نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 74، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 233-468 

بررسی اثرات مالچ بیوپلیمر بر روی نگهداشت و ظرفیت نگهداری آب در ماسه‌بادی (مطالعه موردی: ماسه زارهای کاشان)

صفحه 233-243

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.83870

محسن اسدالهی، محمد جعفری، وحید سیاره، علی اسمعیلی، محمد طهمورث

چکیده فرسایش بادی یکی از جنبه‌های مهم تخریب اراضی در مناطق خشک و نیمه‌خشک محسوب می‌شود، به‌طوری‌که حدود ۲۰ درصد مساحت اراضی دنیا را تحت تأثیر خود قرار داده است. باد با جابجایی تپه‌های ماسه‌ای فرایند بیابان‌زایی را تشدید می‌کند؛ بنابراین تثبیت و جلوگیری از آن‌ها ضروری است. راهکار مبارزه با این پدیده کاهش سرعت باد یا افزایش پوشش سطحی و بالا بردن مقاومت خاک در برابر بادهای فرساینده می‌باشد. استفاده از انواع مالچ‌ها یا خاک پوشش‌ها یکی از روش‌هایی است که به شکل گسترده به‌منظور تثبیت ماسه‌های روان به کار می‌رود. بدین منظور تحقیقی در ایستگاه پژوهشی مرکز تحقیقات بین المللی همزیستی با بیابان شهرستان کاشان انجام شد؛ که هدف اصلی از این طرح بررسی اثر تیمار مالچ بیوپلیمر در سه غلظت (۱۵%، ۳۰% و ۶۰%)، بر روی رطوبت سه عمق ماسه (عمق اول ۵-۰ سانتی‌متر، عمق دوم ۱۰-۵ سانتی‌متر و عمق سوم ۲۰-۱۰ سانتی‌متر) و بررسی این مالچ نسبت به حالت عدم وجود مالچ بر روی ماسه است؛ که نتایج نشان از نگهداشت رطوبت در ماسه های مالچ پاشی شده نسبت به تیمار شاهد داشتند و ازنظر آماری اختلاف معنی داری بین رطوبت عمق های مختلف ماسه مالچ پاشی شده نسبت به تیمار شاهد وجود داشت و در بین سه عمق اول، دوم و سوم، عمق اول بیشترین افزایش نگهداشت رطوبت را نسبت به شاهد داشت.

مدل‌سازی سری زمانی جریان‌های سیلابی رودخانه گرگانرود

صفحه 245-255

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.317463.1561

محمدرضا اکبری، مجید رحیمی

چکیده وقایع حدی از جمله خشکسالی و سیل در کشور ایران همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین و زیان‌بارترین مسائل کشور بوده و بررسی وقوع و پیش‌بینی آن‌ها در کانون توجه اکثر محققان بوده است. وقوع سیلاب در سال‌های اخیر و عدم توانایی سیستم مدیریت جهت اقدام به‌موقع جهت کاهش اثرات آن بر جوامع در معرض سیل همه را برآن داشته تا با استفاده از روش‌های مختلفی به پیش‌بینی سیلاب بپردازند. اما عدم وجود امکانات پایش و برداشت داده‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی در حوزه‌های آبخیز کشور مانعی بزرگ بر سر راه مطالعات سیلاب تلقی می‌گردد. از این رو کاربرد حداقل داده‌های موجود جهت پیش‌بینی سیلاب می‌تواند راهی مناسب جهت برنامه‌ریزی و مطالعه سریع سیلاب در ایران باشد. در این مطالعه به بررسی کاربرد مدل‌سازی سری زمانی ARIMA و مدل هیبریدی ARIMA-Fourier جهت مدل‌سازی دبی حداکثر لحظه‌ای در مقیاس سالانه در 6 ایستگاه حوزه آبخیز گرگانرود پرداخته شد. نتایج نشان داد که به‌کارگیری مدل ARIMA به تنهایی نمی‌تواند نتیجه قابل قبولی به خصوص در مقیاس داده‌های سالانه داشته باشد، اما کاربرد مدل ARIMA-Fourier به خوبی توانست میزان دقت و کارایی مدل را افزایش دهد، به‌طوری که میزان شاخص‌های ارزیابی دقت و کارایی مدل به میزان قابل توجهی بهبود یافتند. در نتیجه می‌توان کاربرد مدل‌های هیبریدی مانند ARIMA-Fourier را جهت بهبود کارایی مدل‌سازی سری زمانی جریان‌های سیلابی مورد استفاده قرار داد.

