نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 66، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 321-476 

ارزیابی توان زیست‌محیطی سرزمین برای توسعة کاربری مرتعداری (مطالعة موردی: پارسل A حوزة آبخیز سد قشلاق)

صفحه 321-334

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36510

فضل الله احمدی میرقائد، بابک سوری، مهتاب پیر باوقار

چکیده مراتع از جمله منابع طبیعی است که در تعامل بسیار زیاد با فعالیت‌های انسانی قرار دارد. به دلیل بهره‌برداری بیش از حد از مراتع کشور و نامساعدبودن وضعیتِ کنونیِ آن‌ها ضروری است در استفاده و بهره‌برداری از مراتع‌ به توان زیست‌محیطیِ آن‌ها توجه شود. این پژوهش با هدف ارزیابی توان زیست‌محیطی سرزمین برای توسعة کاربری مرتعداری، بر اساس روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاری مکانی، انجام گرفت. بر این اساس، نخست از پارسل A حوزة آبخیز سد قشلاق، منطقة مطالعاتیِ این تحقیق، داده‌های زیست‌محیطی مورد نیاز تهیه شد و در محیط GIS نقشه‌سازی آن‌ها صورت پذیرفت. سپس، معیار‌های مؤثر در ارزیابی توان زیست‌محیطی سرزمین برای توسعة کاربری مرتعداری تعیین و با استفاده از روش AHP وزن‌دهی شد. پس از تحلیل قضاوت‌های کارشناسی و وزن‌دهی معیارها، لایه‌های اطلاعاتی معیار تهیه شد و بر اساس روش TOPSIS، تجزیه و تحلیل و همپوشانی آن‌ها در محیط GIS صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد، با کاربردِ روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاری مکانی در فرایند ارزیابی محیط زیست، می‌توان سرزمین را در دامنه‌ای از طبقات تناسب اراضی برای توسعة کاربری‌ها طبقه‌بندی کرد. همچنین، مشخص گردید که برای توسعة کاربری مرتعداری معیارهای فیزیکی سرزمین نسبت به دیگر عوامل اهمیت بیشتری دارد. ارزیابی منطقه برای توسعة کاربری مذکور نیز نشان داد که مناسب‌ترین پهنه‌‌ها در شرق واقع شده است و نامناسب‌ترین آن‌ها در بخش‌هایی از مرکز، جنوب، و غرب حوزه.

عوامل مؤثر در پذیرش بیمة مراتع توسط دامداران استان سمنان

صفحه 335-346

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36511

حسین راحلی، باب اله حیاتی، قادر دشتی، امین شاکری، جعفر سید اخلاقی

چکیده صنعت بیمه یکی از عوامل مؤثر در توسعة کشاورزی پایدار است. مراتع کشور، که تأثیرپذیری بیشتر و زودهنگام‌تری از پدیده‌هایی مانند خشکسالی دارد، به‌رغم گستردگی‌اش، سطح محدودی از آن‌ها تحت پوشش بیمه قرار گرفته است. از حدود 4/86 میلیون هکتار مراتع کشور کمتر از سه میلیون هکتار تحت پوشش بیمه قرار دارد. استان سمنان، در مقایسه با سایر مناطق کشور، سطح بیشتری از مراتع را تحت پوشش بیمه قرار داده است. بنابراین، در این تحقیق، عوامل مؤثر در پذیرش بیمة مراتع توسط دامداران استان سمنان بررسی شد. این تحقیق از جنبة هدف کاربردی‌- تجربی و از جنبة جمع‏آوری اطلاعات پیمایشی و همچنین اسنادی و کتابخانه‏ای است. جامعة آماری مورد نظر نیز همة مرتع‌داران استان سمنان است. از این میان 147 نفر با استفاده از روش نمونه‌‏گیری تصادفی ساده نمونة آماری انتخاب شد که 75 نمونه مربوط به مرتع‌داران پذیرندة بیمه است و 72 نمونه مربوط به مرتع‌داران نپذیرندة بیمه. نتایج برآورد مدل لاجیت نشان داد شرکت در کلاس ترویجی، میزان تولید مرتع، میزان دریافت وام قرق، و درآمد مرتع‌دار تأثیر مثبت و معنی‌‏دار و افزایش تعداد دام (مازاد بر ظرفیت مرتع) مرتع‌دار تأثیر منفی و معنی‏داری در پذیرش بیمة مرتع داشته است.

