نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 66، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 477-646 

بررسی اثر ویژگی‌های شیمیایی خاک و تاج‌پوشش درخت کنار (Ziziphus spina-christi L.) بر خصوصیات بانک بذر خاک

صفحه 477-491

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50025

محرم اشرف زاده، رضا عرفانزاده

چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تاج‌پوشش درخت کنار (Ziziphus spina-christi) در ویژگی‌های بانک بذر (تراکم و تشابه بانک بذر خاک با پوشش روزمینی) در دو منطقه با خاک متفاوت (شور و قلیا، قلیایی) انجام شد. در این مطالعه تعداد 20 پلات در زیر درخت کنار و 20 پلات در فضای باز اطرافِ هر منطقه مستقر گردید. نمونه‏برداری خاک از دو عمق 5-0 و 10-5 سانتی‏متری در هر پلات صورت گرفت. مقایسة تراکم بانک بذر و تشابه آن با پوشش گیاهی روزمینی هر یک از اعماق خاک زیر تاج‌پوشش درخت کنار با فضای باز اطراف آن در هر منطقه با استفاده از آزمون تی استیودنت با نمونه‏های وابسته انجام شد. برای مقایسة خصوصیات بانک بذر بین دو منطقه (شور و قلیا، قلیایی) از آزمون تی استیودنت با نمونه‏های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که در هر دو منطقه تراکم بانک بذر عمق 5-0 سانتی‌متری به طور معنی‏داری بیشتر از عمق 10-5 سانتی‏متری بود. همچنین، تراکم بانک بذر خاک هر دو عمق منطقة شور و قلیا بیشتر از منطقة قلیایی بود. تشابه بانک بذر خاک با پوشش روزمینی فقط در عمق 5-0 سانتی‌متری زیر تاج‌پوشش بین دو منطقه اختلاف معنی‌داری داشت. همچنین، تراکم بذور زیر تاج‌پوشش در دو منطقه بیشتر از فضای باز اطراف آن بود. تاج‌پوشش گیاهان چوبی در هر دو منطقه نقش بارزی در حفظ بانک بذر خاک ایفا کرد. حفظ تک‌درختان در مناطق خشک، به عنوان عاملی مؤثر در حفظ بانک بذر، ضروری است.

مقایسة کارایی مدل‌های آماری و مفهومی در پیش‌بینی خشک‌سالی هیدرولوژی (مطالعة موردی: حوزة آبخیز کرخه)

صفحه 493-508

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50026

ام البنین بذرافشان، علی سلاجقه، احمد فاتحی مرج، محمد مهدوی، جواد بذرافشان، سمیه حجابی

چکیده خشک‌سالی پدیده‌ای است که برای پیش‌بینی آن نمی‌توان از مدل مشخصی استفاده کرد. بر این اساس، محققان تلاش می‌کنند با استفاده از مدل‌های پیشرفته دقت پیش‌بینی‌ها را افزایش دهند. در این زمینه، مدل‌های استوکاستیک خطی، شبکة عصبی مصنوعی، و مدل‌های هیبرید می‌توانند در دقت پیش‌بینی مفید باشند. تحقیق حاضر به بررسی کارایی مدل‌های اتورگرسیو میانگین متحرک تجمعی (ARIMA)، شبکة عصبی مصنوعی مستقیم (DMSNN)، شبکة عصبی مصنوعی چندگامی بازگشتی (RMSNN)، مدل هیبرید آریما- شبکة عصبی مصنوعی چندگامی مستقیم (HSNNDM)، و مدل هیبرید آریما- شبکة عصبی مصنوعی چندگامی بازگشتی (HSNNRA) در پیش‌بینی خشک‌سالی هیدرولوژی در دو مقیاس زمانی ماهانه و فصلی می‌پردازد. شاخص استانداردشدة جریان (SDI) به عنوان نمایة جریان و شاخص پیش‌بینی‌شونده در حوزة آبخیز کرخه انتخاب شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد مدل هیبرید شبکة عصبی مستقیم- آریما (HSNNDA) نسبت به سایر مدل‌ها دارای عملکرد بهتری در پیش‌بینی SDI است و همچنین کارایی مدل‌ در پیش‌بینی ماهانه بهتر از مقیاس فصلی است.

