نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 63، شماره 3 - شماره پیاپی 535942، پاییز 1389، صفحه 277-399 (نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)) 

ارزیابی ارزش غذایی گونه‌های شورپسند موجود در جیره گوسفند زندی چراکننده در مراتع بیابانی عباس آباد قم

صفحه 277-287

عباس احمدی، عباسعلی سندگل

چکیده پهنه‌های بیابانی و اراضی حاشیه کویرهای ایران که پوشیده از بوته‌های هالوفیت هستند، نقش مهمی در تأمین علوفه دام به عنوان مراتع زمستانه ‌ایفا می‌نمایند. در این پژوهش از چهار گونه ‌هالوفیت خوشخوراک و مورد چرای گوسفند زندی از دو تیپ مراتع بیابانی حوض سلطان قم شامل rosmarinus Seidlitzia، Halocnemum strobilaceum، Alhagi camelorum و Tamarix passerinoides در دو مرحله فنولوژیکی رشد رویشی و بذردهی نمونه‌برداری به عمل آمد. نمونه‌ها پس از خشک و آسیاب شدن در آزمایشگاه با روشهای استاندارد مورد تجزیه قرار گرفتند و شاخص‌های مهم کیفی مانند دیواره سلولی بدون همی سلولز (ADF)، پروتئین خام (CP)، انرژی متابولیسمی (ME)، درصد ماده خشک قابل هضم (DMD)، برای گونه‌های مختلف تعیین شد. نتایج بیانگر از وجود اختلاف معنی‌دار بین گونه‌های مورد بررسی از نظر چهار عامل کیفی بالا بود. در بیشتر گونه‌ها با پیشرفت مرحله فنولوژیکی، از میزان پروتئین خام کاسته و بر میزان ADF افزوده شد. گونه لَور (هالوکنموم) در مرحله رویشی بیشترین و گز در مرحله بذردهی کمترین پروتئین را داشته‌اند. بیشترین میزان فیبر در مرحله بذردهی گز و کمترین فیبر در اشنان وجود داشته است. بیشترین درصد ماده خشک قابل هضم و انرژی متابولیسمی مربوط به گونه اشنان و کمترینِ آنها مربوط به گز بوده است. آزمون مقایسه میانگین دانکن در مورد اثر متقابل گونه و مرحله رشد بر صفات کیفی چهار گانه بیانگر از وجود اختلاف معنی‌دار در سطح 1 درصد خطا بوده است. زمان مناسب چرا در تیپ اول (لور- اشنان) پاییز و زمستان و در تیپ دوم (خارشتر- اشنان)، اواخر زمستان و بهار تعیین شد.

بررسی سیرتحول مالکیت، مدار آبیاری و هزینه‌های چاه در روستای چرخاب یزد

صفحه 287-305

ایمان اسلامی، علی اکبر مهرابی، غلامرضا زهتابیان، محمدرضا اختصاصی، محمدعلی زارع چاهوکی

چکیده استان یزد به دلیل پیشینه تاریخی و فرهنگی خود همواره از گذشته به داشتن مردمی پرتلاش و سخت‌کوش معروف بوده‌ است. تجلی مضاعف همت این مردم، در استحصال آب دیده می‌شود. در استان یزد پیشینه مباحثی چون سنجش و اندازه‌گیری آب، مالکیت و سهام آب کشاورزی به گذشته‌ای دور بر‌می‌‌گردد، که در طول زمان دستخوش تغییراتی در نوع و شکل آن شده ‌است. هدف از این نوشتار، ضمن مروری کوتاه در گذشته تاریخی شیوه مدیریت و بهره‌برداری آب با محوریت میراب، بررسی سیر تحول مالکیت، تغییرات مدار آبیاری در گذر زمان و تغییرات قیمت آب میباشد. روش تحقیق از نوع تک‌نگاری (مونوگرافی) و مکان مورد تحقیق روستای چرخاب یزد می‌باشد. مدار آبیاری روستا در چهار مرحله تغییر یافته، تا شکل نهایی گردش آب از 16 روز به 21 روز و 20 ساعت در حال حاضر رسیده است. هم‌اکنون 53 نفر حقابه‌دار از چاه موجود بهره‌برداری می‌نمایند. در این تحقیق با توجه به طبقه‌بندی صورت‌گرفته، کسانی که حقابه آنان در یک دور آبیاری کمتر از یک ساعت بود (خرده مالکان) بیشترین فراوانی را معادل 6/33 درصد را تشکیل دادند. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد، با وجود تحولات اجتماعی صورت گرفته در عرصه توزیع حقابه بین بهره‌برداران، کماکان مالکان سعی می‌کنند تا همواره سهم بیشتری به خود اختصاص دهند و با کسب قدرت‌ اجتماعی، نقش مهمی در جامعه روستایی ایفا نمایند. بررسی تغییرات 50 ساله‌ی قیمت? جاری آب نشان می‌دهد،‌ این قیمت از نرخ تورم عمومی جامعه، پیروی نکرده است. در این بررسی نرخ افزایش قیمت آب جاری (نرخ رشد)، 12/0 درصد بدست آمد.

