نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 65، شماره 3 - شماره پیاپی 1339231، پاییز 1391، صفحه 277-432 (نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)) 

کیفیت علوفه گونه‌های مرتعی در مراتع استپی «چنگوله» استان ایلام

صفحه 277-288

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30017

حسین ارزانی، مهدی معمری، جواد معتمدی، ﻣﺎﺷﺎاﷲ محمد پور

چکیده آگاهی و اطلاع از کافی بودن علوفة مراتع برای رفع نیازهای پروتئینی و انرژی مورد نیاز روزانة دام چراکننده در طول فصل چرا یکی از مهم‌ترین عوامل در تعادل دام و مرتع می‌باشد. به همین منظور در پژوهش حاضر کیفیت علوفة گونه‌های مهم مراتع استپی «چنگوله» ایلام مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش از 4 گونة مرتعی شامل؛ Hammada salicornia، Salsola lanchnantha، Convolvulus oxyphyllus و Pteropyrum noeanum که از گونه‌های مهم و عناصر اصلی تیپ‌های گیاهی مراتع منطقه مورد مطالعه می‌باشند، در سه مرحلة فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) در سال 1387 نمونه‌برداری شد. سپس شاخص‌های کیفیت علوفه شامل؛ درصد پروتئین خام (CP)، درصد الیاف نامحلول در شویندة اسیدی (ADF) درصد هضم‌پذیری مادة خشک (DMD) و مقدار انرژی متابولیسمی (ME) اندازه‌گیری شد. به‌منظور مقایسة گونه‌ها و مراحل رشد از نظر شاخص‌های کیفیت علوفه، از تجزیه و تحلیل واریانس و به‌منظور مشاهدة منابع تغییرات درون گروهی، از آزمون مقایسة دانکن استفاده شد. نتایج به‌ـدست آمده نشان می‌دهد که در بین گونه‌های مورد مطالعه، بیشترین درصد پروتئین خام (CP)، مربوط به گونة شور روی Hammada salicorniaبوده‏ ‏‏, که در مرحلة رشد رویشی می‌باشد و در هر سه مرحلة فنولوژی از حد بحرانی آن (7 درصد)، برای واحد دامی در حالت نگهداری بالاتر می‌باشد. همچنین مقدار انرژی متابولیسمی(ME) این گونه نیز در بالا‌ترین حالت نسبت به حد بحرانی (Mj/kg 8) در مقایسه با سایر گونه‌ها قرار دارد.

تاثیر قرق کوتاه مدت و بارندگی بر پوشش مرتعی منطقه احمد آباد زنجان

صفحه 289-299

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30018

فرهاد آقاجانلو، مرتضی اکبرزاده، احمد موسوی

چکیده تاثیر قرق در روند تغییرات پوشش گیاهی مراتع طبیعی منطقه احمدآباد استان زنجان از سال 1380 تا 1385 با استقرار 3 واحد نمونه که هر کدام شامل دو نوار (ترانسکت) موازی به‌طول 30 متر، با 20قطعه (کوادرات) ثابت 1 متر مربعی در هر واحد نمونه (60 قطعه در 3 واحد نمونه) در داخل و همان تعداد در خارج قرق، مورد بررسی قرار گرفت. اندازه‌گیری مقدار تولید در داخل و خارج قرق در 20 قطعه تصادفی 1*1 متر مربعی به روش قطع و توزین و با جداسازی گونه‌ها انجام و پس از خشک شدن در هوای آزاد، مقدار تولید در واحد سطح محاسبه شد. برای مقایسه تغییر عامل‌های مورد بررسی و عناصر مربوط به خاک از آزمون t استفاده شد. نتایج نشان داد که پوشش تاجی کل، بوته‌ای‌ها، گراسهای دائمی و علفی‌های پهن‌برگ دائمی در سال آخر اجرای طرح نسبت به سال اول در قرق دارای اختلاف معنی‌دار است ( 01/0> p ). میانگین تراکم بوته‌ای‌ها در داخل و خارج قرق و علفی‌های دائمی در داخل قرق در سال 81 نسبت به سال 85 از اختلاف معنی‌دار برخوردار بوده (بترتیب در سطح احتمال خطای 05/0و 01/0) و مقایسه پوشش تاجی گونه‌های زیاد شونده نشان داد که پوشش تاجی گونه‌های Crucianella glaucaو Artemisia sieberi در سال 85 نسبت به سال 81 از اختلاف معنی‌داری در داخل قرق برخوردار است(به‌ترتیب در سطح احتمال خطای 05/0و 01/0). مقدار افزایش گونه‌های کم شونده در داخل قرق نسبت به خارج قرق بیشتر بوده و مقایسه میانگین درصد ازت و ماده آلی خاک در دو عمق متفاوت تفاوت معنی‌داری بین سال اول و آخر اجرای طرح نشان نداد .