مقایسة روش‏های درون‌یابی در مطالعة خاک جامعة گیاهی قره‌‏داغ در مناطق خشک

صفحه 509-519

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50027

حمید ترنج زر، اصغر زارع چاهوکی

چکیده روش‏های زمین‏آماری، به دلیل در نظر گرفتن همبستگی مکانی داده‏ها، از اهمیت زیادی در بررسی‏های مربوط به پراکنش داده‏های زمینی برخوردارند. در این تحقیق ارزیابی کارایی روش‏های زمین‌آمار و ارائة قابلیت‏های آن در مطالعة برخی خصوصیات خاک (مقدار شن، مقدار سولفات، و هدایت الکتریکی) در جامعة مهم گیاهی قره‏داغ در منطقة کویر میقان اراک مطالعه شد. نخست بر روی نقشة منطقه در جامعة گیاهی قره‏داغ، با توجه به وسعت آن، 98 نقطه شبکه‏بندی شد، به ‏طوری که نقاط برداشت پوشش گیاهی هم در قالب این شبکه گنجانده شود. پس از پیداکردن نقاط به وسیلة GPS، در هر نقطه از خاک در عمق‏های ۲۰ـ ۰ و ۱۰۰ـ ۲۰ سانتی‏متری خاک نمونه‏برداری شد و خصوصیات مورد مطالعة آن‌ها بررسی شد. سپس، با استفاده از تحلیل نیم‏تغییرنما، مدل‏ گوسن با ضریب تشخیص بالاتر از 95/0 بهترین مدل تجربی برای ویژگی‏های خاک انتخاب شد. از بین روش‏های کریجینگ معمولی، ساده، و IDW روش کریجینگ معمولی بهترین نتایج را در معیارهای ارزیابی متقاطع (خطای مربعات میانگین و خطای متوسط) نشان داد. روش کریجینگ از صحت پیش‏بینی بالاتری نسبت به سایر روش‏ها برخوردار است. در نهایت، تخمین مکانی ویژگی‌‏های خاک با کاربرد روش کریجینگ معمولی انجام شد.

واسنجی خودکار دو مدل بارش‌- رواناب تانک و SIMHYD با استفاده از الگوریتم ژنتیک

صفحه 521-533

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50028

حامد روحانی، محسن فراهی مقدم

چکیده شبیه‌‏سازی روابط بارش- رواناب کانون اصلی توجه تحقیقات هیدرولوژی در دهه‌‏های گذشته بوده و مدل‏‏های زیادی برای این منظور پیشنهاد شده است. انتخاب مدل به هدف از مدل‌سازی و اطلاعات در دسترس بستگی دارد. در این مطالعه، عملکرد نسبی دو مدل یکپارچه و مفهومی تانک[1] و SIMHYD  مقایسه شد. در هر دو مدل ذکرشده محدودة تغییرات پارامترها زیاد است؛ در نتیجه، استفاده از روش سعی و خطا برای بهینه‌سازی پارامترها مشکل و وقت‌گیر است. بنابراین، واسنجی این دو مدل به صورت خودکار و با استفاده از الگوریتم‏ ژنتیک[2] در حوزة آبخیز چهل‌چای، از زیرحوزه‌های حوزة آبخیز گرگان‌رود، انجام گرفت. برای واسنجی و اعتبارسنجی خودکار به‌ترتیب از داده‏های روزانة دبی در دورة زمانی 1992ـ 1996و دورة زمانی 2002‌ـ 2005 استفاده شد. نتایج این مطالعه با استفاده از شاخص‏های آماری ضریب ناش- ساتکلیف و RMSE[3] تجزیه و تحلیل شد. این ضرایب برای دورة واسنجی مدل تانک به‌ترتیب 599/0 و 821/0 و برای دورة اعتبارسنجی به‌ترتیب 566/0و 522/0است. همچنین، این ضرایب برای دورة واسنجی مدل SIMHYD به‌ترتیب 602/0و 819/0 و برای دورة اعتبارسنجی آن به‌ترتیب 617/0 و 490/0 محاسبه شد. نتایج آماری و گرافیکی دو مدل نشان می‌دهد که کارایی مدل SIMHYD از مدل تانک بهتر است.



