نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 75، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 316-502 

تحلیل پویایی سرمایۀ اجتماعی در توسعه و توانمندسازی جوامع محلی در مناطق خشک؛ کاربرد تحلیل شبکۀ اجتماعی

صفحه 333-345

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.351397.1685

الهام اکبری، لیلا عوض پور

چکیده در دو دهۀ اخیر مفهوم سرمایۀ اجتماعی به واسطۀ ارتباطش با مؤلفه‌های بنیادین اجتماعی شامل آگاهی، مشارکت، اعتماد، انسجام و شبکۀ اجتماعی در راستای توسعۀ پایدار جوامع به‌ویژه جوامع محلی مورد تأکید قرار گرفته است؛ لذا برای رسیدن به توسعۀ پایدار محلی، برخورداری از سرمایۀ اجتماعی از ضروریات می‌باشد. با توجه به اهمیت این موضوع و با تکیه بر مشکلات و کمبودهای متعدد در روستاهای مناطق خشک و نیمه خشک، این مقاله به تحلیل پویایی سرمایه اجتماعی در راستای تحقق توسعۀ پایدار محلی در سه روستای گاوبنان، چاهان و چاه نصیر در شهرستان قلعه گنج در جنوب کرمان بر اساس روش تحلیل شبکه‌ اجتماعی در دو بازۀ زمانی قبل و بعد از اجرای طرح توان افزایی جوامع محلی پرداخته است. ابتدا با تکمیل پرسشنامه و مصاحبۀ مستقیم با ذی‌نفعان محلی (136 نفر از سرگروه‌های صندوق‌های اعتباری خرد روستایی)، داده‌های مورد نیاز با استفاده از روش سرشماری جمع‌آوری گردید. سپس سرمایۀ اجتماعی برون گروهی بر اساس پیوند‌های اعتماد و مشارکت با استفاده از شاخص‌های کمی سطح کلان شبکه (شاخص تراکم و E-I) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بیانگر افزایش شاخص‌ تراکم و تقویت روابط برون‌گروهی و پویایی مثبت سرمایۀ اجتماعی برون‌گروهی در مرحلۀ بعد از اجرای پروژه می‌باشد؛ اما مقدار این مؤلفۀ مهم و تأثیرگذار همچنان ضعیف ارزیابی می‌شود. بنابراین ضرورت دارد با فراهم نمودن بستر اعتمادسازی و تقویت روحیۀ مشارکت و همکاری جمعی در بین سرگروه‌های صندوق‌های اعتبارت خرد و افزایش روابط برون‌گروهی، سرمایۀ اجتماعی برون‌گروهی غنی در این جامعه محقق گردد.

مقایسه وضعیت و مدیریت مرتع قبل و بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک با فاکتور خاک روش چهار فاکتوری در مراتع پشتکوه مازندران

صفحه 347-361

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.312278.1544

رضاعلی دومهری وسطی کلایی، محمد جعفری، حسین ارزانی، سید اکبر جوادی، محمود عرب خدری