رهیافتی نو در ارزش‌گذاری اقتصادی کارکرد تولید علوفة مراتع (مطالعة موردی: مراتع ییلاقی حوزة آبخیز نوررود، استان مازندران)

صفحه 347-357

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36512

شفق رستگار، علی دریجانی، حسین بارانی، محمد قربانی، جمشید قربانی، واحد بردی شیخ

چکیده محصول اصلی مراتع علوفه است. بنابراین، با تعیین ارزش اقتصادی آن، به عنوان یکی از مهم‌ترین کارکردهای تولیدی غیربازاری، می‌توان مدیران را در برنامه‌ریزی صحیح و مدیریت بهینة بهره‌برداری از مراتع هدایت کرد. هدف مقالة حاضر، برآورد ارزش اقتصادی کارکرد تولید علوفة مراتع ییلاقی بلدة نور در استان مازندران است. بدین‌ منظور، تولید کل علوفه، با استفاده از روش دوبل، در دوازده واحد کاری برآورد شد. با توجه به ناهمگنی علوفه‌های مرتعی، از ‌نظر اقتصادی، و نبود بازار سازمان‌یافته جهت مبادله، از قیمتِ معادلِ جو و بهره‌گیری از رهیافت ارزش‌گذاری غیرمستقیم هزینة جایگزین استفاده شد. به‌ منظور همگن‌سازی ارزش کلیة گیاهان، ارزش کل مواد غذایی قابل‌ هضم (TDN) هر یک از گیاهان علوفه‌ای در تولید همان گونه ضرب شد و ارزش غذایی علوفة تولیدی هر واحد مرتعی محاسبه گردید. با توجه به TDN مشخص جو، معادل وزنی جو برای هر هکتار مرتع مشخص شد که با سناریوهای مختلف قیمتی (تضمینی، جهانی، و تمام‌شده) ارزش کل تولید علوفه، بر اساس بهای جو، محاسبه شد. نتایج نشان داد از 7/89826 هکتار اراضی مرتعی قابل بهره‌برداری منطقهْ تولید علوفه معادل وزنی جو در هر هکتار 5/276 کیلوگرم اندازه‌گیری شد. میانگین ارزش سالانة آن، با سه سناریوی قیمتی، 6/64 میلیارد ریال برآورد گردید. این مبلغ معادل با 718900 ریال در هر هکتار اراضی مرتعی نوررود است. مبالغ برآوردشدة ارزش علوفة تولیدی فقط 25 درصد کل ارزش اکوسیستم مرتعی است که بدون هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری و به‌ صورت موهبتی طبیعی بهره‌برداری می‌‌شود.

واسنجی روش‏های مختلف برآورد تلفات بارش در مدل HEC- HMS به‌منظور شبیه‌سازی رواناب سطحی (مطالعة موردی: حوزة آبخیز کن)

صفحه 359-371

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36513

قباد رستمی زاد، شهرام خلیقی سیگارودی، محمد مهدوی

چکیده پارامترهایی همچون برگاب، نفوذ، ذخیرة آب در چالاب‏های سطح زمین و پروفیل خاک، و تبخیر و تعرق از مجموعۀ عواملی است که در یک حوضه سبب تلفات و مانع تبدیل مستقیم بارش به رواناب می‏شود. در این تحقیق، سعی بر آن شد تا با استفاده از مدل HEC- HMS و مقایسة نتایج حاصل از روش‏های مختلف برآورد تلفات بارش (روش تلفات‌نمایی، شرایط اولیه و میزان ثابت تلفات، گرین و آمپت، شمارة منحنیSCS))، کمبود اولیه و میزان ثابت تلفات) و برازش به وسیلة تابع هدف درصد خطای حداکثر روش‏ها برای شبیه‏سازی رواناب اولویت‌بندی شود. بر همین اساس، روشی که کمترین میزان درصد تغییرات دبی مشاهداتی نسبت به دبی محاسباتی داشت در اولویت اول قرار گرفت و روش‏های دیگر در اولویت بعدی. نتایج نشان داد روش‏های بهینه برای برآورد تلفات بارش حوضة مورد مطالعه، به‌ترتیب اهمیت عبارت‌اند از تلفات‌نمایی، گرین و آمپت، شرایط اولیه و میزان ثابت تلفات، شمارة منحنی، کمبود اولیه و میزان ثابت تلفات.

