نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 79، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-145 

مطالعه تغییرات کمی شاخص‌های هیدرولوژیک جریان رودخانه‌ای تحت تأثیر سدسازی و تغییرات اقلیمی

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.396554.1838

سید سعید نبوی، آرش ملکیان، ناصر مشهدی، خالد احمدآلی، رئوف مصطفی‌زاده، علی شهبازی

چکیده منابع آب حوزه آبخیز رودخانه بالیقلوچای در استان اردبیل سهم به‌سزایی در تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و نیاز زیست‌محیطی دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر فعالیت‌های انسانی و تغییرات اقلیمی بر شاخص‌های هیدرولوژیک جریان رودخانه بالیقلوچای است. هم‌چنین، روند تغییرات اقلیمی و جریان رودخانه طی دوره 30 ساله (1400–1370) با استفاده از آزمون من‌کندال و شیب سن در مقایس ماهانه، فصلی و سالانه ارزیابی شد. نتایج نشان داد که جریان رودخانه تحت تأثیر تغییرات فصلی، وابستگی به منابع زیرزمینی و احداث سد یامچی قرار دارد. در بالادست حوضه، افزایش بارندگی و ذوب برف در فصل بهار موجب افزایش جریان شده، در حالی که در پایین‌دست، میزان جریان کم‌تر و وابستگی به منابع زیرزمینی بیش‌تر است. هم‌چنین، نوسانات بالای جریان در ایستگاه یامچی با انحراف معیار و ضریب تغییرات بالا، بیان‌گر افزایش خطر سیلاب در این منطقه است. نتایج حاصل از آزمون‌های تحلیل روند حاکی از آن است که در دوره آماری 30 ساله، در ایستگاه‌های اردبیل و نیر روند تغییرات بارندگی سالانه کاهش داشته اما از نظر آماری در سطح اطمینان 99 و 95 درصد معنی‌دار نبوده است، در حالی که این روند در ایستگاه سینوپتیک سرعین در سطح اطمینان 99 درصد افزایش داشته است. هم‌چنین‌، افزایش سالانه دما در تمامی ایستگاه‌ها در سطح اطمینان 99 درصد معنی‌دار است. ارزیابی روند تغییرات دبی جریان در مقیاس زمانی سالانه در ایستگاه‌های هیدرومتری نیرچای و سد یامچی حاکی از روند کاهشی معنی‌دار در سطح اطمینان 99 درصد (p-value ≤ 0.01) است. یافته‌ها بر ضرورت به‌کارگیری راهکارهای مدیریتی مؤثر، از جمله بهینه‌سازی بهره‌برداری از منابع آب، اصلاح الگوی مصرف و مدیریت دقیق‌ سد یامچی، به‌منظور کاهش اثرات منفی تغییرات اقلیمی و انسانی بر رژیم جریان رودخانه بالیقلوچای تأکید دارند.

نقشه برداری رقومی کربن آلی خاک با تاکید بر نقش فاکتورهای محیطی در بخشی از اراضی مرتعی سمیرم: استان اصفهان

صفحه 19-40

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.394601.1827

کورش شیرانی، مرتضی خداقلی، رستم خلیفه زاده

چکیده آگاهی از وضعیت کربن آلی خاک مراتع به منظور کنترل فرسایش و مدیریت حفاظت خاک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. هدف این پژوهش الویت‌بندی عوامل موثر، مدل‌سازی و پیش‌بینی میزان کربن آلی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست 8، داده‌های رقومی ارتفاعی دقیق سنجنده ALOS و بکارگیری تلفیقی روش تجزیه عاملی و رگرسیون چندمتغیره در حوزه آبخیز سمیرم واقع در جنوب استان اصفهان می‌باشد. بدین‌منظور پس از تعیین واحدهای همگن و برداشت منظم تصادفی و مرکب 218 نمونه خاک از این واحدها، میزان کربن آلی، درصدهای شن، سیلت و رس در آزمایشگاه تعیین گردیدند. توسعه روش تلفیقی مذکور با استفاده از 15 متغیر طیفی و غیرطیفی و دودسته داده آموزشی (70درصد) و آزمایشی (30 درصد) نمونه‌های خاک به ترتیب به منظور اجرا و اعتبارسنجی مدل انجام شد. سپس الویت‌بندی عوامل، تعیین مولفه‌های اصلی و نقشه پهنه‌بندی مکانی میزان کربن آلی خاک تهیه گردید. درنهایت با استفاده از معیارهای اندازه‌گیری خطا اقدام به اعتبارسنجی و ارزیابی دقت مدل در مرحله آموزشی و آزمایشی گردید. نتایج نشان داد پانزده متغیر مستقل در قالب شش مولفه اصلی به ترتیب بنام‌های پوشش گیاهی، اندازه ذرات خاک، بازتابش سطحی، شکل سطح زمین، ذخیره رطوبتی و ویژگی شیمیایی بیش‌ترین سهم را در ذخیره کربن آلی خاک دارد و با توجه به معیارهای خطا و ضرایب همبستگی، مرحله اجرای مدل نسبت به پیش‌بینی با خطای کمتر، کارآمدی بیش‌تر، تغییرات بالاتری از کربن آلی در خاک را برآورد می‌نماید. همچنین طبقات میزان درصد کربن آلی خاک 0.70-0.80 و 1.20-2.35 به‌ترتیب با مساحت 24 و 6 درصد بیش‌ترین و کم‌ترین رخنمون سطح خاک‌های منطقه مورد مطالعه را به خود اختصاص می‌دهند.