کارآیی انتگرال‌های فازی در انبوهش معیارهای به کار رفته در ارزیابی تناسب اراضی (بررسی موردی: دشت سیلاخور شهرستان دورود، استان لرستان)

صفحه 301-314

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30019

علیرضا امیریان‌چکان، فریدون سرمدیان، احمد حیدری، محمود امید، جهانگرد محمدی، ایناکو اده

چکیده عملگرهای مرسوم فازی از جمله t-نرم ها ، t-هم نرمها و عملگرهای میانگین‌گیری برای انبوهش معیارها و به دست آوردن شاخص نهایی تناسب در ارزیابی تناسب اراضی مورد استفاده قرار گرفته اند. این عملگرها در شرایطی که بین معیارها اثرهای متقابل وجود دارد اثر تعدیل کنندگی و جبران کنندگی معیارها نسبت به هم را در نظر نمی‌‌گیرند. از مهمترین عملگرهای فازی با قابلیت انعطاف و کارآیی بالا در حالت‌هایی که بین معیارها بر همکنش وجود دارد، انتگرال‌های فازی می‌باشند که داده‌های به دست آمده از منابع مختلف را بر پایه اندازه‌های فازی با هم ترکیب می‌کنند. انتگرال چاکوئت جزء شناخته شده ترین این انتگرال‌ها است که به ندرت در ارزیابی تناسب اراضی مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین در این پژوهش به منظور بررسی کارآیی آن، نمونه‌های خاک و محصول از 29 مزرعه زیر کشت برنج در دشت سیلاخور شهرستان دورود در استان لرستان برداشت گردید. درجه‌های عضویت فازی به دست آمده از توابع عضویت فازی برای هفت خصوصیت اراضی با استفاده از انتگرال چاکوئت با هم ترکیب و یک شاخص تناسب نهایی برای هر مزرعه به دست آمد. به منظور اعتبار سنجی روش، شاخص‌های تناسب به دست آمده از این روش و شاخص‌های به دست آمده از عملگر ترکیبی لوکاسویچ (ترکیبی از t-نرم و t-هم نرم) با مقدار محصول برنج مقایسه گردید. نتایج نشان داد با وجود اینکه ضریب تبیین بین شاخص‌های به دست آمده از دو عملگر و مقدار محصول برنج نسبتا بالا بود ولی این همبستگی برای انتگرال چاکوئت بیشتر(83/0R2=) از عملگر ترکیبی لوکاسویچ بود (75/0R2=). همچنین مقادیر جذر میانگین مربعات خطاها (RMSE) برای انتگرال چاکوئت و عملگر ترکیبی لوکاسویچ به ترتیب برابر با 7/252 و 25/306 به دست آمد. لذا می‌توان نتیجه گرفت انتگرال چاکوئت از کارآیی بیشتری برای انبوهش معیارها در ارزیابی تناسب اراضی برخوردار است

بررسی آماری تغییرات رژیم هیدرولوژیک رودخانه‌ها‌ی بخش غربی حوزة آبخیز دریاچه ارومیه

