­های بیوچار معدنی، قارچ های میکوریزی آربسکولار و پلیمر رزین اکریلیک هر کدام در چهار سطح در پای نهال­های قره­داغ استفاده شد. ویژگی­های خاک منطقه هنگام کشت اندازه­گیری شد. بعد از گذشت یک سال با شمارش تعداد نهال­های زنده مانده، درصد استقرار برای هر تیمار محاسبه گردید. برآورد اقتصادی براساس هزینه-فایده محاسبه گردیده و برای هر تیمار به طور جداگانه محاسبه شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی­داری در سطح 5 % بین اصلاح کننده­ها و شاهد از نظر استقرار وجود دارد و میکوریز دارای بیشترین (70 %) و تیمارهای شاهد دارای کمترین (40 %) درصد استقرار بودند. از نظر اقتصادی تیمارهای میکوریز 100گرم، پلیمر 50گرم و بیوچار 250گرم به ترتیب بهینه­ترین تیمارهای هر اصلاح کننده بودند. با افزایش سطح استفاده از میکوریز درصد استقرار نهال­ها افزایش یافت ولی با افزایش سطح استفاده از پلیمر و بیوچار اثرات منفی آنها نمایان شد و درصد استقرار نهال­ها کاهش یافت. هر تیماری که استقرار نهال­ها را حداقل 10 درصد افزایش داد توجیه اقتصادی داشت یعنی فایده­های آن تیمار بیشتر از هزینه­های آن برآورد شد.