[1]. Tank


[2]. Genetic Algorithm


[3] .Root Mean Square Error

مقایسة تغییرات تنوع و غنای گونه‏‏ای و فرم‏های رویشی در سه سایت بهره‏برداری (مطالعة موردی: مراتع ییلاقی دامنة جنوبی قلة دماوند)

صفحه 535-547

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50029

قدرت اله حیدری، حمید رضا سعیدی گراغانی

چکیده ارزیابی تنوع و غنای گونه‏ای به درک صحیحِ کارکرد اکوسیستم، حفظ و حراست ذخایر ژنی، بررسی و کنترل تغییرات محیطی، و موفقیت یا عدم موفقیت برنامه‏های مدیریت منابع طبیعی کمک می‏کند. چرای بی‌رویه و بدون برنامة دام یکی از شایع‏ترین و شاید مهم‌ترین عامل تخریب مراتع و کاهش تنوع و غنای گونه‏ای است. با توجه به نقش و اهمیت چرای دام در تغییرات کمّی و کیفی پوشش گیاهی، تحقیق حاضر به مطالعة اثر شدت چرا در سه سایت مرجع (قرق)، کلید، و بحرانی بر روی تنوع و غنای گونه‏‏ای با فرم‏های رویشی مختلف در مراتع ییلاقی دامنة جنوبی قلة دماوند پرداختـه اسـت. در هر واحد (سایت) نمونه‏برداری در طول 3 ترانسکت 150 متری انجام گرفت. در طول هر ترانسکت، 15 پلات با ابعاد یک متر مربع و در فاصلة 10 متری از هم قرار گرفت و در هر پلات نوع و تعداد گونه‏های گیاهی موجود و درصد و تعداد پایة آن‌ها یادداشت شد. برای ارزیابی شاخص‏های عددی تنوع و غنای گونه‏ای از نرم‌افزار Past استفاده شد و شاخص‏های تنوع سیمپسون، شانون- واینر و غنای منهنیک و مارگالف محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده‌‏ها در محیط نرم‌افزار SPSS18 انجام شد و مقایسة شاخص‌‏های مختلف تنوع و غنا بین مناطق با شدت‏های چرایی مختلف توسط آزمون چنددامنه‏ای دانکن صورت پذیرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با افزایش فشار چرا از تنوع و غنای گونه‏های فورب و گراس کاسته شد و بوته‏ای‏ها افزایش یافتند، به ‏گونه‏ای که در منطقة مرجع، فـورب‏ها و گراس‏ها دارای بیشترین و بوته‏ای‏ها دارای کمترین تنوع و غنا بودند، این در حالی است که به‏ دلیل مدت استفاده و تکرار چرا در منطقة بحرانی گونه‏های بوته‏ای دارای بیشترین تنوع و غنا بوده و از تنوع گونه‌‏های فورب و گراس به‏شدت کاسته شده است. به‏ طور کلی، در منطقة مورد بررسی، با افزایش فشار چرای دام شاهد کاهش تنوع و غنای گونه‌‏ای هستیم که، به‏ دلیل تأثیرات منفی آن در پایداری اکوسیستم، بهره‌‏برداران، مدیران، و کارشناسان مرتع باید بدان توجه کنند.