بررسی تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر خصوصیات سیلاب با استفاده از مدل HEC- HMS (مطالعة موردی: حوزة آبخیز طالقان)

صفحه 373-386

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36514

سمانه رضوی زاده، علی سلاجقه، شهرام خلیقی سیگارودی، محمد جعفری

چکیده یکی از عوامل اصلی در تغییر رژیم سیلابی حوزه‏های آبخیزْ تغییر کاربری اراضی در سطح حوضه است. حوزة آبخیز طالقان، طی سال‏های متمادی، دستخوش تغییر کاربری اراضی شده که احتمال تأثیر آن بر خصوصیات سیلاب رودخانه مطرح است. در تحقیق حاضر، با تلفیق سیستم‏های اطلاعات جغرافیایی (GIS) و مدل HEC- HMS، آثار تغییر کاربری اراضی بر سه پارامترـ دبی اوج، حجم، و زمان پایة سیل‌ـ در بخشی از حوزة آبخیز طالقان بررسی شد. بدین منظور، نخست نقشة کاربری اراضی سال‏های 1366 و 1381 تهیه گردید و، برای تهیة نقشة CN منطقه، با نقشه‏های گروه‏های هیدرولوژیکی خاک و وضعیت مرتع در محیط GIS تلفیق شد. سپس، مدل HEC- HMS، با استفاده از روش شمارة منحنی و آبنمود واحد SCS  در سطح زیرحوضه‏ها و نیز به روش روندیابی ماسکینگام، برای 10 واقعه بارش- رواناب مشاهده‏ای واسنجی و اعتبارسنجی شد. بر اساس نتایج شبیه‏سازی، به علت تغییرات کاربری اراضی )کاهش سطح اراضی کشاورزی و افزایش مراتع(، دبی اوج و حجم سیل در سال 1381 نسبت به 1366 به‌ترتیب میزان کاهش متوسط معادل 17/16 و 6/13 درصدی را نشان می‌دهند. بررسی زمان پایة سیل نشان‌دهندة عدم تغییر این پارامتر در هیدروگراف‏های سیل در دورة مطالعاتی است. بنابراین، با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، روند تغییرات کاربری اراضی منطقة مورد مطالعه، به لحاظ سیل‌خیزی، مثبت ارزیابی شد.

بررسی پراکنش مکانی برخی خصوصیات خاک مراتع شرق سمنان با استفاده از روش‌های آمار مکانی

صفحه 387-399

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36515

محمدعلی زارع چاهوکی، لیلا خلاصی اهوازی، حسین آذرنیوند، اصغر زارع‌ چاهوکی

چکیده هدف از این مطالعه تهیة نقشة خصوصیات خاک در مراتع شرق سمنان با استفاده از روش آمار مکانی با بررسی روش‏های کریجینگ و میانگین متحرک وزن‌دار است. نمونه‌برداری با روش تصادفی- سیستماتیک از طریق پلات‌گذاری در امتداد ترانسکت انجام شد. بعد از تلفیق نقشه‌های ارتفاع، جهت، شیب، و زمین‌شناسی، نقشة واحدهای نمونه‌برداری تهیه شد. در هر واحد، نمونه‏برداری در طول سه ترانسکت 750 متری انجام شد. در ابتدا و انتهای هر ترانسکت از عمق 20-0 سانتی‏متر نمونة خاک برداشت شد. برای تهیة نقشه‏های رس، شن، آهک، هدایت الکتریکی، و رطوبت قابل دسترس در نقاط نمونه‏برداری‌نشده از روش کریجینگ و میانگین متحرک وزن‌دار در محیط GS+ و GIS استفاده شد. ارزیابی مقادیر برآوردشده و واقعی با استفاده از روش تقاطعی نشان داد که روش کریجینگ در همة متغیرها، به‌جز درصد رس، دارای خطا و انحراف کمتر است و دقت بالاتر.

