نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 77، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 403-543 

تحلیل منطقه ای خشکسالی هیدرولوژیک حوزه آبخیز هلیل رود با استفاده از شاخص جریان پایه

صفحه 403-418

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.371670.1745

مریم دایمی، امیر رضا کشتکار، سعید بازگیر، علی افضلی، امید کاوسی

چکیده وقوع خشک‌سالی به‌‌عنوان یکی از پدیده‌‌های محیطی و بخش جدایی‌‌ناپذیری از تغییرات اقلیمی و مخاطرات طبیعی است که می‌تواند در هر سرزمینی رخ دهد. خشک‌سالی هیدرولوژیک به منظور نمایش کاهش جریان‌های سطحی و افت سطح مخازن آب زیرزمینی، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها به کار می‌رود. تحقیق حاضر به منظور تعیین مقادیر شاخص جریان پایه و بررسی کارایی آن در تعیین نوع رژیم جریان و تحلیل منطقه‌ای خشک‌سالی هیدرولوژیک در حوزه آبخیز هلیل‌رود انجام شده است. بدین منظور ابتدا سه منطقه همگن خشک‌سالی هیدرولوژیک بر پایه سطح آستانه و تحلیل خوشه‌ای تعیین و سپس شاخص جریان پایه در مقیاس روزانه با استفاده از داده‌های روزانه دبی در 10 ایستگاه هیدرومتری در مناطق همگن محاسبه شد. نتایج نشان داد میانگین منطقه‌ای شاخص جریان پایه سالانه، با میزان 38/0 با مقدار انحراف معیار 193/0 در دوره آماری بلند مدت ثابت بوده و محدوده شاخص جریان پایه 29/0 – 12/0 می‌باشد. بر پایه صدک‌های 70، 80 و 90 نیز رژیم جریان رودخانه به چهار طبقه تقسیم گردید که مشخص گردید، 100 درصد زیرحوزه‌های آبخیز منطقه مطالعاتی دارای رژیم ناپایدار بودند. همچنین نتایج پهنه‌بندی خشک‌سالی نشان داد که در سطح آستانه 70 جنوب شرقی منطقه در محدوده ایستگاه هیدرومتری دهرود و در سطوح 80 و 90، شمال غربی منطقه در محدوده ایستگاه‌های بافت و چشمه‌عروس خشک‌سالی هیدرولوژیک رخ داده است. نتایج تحقیق حاضر می‌تواند در ارزیابی تغذیه آب زیرزمینی، سیستم‌های تامین آب، مدیریت آبیاری، پایش خشک‌سالی هیدرولوژیک و ارائه مدل‌های منطقه-ای در برآورد ذخیره منابع آب در مناطق فاقد آمار مورد استفاده قرار گیرد.

ارزیابی دقت شاخص‌های عددی تنوع زیستی براساس ویژگی‌های کمی پوشش گیاهی در مراتع منطقه حفاظت شده درمیان-سربیشه، خراسان جنوبی