ارزیابی قابلیت داده‌های ماهواره‌ای سنتینل- 2 در برآورد شاخص‌های تنوع گیاهی مراتع نیمه‌استپی استان چهارمحال و بختیاری

صفحه 41-58

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.399863.1846

لیلا محمودزاده، پژمان طهماسبی، عطاالله ابراهیمی، سمانه سادات محزونی کچپی

چکیده با توجه به تغییرات گسترده در تنوع زیستی و اهمیت حیاتی آن در حفظ پایداری و عملکرد اکوسیستم‌ها، ارزیابی دقیق و مستمر شاخص‌های تنوع گیاهی امری ضروری است. از آنجا که نمونه‌برداری‌های میدانی به‌دلیل محدودیت‌های زمانی، مکانی و اقتصادی در بسیاری از مناطق دشوار و پرهزینه است، استفاده از داده‌های سنجش از دور به‌عنوان منبعی قابل اتکا، کارآمد و مقرون به‌صرفه برای بررسی و پایش تنوع زیستی مورد توجه فزاینده‌ای قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارزیابی قابلیت داده‌های ماهواره‌ای سنتینل- 2 در برآورد شاخص‌های تنوع زیستی گیاهی در مراتع نیمه‌استپی است. برای این منظور، ۸ سایت نمونه‌برداری با در نظر گرفتن شرایط مدیریتی، پوشش گیاهی و ویژگی‌های اکولوژیکی انتخاب شد و در هر سایت سه ماکروپلات به ابعاد 30*30 مترمربعی مستقر گردید. نمونه‌برداری از پوشش گیاهی به روش تصادفی- سیستماتیک و با استفاده از پلات‌های 2*2 مترمربعی در امتداد سه ترانسکت انجام گرفت. پس از محاسبه شاخص‌های تنوع گیاهی شامل تنوع آلفا، بتا و عملکرد، رابطه میان آن‌ها و شاخص‌های پوشش گیاهی حاصل از داده‌های سنتینل- 2 مورد بررسی و تحلیل آماری قرار گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش‌های رگرسیون خطی و آزمون همبستگی در محیط نرم‌افزار R انجام شد. نتایج به‌طور مشخص نشان می‌دهد که شاخص‌های پوشش گیاهی مشتق از تصاویر ماهواره‌ای سنتینل- 2 قادر به پیش‌بینی مؤلفه‌های مختلف تنوع زیستی مراتع نیمه‌استپی هستند. شاخص EVI بیشترین همبستگی را با تنوع آلفا (R2=0.20, P-value=0.02) و تنوع عملکردی (غنای عملکردی) (R2=0.34, P-value=0.001) نشان داد، درحالی‌که شاخص NDVI بیشترین همبستگی را با تنوع بتا (شاخص شباهت و فاصله Bray-curtis) (R2=0.21, P-value=0.01) داشت. شاخص‌های دیگر مانند MSAVI2، AVI و SAVI نیز همبستگی مثبت و معنی‌دار با مؤلفه‌های مختلف تنوع نشان دادند، هرچند ضریب همبستگی آنها نسبت به شاخص‌های اصلی کمتر بود.

