نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
کلیدواژه‌ها = طالقان

پیش‌بینی سلامت محیطی با استفاده از برنامه‌ریزی بیان ژن و شبکۀ بیزین در حوزۀ ‌آبخیز طالقان

دوره 73، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jrwm.2018.250908.1221

پیام ابراهیمی، علی سلاجقه، محسن محسنی ساروی، آرش ملکیان، امیر سعدالدین

چکیده یکی از معیارهای مهم کیفیت زندگی، سلامت حوزۀ آبخیز است. پژوهش­های صورت گرفته در این زمینه نشان می­دهد در ایران مدلی برای بررسی سلامت حوزۀ آبخیز تهیه و تنظیم نشده است. در این پژوهش با استفاده از طول آماری 27 ساله (1369-1395) 5 متغیر محیطی (رسوب، دبی، بارش، دما، تبخیر) در حوزۀ آبخیز طالقان واقع در استان البرز با استفاده از بیان ژن و شبکۀ بیزین برآورد شده است. با استفاده از برنامه­ریزی بیان ژن و شبکۀ بیزین هر متغیر، دورۀ 1384- 1369 به­عنوان دورۀ آموزش و دورۀ 1392-1385 به‌عنوان دورۀ آزمون و دورۀ 1395-1393 ­به عنوان دورۀ اعتبار سنجی (میزان دقت پیش­بینی) مدل انتخاب شد. در مقایسه دقت برآوردی مدل برنامه­ریزی بیان ژن و شبکۀ بیزین به ترتیب مقادیر همبستگی میانگین پنج متغیر 87/0 و 78/0 می­باشد. در مورد مدل بیان ژن مقادیر ضریب تعیین در بخش آموزش به ترتیب  دبی 87/0، رسوب 92/0، بارش 89/0، دما 91/0 و تبخیر 77/0 و همچنین در مدل بیزین مقادیر به ترتیب 73/0، 88/0، 78/0، 81/0 74/0 می­باشد. با توجه به الگوی فضایی پراکنش داده­ها مقادیر برنامه­ریزی بیان ژن با توجه به تولید نسل 200 هزار بار قدرت بالایی در شبیه­سازی مقادیر آتی خواهد داشت. نتایج این پژوهش نشان می­دهد وضعیت سلامت حوزۀ آبخیز با کسب امتیاز 8 در سال 1395 وضعیت سرطان پیشرفته را دارد و با توجه به نتایج مدل در سال 1396 نیز در بهترین حالت می­تواند در وضعیت سرطان عود کننده قرار گیرد.

بررسی تأثیر مرحلۀ گلدهی بر کمیت و کیفیت اسانس Salvia limbata درطبقات ارتفاعی مختلف درمراتع طالقان

دوره 72، شماره 1، بهار 1398، صفحه 139-149

https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.272446.1334

مریم صفاریها، حسین آذرنیوند، محمدعلی زارع چاهوکی، علی طویلی، صمد نژادابراهیمی، دنیل پاتر

چکیده گیاه مریم گلی (Salvia limbata) گیاهیعلفی و پایا و متعلق به خانوادۀ نعناع و بومی ایران است. در این تحقیق اندام هوایی گیاه Salvia limbata در مرحلۀ گلدهی در تیرماه در مناطق ارتفاعی مختلف در مراتع طالقان از نظر مقدار اسانس و تنوع ترکیبات شیمیایی موجود در آن­ها مطالعه شد. برای بررسی مواد مؤثرۀ گیاه در رویشگاه­های مورد مطالعه در مرحلۀ گلدهی ۹ نمونۀ گیاهی برای آنالیز فیتوشیمی بررسی شد. شناسایی ترکیبات تشکیل دهندۀ اساسی (کمیت و کیفیت) با دستگاه GC/MS و GC-FID (کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی) صورت گرفت. بازده اسانس در مرحلۀ گلدهی به ترتیب در پایین طالقان (m۱۷۰۶) برابر ۳۴/۰در میان طالقان (m۱۹۱۴) برابر ۳۴/۰و در بالا طالقان (m۲۴۷۳)   ۴۶/۰ درصد (وزنی به وزنی) دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده، تغییرات ارتفاع در سه رویشگاه مورد مطالعه اختلاف معنی­داری را در بین درصد ترکیبات به دست آمده نشان می­دهد. همچنین عمده­ترین ترکیبات تشکیل دهندۀ اسانس شامل: آلفاپینن، بتاپینن، آلوآرومادندرن واسپاتولونول هستند.