صفحه 419-432

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.373062.1749

مسلم رستم پور

چکیده مطالعه تنوع زیستی پیش نیاز مدیریت پایدار اکوسیستم‌های مرتعی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه معیارهای گیاهی اندازه-گیری شاخص‌های عددی غنا، تنوع و یکنواختی گونه‌ای از لحاظ دقت در مراتع درمنه‌زار منطقه حفاظت شده درمیان-سربیشه، خراسان جنوبی است. ویژگی‌های کمی نظیر درصد پوشش تاجی (غلبه گونه‌ای)، تراکم، فراوانی و وفور گونه‌ای مطلق و نسبی در هر تیپ گیاهی اندازه‌گیری و با روابط مختلف مقادیر ارزش اهمیت نسبی گونه‌ای (IVI) تعیین شد. به منظور انتخاب بهترین روش محاسبه IVI، از لحاظ دقت، از آمار توصیفی استفاده شد. بدین منظور سه گونه Artemisia aucheri Boiss، Cousinia eryngioides Boiss. و Eryngium bungei Boiss. که در تمامی رویشگاه‌ها حضور داشتند انتخاب شدند و شاخص‌های آماری از قبیل خطای استاندارد میانگین (SEM) و ضریب تغییرات (CV) محاسبه شدند. همچنین به منظور بررسی اثر معیارهای پوشش گیاهی بر شاخص‌های تنوع زیستی، از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که اثر معیارهای کمّی پوشش گیاهی بر کلیه شاخص‌های تنوع زیستی (بجز تعداد گونه) معنی‌دار شد. مقدار شاخص‌های تنوع براساس معیارهای مختلف، متفاوت بوده، به طوری که مقدار تنوع براساس پوشش، کمترین و بر اساس وفور و فراوانی گونه‌ای، بیشترین بود. شاخص IVI3 (وفور نسبی+فراوانی نسبی) کمترین SEM و CV (به ترتیب 30/7 و 37/23 درصد) را دارد، از این‌رو از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج بیانگر آن است که کلیه شاخص‌های تنوع زیستی براساس IVI از دقت بالاتری برخودار هستند، از این‌رو توصیه می‌شود برای محاسبه شاخص‌های تنوع زیستی، بجای استفاده از تراکم، درصد پوشش و تولید، از معیار IVI استفاده شود.

مقایسه اثر حذف چرای دام بر خاک (بانک بذر، ویژگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی) در دو منطقه شور و غیر شور

صفحه 433-448

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.373555.1754

شادی هژیر، رضا عرفانزاده، حسن قلیچ نیا، بهار رضوی، پیتر تروک

چکیده این پژوهش با هدف مقایسه اثر چرای دام بر بانک بذر و برخی از ویژگی‌های خاک در دو منطقه شور و غیر شور انجام گرفت. بدین منظور دو رویشگاه با درجه شوری متفاوت در استان گلستان انتخاب شد. در هر رویشگاه، دو سایت قرق (20 ساله) و چرا انتخاب و در هر سایت، 15 پلات 1مترمربعی مستقر گردید. نمونه‌های خاک از داخل پلات‌ها به وسیله اوگر در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتی‌متر برداشت شد. شرایط محیطی پرتنش حاکم در رویشگاه شور باعث گردید، هیچ بذری از خاک این رویشگاه شور در گلخانه جوانه نزند. در رویشگاه غیر شور حذف چرای دام باعث افزایش معنی‌دار تراکم بانک بذر خاک شد. بالاترین تراکم، تنوع و غنا بانک بذر به ترتیب 50/1389 (مترمربع)، 24/1 و 2/5 در سایت قرق و در عمق 0-5 سانتی‌متری و کمترین مقدار به ترتیب 26/173 (مترمربع)، 29/0 و 46/1 در منطقه تحت چرا و در عمق 5-10 سانتی‌متری ثبت شد. اگر چه ویژگی‌های خاک از قبیل ماده آلی و نیتروژن تحت تاثیر معنی‌دار حذف چرای دام در منطقه غیر شور قرار نگرفت، برهم‌خوردگی خاک در سایت چرا شده احتمالا منجر به افزایش دمای سطح خاک و افزایش معنی‌دار تنفس برانگیخته در این منطقه گردید و همچنین از فعالیت آنزیم اوره آز کاسته شد. در منطقه شور، حذف چرای دام باعث شد ویژگی‌های خاک پاسخ‌های متفاوتی از خود نشان دهند. در سایت قرق اسیدیته و تنفس پایه به صورت معنی‌داری کاهش یافت.

پژوهشی در مردم‌نگاری درمانهای سنتی، موردمطالعه: نظام‌های بهره‌برداری متکی بر مرتع و جنگل .

