نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 67، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 159-331 

بررسی امکان برآورد تعداد و مساحت کل زمین‏لغزش‏ها با استفاده از تعیین توزیع فراوانی مساحت و حجم (مطالعة موردی: استان مازندران)

صفحه 159-175

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51824

ابراهیم امیدوار، عطااله کاویان

چکیده زمین‏لغزش‏ها یکی از اصلی‏ترین بلایای طبیعی‌اند که خسارات درخور توجهی به اموال، موجودات زنده، و پروژه‏های مهندسی در همة مناطق کوهستانی وارد می‌آورند. برای برآورد نقش زمین‏لغزش‏ها در فرایندهای فرسایشی و همچنین ارزیابی خطرهای ناشی از آن‏ها، کمّی‏سازی زمین‏لغزش‏ها مفید است. یکی از روش‏های کمّی‏سازی، به‌کارگیری توزیع‏های احتمالاتی است. در این پژوهش نحوة رفتار پارامترهای حجم و مساحت زمین‏لغزش‏های استان مازندران بر توزیع‏های فراوانی بررسی شد. همچنین، تعداد و مقدار مساحت و حجم کل زمین‏لغزش‏های استان، که در طی زمان رخ داده بود، نیز با استفاده از روش Malamud برآورد شد. نتایج مربوط به شکل توزیع‏های فراوانی تجمعی مساحت و حجم نشان داد که زمین‏لغزش‏های بزرگ سهم بسیار زیادی از مقدار مساحت و حجم کل را به خود اختصاص داده‏اند. همچنین، بر اساس روش مالامود و همکاران [25]، تعداد 2323 ± 9823 زمین‏لغزش، در طی سالیان گذشته، در اثر فرسایش، رشد گیاهان، و فعالیت انسان ازبین‌رفته است، و کل مساحت و حجم خاکِ تحت تأثیر قرارگرفته در اثر این زمین‏لغزش‏ها در استان مازندران به ترتیب km2 1/7 ± 5/31 و km3 052/0 ± 232/0 برآورد شد. سایر نتایج نشان داد که، برای انتقال بین مقاومت‏ها در مقابل گسیختگی دامنه، می‏توان یک مساحت آستانة بحرانی برابر با km-2 3-10×2 را معرفی کرد.

بررسی تأثیر پخش سیلاب بر ویژگی‏ های فیزیکوشیمیایی خاک (مطالعه موردی: ایستگاه پخش سیلاب گچساران)

صفحه 177-187

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51825

محسن پادیاب، سادات فیض نیا، حسن احمدی، اردشیر شفیعی

چکیده از ویژگی‏های مناطق خشک و نیمه‌خشک، علاوه بر کمبود و نقصان بارندگی، نزول بارش‌هایی با شدت نسبتاً زیاد و مدت کوتاه است؛ این حالت در اکثر مواقع به وقوع سیلاب ‏های حجیمی منجر می‏شود. این سیلاب ‏ها رسوبات فراوانی دارند که، در صورت گسترش آن‌ها در سطح اراضی، خصوصیات خاک را تغییر می‏دهند. در این تحقیق آثار گسترش سیلاب (پس از 12 سال از تأسیس ایستگاه پخش سیلاب گچساران) بر خصوصیات خاک بررسی شد. بدین ترتیب، نمونه ‏های برداشت‌شده از اعماق ۰‌ـ ۱۵، ۱۵‌ـ ۳۰، ۳۰‌ـ ۴۵، و ۴۵‌ـ ۶۰ سانتی‏متری از سطح خاکِ عرصه‏ های پخش و شاهد برای تجزیه فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه انتقال یافت و خصوصیات فیزیکی، شامل درصد رس، سیلت، ماسه، و گراول، و خصوصیات شیمیایی، شامل pH، هدایت الکتریکی، درصد آهک، آنیون‌ها، و کاتیون‏ها، تعیین گردید. نتایج نشان داد رسوبات ریزدانه، شامل رس، سیلت، و ماسه، در عرصه پخش افزایش چشمگیری یافته است. با وجود این، پخش سیلاب تأثیر ناچیزی بر تغییرات شیمیایی خاک داشته است. از میان ویژگی‏های شیمیایی pH و میزان آهک بیشترین تأثیرپذیری ناشی از سیلاب را داشتند، به طوری که اسیدیته کاهش و آهک در دو عمق افزایش معنی‏داری داشت. پخش سیلاب ویژگی‏های فیزیکی عرصة پخش را به‌خوبی متحول کرد، زیرا محدودیت گراولی‌بودن خاک منطقه با افزایش میزان رسوبات ریزدانه تعدیل گردید. به طور کلی، پخش سیلاب خصوصیات خاک سطحی، به‌ویژه خواص فیزیکی، عرصه پخش را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد و از سطح به عمق میزان تغییرِ ویژگی‏ های فیزیکی و شیمیایی عرصه پخش ناچیز می ‏شود.