برآورد رسوب ناشی از زمین‏‏‏لغزش با استفاده از مدل SHETRAN (مطالعۀ موردی: حوزۀ آبخیز زیدشت (2)– طالقان)

دوره 70، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 605-617

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.22864.

مظفر انصاری، سادات فیض نیا، حسن احمدی، محمدعلی فتاحی اردکانی

چکیده خاک یکی از مهم­ترین منابع طبیعی هر کشور می‏‏‏باشد. امروزه کمتر منطقه‏‏‏ای را در سطح زمین می‏‏‏توان یافت که در معرض تخریب و فرسایش قرار نگرفته باشد. یکی از انواع فرسایش خاک زمین‏لغزش می‏باشد که در مدت کوتاهی حجم زیادی از خاک فرسایش می‏یابد. در این تحقیق از مدل رسوب حاصل از زمین‏لغزش SHETRAN برای زیرحوزۀ زیدشت (2) طالقان واقع در استان البرز استفاده شد. در ابتدا نمونۀ آب رسوب­دار در فصل بهار سال 1390 در خروجی حوزه برای کالیبره کردن مدل برداشت شد. در اجرای مدل ابتدا با استفاده از زیرمدل GISLIP مناطقی که شرایط زمین­لغزش را دارند مشخص شدند و سپس با استفاده از زیر­مدل SHETRAN اقدام به شبیه­سازی هیدرولوژیکی و رسوب حوزه شد و مدل با اطلاعات برداشت شده در فصل بهار کالیبره شد. بعد از کالیبره کردن مدل، دوباره مدل برای تعیین نقاط لغزشی اجرا و 418 نقطۀ لغزش یافته توسط مدل مشخص گردید، بعد از حذف لغزش­هایی که مواد لغزش­یافته آنها به آبراهه نمی­رسند، میزان فرسایش حوزۀ آبخیز توسط زیرمدل SHETRAN محاسبه شد و یک مقایسه با نتایج قبل از اعمال زمین­لغزش حاصل از مدل انجام گردید. نتایج نشان داد که 75/19% رسوب حاصل از مدل ناشی از زمین­لغزش می­باشد. با توجه به اینکه میزان متوسط کل رسوب حوزه با استفاده از آمار موجود در طول دورۀ شبیه­سازی برابر 111248 کیلوگرم می­باشد با توجه به نتایج مدل میزان رسوب حاصل از زمین­لغزش برابر 120668 کیلوگرم از این مقدار است.

بررسی پتانسیل مرتع برای زنبورداری با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)

دوره 70، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 711-722

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.104147.736

مهدیه صالحی، حسین ارزانی، علی طویلی، مهدی قربانی

چکیده در سال­های اخیر استفادۀ چندمنظوره از مراتع به عنوان یکی از راه حل­های اصلی در کاهش فشار ناشی از چرای دام و در عین حال افزایش رفاه و درآمد سرانۀ بهره­برداران و رسیدن به توسعه و مدیریت پایدار مطرح شده است. زنبورداری در مراتع راهکاری سودآور و به عنوان یکی از جنبه­های استفاده چندمنظوره در حوزه بالاطالقان و در سامان­های عرفی ناریان، دیزان و مهران هدف این مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه تلاش گردید تا در تعیین شایستگی زنبورداری علاوه بر مسائل بوم­شناختی به مسائل اجتماعی نیز پرداخته شود. جهت تعیین شایستگی این سامان­های عرفی چهار معیار پوشش گیاهی، عوامل محیطی، عوامل فیزیکی و مسائل اجتماعی در نظر گرفته شد که این معیارها به طور کلی چهارده شاخص را شامل می­شوند، لذا به علت پیچیدگی مسأله از روش تصمیم­گیری چندمعیاره (AHP) استفاده شده است. سلسله مراتب تصمیم­گیری در چهار سطح هدف، معیارها، شاخص­ها و گزینه­ها تشکیل شد. یکی از معیارها کیفی بود که جهت دستیابی به نتایج منطقی در مورد معیار کیفی (مسائل اجتماعی) از همکاری متخصصین استفاده شد. نتایج حاصل از قضاوت متخصصین، معیار  مسائل اجتماعی را نسبت به سایر معیارها در اولویت نشان داد. همچنین نتایج حاکی از آن است که در روش تحلیل سلسله مراتبی سامان­های عرفی ناریان، دیزان و مهران در اولویت اول تا سوم شایستگی قرار گرفته است. به طور کلی جهت دستیابی به کاربری زنبورداری در مراتع علاوه بر تقویت بخش فنی می­بایست میان نهادهای دولتی و غیردولتی و بهره­برداران هماهنگی ایجاد شود.