صفحه 315-328

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30020

مهدی تیموری، علی فتح‌زاده

چکیده برای بهره‌گیری از داده‌های جریان رودخانه در مدل سازی‌های هیدرولوژیک باید داده‌های مناسب، طولانی مدت و دارای شرایط ویژه مانند داده‌های فاقد روند، بدون جهش، تصادفی و نیز تعیین بهترین تابع توزیع در اختیار داشت. در این پژوهش به بررسی شرایط فوق در داده‌های متوسط سالانه جریان 10 ایستگاه هیدرومتری در استان آذربایجان غربی در بازه زمانی 31 ساله (1383-1353) پرداخته شده است. به این منظور برای بررسی روند از روش ناپارامتری ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون من‌کندال، در مورد تصادفی بودن داده‌ها از آزمون ناپارامتری ران آزمون، برای بررسی جهش از آزمون ناپارامتری بدون توزیع مجموع تراکمی و برای مطالعه بهترین تابع توزیع از آماره کلموگروف اسمیرنوف برای مقایسه توابع احتمالاتی مختلف استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که تمام ایستگاه‌ها دارای داده‌های تصادفی، بدون جهش و فاقد روند (بجز ایستگاه پل بهراملو) بودند. همچنین بیشتر آنها از تابع توزیع احتمالاتی گاما تبعیت می‌کنند.

بررسی کارایی روش‌های مختلف در بازسازی داده‌های هیدرومتری (بررسی موردی: حوزة آبخیز سفیدرود)

صفحه 329-340

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30021

حجت‌ا... جلیلیان، قباد رستمی‌زاد، صالح آرخی

چکیده متاسفانه در ایران به دلایل مختلف از قبیل خرابی دستگاه‌ها، عدم برداشت داده‌ها، سوانح طبیعی و... بعضی داده‌ها در ایستگاه‌های هیدرومتری ثبت نشده‌اند که موجب بروز نواقص آماری و ایجاد مشکلاتی در تجزیه و تحلیل ایجاد می‌کند. لذا ناگزیر باید این داده‌های گمشده به طریقی برآورد شوند. روش‌های مختلفی برای بازسازی داده‌های گمشده وجود دارند که هرکدام با دخالت دادن متغیرهای ویژه‌ای داده‌ها را برآورد می‌کنند. در این پژوهش از چهار روش رگرسیون تک متغیره، رگرسیون دو متغیره، لانگبین و توماس فیرینگ برای بازسازی داده‌های هیدرومتری شامل دبی ماهانه، دبی سالانه، رسوب و کیفیت آب بهره گرفته شده است. نتایج به‌دست آمده در این پژوهش نشان داد که بین روش‌های مختلف بازسازی دبی متوسط ماهانه در 17 ایستگاه مطالعاتی، از 192 مورد بازسازی، روش لانگبین با 66 مورد (33%) و روش رگرسیون دو متغیره با 52 مورد (27%) بهترین روش‌های بازسازی دبی متوسط ماهانه می‌باشند، و روش رگرسیون دو متغیره از بین 17 ایستگاه در 8 ایستگاه بهترین جواب را داده است و برای برآورد دبی متوسط سالانه مناسب می‌باشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که از رابطه بین دبی- رسوب و دبی- کیفیت آب برای بازسازی این داده‌ها با استفاده از روش‌های بکارگرفته شده در این پژوهش نمی‌توان استفاده کرد.

پیش‌بینی سیل با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون چندمتغیره غیرخطی (مطالعه موردی: طالقان)

صفحه 341-349

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30022

مریم خسروی، علی سلاجقه، محمد مهدوی، محسن محسنی ساروی

چکیده با توجه به کمبود ایستگاه‌های اندازه‌گیری در کشور، لزوم استفاده از مدل‌های تجربی برآورد دبی‌ حداکثر لحظه‌ای بسیار ضروری است. در این پژوهش از دو مدل شبکه عصبی و رگرسیون چندمتغیره غیرخطی برای پیش‌بینی دبی اوج در حوزة آبخیز طالقان استفاده گردید. با استفاده از آمار دبی‌های متوسط حداکثر روزانه و بارش‌های متناظر، یک روز قبل و پنج روز قبل و مجموع بارندگی پنج روزه و همچنین دمای میانگین ماهانه در واحدهای هیدرولوژیک گته‌ده، مهران، علیزان، جوستان و گلینک (به ترتیب از قسمت سراب به سمت پایاب) استخراج و به عنوان ورودی وارد مدل شبکه عصبی شدند. نوع شبکه مورد استفاده شبکه عصبی پیشخور با یک لایه مخفی با الگوریتم پس‌انتشار بود که با استفاده از داده‌ها مذکور، مدل طی سه مرحله آموزش، اعتبارسنجی و آزمون شد. دبی‌های اوج مشاهده‌ای و پیش‌بینی شده در هر دو مدل بر اساس معیار ارزیابی RMSE و r مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان دهندة عملکرد بهتر شبکه عصبی نسبت به رگرسیون چندمتغیره غیرخطی است.

