نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 68، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-195 

آثار پساب بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک در پروژه‌های بیولوژیکی احیای مراتع (مطالعة موردی شرق اصفهان)

صفحه 1-13

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53867

حسین بشری، مصطفی ترکش اصفهانی، طیبه شاه‌آبادی، محمدرضا مصدقی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی پیامدهای کاربردِ پساب شهری بر برخی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک در مراتع منطقة سگزی واقع در شرق اصفهان انجام شد. 6 سایت مطالعاتی با توجه به نوع پوشش گیاهی دست‌کاشت (گونه‏های تاغ، قره‌داغ) و روش آبیاری (شیاری، غرقابی، و بدون آبیاری) انتخاب شد و در هر سایت حداقل چهار و حداکثر دوازده تکرار انتخاب شد و از لایه‌های ۰ ـ۱۰ و ۱۰ ـ۳۰ سانتی‌متری خاک نمونه‌برداری شد. بافت، مقدار مادة آلی، اسیدیته، رسانایی الکتریکی، میزان سدیم، کلسیم، و منیزیم محلول، و پایداری ساختمان خاک (رس قابل پراکنش) برای 94 نمونة خاک بررسی و با استفاده از تجزیة واریانس و تجزیة مؤلفه‌های اصلی تحلیل شد. بر اساس نتایج، استفاده از پساب با شست‌و‏شوی نمک‌های محلول خاک و انتقال آن‌ها به عمق خاک و افزودن مواد آلی و معدنی تغییراتی در خاک ایجاد کرد. رسانایی الکتریکی خاک در سایت‌های بدون آبیاری (۰ ـ۱۰ سانتی‌متری) یا آبیاری به شیوة شیاری (۱۰ ـ۳۰ سانتی‌متری) به طور معنی‌داری (05/0=α) بیش از سایت‏هایی با آبیاری غرقابی بود. کاربرد پساب موجب افزایش میزان مادة آلی خاک، نسبت به مناطق بدون آبیاری، شد و میزان پایداری خاک‌دانه‌ها نیز به طور معنی‌داری (05/0=α) افزایش یافت. استفاده از پساب به کاهش سدیم محلول خاک منجر شد و، در نتیجه، میزان رس قابل پراکنش کاهش یافت و بر پایداری ساختمان خاک افزوده شد. در مجموع، استفاده از پساب در پروژه‏های احیای مراتع، با توجه به اینکه خطرهای زیست‏محیطی کمتری نسبت به کاربردِ آن در عرصه‌های کشاورزی دارد، توصیه می‏شود.

تعیین میزان نفوذ عمقی رسوب در عرصه‌های پخش سیلاب مطالعة موردی: ایستگاه پخش سیلاب گچساران