شناسایی عوامل مؤثر بر زنجیرۀ تأمین گیاهان دارویی منطقۀ ندوشن با استفاده از رویکرد گلیزری

صفحه 59-74

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.375861.1758

محمدرضا صیادی، مهدی قربانی، محمد جعفری، حمید رضا کشتکار، لیلا عوض پور

چکیده هدف این مقاله شناسایی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین گیاهان دارویی در منطقه ندوشن با استفاده از رویکرد «گلیزری» است. از نظر هدف، این پژوهش کاربردی و از نظر روش، کیفی است. بنیاد روش تحقیق بر نظریه داده بنیاد و رویکرد گلیزری (رویکرد پدیدارشناسی) بنا شده است. همچنین با توجه به ماهیت داده‌ها، روشی اکتشافی با تکیه بر فلسفه استقرایی در پیش گرفته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل افراد باتجربه محلی، مدیران و کارشناسان حوزۀ زنجیره تأمین گیاهان دارویی با حداقل پنج سال سابقه کاری مرتبط است. مشارکت‌کنندگان از طریق نمونه‌گیری هدفمند و با در نظر گرفتن ملاک‌های قضاوت نظری انتخاب شده‌اند. برای جمع آوری داده های پژوهش، مصاحبه های عمیق و برنامه ریزی شده ای با ۳۰ نفر از افراد مرتبط با این حوزه انجام شد. این افراد شامل ۱۵ نفر از کشاورزان محلی، ۱۰ نفر از پژوهشگران و کارشناسان و ۵ نفر از واسطه های این زنجیره تامین بودند. برای تحلیل اطلاعات به دست آمده و پیدا کردن عوامل کلیدی تاثیرگذار بر زنجیره تامین، از رویکرد نظریه داده بنیاد استفاده شد. این بررسی به شناسایی ۹ کد کلیدی و ۴۱ کد محوری منجر شد. بر اساس این یافته ها، عوامل تاثیرگذار بر زنجیره تامین گیاهان دارویی شامل آب و هوا، مناسب بودن منطقه برای کشت این گیاهان، سرمایه اولیه مورد نیاز، شرایط نگهداری، حمایت نهادهای مربوطه، سیاست گذاری ها، مدیریت تولید و برداشت گیاهان دارویی، مدیریت فرآوری آنها و استفاده از روش های سالم در بهره وری است. بنابراین، تضمین یک زنجیره تامین پایدار و کارآمد برای حفظ کیفیت، در دسترس بودن و قیمت مناسب گیاهان دارویی، امری حیاتی است.

نقش شاخص های ژئومورفومتریک در کنترل الگوی زمانی و مکانی رطوبت خاک برآوردی از ماهواره :SMAP مطالعه موردی حوضه سیمینه- زرینه بوکان

صفحه 75-92

https://doi.org/10.22059/jrwm.2026.402017.1851

خالد حاجی ملکی، علیرضا واعظی، فریدون سرمدیان، اصغر رحمانی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی ارتباط شاخص‌های ژئومورفومتریک بر رطوبت خاک سطحی در پنج زیر حوضه آبریز زرینه رود و سیمینه رود، واقع در شمال-غرب ایران انجام گرفت. داده‌های رطوبت خاک از 287 نقطه مربوط به سال 2015 تا 2017 ماهوارهSMAP مورد پردازش قرارگرفتند. شاخص‌های ژئومورفومتری شامل شاخص خیسی توپوگرافی (TWI)، موقعیت توپوگرافی (TPI)، اثر باد، درمعرض باد قرارگرفتگی(WEI)، جهت جریان (Flow_D) و تجمع(Accumulation) جریان، تحلیل سایه اندازی تپه‌ها( AH) تهیه و رابطه آنها با رطوبت خاک سطحی ماهوارهSMAP با استفاده مدل جنگل تصافی بررسی و اهمیت نسبی آن‌ها تعیین گردید. دامنه تغییرپذیری میانگین رطوبت خاک در حوضه بین 08/0 وcm-3.cm-3 5/0 می‌باشد. نتایج نشان داد که نواحی با کلاس رطوبتی بالا(35/0 تا cm3.cm3 5/0) در زیر حوضه میاندوآب پراکنش دارد. نتایج اعتبارسنجی داده های SMAP در محل 287 نقطه مشاهداتی براساس آماره های ضریب همبستگی(r) و ریشه میانگین مربعات اختلاف (RMSD) نشان داد که در ماه جولای به ترتیب با مقادیر 77/0 وcm3.cm-3 18/0 و ماه می با 5/0وcm3.cm-3 بیشترین و کمترین میزان تطابق وجود دارد. نتایج مدل سازی جنگل تصادفی بیانگر دقت مناسب این مدل غیرخطی با ضریب تبیین(R2) بیش از 7/0 با ریشه میانگین مربعات خطای 04/0 درصد می باشد. براساس تغییرات شاخص %IncMSE پارامترهای WEI و TWI با مقادیر بالاتر از16 بیشترین اهمیت و بعد از این دو، شاخص تحلیل سایه اندازی تپه‌ها (AH) یا مقدار13 درصد واقع شده است. پارامتر Flow_D با مقدار 9/8 درصد کمترین میزان تاثیر را بر تغییرات رطوبت خاک سطحی SMAP دارد. بطورکلی، همبستگی خوبی بین داده‌های رطوبت حاصل از ماهواره SMAP و پارامترهای ژئومورفومتری برای یافتن الگوی تغییرات مکانی رطوبت خاک سطحی در حوضه‌های ابریز سیمینه و ذرینه وجود داشت و رویکرد مورد استفاده در این تحقیق در تلفیق با پتانسیل رویکردهای یادگیری ماشین امکان استفاده در سایر حوضه‌های با شرایط اقلیمی و توپوگرافی مشابه را دارا می‌باشد.

