داود نظری چالشتری؛ پژمان طهماسبی؛ علی اصغر نقی پور؛ حجت الله خدری غریب وند
چکیده
تحقق مدیریت پایدار مراتع وابسته به بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی بهرهبرداران و بهویژه تأمین معیشت آنان است. در این میان، تولید علوفه، تعداد دام و مساحت مراتع از عوامل تأثیرگذار بر معیشت دامداران محسوب میشوند. این مطالعه بهمنظور تعیین سطح حداقل اقتصادی مرتع، چهار منطقه با دو وضعیت مرتعی خوب و فقیر را در مناطق رویشی استپی و نیمهاستپی ...
بیشتر
تحقق مدیریت پایدار مراتع وابسته به بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی بهرهبرداران و بهویژه تأمین معیشت آنان است. در این میان، تولید علوفه، تعداد دام و مساحت مراتع از عوامل تأثیرگذار بر معیشت دامداران محسوب میشوند. این مطالعه بهمنظور تعیین سطح حداقل اقتصادی مرتع، چهار منطقه با دو وضعیت مرتعی خوب و فقیر را در مناطق رویشی استپی و نیمهاستپی در استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار داده است. با استفاده از روش نمونهگیری مضاعف، تولید سالیانه بدست آمد. ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی جامعه هدف از طریق مصاحبه و اطلاعات آماری از مرکز آمار ایران و سالنامههای آماری جمعآوری شد. هزینهها و درآمدهای وابسته به مرتع یک خانوار مرتعدار محاسبه شد. با بررسی هزینهها و درآمدها، سطح اقتصادی مرتع بهنحوی تعیین شد که بتواند هزینههای خانوار را با توجه به سطح معیشت تأمین کند. براساس نتایج، حداقل سطح اقتصادی مرتع به ازای هر خانوار در مراتع استپی و نیمهاستپی با وضعیت مرتع فقیر به ترتیب با سطح 932 و 830 هکتار بیشترین مقدار و در مراتع نیمهاستپی با وضعیت خوب با سطح 81 هکتار کمترین مقدار را در یک فصل چرای صد روزه داشت. بهطورکلی، وضعیت مرتع و اقلیم بر سطح اقتصادی مرتع بهازای هر خانوار تأثیر میگذارد. این یافتهها میتواند سیاستگذاران را در شناخت و حل و فصل مسائل اقتصادی اجتماعی مرتعداران یاری رساند. این مطالعه پیشنهاد می کند در یک چارچوب مطالعاتی جامع، حداقل سطح اقتصادی مراتع کشور - در اقلیم ها و وضعیتهای مختلف مرتعی- تعیین شود تا در برنامهریزی کلان برای مدیریت پایدار مراتع مورد توجه قرار گیرد.
مهران فاطمی؛ عاطفه جبالی؛ اصغر زارع چاهوکی
چکیده
کویرهای نمکی در مناطق خشک، بهعنوان اکوسیستمی منحصربهفرد و حساس نقش حیاتی در تعادل محیطی و پایداری اکولوژیکی دارند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روند تغییرات ژئومورفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه تلاش نموده تا با بهرهگیری از تکنیکهای جدید سنجش از دوری در محیط گوگل ارث انجین (GEE) به پایش تغییرات پوشش اراضی و تغییرات محیطی در منطقه کویر ...
