نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 68، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 675-899 

تعیین عوامل مؤثر بر عملکرد مرتع با استفاده از تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) (مطالعۀ موردی: بخشی از مراتع قشلاقی استان سمنان)

صفحه 675-689

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56951

سید حسن کابلی، حسین آذرنیوند، علی اکبر مهرابی، حسین ارزانی، سید مهدی حشمت الواعظین

چکیده یکی از شیوه‌های مرسوم تحقیق دربارة شناخت موضوع یا تصمیم‌گیری در جوامع توجه به آرای افراد جامعه است. هدف از این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد مرتع با توجه به دیدگاه‌های جامعة مرتع‌دار مراتع قشلاقی استان سمنان است. در این راستا، عوامل مؤثر بر عملکرد مرتع به عوامل انسانی (اقتصادی و اجتماعی) و طبیعی (شرایط توپوگرافی، ویژگی‌های اقلیمی، زمین‌شناسی و خاک) به منزلة معیار اصلی تقسیم شد. زیرمعیارها بر اساس مصاحبه، تجربیات و مرور منابع تعیین شد. پرسش‌نامة تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) تدوین شد و ارزش وزنی معیارها و زیرمعیارها بر اساس مصاحبه با سی نفر از مرتع‌داران تعیین شد. پرسش‌نامه‌ها با استفاده از  نرم‌افزارExpert choiceتحلیل شد. بر اساس نتایج، میزان و فصل بارندگی و شیوة مالکیت از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده بودند. در مجموع، عوامل طبیعی اثر بیشتری در عملکرد مراتع داشت. اولویت عوامل طبیعی نسبت به عوامل انسانی برابر با 8/2 و بردار ویژة عوامل طبیعی 74/0 در برابر 26/0 بود. جامعة تحقیق در تشخیص اثر عوامل طبیعی، نسبت به آثار عوامل انسانی، اختلاف‌نظر بیشتری داشت.

ارزیابی پایداری خاکدانه‏ ها و تعیین مکانیسم ناپایداری خاک‏ های حوضۀ آبخیز طالقان

صفحه 691-710

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56952

محسن آرمین، حسن احمدی، حسن روحی پور، علی سلاجقه، محمد حسین مهدیان، وجیهه قربان نیا خیبری

چکیده با توجه به محدودیت‏های موجود در تعیین میزان حساسیت خاک به فرسایش آبی یا فرسایش‏پذیری خاک از طریق آزمون‏های میدانی، کاربردِ روش‏های آزمایشگاهی روی نمونه‏های کوچک خاک (کمتر از 100 گرم)، افزون بر ساده‌بودن، نیازمند هزینه و وقت کمتری است. نتایجِ پژوهش‏های مختلف در این زمینه بیانگر آن است که از بین روش‏های مختلف آزمایشگاهی، مبنی بر استفاده از خصوصیات خاک، آزمون‏های مربوط به ساختمان خاک و پایداری خاکدانه‏ها مؤثرتر است و به آن‌ها بیشتر توجه شده است. در این تحقیق، با تکیه بر مشاهدات و تغییرات ماکروسکوپی در مقیاس واحدهای همگن، در بخشی از خاک‏های حوضة آبخیز طالقان، به وسعت 3260 هکتار، 84 نقطه به عنوان نقاط نمونه‏برداری خاک انتخاب شد. به منظور تمایز بین مکانیسم‏های شکستگی خاکدانه‏ها و ارزیابی رفتار ساختمانی خاک‏ها در  شرایط مختلف محیطی، پایداری خاکدانه‏ها با لحاظ‏کردن سه تیمار خیس‏شدن سریع خاکدانه‏ها، خیس‏شدن آهستة خاکدانه‏ها و شکستگی ناشی از تکان‏دادن خاک پس از خیس‏کردن اولیه و با استفاده از روش لی‏بیسونایس اندازه‏گیری شد. اثر اَشکال مختلف فرسایش آبی بر پایداری خاکدانه‌ها نیز با استفاده از شاخص پایداری مرطوب خاکدانه‏ها بررسی شد. نتایج نشان داد مکانیسم‏های مختلف شکستگی خاکدانه‏ها اثر معنی‏داری در میزان شکستگی خاکدانه‏ها دارد. مکانیسم ناپایداری خاک‏های طالقان فرایند واریختگی است که در اثر فشار هوای محبوس‏شده در هنگام خیس‏شدن سریع خاکدانه‏ها ایجاد می‏شود و این شرایط هنگام وقوع باران‏های شدید روی خاک خشک رخ می‏دهد. همچنین، نتایج نشان داد اختلاف معنی‏داری بین پایداری مرطوب خاکدانه‏ها در اَشکال مختلف فرسایش آبی وجود ندارد.