انتخاب روش های اصلاحی مرتع بر اساس شرایط محیطی(مطالعه موردی: منطقه طالقان میانی)

دوره 69، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 611-619

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61504

هانیه صفری، حسین ارزانی، علی طویلی

چکیده چرای بی­رویه و استفاده غیراصولی در بیشتر تیپ‌های گیاهی مراتع طالقان میانی وضعیت فقیر و خیلی فقیر را به وجود آورده است. با توجه به نقش مهم مراتع در تولید و تأمین علوفه و فواید دیگر اجرای طرح مدیریت این مراتع با شیوه­های علمی و اصلاح آن‌ها جهت بهبود وضعیت آن‌ها، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. با توجه به اهداف ذکرشده، این تحقیق با استفاده از تلفیق اطلاعات پوشش­گیاهی، وضعیت، شیب، خاکشناسی، بارندگی و غیره توسط سیستم­های اطلاعات جغرافیایی (GIS) در منطقه­ای با وسعت 12/37977 هکتار و در موقعیت جغرافیایی ˝43، ́36،˚50 تا ˝20، ́53،˚50 طول شرقی و˝19، ́5،˚36 تا˝19، ́19، ˚36 عرض شمالی در بخش میانی حوزه آبخیز طالقان (90 کیلومتری شمال غرب تهران) به اجرا در آمده است. با توجه به نتیجه تلفیق اطلاعات، عملیات اصلاحی و احیایی در قالب روش مرتعداری مصنوعی شامل جلوگیری از ورود دام در 325/6621 هکتار، بذرکاری در 381/1274 هکتار، میانکاری و بذرپاشی در 561/694 هکتار، بذرپاشی در 254/1215 هکتار و کپه­کاری در 101/2368 هکتار از اراضی منطقه که وضعیت فقیر و خیلی فقیر داشتند است. این عملیات اصلاحی باعث افزایش یا بهبود مدیریت چرای دام، بهبود شرایط حوزه آبخیز و افزایش زیستگاه حیات‌وحش می‌شود و برای اهداف مشابه سودمند خواهد بود.

مقایسه کارایی روش‏های نروفازی، شبکه عصبی مصنوعی و مدل‏های آماری در تخمین رسوب معلق رودخانه‌ها(مطالعه موردی: بالادست حوضه طالقان)