بررسی دانه ‏بندی رسوبات بادی در رابطه با مورفولوژی تپه‏ های ماسه ‏ای (مطالعه موردی: ارگ کاشان)

صفحه 189-202

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51826

اصغر توکلی فرد، علی اکبر نظری سامانی، ناصر مشهدی، هدی قاسمیه، مجتبی هدایی آرانی

چکیده ارگ ریگ بلند کاشان یکی از مهم‏ترین پهنه‏ های پوشیده از ماسه است که، از دیدگاه ژئومورفولوژی، مجموعه‏‌ای متشکل از انواع تپه ‏های ماسه ‏ای مهم در ایران به‌شمار می‏ آید. این تحقیق به منظور مقایسه دانه ‏بندی رسوبات بادی در اَشکال مختلف تپه ‏های ماسه ‏ای و نیز قسمت‏های مختلف تپه های عرضی واقع در قسمت شمالی ارگ کاشان انجام شد. به منظور تعیین متغیرهای آماری مختلف، از رسوبات موجود در هر یک از انواع تپه‏ های ماسه ‏ای نمونه‏ برداری شد. سپس، آزمایش دانه ‏بندیِ هر یک از نمونه‏ ها، بر اساس روش الک خشک، انجام گرفت و، در نهایت، پارامترهای آماری، از قبیل قطر میانگین، جورشدگی، کج‏شدگی، کشیدگی، d10، و d90 تعیین گردید. آنگاه، با انجام‌دادن آزمون توکی، معنی‏داربودن اختلاف هر یک از متغیرها در تپه‏ های مختلف بررسی شد. در نهایت، نتایج نشان داد که متغیرهای قطر میانگین، جورشدگی، d10، و d90 بین تپه ‏های تثبیت‌شده و تپه‏های ماسه‏ ای فعال در سطح 95 درصد با یکدیگر اختلاف معنی‏داری دارند. همچنین، مشخص شد که در تپه‏های عرضی، متغیرهای قطر میانگین و d90 در دامنه پشت به باد با بخش پایینی دامنه رو به باد اختلاف معنی‏داری در سطح 95 درصد دارند، در حالی که با بخش میانی و بالایی دامنة رو به باد اختلاف معنی‏داری ندارند. نتایج مبین آن است که نسبت همگنی ابعاد دانه‌های ماسه در تپه‌های مختلف متفاوت است و این ناشی از تفاوت تغییرات سرعت باد در قسمت‌های مختلف ارگ و همچنین تپه‌های مختلف است.

اثر پلی‌اکریل آمید بر نرخ فرسایش پاشمانی در خاک ‏های مختلف با استفاده از شبیه‌ساز باران