تأثیر تغییر ارتفاع پرواز و قدرت تفکیک مکانی عکس های هوایی در برآورد درصد تاج پوشش مراتع بوته زار

صفحه 351-359

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30023

ملوک رویان، عادل سپهری، عبدالرسول سلمان ماهینی

چکیده ابزار عکس‌های هوایی به همراه فن‌آوری سنجش از دور و با فراهم کردن تصاویر کوچک مقیاس برای کسب اطلاعات کلی از مراتع مفید می‌باشند، اما برای دستیابی به اطلاعات جزیی‌تر در حد سانتی‌متر و کمتر، در زمینه برآورد درصد تاج‌پوشش‌ گیاهی، نیاز به تصاویر با مقیاس بزرگتر است. اگرچه ماهواره‌هایی با توان تفکیک بالاتر همانند ماهواره‌های Geo eye، 1Worldview و2Worldview تصاویر بزرگ مقیاس از سطح زمین ارائه می‌دهند اما هنوز لازم است از روش‌های ساده‌تر و کم هزینه‌تری همچون هواپیماهای سبک کوتاه‌برد، کایت، گلایدر و بالون برای انجام این امر استفاده شوند از این رو لازم است جزئیات فنی کاربرد استفاده از آنها مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش برای تعیین ارتفاع مناسب پرواز بالون و تهیه عکس‌های بزرگ مقیاس به منظور اندازه‌گیری درصد تاج‌پوشش گیاهی در مراتع دشتی اینچه‌برون انجام شد. درصد تاج‌پوشش گیاهی بوته‌ای توسط برداشت میدانی در واحدهای نمونه‌برداری برآورد شد. با ارسال بالون در ارتفاعات 5، 10، 25، 50 و 100 متر و بالاتر عکس‌های هوایی از محدوده مورد مطالعه تهیه شد. درصد تاج‌پوشش گیاهی بوته‌ای به‌وسیلة رقومی کردن بوته‌ها در واحدهای نمونه‌برداری در هر عکس در هر یک از ارتفاع‌های مذکور، تعیین شد و به‌وسیلة آزمون تجزیه واریانس نتایج اندازه‌گیری زمینی درصد تاج پوشش با نتایج برآورد درصد تاج‌پوشش در هر یک از عکس‌های گرفته شده مقایسه گردید. نتایج نشان داد بین درصد تاج‌پوشش برآورد شده بر روی زمین و درصد تاج‌پوشش حاصل از تصاویر تا ارتفاع 100 متر اختلاف معنی‌دار وجود ندارد و می‌توان به‌وسیلة عکس‌های تهیه شده در ارتفاعات مختلف با استفاده از بالون برآورد نااریبی از درصد تاج‌پوشش بوته‌زارها با دقت و صحتی معادل برآورد زمینی اما در وسعت بیشتر و در زمان کمتر به دست آورد. از این رو، ارتفاع پرواز 100 متر با توجه به دقت برآورد تاج‌پوشش گیاهی و میدان دید وسیع برای عکس‌برداری از مراتع بوته‌زار برای برآورد تاج‌پوشش گیاهی مناسب تشخیص داده شد. به‌نظر می‌رسد افزایش توان تفکیک مکانی دوربین مورد استفاده می‌تواند حداکثر ارتفاع مناسب برای برآورد درصد تاج پوشش گیاهی را افزایش دهد.