ارزیابی بیابان‌زایی بر اساس دو معیار آب و اقلیم (مطالعۀ موردی: دشت کاشان)

صفحه 711-723

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56953

ریحانه مسعودی، غلامرضا زهتابیان، حسن احمدی، شهرام خلیقی سیگارودی

چکیده بیابان‌زایی مشکل بسیاری از کشورهاست؛ تا کنون به منظور جلوگیری و مقابله با این پدیده اقدامات و کوشش‌‌هایی انجام گرفته است. یکی از مهم‌ترین اقدامات صورت‌گرفته در این زمینه کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی سازمان ملل است. در این پژوهش، با استفاده از مدل IMDPA و با نرم‌افزار GIS، به ارزیابی بیابان‌زایی در دشت کاشان پرداخته شد. دو معیار آب و اقلیم انتخاب شد و برای هر یک، با توجه به شرایط منطقه، شاخص‌‌هایی انتخاب شد. با تعیین میانگین هندسی شاخص‌ها و سپس معیارها، شدت بیابان‌زایی کل محاسبه شد و ارزش کمّی در پنج کلاس‌‌‌ـ غیرقابل ملاحظه، کم، متوسط، شدید و بسیار شدید‌ـ تقسیم شد و با استفاده از GIS نقشة شدت بیابان‌زایی منطقه در دوره‌‌های مطالعاتی رسم شد. بر طبق نتایج به‌دست‌آمده از ارزش عددی معیارها و شاخص‌‌های مورد مطالعه، سه شاخصِ افت آب زیرزمینی، هدایت الکتریکی آب و شاخص خشکی ترانسو به‌ترتیب با ارزش عددی 82/3، 04/3 و 01/3 بیشترین تأثیر را دارا بودند. آستانه‌‌های هشدار برای افت آب زیرزمینی بیش از 50 سانتی‌متر در سال، شاخص هدایت الکتریکی 2250 ـ 5000  و شاخص خشکی ترانسو 05/0 ـ 2/0 تعیین شد. همچنین، کل منطقه با ارزش عددی DS=2/4 در کلاس متوسط شدت بیابان‌زایی قرار گرفت. با توجه به آستانه‌‌های به‌دست‌آمده بر اساس روش پایش، ‏مناطق حساس شناسایی شد و تجهیزات لازم برای نصب در این نواحی به منظور رصد آستانه‌ها پیشنهاد شد تا در صورت عبور از حد آستانه هشدار لازم صادر شود.

بررسی تأثیر استفاده از پلیمر فراجاذب آب در نهال‏ کاری عرصه‌های بیابانی از نظر میزان استقرار و هزینه (مطالعۀ موردی: استان سمنان)

صفحه 725-738

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56954

محمد جعفری، علی طویلی، یحیی اسماعیل‌پور، حسین آذرنیوند، محمد زارع چاهوکی، حمید رضا اصغری

چکیده در این پژوهش تأثیر و هزینة کاربرد دو نوع هیدروژل به نام‏های تجاری آکوازورب و هربوزورب بر افزایش استقرار نهال‏ها در دو نوع خاک با شوری 5/4 و 8 دسی‏زیمنس/ متر) مطالعه شد. فراجاذب‏ها در دو سطح 5/0 و 1 درصد وزنی در هنگام کاشت نهال‏ها به صورت هیدراته با خاک مخلوط شد. کاشت نهال‏ها در عرصة طبیعی با استانداردهای دستورالعمل فنی کاشت نهال منابع طبیعی انجام گرفت. در پایان نتایج نشان داد میزان استقرار نهال‏ها در تیمار شاهد حدود 40 درصد است و درصد استقرار نهال‏ها در بستر غنی‏شده با هیدروژل به طور معنی‏دار و تا حد مطلوب (۸۰ درصد) افزایش یافته ‏است. شوری خاک تفاوت معنی‏داری در استقرار نهال‏ها ایجاد نکرد. با مقایسة نتایج با طرحی اجراشده در زمان و شرایط مشابه، مقدار افزایش هزینه و صرفه‏جویی در مصرف آب تعیین شد. مقایسة مذکور نشان داد مصرف آب در هر دور 30 درصد و تعداد دورة آبیاری 33 تا 50 درصد کاهش یافته است. میزان افزایش هزینه نسبت به طرح شاخص از 2- تا 29 درصد به‌ترتیب برای هربوزورب با سطح 5/0 درصد و آکوازورب با سطح 1 درصد اندازه‏گیری شد. با توجه به این نتایج کاربرد فراجاذب هربوزورب با سطح 5/0 درصد و آکوازورب 5/0 با حدود 5/2 درصد افزایش استقرار به ازای هر یک درصد افزایش هزینه بهترین تیمار بودند. کاربرد فراجاذب به میزان 1 درصد در مقدار استقرار نسبت به تیمار 5/0 درصد افزایش معنی‏داری نداشت، بنابراین، موجب اتلاف منابع می‌شود و در این شرایط پیشنهاد نمی‏شود.