رفتار چرایی گاو دورگه در مراتع تزخراب ارومیه

صفحه 549-563

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50030

محمد فیاض، حسین پیری صحراگرد، حسن یگانه، انور سور، میر طاهر قائمی

چکیده درک جامع و درست رفتار چرایی دام‌ها در به حداکثر رساندن محصولات دامی کمک می‏کند. علاوه بر این، شناخت خوبِ رفتار چرایی دام‌ها این امکان را می‏دهد تا آثار دام‌ها را در مراتع پیش‌بینی و در نهایت، بتوانیم چرای دام‌ها را به بهترین شکل مدیریت کنیم. همچنین، با شناخت رفتار چرایی دام‌های مختلف می‏توان در جهت استفادة بهینه از علوفة مراتع به راه‌حل‌هایی دست یافت و از کاهش تولیدات دامی و کاهش درآمد دامداران جلوگیری کرد. بدین منظور، طرح رفتار چرایی گاو دورگه در مرتع تزخراب ارومیه اجرا شد. شاخص‏های لازم برای تفسیر رفتار چرایی دام عبارت بود از طول مسافت طی‌شده در روز، مسیر حرکت دام در مرتع، سرعت حرکت دام (میانگین حداکثر و حداقل)، زمان صرف‌شده برای استراحت، زمان صرف‌شده برای حرکت، و سیستم چرای اعمال‌شده. برای تعیین رفتار یا سیکل چرای دام از دستگاه موقعیت‌یاب جغرافیایی (GPS) استفاده شد. نتایج نشان داد در بین سال‌ها، شاخص‏هایِ مسافت طی‌شده در طول روز، زمان صرف‌شده برای چرا، و زمان صرف‌شده برای استراحت در سطح 1 درصد و شاخص‏ِ میانگین سرعت در سطح 5 درصد اختلاف معنی‏دار دارند. علاوه بر این، در ماه‌های تحت بررسی (اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، و مهر) همة شاخص‏های بررسی‌شده در ماه‌های مختلف در سطح 1 درصد دارای اختلاف معنی‏دار بودند. این مطالعه نشان داد عوامل محیطی، از قبیل تغییرات فصلی و، در نتیجه، تغییرات دمایی ناشی از آن، یکی از عواملِ مهمِ مؤثر در رفتار چرایی دام‌هاست.

اصلاح شاخص خشک‌سالی RDI بر اساس مناسب‌ترین روش برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل و تابع توزیع احتمال

صفحه 565-582

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50031

محمد قبایی سوق، ابوالفضل مساعدی

چکیده شاخص RDI از برازش توزیع لوگ‌نرمال بر مقادیر نسبت بارندگی (P) به تبخیر و تعرق ‌پتانسیل (ETo) در هر بازة زمانی دلخواه به‌دست می‌آید. در این شاخص مقدار ETo از روش ترنت‌وایت (Th) و بر اساس دمای‌ میانگین محاسبه می‌شود. روش Th مقدار ETo را در مناطق ‌خشک و نیمه‌خشک کمتر از مقدار واقعی تخمین می‌زند. همچنین، در برخی از مناطق ممکن است توزیع لوگ‌نرمال نتواند مناسب‌ترین توزیع بر مقادیر نسبت بارندگی به ETo برازش یابد. در این تحقیق، به ‌منظور ارزیابی تأثیر دو محدودیت فوق بر شاخص RDI، از آمار پارامترهای هواشناسی هشت ایستگاه سینوپتیک کشور طی سال‌های 1958 تا 2007 میلادی استفاده شد. نخست، مقادیر شاخص RDI بر اساس توزیع لوگ‌‌نرمال و روش Th محاسبه شد (RDI(Th)). سپس، مقادیر ETo از روش منتخب (بر اساس بهترین معادلة تجربی در شرایط مختلف کمبود پارامترهای هواشناسی) برآورد شد و شاخص RDI با عنوان  RDI(Select)محاسبه گردید. همچنین، با برازش توابع توزیع مختلف بر مقادیر نسبت بارندگی به ETo سالانه مناسب‌ترین تابع توزیع بر اساس آمارة کولموگروف- اسمیرنوف (KS) انتخاب شد و با استفاده از اصل انتقال هم‌احتمال مقادیر شاخص RDI با عنوانRDI(Th) * استخراج گردید. بررسی وضعیت خشک‌سالی بر اساس شاخص‌های RDI(Select) وRDI(Th) * در مقایسه با RDI(Th) نشان ‌داد که رفع هر یک از محدودیت‌های ذکرشده می‌تواند به تغییر در تعداد فراوانی و شدت هر یک از وضعیت‌های مختلف رطوبتی در شاخص RDI منجر شود. بنابراین، با برآورد ETo از روش منتخب و استفاده از مناسب‌ترین تابع توزیع برازش‌یافته بر مقادیر نسبت بارندگی به ETo، به کمک اصل انتقال هم‌احتمال، شاخص RDI(Th) به شاخص RDI(Select)* اصلاح شد.