بررسی اثرات شدت چرا و میکروتوپوگرافی بر نفوذپذیری خاک و ابعاد لکه‌های گیاهی در مراتع گمیشان

صفحه 93-104

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.400854.1848

زهره عزیززاده، مجیدمحمد اسمعیلی، علی ستاریان، سیدعلی حسینی، بهاره بهمنش

چکیده چرای بی‌رویه یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب مراتع نیمه‌خشک است که با تغییر ویژگی‌های لکه‌های گیاهی و کاهش نفوذپذیری خاک، فرآیندهای هیدرولوژیکی و پایداری اکوسیستم را مختل می‌کند. اگرچه در مطالعات پیشین اثر چرای دام بر نفوذپذیری یا ساختار لکه‌ها به‌طور جداگانه بررسی شده است، اما ارتباط همزمان این دو مؤلفه، به‌ویژه در شرایط نیمه‌خشک، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارزیابی اثر شدت‌های مختلف چرای دام بر نفوذپذیری خاک و ابعاد لکه‌های گیاهی در مراتع گمیشان است. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار و در سه تیمار قرق بلندمدت (۲۴ ساله)، چرای متوسط و چرای شدید انجام شد. در هر تیمار، سه ترانسکت ۵۰ متری در جهت‌های مختلف پیاده‌سازی و طول، عرض و ارتفاع لکه‌های گیاهی و فواصل بین آن‌ها اندازه‌گیری گردید. نفوذپذیری خاک در لکه‌های گیاهی و فضاهای بین لکه‌ای با استفاده از حلقه‌های زوجی سنجیده و با مدل کوستیاکف برآورد شد. نتایج نشان داد که قرق بلندمدت به‌طور معنی‌داری موجب افزایش نفوذپذیری خاک و ابعاد لکه‌های گیاهی می‌شود، در حالی که تفاوت معنی‌داری بین چرای متوسط و شدید مشاهده نشد. همچنین با افزایش شدت چرا، پاسخ لکه‌های گیاهی به میکروتوپوگرافی کاهش یافت و این اثر تنها در برخی شاخص‌ها (مانند طول لکه‌ها) و در دامنه‌های مرتفع‌تر حفظ شد. یافته‌های این تحقیق بر اهمیت قرق‌های بلندمدت در بازسازی پوشش گیاهی و بهبود نفوذپذیری خاک تأکید دارد و می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای برنامه‌ریزی مدیریت پایدار چرای دام در مناطق نیمه‌خشک مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با اجرای برنامه‌های تناوب چرا، ایجاد قرق‌های دوره‌ای و پایش منظم شاخص‌های فیزیکی خاک می‌توان به کاهش روند تخریب و افزایش کارایی اکوسیستم در این مناطق کمک کرد.

مقایسه ارزش غذایی گونه های مرتعی Bromus tomentellus Boiss. ، Festuca ovina L. و Stipa lessingiana Trin. & Rupr. طی مراحل فنولوژی در مراتع گون‌بان هرسین استان کرمانشاه

