جمشید قربانی؛ ناطق لشکری صنمی
چکیده
در مراتعی که مورد برداشت زغالسنگ قرار دارند انباشتی از باطلهها وجود دارد که در طی زمان گیاهان مرتعی بر روی آنها مستقر میشوند. مطالعه تغییرات گیاهی به منظور مدیریت و احیاء این باطلهها اهمیت دارد. در این تحقیق چگونگی تغییرات پوشش گیاهان مرتعی بر روی باطلههای زغالسنگ پس از گذشت 10 سال مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش سه باطله ...
بیشتر
در مراتعی که مورد برداشت زغالسنگ قرار دارند انباشتی از باطلهها وجود دارد که در طی زمان گیاهان مرتعی بر روی آنها مستقر میشوند. مطالعه تغییرات گیاهی به منظور مدیریت و احیاء این باطلهها اهمیت دارد. در این تحقیق چگونگی تغییرات پوشش گیاهان مرتعی بر روی باطلههای زغالسنگ پس از گذشت 10 سال مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش سه باطله زغال سنگ که 20 تا 30 سال از رهاسازی آنها گذشته بود در بخشی از معادن منطقه کارمزد در شهرستان سوادکوه استان مازندران مطالعه شدند. نمونهگیری پوشش گیاهی شامل برآورد درصد تاج پوشش در پلاتهای یک مترمربعی بوده که در سال 1391 و 1401 انجام شد. ترکیب پوشش گیاهی، گروههای کارکردی و شاخصهای تنوع و غنا بین دو سال مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که با گذشت 10 سال تغییراتی در ترکیب پوشش گیاهی و گروههای گیاهی اتفاق افتاد. برخی گونههای گیاهی حذف و گیاهان نوظهوری مشاهده شدند. با گذشت زمان، درصد تاج پوشش گونههایBromus briziformis و Melica persica افزایش معنیدار و برای گونه Hordeum vulgare کاهش معنیدار مشاهده شد. تاج پوشش گیاهان یکساله و چندساله افزایش 28/35 و 19/46 درصد داشتند. میانگین درصد تاج پوشش گندمیان، پهنبرگان علفی و گیاهان بوتهای با گذشت زمان افزایش معنیدار نشان دادند. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که طی روند تغییرات پوشش گیاهی شاخصهای تنوع و غنا به طور معنیداری بهبود یافتند. تغییرات پوشش گیاهی در این دوره ده ساله تحت تآثیر سن باطلهها قرار نگرفته است. به منظور تسریع پویایی گیاهی و کاهش اثرات منفی باطلهها به محیط اطراف توصیه میشود تا از روشهای احیاء و گیاهانی در منطقه که دارای قدرت گیاهپالایی هستند استفاده شود.
سمیه طاهری؛ حسن احمدی؛ جمال قدوسی؛ سادات فیض نیا؛ شهرام خلیقی سیگارودی؛ محمدحسین رامشت
چکیده
فرونشست زمین در مناطق شهری به سازهها، جادهها، خطوط آهن، لولهها، سیستمهای فاضلاب و چاهها آسیب واردمیکند و تعیین پتانسیل آن اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش استعداد فرونشست زمین در شهر کرج به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل وزن نشانگر(WoE) مدلسازیشدهاست. بدینمنظور نقشهی فاکتورهای موثر بر فرونشست شامل شیب، ضخامت آبرفت، ...