صفحه 449-469

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.375095.1756

مایده امیدی نوبیجار، حسین بارانی، محمد رحیم فروزه، احمد عابدی سروستانی

چکیده از گذشته‌های دور انسان‌ها برای سلامت جسمی و روحی خود به گیاهان و حیوانات وابسته بوده‌ و به‌تدریج در این مسیر دانش ارزشمندی را به وجود آورده‌اند. امروزه افزایش عوارض استفاده از داروهای شیمیایی، نیاز مبرم به مطالعات پایه برای بررسی ترکیبات جدید را ضروری می‌نماید و همچنین با خطر زوال دانش بومی، اهمیت مستندسازی آن بیش‌ازپیش پررنگ شده است. هدف این پژوهش ثبت دانش دامداران آشنا با درمان‌های سنتی متکی بر طبیعت بود که با کمک روش مردم‌نگاری در قالب مشاهده‌ی مستقیم، مشارکتی و مصاحبه‌ی نیمه‌ساختارمند در جامعه‌ی روستایی و عشایری شرق استان گیلان انجام شد. نتایج در چهار بخش گیاهان دارویی و خوراکی، تولیدات حیوانی، مواد معدنی و سایر تدابیر طبقه‌بندی شد. دامداران این منطقه از 52 گیاهان دارویی موجود در دشت و کوهستان که متعلق به 28 خانواده است برای درمان انواع بیماری‌های گوارشی، تنفسی، عفونی، کلیوی‌، قلبی، زخم‌ها و شکستگی‌ها بهره می‌برند. مهم‌ترین تولیدات حیوانی، شیر و فرآورده‌های آن برای بیماری‌های گوارشی و پوست و مو است و مواد معدنی مانند خاک کوهستان برای درمان بیماری‌های کلیوی و زخم‌ها استفاده می‌شود. تجزیه‌وتحلیل کمی اهمیت زیادی در مطالعات درمان‌های سنتی دارد و کشف ترکیبات فعال زیستی ناشناخته را در آزمایش‌های بالینی توصیه می‌کند. شـناخت و مستندسازی روش‌های درمانی بومی و انتقال آن به نسل‌های بعـدی باعث افزایش مرجعیت علمی، ثبت میراث غنی پزشکی و یک منبع درمانی سودمند است.

بکارگیری برنامه تریگرز در تحلیل استعداد وقوع زمین‌لغزش (مطالعه موردی: حوزه آبخیز چاکرود گیلان)

صفحه 471-489

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.377135.1767

محمدرضا مهرپویا

چکیده زمین‌لغزش‌ها یکی از مخرب‌ترین نوع حرکات دامنه‌ای هستند که در این پژوهش به بررسی استعداد وقوع آن‌ها در حوزه آبخیز چاکرود شهرستان سیاهکل استان گیلان با استفاده از برنامه تریگرز (TRIGRS) پرداخته شده است. این برنامه قادر است مناطق مستعد بروز زمین‌لغزش‌های کم‌عمق ناشی از بارندگی و اثر بارندگی و رواناب بر پایداری دامنه را مورد بررسی قرار ‌دهد. در پژوهش حاضر، ابتدا نقشه‌های موردنیاز برنامه، شامل مدل ارتفاع رقومی، شیب توپوگرافی، جهت جریان رواناب سطحی، خصوصیات زمین‌شناسی مهندسی و تیپ خاک، ضخامت خاک، عمق سطح آب زیرزمینی و داده‌های بارش تهیه شد. در ادامه در سیستم اطلاعات جغرافیایی نقشه‌های تولید شده به‌صورت رستر، به فایل‌های متنی مورد استفاده در برنامه تریگرز تبدیل شده است. با اجرای برنامه، برای هر سلول حداقل ضریب ایمنی پایداری، عمق لغزش و فشار آب منفذی در آن عمق محاسبه شده و به‌صورت فایل متنی ارائه می‌گردد که مجدداً با استفاده از نرم‌افزار GIS این فایل متنی به نقشه رستری تبدیل می‌شود؛ این نقشه توزیع مکانی حداقل ضریب اطمینان و پهنه‌بندی پتانسیل وقوع زمین‌لغزش برای حوضه موردمطالعه می‌باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که این برنامه با دقت بالایی مناطق مستعد وقوع زمین‌لغزش را پس از مدل‌سازی نفوذ و مسیریابی رواناب پیش‌بینی کرده است. این مناطق 37/1395 هکتار معادل 9/8 درصد از مساحت حوزه آبخیز را شامل می‌شود و بر قسمت‌هایی از زون 2، متشکل از خاک‌های با شیل زیاد و حاوی کانی‌های رسی فراوان و زون 3 شامل خاک‌ها و رسوبات لغزشی که در دامنه‌های پرشیب و با ضخامت زیاد خاک است، منطبق می‌باشد.