تأثیر فاز گرم پدیده ENSO بر شکل‌گیری طوفان‌های گردوغبار در استان‌های خوزستان و سیستان و بلوچستان

صفحه 257-271

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.310647.1533

محمد انصاری قوجقار، مسعود پورغلام آمیجی، شهاب عراقی نژاد، ایمان باباییان، عبدالمجید لیاقت، علی سلاجقه

چکیده واضح و مبرهن است که پدیده ENSO بر رژیم هیدرولوژیکی و اقلیمی نقاط مختلف کره زمین مؤثر می باشد اما اینکه شدت این تأثیر در نقاط مختلف به چه اندازه است، هنوز پاسخی به آن داده نشده و لذا این تحقیق در جهت پاسخ به این سوال مهم انجام شده است. در این پژوهش با استفاده از شاخص نینوی اقیانوسی (ONI)، تأثیر فاز مثبت النینو-نوسانات جنوبی اقیانوس آرام (ENSO) بر فراوانی روزهای همراه با طوفان گردوغبار (FDSD) در 12 ایستگاه سینوپتیک واقع در دو استان خوزستان و سیستان و بلوچستان در بازه زمانی 40 ساله (2019-1980) بررسی شده است. بدین منظور از داده‌های ساعتی گردوغبار، کدهای سازمان جهانی هواشناسی، سیستم استنتاج عصبی-فازی تطبیقی (ANFIS) و تغییرات زمانی شاخص FDSD در دو فاز خنثی و وقوع النینو استفاده شد. نتایج برآورد مدل ANFIS و مقادیر مشاهداتی شاخص FDSD نشان داد که در زمان وقوع النینو در استان‌های خوزستان و سیستان و بلوچستان به ترتیب در 33 و 17 واقعه، مقادیر مشاهداتی متغیر فراوانی روزهای همراه با طوفان گردوغبار کمتر از مقادیر برآوردشده آن به ثبت رسیده است. همچنین نتایج نشان داد که فاز مثبت ONI، بر طوفان‌های گردوغبار استان خوزستان نسبت به استان سیستان و بلوچستان تأثیرگذارتر است. از این رو، در زمان وقوع فاز گرم ENSO باید اقدامات بیشتری را در زمینه کنترل و مدیریت طوفان‌های گردوغبار و اثرات مخرب آن در مناطقی که منشا طوفان گردوغبار آن به صورت خارجی است، اتخاذ نمود.

مسیر یابی و بررسی روند حرکت منابع تولید گرد وغبار در شکل گیری تپه های ماسه ای با استفاده از مدل HYSPLIT (مطالعه موردی : شرق استان قم،ماسه زار جلالی)

صفحه 273-286

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.310960.1536

صادق آبروش، شیرین محمدخان، محمدرضا ثروتی، منیژه قهرودی

چکیده امروزه مشکل گردوغبار به بحرانی منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. گردوغبار و طوفانهای ماسه ای می توانند به عنوان منابع تأمین بودجه رسوب شکل گیری تپه های ماسه ای مورد توجه قرار گیرند. هدف از این پژوهش، بررسی روند حرکت منابع تولید گردوغبار و نقش آن ها در شکل گیری تپه های ماسه ای در منطقه ماسه زار جلالی واقع در شرق استان قم می باشد. داده‌های تحقیق شامل اطلاعات کتابخانه‌ای، نقاط نمونه‌ برداری شده و همچنین اطلاعات بدست آمده از ایستگاه های هواشناسی موجود در استان قم و بهره گیری از مدل HYSPLIT می باشد. ابزار های مورد استفاده در تحقیق شامل‌ داده های اقلیم شناسی نرم افزارهایArcGIS ،WRPLOT ، Google earth-،Excel و اطلاعات ماهواره NOAA می‌باشد. در طول سال‌های (2019-1987) 89 درصد رخداد گردوغبار در نیمه گرم سال و 11 درصد در نیمه سرد سال اتفاق افتاده است. گلبادهای ترسیم شده سه ایستگاه کوه سفید، قم و کوشک نصرت بیانگر برتری جهات شرق، جنوب شرق، غرب و جنوب‌غربی به سمت شهر قم می باشد. گل غبار نیز بر تسلط جهت شرق در فصول گرم سال تاکید دارد. مسیریابی و روند حرکت گردوغبار در نقاط نمونه برداری شده در سطوح ارتفاعی تا 1000 متر و 1000 تا 1500 متر به صورت پسگرد به کمک مدل نشان داد از منشأ خارجی، بیابان های عربستان ، سوریه و عراق و از منشأ داخلی دریاچه نمک و دشت مسیله و اراضی رها شده کشاورزی در تولید منابع گردوغبار و شکل گیری تپه های ماسه ای ماسه زار جلالی نقش بارزتری دارند.