صفحه 15-24

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53872

محسن پادیاب، سادات فیض نیا، حسن احمدی، اردشیر شفیعی

چکیده     ارزیابی تغییرات منابع خاکی و آبی ناشی از اجرای عملیات پخش سیلاب برای تعیین برآیند مثبت یا منفی اثرگذاری آن امری ضروری است. مهم‌ترین مؤلفة تأثیرگذار در عملکرد سیستم‏های پخش سیلاب میزان رسوب ورودی به کانال‏های آب‌رسان گسترشی و نهشته‌شدن آن در سطح و تجمع در عمق عرصة پخش است که می‏تواند خصوصیات فیزیکی و شیمیایی عرصه را تغییر دهد. در واقع، با مشخص‌کردن عمق نفوذ رسوبات، به عمق تأثیرگذاری پخش سیلاب بر ویژگی‏های خاک خواهیم رسید. به منظور تعیین اثر گسترش سیل بر میزان نفوذ رسوب به عمق عرصة پخش سیلاب گچساران از اعماق 0 ـ 15، 15 ـ 30، 30 ـ 45، و ۴۵ ـ ۶۰ سانتی‏متری از سطح خاک عرصه‏های پخش و شاهد نمونه‏برداری شد. کلیة نمونه‏ها با استفاده از روش الک خشک و هیدرومتری دانه‏بندی شد. درصد دانه‏های رسوب با اندازة کمتر از دو میلی‌متر با آزمون دانکن و t مستقل برای 80 نمونة برداشت‌شده از نظر آماری بررسی شد. نتایج نشان داد ورود رسوبات به صورت عمقی در پروفیل‏های حفرشده تا عمق سوم به طور مؤثر و کاملاً مشخص نمایان است و می‏تواند در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تأثیرگذار باشد و از این عمق به بعد تأثیر پخش سیلاب ناچیز می‏شود. مهم‌ترین ویژگی‌ای که از سطح به عمق نوارهای پخش تغییر خواهد کرد نفوذپذیری هر یک از لایه‏های مورد مطالعه است؛ به طوری که با افزایش ذرات ریز نفوذی در عمق و مسدودشدن خلل و فرج لایه‏های خاک به اصطلاح کور می‌شود و نفوذپذیری به شدت کاهش می‏یابد؛ این حالت در سطح نوارهای پخش چشمگیرتر است و حتی پس از نهشته‌شدن رسوبات در سطح (عمق 0 ـ 15 سانتی‏متری) لایه‏ای سله‌بسته و سفالی ایجاد می‌شود و از نفوذ ذرات و حتی آب به عمق جلوگیری می‏کند. با تعیین میزان رسوب نهشته‌شده در سطح نوارهای پخش و همچنین میزان نفوذ عمقی آن می‏توان برای بهبود کارایی و نگه‌داری آسان‏تر سیستم‏های پخش سیلاب یا حتی عدم استفاده از این روش به صورت عملی و مؤثر تصمیم‏گیری کرد.

بررسی تیمارهای مختلف آبیاری در عملکرد شیرابه، میزان اسانس، خصوصیات مورفولوژیکی، و بقای گیاه دارویی- مرتعی آنغوزة تلخ (Ferula assa-foetida L.)

صفحه 25-34

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53876

محمدرضا پیرمرادی، محمد مقدم، نوید یزدانی

چکیده آنغوزة تلخ گیاهی دارویی- مرتعی و متعلق به تیرة چتریان است. ارزش این گیاه به دلیل شیرابه‏ای است که با تیغ‌زدن به رأس ریشة آن به‌دست می‌آید. بارندگی در عملکرد شیرابه و بقای این گیاه تأثیر بسزایی دارد. خشک‌سالی‏های مداوم در مناطق رویش این گیاه تأثیر نامطلوبی در جمعیت آن گذاشته است. تحقیق حاضر در این راستا و به منظور بهره‏برداری بهتر و بررسی تأثیر آبیاری در رشد، نمو، عملکرد شیرابه، و بقای گیاه در شرایط طبیعی در منطقة جنگل قائم کرمان ‌انجام پذیرفت. در این مطالعه تأثیر پنج تیمار آبیاری در طول فصل رشد‌ـ شامل دو بار در هفته، یک بار در هفته، دو هفته یک بار، سه هفته یک بار، و یک بار در ماه‌ـ به همراه شاهد (بدون آبیاری) بر روی صفات فوق در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی در چهار تکرار و در هر تکرار 20 گیاه مطالعه شد. نتایج تجزیة واریانس نشان داد آبیاری در طول برگ، طول دم‌برگ، طول دورة رشد رویشی، و عملکرد شیرابة گیاه تأثیر معنی‏داری در سطح یک درصد داشت. همچنین، آبیاری باعثِ افزایشِ بقای گیاهان تیغ‌خورده در طول دورة بهره‏برداری و در سال بعد شد. اما آبیاری به طور معنی‏داری باعث کاهش درصد اسانس شیرابه شد. بهترین تیمار برای افزایش عملکرد شیرابهْ آبیاری گیاهان به صورت یک بار در هفته بود که عملکردی معادل 4/81 گرم در هر پایه داشت. کمترین میزان عملکرد نیز مربوط می‌شود به تیمار شاهد و یک بار آبیاری در ماه. به طور کلی، آبیاریِ گیاه آنغوزه پیش از بهره‏برداری و در طول فصل رشد آن توصیه می‏شود.    