ارزشگذاری مکانی رویشگاه‌های گیاهان دارویی مرتعی و آشکارسازی کانون‌های داغ کیفیت رویشگاه ‏در استان کرمان ‏

صفحه 491-505

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.377327.1768

ملیحه عرفانی، طاهره اردکانی، فاطمه جهانی شکیب

چکیده همواره برقراری موازنه بین حفاظت و بهره‌برداری از خدمات اکوسیستم یکی چالش‌های اساسی مدیریت سرزمین است. در این زمینه ‏تعیین کمیت خدمات ‏اکوسیستمی و ارزشگذاری آن جهت کاهش اثرات فعالیت‌های انسانی می‌تواند راهگشا باشد. یکی از خدمات ‏ارزشمند اکوسیستمی که با فشار بالای ‏بهره‌برداری مواجه است، کیفیت رویشگاه است. در مطالعه حاضر جهت ارزشگذاری کیفیت ‏رویشگاه در استان کرمان، یکی از کارکردهای مصرفی آن که ‏تولید گیاهان دارویی است در نظر گرفته شد. روش به کار رفته جهت ‏مدل‌سازی ‏InVEST‏ بوده که ورودی‌های آن لایه‌های منابع تخریب، کاربری اراضی ‏و جداول منابع تهدید و حساسیت است و نقشه‌ ‏کیفیت رویشگاه به عنوان خروجی آن دارای ارزش‌هایی در دامنه‌ 0 تا 1 است. ارزشگذاری لایه خدمت ‏رویشگاه با توجه به قیمت ‏برداشت مجاز گیاهان دارویی مرتعی انجام شد. نتایج نشان داد که باارزشترین رویشگاه‌ها عمدتاً دارای پوشش اراضی مراتع ‏پرتراکم ‏است. کانون‌های داغ رویشگاهی استخراج شده با الگوریتم شکست طبیعی جنک نشان داد که مساحت آنها 3.358.768 هکتار بوده که ‏‏37 درصد از ‏اراضی مرتعی و یک درصد از مساحت کل استان را شامل می‌شود.‏ همچنین کانون‌های داغ با توجه به مقدار شاخص ‏جهانی ‏Moran‏ به طور معنی‌داری ‏دارای پراکنش خوشه‌ای هستند (‏z-score= 1328.83 , p-value=0.00‎‏). نتایج ارزشگذاری ‏نشان داد که ارزش کل مراتع استان بیش از 32 میلیارد تومان ‏است که سهم مراتع کم‌تراکم 12053925412 و مراتع پرتراکم ‏‏19948204105 تومان است. نتایج این مطالعه می‌تواند به عنوان یک ابزار پشتیبانی ‏تصمیم‌گیری موثر برای اولویت‌بندی مناطق برای ‏اقدامات حفاظتی و مدیریت در تمام استان استفاده شود.‏

مقایسه برخی صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک گیاه Salsola imbricata در روش کشت کپسولی با بسترهای هیدروژل، نانورس و باکتری و کشت متداول در خاک