صفحه 203-216

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51827

عطااله کاویان، فریال حیاوی، مهدی بروغنی

چکیده فرسایش پاشمانی، نخستین مرحله در فرایند فرسایش، نتیجه بمباران سطح خاک به وسیله قطرات باران است. قطرات باران در هنگام برخورد به سطح خاکْ ذرات خاک را جابه ‏جا و ساختمان خاک را تخریب می‏کنند. در این تحقیق به بررسی تأثیر مقادیر مختلف پلی ‏اکریل‏ آمید (0، 2، 4، و 6 کیلوگرم بر هکتار) بر مقدار فرسایش پاشمانی در سه بافت رسی، سیلتی رس، و شنی رسی لوم تحت شدت بارندگی 95 میلی‏متر در ساعت با استفاده از باران‌ساز FEL3  و کاسه پاشمان در آزمایشگاه پرداخته شد. برای اندازه‌گیری نرخ فرسایش پاشمانی از فنجان پاشمان استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که بین بافت‏ های مختلف، از لحاظ کاهش میزان پاشمان، هیچ اختلاف معنی‏دار آماری وجود ندارد. اثر تیمارهای مختلف به‌کاررفته پلی‏ اکریل ‏آمید در میزان فرسایش پاشمانی نشان داد در بافت شنی رسی لومی بین تیمار شاهد و تیمارهای 4 و 6 کیلوگرم بر هکتار اختلاف معنی‌دار در سطح 95 درصد (Fvalue=4.5 و Pvalue= 0.039) وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد میزان فرسایش پاشمانی به ترتیب 3/42 و 52 درصد در تیمارهای 4 و 6 کیلوگرم بر هکتار در مقایسه با تیمار شاهد کاهش یافته است. یافته‌های این تحقیق برای مدیریت بهتر خاک‌های کشاورزی، ضمن تولید پایدار و حفاظت خاک، مفید است.

بوم‌شناسی فرهنگی؛ تحلیل دانش بومی و انسجام اجتماعی در مدیریت شیر دام‌های چراکننده در مرتع (مطالعه موردی: روستای قصر یعقوب‌– خرم‌بید- استان فارس)

صفحه 217-232

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51828

ساره راسخی، مهدی قربانی، علی اکبر مهرابی، سید اکبر جوادی

چکیده همیاری در نظام گله‌داری و دانش بومی مدیریت فرآورده‌های شیری از دیرباز در کشور ما مورد توجه بوده و با فرهنگ و محیط هر منطقه سازگار شده است. تحقیق حاضر به تحلیل دانش بومی و انسجام اجتماعی در مدیریت شیر دام‌های چراکننده در روستای قصر یعقوب شهرستان خرم‌بید در استان فارس می‌پردازد. روش تحقیق این بررسی به شیوة پیمایشی است. به جهت تولید اطلاعات، از روش مشاهدة مستقیم، مشاهدة مشارکتی، و مصاحبة سازمان‌یافته بهره گرفته شد. نتایج تحقیق به بررسی عملکرد سیستم مدیریتی تعاونی همشیری در بین زنان روستایی با عنوان « شیردان»، ابعاد مختلف دانش بومی، مکانیسم مدیریت شیر در بین زنان، و همچنین سنت‌ها و عرف‌ِ محلی مرتبط با آن می‌پردازد. بر اساس نتایج این تحقیق، می‌توان بیان کرد که زنان روستایی، در روستای مورد مطالعه، بر اساس عرف محلی خود و به منظور مدیریت شیر دام‌ها، نهاد اجتماعی را بر اساس آداب و رسوم محلی شکل داده‏اند. این تشکل‌ها برخاسته از دانش بومی منطقه است و نوعی سرمایة اجتماعی برای بهره‏برداران به‌شمار می‌رود و نقش مهمی در حفظ و تقویت انسجام اجتماعی و پایداری مؤلفه‌های اقتصادی ساکنان منطقه ایفا می‌نماید.

بررسی وضعیت تخریب پوشش گیاهی در منطقه شرق اصفهان به کمک روش لادا

صفحه 233-252

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51829

بهزاد رایگانی، غلامرضا زهتابیان، حسین آذرنیوند، سید جمال الدین خواجه الدین، سید کاظم علوی پناه