شناسایی عوامل مؤثر در عدم مشارکت مرتع‌داران در اجرای طرح‌های مرتع‌داری شهرستان کهگیلویه

صفحه 35-46

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53880

فرهاد لشگرارا، مجید رضا داورپناه، سید اکبر جوادی

چکیده   در دهه‌های اخیر، مقابله با عوامل تخریب مراتع و تلاش در جهت احیای مراتع، به منزلة گامی اساسی در راستای توسعة پایدار، لازم و ضروری بوده است. اما، با توجه به وسعت زیاد عرصه‌های منابع طبیعی و نیاز به نیروی انسانی بسیار زیاد برای حفاظت و احیای این منابع، به‌نظر می‌رسد مشارکت بهره‌برداران عرصه‌های مذکور بهترین وسیله برای توسعة این منابع باشد. از این رو، هدف کلی این تحقیق شناسایی موانع مشارکت مرتع‌داران در اجرای طرح‌های مرتع‌داری در بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه است. این تحقیق از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی است. ابزار تحقیق پرسشنامه است. جامعة آماری تحقیق حاضر 197 نفر از مرتع‌داران است که از این تعداد بر اساس فرمول کوکران، 110 نفر به عنوان نمونه به کمک روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS16 صورت گرفت. داده‌های تحقیق حاکی از آن است که میزان عدم مشارکت اکثریت بهره‌برداران (6/77 درصد) در حد متوسط است. از سوی دیگر، بین عوامل فردی و روان‌شناختی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی، سیاسی، و عدم مشارکت مرتع‌داران در اجرای طرح‌های مرتع‌داری رابطة منفی و معنی‌داری در سطح 99/0 وجود دارد. همچنین، بر اساس یافته‌های موجود، عوامل آموزشی و اجتماعی در مجموع 6/53 درصد از تغیرات واریانس عدم مشارکت مرتع‌داران را تبیین کردند. از این رو، به منظور مشارکت بیشتر مرتع‌داران در اجرای طرح‌های مرتع‌داری شهرستان کهگیلویه، توجه خاص به عوامل مذکور می‌تواند زمینه‌ساز مشارکت هر چه بیشتر مرتع‌داران باشد.

قدرت اجتماعی و شاخص مرکزیت در شبکة بهره‏برداران مرتع در راستای مدیریت مشارکتی (منطقة مورد مطالعه: مرتع گورمؤمنین، منطقة کلاتة رودبار، دامغان)