بررسی کیفیت لاشبرگ و اندام هوایی و تاثیر آن بر خاک رویشگاه چهار گونه مرتعی (ارزیابی موردی: همند آبسرد)

صفحه 307-318

محمد جعفری، حسین آذرنیوند، علی حاجی بگلو، اسماعیل علیزاده

چکیده این تحقیق با هدف بررسی ارتباط کیفیت لاشبرگ و اندام‌هوایی در خاک چهار گونه مرتعیAgropyron intermedium، Bromus tomentellus، Eurotia ceratoides و Kochia prostrata از نظر میزان کربن، نیترژن، فسفر، پتاسیم و نسبت کربن به نیتروژن انجام شد. پس از شناسایی رویشگا‌ه‌های این چهار گونه در منطقه همند آبسرد ( واقع در 65 کیلومتری شمال شهر تهران)، در انتهای فصل رویش نمونه‌برداری در مناطق معرف هر رویشگاه به روش تصادفی- سیستماتیک (5 نوار (ترانسکت) 100 متری به فاصله 50 متر از یکدیگر) انجام شد. در طول هر نوار (ترانسکت) از 2 قطعه (یک مترمربعی) به صورت تصادفی برداشت و در درون هر قطعه، اندام هوایی، لاشبرگ و خاک پای گونه‌ها از عمق 30-0 سانتی‌متری نمونه‌برداری انجام شد. برای هرگونه نیز 3 نیمرخ خاک در فضای خالی بین پایه‌های گونه‌ها به عنوان شاهد برداشت شد. تجریه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تجزیه واریانس، دانت و آزمون t انجام شد. نتایج بدست آمده نمایانگر آن است که میزان فسفر، پتاسیم ونیتروژن در اندام‌هوایی و نیتروژن و فسفر در لاشبرگ و نیتروژن و نسبت کربن به نیتروژن خاک در گونهKochia prostrata بیشتر از دیگر گونه‌ها است. و همچنین کربن و نسبت کربن به نیتروژن در اندام‌هوایی در گونهAgropyron intermedium و کربن، پتاسیم و نسبت کربن به نیتروژن در لاشبرگ در گونه Eurotia ceratoides و میزان کربن در خاک گونه Agropyron intermedium و فسفر در خاک گونه Bromus tomentellus بیشتر بود. ولی در نهایت گونه Kochia prostrata از لحاظ کیفیت لاشبرگ، سرعت تجزیه‌پذیری و اثرگذاری آن بر خاک مناسب ترین گونه اصلاحی شناخته شد.

امکان‌ارزیابی ویژگی‌های ساختاری لکه‌های اکولوژیک اکوسیستم‌های مرتعی بررسی موردی: مراتع قره قیر و مراوه تپه (استان گلستان)