بیشتر
کویرهای نمکی در مناطق خشک، بهعنوان اکوسیستمی منحصربهفرد و حساس نقش حیاتی در تعادل محیطی و پایداری اکولوژیکی دارند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روند تغییرات ژئومورفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه تلاش نموده تا با بهرهگیری از تکنیکهای جدید سنجش از دوری در محیط گوگل ارث انجین (GEE) به پایش تغییرات پوشش اراضی و تغییرات محیطی در منطقه کویر نمکی ابرکوه در بازۀ زمانی 2002 تا 2024 بپردازد. بدینمنظور، از تصاویر ماهوارهای لندست 5 و 8 برای تهیه نقشههای طبقهبندی رخسارههای ژئومورفولوژیکی و تحلیل شاخصهای طیفی پوششگیاهی (NDVI)، آب (MNDWI)، رطوبت خاک (NDMI) و شوری خاک (SI) استفاده گردید. نتایج نشان داد که رخسارههای ژئومورفولوژیکی این کویر در طی سالهای اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. کاهش سطح پهنههای آبی، پوششگیاهی به ترتیب در حدود 65%و 51% نسبت به ابتدای سال بررسی و افزایش سطح اراضی شور، رسی و ماسهای به ترتیب در حدود 23%، 66% و 103% از جمله مهمترین تغییرات مشاهده شده بود. تحلیل شاخصهای طیفی نیز نشاندهنده روند کاهشی معنادار در سطح آب و روند افزایشی معنادار در شوری خاک به ترتیب در سطح 1% و 5% بود. روند افزایشی و معنیدار NDVI در سطح 1%، در حالی مشاهده شد که نقشههای طبقهبندی شده کاهش سطح پوششگیاهی را نشان داد، که ناشی از تفاوت در نوع اطلاعات ارائه شده توسط این دو روش است. نتایج پژوهش حاکی از وجود تغییرات در مرز رخسارههای ژئومرفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه میباشد که بخش عمدهای از این تغییرات میتواند بهدلیل وقوع خشکسالی و فعالیتهای انسانی باشد.
الهام رفیعی ساردوئی؛ مینا اقتدارنژاد؛ شاپور کوهستانی
چکیده
از آنجایی که روشهای سنتی مبتنی بر مشاهدات ایستگاههای هواشناسی هستند و بیشتر به بررسی خشکسالی هواشناسی میپردازند، از این رو، استفاده از تکنیک سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای بهعنوان یک ابزار مفید برای پایش خشکسالی کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین شاخص خشکسالی هواشناسی (شاخص SPI) و شاخصهای سنجش ...
بیشتر
از آنجایی که روشهای سنتی مبتنی بر مشاهدات ایستگاههای هواشناسی هستند و بیشتر به بررسی خشکسالی هواشناسی میپردازند، از این رو، استفاده از تکنیک سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای بهعنوان یک ابزار مفید برای پایش خشکسالی کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین شاخص خشکسالی هواشناسی (شاخص SPI) و شاخصهای سنجش از دوری VCI، TCI و VHI در دشت بم پرداخته شده است. در این راستا، با بهرهگیری از تصاویر ماهواره ترآ سنجنده مودیس و دادههای بارش ایستگاههای بارانسنجی و سینوپتیک واقع در منطقه مورد مطالعه، تغییرات رخ داده در بازه زمانی 15 ساله آشکارسازی شد. در این مطالعه با توجه به دقت زمانی، پوشش طیفی بالا و سهولت دسترسی، تصاویر با کد MOD13A3 و MOD11A1 از محصولات ماهواره ترا سنجنده مودیس، مربوط به سالهای 1388 تا 1402 استفاده شد و سپس شاخصهای VCI، TCI و VHI با شاخص بارش استاندارد (SPI) مقایسه گردید. نتایج پهنه بندی خشکسالی با شاخصSPI در دوره آماری 1388 تا 1402 نشان داد در منطقه مورد مطالعه از شمال به جنوب بر شدت خشکسالی افزوده شده است. بهطوری که خشکسالی حاد در مناطق جنوبی دشت و ترسالی حاد در مناطق شمالی دشت مشاهده میشود. ضریب همبستگی سالانه بین شاخصهای SPI، VCI و SPI، VHI به ترتیب برابر با 70/0 و 53/0 که نشان دهنده همبستگی مثبت معنادار نسبتأ زیاد در سطح 05/0 بوده است؛ ضریب همبستگی بین شاخص SPI و TCI برابر با 11/0 که نشان دهنده همبستگی ضعیف اما معنادار مثبت در سطح 05/0 بوده است. بنابراین شاخص VCI و VHI همبستگی بیشتری با بارش سالانه منطقه داشته و نتایج قابل قبولی نسبت به شاخص TCI داشته است.