چکیده هدف این تحقیق، مقایسه وضعیت و مدیریت مرتع قبل و بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاک روش چهار فاکتوری به‌منظور تعیین مناسب‌ترین روش وضعیت مرتع بود. ارزیابی وضعیت مرتع برای هر دو حالت در مراتع پشتکوه مازندران انجام شد و سپس وضعیت، روش‌های مرتع‌داری و برنامه‌های مدیریتی و اصلاحی آن‌ها پیشنهاد و با یکدیگر مقایسه گردید. نتایج ارزیابی وضعیت مرتع قبل از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاک‌نشان داد که مراتع، وضعیت فقیروخیلی فقیر با گرایش منفی داشتند و روش مرتع‌داری مصنوعی و برنامه‌های اصلاح و احیایی، کپه کاری و بذرپاشی پیشنهاد گردید. نتایج ارزیابی وضعیت مرتع بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاک‌نشان داد که وضعیت مرتع، در کلاس متوسط و فقیر قرار گرفتند که به ترتیب روش مرتع‌داری طبیعی و مصنوعی برای آن‌ها پیشنهاد گردید. برای روش مرتع‌داری طبیعی، سیستم‌های چرائی تناوبی- تأخیری و تناوبی-استراحتی بر اساس امتیاز وضعیت متوسط مرتع پیشنهاد گردید و برنامه‌های اصلاحی روش مرتع‌داری مصنوعی تغییر نکرده است و همانند روش قبلی است. نتیجه مقایسه تجزیه‌وتحلیل آماری نشان داد که بین میانگین امتیاز فاکتور خاک قبل و بعد از جایگزینی در فاصله اطمینان 95درصد تفاوت معنی‌داری وجود داشت اما بین میانگین امتیاز وضعیت مرتع، تفاوت معنی‌داری وجود نداشت که علت آن شاید ثابت بودن امتیاز سایر فاکتورهای روش چهار فاکتوری بوده باشد. این روش می‌تواند به‌عنوان یک روش مبتنی بر ارزیابی کمی-کیفی برای شناخت ویژگی‌های عملکردی و ساختاری اکوسیستم‌ها استفاده شود.

مدل‌سازی پراکنش رویشگاه گونة گیاهی Agropyron intermedium با روش آنتروپی حداکثر (مطالعه موردی: مراتع طالقان میانی)

صفحه 363-376

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.305516.1515

محبوبه عباسی، محمدعلی زارع چاهوکی، حسین باقری

چکیده اهداف اصلی این پژوهش تهیه نقشه پیش‌بینی رویشگاه بالقوه گونه Agropyron intermedium، با استفاده از مدل Maxent، یافتن عوامل مهم تأثیرگذار در استقرار و توزیع این گونه و گرایش ترجیحی گونة مورد نظر نسبت به عوامل محیطی بوده است. برای این منظور، اطلاعات وضعیت سایت شامل توپوگرافی، آب و هوا، زمین شناسی و خاک، تصاویر ماهواره‌ای، مدل ارتفاع دیجیتال(DEM) ، نقشه زمین شناسی و داده‌های اقلیمی (از ایستگاه‌های مرتبط) تهیه شدند. بعد از این مرحله، نمونه‌برداری از خاک و پوشش گیاهی انجام شد و نمونه‌های خاک به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه نمونه‌های خاک شامل آهک، ماده آلی، بافت خاک، اسیدیته، هدایت الکتریکی و درصد سنگ و سنگریزه اندازه‌گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نقشه متغیرهای محیطی از روش‌های زمین‌آمار و برای ارائه نقشه پیش‌بینی از مدل Maxent استفاده شد. مقدار ضریب کاپا حاکی از آن است که مدل Maxent رویشگاه گونة A. intermedium را در سطح بسیارخوب (85/0=kappa) پیش‌بینی کرده است. همچنین دقت طبقه بندی نقشه‌های زیستگاه پیش بینی شده در مدل Maxent با توجه به تحلیل منطقه زیر منحنی ( 771/0= AUC) قابل قبول است. نتایج نشان داد که متغیرهای توپوگرافی و رس خاک در حضور و پراکنش گونه A. intermedium بیشترین تأثیر را دارد و افزایش آهک و هدایتت الکتریکی تأثیر منفی بر حضور این گونه دارد.

مقایسه ترکیب شیمیایی برگ هشت گونه‌ درختی و درختچه‌ای جهت تغذیه دام (مطالعه موردی: دامسراهای اطراف روستای جواهرده رامسر)