برآورد میزان تولید رواناب و رسوب با استفاده از مدل IntErO در دو حوزه آبخیز استان کهگیلویه و بویراحمد

صفحه 287-301

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.307410.1523

محسن آرمین، سید علی صالح ولایتی نژاد، وجیهه قربان نیا خیبری، فاطمه طاعت پور، مرتضی بهزادفر

چکیده این تحقیق در دو حوزه آبخیز دشت‌روم در شهرستان بویراحمد و حوزه آبخیز کره در شهرستان دنا با استفاده از مدل IntErO انجام شد. پس از جمع‌آوری اطلاعات پایه، 26 متغیر ورودی با استفاده از نقشه‌های توپوگرافی، خاک‌شناسی، زمین‌شناسی، کاربری اراضی و داده‌های اقلیمی استخراج و محاسبه شدند. نتایج نشان داد که حداکثر جریان خروجی از حوزه آبخیز کره و دشت‌روم در دوره بازگشت 100 ساله به ترتیب 235 و 179 متر مکعب بر ثانیه است. به عبارتی دیگر، میزان تولید رواناب در حوضه کره تقریباً 3/1 برابر جریان خروجی از حوضه دشت‌روم است و مقدار فرسایش حوزه آبخیز دشت‌روم و کره به ترتیب 22/105166 و 58/71402 مترمکعب خاک در سال است. با توجه به نسب تحویل رسوب 195/0 در حوضه دشت‌روم و 487/0 در حوضه کره، مقدار خاک فرسایش یافته انتقالی به خروجی حوضه‌ها (تولید رسوب) به ترتیب 32/20521 و 46/34800 متر مکعب در سال برآورد شد. ضریب شدت فرسایش در حوضه دشت‌روم 338/0 و در نتیجه بر اساس درجات شدت فرسایش مدل، شدت فرایند فرسایش در این حوضه کم و فرسایش غالب منطقه هم از نوع عمیق است و در حوضه کره نیز 403/0 و در نتیجه شدت فرایند فرسایش در این حوضه متوسط و فرسایش غالب منطقه هم از نوع سطحی است. میزان تولید رسوب در واحد سطح در حوضه دشت‌روم 53/133 و در حوضه کره 347 مترمعکب در سال است.

تحلیل مولفه‌های اثرگذار بر تاب‌آوری جوامع محلی در مواجهه با نوسانات اقلیمی (در حوزه آبخیز ندوشن یزد)

صفحه 303-321

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.297401.1466

رضا باقری، مهدی قربانی، شهرام خلیقی سیگارودی، امیر علم بیگی

چکیده خشکسالی ناشی از نوسانات اقلیمی از نظر گسترگی و حجم خسارات اجتماعی و اقتصادی که بر جای می‏گذارد، جزء پرمخاطره‏ترین بلایای طبیعی محسوب می‏شود که خسارات جبران‌ناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد می‏سازد. به‌عبارتی تأثیرات ویرانگری را به بخش‏های تولیدی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی وارد می‏‎کند. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی تحلیل مولفه‌های تاب‌آوری و ارائه مدل تاب‌آوری جامعه محلی در مواجهه با نوسانات اقلیمی انجام گردیده است. جامعه آماری پژوهش روستاییان حوزه آبخیز ندوشن می‌باشد که به منظور نمونه‌گیری از فرمول کوکران استفاده گردید و تعداد 102 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌ افزار SPSS25 و LISREL8.8 انجام شد. به منظور بررسی برازش مدل اندازه‌گیری مولفه‌‌های تاب‌آوری، داده‌های گردآوری شده با استفاده از نرم‌افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار‌ گرفتند. نتایج نشان داد در بین مولفه‌های تاب‌آوری، "ابتکار و نوآوری" و "حکمرانی" به ترتیب با ضریب مسیر 91 درصد و 84 درصد از وضعیت بهتری نسبت به دیگر ساز‌ه‌ها برخوردارند و ساز‌ه‌‌های "آگاهی و اطلاعات" و "مدیریت سازگار" نیز با ضریب مسیر 10 درصد و 8 درصد از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. همچنین یافته‌ها نشان‌داد شاخص‌های نیکویی برازش دارای مقادیر مناسب بوده و مدل اندازه‌گیری ابعاد تاب‌آوری را با داده‌های مشاهده شده؛ تایید نمودند. بنابراین می‌توان اذعان نمود که نتایج این تحقیق می‌تواند در اقدامات هدفمند مورداستفاده قرارگرفته و در ترویج و تصویب مکانیسم‌های مقابله با بحران نوسانات اقلیمی برای ایجاد تاب‌آوری جامعه محلی موثر باشد.