وحیده مرادزاده؛ اردوان قربانی؛ لیلا نعمتی شاماسبی؛ مهدی معمری؛ زینب حزباوی؛ علی تیمورزاده؛ بهزاد بهتری
چکیده
مراتع بهعنوان یکی از بومسازگانهای طبیعی، نقش قابل توجهی در حفظ تعادل کربن در محیط زیست ایفا میکنند. تحقیق حاضر با هدف بررسی شناسایی الگوهای ترسیب کربن تحت تاثیر ویژگیهای مختلف اقلیمی، خاکی و پستی و بلندی در مراتع شمال سبلان، شهرستان مشگینشهر انجام شد. در این تحقیق، نمونهبرداری خاک از دو نوع رویشگاه علفزار و بوتهزار ...
بیشتر
مراتع بهعنوان یکی از بومسازگانهای طبیعی، نقش قابل توجهی در حفظ تعادل کربن در محیط زیست ایفا میکنند. تحقیق حاضر با هدف بررسی شناسایی الگوهای ترسیب کربن تحت تاثیر ویژگیهای مختلف اقلیمی، خاکی و پستی و بلندی در مراتع شمال سبلان، شهرستان مشگینشهر انجام شد. در این تحقیق، نمونهبرداری خاک از دو نوع رویشگاه علفزار و بوتهزار در چهار جهت جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق و غرب) و از دو عمق مختلف خاک (۰-۱۵ و ۱۵-۳۰ سانتیمتر) انجام شد. در ادامه، اطلاعات مربوط به 24 ویژگی مختلف ثبت شد. بهمنظور انجام تحلیلهای آماری، نرمال بودن دادهها بررسی شد و از تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) و آزمون چنددامنهای دانکن برای مقایسه میانگین ویژگیهای مختلف علفزار و بوتهزار و برای ارزیابی ساختار از تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) استفاده شد. نتایج نشان داد مقدار رس، سیلت، کربن آلی، کربن آلی ذرهای، نیتروژن کل و ترسیب کربن خاک در رویشگاه علفزار بهطور معنیداری بیشتر از رویشگاه بوتهزار است (p < 0.01). در مقابل، درصد شن، pH و هدایت الکتریکی در رویشگاه بوتهزار بهطور معنیداری بیشتر از علفزار مشاهده شد (p < 0.01). دامنه شمالی نسبت به دامنه جنوبی، مقادیر بالاتری از رس، سیلت، کربن آلی و ترسیب کربن داشت. همچنین، با افزایش عمق، مقدار کربن آلی، نیتروژن کل و ترسیب کربن کاهش یافت. در نهایت، PCA نشان داد که دو مؤلفه اول، بیشترین واریانس دادهها (30/36 درصد) را تبیین میکنند که درصد شن، بارش و کربن آلی بیشترین همبستگی را با مؤلفه اول و درصد شیب و لاشبرگ بیشترین همبستگی را با مؤلفه دوم دارند. بر همین اساس، ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک بهویژه در سطوح مختلف اقلیمی و پستی و بلندی تأثیرگذار بر ترسیب کربن هستند.
ساهره صفرلکی؛ آزاده صفادوست؛ محمود روستمی نیا؛ سیده بهاره عظیمی
چکیده
اطلاعات مکانی دقیق درباره توزیع ویژگیهای خاک برای نظارت بر منابع اراضی، مدیریت آگاهانه و مدلسازیهای محیطی، بهویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، حیاتی است. این مطالعه بهمنظور توسعه یک مدل پیشبینی مکانی برای شوری خاک در دشت میمه، شهرستان دهلران، با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) جهت بررسی تغییرات مکانی شوری ...