دوره 69، شماره 1، بهار 1395، صفحه 65-78

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61734

امین ذرتی پور

چکیده برآورد دقیق میزان رسوب معلق رودخانه‌ها از مسائلی مهم در طراحی مخازن، آلودگی دریاچه‌ها، طراحی کانال‏ها و لایروبی آنها بعد از سیلاب‏ها، تعیین خسارت‏های ناشی از رسوبگذاری و تعیین تأثیرات مدیریت آبخیز است. روش‏های متعددی به‌منظور برآورد بار معلق رودخانه‌ها وجود دارد. یکی از این روش‏ها، که در حل مسائل مختلف هیدرولوژی رسوب و پیش‌بینی آن کاربرد زیادی دارد، روش‏های نوروفازی و شبکه‌های عصبی مصنوعی است. در این مطالعه ارتباط رسوب و دبی لحظه‌ای متناظرش به‌طور موفقیت‌آمیزی با استفاده از این روش‏ها مدل‌سازی و مورد اعتبارسنجی قرار گرفت. هدف از این تحقیق، کارایی روش‏های نوروفازی و شبکه عصبی نسبت به مدل‏های آماری در برآورد رسوب معلق روزانه رودخانه طالقانرود حوزه آبخیز طالقان می‌باشد. نتایج نشان داد، برآوردهای ساختارANFIS ، با میانگین قدرمطلق خطای نسبی، 1006 تن در روز، ضریب همبستگی 77درصد، میانگین مربعات خطا2621 تن در روز و ضریب ناش- ساتکلیف 51/0 نسبت به شبکه عصبی و همچنین برآوردهای شبکه عصبی در مقایسه با مدل‏های آماری از دقت بالاتری برخوردارند. بنابراین روش ادغام شبکه عصبی با قوانین فازی توانسته تغییرات بار رسوبی رودخانه را بر اساس دبی روزانه، بهتر از مدل‏های دیگر برآورد کند. دیگر مزیت این روش حساس نبودن به وجود تعداد معدودی خطا در داده‌های آماری است که همین امر باعث برآورد بهتر مدل شبکه عصبی در مقایسه با مدل آماری شده است. همچنین با بالا رفتن درصد داده‌های آموزش نسبت به داده‌های امتحان، روش نروفازی جواب مناسبتری می‌دهد.

مقایسه عوامل تأثیرگذار در خطر زمین لغزش در دو مقیاس مکانی با روش رگرسیون چند متغیره (مطالعه موردی حوزه آبخیز طالقان)

دوره 69، شماره 1، بهار 1395، صفحه 201-210

https://doi.org/10.22059/jrwm.2016.61744

الهام مشکوتی، حسن احمدی، علی اکبر نظری سامانی، محمد هادی داودی

چکیده زمین لغزش در بسیاری از مناطق شیبدار به علت وجود سازند‏های حساس، رطوبت و دیگر عوامل به صورت طبیعی و غیر قابل اجتنابی رخ می‏دهد. حوزه آبخیز طالقان نیز به علت وجود مساحت قابل توجهی از مارن‏های میوسن مستعد زمین لغزش می‏باشد.با احداث سد مخزنی طالقان و ایجاد دریاچه سد، شرایط رطوبتی و اکولوژیکی منطقه متفاوت شده است. در این مقاله عوامل مؤثر در ناپایداری دامنه‏ها (عامل شیب، جهت، ارتفاع، سنگ شناسی، کاربری اراضی، فاصله از جاده و فاصله از دریاچه) بررسی و نقش آنها با روش رگرسیون خطی چند متغیره در دو محدوده بزرگ (شعاع 1500متری و بیشتر نسبت به دریاچه) وکوچک (فاصله 450 متری از دریاچه) ارزیابی شد. بدین دلیل ابتدا نقشه پراکنش زمین لغزش‏ها با استفاده از عکس‏های هوایی، ماهواره‏ای وعملیات میدانی تهیه شد. از تلاقی نقشه پراکنش و عوامل مؤثر داده‏های لازم برای  ارزیابی عوامل مؤثر و در نهایت پهنه بندی بدست آمد. داده‏های اولیه در واحدهای مربعی100*100 متری تهیه شد. نتایج نشان داد که عامل فاصله از دریاچه در محدوده بزرگ تر تأثیری در لغزش نداشته؛ در حالی که با نزدیک شدن به دریاچه این عامل نقش داشت. در واقع دریاچه تأثیر محلی داشته و بیشتر تا شعاع 200 متری خود را مورد تأثیر قرار می‏دهد.