ارزیابی نقشة خطر فرسایش خاک و ارتباط آن با برخی عوامل محیطی (مطالعة موردی: حوزة آبخیز وازرود، مازندران)

صفحه 401-415

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36516

جلال زندی، محمود حبیب نژاد روشن، کریم سلیمانی

چکیده فرسایش خاک مسئلة محیطی مهمی در حوزة آبخیز وازرود، واقع در بخش میانی مازندران، است. متأسفانه، این حوزه مانند بیشترِ حوزه‏های آبخیز کشور فاقد ایستگاه‏های اندازه‏گیری فرسایش و رسوب مجهز برای مطالعه و مدل‏بندی فرسایش خاک در سطح وسیع است. به منظور ارزیابی خطر فرسایش خاکْ مدل‏سازی فرسایش در مقیاس حوزه لازم‌الاجراست. در این مطالعه از مدل اصلاح‌شدة فرسایش خاک جهانی (RUSLE) همراه با سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سنجش از دور (RS) برای برآورد تلفات خاک و شناسایی نواحی حساس به فرسایشِ حوزة آبخیز وازرود استفاده شد. از مجموعه منابع داده‏ها (نقشه‏ها، تصاویر ماهواره‏ای، و مشاهدات میدانی) برای به‌دست‌آوردن پارامترهای معادلة اصلاح‌شدة فرسایش خاک جهانی استفاده شد و برای تحلیل‏های بعدی به فرمت رستری وارد محیط GIS شده و به پنج طبقه‌‌ـ خیلی کم تا خیلی زیاد‌ـ طبقه‌بندی شد. بازدیدهای گستردة میدانی صورت‌گرفته صحت کلی (90 درصد) نقشة خطر فرسایش و مدل مورد بررسی را تأیید کرد. نقشة خطر فرسایش خاک با نقشه‏های کاربری اراضی، ارتفاع، و شیب برای به‌دست‌آوردن ارتباط با عوامل محیطی و شناسایی نواحی خطر فرسایش قطع داده شد. بخش اعظم طبقات فرسایشی زیاد و خیلی زیاد در شیب‌‏های 25 تا 45 درجه، ارتفاع 1180 تا 2180 متر از سطح دریا، و در اراضی لخت منطقة مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این تحقیق اتخاذ استراتژی‏های مدیریتی مناسب را برای تصمیم‌گیران در اولویت‌بندی نواحی برای کاهش فرسایش در حوزة آبخیز وازرود امکان‏پذیر می‏کند. روش تلفیقی به‌کارگرفته‌شده در این مطالعه نسبتاً ساده، سریع، و صحیح و دارای پتانسیل اجرا برای سایر نواحی است.

بررسی حساسیت اراضی به فرسایش آبی و بادی با استفاده از مدل Raizal (مطالعة موردی: اراضی آبیک)

صفحه 417-431

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36517

راضیه صفی‌یاری، فریدون سرمدیان، احمد حیدری، شیرین یونسی

چکیده ارزیابی فرسایش‌پذیری خاک امری ضروری است تا برای جلوگیری از تخریب آن در آینده‌ـ‌‌ به دلیل استفادة بیش از حد از ظرفیت ذاتی خاک و مدیریتِ نامناسب‌ـ تدابیری اندیشیده شود. به همین منظور، در این مطالعه، تخریب‌پذیری اراضی آبیک به فرسایش آبی و بادی برای کاربری‌های زراعی و مرتع، با استفاده از مدل Raizal، از زیرمدل‌های میکرولیز، ارزیابی شد. اطلاعات مورفولوژیکی و تجزیة فیزیکی و شیمیایی از بررسی و مطالعة 32 پروفیل خاک اخذ گردید. اطلاعات زراعی- اقلیمی و مدیریتی، شامل درجة حرارت و بارندگی، از داده‌های هواشناسی ایستگاه کلیماتولوژی باغ کوثر برای 17 سال اخیر جمع‌آوری شد. برای بررسی اثرِ تغییرات اقلیمی در ارزیابی اراضی این منطقه، برای سال 2080 میلادی (طی 70 سال آینده)، از منبع گزارش‌های سازمان تغییرات اقلیمی (IPCC) مختص غرب آسیا استفاده شد. تیپ‌های بهره‌وری مورد نظر برای ارزیابیْ گندم، ذرت، جو، و یونجه است. نتایجِ به‌دست‌آمده از مطالعات ارزیابی تخریب‌پذیری اراضی به فرسایش آبی و بادی با زیرمدل Raizal در محیط GIS به صورت نقشه تهیه گردید. اطلاعات به‌دست‌آمده از مدل‌های تخریب‌پذیری اراضی به فرسایش بادی، در هر دو کاربری زراعی و مرتع، نشان‌دهندة خطر تخریب‌پذیری درصد وسیعی از اراضی منطقه با شرایط مدیریت فعلی است که نتایج ارزیابیِ روش‌هایِ مدیریتیِ پیشنهادی به بهبود کلاس‌های تخریب‌پذیری خواهد انجامید.