صفحه 319-329

غلامعلی حشمتی، مژگان‌ سادات عظیمی، پروانه عشوری

چکیده هر اکوسیستم مرتعی از لکه‌های اکولوژیک گوناگونی تشکیل شده‌است که میزان عملکرد هر یک از آنها با یکدیگر تفاوت می‌کند. ویژگی های ساختاری و عملکردیِ لکه‌های حاصلخیزِ مرتعی در اثر فعالیت‌های مدیریتی تغییر کرده و از این ویژگی ها می‌توان برای تفسیر نقش مدیریت استفاده کرد. در این تحقیق ویژگی‌های ساختاری و عملکردی لکه‌های اکولوژیکِ دو اکوسیستم مرتعیِ مراوه‌تپه و قره‌قیر در استان گلستان مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای ارزیابی این ویژگی‌ها، از مجموعه‌ای از شاخص‌های قابل اندازه‌گیری و ساده روش تجزیه و تحلیلِ توانمندی اکوسیستم استفاده شد. لذا در هر یک از دامنه‌های غربی و شرقی مراتع مراوه تپه و قره قیر 5 ویژگی ساختاری شامل: شمار لکه‌ها، سطح کل لکه‌ها، شاخص سطح لکه‌ها، شاخص سازمان‌یافتگی چشم‌انداز و میانگین فاصله بین لکه‌ها (طول میان لکه‌ها) اندازه‌گیری شد. برپایه نتایج اماری، ویژگی ساختاری لکه‌های اکولوژیک در دو منطقة دامنه غربی و شرقی مراوه‌تپه و قره‌قیر دارای تفاوت معنی‌داری(P<0.05) است. شاخص سازمان یافتگی در دامنه‌های غربی دو مرتع که دارای پوشش گیاهی متراکم تری هستند، بیشتر از دامنه‌های شرقی می باشند. با توجه به‌اینکه شاخص سازمان‌یافتگی لکه‌ها نشان دهندة میزان توانمندی و قابلیت چشم‌انداز است، علت بالابودن این شاخص در دامنه‌های غربی را می‌توان در سطح و شمار زیاد قطعه های بوته‌ یی ها در منطقه مراوه‌تپه و گلسنگ+ خزه در منطقه قره‌قیر دانست. لذا، می‌توان بهترین معرف اکولوژیکیِ چشم‌اندازهای غربی مراتع قره‌قیر را ریخت رویشی گلسنگ + خزه و بهترین معرف اکولوژیکی در چشم‌اندازهای غربی مراتع تپه‌ماهوری مراوه تپه استان گلستان را ریخت رویشی بوته‌ای دانست.

تاثیر عوامل توپوگرافی و خاک مؤثر بر پراکنش گونه‌های گیاهی در مراتع اشتهارد

صفحه 331-340

محمدعلی زارع‌چاهوکی، اصغر زارع چاهوکی، محمد زارع‌ارنانی

چکیده این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین عوامل توپوگرافی و خاک با پراکنش گونه‌های گیاهی در مراتع اشتهارد انجام شد. بدین منظور، داده های پوشش گیاهی و عوامل رویشگاهی با روش تصادفی-سیستماتیک از راه پلات‌گذاری در امتداد 3 ترانسکت 750 متری انجام شد. سطح پلات‌ها به روش سطح دستکم 2 متر مربع و شمار آنها با توجه به تغییرات پوشش گیاهی، 45 پلات تعیین شد. در آغاز و پایان هر ترانسکت یک نیمرخ حفر و از دو عمق 30-0 و 80-30 سانتی‌متر نمونه خاک برداشت شد. ویژگی های خاک شامل سنگریزه، بافت، آهک، ماده آلی، اسیدیته و هدایت الکتریکی اندازه‌گیری شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تجزیه مؤلفه‌های اصلی بهره گیری شد. نتایج نشان می‌دهد که از بین متغیرهای مورد بررسی، ویژگی‌های سنگریزه، بافت، آهک و هدایت الکتریکی خاک از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی منطقه هستند.