صفحه 47-64

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53881

خدیجه رحیمی بالکانلو، مهدی قربانی، محمد جعفری، علی طویلی

چکیده شناخت و آگاهی از کنشگران کلیدی در سطح جوامع محلی در راستای مدیریت مشارکتی و اجرای پروژه‌های منابع طبیعی یکی از اقدامات ضروری پیش از اجرای پروژه‏هاست. این افراد می‏توانند، به منزلة رهبران محلی و قدرت‏های اجتماعی، در سامان‌دهی مدیریت مشارکتی منابع طبیعی بازویِ اجراییِ دست‏اندرکاران دولتی باشند. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص مرکزیت در سطح خرد، شبکة بهره‏برداران مراتع، سامان عرفی گورمؤمنین در منطقة کلاتة رودبار شهرستان دامغان، قدرت‏های اجتماعی، و رهبران محلی مؤثر در فرایند مدیریت مشارکتی مرتع مشخص شوند. بدین منظور، با استفاده از روش تحلیل شبکة اجتماعی، میزان مرکزیت‏های درجة خروجی، ورودی، و بینابینی در سطح کنشگران، بر اساس پیوندهای اعتماد، مشارکت، و ماتریس ترکیبی اعتماد و مشارکت، در شبکة بهره‏برداران مرتع مشخص شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، کنشگر Go-Bi (یکی از بهره‌برداران مرتع) قدرتِ کلیدی در بین بهره‏برداران مرتع گورمؤمنین شناخته شد. همچنین، کنشگران مرکزی و پیرامونی و میزان تراکم پیوندی بین آن‏ها بر اساس شاخص مرکز- پیرامون مشخص شد. افرادی که در زیرگروه کنشگران مرکزی قرار گرفته‏اند، به دلیل اقتدار و نفوذ اجتماعی بالا، می‏توانند نقش مؤثری در مدیریت مشارکتی مرتع ایفا کنند. شناخت این افراد پیش از اجرای پروژه‏های منابع طبیعی تا حد زیادی می‏تواند به دستگاه‏های دولتی در گسترش اعتماد در میان افراد یاری نماید، در نتیجه، مدیریت مشارکتی موفق‏تری عملیاتی خواهد شد. از این افراد می‏توان، به منزلة پل‏های ارتباطی بین نهادهای دولتی و سایر بهره‌‏برداران، در توسعة پایدار روستایی استفاده کرد.  

تحلیل شبکة تبادل اطلاعات در راستای مدیریت پایدار منابع طبیعی (منطقة مورد مطالعه: حوضة سد البرز در استان مازندران)

صفحه 65-79

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53883

عبدالمطلب رضائی، سید محمود حسینی، علی اسدی

چکیده استفاده از تحلیل شبکة اجتماعی برای بررسی نوع روابط بین ذی‌نفعان و کنشگران در مدیریت منابع طبیعی، به منزلة روشی علمی، کاربرد فراوانی یافته است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل شبکة تبادل اطلاعات در بین سازمان‌های فعال در مدیریت پایدار منابع طبیعی در حوضة سد البرز در استان مازندران بر مبنای رویکرد تحلیل شبکة اجتماعی صورت گرفت. بر اساس نتایج تحقیق، دسترسی و اشتراک اطلاعات در بین سازمان‌های مورد مطالعه به‌آسانی صورت نمی‏گیرد و سطح ارتباطی متوسطی میان سازمان‌ها وجود دارد. در شبکة اطلاعاتی این سازمان‌ها سازمان جهاد کشاورزی از قدرت متوسطی در شبکه برخوردار است. دانشگاه‌ها، سازمان جهاد کشاورزی، و مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی نقش مهمی در تسهیل و تسهیم اشتراک اطلاعات با سایر سازمان‌ها دارند. بر اساس نتایج تحقیق، سازمان‌های غیردولتی در تبادل اطلاعات در این شبکه نقش منفعلی دارند و در فرایند اطلاعات‌دهی به سایر سازمان‌ها پویا نیستند. در تحلیل فرایندهای قانون‌گذاری و ارتباط آن با شبکة تبادل اطلاعات سازمان‌ها مشخص شد که ادارة کل منابع طبیعی و آبخیزداری نسبت به سایر سازمان‏ها در این زمینه دارای قدرت بیشتری است .

بهینه‌سازی شکل و اندازة واحدهای نمونه برای افزایش دقت و صحت برآورد تراکم گون خاردار (Astragalus verus) در مراتع مایان مشهد