شبیه‌سازی رواناب و رسوب با استفاده از مدل SWAT در آبخیز چهل‌چای استان گلستان

صفحه 433-446

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36518

اکرم عارفی اصل، علی نجفی نژاد، فرشاد کیانی، عبدالرسول سلمان ماهینی

چکیده اندازه‌گیری رواناب و رسوب، به دلیل محدودیت‌های مالی و زمانی و شرایط سخت فیزیکی، همواره، دشوار بوده است. به منظور مقابله با این مشکلات استفاده از مدل‌ها ضروری می‌نماید. از طرفی، بررسیِ صحت و دقتِ مدل‌هایی که در خارج از کشور طراحی شده‌اند برای شرایط ایران الزامی است. هدفِ مطالعة حاضر بررسی کارایی مدل SWAT[1] در برآورد دبی متوسط روزانه و غلظت رسوب و واسنجی و اعتبارسنجی این مدل در آبخیز چهل‌چای در شرق استان گلستان است. برای واسنجی نتایج مدل از الگوریتم SUFI2[2] استفاده شد. معیار ناش‌-‌ ساتکلیف، به عنوان تابع هدف، در مرحلة واسنجی (2001- 2005) و اعتبارسنجی (2006- 2009) برای دبی متوسط روزانه به‌ترتیب برابر 5/0 و 4/0 و برای غلظت رسوب برابر 71/0 و 92/0 به‌دست آمد که، با توجه به معیارهای مورد استفاده در تحقیقات گذشته، پذیرفتنی ارزیابی شد. با توجه به اینکه SWAT مدلی مدیریتی است و در این حوزه کارایی مقبولی داشته، پیشنهاد می‌شود در بررسی اثر اقدامات مدیریتی در آبخیز چهل‌چای از آن استفاده شود.
[1]. Soil and Water Asseement Tool [2]. Sequential Uncertainty Fitting Version2

تعیین ارزش رجحانی گونة Bromus tomentellus با دو روش زمان‌سنجی و شاخص رجحان

صفحه 447-455

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36519

محمد فیاض، سعیده ناطقی، حسن یگانه، تقی میرحاجی، سید احمد موسوی

چکیده در این پژوهش تأثیر مکان‌ها، ماه‌ها، و سال‌های مختلف بر ارزش رجحانی گونة Bromus tomentellus برای گوسفند در مراتع نمونة منطقة نیمه‌استپی ایران بررسی شد. در این مطالعه ارزش رجحانی گونة Bromus tomentellus در دو سال‌ 1387 و 1388‌ و چهار ماه در سه سایت‌ـ چشمة انجیر (فارس)، بادامستان (زنجان)، و فیروزکوه (تهران)‌ـ پژوهش شد. به منظور تعیین ارزش رجحانی گونه از دو روش استفاده شد: شاخص رجحان؛ روش زمان‌سنجی. برای مقایسة ارزش رجحانی گونه در سایت‌‌ها و زمان‌های مختلف از طرح کرت‌های خردشده در قالب بلوک‌های کاملاً تصادفی استفاده شد و به منظور مقایسة دو روش از آزمون T مستقل استفاده شد. نتایج روش شاخص رجحان نشان داد بین سایت‌های مورد مطالعه در سطح یک درصد اختلاف معنی‌دار وجود داشت، ولی بین ماه‌های مختلف و همچنین اثر متقابل مکان در ماه اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. با توجه به نتایج حاصل از کاربرد روش زمان‌سنجی، بین هیچ یک از فاکتور‌‌ها، به لحاظ آماری، اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. مقایسة دو روش از طریق آزمون T مستقل نشان داد که دو روش با یکدیگر در سطح یک درصد اختلاف داشتند.