صفحه 377-392

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.308538.1529

سمیرا عمویی، محمدرضا طاطیان، قدرت اله حیدری

چکیده این تحقیق به بررسی عوامل موثر در استفاده بهره‌برداران مرتعی از 4 گونه‌ درختی شامل: Acer velutinum ، Quercus castaneifolia ، Carpinus betulus، Diospyrus lotus و 4 گونه درختچه‌ای شامل: Mespilus germanica ، Prunus cerasifera ، Celtis australis، ALbizia julibrissin جهت تغذیه دام و تعیین ارزش غذایی آن‌ها در مرحله شروع رشد برگ‌ها در دامسراهای مناطق جنگلی اطراف روستای جواهرده در شهرستان رامسر استان مازندران می‌پردازد. جهت انجام نمونه‌برداری در مرحله رشد رویشی به صورت کاملا تصادفی اقدام به نمونه‌گیری شد. سپس برگ سبز پس از خشک‌شدن در هوای آزاد و سپس اندازه‌گیری وزن خشک جهت تعیین کیفیت علوفه شامل پارامترهای پروتئین خام ، فسفر ، ازت ، پتاسیم ، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی ، الیاف نامحلول در شوینده خنثی ، درصد ماده خشک ، انرژی متابولیسمی به آزمایشگاه منتقل گردید. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تجزیه و تحلیل داده‌های آزمایشگاهی با آنالیز واریانس و مقایسه میانگین‌ها و اطلاعات حاصل از پرسشنامه با استفاده از آزمون فریدمن در محیط نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که گونه شب خسب به دلیل مقدار انرژی متابولیسمی (25/11)، درصد هضم‌پذیری ماده خشک (97/77)، پروتئین خام (77/22)، چربی خام (26/5)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (44/52)، دارای کیفیت علوفه بالاتری نسبت به هفت گونه دیگر می‌باشد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که ارزش غذایی گونه شب خسب بالاتر بوده و همچنین بهره برداری از آن توسط دامدارن بیشتر بوده است، لذا اهمیت دانش بومی را در این زمینه نشان می دهد.

تعیین حداقل سطح اقتصادی مورد نیاز کشت گیاه گزروغنی در راستای برآورد منافع اقتصادی خانوار روستایی مناطق بیابانی (منطقه مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستان)

صفحه 393-408

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.323727.1590

قاسم قوهستانی، سلمان زارع، حامد رفیعی، سپیده رواسی زاده، اکبر ریاحی، فرهاد سرداری

چکیده پایین بودن سطح درآمد جوامع محلی یکی از عوامل تخریب اراضی طبیعی می‌باشد.اجرای طرح توسعه کشت گیاه گزروغنی در مناطق بیابانی جنوب ایران موجب توسعه اقتصادی آن می شود که در این تحقیق اقدام به ارزیابی مالی طرح کشت گیاه گزروغنی جهت برآورد حداقل سطح اقتصادی مورد نیاز هر خانوار روستایی شده است. داده‌های تحقیق از طرح توسعه گزروغنی تهیه شده توسط سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور استخراج گردید و تمام داده‌ها در سال پایه 1400 مورد محاسبه قرار گرفت. با توجه به محدود بودن زمین و نیاز به یک معیاری مناسب جهت مشارکت هر خانوار روستایی اقدام به تعیین حداقل سطح اقتصادی در هر کدام از مناطق اجرایی طرح گردید. تعیین حداقل سطح اقتصادی با استفاده از ارزیابی مالی طرح، شاخص‌های مالی ارزش حال خالص (NPV )، نسبت منفعت به هزینه ( BCR) ، نرخ بازده داخلی (IRR) و دوره بازگشت سرمایه (ROI) برای طول اجرای طرح 1400 الی 1420 مورد بررسی قرار گرفت. باتوجه به موقعیت و توپوگرافی منطقه به طور کلی شاخص‌های مالی نشان‌دهنده مناسب و سودده بودن طرح است. با در نظر گرفتن متوسط هزینه‌های هرخانوار روستای استان سیستان و بلوچستان در اجرای طرح حداق سطح اقتصادی در مناطق دشتی (0/8هکتار)، مناطق هموار (3/24 هکتار)، مناطق تراس شکل (4/48 هکتار)، مناطق تپه ماهور (11/08هکتار) و مناطق کوهستانی و صعب العبور (6/21 هکتار) برآورد گردیده است. حداقل سطح به دست آمده می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در راستای مدیریت اراضی بیابانی در مناطق مستعد کشت گیاه گزروغنی در اختیار تصمیم‌گیران قرار دهد.