صفحه 81-94

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53885

زهرا زنگنه، کمال الدین ناصری، فریدون ملتی، منصور مصداقی

چکیده چون اندازه‏گیری تراکم گیاهان، اغلب، به کمک پلات و در اکثر موارد به روش شمارش پایه‏ها صورت می‏گیرد، اندازه و شکل پلات از نخستین مواردی است که باید دربارة آن تصمیم‌گیری شود. در این تحقیق اثر اشکال و سطوح مختلف پلات بر دقت و صحت نمونه‏گیری به ‏منظور برآورد تراکم گیاه گون خاردار‌ـ که یکی از گونه‏های غالب در منطقه و دارای پایه‏های مجزا از هم است‌ـ در منطقة مایان مشهد بررسی شد. اشکال مختلف پلات به ترتیب مربع، مستطیل پهن، مستطیل کشیده و سطوح مختلف پلات 1، 2، 4، و 8 متر مربع درنظر گرفته شد. در مجموع، 3×4 نوع پلات (تیمار) بررسی شد. در این تحقیق مختصات هر یک از پایه‏های گون خاردار و مرز منطقه مطالعه و با دوربین دیجیتال برداشت شد و به کمک نرم‌افزارR  نقشة دیجیتال پراکنش گون‏ در منطقة مورد نظر رسم شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش، پلات مستطیل کشیده 5/0×8 متر بیشترین دقت و صحت را دارا بود و پلات بهینه انتخاب شد. در نهایت، می‌توان نتیجه گرفت که به منظور صرفه‌جویی در وقت و هزینه جهت نمونه‌برداری در عرصه، استفاده از روش مکان‌یابی پایه‌های گیاهی و کاربرد نرم‌افزار R می‌تواند روش مناسبی برای برآورد تراکم گیاهان بوته‌ای باشد و می‌توان از پلات‏های بهینه در این پژوهش برای بوته‌زارهای مشابه استفاده کرد.

کاربرد گشتاور‏های خطی در آنالیز روش آماری هرشفیلد (مطالعة موردی: حوضة هلیل‌رود جیرفت)

صفحه 95-108

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53886

فرشاد سلیمانی ساردو، علی سلاجقه، مهدیه سنجری، علی آذره

چکیده امروزه، طراحی سازة‏ هیدرولیکی مناسب برای جلوگیری از خطرهای احتمالی سیلاب از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از پارامتر‏های ضروری در طراحی سازه‏های کنترل سیلاب پارامتر حداکثر بارش محتمل در پایة زمانی 24 ساعته است، که این بارش، طبق شرایط نهایی هر حوضه، در دورة بازگشت هزارساله رخ می‏دهد. این مطالعه در حوضة هلیل‌رود جیرفت به منظور صحت‌سنجی دو روش هرشفیلد در برآورد حداکثر بارش محتمل صورت گرفت. در این زمینه، نخست با استفاده از روش گشتاورهای خطی به تحلیل فراوانی سری داده‌های حداکثر بارش سالانه پرداخته و مقدار بارش در دورة بازگشت هزارساله استخراج شد و از آن برای مقایسه با مقادیر به‌دست‌آمده از روش‌های هرشفیلد استفاده شد. نتایج نشان داد داده‌های بارش به‌دست‌آمده از روش دوم هرشفیلد با مقادیر بارش استخراج‌شده از روش گشتاور‌های خطی در دورة بازگشت هزارساله از همبستگی 87/0 برخوردار است. در نتیجه، روش مذکور روشی با درجة صحت بالا در برآورد حداکثر بارش محتمل در حوضة هلیل‌رود جیرفت شناخته شد. از نتایج این مطالعه می‌توان در سیستم پایش منطقه استفاده کرد.

ارزیابی عملکرد روش لادا در بررسی وضعیت تخریب خاک منطقة شرق اصفهان

صفحه 109-129

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53889

بهزاد رایگانی، غلامرضا زهتابیان، حسین آذرنیوند، سید کاظم علوی پناه، سید جمال الدین خواجه الدین