تأثیر چرای دام در تراکم، تنوع، و غنای بانک بذر خاک مراتع کوهستانی (مطالعة موردی: حوزة واز)

صفحه 583-593

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50032

پریا کمالی، رضا عرفانزاده، حسن قلیچ نیا

چکیده این مطالعه با هدف بررسی اثر چرای دام در خصوصیات بانک بذر خاک (تراکم، تنوع، و غنای گونه‏ای) در علفزارهای البرز شمالی (حوزة واز) انجام شد. به منظور برداشت نمونه‏های خاک، 4 ترانسکت عمود بر اضلاع قرق در داخل و خارج مستقر گردید و نمونه‏های خاک از دو عمق 5-0 و 10-5 سانتی‏متری به ‏وسیلة اوگر برداشت و به گلخانه منتقل گردید و در بستر مناسب کشت داده شد. گونه‏هایی که از بانک بذر جوانه می‏زدند هر 12 روز یک ‏بار شناسایی و حذف می‌شدند. برای بررسی تأثیر چرا و عمق و همچنین اثر متقابل آن‌ها در خصوصیات بانک بذر خاک از GLM (طرح فاکتوریل) استفاده شد. در مواردی که اثر متقابل چرا و عمق معنی‌دار می‌شد، از آزمون t غیرجفتی برای مقایسة هر یک از خصوصیات بانک بذر در هر یک از عمق‏های خاک بین منطقة چراشده و نشده استفاده شد. همچنین، برای مقایسة هر یک از خصوصیات بذر خاک بین دو عمق از آزمون t جفتی استفاده گردید. نتایج نشان داد قرق طی یک دهه تأثیر معنی‏داری در خصوصیات بانک بذر خاک گذاشته است و تراکم، تنوع، و غنای گونه‏ایِ بانک بذر خاک در منطقة قرق به ‏طور معنی‏داری بیشتر از منطقة چراشده بود. همچنین، تمامی خصوصیات بانک بذر عمق سطحی خاک به ‏طور معنی‏داری بیشتر از عمق پایینی بود. نتایج این تحقیق نشان داد که برای اصلاح و احیای نقاط تخریب‌یافته در این مرتع، که به سبب چرا اتفاق افتاده، می‌توان بر بذور مدفون‌‌شده در خاک تکیه نمود.

تعیین طبقات شایستگی مراتع منطقة فریدون‌شهر برای چرای گوسفند

صفحه 595-607

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50033

ابراهیم گویلی، محمدرضا وهابی، فاضل امیری، حسین ارزانی

چکیده در تعیین شایستگی مرتع برای هر نوع کاربری باید به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود اکوسیستم مرتع، با هدف حفاظت پایدار، توجه شود. هدف از این تحقیق شناخت قابلیت‌ها و استعدادهای مراتع حوضة آبخیز سرداب- سیبک و ارزیابی و تعیین طبقات شایستگی مراتع منطقه برای کاربری چرای گوسفند است. بدین منظور، مدل شایستگی استفادة چرایی دام (گوسفند) با استفاده از روش پیشنهادی فائو تعیین و برای تلفیق لایه‌های اطلاعاتی در کلیة مراحل این تحقیق از محیط GIS استفاده شد. در این تحقیق، سه معیار‌ـ حساسیت خاک به فرسایش، منابع آب، و تولید علوفه‌ـ برای تعیین شایستگی نهایی مرتع در نظر گرفته شد. برای تعیین شایستگی از نظر حساسیت خاک به فرسایش از مدل MPSIAC استفاده شد. به منظور بررسی منابع آبْ پارامترهای کمّیت، کیفیت، و دسترسی به منابع آب استفاده شد. از نظر مدل تولید علوفه نیز شاخص نسبت علوفة قابل دسترس دام از کل علوفة تولیدی در هر تیپ گیاهی بررسی شد. نتایج حاصل از مدل نهایی نشان داد که 99/95 درصد (48/17610 هکتار) در کلاس شایستگی کم (3S) و 01/4 درصد (45/736 هکتار) در کلاس شایستگی متوسط (2S) قرار گرفت،و هیچ سطحی از مراتع منطقه در کلاس شایستگی خوب (1S) و غیر شایسته (N) قرار نگرفت. بر اساس این بررسی، مهم‌ترین عامل مؤثر در کاهش شایستگی مراتع منطقه کمبود میزان علوفة در دسترس دام، به دلایلی از قبیل تولید ناچیز گیاهان کلاس‌های I و II، پایین‌بودن درصد خوش‌خوراکی، و حد بهره‌برداری مجاز، است. با توجه به جمعیت فعلی دام موجود در مراتع منطقه (22170 واحد دامی در طول فصل چرا) و ظرفیت چرای محاسبه‌شده (15989واحد دامی) و همچنین با توجه به روند تخریب شدید در اثر چرای مفرط، به‌کارگیری روش مرتع‌داری، که محدودیت بیشتری برای مصرف علوفه توسط دام ایجاد می‌کند، میتواند در صورت عملیاتی‌شدن به بهبود وضعیت مراتع منطقه کمک کند.