بیشتر
اطلاعات مکانی دقیق درباره توزیع ویژگیهای خاک برای نظارت بر منابع اراضی، مدیریت آگاهانه و مدلسازیهای محیطی، بهویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، حیاتی است. این مطالعه بهمنظور توسعه یک مدل پیشبینی مکانی برای شوری خاک در دشت میمه، شهرستان دهلران، با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) جهت بررسی تغییرات مکانی شوری خاک در لایه سطحی و زیرسطحی انجام شده است. نمونههای خاک از ۱۰۰ نقطه جمعآوری، قابلیت هدایت الکتریکی (EC) آنها اندازهگیری و تغییرات مکانی شوری خاک با استفاده از مدل RF مدلسازی شد. هفت متغیر محیطی شامل شاخص سبزینگی، شدت تابش پخشیده، شاخص همواری کف دره، شاخص تفاضلی پوشش گیاهی نرمال شده، شاخص شوری، شاخص اثر باد و درخشندگی بر اساس روش جنگل تصادفی از مدل رقومی ارتفاع و دادههای ماهوارهی سنتتیل 2 بودند. این مدل با استفاده از ۸۰ درصد از دادهها برای آموزش و ۲۰ درصد برای اعتبارسنجی طراحی شد و کارایی آن از طریق آمارههای ریشه دوم میانگین مربعات خطا RMSE))، ضریب تعیین (R²) و ضریب همبستگی تطابق CCC)) ارزیابی گردید. مدل RF دقت پیشبینی بالایی برای EC در خاک سطحی و نسبتاً قابل قبولی برای لایه زیرسطحی نشان داد؛ بهگونهای که به ترتیب مقادیر R² برابر با 80/0 و 37/0 و مقادیر CCC برابر 92/0 و 97/0 برای لایه سطحی زیرسطحی بدست آمد. بهطور کلی مشتقات توپوگرافی هم در خاک سطحی و هم زیرسطحی نسبت به دادههای سنجش از دور نقش بیشتری در پیشبینی شوری خاک نشان دادند؛ و از طرفی شاخص همواری کف دره با درجه وضوح بالا بهعنوان مهمترین پیشبینی کننده شوری خاک شناسایی شد که نشان از تأثیر بالای متغیرهای وابسته به فاکتورهای توپوگرافی در تغییرپذیری وضعیت شوری در خاکهای منطقه مطالعاتی دارد. نتایج این مطالعه میتواند در مدیریت پایدار اراضی شور، کشاورزی دقیق، برنامهریزی منابع آب و پایش تغییرات شوری خاک مورد استفاده قرار گیرد.
مهین فولادی؛ ایمان اسلامی
چکیده
مراتع بهعنوان یکی از مهمترین اکوسیستمهای طبیعی، نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی ایفا میکنند. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل موانع مدیریت پایدار مراتع در جوامع عشایر قشقایی شهرستان آباده انجام شد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و بکارگیری نظریه دادهبنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین)، اطلاعات پژوهش با ...