چکیده خاک یکی از منابع طبیعی اصلی تجدیدناپذیر در جهان است. تخریب خاک تهدیدی اصلی در سراسر کرة زمین به‌‌شمار می‌رود، زیرا در درازمدت باعث کاهشِ توان تولیدی خاک و ناپایداری زیست‏محیطی می‌شود. تخریب خاک سه وجه مختلف دارد: تخریب فیزیکی؛ تخریب شیمیایی؛ و تخریب بیولوژیکی. در صورتی که بتوان هر یک از تخریب‌های مختلف خاک را در معادله‌ای برآورد کرد، به‌راحتی می‏توان فاکتور تخریب خاک را تخمین زد و ارزیابی کرد. بدین منظور، تلاش‌های گسترده‏ای در مناطق مختلف جهان صورت پذیرفته و روش‌های گوناگونی برای ارزیابی پدیدة تخریب خاک ارائه شده است. در این پژوهش از جدیدترین دستورالعمل بررسی تخریب خاک‌ـ که پروژة ارزیابی تخریب زمین در مناطق خشک (لادا) ارائه کرده‌ـ در ناحیة بیابانی شرق اصفهان استفاده شد و با آن جنبه‏های مختلف تخریب خاک ارزیابی شد. مطابقِ یافته‏های این تحقیق، بیشتر کاربران در داخل کشور به‌راحتی می‏توانند از روش مذکور، به دلیل سادگیِ کاربرد و ارائة سریع نتایج، استفاده کنند. مقایسة نتایج حاصل از کاربرد این مدل در منطقه و عکس‌های گرفته‌شده از سایت‌های نمونه‏برداری نشان می‏دهد متدولوژی مذکور از دقت بسیار زیادی نیز برخوردار است.

بررسی رابطة تولید مرتع با پارامترهای اقلیمی مؤثر و شاخص‌های خشکسالی در مراتع ندوشن

صفحه 131-148

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53890

سمانه محمدی مقدم، ابوالفضل مساعدی، محمد جنگجو، منصور مصداقی

چکیده با آنکه بارندگی مهم‌ترین عامل تأثیرگذار در تولید مرتع است، اطلاعات اندکی دربارة روابط تولید مرتع تحت تأثیر متقابل عوامل آب‌وهوایی و، به‌ویژه، شاخص‌های خشکسالی وجود دارد. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط تولید مرتع با عوامل آب‌و‌هوایی بارندگی، دما، تبخیر، تعرق، شاخص‌های خشکسالی بارش استانداردشده (SPI)، و شناسایی خشکسالی (RDI) در منطقة ندوشن واقع در استان یزد انجام شده‌ است. بدین منظور، در مورد هر عامل 33 دورة زمانی مختلف، شامل دوره‌های یک تا چهارماهه، شش‌ماهه، و نُه‌ماهه‌ـ به عنوان متغیرهایی که ممکن است در تولید گیاهی مرتع مؤثر باشند‌ـ درنظر گرفته ‌شد. برای کاهش حجم داده‌ها از روش تجزیه به مؤلفه‌های اصلی استفاده شد. به‌ منظور تعیین بهترین رابطه بین تولید با عوامل آب‌وهوایی و شاخص‌های خشکسالی از روابط رگرسیونی استفاده شد. رابطه‌های رگرسیونی مختلف برای متغیر‌های انتخاب‌شده از روش تجزیه به مؤلفه‌ها بررسی شد. در نهایت، در هر روش رابطه‌ای که دارای کمترین خطای نقطة ایده‌آل (IPE) بود رابطة برتر شناخته شد. با مقایسة رابطه‌هایی که بر اساس بارندگی، دما، تبخیر و تعرق، شاخص بارش استاندارد‌شده، و شاخص شناسایی خشکسالی به‌دست آمد، رابطة به‌دست‌آمده از شاخص شناسایی خشکسالی به عنوان رابطه‌ای که برآورد مناسب‌تری از تولید مراتع دارد (969/0=R و میانگین قدر مطلق خطای نسبی معادل 111/0) انتخاب شد.