چکیده مناطق خشک و نیمه‌خشک، به دلیل حساس‌بودن، اکوسیستم‌‌‌های متغیری دارند. بنابراین، برای اجرای اغلب فعالیت‌‌‌های مدیریتی و اصلاح این فعالیت‌ها به ارزیابی و پایش مداوم این محیط‌ها نیاز است. پوشش گیاهی یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارزیابی اکوسیستم‌ها به‌شمار می‏رود و اغلب از آن همچون معیاری برای ارزیابی و پایش بسیاری از کارکردهای اکوسیستمی استفاده می‏شود. در این پژوهش، برای نخستین بار در کشور ایران، وضعیت پوشش گیاهی یک منطقه بیابانی به وسیله روش ارائه‌شده توسط پروژة ارزیابی تخریب زمین در مناطق خشک (لادا)‌ـ که یکی از آخرین دستورالعمل‌‌‌های بررسی تخریب پوشش گیاهی نیز به‌شمار می‏رود‌ـ ارزیابی شده است. در این مدل برای ارزیابی وضعیت پوشش گیاهی از 16 معیار مختلف استفاده می‏شود: کل خاک لخت، لکه‏ های بدون پوشش، ماده آلی، قدرت پوشش گیاهی، نسبت گونه‏ های دائمی، نسبت گونه‏ های مفید، نسبت هر طبقه، گونه ‏های کم‌شونده، گونه ‏های زیادشونده، گیاهان سمی، گونه مهاجم، خسارت ناشی از آفات، خسارت در اثر بیماری، تجاوز بوته ‏ها، بهره ‏برداری (بوته‏ کنی)، و کاهش بایومس. پس از اجرای این مدل در مراتع بیابانی ناحیه شرق اصفهان و مقایسه نتایج به‌دست‌آمده با واقعیت، مشخص شد عملکردِ این مدل دست‏ِکم برای مناطق بیابانی این ناحیه بسیار مناسب است.

بررسی خصوصیات جوانه‌زنی بذر گیاه بروموس (Bromus kopetdaghensis Drobov) تحت تأثیر تیمارهای مختلف دمایی

صفحه 253-261

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51830

ریحانه عظیمی، محمد خواجه‌حسینی، فرنوش فلاح‌پور

چکیده بروموس کوپه‌داغ (Bromus kopetdaghensis Drobov) گیاهی است چندساله از تیره Poaceae. این گیاه در تنوع زیستی مراتع مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران حائز اهمیت است. این مطالعه به منظور بررسی خصوصیات جوانه‌زنی بذور این گیاه تحت تأثیر تیمارهای مختلف درجة حرارت در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار، در آزمایشگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال 1391، انجام شد. تیمارها شامل اثر دماهای ثابت 5، 10، 15، 20، 25، 30، 35، و 40 درجة سانتی‌گراد بر جوانه‌زنی بذر بودند. در هر تکرار از 25 بذر استفاده شد. نتایج نشان داد اثر تیمارهای مختلف درجه حرارت روی خصوصیات جوانه‌زنی بروموس کپه‌داغ معنی‌دار است، به طوری که کمترین سرعت جوانه‏زنی در دمای 5 درجة سانتی‌گراد با 26/2 بذر در روز و بیشترین سرعت جوانه‌زنی در دمای 35 درجة سانتی‌گراد با 39/11 بذر در روز به‌دست آمد. کمترین و بیشترین طول ساقه‏چه به ترتیب در تیمارهای دمایی 10 درجة سانتی‌گراد (با 48/2 سانتی‌متر) و 35 درجه سانتی‌گراد (با 41/9 سانتی‌متر) مشاهده شد. کمترین طول ریشه‌چه در تیمارهای دمایی 10 و 20 درجه سانتی‌گراد بدون تفاوت معنی‌دار (با 63/3 و 48/3 سانتی‌متر) و بیشترین طول ریشه‌چه نیز در تیمار دمایی 35 درجه سانتی‌گراد (با 62/9 سانتی‌متر) مشاهد شد. با توجه به مدل‏های رگرسیون برازش‌داده‌شده بین سرعت جوانه‌زنی و درجة حرارت، مقادیر درجه حرارت‌های حداقل، مطلوب، و حداکثر به ترتیب در دامنه 71/0-25/4، 36/30-24، و 48/45-01/41 درجة سانتی‌گراد به‌دست آمد.