بیشتر
مراتع بهعنوان یکی از مهمترین اکوسیستمهای طبیعی، نقش حیاتی در حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی ایفا میکنند. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل موانع مدیریت پایدار مراتع در جوامع عشایر قشقایی شهرستان آباده انجام شد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و بکارگیری نظریه دادهبنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین)، اطلاعات پژوهش با استفاده از روش مصاحبه نیمهساختاریافته با ذینفعان محلی گردآوری شد. روش نمونهگیری گلولهبرفی و حجم نمونه بر اساس اشباع نظری، معادل ۱۹ نفر تعیین شد. دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و در نهایت، مدل مفهومی موانع مدیریت پایدار مراتع در جوامع عشایری شهرستان آباده استخراج گردید. یافتهها نشان داد که موانع اصلی مدیریت پایدار مراتع شامل شرایط علی (فشار فزاینده بر مراتع، مشکلات ساختاری و سیستمی، تخریب محیط زیست)، شرایط زمینهای (محدودیتهای اکولوژیکی و جغرافیایی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ضعف زیرساختها و مدیریت)، عوامل مداخلهگر (تأثیرات بیرونی، تحولات تکنولوژیکی و اجتماعی، بحرانها و نارساییها، همکاریهای منطقهای) و راهبردهای بهبود (احیای اکوسیستم مرتعی، توانمندسازی و مشارکت جوامع محلی، حمایتهای اقتصادی و قانونی، توسعه پایدار و همکاری بینالمللی) میباشد. همچنین، پیامدها شامل بهبود وضعیت اکولوژیکی، رونق اقتصادی و اجتماعی، کاهش فشار و جذب سرمایه، و کاهش آلودگی ارزیابی شدند. نتایج پژوهش بر ضرورت تلفیق دانش بومی با فناوریهای نوین و تقویت مشارکت عشایر در فرآیند تصمیمگیری برای دستیابی به مدیریت پایدار مراتع تأکید دارد. این مطالعه راهکارهای عملی برای بهبود مدیریت مراتع و تضمین پایداری بلندمدت آنها در منطقه ارائه میدهد.
حسین مرادی؛ محمد جعفری؛ علی طویلی؛ حسین آذرنیوند؛ محمد طهمورث؛ اسماعیل علیزاده
چکیده
مدیریت جامع اکوسیستم مراتع، یکی از راهکارهای مؤثر برای بهبود پوشش گیاهی، تولید علوفه و ارتقای پایداری در مناطق خشک و نیمهخشک بهشمار میرود. در این پژوهش، تأثیر مجموعهای از اقدامات حفاظتی و بهبود اکوسیستم شامل بذرپاشی، نهالکاری، تراس+نهالکاری، کنتورباندینگ+نهالکاری، پیتینگ+بذرپاشی و کنتورفارو+نهالکاری بر ویژگیهای ...
بیشتر
مدیریت جامع اکوسیستم مراتع، یکی از راهکارهای مؤثر برای بهبود پوشش گیاهی، تولید علوفه و ارتقای پایداری در مناطق خشک و نیمهخشک بهشمار میرود. در این پژوهش، تأثیر مجموعهای از اقدامات حفاظتی و بهبود اکوسیستم شامل بذرپاشی، نهالکاری، تراس+نهالکاری، کنتورباندینگ+نهالکاری، پیتینگ+بذرپاشی و کنتورفارو+نهالکاری بر ویژگیهای پوشش گیاهی و تولید علوفه در مراتع روستای وردیج استان تهران بررسی شد. نمونهبرداری به روش سیستماتیک-تصادفی در فصل رویش و با استفاده از پلاتهای ۴ مترمربعی در امتداد ترانسکتهای ۱۰۰ متری انجام گرفت. ویژگیهای پوشش گیاهی با دقت ثبت و دادههای مربوطه تحلیل شد. نتایج نشان داد که اقدامات حفاظتی مذکور، تأثیر معنیداری بر متغیرهای پوشش گیاهی دارند و به طور چشمگیری سبب افزایش تاج پوشش گیاهی و کاهش خاک لخت شدند. بیشترین میانگین درصد تاج پوشش (59/97 درصد) و کمترین درصد خاک لخت (7/93 درصد) مربوط به نهالکاری بود، در حالیکه مراتع شاهد کمترین میزان تاج پوشش (23/2 درصد) و بالاترین درصد خاک لخت (29/2 درصد) را نشان دادند. سایر روشها مانند بذرپاشی و تراس-نهالکاری نیز نتایج مطلوبی در بهبود پوشش گیاهی داشتند. از نظر تولید علوفه، پروژه نهالکاری با میانگین 423 کیلوگرم در هکتار، بیشترین تولید را به همراه داشت و پس از آن بذرپاشی و تراس+نهالکاری بهترتیب با 367 و 388 کیلوگرم در هکتار قرار گرفتند. مراتع شاهد کمترین عملکرد را نشان دادند. این یافتهها بر نقش کلیدی اقدامات حفاظتی و بهبود اکوسیستم در ارتقای پوشش گیاهی و پایداری مراتع تأکید دارد. بر این اساس، پیشنهاد میشود در برنامههای مدیریتی آینده، از ترکیب روشهای مختلف از جمله نهالکاری و بذرپاشی بهمنظور بهبود کیفیت و پایداری اکوسیستم مرتعی استفاده شود.
