زهره عزیززاده؛ مجیدمحمد اسمعیلی؛ علی ستاریان؛ سیدعلی حسینی؛ بهاره بهمنش
چکیده
چرای بیرویه یکی از مهمترین عوامل تخریب مراتع نیمهخشک است که با تغییر ویژگیهای لکههای گیاهی و کاهش نفوذپذیری خاک، فرآیندهای هیدرولوژیکی و پایداری اکوسیستم را مختل میکند. اگرچه در مطالعات پیشین اثر چرای دام بر نفوذپذیری یا ساختار لکهها بهطور جداگانه بررسی شده است، اما ارتباط همزمان این دو مؤلفه، بهویژه در شرایط نیمهخشک، ...
بیشتر
چرای بیرویه یکی از مهمترین عوامل تخریب مراتع نیمهخشک است که با تغییر ویژگیهای لکههای گیاهی و کاهش نفوذپذیری خاک، فرآیندهای هیدرولوژیکی و پایداری اکوسیستم را مختل میکند. اگرچه در مطالعات پیشین اثر چرای دام بر نفوذپذیری یا ساختار لکهها بهطور جداگانه بررسی شده است، اما ارتباط همزمان این دو مؤلفه، بهویژه در شرایط نیمهخشک، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارزیابی اثر شدتهای مختلف چرای دام بر نفوذپذیری خاک و ابعاد لکههای گیاهی در مراتع گمیشان است. این آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار و در سه تیمار قرق بلندمدت (۲۴ ساله)، چرای متوسط و چرای شدید انجام شد. در هر تیمار، سه ترانسکت ۵۰ متری در جهتهای مختلف پیادهسازی و طول، عرض و ارتفاع لکههای گیاهی و فواصل بین آنها اندازهگیری گردید. نفوذپذیری خاک در لکههای گیاهی و فضاهای بین لکهای با استفاده از حلقههای زوجی سنجیده و با مدل کوستیاکف برآورد شد. نتایج نشان داد که قرق بلندمدت بهطور معنیداری موجب افزایش نفوذپذیری خاک و ابعاد لکههای گیاهی میشود، در حالی که تفاوت معنیداری بین چرای متوسط و شدید مشاهده نشد. همچنین با افزایش شدت چرا، پاسخ لکههای گیاهی به میکروتوپوگرافی کاهش یافت و این اثر تنها در برخی شاخصها (مانند طول لکهها) و در دامنههای مرتفعتر حفظ شد. یافتههای این تحقیق بر اهمیت قرقهای بلندمدت در بازسازی پوشش گیاهی و بهبود نفوذپذیری خاک تأکید دارد و میتواند بهعنوان مبنایی برای برنامهریزی مدیریت پایدار چرای دام در مناطق نیمهخشک مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با اجرای برنامههای تناوب چرا، ایجاد قرقهای دورهای و پایش منظم شاخصهای فیزیکی خاک میتوان به کاهش روند تخریب و افزایش کارایی اکوسیستم در این مناطق کمک کرد.
مریم اوسط؛ شاهرخ فاتحی؛ جواد سیدمحمدی
چکیده
استفاده بهینه از عوامل تولید، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار محسوب میشود. فشار روز افزون بر منابع خاک ناشی از افزایش جمعیت، توسعه مناطق صنعتی و محدود شدن اراضی کشاورزی، نیاز به استفاده بهینه و پایدار از خاک را ضروری مینماید. استان کردستان بهعنوان یکی از قطب-های کشاورزی، مستعد توسعه باغات است. هدف این پژوهش، ارزیابی تناسب اراضی ...
بیشتر
استفاده بهینه از عوامل تولید، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار محسوب میشود. فشار روز افزون بر منابع خاک ناشی از افزایش جمعیت، توسعه مناطق صنعتی و محدود شدن اراضی کشاورزی، نیاز به استفاده بهینه و پایدار از خاک را ضروری مینماید. استان کردستان بهعنوان یکی از قطب-های کشاورزی، مستعد توسعه باغات است. هدف این پژوهش، ارزیابی تناسب اراضی برای توسعه باغات گردو، بادام، سیب، گلابی، انگور و گیلاس در 3000 هکتار از اراضی پایاب سد آزاد بهمنظور تعیین الگوی کشت بهینه میباشد. برای این منظور، از روش استاندارد فائو برای ارزیابی تناسب سرزمین استفاده شد. ویژگیهای اقلیمی، شیب، سیلگیری، زهکشی، بافت و ساختمان خاک، سنگ و سنگریزه، عمق خاک، کربنات کلسیم، واکنش خاک، قابلیت هدایت الکتریکی و کربن آلی در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است. براساس نتایج بهدست آمده، در کلاس تناسب نسبتا مناسب (S2)، بادام با 4/561 هکتار، در کلاس تناسب بحرانی (S3)، گردو با 4/679 هکتار و در کلاس نامناسب (N)، گلابی با 1/2751 هکتار بیشترین سطح را به خود اختصاص دادهاند. این محصولات از لحاظ شوری و قلیائیت محدودیتی ندارند. حداقل و حداکثر محدودیتهای اقلیمی به ترتیب مربوط به بادام و گلابی است. مهمترین ویژگیهای محدودکننده برای اکثر محصولات در این اراضی شامل شیب، عمق خاک و بافت میباشد. در اراضی شیبدار منطقه به شرط عمق مناسب خاک و اجرای اصول حفاظت خاک، امکان کاهش محدودیتهای ناشی از شیب و بهبود کلاس تناسب اراضی وجود دارد.
