پایش و تغییرات کاربری اراضی با استفاده از زنجیره ای مارکوف به‌منظور پیش بینی آن (بررسی موردی: دشت عباس)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری بیابان‌زدایی، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران.

2 استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران.

3 استادیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه ایلام، ایران.

4 استادیار دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران.

چکیده

سنجش‌ازدور فناوری کلیدی برای ارزیابی وسعت و مقدار تغییرات پوشش اراضی است که اطلاع از این تغییرات به‌عنوان اطلاعات‌پایه برای برنامه‌ریزی‌های مختلف اهمیت ویژه­ای دارد. در این بررسی تغییرات کاربری اراضی طی 24 سال گذشته بررسی شد و امکان پیش­بینی آن در آینده با استفاده از مدل زنجیرۀ مارکوف منطقه دشت عباس مورد ارزیابی قرار گرفت. در این پژوهش، تصاویر سنجنده­های TM لندست 4، ETM+ لندست 7 و OLI لندست 8 به ترتیب برای سال­های 1368، 1382 و 1392 به همراه نقشه‏های توپوگرافی و پوشش منطقه استفاده شد. تصاویر هر سه مقطع زمانی به پنج طبقۀ کاربری اراضی: مرتع، کشاورزی (اعم از آبی و دیم)، مسکونی، بستر رودخانه و بایر طبقه­بندی شدند. بنا بر نتایج، کشاورزی پویاترین کاربری موجود در منطقه است وسعت آن طی 1368 تا 1392 روندی صعودی را در پی داشته است به‌طوری‌که مقدار 4337 هکتار (7/12 درصد) به این اراضی افزوده شده است. روند تغییرات کاربری مرتع نیز طی 1368 تا 1392 روندی نزولی بوده که موجب کاهش 6/6573 هکتار (3/19 درصد) از این طبقه شده است. نتایج حاصل از آنالیز زنجیره­ی مارکوف در دوره 1368 تا 1382 برای کالیبراسیون مدل و از نقشه­های سال­های 1382 تا 1392 و ماتریس آن برای پیش‌بینی تغییرات کاربری اراضی سال 1402 نشان‌دهنده ضریب کاپای 80% است. بر این اساس در سال 1402، 1/49% از منطقه را طبقه کشاورزی و 1/10% منطقه را نیز پوشش مرتع تشکیل می­دهند که بیانگر تغییرات کاربری­ها به سمت کاربری کشاورزی است. 

کلیدواژه‌ها