برآورد شوری خاک سطحی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست: مقایسة آمار کلاسیک با مدل‌های آمار مکانی

صفحه 609-620

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50034

علی اکبر نوروزی، مهدی همائی، عباس فرشاد

چکیده شوری خاک یکی از عوامل مهم محدودکنندة رشد گیاهان و تخریب اراضی است، لیکن مشاهدات زمینی برای تعیین شوری خاک بسیار زمان‏بر و پُر‏هزینه است. کاربرد مدل‏های پیش‏بینی و برآورد شوری خاک به کمک مدل‏های آمار مکانی در محیط سامانة اطلاعات جغرافیایی (GIS) در مقایسه با آمار کلاسیک، با توجه به فرایند پیچیدة آن، مناسب و نسبتاً ارزان است. در این پژوهش با استفاده از داده‏های هدایت الکتریکی خاک به‌دست‌آمده از 236 نقطه در دشت گرمسار به بررسی رابطة همبستگی بین مقادیر هدایت الکتریکی با 27 متغیر به‌دست‌آمده از تصاویر ماهواره‏ای لندست (شامل شاخص‏های پوشش گیاهی، شاخص شوری، باندهای 1 تا 7 ماهواره، شاخص مؤلفه‏های اصلی، و شاخص انتقال طیفی) اقدام گردید. به کمک روش تحلیل عاملی و شاخص شباهت در برنامة SPSS متغیر‏ها به سه دسته تقسیم شد و بر اساس بالاترین ضریب همبستگی (58/0 و 60/0)، دو مدل به‏ منظور پیش‏بینی شوری و تهیة نقشة هدایت الکتریکی خاک اشتقاق گردید. به موازات این کار، مدل‏های تخمینگر به ‏منظور تهیة نقشة شوری از اطلاعات نقاط نمونه‏برداری‌شده در محیط ArcGIS با استفاده از مدل آمار مکانی رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLSR) اشتقاق و نقشة خطای تخمین با استفاده از شاخص Morans تهیه شد. نتایج نشان داد میزان دقت مدل‏های به‌دست‌‌آمده از روش OLSR با مدل‏های حاصل از روش‏های آمار کلاسیک یکسان است. مزیت استفاده از روش‏های آمار مکانی ارائة نقشة مقادیر تخمینی شوری و توزیع مکانی خطای تخمین است. بر این اساس، مدل‏های آمار مکانی، افزون بر داشتن دقت مناسب، به ‏دلیل ارائة نقشة پراکنش نقاط، نقشة خطا، و عدم نیاز به تبادل اطلاعات بین نرم‌‏افزارهای مختلف نسبت به آمار کلاسیک برتری دارند.

پایش تأثیر بارش در تغییرات پوشش گیاهی با استفاده از تکنیک‌‌های سنجش از دور در یک دورة 12 ساله (مطالعة موردی: سمیرم و لردگان)