بیشتر
فرونشست زمین در مناطق شهری به سازهها، جادهها، خطوط آهن، لولهها، سیستمهای فاضلاب و چاهها آسیب واردمیکند و تعیین پتانسیل آن اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش استعداد فرونشست زمین در شهر کرج به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدل وزن نشانگر(WoE) مدلسازیشدهاست. بدینمنظور نقشهی فاکتورهای موثر بر فرونشست شامل شیب، ضخامت آبرفت، تغییرات سطح سفرهی آبزیرزمینی، لایهای بودن آبخوان و اندازهی ذرات و نفوذپذیری تهیه و با مقادیر ثبتشدهی فرونشست مقایسهشده و وزن تأثیر هریک تعیینگردید. درنهایت از تلفیق اثر این فاکتورها، نقشهی شاخص پتانسیل مخاطرهی فرونشست(SI) تعیینشده و به کمک منحنی نرخ موفقیت(SRC) پهنهبندی شد. براین اساس، پنج پهنه از نظر حساسیت به فرونشست از بسیارحساس تا حساسیت بسیار کم مشخصگردید. بهمنظور تعیین کارایی مدل WoE به کمک منحنی SRC مشخصشد نقشهی پیشبینی حساسیت به فرونشست، 93/64 درصد از واقعیت زمینی را پوشش دادهاست. نتایج نشانداد، لایهای بودن آبخوان، تأثیر مثبتی در ایجاد فرونشست دارد. بیشترین تأثیر نفوذپذیری برفرونشست مربوط به آبرفتهایی با نفوذپذیری بهنسبت خوب و دارای مقداری ذرات ریزدانه میباشد که با وزن نهایی 3/72، در بین طبقات مختلف تمامی پارامترها، بیشترین وزن را دارد و بهنظر میرسد یکی از شرطهای لازم برای رخداد فرونشست است. از لحاظ ضخامت آبرفت، بیشترین میزان فرونشست در آبرفتهای ضخیم (بیش از 200 متر) اتفاقافتادهاست. بهعلاوه، مناطقی که بیش از نیم متر در سال افت متوسط آب زیرزمینی داشتهاند نیز موثرین طبقهی نوسانات سطح سفره بر پدیدهی فرونشست بودهاند. همچنین شیبهای کمتر از دو درجه، مستعدترین شرایط شیب برای بروز فرونشست میباشد. بنابرنتایج، بسیاری از مناطق کرج در برابر مخاطرهی فرونشست بهنسبت ایمنند ولی استعداد این مخاطره در جنوب و جنوبغرب شهر بالا و نیازمند توجه ویژه در مدیریت شهریاست.
سادات فیض نیا؛ ربانه روغنی؛ سعید سلطانی
چکیده
ذرات گردوغبار به دلیل دستیابی به سیستم تنفس انسان تأثیرات مخربی بر سلامت انسان بهویژه در مناطق شهری و صنعتی دارند. بنابراین پایش ذرات گردوغبار و بررسی روند مکانی و فصلی آن اهمیت ویژهای دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تغییرات فصلی و مکانی غلظت ذرات گردوغبار به تفکیک در اندازههای PM2.5، PM10 و TSP در حومۀ شهر اصفهان و ارتباط آن با ...
بیشتر
ذرات گردوغبار به دلیل دستیابی به سیستم تنفس انسان تأثیرات مخربی بر سلامت انسان بهویژه در مناطق شهری و صنعتی دارند. بنابراین پایش ذرات گردوغبار و بررسی روند مکانی و فصلی آن اهمیت ویژهای دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تغییرات فصلی و مکانی غلظت ذرات گردوغبار به تفکیک در اندازههای PM2.5، PM10 و TSP در حومۀ شهر اصفهان و ارتباط آن با پارامترهای هواشناسی میباشد. برای این منظور به کمک دستگاه نمونهبردار هوا از نوع مکش پایین و روش وزنی غلظت ذرات PM2.5، PM10 و TSP در طی دورۀ یکساله (تیر 1394-1395) در سه ایستگاه واقع در شرق، جنوب و غرب شهر اصفهان اندازهگیری شد. بر اساس نتایج بهدست آمده، در شرق، جنوب و غرب شهر اصفهان بهترتیب میانگین غلظت ذرات PM2.5 73، 50 و 23؛ PM10101، 86 و 45؛ TSP 134، 103 و 53 میکروگرم بر مترمکعب بود. میزان غلظت ذرات PM2.5 در تمام ایستگاهها اغلب بیش از حد استاندارد تعیین شده توسط آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده (US EPA) گزارش شد. همچنین بررسیها نشان داد رطوبت نسبی و دما بهترتیب همبستگی منفی و مثبتی با غلظت ذرات گردوغبار در منطقه داشتند. با این حال میان سرعت باد و غلظت ذرات گردوغبار ارتباط ضعیفی مشاهده شد. بهطور کلی ذرات PM2.5 نسبت به سایر ذرات درشتتر همبستگی قویتری با عوامل اقلیمی داشتند. به کمک روش گلباد آلودگی مشخص شد که بادهای غربی و شمال غربی نقش ویژهای در افزایش غلظت ذرات PM2.5 داشتند. نتایج این تحقیق میتواند برای مدیران و تصمیمگیران در حوزۀ عملیات مقابله با گردوغبار بهویژه در عملیات درختکاری و پوشش سبز مفید واقع گردد.