بررسی تأثیر مالچ سیمانی بر تثبیت ماسه های روان

صفحه 739-750

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56955

محمد رضا اختصاصی، فاطمه سادات حضیرئی

چکیده یکی از روش‏های معمول برای کنترل حرکت ماسه‏های روان مالچ‏پاشی بر سطح آن‏هاست. تا کنون در ایران از مالچ‏های نفتی برای تثبیت تپه‏های ماسه‏ای استفاده می‏شده است. تخریب محیط زیست به وسیلة مالچ‏های نفتی و همچنین هزینه‏های زیاد استفاده از آن‏ها باعث شده است که مراکز پژوهشی کشور در تحقیق بر روی تغییرِ نوع و شیوه‏های مالچ‌پاشی فعال‌ شوند. در این تحقیق، برای نخستین بار در کشور ایران، از نسبت‏های مختلف سیمان و آهک و ماسة بادی به عنوان مالچ طبیعی استفاده شد. بدین منظور، از تپه‌های ماسه‌ای دشت یزد- اردکان به عنوان بستر و ترکیب‌های مختلف سیمان پرتلند، ماسة بادی و آهک به عنوان تیمار‏های مالچ سیمانی استفاده شد. به هر تیمار یک لیتر آب اضافه شد. سپس، بر روی پلات‏هایی به ابعاد 100 × 30 و 30 سانتی‌متر عمق ماسة بادی پاشیده شد. این تحقیق در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. سایر عوامل فیزیکی، مانند ضخامت، مقاومت فشاری سله‏های ایجادشده و میزان فرسایش‏پذیری از سطح تیمارها، اندازه‏گیری شد. داده‏ها با نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، با افزایش مقدار سیمان، مقاومت سله‏های ایجادشده در سطح خاک افزایش می‏‌یابد. از آنجا که تیمار ترکیبی 400 گرم سیمان و 10 گرم آهک و 800 گرم ماسه پاسخ‌گوی حداقل شرایط فیزیکی لازم برای تثبیت ماسه‏های روان بود، این تیمار مناسب‏ترین تیمار انتخاب شد. هزینه‏های اجرایی مالچ جدید نیز حدود 30 درصد هزینه‏های مالچ نفتی برآورد می‏شود.

تعیین نقش کاربری‏ اراضی در تولید رسوب معلق و کف بر پایۀ منشأیابی رسوب در حوضۀ طالقانی، خرم‏ آباد

صفحه 751-765

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56956

کاظم نصرتی، فروزان احمدی، علی اکبر نظری سامانی، محمد رضا ثروتی

چکیده پدیدة فرسایش خاک از مخرب‏ترین پدیده‏هایی است که موجب خسارت‏های فراوان در بسیاری از مناطق می‌شود. از طرفی، کارایی هرچه بیشتر پروژه‏های حفاظتِ خاک مستلزم آگاه‌بودن از اطلاعاتِ تغییرات زمانی و مکانی رسوبات تولیدی در یک آبخیز است. با توجه به اینکه بخش اعظم رسوب‌های خروجی از یک حوضه طی وقایع زمانی سیلابی انجام می‌شود، تمرکز بر منشأیابی رسوبات حمل‌شده به هنگامِ سیلاب، اعم از بار معلق یا کف، در طراحی نوع عملیات حفاظت خاک بسیار مؤثر است. در این بررسی با تفکیک منابع رسوب در قالب کاربری‏های مختلف اراضی و واحد‏های سنگ‌شناسی و با بهره‌گیری از روش منشأیابی رسوب سهم هر یک از منابع رسوب در تولید رسوب حوضة آبخیز طالقانی تعیین شد. بدین منظور، در این مطالعه، 39 نمونه خاک از منابع مختلف در سطح حوضه و 19 نمونه از رسوب تولیدی حوضه (شامل 11 نمونه از رسوبات کف بستر و 8 نمونه از رواناب خروجی حوضه) برداشت شد. یازده عنصر (Fe، Mn، Mg، Zn، Cu،  K، Na، P، N، C و Ca) ردیاب‏های اولیه در نظر گرفته شد. پس از اندازه‏گیری غلظت ردیاب‏ها، با استفاده از آنالیز آماری و تجزیة تابع تشخیص، ردیاب‏هایِ Zn، C، Mg وCa  به عنوان ترکیب بهینه برای منشأیابی و تفکیک کاربری‌های اراضی انتخاب شدند؛ در حالی که هیچ ردیابی برای تفکیک واحد‌های سنگ‌شناسی از یکدیگر شناسایی نشد. ناتوانی در تفکیک واحدهای سنگ‌شناسی از یک سو به دلیل فقدانِ تنوع (سه سازند) و از سوی دیگر آهکی‌بودن سازند تله‌زنگ و تأثیر بیشتر آن در تولید بار محلول است. نتایج مطالعه نشان داد با استفاده از مدل‏های چندمتغیرة ترکیبی، سهم منابع مختلف در تولید رسوب به دست آمد: کشاورزی، مرتع و جنگل به‌ترتیب برابر با 4/53، 4/30 و 2/16 درصد. همچنین، ردیاب‏های واردشده در مدل ترکیبی مبیّن تأثیر مدیریت کاربری و تفاوت بارز کاربری‌های مختلف در تغییر ترکیب شیمیایی خاک است.