صفحه 507-523

https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.379793.1777

پرویز علیزاده، علی طویلی، محمدعلی زارع چاهوکی، محمد جعفری

چکیده در این پژوهش پس از ساخت کپسول‌های کشت از صفحات مشبک زیست‌تخریب‌پذیر با بسترهای باکتری، هیدروژل و نانورس که از اختلاط باکتری، هیدروژل و نانورس و انتقال نشاهای تولید شده به کپسول‌ها به‌عنوان کشت کپسولی در مقایسه با گلدان‌های نایلونی مرسوم در کشت متداول که به‌عنوان شاهد بودند در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو عامل نوع کشت (کپسولی و متداول) و نوع کپسول (هیدروژل، باکتری و نانورس) در گلخانه دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش، بیانگر تأثیر معنی‌دار نوع کشت کپسولی هیدروژل بر تمامی صفات موفورلوژیک موردبررسی گیاه بود؛ به‌طوری‌که اندازه طول ساقه با افزایش6/42 درصد، قطر یقه 8/14 درصد و زیست‌توده خشک ریشه و اندام هوایی نیز به ترتیب با افزایش 2/7 و 7/23 درصد، بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. علاوه براین، در مورد برخی صفات فیزیولوژیک موردبررسی گیاه، میزان کلروفیل نیز تحت تأثیر نوع کشت کپسولی قرار گرفت و غلظت آن در کشت کپسولی هیدروژل، باکتری و نانورس به ترتیب افزایش 8/56، 1/32 و 9/36 درصدی را نشان دادند. همچنین، نتایج مقایسه میانگین‌ها نشان داد که غلظت پرولین در گیاهان رشد یافته در کپسول هیدروژل نسبت به کشت متداول 20/33 درصد کاهش یافت. این روند کاهش در محتوای قند محلول گیاهان رشد کرده در کپسول هیدروژل نسبت به کشت متداول 78/20 به دست آمد. به‌طور‌کلی نتایج این پژوهش بیانگر تفاوت نوع کشت موردبررسی بر صفات مرفولوژیک و فیزیولوژیک گونه Salsola imbricata به‌عنوان یک گیاه مطلوب به‌منظور احیای مراتع مناطق خشک بود و امکان استفاده از نوع کشت کپسولی به‌عنوان جایگزینی مناسب برای کشت معمولی گیاه در خاک را نشان داد.

بررسی مدل‌های هیبریدی جنکینز- کاتالیزور SARIMA- ACOR و SARIMA- PSO به‌منظور مدل‌سازی طوفان‌های گرد و غبار (مطالعه موردی: استان خوزستان)

صفحه 542-525

https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.386249.1791

محمد انصاری قوجقار، سوسن سلاجقه، پریا پورمحمد

چکیده این مطالعه با هدف مدل‌سازی طوفان‌های گرد و غبار با استفاده از مدل‌های هیبریدی جنکینز- کاتالیزور SARIMA- ACOR و SARIMA- PSO در استان خوزستان انجام شده است. بدین منظور از داده‌های ساعتی گرد و غبار و کد‌های سازمان جهانی هواشناسی در هفت ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان در طول دوره آماری 40 ساله استفاده شده است. به‌منظور ارزیابی دقیق‌تر و کاش خطاهای ممکن، در این پژوهش از ترکیب کاتالیزور (الگوریتم‌های بهینه‌سازی) کلونی مورچگان (ACOR) و ازدحام ذرات (PSO) با مدل باکس- جنکینز SARIMA استفاده شده است. در واقع از کاتالیزور‌ها به‌منظور آموزش‌مدل‌ها، انتخاب بهترین مقادیر برای پارامترها، تشخیص الگو و خوشه‌بندی، یادگیری تقویتی، پردازش تصویر، طراحی سیستم‌های هوشمند و بهینه‌سازی مدل‌های مولد استفاده می‌شود. به‌منظور انتخاب و تعیین بهترین مدل، معیار‌های نیکویی برازش شامل R، RMSE، MAE و NS مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش حاکی از عملکرد بهتر مدل هیبریدی جنکینز- کاتالیزور SARIMA- ACOR با اختلاف، نسبت به مدل هیبریدی SARIMA- PSO و همچنین مدل انفرادی SARIMA بود. در این بین نیز، ترکیب‌های فصلی یک و دو بیشترین عملکرد و دقت را نسبت به سایر ترکیب‌های فصلی داشتند. مدل بهتر مدل هیبریدی جنکینز- کاتالیزور SARIMA- ACOR با با ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE="0/219-0/198" )، ضریب همبستگی (R="0/891-0/859" )، میانگین قدرمطلق خطا (MAE="0/142-0/123" ) و ضریب نش- ساتکلیف (NS="0/881-0/862" ) بهترین عملکرد را نسبت به سایر مدل‌های استفاده‌شده برای پیش‌بینی شاخص FDSD نمایش داده است.

زمستان 1403، صفحه 403-543
پاییز 1403، صفحه 253-387
تابستان 1403، صفحه 121-251
بهار 1403، صفحه 1-120