کارایی مدل فرسایش و هیدرولوژی مرتع در برآورد میزان رسوب دامنه‌های مرتعی مناطق خشک (مطالعة موردی: حوزة آبخیز شهید نوری کاخک)

صفحه 457-467

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36520

علی گلکاریان، داود داودی مقدم، سید امیر نقیبی، مسعود عشقی زاده

چکیده فرسایش خاک،بی‌شک، یکی از مهم‌ترین مسائل و مشکلات موجود در عرصه‌های طبیعی کشور بوده و آثارِ مخربی در اکوسیستم‌‌های مرتعی به جای می‌گذارد. تحقیق حاضر، به منظور ارزیابی توانایی و قابلیت مدل[1] RHEM در برآورد میزان رسوب دامنه‌های مرتعی مناطق خشک، در حوزة آبخیز زوجی شهید نوری کاخک انجام شد. مدل RHEM یک مدل ریاضی، توزیعی، و فیزیکی است که قادر به شبیه‌سازی فرایندهای هیدرولوژیکی و فرسایشی از طریق اطلاعات اقلیم و خصوصیات دامنه است. میزان رسوب در 18 پلات فرسایشی در دو زیرحوزه‌ـ شاهد و نمونه‌ـ اندازه‌گیری شد. به منظور اجرای مدل، پارامتر‌های اقلیم، بافت خاک، طول شیب، تندی شیب، تاج پوشش، و پوشش زمین اندازه‌گیری شد و با ورود به مدل مقادیر رسوب و رواناب سالانه برآورد گردید. نتایج نشان‌دهندة عدم اختلاف معنی‌دار در سطح 5 درصد بین داده‌های مشاهده‌ای و برآوردی‌ـ چه در بررسی کلیة پلات‌های فرسایشی و چه در بررسی میانگین داده‌ها‌ـدر سه جهت مختلف قرارگیری پلات‌ها است. همچنین، نتایج مبیّنِ توانایی مدل در تعیین تأثیر کمّی اقدامات مختلف حفاظت خاک در فرایند‌های هیدرولوژیکی و فرسایش خاک است. در مجموع، بررسی‌ها بیانگر توانایی مناسب مدل برای کاربرد در دامنه‌های مرتعی مشابه با شرایط تحقیق است.



[1]. Rangeland Hydrology and Erosion Model

واسنجی مدل IMDPA با توجه به معیارهای زمین به منظور ارائة یک مدل منطقه‌ای برآورد شدت بیابان‌زایی (مطالعة موردی: ابوزیدآباد کاشان)

صفحه 469-476

https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.36521

طیبه مصباح زاده، حسن احمدی، غلامرضا زهتابیان، فریدون سرمدیان، فیروزه مقیمی نژاد

چکیده بیابان‌زایی پدیدة خاص مناطق خشک، نیمه‌خشک، و خشکِ نیمه‏مرطوب است. میزاناین پدیده در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، بسیار زیاد است. هدف اصلی این مطالعه واسنجی مدل IMDPA با تأکید بر معیارهای زمین در منطقة ابوزیدآباد کاشان است. مدل IMDPA را محققان ایرانی برای ارزیابی شدت بیابان‌زایی در ایران معرفی کردند و، پیش از کاربرد، شاخص‏ها و معیارهای به‌کاررفته در مدل بازنگری شد. با توجه به شرایط منطقة ابوزیدآباد کاشان، سه معیارْ معیارهای کلیدی بیابان‏زایی در نظر گرفته شد: زمین‌شناسی، خاک، و فرسایش بادی. سپس، این معیارها بر اساس شاخص‏های انتخاب‌شده ارزیابی شد. از میانگین شاخص‏ها در هر معیارْ نقشة کیفی معیار مورد نظر به‏دست آمد و، در پایان، نقشة حساسیت بیابان‌زایی منطقه به‏دست آمد. با توجه به معیارهای بررسی‌شده، معیار زمین‌شناسی‌- ژئومورفولوژی بیشترین تأثیر را در بیابان‏زایی منطقة ابوزیدآباد کاشان دارد. از مساحت 16161 هکتار محدودة مطالعاتی، 4792 هکتار در کلاس متوسط و 11369 هکتار در کلاس بیابان‏زایی شدید قرار دارد. در بین شاخص‏های مورد ارزیابیْ شاخص شیب با ارزش عددی 9/3 و حساسیت سنگ به ‏فرسایش و شدت فرسایش بادی با ارزش عددی 5/3 و 4/3 از جمله مؤثرترین شاخص‏ها در افزایش شدت بیابان‏زایی در منطقة مطالعاتی بود. بر اساس نقشة وضعیت بیابان‏زایی منطقه، حدود 3/70 درصد از مساحت منطقه دارای شدت بیابان‏زایی شدید است و 7/29 درصد از مساحت منطقه دارای شدت بیابان‏زایی متوسط.