زاهد دهقانی؛ ایمان اسلامی
چکیده
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای ...
بیشتر
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای گردآوریشده از ۳۱۵ پرسشنامه معتبر بود. در مدل مفهومی پژوهش، نوآوری مدیریت سبز بهعنوان متغیر مستقل، تعاملات ذینفعان بهعنوان سازوکار میانجی و تابآوری نهادی بهعنوان یک سازه کلان چندبعدی بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد نوآوری مدیریت سبز اثر مثبت و معناداری بر تابآوری نهادی دارد؛ ضریب مسیر مستقیم برابر با 0.414 بوده و توانست 41.4 درصد واریانس تابآوری نهادی را تبیین کند. همچنین، نوآوری مدیریت سبز از طریق تعاملات ذینفعان 44 درصد واریانس مدل را توضیح داد و اثر غیرمستقیم آن بر تابآوری نهادی معادل 0.294 برآورد شد. آزمونهای سوبل و بوتاسترپ معناداری نقش میانجی تعاملات ذینفعان را تأیید کردند. شاخصهای برازش مدل شامل KMO=0.831 و نتایج آزمون بارتلت (sig=0.000) کفایت نمونه و ارتباط معنادار میان متغیرها را نشان دادند. همچنین، پایایی ترکیبی سازهها بالاتر از 0.7 و روایی همگرا بیش از 0.5 گزارش شد که بیانگر اعتبار مناسب مدل اندازهگیری است. یافتهها نشان میدهد نوآوری مدیریت سبز با بازطراحی فرآیندهای مدیریتی، کاهش اتلاف منابع و ادغام معیارهای محیطی در تصمیمگیری، ظرفیت نهادی را برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی و محیط زیستی ارتقا میدهد. در عین حال، تعاملات میان دولت، نهادهای محلی و جامعه مدنی بهعنوان سازوکار میانجی، همافزایی نهادی، مشروعیت اجتماعی و حکمرانی شبکهای را تقویت میکند. بنابراین، ترکیب نوآوری سبز و همکاری چندذینفعی میتواند راهبردی کارآمد برای ارتقای تابآوری نهادی در مناطق بحرانخیز باشد.
رضا باقری؛ مهدی قربانی؛ شهرام خلیقی سیگارودی؛ امیر علم بیگی
چکیده
خشکسالی ناشی از نوسانات اقلیمی از نظر گسترگی و حجم خسارات اجتماعی و اقتصادی که بر جای میگذارد، جزء پرمخاطرهترین بلایای طبیعی محسوب میشود که خسارات جبرانناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد میسازد. بهعبارتی تأثیرات ویرانگری را به بخشهای تولیدی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی وارد میکند. پژوهش حاضر ...
بیشتر
خشکسالی ناشی از نوسانات اقلیمی از نظر گسترگی و حجم خسارات اجتماعی و اقتصادی که بر جای میگذارد، جزء پرمخاطرهترین بلایای طبیعی محسوب میشود که خسارات جبرانناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد میسازد. بهعبارتی تأثیرات ویرانگری را به بخشهای تولیدی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی وارد میکند. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی تحلیل مولفههای تابآوری و ارائه مدل تابآوری جامعه محلی در مواجهه با نوسانات اقلیمی انجام گردیده است. جامعه آماری پژوهش روستاییان حوزه آبخیز ندوشن میباشد که به منظور نمونهگیری از فرمول کوکران استفاده گردید و تعداد 102 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS25 و LISREL8.8 انجام شد. به منظور بررسی برازش مدل اندازهگیری مولفههای تابآوری، دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد در بین مولفههای تابآوری، "ابتکار و نوآوری" و "حکمرانی" به ترتیب با ضریب مسیر 91 درصد و 84 درصد از وضعیت بهتری نسبت به دیگر سازهها برخوردارند و سازههای "آگاهی و اطلاعات" و "مدیریت سازگار" نیز با ضریب مسیر 10 درصد و 8 درصد از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. همچنین یافتهها نشانداد شاخصهای نیکویی برازش دارای مقادیر مناسب بوده و مدل اندازهگیری ابعاد تابآوری را با دادههای مشاهده شده؛ تایید نمودند. بنابراین میتوان اذعان نمود که نتایج این تحقیق میتواند در اقدامات هدفمند مورداستفاده قرارگرفته و در ترویج و تصویب مکانیسمهای مقابله با بحران نوسانات اقلیمی برای ایجاد تابآوری جامعه محلی موثر باشد.