ارزیابی پایداری خاکدانه‏ ها و تعیین مکانیسم ناپایداری خاک‏ های حوضۀ آبخیز طالقان

دوره 68، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 691-710

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56952

محسن آرمین، حسن احمدی، حسن روحی پور، علی سلاجقه، محمد حسین مهدیان، وجیهه قربان نیا خیبری

چکیده با توجه به محدودیت‏های موجود در تعیین میزان حساسیت خاک به فرسایش آبی یا فرسایش‏پذیری خاک از طریق آزمون‏های میدانی، کاربردِ روش‏های آزمایشگاهی روی نمونه‏های کوچک خاک (کمتر از 100 گرم)، افزون بر ساده‌بودن، نیازمند هزینه و وقت کمتری است. نتایجِ پژوهش‏های مختلف در این زمینه بیانگر آن است که از بین روش‏های مختلف آزمایشگاهی، مبنی بر استفاده از خصوصیات خاک، آزمون‏های مربوط به ساختمان خاک و پایداری خاکدانه‏ها مؤثرتر است و به آن‌ها بیشتر توجه شده است. در این تحقیق، با تکیه بر مشاهدات و تغییرات ماکروسکوپی در مقیاس واحدهای همگن، در بخشی از خاک‏های حوضة آبخیز طالقان، به وسعت 3260 هکتار، 84 نقطه به عنوان نقاط نمونه‏برداری خاک انتخاب شد. به منظور تمایز بین مکانیسم‏های شکستگی خاکدانه‏ها و ارزیابی رفتار ساختمانی خاک‏ها در  شرایط مختلف محیطی، پایداری خاکدانه‏ها با لحاظ‏کردن سه تیمار خیس‏شدن سریع خاکدانه‏ها، خیس‏شدن آهستة خاکدانه‏ها و شکستگی ناشی از تکان‏دادن خاک پس از خیس‏کردن اولیه و با استفاده از روش لی‏بیسونایس اندازه‏گیری شد. اثر اَشکال مختلف فرسایش آبی بر پایداری خاکدانه‌ها نیز با استفاده از شاخص پایداری مرطوب خاکدانه‏ها بررسی شد. نتایج نشان داد مکانیسم‏های مختلف شکستگی خاکدانه‏ها اثر معنی‏داری در میزان شکستگی خاکدانه‏ها دارد. مکانیسم ناپایداری خاک‏های طالقان فرایند واریختگی است که در اثر فشار هوای محبوس‏شده در هنگام خیس‏شدن سریع خاکدانه‏ها ایجاد می‏شود و این شرایط هنگام وقوع باران‏های شدید روی خاک خشک رخ می‏دهد. همچنین، نتایج نشان داد اختلاف معنی‏داری بین پایداری مرطوب خاکدانه‏ها در اَشکال مختلف فرسایش آبی وجود ندارد.

بهینه‏ سازی کاربری اراضی به منظور کمینه‏سازی فرسایش خاک و بیشینه‏سازی سود در بخشی از حوضة آبخیز طالقان

دوره 68، شماره 1، بهار 1394، صفحه 181-195

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53894

مهدی وفاخواه، محسن محسنی ساروی، حسن احمدی

چکیده بهینه‏سازی کاربری اراضی یکی از راهکارهای مناسب برای حفاظت خاک است. از این رو، تحقیق حاضر با هدف بهینه‏سازی کاربری اراضی به منظور کمینه‌‌کردن فرسایش و بیشینه‏سازی سود در حوضة آبخیز طالقان با مساحت 23/80427 هکتار انجام شد. بدین منظور، با محاسبة مساحت، میزان فرسایش، و درآمد خالص هر یک از کاربری‏های اراضی حوضة آبخیز مورد تحقیق، با توجه به استانداردهای مورد نیاز هر یک از کاربری‏های اراضی، سطح هر یک از کاربری‏ها استخراج و با تعیین محدودیت‏ها و دو تابع هدف با استفاده از نرم‏افزار ADBASE بهینه‏سازی شد. نتایج تحقیق حاضر نشان می‌‏دهد میزان فرسایش از 28/6 تن در هکتار در سال به 84/5 تن در هکتار در سال (99/6 درصد) و میزان سود از 38/118174 به 02/112681 میلیون ریال (65/4 درصد) پس از بهینه‏سازی کاربری اراضی کاهش یافته است. همچنین، بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود اراضی با کاربری دیم به اراضی با کاربری زراعت آبی و باغ و مرتع تبدیل شود.  