طبقه‌بندی و رسته‌بندی پوشش گیاهی مراتع مناطق خشک و نیمه‌خشک (بررسی موردی: مراتع منطقة نیر استان یزد)

صفحه 361-378

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30024

محمدعلی زارع‌چاهوکی، مسعود یوسفی، محمد جعفری، حسین آذرنیوند، مرجان شفیع‌زاده نصرآبادی

چکیده در این پژوهش برای بررسی تغییرات پوشش گیاهی در ارتباط با متغیرها محیطی از روش‌های طبقه‌بندی و رسته‌بندی استفاده شد. بدین منظور، اطلاعات پوشش گیاهی و متغیرها رویشگاهی از قبیل پستی و بلندی، اقلیم، خاک و شدت چرای دام در مراتع نیر استان یزد جمع‌آوری شد. نمونه‌برداری از پوشش گیاهی به روش نظام مند (تصادفی-سیستماتیک) از طریق قطعه (پلات)‌گذاری در امتداد 3 تا 5 نوار (ترانسکت) 500-300 متری انجام شد. سطح قطعه‌ها به روش سطح حداقل بین 2 تا 100 متر مربع و تعداد آنها با توجه به تغییرات پوشش گیاهی، 30-50 قطعه تعیین گردید. در ابتدا و انتهای هر نوار یک پروفیل حفر و از دو عمق 30-0 و 80-30 سانتی‌متر نمونه خاک برداشت شد. ویژگی های خاک مانند سنگریزه، بافت، رطوبت اشباع، رطوبت قابل دسترس، آهک، گچ، ماده آلی، اسیدیته و هدایت الکتریکی اندازه‌گیری شدند. برای طبقه‌بندی پوشش گیاهی از روش TWINSPAN و برای رسته‌بندی از روش‌های PCA و CCA استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد که از بین متغیرهای مورد بررسی، ویژگی‌های بافت، هدایت الکتریکی رطوبت قابل دسترس خاک از مهمترین متغیرها تأثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی منطقه هستند.

ارزیابی تجدیدپذیری و تغییر حجم آبخوان به کمک تحلیل فرایندهای هیدرولوژیک، هیدروژئولوژیک و ردیاب های شیمیایی (بررسی موردی: حوزة آبخیز هشتگرد)

صفحه 379-393

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30025

فرود شریفی

چکیده در این پژوهش با ارزیابی و تحلیل ارتباط فرایندهای هیدرولوژی و هیدروژئولوژی، مقدار تغذیه و تخلیه سفره آب زیرزمینی و زمان تجدیدپذیری آب آبخوان در حوضه هشتگرد بررسی شده است. ابتدا، محدوده سفره، به کمک مورفولوژی دشت و اطلاعات چاه‌های موجود تعیین و سپس بررسی هیدروژئوشیمیایی شامل نمونه‌برداری و تحلیل صورت گرفت. در این پژوهش، در کل از تجزیه شیمیایی کامل تعداد 291 نمونه استفاده شده است. از این تعداد 195 نمونه از آب و خاک محیط غیراشباع در عمق 30 تا 90 متر ( نمونه‌گیری در هر مترعمق)، 10 نمونه از بارش، پنج نمونه از آب قنات، 21 نمونه از آب چاه‌های دشت و 60 نمونه از آب 6 رودخانه برداشت شده است. بر پایه داده‌های بیلان آبی، متوسط تغذیه سالانه آبخوان حدود 245 میلیون متر مکعب و متوسط افت سطح آب زیرزمینی در یک دوره 7 ساله حدود37/0 متردر سال می‌باشد که نشانه استفاده بیشتر از ظرفیت تجدیدپذیری آبخوان است. با توجه به نتایج این پژوهش، مقدار تغذیه طبیعی سفره از طریق بارش مستقیم حدود 3 درصد مقدار بارش می‌باشد. سهم تغدیه طبیعی بارش در محدوده آبخوان حدود 2 درصد از کل تغذیه راشامل می شود. در یک منطقه 752کیلومتر مربعی تغذیه از3/2 تا 1/15 میلی‌متر درسال در تغییر بوده و زمان لازم برای رسیدن تغذیه طبیعی ناشی از بارش به سطح سفره در جنوب آبخوان با ضخامت آبرفت 30 متر حدود 1200 سال، ودر منطقه شمالی آبخوان با عمق آبرفت 90 متر حدود 11000 سال بدست آمده است. از طرف دیگر، تغذیه متمرکز از طریق منافذ، درز و شکاف‌های ستون آبرفت با قابلیت آبگذری 2500 متر مربع در روز در شمال آبخوان و 300 متر مربع در روز در جنوب آن دارای زمان تجدیدپذیری بالقوه 92/2سال است، که نشاندهنده نقش مهم مقدار و سرعت تجدیدپذیری تغذیه متمرکز سفره آب زیرزمینی می‌باشد. بررسی‌ها روی تغذیه در سایر نقاط جهان حاکی از این است که تغذیه مستقیم از طریق بارش از صفر تا حدود 40% حجم متوسط بارش را شامل می شود. پژوهش حاضر نشان داد که در این منطقه نزدیک به98% از تغذیه آبخوان به صورت تغذیه متمرکز یا خطی صورت می‌گیرد و با سرعت تجدیدپذیری حدود سه سال به سطح سفره می‌رسد. با این وجود باید مدیریت آبخوان و نقش مهم تغذیه متمرکز و واداری (از محل شکستگی‌ها، منافذ، درز و شکاف‌های ستون آبرفت به صورت جریان اشباع و یا نزدیک به آن) از طریق اقدامات آبخیزداری، پخش سیلاب و تقویت پوشش گیاهی بیشتر مورد توجه قرار‌گیرد.