پایش تغییرات زمانی و مکانی پوشش‌گیاهی و ارتباط آن با متغیرهای اقلیمی (مطالعه موردی: استان فارس)

صفحه 409-427

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.337022.1637

بهناز آصف جاه، یحیی اسماعیل پور، ام البنین بذرافشان، حسین زمانی

چکیده در دهه گذشته شاهد انقلابی بزرگ در پایش پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای بودیم که در نتیجه آن شاخص های کمی ‌پوشش گیاهی با یک پردازش‌گر حرفه‌ای در یک محیط توسعه تعاملی مبتنی بر وب در دسترس کاربران قرار گرفت. در این مطالعه با استفاده از تولیدات MOD13A1 و MOD13Q1 سنجنده مودیس روند تغییرات زمانی و مکانی شاخص‌های NDVI و EVI استان فارس در بازه زمانی 16 روزه از سال 2000 تا 2020 به صورت ماهیانه در سامانه گوگل ارث انجین کد نویسی و مورد پردازش قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد نمایه میانگین شاخص NDVI از حداقل میانگین0.11- تا حداکثر 0.495 و نمایه میانگین شاخص EVI عدد 0.1 می‌باشد. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق در تمامی سال‌ها از 2000 تا 2020 در ماه ژانویه مقادیر NDVI وEVI نسبت به ماه‌های دیگر دارای بیشترین مقدار بود بطوریکه در ژانویه 2019 و ژانویه 2020 بیشترین مقدارEVI به طورمیانگین 0.22 و مقدار NDVI 0.18 برآورد گردید. کمترین مقادیر میانگین ماهانه هر دوشاخص در سال‌های 2000 تا 2005 اتفاق افتاده که نشان می دهد در این سال‌ها پوشش‌گیاهی به شدت تخریب یافته است. نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین بارش و شاخص گیاهی NDVI مثبت و26/0 و ضریب همبستگی بین بارش و شاخص گیاهی EVI ،02/0 می‌باشد که نشان دهنده ارتباط مستقیم بین این دو متغییر بود. نتایج ضریب همبستگی دما و شاخص‌ پوشش گیاهی NDVI 33/0- و شاخص EVI ، 07/0- نشان داد که رابطه بین شاخص پوشش گیاهی و دما غیر مستقیم می باشد

مدل‌سازی فرونشست دشت ابرکوه با استفاده از روش تداخل‌سنجی راداری و هوش مصنوعی

صفحه 429-448

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.340930.1652

زهرا خسروانی، محمد اخوان قالیباف، مریم دهقانی، ولی درهمی، مصطفی بولکا

چکیده هدف از پژوهش حاضر، مدل‌سازی فرونشست دشت ابرکوه با استفاده از تکنیک تداخل‌سنجی راداری و هوش مصنوعی بود. در ابتدا با استفاده از 46 تصویر راداری Sentinel-1 بین سال‌های 2014 تا 2018 و تکنیک تداخل‌سنجی راداری نقشه فرونشست منطقه تهیه شد. در ادامه جهت مدل‌سازی فرونشست، از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی پیش‌رونده استفاده شد. در این الگوریتم از پنج پارامتر تغییرات سطح آب زیرزمینی (2018-2014)، سطح آب زیرزمینی، ضخامت آبخوان، ضخامت لایه رس در آبخوان و همچنین ضخامت لایه رس در محدوده تغییرات سطح آب زیرزمینی (2018-2014) به عنوان ورودی مدل و مقدار فرونشست حاصل از روش تداخل‌سنجی راداری به عنوان خروجی جهت آموزش مدل به شبکه معرفی شد. ورودی‌های مدل از مجموعه داده‌های اندازه‌گیری شده 34 چاه پیزومتری و 77 لاگ حفاری موجود در آرشیو آب منطقه‌ای استان یزد بدست آمد که پس از بررسی صحت داده‌های اخذ شده وآنالیزهای اولیه، پارامترهای پنجگانه با استفاده از میانیابی به روش کریجینگ، به کل منطقه تعمیم داده شد و لایه رستری آ‌‌‌ن‌ها تهیه گردید. نتایج روش تداخل‌سنجی راداری نشان داد که فرونشست در مناطقی از شرق، شمال شرق و شمال به ترتیب با نرخ متوسط فرونشست 6، 7/2 و 6/1 سانتی‌متر در سال بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داده است. همچنین جهت تایید صحت مدل، از معیارهای ارزیابی نظیر ناش– ساتکلیف(NS)، جذر میانگین مربعات خطا(RMSE)، میانگین خطای مطلق(MAE) و میانگین قدر مطلق خطای نسبی(MARE) استفاده گردید که به ترتیب مقادیر9524/0، 0018/0، 0012/0 و 1545/0 بدست آمد.