صفحه 621-632

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50035

فاطمه هادیان، رضا جعفری، حسین بشری، سعید سلطانی

چکیده بارش یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در تغییرات پوشش گیاهی، به‌خصوص در اکوسیستم‌‌های خشک و نیمه‌خشک، است. با توجه به اینکه چگونگی شرایط رطوبتی خاک در تغییرات گیاهان بسیار تأثیر‌گذار است، پایش خشک‌سالی و تغییرات پوشش گیاهی از مهم‌ترین ابزار‌های مدیریتی در این اکوسیستم‌هاست. امروزه، از تصاویر ماهوار‌ه‌ای به عنوان روشی نسبتاً کم‌هزینه و سریع برای مطالعة پوشش گیاهی در مقیاس‌‌های متفاوت استفاده می‌شود که با بررسی خصوصیات طیفی گیاهان تغییرات آن‌ها ارزیابی می‌گردد. این مطالعه با هدف بررسی و پایش تغییرات پوشش گیاهی در 4 تیپ مرتعی و یک تیپ جنگلی بین سال‌‌های ۱۳۷۶‌ـ ۱۳۸۸ در بخشی از جنوب اصفهان و جنوب شرقی استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. با استفاده از روش نمونه‌برداری زمینی درصد تاج‌پوشش گیاهی در تیپ‌‌های گیاهی مختلف با استفاده از روش قدم نقطه در 10 سایت نمونه‌برداری در هر تیپ گیاهی (6000 نقطه در هر تیپ گیاهی) انجام شد. سپس، با استفاده از آنالیز همبستگی امکان استفاده از داده‌‌های ماهواره‌ای اخذشده از یک تصویر سال 1388 ماهوارة لندست برای مطالعة پوشش گیاهی مناطق مورد مطالعه بررسی شد. برای پایش تغییرات پوشش گیاهی، تعداد 12 سری تصاویر لندست مربوط به دورة نیمة اول خرداد سال‌‌های ۱۳۷۶‌ـ ۱۳۸۸ برای محاسبة شاخص NDVI تهیه شد. بر اساس نتایج، شاخص NDVI در سال 1388 همبستگی معنا‌داری با تاج‌پوشش گیاهی در کلیة تیپ‌‌های مورد مطالعه داشت. بررسی تغییرات تاج‌پوشش گیاهی نشان داد که میزان تأثیرات بارش در تیپ‌‌های مورد مطالعه، بسته به فرم رویشی و شرایط اکولوژیکی مناطق مورد مطالعه، با یکدیگر متفاوت است، به طوری که پوشش گیاهی در مناطق مرتعی بیشترین همبستگی را با بارش فصل بهار و در منطقة جنگلی با بارش سالیانه داشت. همچنین، در مناطق مرتعی نیز تأثیرات بارش، بر حسب نوع گونة گیاهی غالب، متفاوت بود. در این منطقه بیشترین همبستگی میان بارش و تغییرات شاخص گیاهی در تیپ علفزار دیده شد که نشان‌دهندة کارایی شاخص NDVI در ارزیابی آثار و مدیریت خشک‌سالی است.

تعیین ترکیب مناسبی از عناصر ژئوشیمیایی برای بررسی اهمیت نسبی واحدهای سنگ‌‌شناسی حوزة آبخیز خور و سفیدارک در تولید رسوب

صفحه 633-646

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50036

سادات فیض نیا، سهیلا یونس زاده جلیلی، حسن احمدی

چکیده به دلیل وجود مشکلات زیاد در کاربرد روش‏های سنتی، روش انگشت‌نگاری یا منشأیابی، که بر استفاده از خصوصیات فیزیکی، ژئوشیمیایی، و آلی رسوب و منابع رسوب متکی است، به عنوان روشی جایگزین و مناسب برای تعیین منابع اصلی رسوب و اهمیت نسبی آن‏ها، مورد توجه محققان قرار گرفته است. در این تحقیق، با استفاده از این روش، نخست ترکیبی از ویژگی‏های متمایزکننده، که منابع رسوب را دقیق و واضح جدا کنند، انتخاب شد. این ترکیب در زیرحوضه‏های مختلف حوضة خور و سفیدارک واقع در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز تعیین شد و سهم هر واحد سنگی در تولید بار معلق محاسبه گردید. با تهیة نقشة سنگ‌شناسی، واحدهای سنگ‌شناسی حوضه به عنوان منابع رسوب در نظر گرفته شد و رسوبات پشت سازه‏های آبخیزداری به عنوان مناطق رسوب‌گذاری. غلظت ۹ عنصر ژئوشیمیایی برای مواد با قطر کمتر از 5/62 میکرون اندازه‌گیری شد. سپس، بعد از اطمینان از نبود داده‏های پرت و بررسی آزمون‏های تجزیة واریانس یک‌طرفه و کولموگروف‌- اسمیرنوف، از روش تحلیل تشخیص برای انتخاب ترکیب مناسب نهایی استفاده شد. از میان عناصر انتخابی، عنصر Ca مهم‌ترین عنصر در جداسازی واحد‏های سنگ‏شناسی بود. در نهایت، اهمیت نسبی هر واحد سنگ‌شناسی نسبت به تولید رسوب معلق محاسبه شد که نشان داد سازند‏های شمشک و زاگون بیشترین سهم را در تولید بار معلق منطقه دارند.