پهنه‌بندی پتانسیل خطر زمین لغزش به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و رگرسیون چند متغیره (MR) (مطالعه موردی: سراب حوضه کارون شمالی)

صفحه 395-409

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30026

کورش شیرانی، محمدرضا حاجی هاشمی جزی، سیدعلی نیک‌نژاد، سلیمان رخشا

چکیده در حوزه‌های آبخیز غربی و جنوبی استان اصفهان، ترکیب عوامل طبیعی و انسانی موجب وقوع خسارت‌های زیاد ناشی از زمین لغزش‌ها شده است. یکی از راهکارهای مهم برای کاهش خسارت های ناشی از وقوع زمین لغزش‌ها، دوری جستن از این مناطق است. به‌این منظور باید نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش دقیقی برای این مناطق تهیه شود. برای انجام این پژوهش در آغاز به‌وسیله عکس‌های هوایی، نقشه‌های زمین شناسی موجود و بررسی‌های میدانی نقشه پراکنش زمین لغزش‌ها در حوضه رودخانه ماربر از زیر‌حوضه‌های بالا دست رودخانه کارون با وسعت 800 کیلومتر مربع تهیه شد. سپس ? عامل سنگ شناسی، شیب، کاربری اراضی، بارش، پوشش گیاهی، جهت شیب، و عناصر خطی جاده، گسل و آبراهه درقالب 54 متغیر مورد بررسی قرار گرفت. برای بیشتر کردن دقت، سرعت و سهولت تحلیل از سیستم اطلاعات جغرافیایی در نرم افزار ArcGIS استفاده شد. از هم‌پوشانی نقشه‌های مذکور، 27466 واحد همگن حاصل شد که پایه اعمال روابط حاصل از دو روش تحلیل رگرسیونی چند‌متغیره (MR) و سلسله مراتبی (AHP) از مدل‌های تصمیم‌گیری چند معیاری (MADM) شد. تجزیه و تحلیل نتایج به‌دست آمده نشان داد، هر دو روش، دارای دقت یکسانی در جداسازی پهنه‌های (رده‌های) خطر با شاخص زمین لغزش مشخص می‌باشند. اما روش سلسله مراتبی مبتنی بر دادهای رگرسیونی، بر پایه شاخص مجموع کیفیت که به‌عنوان شاخص صحت از آن یاد می‌گردد، دارای مطلوبیت بیشتری می‌باشد. این مسئله ناشی از بکارگیری تمامی متغیرهای (54 متغیر) ناشی از عملکرد ذاتی و همزمان تمامی پدیده‌های طبیعی و دخیل در رخ‌داد زمین‌لغزش می‌باشد. براساس روش آماری چند متغیره، فقط 30 متغیر از مجموع 54 متغیر در سطح 95% و 99% معنی دار بوده و مابقی اختلاف معنی داری ندارند. ضریب r برای معادله رگرسیون 57% به دست آمد که کاملاً قابل قبول می‌باشد