بررسی اثرهای هیدروپرایمینگ و تنش خشکی بر خصوصیات جوانه‌زنی و رشد گیاهچه گونه Cymbopogon olivieri

صفحه 323-338

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.300708.1487

محمد پیچند، قاسمعلی دیانتی تیلکی، احسان ساداتی

چکیده به منظور بررسی اثرهای هیدروپرایمینگ و تنش خشکی بر خصوصیات جوانه‌زنی بذور Cymbopogon olivieri آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار و 50 عدد بذر در هر تکرار مورد بررسی قرار گرفت و پارامترهای جوانه‌زنی ارزیابی شدند. عامل اول تیمار هیدروپرایمینگ در چهار سطح (0، 24، 48 و 72 ساعت) و عامل دوم محلول پلی‌اتیلن‌گلایکول 6000 در سطوح 0، 4-، 8- و 16- بار در شرایط آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تفاوت بین میانگین‌ها با استفاده از آزمون دانکن (05/0>P) مقایسه شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر متقابل تیمار زمان هیدروپرایمینگ و پلی‌اتیلن‌گلایکول سبب ایجاد اختلاف معنی‌دار بر سرعت جوانه‌زنی، طول ساقه‌چه و وزن تر و خشک ساقه‌چه (01/0>P) و شاخص قدرت (05/0>P) شد ولی بر پارامترهای درصد جوانه‌زنی، میانگین مدت زمان جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه و وزن تر و خشک ریشه‌چه تأثیر معنی‌داری نداشت. تیمار 4- بار و بدون پرایمینگ (شاهد) بالاترین درصد جوانه‌زنی و تیمار 8- بار 48 ساعت کمترین درصد جوانه‌زنی را به ترتیب 49 و 14 درصد را دارا بودند. تیمار 8- بار 48 ساعت پرایمینگ بالاترین سرعت جوانه‌زنی را داشت. مقایسه میانگین نتایج نشان‌دهنده عدم جوانه‌زنی تیمار 16- بار در همه زمان‌های هیدروپرایمینگ بود. بر اساس نتایج به‌دست آمده، تیمار پلی‌اتیلن-گلایکول 4- و 8- بار در مدت زمان 48 و 72 ساعت هیدروپرایمینگ تأثیر مثبت بر درصد جوانه‌زنی بذر، سرعت جوانه‌زنی، شاخص قدرت و طول ریشه‌چه و ساقه‌چه Cymbopogon olivieriداشتند.

ارزیابی نقش پوشش گیاهی و عوامل اقلیمی دشت‌های جنوبی البرز در توزیع زمانی و مکانی پدیده گردوغبار

صفحه 339-358

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.318086.1564

مجتبی جنت رستمی، محمد رحیمی، سید حسن کابلی

چکیده بیشتر مطالعات درزمینه طوفان‌های گردوغبار در استان‌های غربی- شرقی کشور متمرکز است و کم‌تر تحقیقاتی در سایر مناطق ایران صورت گرفته است. در این تحقیق برخی از دشت‌های جنوبی البرز؛ که دارای پتانسیل تولید گردوغبار می‌باشند انتخاب شدند. داده‌های روزانه 18 ایستگاه هواشناسی با دوره آماری بلندمدت از 2008 تا 2017 و برای محاسبه شاخص‌های خشک‌سالی کشاورزی، از محصولات MOD13Q1 و MOD11A1 در همان دوره استفاده شد. شاخص بارش استانداردشده و شاخص بارش- تبخیر و تعرق استانداردشده محاسبه و از کدهای هواشناسی ساعتی گردوغبار، شاخص تجربی طوفان گردوغبار به دست آمد؛ سپس روابط بین شاخص‌های اقلیمی، پوشش گیاهی و شاخص تجربی طوفان گردوغبار با استفاده از همبستگی پیرسون و روش آماری رگرسیون چند متغیره موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بیش‌ترین فراوانی شاخص طوفان گردوغبار طی 10 سال مربوط به ایستگاه امام خمینی با 5/30 و کم‌ترین آن طالقان با مقدار 05/0 است. تغییرات سال‌به‌سال شاخص گردوغبار نشان می‌دهد در سال‌های ابتدایی بخش‌های مرکزی و جنوب‌شرقی منطقه به‌شدت تحت تأثیر طوفان‌های گردوغبار بوده اما با کاهش ناگهانی روند طولانی‌مدت را به کاهشی تغییر داده است. بالاترین و پایین‌ترین همبستگی به ترتیب مربوط به‌سرعت باد و دما است، همبستگی منفی و قوی با شاخص TCI برقرار است. در مورد نتایج رگرسیون چند متغیره ماهیانه، در ماه‌های مختلف سال تا حدودی متغیر بوده، به‌گونه‌ای که در ماه‌های مختلف تأثیر عناصر اقلیمی و پوشش گیاهی تغییر می‌کند، به‌طورکلی سرعت باد، TCI و SPEI مهم‌ترین تأثیر را برافزایش طوفان‌های گردوغبار می‌گذارد