بررسی رابطه کاربری اراضی و شیب با تولید رسوب در زیرحوضه‌های جنوبی رودخانه مهاباد

صفحه 341-358

داود طالب‌پوراصل، سعید خضری

چکیده حوزه آبخیز رود مهاباد، بر اثر تغییر کاربری زمین در معرض فرسایش شدید قرار گرفته است. هدف از تدوین این مقاله مشخص نمودن وضعیّت رسوبدهی حوزه یاد شده در ارتباط باعوامل تغییر کاربری اراضی و شیب است. در این تحقیق ضمن بررسی‌های میدانی، اسناد و مدارک مختلفی از جمله نقشه‌‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی، تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های ایستگاه‌های هیدرومتری، رسوبسنجی، هواشناسی و باران‌سنجی به عنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همچنین 6 عامل ارتفاع، شیب، بارش، زمان تمرکز، فرسایش پذیری و کاربری اراضی به عنوان عوامل برتر شناسایی و با همپوشانی نقشه‌های توزیع هر یک از آنها نقشه قابلیت رسوبدهی تهیه شده است. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که مناطقی بیشترین وسعت حساس به فرسایش زیاد و خیلی زیاد را دارا هستند که شیب زیاد داشته باشند. ولی در مناطقی با سنگ‌های مقاوم، کاربری اراضی عامل تعیین کننده است. مقایسه آمار دبی آب و دبی رسوب سال‌های آبی 75-1374 و 81-1380 (با حجم جریان سالانه تقریباً یکسان)، نشانگر افزایش تولید رسوب در سال‌های اخیر است. نتایج بدست آمده از استخراج نقشه کاربری اراضی از تصاویر ماهواره‌ای سال‌های 1987 و 1998 حاکی از آن است که حوزه شدیداً در معرض تغییر کاربری (از پوشش مرتعی به دیم‌زارها) است و همین عامل به عنوان یکی از عوامل تشدیدکننده حرکت‌های توده‌ای مواد، وقوع این نوع حرکت‌های را در سال‌های اخیر افزایش داده است. از آنجا که در بین همه عوامل، تنها کاربری اراضی است که می‌تواند توسط انسان، به سرعت و به آسانی تغییر یابد، بخشهای بالادست حوزه در قسمت جنوب و جنوبغربی با زمان تمرکز کم، شیب زیاد، فرسایش پذیری بالا و بارش فراوان که هنوز پوشش جنگلی و مرتعی دارند و همچنین تراس‌های آبرفتی رودها مشتمل بر رسوبات منفصل و دانه‌ریز، حساس‌ترین نواحی در برابر تغییرات کاربری اراضی بوده و بیشتر از هر جای دیگری به اقدامات پیشگیری کننده نیاز دارند.

امکان‌سنجی طراحی سامانه جمع‎آوری رواناب باران در سطوح آبگیر کوچک به‎کمک مدل AWBM1 برای کشت ذرت علوفه‎ای SC704

صفحه 359-373

رمضان طهماسبی، فرود شریفی، فریدون کاوه، ابوالقاسم توسلی

چکیده یکی از بخش‌های عمده هدررفت آب در ایران هدررفت رواناب باران است. Kirkby (2001) در بررسی اثر خصوصیات سطح خاک در تولید رواناب در مقیاس‌های زمانی و مکانی نتیجه گرفت که خصوصیات سطح خاک مانند پستی و بلندی، بافت و ساختمان خاک در مقدار و الگوی مکانی رواناب مؤثر هستند. در این تحقیق که در آبخیز لتیان انجام شد ، تعداد بیست کرت آزمایشی جمع آوری کننده رواناب احداث شدند و در انتهای آنها بانکت‌هایی به ابعاد طولی برابر با عرض کرت جمع‌آوری کننده رواناب، عمق 5/0 متر و عرض بانکت نیز 5/0 متر احداث شد. عمق رواناب حاصل از هر بارندگی طبیعی و 12 بارندگی مصنوعی که با باران ساز با شدت‌های 8 میلی متر تا 42 میلی متر در ساعت ایجاد شده بود، اندازه‌گیری شد. با توجه به اینکه داخل بانکت‌های انتهای کرت‌ها با پلاستیک پوشش داده شده بود، همه رواناب جمع‌آوری شده روی آن اندازه‌گیری شد. سپس پوشش پلاستیکی بیرون کشیده شد تا آب کاملاً در بانکت نفوذ کند. پس از 24 ساعت عمق آب جمع‌آوری شده روی بانکت اندازه‌گیری شد که تا چه عمقی نفوذ کرده است. پس از آن پوشش پلاستیکی ایجاد می‌شد تا برای اندازه‌گیری رواناب بعدی آماده باشد. بخشی از آب باران جمع‌آوری شده در یک بشکه با حجم 220 لیتر ذخیره شد و روی آن از اول بهار با پوشش پلاستیکی پوشانده شد تا از تبخیر جلوگیری شود و از آب جمع‌آوری شده برای تأمین آب کم آبیاری در 15 خرداد تا 30 تیرماه به میزان 62 میلی‌متر استفاده شد و در کرت‌های 9 گانه ذرت علوفه ای SC704 کشت شد. نتایج مقایسه عملکرد محصول نشان داد که با نسبتهای 1:1، 2:1 و 3:1 (نسبت سطوح جمع‌آوری کننده رواناب باران به سطح کشت شده ذرت) میزان عملکرد علوفه ذرت به ترتیب 6/9، 6/22 و 8/28 تن در هکتار بوده است. در حالی که در تیمار شاهد که هیچ‌گونه محدودیت آب وجود نداشت و به میزان 5/41 تن در هکتار عملکرد محصول علوفه ذرت بوده است، کل آب مصرفی در سه تیمار بالا به ترتیب 616، 696 و 776 میلی‌متر بوده است (باران مستقیم به علاوه آب جمع‌آوری شده از رواناب) و عمق آب آبیاری کمکی در هر سه تیمار 62 میلیمتر بوده است. به این ترتیب عملکرد محصول به ترتیب 23، 55 و 69 درصد نسبت به تیمار شاهد (کشت با آبیاری کامل) بوده است. در این تحقیق تأثیر پوشش گیاهی و بافت خاک هم در مقدار رواناب مورد مقایسه قرار گرفتند.