سیروس شمشیری؛ بیژن آزاد؛ مجید کریم پور ریحان
چکیده
خشکسالی از مهمترین مخاطرات اقلیمی در مناطق خشک و نیمهخشک است، افزایش شدت و فراوانی آن در سالهای اخیر موجب تضعیف کارکرد بوم نظامهای گیاهی شده است. شواهد میدانی درباره پاسخ پوشش گیاهی درختی مناطق خشک کشور به خشکسالی، بهویژه از منظر تغییرات تراکم گیاهی، محدود است. هدف این پژوهش، ارزیابی اثر خشکسالی با شاخصهای استاندارد SPI و ...
بیشتر
خشکسالی از مهمترین مخاطرات اقلیمی در مناطق خشک و نیمهخشک است، افزایش شدت و فراوانی آن در سالهای اخیر موجب تضعیف کارکرد بوم نظامهای گیاهی شده است. شواهد میدانی درباره پاسخ پوشش گیاهی درختی مناطق خشک کشور به خشکسالی، بهویژه از منظر تغییرات تراکم گیاهی، محدود است. هدف این پژوهش، ارزیابی اثر خشکسالی با شاخصهای استاندارد SPI و PNPI بر تغییرات تراکم دو گیاهی چگرد (Acacia ehrenbergiana Hayne) و کنار (Ziziphus spina-christi) در دشت اسپکه استان سیستان و بلوچستان بود. همچنین، با نمودارهای تبدیلشده شاخصهای خشکسالی، تأخیر زمانی واکنش تراکم گونهها نسبت به دورههای ترسالی و خشکسالی بررسی شد. نتایج نشان داد تفاوت تراکم هر دو گونه در دورههای ترسالی و خشکسالی از نظر آماری معنیدار است، تغییرات تراکم گیاهی همخوانی بالایی با نمودار تبدیلشده شاخص SPI دارد. تحلیل نمودارها بیانگر آن است که واکنش تراکم گیاهی با تأخیری یک تا دوساله پس از وقوع ترسالی و خشکسالی رخ میدهد، بهطوری که کمینه تراکم هر دو گونه یک تا دو سال پس از شدیدترین دوره خشکسالی ثبت شده است. طبق شاخص SPI، ضرایب همبستگی اسپیرمن بین تراکم گیاهی و دورههای ترسالی و خشکسالی برای گونه چگرد به ترتیب 62/0 و 96/0 و برای گونه کنار 88/0 و 74/0 به دست آمد. در مقابل، نتایج شاخص PNPI برای گونه چگرد از قابلیت تبیین کمتری برخوردار بود که به تفاوت در ماهیت محاسباتی شاخصهای مورداستفاده نسبت داده میشود. بهطورکلی، خشکسالی موجب کاهش معنیدار تراکم هر دو گونه در منطقه موردمطالعه شد؛ بهگونهای که تراکم گونههای چگرد و کنار به ترتیب از 22/7 ± 33/17 و 51/4 ± 44/8 به 78/4 ± 66/8 و 32/3 ± 11/5 پایه در هکتار کاهش یافت. بهطورکلی باتوجهبه آسیبپذیری بیشتر گونه کنار نسبت به خشکسالی، تدوین و اجرای راهبردهای مدیریتی مبتنی بر شرایط اقلیمی منطقه برای حفاظت و پایداری اینگونه ضروری به نظر میرسد