شبیه‌سازی و پیش‌بینی مولفه‌های اقلیمی دمای حداکثر و حداقل با استفاده از خروجی مدل CanESM2 در دوره‌های آتی، مطالعه موردی دشت میمه استان اصفهان

صفحه 359-372

https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.256514.1327

سحر ذاکری انارکی، غلامرضا زهتابیان، حسن خسروی، حسین آذرنیوند، آرش ملکیان

چکیده گزارش‌ هیئت بین‌الدول تغییر اقلیم نشان می‌دهد که میانگین دمای جهان در قرن بیستم برابر 2/0±6/0 درجه سانتی‌گراد افزایش یافته‌است. بنابراین پیش‌بینی بلندمدت متغیرهای اقلیمی و در نظر گرفتن تمهیدات لازم به منظور تعدیل اثرات سوء ناشی از تغییرات اقلیمی امری بدیهی است. در مطالعه حاضر به‌منظور ریزمقیاس‌نمایی داده‌های مشاهداتی دمای حداقل و حداکثر ایستگاه وزوان میمه استان اصفهان، از مدل SDSM استفاده شده است. داده‌های مدل جهانی CanESM2 تحت سه سناریوی جدید انتشار RCP2.6، RCP4.5و RCP8.5، به‌ منظور پیش‌بینی دوره آینده نزدیک (2036-2006)، آینده میانی (2078-2037) و آینده دور (2100-2079) مورد استفاده قرا گرفتند. بررسی‌ها نشان‌دهنده توانایی بالای مدل SDSM در مدل‌سازی دمای حداکثر و حداقل در دوره پایه می‌باشند. نتایج پژوهش حاضر، حاکی از آن است که هر چه به قرن 21 نزدیک می‌شویم دمای حداقل و حداکثر در منطقه مطالعاتی افزایش می‌یابد. تغییرات میانگین دمای حداکثر بیشترین افزایش را تحت سناریوی RCP8.5 در دوره آینده دور (2100-2079)، در ماه‌ ژولای خواهد داشت که این افزایش به 9/7 درجه سانتی‌گراد نیز خواهد رسید. تغییرات میانگین دمای حداقل نیز بیشترین افزایش را در ماه آگوست تحت سناریوی RCP8.5 نشان داده است. لذا با توجه به اینکه این افزایش دما در دوره‌های آتی بر روی وضعیت منطقه مطالعاتی، منابع آبی و طبیعی اثرگذار خواهد بود پیشنهاد می‌گردد، برنامه‌ریزان و مسئولین بخش‌های مربوطه راهکارهای لازم از قبیل تدابیری جهت اصلاح نظام آبیاری، روش‌هایی به منظور کاهش تبخیر و اصلاح نظام کشت، برای تعدیل خسارات ناشی از گرمایش و یا سازگاری با شرایط آب و هوایی جدید اتخاذ نمایند.