بررسی تاثیر فعالیت‌های آبخیزداری در زمان تمرکز و شماره منحنی حوضه با بهره‌گیری از مدل HEC-HMS(بررسی موردی: حوزه آبخیز کن تهران)

صفحه 375-385

محمد عباسی، محسن محسنی ساروی، میرمسعود خیرخواه، شهرام خلیقی سیگارودی، قباد رستمی زاده، مجید حسینی

چکیده ارزیابی پروژه‌های آبخیزداری امروزه از بنیادی ترین مسائلی است که در کشورها به منظور برنامه‌ریزی های آینده در زمینه طرح های اجرایی و مدیریت منابع طبیعی انجام می گیرد. با توجه به نبود تجهیزات لازم به منظور اندازه گیری و ثبت تغییرات ایجاد شده در وضعیت سیلاب، فرسایش و رسوب حوزه‌های آبخیز بهره‌گیری از مدل های توزیعی هیدرولوژیکی جهت همانند سازی رفتار حوزه در پیش و پس از فعالیت‌های آبخیزداری ابزاری کار آمد در دستیابی به این هدف ها می باشد. بر این پایه تحقیق با هدف ارزیابی تاثیر فعالیت‌های آبخیزداری اجرا شده بر روی زمان تمرکز و شماره منحنی حوزه در حوزه آبخیز کن در استان تهران با استفاده از مدل هیدرولوژیک HEC-HMSانجام است. به این منظور مدل HEC-HMS، با داده‌های مشاهده ای، واسنجی و اعتباریابی شد. سپس برای تعیین تاثیر سازه‌های اصلاحی، زمان تمرکز در شرایط پیش و پس از اجرای فعالیت‌ها محاسبه و نیز در بازدید های مکرر صحرایی میزان بهبود پوشش گیاهی و ارتقاء وضعیت هیدرولوژیک حوزه با بهره‌گیری از روش SCS محاسبه و با اعمال تغییرات ایجاد شده در ورودی‌های مدل اقدام به همانند سازی رفتار سیلاب برای رخدادهای موجود شد. در ادامه برای تعیین پاسخ حوزه در برابر رگبارهای طرح با اعمال تغییرات ایجاد شده در ورودی‌های مدل اقدام به همانند سازی رفتار سیلاب برای بارش های با دوره بازگشت های 2، 5 ، 10، 25، 50 و 100 ساله در پیش و پس از فعالیت‌های آبخیزداری شد. نتایج نشان داد که فعالیت‌های مکانیکی در افزایش زمان تمرکز حوزه نقش ناچیزی داشته و فعالیت‌های زیستی باعث کاهش شماره منحنی بطور میانگین به میزان 1/3 در حوزه شده است، بررسی های صورت گرفته نشان داد که این تاثیرات باعث کاهش دبی اوج و حجم سیلاب به ترتیب به میزان میانگین 21% و 11% در حوزه می شود.