بررسی هیدروژئوشیمیایی چشمه ‏های کارستی اشترانکوه در ارتباط با سازندهای زمین‏ شناسی منطقه

صفحه 263-278

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51831

مهرنوش قدیمی، حسن احمدی، ابراهیم مقیمی، منصور جعفربیگلو

چکیده برای بررسی هیدروژئوشیمی منابع آب کارستی اشترانکوه از اطلاعات شیمی آب چشمه ‏ها، به عنوان مهم‌ترین تخلیه‌کننده اصلی منابع کارستی، نام برده شده است. این تحقیق با هدف مطالعۀ هیدروژئوشیمیایی چشمه ‏های کارستی و منشأ آن‌ها با تأکید بر جنس سازند انجام شد. بدین منظور، 5 نمونۀ آب از چشمه‏ های دائمی منطقه در دوره کم‌آبی جمع ‏آوری و تجزیه شیمیایی شد. به منظور بررسی دقیق هیدروژئوشیمیایی منطقه از نمودار پایپر و استیف استفاده شد. نمودار پایپر نشان داد که تیپ غالب آب‏های منطقه بی‏کربناته- کلسیت است. این آب‌ها دارای سختی موقتی‌اند و در نمودار استیف مشخص شد که آنیون غالب بی‏کربنات و کاتیون غالب کلسیم است. آب چشمة پنبه‏کار (1S) و دریاچة گهر (3S) نسبت به کانی کلسیت اشباع است و شاخص اشباع مثبت منعکس‌کننده جریان انتشاری است و جریان انتشاری نیز نشان‌دهنده عدم گسترش زیاد شکستگی در حوزه آبخیز چشمه ‏های مورد نظر است. میزان شاخص اشباع دولومیت در چشمه ‏های آب سفید (2) و تمدار بسو (4)، و مهر قلیون‏جا (5) منفی است که شرایط تحت اشباع را نشان می‏دهد و منعکس‌کننده تراکم بیشتر شکستگی سطحی و زیرسطحی و همچنین نشان ‏دهنده نوع جریان مجرایی- انتشاری در مسیر جریان آب این چشمه‏ هاست. نتایج حاصل از هیدروژئوشیمی چشمه‏ های کارستی و XRF موجود در منطقه نشان می‏دهد که پدیدة فوق اشباع در دورة کم‌آبی در سنگ‏ های کربناته مؤکداً تابع انحلال کلسیت و دولومیت است. بالاتربودن دمای آب در چشمۀ پنبه‏ کار در اشباعیت دولومیت در سازند دالان تأثیر گذاشته است. نتایج تحلیل عاملی نشان می‏دهد که مهم‌ترین عامل را می‏توان به انحلال کربنات و پس از آن به منیزیم و هدایت الکتریکی نسبت داد. آب این چشمه‏ ها در گروه آب‏های نسبتاً سخت و سخت قرار می‏گیرد.

بررسی اثر عوامل محیطی و مدیریتی بر گسترش تیپ‏ های گیاهی (مطالعه موردی: مراتع سارال استان کردستان)

صفحه 279-288

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51832

بهرام قلی نزاد، محمد جعفری، محمد علی زارع چاهوکی، حسین آذرنیوند، حسن پوربابایی

چکیده این تحقیق با هدف تبیین و تشریح عوامل محیطی، که در پراکنش گیاهان مرتعی دخالت دارند، در مراتع سارال در استان کردستان انجام گرفت. پس از تعیین واحد‏های کاری، به نمونه‏برداری از گیاهان و تعیین برخی پارامتر‏های گیاهی، همچون نوع و تعداد گیاهان و درصد آن‏ها، اقدام شد. پارامتر‏های مختلف محیطی‌ (از جمله شیب، جهت، ارتفاع، درجه حرارت (به صورت وجود گرادیان حرارتی با ارتفاع)، و بارندگی) و عوامل مختلف فیزیکی خاک (بافت، عمق خاک، رطوبت اشباع، و سنگریزه) ‏‏و شیمیایی خاک (آهک، ازت، پتاسیم، فسفر، اسیدیته، هدایت ‏الکتریکی، و مادة ‏آلی) اندازه‏ گیری شد و شدت چرا نیز عامل مدیریتی درنظر گرفته شد. پس از جمع‏ آوری داده‏ها، به منظور تعیین عوامل تأثیرگذار بر پراکنش پوشش گیاهی، از روش تجزیه مؤلفه‏ های اصلی (PCA) با استفاده از نرم‌افزار PC-ORD بهره گرفته شد. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که بین عوامل محیطی و مدیریتی مؤثر در پراکنش گیاهان عوامل عمق خاک، ارتفاع، درصد سنگ و سنگریزه، شن و سیلت، و شدت چرا، با داشتن بیشترین همبستگی با مؤلفه‏ های اصلی، از مؤثرترین عوامل بر گسترش گیاهان و شکل‏‏ گیری تیپ‏ های گیاهی در وضعیت موجود به‌شمار می ‏آیند. در میان عوامل خاکی تأثیرگذار بر پراکنش جوامع گیاهی در این تحقیق، عوامل فیزیکی خاک تأثیر بیشتری دارند و خصوصیات شیمیایی خاک در استقرار جوامع گیاهی در منطقه مورد مطالعه تأثیری ندارند. عامل فیزیوگرافی ارتفاع و عامل مدیریتی شدت چرا نیز تأثیر بسزایی در پراکنش جوامع گیاهی دارند.