آنالیز ریسک و رتبه بندی زیر حوضه ها به منظور جانمایی LID ها درکنترل سیلاب شهری ( مطالعه موردی: مناطق 10 و 11 مشهد)

صفحه 373-392

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.318778.1571

حامد زاهدی خامنه، سعید رضا خداشناس

چکیده در این پژوهش جهت ارزیابی شرایط سیستم آنالیز ریسک و مکان یابی جهت اجرای طرح های توسعه کم اثر (LID)، از آنالیز ریسک استفاده شد. نتایج نشان داد که سیستم جمع آوری اگر چه برای سیلاب های با دوره بازگشت دوساله مشکل خاصی ندارد ولی برای سیلاب های با دوره بازگشت بالاتر ظرفیت مناسب ندارد .
جهت آنالیز ریسک از احتمال شکست (pof) و پیامد شکست (cof) استفاده شد و با استفاده از Z-Score دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که در مناطق 10 و 11 ، 61.9 و 49.5درصد از زیر حوضه در دسته با احتمال شکست بالا (گروه های 4 و 5 ) قراردارند . همچنین بررسی پیامد شکست نشان داد که 16.3 درصد از زیر حوضه های منطقه 10 و 24 درصد از زیر حوضه های منطقه 11 در گروه با پیامد شکست بالا قرار دارند.
جهت رتبه بندی نهایی زیر حوضه به منظور اولویت بندی در جانمایی طرح های LID علاوه بر آنالیز ریسک، زیر حوضه ها بر اساس اولویت های اقتصادی اجتماعی و کاربری اراضی نیز دسته بندی گردید. رتبه بندی نهایی نشان داد 6.6 درصد از زیر حوضه های مورد مطالعه که شامل 22.8 درصد از مساحت محدوده مورد بررسی هستند در دسته با ریسک بالا قرار می گیرند. انجام رتبه بندی، مناطق با خطر سیل بالا را تحت فشار می گذارد که کنترل LID را بپذیرند و سرمایه گذاری انجام دهند ، همچنین به مناطقی که خطر سیل کمتری دارند اما احتمال بالاتر در اجرا و سرمایگذاری LID ها دارند سود می رسانند.

تعیین نیاز آبی محیط زیستی زیرحوزه های رودخانه کرج با استفاده از رویکرد منحنی تداوم و شاخص های تغییرپذیری جریان

صفحه 393-405

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.270394.1322

صاحبه کریمی، شراره پورابراهیم، علی سلاجقه، آرش ملکیان، میشل استروچ، مارتین فولک، فلیکس ویتینگ

چکیده حقابه محیط‌زیستی ترکیبی از کمیت، کیفیت و زمان‌بندی آب موردنیاز برای پایداری اکوسیستم آبی است. رودخانه کرج یکی از پنج رودخانه حفاظت‌شده کشور است که منبع مهم تأمین‌کننده آب آشامیدنی تهران و کرج، آب کشاورزی و منبع تأمین برق کشور است. این رودخانه درگذشته نیازهای محیط‌زیستی پایین‌دست را تأمین می‌کرده ولی در سال‌های اخیر و به دلیل رشد مصرف آب کلان‌شهر تهران و کرج بخش عمده آب این رودخانه برای مصرف شرب تخصیص می‌یابد و این مسئله حیات زیستمندان وابسته به آن را درخطر قرار داده است. مقاله حاضر باهدف تعیین دامنه قابل‌قبول حقابه محیط‌زیستی رودخانه کرج و مقایسه آن با مقدار برآورد شده توسط وزارت نیرو صورت گرفته است. بدین منظور، ابتدا با استفاده از روش‌های منحنی تداوم جریان (Q90 و Q95) و شاخص‌های تغییرپذیری جریان، حقابه زیست محیطی رودخانه در سطح زیرحوزه و در مقیاس زمانی ماهانه محاسبه گردید که به‌این‌ترتیب سهم زیرحوزه‌های مختلف در تأمین حقابه مشخص شده و می‌تواند جهت مدیریت حوزه‌های آبخیز مدنظر قرار گیرد. نتایج نشان داد که روش منحنی تداوم جریان Q95 بالاترین و تنانت اصلاح‌شده وزارت نیرو کمترین مقادیر را برآورد می‌کنند، برای مثال در آخرین ایستگاه (سیرا-کرج) مقدار Q95 میانگین ماهانه 5/75 m3/s است درحالی‌که مقدار میانگین برآورد شده از تنانت m3/s 2/35 می‌باشد. درنهایت، مقادیر به‌دست‌آمده به‌وسیله روش منحنی تداوم جریان به‌عنوان حد بالا و شاخص تغییرپذیری جریان به‌عنوان حد پایین حقابه رودخانه کرج به‌صورت ماهانه پیشنهاد شد.