تحلیل آثار توسعه بر تغییرات کاربری اراضی و تغییرات جمعیتی (مطالعۀ موردی: منطقۀ طالقان)

صفحه 767-778

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56958

سعیده حیدری، علی اکبر مهرابی، محسن محسنی ساروی، سکینه ساعدی اوجقاز

چکیده سیستم‏های انسانی و طبیعی دینامیک پیچیده‏ای دارند. تغییراتِ سیستم‏های انسانی در سیستم طبیعی بازخوردی بر جای می‏گذارد. در تغییرات کاربری اراضی نه‏تنها عوامل محیطی، مانند شرایط جغرافیایی، اثرگذار است، بلکه فاکتورهای انسانی، مانند تغییرات جمعیتی، نیز اثرگذار است، زیرا تغییرات کاربری اراضی تلفیقی از مسائل فیزیکی و اجتماعی‌- اقتصادی است. مهاجرت به‏شدت بر فعالیت‏های اقتصادی تأثیر می‏گذارد و ممکن است آغازگر تغییرات کاربری اراضی باشد. برای تحلیل و بررسی آثار احداث سد طالقان بر تحولات جمعیتی در سیستم انسانی و همچنین تحلیل تغییرات کاربری اراضی در سیستم طبیعی تحقیق حاضر انجام‏ شده است. در این پژوهش، نخست نقشة تغییرات کاربری اراضی تهیه شد. سپس، با محاسبة نرخ تغییرات کاربری اراضی و همچنین نرخ رشد جمعیت به تحلیل نتایج پرداخته شد. به ‏طور کلی، پیش از احداث سد طالقان، منطقة طالقان با کاهش جمعیت همراه بود و، در پی این کاهش جمعیت، میزان اراضی مرتعی نیز در حال کاهش بود، اما، پس از احداث سد طالقان، زمین در این منطقه ارزش یافته و بر جمعیت فصلی افزوده شده است.

ارزیابی روش‌های درون‌یابی در برآورد آب معادل برف

صفحه 779-793

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56959

شهربانو عباسی جندانی، علی فتح‌زاده

چکیده برف یکی از مؤلفه‏های اصلی چرخة آب در بسیاری از حوضه‌های کوهستانی دنیاست. با توجه به اینکه جمع‏آوری داده‏های دقیق در این مورد نیازمند صرف وقت و هزینة بسیاری است و گاهی سخت و غیرممکن به نظر می‏رسد، استفاده از روش‏های زمین‌آماری، به منزلة تکنیکی برای تبدیل داده‏های نقطه‏ای به منطقه‏ای، می‏تواند راهگشا باشد. در این تحقیق، با استفاده از داده‏های چهارده ایستگاه برف‏سنجی غرب استان اصفهان، پهنه‏بندی آب معادل برف در دورة آماری 1368 ـ 1389 با استفاده از چهار روش زمین‌آماری و قطعی کریجینگ، کوکریجینگ، تابع شعاع‌محور و عکس فاصلة وزنی در محیط نرم‌افزاری ArcGIS 9.3 انجام شد. بدین منظور، نخست آزمون نرمال‌بودن کولموگراف- اسمیرنوف برای داده‏ها اجرا و سپس واریوگرام داده‏ها به منظور تعیین همگنی، ایستایی و روند داده‏ها ترسیم شد. پس از تشخیص تناسب داده‏ها و آماده‌سازی آن‌ها در محیط 9.3 ArcGIS، برای هر سال با مقایسة چهار روش ذکرشده و بر اساس کمترین میزان RMSE، بهترین روش درون‏یابی برای پهنه‌بندی انتخاب و نقشه‏های پهنه‌بندی ترسیم شد. نتایج نشان می‏دهد که در بیشتر سال‏های این دورة آماری در منطقة مورد نظر روش تابع شعاع‌محور نتایج بهتری ارائه می‏دهد. علاوه بر این، نتایج نشان می‏دهد که میزان آب معادل برف از سمت جنوب و غرب حوزه به سمت شمال و شرق کاهش می‏یابد.