تاثیر تغییر کاربری اراضی و تغییرات بارش بر تولید رسوب در حوزة آبخیز طالقان

دوره 66، شماره 1، بهار 1392، صفحه 157-165

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.35336

علی اکبر نظری سامانی، حسام هروی، مهدی پناهی، مسعود جعفری شلمزاری

چکیده تغییر در نوع استفاده از عرصه های طبیعی کشور مشکلی است که از گذشته های دور مطرح بوده است. شیوه های بهره برداری اراضی، بهره برداری از جنگل و مرتع‏‏ٌٌ‎‏‏، ایجاد مناطق مسکونی و شهری و... از عواملی هستند که روی شدت فرسایش و تولید رسوب یک منطقه اثر می گذارند. لذا آگاهی از مقادیر کمی فرسایش خاک ناشی از تبدیل اراضی می تواند در برآورد دقیق اثرات نامطلوب، پنهان و غیر ملموس فرسایش موثر عمل نموده و این امر به برنامه ریزی های استراتژیک در جهت مدیریت پایدار اراضی کمک می‌کند. در مطالعه حاضر دوره آماری 1349 تا 1383 مورد بررسی قرار گرفت. این دوره به دو زیر دوره 1349 تا 1366 و 1366 تا 1383 تقسیم گردید. طی دو دوره ذکر شده آمار داده های رسوب¬سنجی، هواشناسی (بارندگی) و هیدرولوژیک (دبی) با در نظر گرفتن تغییرات کاربری اراضی مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که با در نظر گرفتن دوره های ترسالی و خشکسالی علت کاهش رسوب در طی این دو دوره در بارندگی مشابه مربوط به اثرات افزایش اراضی رها شده در منطقه می باشد. همچنین عامل دبی با توجه به اختلاف بین دبی¬های بدون بعد قبل از 1366 و بعد از 1366 با سطح معنی داری معادل 98/0 با احتمال 99 درصد معنی¬دار نیست. به عبارت دیگر کاهش تولید رسوب در این دوره زمانی را می توان به تغییرات کاربری اراضی یعنی افزایش اراضی رها شده و در نتیجه افزایش اراضی مرتعی در منطقه مرتبط دانست.

پیش‌بینی سیل با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون چندمتغیره غیرخطی (مطالعه موردی: طالقان)

دوره 65، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 341-349

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30022

مریم خسروی، علی سلاجقه، محمد مهدوی، محسن محسنی ساروی

چکیده با توجه به کمبود ایستگاه‌های اندازه‌گیری در کشور، لزوم استفاده از مدل‌های تجربی برآورد دبی‌ حداکثر لحظه‌ای بسیار ضروری است. در این پژوهش از دو مدل شبکه عصبی و رگرسیون چندمتغیره غیرخطی برای پیش‌بینی دبی اوج در حوزة آبخیز طالقان استفاده گردید. با استفاده از آمار دبی‌های متوسط حداکثر روزانه و بارش‌های متناظر، یک روز قبل و پنج روز قبل و مجموع بارندگی پنج روزه و همچنین دمای میانگین ماهانه در واحدهای هیدرولوژیک گته‌ده، مهران، علیزان، جوستان و گلینک (به ترتیب از قسمت سراب به سمت پایاب) استخراج و به عنوان ورودی وارد مدل شبکه عصبی شدند. نوع شبکه مورد استفاده شبکه عصبی پیشخور با یک لایه مخفی با الگوریتم پس‌انتشار بود که با استفاده از داده‌ها مذکور، مدل طی سه مرحله آموزش، اعتبارسنجی و آزمون شد. دبی‌های اوج مشاهده‌ای و پیش‌بینی شده در هر دو مدل بر اساس معیار ارزیابی RMSE و r مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان دهندة عملکرد بهتر شبکه عصبی نسبت به رگرسیون چندمتغیره غیرخطی است.