بررسی رابطه بین عوامل محیطی و ترکیب گیاهی با روش آنالیز چند متغیره

صفحه 407-421

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.311612.1539

افشین صادقی راد، نگار عینی، عاطفه فتاحی، حریر سهرابی

چکیده هر گونه گیاهی با توجه به نیازهایش یک مکان بهینه از محیط را به عنوان زیستگاه انتخاب می‏کند. این تحقیق به منظور ارزیابی رابطه بین ترکیب گونه‏های گیاهی با عوامل ادافوتوپوگرافیکی در مراتع استپی مرودشت در استان فارس مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار از روش نمونه‌برداری تصادفی استفاده شد و برای برداشت عوامل پوشش گیاهی و محیطی، ترانسکت‌هایی به طول 30 متر پیاده گردید. در مرحله دوم نمونه برداری نمونه برداری از خاک و اندازه‌گیری‏های میدانی توپوگرافی صورت گرفت و نمونه‌های خاک به آزمایشگاه انتقال داده شدند. در آزمایشگاه میزان ماده آلی (OM)، هدایت الکتریکی (EC)، اسیدیته (EC)، درصد شن، سیلت و رس خاک، سدیم، پتاسیم و فسفر اندازه‏گیری شد. رابطه بین عوامل ادافوتوپوگرافیکی و ترکیب گونه‌های گیاهی با استفاده از آنالیزهای چند متغیره DCA و CCAتعیین گردید. مهم‌ترین عوامل خاکی مؤثر در پراکنش پوشش گیاهی با استفاده از روش CCA شوری و سدیم بودند. همچنین ارتفاع از سطح دریا و شیب به عنوان عوامل توپوگرافی تأثیر‌گذار در ترکیب گونه‌های گیاهی شناخته شدند.

بررسی ارتباط فراوانی رخداد زمین‌لغزش با تکنونیک فعال در منطقه شمال قزوین

صفحه 423-436

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.320339.1578

سعیدمحمد صبوری، حسین حاجی علی بیگی، مرتضی طالبیان، مرتضی فتاحی

چکیده فعالیت های تکتونیکی بوسیله رخداد زمین لرزه و ایجاد نیروی محرک، بالا آمدگی‌های تکتونیکی، شکستگی ها و خردشدگی‌های ناشی گسلش، ایجاد درز و شکاف در سنگ‌ها و تسریع فرایند هوازدگی مکانیکی و شیمیایی، ایجاد گوژ گسلی و برش گسلی بعنوان مصالح مستعد لغزش، افزایش نفوذپدیری سنگ‌ها، تغییر در جهت و میزان شیب لایه‌های زمین‌شناسی و ... باعث رخداد زمین‌لغزش‌ها می‌گردد. محدوده مطالعاتی در زون ساختاری البرز مرکزی و ایران مرکزی در بین مختصات 22/49 تا 15/51 طول شرقی و 81/35 و 9/36 عرض شمالی واقع شده است. در این پژوهش پس از بررسی‌های کتابخانه‌ای و مشاهدات صحرایی، موقعیت مکانی 280 زمین‌لغزش با پهنه گسلی گسل‌های منطقه با نرم افزار مربوطه مقایسه گردید و مشخص گردید که 34 درصد از کل زمین‌لغزش‌های شناسایی شده در پهنه گسلی گسل‌های محدوده مطالعاتی واقع شده‌اند. باتوجه به مساحت 5 درصدی پهنه‌های گسلی، درصد بالای رخداد زمین‌لغزش‌ها نشان از ارتباط فعالیت تکتونیکی و رخداد زمین‌لغزش می‌باشد. لذا می‌توان بیان نمود که فعالیت‌های تکتونیکی باعث رخداد زمین‌لغزش در محدوده مطالعاتی گردیده است و باتوجه به تعداد زیاد زمین‌لغزش‌ها در محدوده می‌توان، منطقه را از نظر تکتونیکی با فعالیت بالا ارزیابی نمود. همچنین آسیب‌پذیری مناطق مسکونی در جاهایی که در نزدیکی گسل‌های فعال و کواترنری قرار گرفته‌اند بالا است، چونکه علاوه بر امواج لرزه‌ای و گسیختگی سطحی حین زلزله، با مخاطره دیگری بنام زمین‌لغزش روبرو هستند.