تحلیل حساسیت توابع هدف در مدل برنامه‏ ریزی خطی به‏ منظور بهینه‏ سازی کاربری اراضی حوضۀ آبخیز آدینه‌مسجد

صفحه 795-808

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56960

حشمت اله آقارضی، مهدی مردیان، علی اکبر داوودی راد، داوود نیک کامی

چکیده بهینه‏سازی کاربری اراضی، با استفاده از مدل برنامه‏ریزی خطی، یکی از روش‏های مدیریتی برای رسیدن به پایداری تولید و کاهش فرسایش خاک است. در این میان، تحلیل حساسیت مدل می‏تواند، با بررسی تأثیرپذیری نتایج از تغییرات پارامترهای ورودی، عدم قطعیت در تصمیم‏گیری برنامه‏های مدیریتی را کاهش دهد. بر این اساس، در تحقیق حاضر، با استفاده از مدل برنامه‏ریزی خطی و به کمک نرم‏افزار Lingo، بهینه‏سازی کاربری اراضی در حوضة آبخیز آدینه‌مسجد در استان مرکزی انجام شد. سپس، در دامنة مجاز تغییرات 50- تا 50+ درصدی سطح کاربری‏های اراضی، با توجه به ضرایب بیشینه‏ساز سود و کمینه‏ساز فرسایش، به تحلیل حساسیت مدل پرداخته شد. طبق نتایج، مقادیر توابع هدف فقط نسبت به حداکثر سطح اراضی دیم، آن هم به مقدار خیلی کم، حساسیت نشان می‏دهند؛ به ‏طوری که، با کاهش 10 درصدی حداکثر سطح اراضی دیم، میزان درآمد در وضعیت فعلی 5/3 درصد، در وضعیت اعمال مدیریت 2/4 درصد و در وضعیت استاندارد 6/2 درصد کاهش می‏یابد. از طرفی، مقدار فرسایش در وضعیت فعلی 18/0 درصد و در وضعیت اعمال مدیریت 19/0 درصد کاهش می‏یابد. اما، در وضعیت استاندارد 34/0 درصد افزایش می‌یابد. همچنین، نتایج نشان داد تغییرپذیری سود از تغییرات سطح اراضی دیم متأثر است؛ در حالی که تغییرپذیری فرسایش از تغییرات سطح کاربری مرتع تأثیر می‏پذیرد.

بررسی کیفیت آب زیرزمینی جهت مصارف کشاورزی بر اساس تحلیل های زمین آماری (مطالعۀ موردی: دشت هشتگرد استان البرز)

صفحه 809-820

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56961

آرش ملکیان، مهسا میردشتوان

چکیده امروزه، با توجه به افزایش بهره‏برداری از منابع آب زیرزمینی، لزوم توجه به استفادة بهینه از این منابع بیش از پیش ضروری به نظر می‏رسد. از روش‏های زمین‌آمار می‏توان برای ارزیابی و پایش کیفیت منابع آب زیرزمینی بهره برد. منطقة مورد مطالعه در تحقیق حاضر آبخوان دشت هشتگرد است. در این تحقیق نخست، با استفاده از داده‏های کیفی برداشت‌شده از 41 حلقه چاه پیزومتری منطقه، مقادیر پارامترهای کیفی گوناگون در هر چاه بررسی شد. سپس، به کمک روش‏های زمین‌آماری کریجینگ، کوکریجینگ و IDW بهترین مدل برای پهنه‏بندی کیفی آبخوان انتخاب شد. نتایج نشان داد برای بیشتر شاخص‏های کیفی آب زیرزمینی بر اساس ارزیابی متقابل و RMSE، کوکریجینگ بهتر از سایر روش‏ها شاخص‏های کیفی را شبیه‏سازی می‏کند. سپس، از میان پارامترهای کیفی دو پارامتر SAR و EC برای تعیین کیفیت آب آبیاری به روش ویلکوکس انتخاب شد و نقشه‏های پهنه‏بندی بر اساس این دو پارامتر با استفاده از امکانات زمین‌آماری نرم‏افزار ArcGIS نسخة 10 تهیه شد. نتایج تعیین کیفیت آب آبیاری در آبخوان نشان داد که 99 درصد سطح آبخوان بر اساس روش طبقه‏بندی ویلکوکس برای تعیین کیفیت آب آبیاری در ردة خوب (C2S1) و 1 درصد از سطح آبخوان در ردة متوسط (C3S1) قرار می‌گیرد. از نتایج پژوهش حاضر می‏توان در مدیریت آبخوان منطقه و همچنین مدیریت آبیاری در کشاورزی منطقه استفاده کرد.