تأثیر پوشش لکه‏ای، به‌ منزلة زیستگاه خرد، بر تغییر خصوصیات خاک (مطالعة موردی: چراگاه‏های شور تز خراب در ارومیه)

صفحه 149-158

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53891

جواد معتمدی، آرزو علیزاده، آزاده عالم زاده گرجی

چکیده گیاهان، ضمن رویش و سازگاری با شرایط مختلف، ویژگی‏های محیط و به‌ویژه خصوصیات خاک را برای گسترش جوامع گیاهی تغییر می‏دهند. در این تحقیق میزان تأثیرگذاری گیاهان هالوفیت اطراف دریاچة ارومیه بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک ارزیابی شد. بدین منظور، در تیپ گیاهی Salsola nitraria - Aeluropus littoralis، که معرف سطح وسیعی از چراگاه‏های شور اطراف دریاچة ارومیه است، لکه‌های گیاهی (اکولوژیک) در امتداد دو ترانسکت 150 متری، که موازی با جهت شیب استقرار داشتند، انتخاب شد و فواصل بین آن‌ها خاک لخت بدون پوشش (فضای بین لکه‌ای) درنظر گرفته شد. نمونه‏های خاک از داخل لکه‌ها و فضای بین لکه‏ای از دو عمق 0 ـ 15 و 15 ـ 30 سانتی‌متری با چهار تکرار برداشت و برخی خصوصیات آن‌ها اندازه‏گیری شد. با کاربرد آزمون T غیرجفتی، مقادیر پارامترهای اندازه‏گیری‌شدة بین لکه‌ها و فضای بین لکه‏ها مقایسه شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‏دهد حضور گیاهان تأثیر معنی‏داری در کاهش هدایت الکتریکی و نمک‏های محلول سدیم، پتاسیم و کلسیم و همچنین افزایش مقادیر فسفر در نمونه‏های خاک پروفیل سطحی (0 ـ 15 سانتی‌متری) در داخل لکه‏ها دارد، ولی در میزان اسیدیته، نیتروژن، مواد آلی و درصد سیلت، شن و رس داخل لکه‏ها و نواحی بین لکه‏ها اختلاف معنی‏دار مشاهده نشد. خصوصیات مذکور در خاک عمقی (15 ـ 30 سانتی‌متری) و بین لکه‏های گیاهی و مناطق بین لکه‏ها نیز اختلاف معنی‌داری با هم نداشت؛ این امر تداعی‌کنندة نقش گیاهان و تأثیر ریشه‏دوانی آن‌ها در تغییر خصوصیات خاک سطحی نسبت به خاک عمقی در رویشگاه‏های مورد بررسی است.

شبیه‌سازی تغییرات کیفی آب زیرزمینی با مدل شبکة عصبی مصنوعی (مطالعة موردی: آبخوان کاشان)

صفحه 159-171

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53892

محمد میرزاوند، هدی قاسمیه، محمود اکبری، سید جواد ساداتی نژاد

چکیده مجاورت آبخوان کاشان با جبهة آب شور دریاچة نمک به پیشروی آب شور به داخل آبخوان منجر شده است. در این پژوهش، با توجه به وضعیت موجود، شبیه‏سازی کیفی آب زیرزمینی دشت کاشان با استفاده از مدل‏های شبکة عصبی مصنوعی انجام شد. بدین منظور، نخست به تعیین تیپ غالب آب منطقه پرداخته شد. سپس، اقدام به مدل‏سازی شد. نتایج حاصل از بررسی تیپ آب به وسیلة نمودار پایپر نشان داد که کلرور- سدیم تیپِ غالب آب منطقه است. بنابراین، در مدل‏سازی‏ها متغیرهای ورودی مدل شامل تراز سطح ایستابی، ارتفاع بارندگی سالیانه، و غلظت کلر در سال قبل و متغیر خروجی مدل غلظت کلر در سال جاری بوده است. نتایج نشان داد مدل MLP نسبت به مدل RBF نتیجة بهتری در پیش‏بینی غلظت کلر داشته است. نتایج حاصل از آنالیز حساسیت نشان داد غلظت کلر و تراز سطح ایستابی در سال قبل به‌ترتیب مهم‏ترین تأثیر را در نتایج شبیه‏سازی غلظت کلر سال جاری داشته‌اند.