بررسی مدل‌‌های توزیع فراوانی تنوع گونه‌‌ای و ارتباط عوامل محیطی با شاخص تنوع گونه‌‌ای هیل در چهار مکان مرتعی استان اصفهان

صفحه 387-397

الهام قهساره اردستانی، مهدی بصیری، مصطفی ترکش، مسعود برهانی

چکیده سه خطرِ جنگ هسته‌‌ای، تغییرات اقلیمی و زوال تنوع زیستی، کره زمین را بیش از پیش مورد تهدید قرار می‌‌دهند. دو خطر اول تا حدودی مورد توجه جهانیان قرار گرفته است ولی خطر زوال تنوع زیستی هنوز به طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته است. تنوع گونه‌ای شامل بخش عمده‌‌ای از تنوع زیستی و یکی از مهم ترین مشخصه های نشان دهنده تغییرات در اکوسیستم‌هاست. بسیاری از پژوهشگران تنوع گونه‌‌ای بالا را معادل استواری و پایداری سامانه ‌های اکولوژیک در نظر می‌‌گیرند. این پژوهش به بررسی مدل‌‌های مشخصه ا ی تنوع گونه‌‌ای و ارتباط عوامل محیطی از جمله خاک، اقلیم و پستی و بلندی بر شاخص تنوع گونه‌‌ای پرداخته است. بدین منظور چهار مکان مرتعی در استان اصفهان انتخاب شد و نمونه‌‌برداری در هر مکان به صورت سیستماتیک-تصادفی اجرا شد. تراکم گونه‌‌های گیاهی چندساله در امتداد ترانسکت‌‌های خطی با استفاده از روش کوادرات، در طی شش سال ‌(1386-1381) اندازه گیری شد. مدل‌‌های توزیع فراوانی شامل عصای شکسته، لوگ نرمال، سری لگاریتمی و سری هندسی برای هر مکان‌‌ مرتعی برازش شد و بهترین مدل توزیع بر پایه 05/0 P> انتخاب شد. آزمون LSD نشان داد که اختلاف معنی‌داری در سطح 1%=? از نظر تنوع گونه‌‌ای بین مناطق درمنه‌‌زارهای استپی و نیمه‌‌استپی وجود دارد. مدل لوگ نرمال به عنوان بهترین مدل مشخصه ای برای هر چهار مکان مرتعی انتخاب شد که نشان دهنده جوامع با ثبات می‌‌باشد. همچنین بر پایه بررسی های مرتبط با این تحقیق شاخص مناسب تشخیص داده شد و تاثیر عوامل خاک، اقلیم و توپوگرافی برای شاخص با روش تجزیه تطبیقی متعارف (CCA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برپایه تجزیه تطبیقی متعارفی (CCA) تنوع با درصد مواد آلی خاک و مقدار بارندگی همبستگی بالا و مثبت و با دما همبستگی منفی دارد.

ارزیابی شدت فرسایش بادی با بهره گیری از مدل IRIFR. E.A1 (بررسی موردی : ابوزیدآباد کاشان)

صفحه 399-415

طیبه مصباح زاده، حسن احمدی، غلامرضا زهتابیان، فریدون سرمدیان

چکیده بررسی و تهیه نقشه شدت فرسایش بادی توسط مدل اریفر بادی از جمله اهداف‌های اصلی این تحقیق است. در این پژوهش نقشه واحدهای کاری تهیه، سپس عوامل 9 گانه موثر درفرسایش بادی بر پایه مدل تجربی اریفر در هر یک از 7 واحد کاری مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج دیده می‌شود که بیشترین امتیاز مربوط به تپه‌های فعال و تغییر کاربری زمین با رسوبدهی سالانه بیش از 6000 تن بر کیلومتر مربع می‌باشد، و کمترین امتیاز مربوط به اراضی مجاور روستا است که میزان رسوبدهی سالانه بین 500- 150 تن بر کیلومتر مربع می‌باشد . همچنین با توجه به کل منطقه مورد بررسی16161هکتاری، حدود 1978 هکتار از لحاظ شدت فرسایش بادی در کلاس کم،7430 هکتار در کلاس میانگین و 6753 هکتار درکلاس شدید و خیلی شدید قرار

نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)
نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)
نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)