تحلیل منطقه‌ای فراوانی سیلاب با استفاده از روش رگرسیون چند‌متغیره (مطالعۀ موردی: ایستگاه‌های آب‌سنجی استان قزوین)

صفحه 821-833

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56964

جمال مصفایی، داود اخضری، سعید رشوند، جواد عطایی

چکیده تعیین دبی اوج سیل برای دوره‏های برگشت مختلف یکی از پارامترهایِ مهمِ طراحیِ سازه‏های کنترل سیل است. مشکل عمدة برنامه‏ریزان در مقابله با سیل فقدان داده یا بی‌کفایتی داده‏های موجود است. تعمیم نتایج از مناطق دارای آمار به مناطق فاقد آمار یکی از مطمئن‏ترین راهکارهاست. هدف اصلی این تحقیق نیز تحلیل منطقه‏ای فراوانی سیلاب در استان قزوین با استفاده از روش رگرسیون چند‏متغیره است. از 23 ایستگاه هیدرومتری هشت ایستگاه، به دلیل آمار کوتاه‏مدت و وجود سد مخزنی در بالادست، حذف شد. تحلیل عاملی مشخص کرد که پنج عامل‌ـ محیط حوضه، قطر دایرة معادل، زمان تمرکز، طول آبراهة اصلی و مساحت حوضه‌ـ مهم‌ترین عوامل مؤثر در پیک سیلاب‌اند. پانزده ایستگاه باقی‌مانده، با به‌کارگیری تحلیل خوشه‏ای، به دو منطقة همگن تقسیم و همگنی این نواحی با استفاده از آزمون‏های همگنی گشتاورهای خطی تأیید شد. بر اساس معیار نکویی برازش (Zdist) گشتاورهای خطی، توزیع نرمال‏ تعمیم‏یافته با آماره‌ای معادل 29/0 بهترین توزیع برای کل منطقه بود. اما، برای نواحی همگن 1 و 2 به‌ترتیب توزیع‏های لجستیک ‏تعمیم‏یافته و پاره‏توی تعمیم‏یافته، با آماره‌هایی برابر با 09/0 و 56/1، دارای بهترین برازش بودند. پس از محاسبة مقادیر پارامترهای توزیع‏های منتخب، مقادیر دبی با دورة بازگشت‏های مختلف برای همة ایستگاه‏ها برآورد شد. سپس، در هر منطقة همگن و برای هر دورة ‏بازگشت، روابط رگرسیونی بین دبی حداکثر سیل و عوامل مؤثر بر دبی اوج سیلاب تهیه شد؛ با این روابط، می‏توان دبی اوج سیل با دورة بازگشت‏های مختلف را در حوضه‏های فاقد آمار برآورد کرد.