ارزیابی رابطة بین تراکم کشت آتریپلکس (Atriplex halimus)با میزان کربن ترسیب‌شده در خاک (مطالعة موردی: مراتع نیمه‌‌خشک اینچه‌برون، استان گلستان)

صفحه 173-180

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53893

رویا وزیریان، حمید رضا عسگری، مجید اونق، چوقی بایرام کمکی

چکیده شناخت رابطة گیاه با خاک در راستای توسعه و برآورد اهداف احیای اراضی تخریب‌یافته ضروری است. به منظور بررسی رابطة تراکم گیاه آتریپلکس با میزان ترسیب کربن، مراتع اینچه‌برون در استان گلستان بررسی شد. نمونه‌برداری به روش کاملاً تصادفی در سه تراکم (200>)، (200-400)، و (400<) پایه در هکتار با 30 تکرار در سطح از عمق (0-30) سانتی‌متر صورت گرفت. پس از اندازه‌گیری پارامترهای مورد نظر در آزمایشگاه، نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS آنالیز شد. برای مقایسة میانگین بین سطوح تراکم و شاهد از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد کربن آلی موجود در منطقة آتریپلکس‌کاری دارای دامنه‌ای بین 48/0 تا 64/0 درصد و با میانگین 56/0 درصد است. در حالی که کربن آلی موجود در منطقة شاهد دارای دامنة تغییراتی بین 03/0 تا 12/0 درصد و با میانگینی برابر 078/0 درصد است، که بیانگر افزایش معنی‌دار میزان کربن آلی در منطقة آتریپلکس‌کاری‌شده نسبت به منطقة شاهد است. کربن ترسیب‌شده در واحد سطح در منطقة کم‌تراکم برابر27/26تن در هکتار، در منطقة با تراکم متوسط برابر 85/27 تن در هکتار، و در منطقة پُرتراکم برابر 66/30 تن در هکتار است. این نتیجه بیانگر آن است که با افزایش تراکم میزان کربن آلی و در نتیجه، ترسیب کربن در خاک روند افزایشی داشته است. تفاوت معنی‌داری در میزان ترسیب کربن و مقدار کربن آلی خاک در سه منطقة متمایز از نظر تراکم کاشت مشاهده نشد، در حالی که تفاوت آن‌ها با منطقة شاهد معنی‌دار بود.

بهینه‏ سازی کاربری اراضی به منظور کمینه‏سازی فرسایش خاک و بیشینه‏سازی سود در بخشی از حوضة آبخیز طالقان

صفحه 181-195

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53894

مهدی وفاخواه، محسن محسنی ساروی، حسن احمدی

چکیده بهینه‏سازی کاربری اراضی یکی از راهکارهای مناسب برای حفاظت خاک است. از این رو، تحقیق حاضر با هدف بهینه‏سازی کاربری اراضی به منظور کمینه‌‌کردن فرسایش و بیشینه‏سازی سود در حوضة آبخیز طالقان با مساحت 23/80427 هکتار انجام شد. بدین منظور، با محاسبة مساحت، میزان فرسایش، و درآمد خالص هر یک از کاربری‏های اراضی حوضة آبخیز مورد تحقیق، با توجه به استانداردهای مورد نیاز هر یک از کاربری‏های اراضی، سطح هر یک از کاربری‏ها استخراج و با تعیین محدودیت‏ها و دو تابع هدف با استفاده از نرم‏افزار ADBASE بهینه‏سازی شد. نتایج تحقیق حاضر نشان می‌‏دهد میزان فرسایش از 28/6 تن در هکتار در سال به 84/5 تن در هکتار در سال (99/6 درصد) و میزان سود از 38/118174 به 02/112681 میلیون ریال (65/4 درصد) پس از بهینه‏سازی کاربری اراضی کاهش یافته است. همچنین، بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود اراضی با کاربری دیم به اراضی با کاربری زراعت آبی و باغ و مرتع تبدیل شود.