اثر زغال‌های زیستی و آلودگی سرب بر برخی ویژگی‌های خاک مرتعی زیر کشت گیاه ارزن علوفه‌ای (Panicum miliaceum)

صفحه 437-451

https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.318384.1567

علیرضا محمودی، علی طویلی، حمید رضا بوستانی، محمد جعفری، سلمان زارع

چکیده آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل زغال‌ زیستی در هفت سطح (عدم کاربرد زغال زیستی(C)، زغال زیستی بقایای گندم 5/1 درصد وزنی(GB1)، زغال زیستی بقایای گندم 3 درصد وزنی(GB2)، زغال زیستی بقایای ذرت 5/1 درصد وزنی(ZB1)، زغال زیستی بقایای ذرت 3 درصد وزنی(ZB2)، زغال زیستی بقایای پنبه 5/1 درصد وزنی(PB1) و زغال زیستی بقایای پنبه 3 درصد وزنی(PB2) و فاکتور دوم شامل کاربرد سرب در سه سطح (0(Pb0)، 150 (PB1) و 300 (PB2) میلی‌گرم در کیلوگرم خاک) بود. این پژوهش نشان داد که افزایش کاربرد سطوح زغال های زیستی بقایای گیاهی گندم، ذرت و پنبه از سطح 0 به 3 درصد وزنی سبب افزایش قابلیت هدایت الکتریکی (31/0،15/0 و02/0 دسی زیمنس بر متر)، کربن آلی خاک (53، 59 و 63 درصد)، پ‌هاش خاک (13/0، 05/0 و15/0 واحد) و کاهش غلظت سرب قابل استفاده (12/16،83/12 و 25/10 درصد) در خاک شد. همچنین کاربرد انواع زغال های زیستی بقایای گیاهی گندم، ذرت و پنبه در سطح 3 درصد وزنی سبب افزایش فراهمی آهن (به ترتیب 65، 72 و 69 درصد)، منگنز (105، 74 و 41 درصد )، مس (10، 62/15 و 5/22 درصد) و پتاسیم (167،114 و50 درصد) شد. کاربرد انواع زغال‌های زیستی مورد استفاده سبب بهبود برخی ویژگی‌های خاک شد. زغال زیستی گندم در سطح 3 درصد وزنی(GB2) از نظر تاثیر‌گذاری بر ویژگی‌های خاک از جمله افزایش کربن آلی خاک، افزایش فراهمی عناصر غذایی مانند پتاسیم و منگنز و کاهش فراهمی سرب در خاک نسبت به بقیه موثرتر بود.

ارزیابی دقت داده های بازتحلیل پایگاه ECMWF در برآورد تغییرات دمای عمق های مختلف خاک (مطالعه موردی: شهر تهران)

صفحه 453-468

https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.308704.1528

معصومه مقبل

چکیده در ایستگاه های همدیدی داده های دمای اعماق خاک از بیشترین خلا آماری برخوردار است. از اینرو، در پژوهش حاضر تلاش شد تا علاوه بر ارزیابی تغییرات دمای اعماق مختلف خاک و توزیع مکانی و زمانی آن، دقت و عملکرد داده های باز تحلیل پایگاه ECMWFمورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. برای این منظور، داده های ایستگاهی دمای شش عمق از خاک مربوط به چهار ایستگاه در تهران در بازه زمانی (1997-2018) و در مقیاس ساعتی از سازمان هواشناسی کشور استخراج شد. ابتدا با استفاده از آزمون من-کندال روند تغییرات دمای اعماق خاک مورد بررسی قرار گرفت. همچنین توزیع مکانی-زمانی داده های اعماق خاک در تهران تعیین شد. علاوه براین، داده های شبکه بندی شده و باز تحلیل پایگاه ECMWF نسخه ERA5 برای محدوده مورد مطالعه دریافت و به فرمت عددی تبدیل شد. در ادامه، دقت و عملکرد داده های بازتحلیل با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی، خطای میانگین، خطای میانگین مطلق و خطای جذر میانگین مربعات تعیین شد. نتایج آزمون من-کندال نشان داد که دمای هر دو عمق خاک در هر چهار ایستگاه از روند افزایشی برخوردار است. ضریب همبستگی بین داده های ایستگاهی و باز تحلیل برای عمق اول 97/0و برای عمق دوم 95/0بدست آمد. به طور میانگین داده های باز تحلیل در عمق یک و برای ساعات 03، 09 و 15 به ترتیب به مقدار 20/0 ، 7/1 و 2/2 درجه سلسیوس حالت بیش برآوردی دارد. این مقدار در ساعات مختلف مورد بررسی برای عمق دوم شامل 8/0، 9/1 و 5/2 درجه سلسیوس است.

زمستان 1400، صفحه 689-938
پاییز 1400، صفحه 469-688
تابستان 1400، صفحه 233-468
بهار 1400، صفحه 1-232