بررسی توان جابجایی ماسه‌های بادی در دشت کاشان

صفحه 411-422

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30027

طیبه مصباح‌زاده، حسن احمدی

چکیده تحرک تپه‌های ماسه‌ای یکی از مشکلات جدی در مناطق خشک است. رژیم باد، فراوانی، جهت وزش و سرعت باد می‌تواند از عوامل موثر در شکل‌گیری تپه‌های ماسه‌ای باشد. مقدار انرژی باد و تغییر آن در جهت‌های مختلف (رژیم بادی) تأثیر زیادی روی مرفولوژی، نگهداری و تغییر شکل رخساره‌های فرسایش بادی دارد. در این پژوهش با تجزیه و تحلیل آماری داده‌های بادسنجی در منطقه کاشان، نقش رژیم بادی در حجم و جهت انتقال رسوبات مورد بررسی قرار گرفت. مقدار پتانسیل حمل ماسه در منطقه کاشان حدود 8/100 واحد برداری است که بر پایه طبقه‌بندی فرای‌برگر و دین (1979) از نظر قدرت فرسایشی باد در کلاس کم قرار می‌گیرد و دبی حمل ماسه براساس معادله لتو– لتو (1978) برابر 358/2 مترمکعب بر متر بر سال(m3/m.year) می‌باشد، الگوی وزش باد در بهار از سمت غرب می‌باشد که متفاوت با فصل‌های دیگر است و همچنین بیشترین درصد فراوانی بادهای بیشتر از سرعت آستانه فرسایش در این فصل مشاهده شد. مقدارشاخص همگنی (UD)1 برای این منطقه 64/0می‌باشد که زمینه را برای ایجاد تپه‌های عرضی (بارخانوئیدی) فراهم کرده است.

توانایی داده‌های دبی جریان و رسوب معلق در برآورد غلظت فسفر (بررسی موردی: حوزة آبخیز کجور)

صفحه 423-432

https://doi.org/10.22059/jrwm.2012.30028

حمزه نور، سیدخلاق میرنیا، ملیحه سادات ظریف‌معظم

چکیده گروهی از آلاینده‌ها متصل به ذرات خاک می‌باشند، در این حالت انتقال و سرنوشت این مواد در محیط زیست توسط فرآیند فرسایش خاک تعیین می‌گردد. مغذی شدن، کاهش اکسیژن و بالا رفتن غلظت عناصر غذایی (فسفر و نیتروژن) مخازن، کانال‌ها و سایر منابع آب از مهمترین عواقب آلودگی آب‌ها می‌باشند. فسفر از یک سو جزء عناصر حیاتی در رشد و نمو جانداران بوده و از سوی دیگر از عوامل مهم در آلودگی منابع آب و مغذی شدن آنها به‌شمار می‌آید. وارد شدن مقدار زیادی فسفر به رودخانه طی بارندگی بر کیفیت منابع آب پایین دست اثر سویی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی هدررفت فسفر و برآورد غلظت لحظه‌ای این عنصر به‌وسیله داده‌های دبی و غلظت رسوب در حوزه آبخیز کجور واقع در استان مازندران انجام شده است. حداقل و حداکثر غلظت فسفر در این پژوهش به‌ترتیب 26/0 و 64/1860 گرم در لیتر اندازه گیری شد. نتایج همچنین نشان داد که برآورد مقدار غلظت فسفر به‌وسیله مقدار دبی امکان‌پذیر نبود در حالی که با داشتن غلظت رسوب معلق می‌توان با ضریب همبستگی و خطای تخمین به ترتیب 94 و 23 درصد مقدار فسفر همراه رسوبات را به‌دست آورد. نتایج پژوهش حاضر به‌روشنی گواهی بر توانایی مناسب روابط به دست آمده در برآورد غلظت فسفر در حوزه آبخیز مذکور و سایر مناطق با شرایط مشابه به‌منظور ارتقاء برنامه‌ریزی‌های حفاظت آب و خاک می‌باشد

نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)
نشریه مرتع و آبخیزداری (مجله منابع طبیعی ایران)