صفحه 105-118

https://doi.org/10.22059/jrwm.2026.403850.1853

محمدرضا طاطیان، الهه شایسته، رضا تمرتاش، محمدرضا شوشتری، ناطق لشکری

چکیده هدف این پژوهش، ارزیابی تغییرات کیفیت علوفه گونه‌های Bromus tomentellus، Festuca ovina و Stipa lessingiana در مراتع گون‌بان هرسین استان کرمانشاه، در سه مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) بود. برای این منظور، نمونه‌برداری تصادفی از هر گونه در سه تکرار و در هر مرحله رویشی انجام شد. نمونه‌ها پس از خشک‌شدن و آسیاب، به‌وسیله طیف‌سنج مادون قرمز نزدیک برای تعیین مقادیر پروتئین خام، هضم‌پذیری ماده خشک، کربوهیدرات‌های محلول در آب، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی، خاکستر، ازت، فسفر، پتاسیم و انرژی متابولیسمی آنالیز شدند. داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون مقایسه میانگین دانکن در نرم‌افزار R تحلیل گردید. نتایج نشان داد که تمامی شاخص‌های کیفیت علوفه گونه‌های گیاهی در طی مراحل فنولوژیکی تغییرات معنی‌دار داشتند (p<0.05 یا p<0.01). با پیشرفت مراحل فنولوژیکی از رویشی به بذردهی، درصد DMD، CP، ME، خاکستر و ازت در هر سه گونه کاهش یافت، در حالی که مقادیر WSC، ADF و NDF افزایش پیدا کرد. در مرحله بذردهی، بیشترین کاهش CP در B. tomentellus (02/68 درصد) و بیشترین کاهش DMD و ME به ترتیب با 73/30 و 75/38 درصد در F. ovina ثبت گردید. در مقابل، WSC در S. lessingiana افزایش 77/17 درصد داشت. مقایسه بین گونه‌ای نشان داد که به‌دلیل مقادیر بالاتر ME، DMD، WSC و میزان دیواره سلولی بدون همی‌سلولز کمتر در گونه B. tomentellus در مراحل فنولوژیکی، این گونه از ارزش غذایی بالاتری برخوردار است. این نتایج تأکید می‌کند که برای دستیابی به بالاترین ارزش غذایی و حفظ پایداری مرتع، مدیریت چرای دام باید بر اساس مرحله فنولوژیکی گونه‌های غالب برنامه‌ریزی شود. بر اساس نتایج، گونه‌ B. tomentellus در مرحله رویشی بیشترین پتانسیل تغذیه‌ای را دارد، در حالی که S. lessingiana، به‌رغم کیفیت پایین‌تر، به‌دلیل مقاومت بالاتر به چرا و نقش حفاظتی در خاک، گونه‌ای ارزشمند برای تثبیت و احیای مراتع است.

تحلیل تطبیقی دیدگاه کارشناسان و عشایر درباره اثرات اکوتوریسم بر مؤلفه‌های معیشت پایدار در ایل ترکاشوند

صفحه 119-145

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.394639.1826

بهناز عطائیان، آرش سماواتی، کامران شایسته، حمیدرضا سعیدی گراغانی

چکیده اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت از گونه‌های مهم گردشگری است که بیشترین سازگاری را با معیشت پایدار دارد. اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت، نقش مهمی در توسعه پایدار روستایی و معیشت پایدار دارد. هدف این پژوهش، مقایسه دیدگاه عشایر و کارشناسان درباره اثرات اکوتوریسم بر معیشت پایدار ایل ترکاشوند در استان همدان است. جامعه آماری شامل ۴۵ نفر عشایر بود که ۴۰ نفر طبق جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند و از ۲۲ نفر کارشناسان اداره امور عشایر استان همدان، ۱۰ نفر به روش سرشماری مشارکت داشتند. داده‌ها به‌وسیله پرسشنامه با پایایی (آلفای کرونباخ: عشایر 81/0، کارشناسان 84/0) گردآوری شد. نتایج نشان داد دیدگاه عشایر و کارشناسان در اغلب شاخص‌های معیشت پایدار تفاوت معناداری دارد. این تفاوت در شاخص‌های مالی و اقتصادی، طبیعی و اکولوژیکی واضح‌تر بود. در سرمایه انسانی، شاخص نیروی کار خانوادگی و در سرمایه اجتماعی سه گویه «اتحاد و انسجام در سطح سامان عرفی»، «مشارکت» و «اعتماد عشایر به یکدیگر» فاقد اختلاف معنی‌دار بودند. اختلاف دیدگاه به تفاوت در برداشت‌ها و انتظارات دو گروه نسبت به اثرات اکوتوریسم نسبت داده می‌شود. بطورمثال انتظارات عشایر از اکوتوریسم عملی و کوتاه‌مدت است درحالی که کارشناسان دیدی بلندمدت و کلان‌تر دارند. به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌های اکوتوریسم در بهبود معیشت پایدار، مشارکت هم‌زمان بهره‌برداران و کارشناسان در فرآیند برنامه‌ریزی توصیه می‌شود.