مقایسۀ گروه‏های عملکردی گیاهی در اراضی دیم رهاشده و پوشش طبیعی مرتع

صفحه 835-851

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56965

محمد جنگجو، فریبا نوع دوست، فهیمه رفیعی

چکیده این تحقیق به منظور مقایسة صفات و گروه‏های عملکردی گیاهی در مرتع شخم و رهاشده (پس از 28 سال) و مرتع قرق در منطقة بهارکیش قوچان در استان خراسان رضوی انجام شد. در دو سایت شخم‌خورده و شاهد چهل واحد نمونه‏برداری یک متر مربعی به روش سیستماتیک تصادفی مستقر شد. در هر پلات فهرست گونه‏های گیاهی، فراوانی، پوشش تاجی و بیست صفت رویشی، فنولوژیکی و تولیدمثلی اندازه‏گیری و ثبت شد. بر اساس آنالیز همبستگی پیرسون، با استفاده از نرم‌افزار R، نُه صفت‌ـ شکل زیستی، تاج ‏گیاه، روش تولیدمثل، ساختار ذخیره‏ای، نوع ریشه، دورة رویشی برگ، شکل رویشی، دورة زندگی و روش تکثیر‌ـ صفات عملکردی انتخاب شدند. طبقه‏بندی و رسته‏بندی داده‏ها در ماتریس نُه صفت در 112 گونه، با استفاده از نرم‏افزارهایCANOCO  و TWINSPANS، به تفکیک پنج گروه عملکردی منجر شد. درصد پوشش کل دو گروه عملکردی در اراضی شخم‌خورده به طور معنی‌داری (70 درصد) کاهش یافت، ولی درصد پوشش سه گروه عملکردی به طور نسبی (10 ـ 20 درصد) افزایش یافت. بر اساس نتایج این تحقیق، گیاهان یک‌ساله با صفات و شکل زیستی تروفیت، ژئوفیت، ریزوم‏دار در مقابل تخریب شخم مقاوم‌اند، ولی گیاهان چندساله (فانروفیت، کامفیت، همی‏کریپتوفیت) و گیاهانی که سیستم ریشه‏ای راست و تاج پوشش گسترده دارند در مقابل تخریب ناشی از شخم حساس‌اند.

تهیۀ نقشۀ تخریب خاک بر مبنای روش ژئوپدولوژی و مدل گلاسود با استفاده از سامانۀ اطلاعات جغرافیایی در شرق استان قزوین

صفحه 853-867

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56967

خالد حاجی ملکی، سیدروح‌اله موسوی، منوچهر گرجی، فریدون سرمدیان

چکیده امروزه، توجه به اهمیت حفاظت از منابع خاک در کشاورزی و منابع طبیعی با هدف جلوگیری از تخریب و انحطاط آن ضروری به نظر می‏رسد. تخریب‏ خاک و اراضی، به منزلة عاملی مستقیم، در تهدید محیط زیست جهانی، رفاه انسان و جامعه مشهود است. این تحقیق به منظور تهیة نقشة تخریب خاک در شرق استان قزوین انجام شد. نقشة خاک منطقه، با استفاده از روش ژئوپدولوژی، از تلفیق لایه‏های اطلاعاتی لیتولوژیک، ژئومورفیک و پدوژنیک در محیط سامانة اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. اطلاعات به‌دست‌آمده از نقشة خاک همراه مطالعات میدانی به عنوان ورودی در مدل گلاسود به کار برده شد و سرانجام نقشة تخریب خاک منطقه تهیه شد. در این تحقیق واحد‏های نقشة خاک مبنای بررسی وضعیت تخریب در منطقه قرار گرفت. نتایج نشان داد کمتر از 25 درصد از اراضی مطالعه‌شده دارای درجة کم‌تخریب‌اند و در شرایط فعلی به مدیریت خاصی نیاز ندارند، ولی در سایر بخش‏‏های منطقه تخریب خاک با درجات مختلف مشاهده شد. تخریب خواص شیمیایی خاک‌ـ شامل کاهش مواد آلی، هدررفت مواد غذایی و شوری خاک‏ها‌ـ از مهم‌ترین جنبه‏های تأثیر‏گذار در روند تخریب خاک‏های منطقه است. از مجموع 16630 هکتار اراضی مطالعه‌شده حدود 4028 هکتار از اراضی در کلاس تخریب کم، 5987 هکتار در کلاس تخریب متوسط، 5128 هکتار در کلاس تخریب زیاد و 866 هکتار در کلاس تخریب بسیار زیاد خاک قرار دارند. بنابراین، با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، اقدامات مدیریتی برای جلوگیری از گسترش این فرایند در منطقه پیشنهاد می‌شود.

مطالعۀ بوم شناسی فردی گیاه ریش پهن .Platychaete aucheri Boiss در خشک بوم های جنوب فارس