شاهین محمدی؛ حمیدرضا کریم زاده؛ سعید پورمنافی؛ سعید سلطانی کوپائی
چکیده
خاک یکی از مهمترین عوامل تولید است که در زندگی اقتصادی و اجتماعی انسان تأثیر بسیار دارد و فرایند فرسایش خاک یکی از مشکلات محیطی است که تهدیدی برای محیط زیست، منابع طبیعی و کشاورزی به شمار میرود. اطلاعات زمانی و مکانی از میزان هدر رفت خاک و تأثیرگذاری فرسایش خاک بر سرزمین در اقدامات مدیریتی، کنترل فرسایش خاک و مدیریت حوزههای آبخیز ...
بیشتر
خاک یکی از مهمترین عوامل تولید است که در زندگی اقتصادی و اجتماعی انسان تأثیر بسیار دارد و فرایند فرسایش خاک یکی از مشکلات محیطی است که تهدیدی برای محیط زیست، منابع طبیعی و کشاورزی به شمار میرود. اطلاعات زمانی و مکانی از میزان هدر رفت خاک و تأثیرگذاری فرسایش خاک بر سرزمین در اقدامات مدیریتی، کنترل فرسایش خاک و مدیریت حوزههای آبخیز نقش مؤثری دارد؛ بنابراین، این پژوهش با هدف مطالعۀ برآورد مکانی و زمانی فرسایش خاک در دورههای 1994، 1999، 2008 و 2015 در زیر حوضۀ مندرجان با مساحت 21100 هکتار واقع در غرب استان اصفهان با استفاده از فنآوریهای سنجش از دور (RS) و سیسـتم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام گرفت. در پژوهش حاضر ضمن بررسیهای میـدانی، دادهها و اطلاعات مختلف شامل؛ لایۀ مدل رقومی ارتفاعی، تصاویر ماهوارهای، خاک و آمار مربوط به ایستگاههای بارانسنجی بهعنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. همچنین برآورد میزان فرسایش خاک در حوضۀ مطالعاتی با استفاده از مدل تجدیدنظر شدۀ جهانی فرسایش خاک (RUSLE) انجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد که مقدار فرسایش خاک در سال 1994، 1999؛ 2008؛ و 2015 به ترتیب 001/0 تا 233، 001/0 تا 297، 001/0 تا 231 و 001/0 تا 215 تن بر " هکتار در سال" به دست آمد. همچنین عامل پستی و بلندی در منطقه با ضریب همبستگی 80 درصد بیشترین تأثیر را در برآورد میزان فرسایش سالانۀ خاک توسط مدل RUSLE داشته است. این پژوهش، مؤثر بودن فناوریهای نوین سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور در شبیهسازی زمانی برای تخمین کمی، دقیقتر و نقطه به نقطه در کل منطقه برای به دست آوردن مقادیر فرسایش خاک را تأیید میکند.
سمیه شریفی؛ فاطمه محمدزاده؛ علی اکبر کریمیان؛ سید حمید رضا میرقادری
چکیده
امروزه افزایش رشد جمعیت و نیاز به مواد غذایی باعث گردیده فشار بر عرصههای منابع طبیعی بهویژه در تبدیل این اراضی به اراضی کشاورزی، روزبهروز در حال افزایش است؛ بهطوریکه در بعضی مناطق، مردم مراتع شیبدار اطراف روستای خود را که شرایط بارندگی مناسبی دارد، تغییر داده و به دیمکاری میپردازند؛ همین عامل سبب تسریع تجزیه ماده آلی ...
بیشتر
امروزه افزایش رشد جمعیت و نیاز به مواد غذایی باعث گردیده فشار بر عرصههای منابع طبیعی بهویژه در تبدیل این اراضی به اراضی کشاورزی، روزبهروز در حال افزایش است؛ بهطوریکه در بعضی مناطق، مردم مراتع شیبدار اطراف روستای خود را که شرایط بارندگی مناسبی دارد، تغییر داده و به دیمکاری میپردازند؛ همین عامل سبب تسریع تجزیه ماده آلی و سایر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک شده و بازدهی اراضی را تحت تأثیر قرار میدهد. دولت بهمنظور حفاظت خاک این مناطق اقدام به اجرای پروژههای آبخیزداری متعدد کرده که از یکی از این پروژهها، پروژه تبدیل اراضی دیم منطقه به باغات بادام میباشد. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه تأثیرات دیمزارها بر برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و ارزیابی اقتصادی اراضی دیم گندم و باغات بادام دیم انجامشده است. به همین منظور از سه کاربری مرتع، باغات دیم و دیمزار از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتیمتری خاک و در 3 تکرار اقدام به نمونهگیری از خاک گردید. نتایج نشان داد که طرح تبدیل دیمزارهای کم بازده به باغات بادام دیم باعث بهبود میزان کیفیت خاک (حاصلخیزی) در این منطقه شده است. همچنین نتایج ارزیابی اقتصادی کاربریهای مختلف نشان داد که نسبت فایده به هزینه برای گندمکاری دیم 57/0 است؛ درحالیکه برای پروژه بادامکاری بین 2 تا 7/3 یعنی حدود 4 تا 7 برابر است. بنابراین پروژه بادامکاری دیم توان مالی روستائیان را افزایش داده است.