ارزیابی تأثیر پیش‌پردازش متغیرهای ورودی به مدل ماشین بردار پشتیبان به روش آزمون گاما به‌منظور پیش‌بینی حجم رسوب معلق

صفحه 289-303

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51833

الهام کاکائی لفدانی، علیرضا مقدم نیا، آزاده احمدی، حیدر ابراهیمی

چکیده هدف از این مطالعه بررسی تأثیر پیش ‏پردازش متغیرهای ورودی به روش آزمون گاما بر عملکرد مدل ماشین بردار پشتیبان جهت پیش‌‏بینی حجم رسوبات معلق رودخانه دویرج، واقع در استان ایلام، برای دورة ۱۹۹۴‌ـ ۲۰۰۵ است. دبی جریان و بارندگی ورودی مدل و دبی رسوب معلقْ خروجی مدل درنظر گرفته شد. همچنین، طول دورة آموزش مدل با استفاده از آزمون گاما (Gamma Test (GT)) مشخص شد. سپس، به منظور بررسی تأثیر پیش ‏پردازش متغیرهای ورودی بر عملکرد مدل، رسوب معلق با استفاده از مدل SVM، که هیچ‏گونه پیش‏پردازشی بر روی متغیرهای ورودی آن صورت نگرفته بود، پیش‏‌بینی شد و نتایج با یکدیگر مقایسه گردید. نتایج نشان داد عملکرد مدل GT-SVM در مرحله آزمون با حداقل RMSE برابر با 96/0 تن در روز و حداکثر ضریب R2 برابر با 98/0 بین مقادیر پیش‌بینی‌شده و واقعی بهتر از عملکرد مدل  SVMاست.

تأثیر شدت‌های مختلف برداشت بر برخی ویژگی‌های رویشی و زایشی گونه Ajuga chamaecistus در مراتع کردان البرز

صفحه 305-316

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51834

قادر کریمی، حسن یگانه، حسن براتی، فرهنگ قصریانی

چکیده با توجه به روند رو به رشد تخریب مراتع، بررسی آثار شدت‏‏های مختلف برداشت بر گونه‏ها، به‏ منظور بهره‏برداری اصولی‏تر از مراتع، می‏‏تواند در اصلاح و احیای مراتع مؤثر واقع شود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر شدت‏‏های مختلف برداشت بر گونه کلید Ajugachamaecistus در منطقة کردان است. این گونه در منطقه مورد مطالعه ارزش علوفه‏ای دارد. در این تحقیق، نخست یک منطقه کلید به مساحت یک هکتار انتخاب شد و در سال اول حصارکشی و قرق گردید. 40 پایه از گونه مذکور انتخاب شد و برداشت‏ های 0 (شاهد)، 25، 50، و 75 درصد بر روی پایه‏ها اعمال شد (هر 10 پایه یک تیمار). در فصل چرای منطقه، برداشت به‏ صورت ماهیانه با قیچی باغبانی انجام گرفت. تأثیر تیمارهای برداشت با تغییرات ایجادشده در خصوصیات گونه تحت تیمار، شامل تولید علوفه و بذر، شادابی، مرگ و میر، و رشد اندام هوایی، بررسی شد. در نهایت، داده‏هایِ تولید با طرح اسپلیت پلات با تجزیه مرکب در سال و داده‏هایِ تولید بذر، شادابی، مرگ و میر، و رشد اندام ‏های هوایی در نرم‌افزار SAS تجزیه شد. نتایج مطالعات آماری آثار سال و درصد برداشت بر تولید علوفه گونه مورد مطالعه نشان داد که اثر سطوح مختلف برداشت، سال‏های مختلف، و اثر متقابل آن‏ها بر تولید علوفه در سطح یک‏ درصد معنی‏ دار است. این امر بیانگر آن است که در سال‏های مختلف با وضعیت آب و هوایی متفاوت میزان تولید متفاوت است. همچنین، نتایج تجزیه و تحلیل داده‏ ها نشان داد تولید بذر، بنیه و شادابی، مرگ و میر، و رشد اندام‏های هوایی نیز تحت تأثیر سطوح مختلف برداشت و وضعیت آب و هوایی قرار دارند. در مجموع، با توجه به نتایج به ‏دست‌آمده، مشخص شد آثار منفی برداشت بر روی گونه مورد نظر از بین سطوح برداشت اعمال‌شده در سطح 75 درصد مشهود است. به‏ عبارتی، چرای سنگین تأثیر منفی بر گونة تحت تیمار دارد. بنابراین، برداشت تا سطح 75 درصد می‏تواند بقای گونه مذکور را به‌خطر اندازد و، در واقع، با برداشت تا سطح 50 درصد مشکل جدّی برای آن به‏وجود نمی ‏آید.