صفحه 869-884

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56968

غلام عباس قنبریان، زهرا یزدان پناه

چکیده در این پژوهش، بوم‌شناسی فردی گیاه بوته‏ای و انحصاری ایران با نام ریش‌پهن Platychaete aucheri Boiss. در بخش‏های جنوبی استان فارس، که متعلق به ناحیة رویشی خلیج- عمانی است، مطالعه شد. اطلاعات اقلیمی، پستی و بلندی، خاک‌شناسی و ویژگی‏های تیپ گیاهی (تراکم به روش نزدیک‌ترین همسایه، تاج پوشش به روش ترانسکت نقطه‌ای) و فنولوژی گونه بررسی شد. همچنین، کیفیت علوفه در سه مرحلة مهم رشد گیاه‌ـ شامل رویشی، گل‌دهی و بذردهی‌ـ در آزمایشگاه تعیین شد. نتایج نشان داد گیاه P.auchri قادر به رویش در شرایط بارندگی اندک (بیشینة 285 میلی‏متر) و دمای زیاد (بیشینة 6/49 درجة سانتی‌گراد) است؛ البته، اندکی در مقابل سرما و یخبندان تحمل دارد. این گیاه محدودة ارتفاعی از 543 تا 1120 متر از سطح دریا، جهات دامنه رو به جنوب و جنوب شرقی و شیب‏های 7 تا 80 درصد را ترجیح می‏دهد. متوسط تاج پوشش این گونه از 8/15 تا 29 درصد متغیر است. خاک رویشگاه‏های مورد بررسی دارای بافت شنی- لومی و غیر شور و از نظر مواد آلی و عناصر غذایی فقیر است. با افزایش سن گیاه، میزان پروتئین موجود در اندام هوایی روندِ کاهشی را نشان می‏دهد و در بهترین حالت (53/4 درصد پروتئین در مرحلة گل‏دهی) نیز پروتئین موردِ نیازِ دام را برآورده نمی‏سازد. این گیاه، به دلیل دارابودن اسانس، سیستم ریشه‏ای عمیق، اندام‏های هوایی چوبی و کرک در سطح برگ و ساقه، به‌خوبی فشار چرای دام را تحمل می‌کند. به طور کلی، گیاه ریش‏پهن، به دلیل سازگاری با محیط گرم و خشک جنوب فارس (در محدودة مراتع شهرستان‏های لار، لامرد، جهرم و داراب)، شکل رویشی بوته‏ای مقاوم به چرای دام، جذابیت در پرورش زنبور عسل، کاربردهای دارویی در طب سنتی و دارابودنِ نقشی باارزش در کنترل فرسایش آبی و بادی، گونه‏ای چندمنظوره است و در طرح‏های مقابله با بیابان‏زایی و احیای مراتع قشلاقی نواحی جنوب کشور می‌توان از آن استفاده کرد. آگاهی از روش‏های بهینة تکثیر و استقرار این گونة انحصاریِ ایران نیازمند پژوهش‏های تکمیلی است.

بررسی نقش زمان وقوع بارش در میزان تولید علوفۀ مراتع

صفحه 885-899

https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56970

مریم آذرخشی، محمد مهدوی، حسن احمدی، حسین ارزانی، جلیل فرزادمهر

چکیده مراتع از لحاظ ترکیب پوشش گیاهی، وضعیت، گرایش، تولید و ظرفیت چرایی هرساله دستخوش تغییراتی می‌شوند. این تغییرات اغلب تحت تأثیر دو عامل است: نوسانات اقلیمی و تصمیمات مدیریتی. در این تحقیق نقش پراکنش زمانی بارش بر تولید مراتع سه استان ایلام، قم و مرکزی ارزیابی شد. با بررسی نقشه‏های پوشش گیاهی، 10 تیپ در ایلام، 8 تیپ در قم و 10 تیپ در مرکزی انتخاب شد. در مناطق کلید رویشگاه‌ها هرساله فاکتورهای مربوط به پوشش و خاک از قبیل پوشش تاجی، تراکم، تولید، زادآوری و پوشش سطح خاک در زمان آمادگی مرتع در طول چهار ترانسکت 400 متری در 60 پلات اندازه‌گیری شد. تولید گونه‏های قابل چرای دام از روش قطع و توزین اندازه‌گیری شد. برای تعیین رابطة بارش و تولید از روابط رگرسیون و ضریب همبستگی استفاده شد. برای تعیین نقش زمان وقوع بارش در میزان تولید، رابطة بارش با تولید سالانة هر سایت در هفت پایة زمانی‌ـ شامل سال، بارش اسفند تا تیرماه، بارش بهمن تا تیرماه، بارش اسفند تا خرداد، بارش اسفند تا اردیبهشت، بارش اسفند و فروردین و بارش اسفند‌ـ محاسبه شد. نتایج این بررسی نشان داد که در سایت‌های مورد مطالعه فقط در 4 درصد موارد تولید کل با بارش سالانه رابطه داشته است و در 96 درصد سایت‌ها تولید کل با بارش اسفندماه (شروع فصل رشد) و بارش فصل رشد ارتباط دارد. این نتیجه اهمیت بارش فصل رشد را در میزان تولید گیاهان عرصة مراتع نشان می‏دهد.