اندازه‌‌گیری و پایش پوشش گیاهی رویشگاه‌‌های شور حاشیه غربی دریاچه ارومیه

صفحه 449-470

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.341008.1653

جواد معتمدی

چکیده دستیابی به اطلاعات پایه‏‎ و بهنگام از اکوسیستم‌‌های مرتعی؛ نیازمند اندازه‏گیری مستمر و بلند مدت پوشش گیاهی است. با این هدف، طی سال‌‌های 1400-1397 در زمان مشخص، از پوشش گیاهی تیپ‌‌های گیاهی معرف رویشگاه‌‌های شور دریاچه ارومیه، شامل؛ Salicornia europaea، Halocnemum strobilaceum، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides- Salicornia europaea، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides و Atriplex verrucifera ، در سامان عرفی اوصالو، آماربرداری شد. در هر یک از تیپ‌‌های گیاهی، با در نظر گرفتن ابعاد و فضای بین لکه‌‌های ‌‌گیاهی، چهار ترانسکت 300 متری با آزیموت ‌‌یکسان، در امتداد گرادیان‌‌ شوری، با فاصله 50-25 متر از همدیگر، بکار برده شد. در روی هر ترانسکت، تعداد 10 پلات با فاصله 30 متر از همدیگر، مستقر شد. پلات‌‌گذاری، به‌‌نحوی انجام گردید که در عین یکسان بودن فواصل پلات‌ها، اصل تصادفی بودن نیز رعایت گردد. لذا نقطه شروع ترانسکت‌های مختلف، یکسان نبود. اندازه واحدهای نمونه‌‌برداری و ابعاد آنها؛ به‌‌لحاظ نحوه متفاوت پراکنش پوشش گیاهی تیپ‌‌های گیاهی، یکسان در نظر گرفته نشد. اندازه پلات برای تیپ‌‌‌های‌‌ گیاهی Salicornia europaea، Halocnemum strobilaceum، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides- Salicornia europaea، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides و Atriplex verrucifera ، به‌‌ترتیب؛ 5/0، 2، 5/0، 25/0 و 2 متر مربع در نظر گرفته شد. میانگین تولید علوفه رویشگاه مورد پژوهش، طی سال‌‌های 1397، 1398، 1399 و 1400به‌‌ترتیب؛ 6/404، 6/456، 6/478 و 2/338 کیلوگرم در هکتار و میانگین درصد پوشش تاجی، 4/48، 6/54، 8/58 و 0/41 درصد بود.

پیش‌بینی برخی از خصوصیات شیمیایی خاک مراتع تحت شرایط قرق و چرا شده با استفاده از سیستم استنتاج فازی- عصبی تطبیقی در مراتع قوشچی ارومیه