بررسی تغییرات جمعیتی و اثرگذاری‌های آن بر تغییرات کاربری اراضی(مطالعه موردی: منطقه بالاطالقان)

دوره 63، شماره 1، بهار 1389، صفحه 75-88

مهدی قربانی، علی اکبر مهرابی، محمدرضا ثروتی، علی اکبر نظری‌سامانی

چکیده امروزه رشد جمعیت از یک سو و محدودیت منابع از سوی دیگر دست اندرکاران امر گسترش را با شگفتی مواجه ساخته است. تغییرات جمعیتی سبب تغییر فعالیت‌های اقتصادی شده و نقطه آغاز تغییرات کاربری اراضی به‌شمار می‌رود. در واقع بهره‌برداری بی رویه، تغییرات نادرست کاربری اراضی و دست اندازی بشر به عرصه‌های منابع طبیعی، روزبه روز بر بر هم زدن تعادل‌های منطقه‌ای می‌افزاید. در دهه‌های اخیر شاهد تغییر کاربری اراضی در حوزه آبخیز طالقان هستیم. تحت اثر عوامل مختلفی پدیده تغییر کاربری اراضی شکل گرفته است به طور مثال در اراضی رهاشده، سطوحی از مراتع به مناطق مسکونی و ویلاسازی تبدیل شده‌اند. منطقه طالقان به دلیل نزدیکی به مرکز جمعیتی تهران و شرایط ییلاقی از یک سده پیش محل رفت وآمد شمار زیادی از افراد برای بهره‌مندی از آب و هوای مناسب منطقه بوده است.. یکی از عوامل مهم نیز تغییراتی است که در شمار جمعیت طالقان رخ داده است به‌گونه‌ای که بر پایه آمار جمعیتی می‌توان گفت جمعیت روستاهای طالقان به شدت کاهش یافته است. همان‌طور که در دیگر مناطق ایران شاهد تغییر کاربری اراضی به‌ویژه مراتع هستیم، این موضوع در منطقه طالقان نیز قابل دیدن است. این نوشتار سعی دارد ارتباط بین تغییرات جمعیت را با تغییرات کاربری اراضی منطقه مورد بررسی و همچنین تعیین تغییرات کاربری اراضی را در طی یک دوره 15 ساله بررسی نماید برای تعیین تغییرات کاربری زمین از سامانه اطلاعات جغرافیایی و دورکاوی و روشهای آماری به صورت توامان و نیز ماهواره لندست سنجنده‌های TMوETM+ مربوط به سال‌های 1366 و1380 بهره‌گیری شده است. همچنین آمار جمعیتی در این 2 سال تهیه شد و ضریب رشد جمعیت محاسبه شد. با توجه به نتایج بدست آمده نرخ اراضی رها شده در منطقه مورد بررسی مثبت بوده در واقع افزایش یافته و از گته ده، ناریان، نویز علیا، دیزان، جوستان، گراب، اورازان، نسا بالا، مهران، خچیره و دارپی. بنابراین شمار زیادی از افراد در طول این چند سال مهاجرت کرده و جمعیت کاهش یافته و به دنبال این روند گستره زیادی از مراتع (88/37 درصد) که در گذشته به دیمزار تبدیل شده بودند هم‌اکنون به صورت اراضی رهاشده در منطقه نمایان شده‌اند. در روستای گته ده سطح اراضی مرتعی بیشترین کاهش و اراضی رها شده بیشترین افزایش را داشته است. در نهایت می‌توان بیان کرد، بین نرخ رشد جمعیت و سطح اراضی رها شده رابطه منطقی وجود دارد.

بررسی تولید رواناب و رسوب در سازندهای ریزدانه نئوژن با کمک باران‌ساز (مطالعه موردی: حوزه آبخیز طالقان)