ارزش‌گذاری اقتصادی نقش پوشش گیاهان مرتعی در حفاظت خاک (مطالعة موردی: حوزه طالقان میانی)

صفحه 317-331

https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51835

سید علیرضا موسوی، حسین ارزانی، غلامعلی شرزه ای، حسین آذرنیوند، مهدی فرح پور، استفانی انگل، اسماعیل علیزاده، علی اکبر نظری سامانی

چکیده حفظ خاک یکی از مهم‌ترین کارکردهای تنظیمی اکوسیستم‌‌های طبیعی به‌شمار می‏رود. این نقش در حوزة طالقان میانی، به دلیل بالابودن میزان فرسایش و تجمع رسوبات در دریاچة سد، از اهمیت دوچندانی برخوردار است. در این تحقیق، ارزش اقتصادی کارکردهای کاهش میزان ازدست‌رفتن اراضی، کاهش رسوب‌گذاری در مخازن آبی، و حفظ حاصلخیزی خاک بررسی شد. بدین منظور، با روی‏هم‏گذاری نقشة فرسایش با نقشة سایر عوامل محیطی، اثر نوع کاربری و پوشش بر فرسایش بررسی گردید. دیمزارهای کم‏بازده و ر‌هاشده مبنای مقایسه جهتِ برآورد نقش پوشش مرتعی در حفظ خاک مدنظر قرار گرفت. برای محاسبة ارزش اقتصادی کارکرد کاهش میزان ازدست‌رفتن اراضی از شاخص هزینة فرصت و سود کشت دیم استفاده شد. کارکرد کنترل رسوب نیز، با توجه به نسبت تحویل رسوب برآوردشده و هزینة ساخت سد طالقان، به عنوان هزینة فرصت این کارکرد مدنظر قرار گرفت. کارکرد حفظ حاصلخیزی خاک نیز، با توجه به میزان نگهداشت خاک و محتوای عناصر غذایی خاک مراتع منطقه، برآورد شد و ارزش اقتصادی آن با رویکرد هزینة جایگزینی محاسبه گردید. بر اساس نتایج، مراتع منطقه سالانه 60545 متر مکعب فرسایش خاک را کاهش می‏دهند. ارزش اقتصادی کارکردهای کاهش میزان ازدست‌رفتن اراضی، کاهش رسوب‌گذاری در مخازن، و حفظ حاصلخیزی خاک به ترتیب برابر با 64718، 261346، و 89152 هزار ریال در سال محاسبه شد. بدیهی است این کارکرد‌ها فقط بخشی از کارکردهای اکوسیستم‌‌های مرتعی را تشکیل می‏دهند و ارزش‌گذاری اقتصادی کلیة کارکرد‌ها می‏تواند ابزار مؤثری جهت حفظ اکوسیستم‌‌های مرتعی به‌کار گرفته شود.