صفحه 471-484

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.342436.1658

مهشید سوری، علیرضا افتخاری، ژیلا قربانی، نادیا کمالی

چکیده خاک مهمترین جزء تشکیل‌دهنده زیست‌بوم‌های مرتعی بوده و به واسطه حفظ آن و خصوصیاتش می‌توان با سهولت بیشتری به احیاء پوشش گیاهی با صرف کمترین هزینه و زمان اقدام نموده و از کاهش توان تولید مراتع پیشگیری نمود. در تحقیق حاضر به بررسی میزان پتاسیم و فسفر موجود در خاک مراتع قوشچی ارومیه واقع در استان آذربایجان غربی از سال 1397 الی 1400 تحت تأثیر شرایط قرق و چرا شده پرداخته شد. به ‌علاوه، توسعه و ارزیابی مدل استنتاج فازی- عصبی تطبیقی (انفیس) به منظور پیش‌بینی میزان پتاسیم و فسفر خاک و مقایسه نتایج آن با مدل رگرسیونی ارائه گردید. برای ارزیابی مدل‌های رگرسیونی و انفیس از مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تبیین (R2) استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که سال‌های متفاوت و شرایط تحت قرق و تحت چرا اثر معنی‌داری بر میزان پتاسیم و فسفر موجود در خاک داشته اما اثر متقابل آنها بی‌معنی بود. بیشترین میزان پتاسیم خاک مربوط به سال 1400 و شرایط تحت چرا می‌باشد. درحالیکه بیش‌ترین میزان فسفر خاک مربوط به سال 1398و شرایط قرق بود. در بخش مدل‌سازی فاکتور فسفر، مدل انفیس با دقت بالاتر (59/0R2=) و خطای کمتر (0187/0RMSE=) نسبت به مدل کم دقت‌تر رگرسیونی (38/0R2=) با خطای بیشتر (089/0RMSE=) توانست مقدار فسفر را پیش بینی نماید. در مورد فاکتور پتاسیم نیز، مدل انفیس با دقت بالاتر (62/0R2= و خطای کمتر (017/0RMSE=) نسبت به مدل کم دقت‌تر رگرسیونی (42/0R2=) با خطای بیشتر (097/0 RMSE=) توانست میزان پتاسیم خاک را پیش‌بینی نماید.

تجزیه و تحلیل توسعه باغات دیم در اراضی شیب‌دار در دو منطقه خشک و مدیترانه ای

صفحه 485-502

https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.345013.1667

محسن باقری بداغ آبادی، ناصر دواتگر، شکرالله حاجیوند

چکیده فعالیت‌های انسانی در گستره های منابع طبیعی بر پایداری یا ناپایداری زیست بوم ها تأثیرگذار هستند. بنابراین تجزیه و تحلیل داده‌های مربوط به این فعالیت‌ها می تواند نقش محوری در ارزیابی مسائل و مشکلات محیط‌زیستی ایفا کند و بر پایه نتایج به دست آمده، برای توسعه پایدار برنامه ریزی کرد. این پژوهش با هدف تجزیه و تحلیل فعالیت‌های انسانی در حوزه آبخیز برای بررسی توسعه باغات دیم در اراضی شیبدار و پایدار یا ناپایدار بودن فعالیت های مربوطه انجام شده است. برای این منظور در دو منطقه خشک (بیرجند) و مدیترانه ای (خلخال) مطالعات میدانی به عمل آمد . بر خلاف انتظار در منطقه خشک با حدود 170 میلیمتر بارش، احداث باغات، پیروزمند و همراه با توسعه پایدار بود و در منطقه مدیترانه ای با بیش از 350 میلی متر بارش این طرح، شکست خورده و ناپایدار ارزیابی گردید. از مهمترین عوامل پیروزمندی این طرح در منطقه خشک، برخورداری از دانش بومی در ایجاد بندسارها در مناطق مناسب با جمع‌آوری روان‌آب و رسوبات، با توجه به مواد مادری و خاک حاصل از آن بود. در مقابل، نبود دانش بومی ویا دانش رسمی در منطقه مدیترانه ای و به دنبال آن عدم توجه به محدودیت‌های ‌خاک که برخی متأثر از مواد مادری است، از دلایل اصلی شکست طرح در این منطقه می‌باشد. برای مدیریت پایدار باید به دانش بومی در کنار دانش رسمی توجه ویژه ای داشت تا بر پایه توان اکولوژیک منطقه بتوان تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت بهینه را به عمل آورد.

زمستان 1401، صفحه 503-674
پاییز 1401، صفحه 316-502
تابستان 1401، صفحه 169-315
بهار 1401، صفحه 1-168