دوره 62، شماره 2، پاییز 1388، صفحه 215-228

سید هاشم حسینی، سادات فیض نیا، حمید پیروان، غلامرضا زهتابیان

چکیده در ایران، سازندهای ریزدانه مربوط به نئوژن به خاطر وجود املاح گچ ونمک از جمله حساس‌ترین سازندها به فرسایش بوده و عامل اصلی تولید رسوب معلق در بیشتر حوضه‌ها به شمار می روند. هدف از این پژوهش بررسی واحدهای ریزدانه نئوژن حوزه آبخیز طالقان از نظرحساسیت به فرسایش و تولید رواناب، با تأکید بر ویژگی‌های ذاتی و با بهره‌گیری از باران‌ساز صحرائی‌ می‌باشد. در این پژوهش، در آغاز با تجزیه و تحلیل نمونه‌های سازند برداشت شده از واحدهای ریزدانه منطقه بر پایه واحدهای کاری ژئومرفولوژی، سازند نئوژن بر مبنای ویژگی‌های شیمیایی و املاح موجود درنمونه‌ها به چندین زیرواحد جداسازی و سپس در هر زیرواحد رواناب و رسوب معلق با همانندسازی باران در دو شدت 30 و60 میلی‌متردرساعت اندازه‌گیری شد. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می‌دهد که در بیشتر نمونه‌ها نسبت تخریبی به کل املاح موجود بیش از 9/1 بوده و لذا بر پایه روش پتی جان (1973) و با توجه به میزان املاح غالب پنج واحد شامل NgSiH، NgSi، gy1C، gy1CG وgy2CH جداسازی شد. بررسی میزان رواناب و مقایسه میانگین‌ها به روش دانکن نشان داد که درسطح 05/0، واحد NgSiH بیشترین میزان رواناب ورسوب را تولید کرده و پس از آن واحدهای NgSi، gy2CH، gy1CG وgy1C قرار دارند. بررسی روند تولید رسوب و رواناب با گذشت زمان نشان می‌دهد که واحدهای NgSiH و NgSiبه سرعت به حالت اشباع رسیده و درآنها تولید رواناب و رسوب معلق ثابت می‌شود. ولی واحدهای gy1CG وgy1C هرچند که میزان رسوب معلق کمی را در زمان‌های اولیه (10 دقیقه اول ودوم) ایجاد می‌کنند ولی با گذشت زمان به خاطر اشباع شدن رس‌ها و ایجاد جریان‌های لاوی، میزان رسوب معلق آنها به‌ویژه در10 دقیقه سوم به شدت افزایش می‌یابد.

آمایش سرزمین به منظور فرآیند گردشگری شدن آن با بهره‌گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) (مطالعه موردی: حوزه آبخیز طالقان، زیر حوزه خودکاوند)

دوره 62، شماره 1، بهار 1388

محمد جعفری، محمد طهمورث، محمد نقیلو

چکیده به کارگیری سامانه GIS،یکی از جدیدترین روش های انجام در ارزیابی اراضی و اجرای پروژه‌های آمایش سرزمین است. این بررسی با هدف تعیین کاربری‌های منطبق بر توان طبیعی سرزمین و بهبود مدیریت حوزه‌های آبخیز با بهره‌گیری از ابزار GIS در منطقه طالقان انجام پذیرفت. بر این پایه درآغاز، منابع اکولوژیک و اقتصادی – اجتماعی شناسایی و نقشه سازی شدند، داده‌های بدست آمده رقومی شده و به همراه دیگر داده‌های توصیفی برای ایجاد پایگاه داده‌ها به محیط GISوارد شدند و با تجزیه و تحلیل بیش از 15 لایه اطلاعاتی واحدهای همگن زیست محیطی تعیین شد. سپس با بهره‌گیری از مدل تلفیقی برنامه ریری و مدیریت آبخیز (6 ) و در نظر گرفتن ویژگی های طبیعی و اقتصادی – اجتماعی آبخیز، تعیین اولویت بین کاربری‌های مجاز انجام و کاربری‌های بهینه پیشنهادی معرفی شدند. در پایان نیز دو نقشه آمایش سرزمین و کاربری فعلی اراضی بر همدیگر در محیط GIS همخوانی داده شدند و میزان همخوانی کاربری‌های مناسب و کاربری‌های فعلی و دقت و قابلیت سامانه GIS در تعیین کاربری‌های همخوانی بر توان سرزمین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده از همخوانی دو نقشه آمایش سرزمین و کاربری فعلی اراضی بر همدیگر، نشان می‌دهد که 17 درصد حوزه مورد بررسی دارای کاربری بهینه و 83 درصد حوزه نیاز به تغییر کاربری دارد. همچنین نتایج بدست آمده نشان‌دهنده توان پایین حوزه آبخیز مورد بررسی برای توسعه روستایی (06/0 درصد از سطح حوزه) و توان بالای آن برای ایجاد و توسعه گردشگری بومی و طبیعی می‌باشد.