قاسم قوهستانی؛ سلمان زارع؛ حامد رفیعی؛ سپیده رواسی زاده؛ اکبر ریاحی؛ فرهاد سرداری
چکیده
پایین بودن سطح درآمد جوامع محلی یکی از عوامل تخریب اراضی طبیعی میباشد.اجرای طرح توسعه کشت گیاه گزروغنی در مناطق بیابانی جنوب ایران موجب توسعه اقتصادی آن می شود که در این تحقیق اقدام به ارزیابی مالی طرح کشت گیاه گزروغنی جهت برآورد حداقل سطح اقتصادی مورد نیاز هر خانوار روستایی شده است. دادههای تحقیق از طرح توسعه گزروغنی تهیه شده ...
بیشتر
پایین بودن سطح درآمد جوامع محلی یکی از عوامل تخریب اراضی طبیعی میباشد.اجرای طرح توسعه کشت گیاه گزروغنی در مناطق بیابانی جنوب ایران موجب توسعه اقتصادی آن می شود که در این تحقیق اقدام به ارزیابی مالی طرح کشت گیاه گزروغنی جهت برآورد حداقل سطح اقتصادی مورد نیاز هر خانوار روستایی شده است. دادههای تحقیق از طرح توسعه گزروغنی تهیه شده توسط سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور استخراج گردید و تمام دادهها در سال پایه 1400 مورد محاسبه قرار گرفت. با توجه به محدود بودن زمین و نیاز به یک معیاری مناسب جهت مشارکت هر خانوار روستایی اقدام به تعیین حداقل سطح اقتصادی در هر کدام از مناطق اجرایی طرح گردید. تعیین حداقل سطح اقتصادی با استفاده از ارزیابی مالی طرح، شاخصهای مالی ارزش حال خالص (NPV )، نسبت منفعت به هزینه ( BCR) ، نرخ بازده داخلی (IRR) و دوره بازگشت سرمایه (ROI) برای طول اجرای طرح 1400 الی 1420 مورد بررسی قرار گرفت. باتوجه به موقعیت و توپوگرافی منطقه به طور کلی شاخصهای مالی نشاندهنده مناسب و سودده بودن طرح است. با در نظر گرفتن متوسط هزینههای هرخانوار روستای استان سیستان و بلوچستان در اجرای طرح حداق سطح اقتصادی در مناطق دشتی (0/8هکتار)، مناطق هموار (3/24 هکتار)، مناطق تراس شکل (4/48 هکتار)، مناطق تپه ماهور (11/08هکتار) و مناطق کوهستانی و صعب العبور (6/21 هکتار) برآورد گردیده است. حداقل سطح به دست آمده میتواند اطلاعات ارزشمندی در راستای مدیریت اراضی بیابانی در مناطق مستعد کشت گیاه گزروغنی در اختیار تصمیمگیران قرار دهد.
احمد زارع؛ سید امیر موسوی
چکیده
آزمایش، با نه دمای ثابت (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 ، 40 و 45 درجه سانتیگراد) جهت بررسی جوانهزنی و تعین دمای کاردینال گیاه کلمو در سال 1399 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در قالب طرح کاملاً تصادفی در 8 تکرار انجام گرفت. بیشترین درصد جوانهزنی معادل 86 درصد در دمای 25 درجه سانتیگراد به دست آمد. درصد جوانهزنی در دماهای 10، 15، 20، 30 ...
بیشتر
آزمایش، با نه دمای ثابت (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 ، 40 و 45 درجه سانتیگراد) جهت بررسی جوانهزنی و تعین دمای کاردینال گیاه کلمو در سال 1399 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در قالب طرح کاملاً تصادفی در 8 تکرار انجام گرفت. بیشترین درصد جوانهزنی معادل 86 درصد در دمای 25 درجه سانتیگراد به دست آمد. درصد جوانهزنی در دماهای 10، 15، 20، 30 ، 35 و 40 درجه سانتی-گراد به ترتیب 77، 83، 85، 85، 34 و 13 درصد بود. در دو دمای 5 و 45 درجه سانتیگراد جوانهزنی مشاده نگردید. رابطه بین زمان آبنوشی و درصد جوانهزنی تجمعی از معادله سه پارامتره سیگموئیدی پیروی نمود. بر اساس این معادله، کمترین زمان لازم برای رسیدن به 50 درصد جوانه زنی (T50) در دمای 25 و 30 درجه سانتیگراد (33 و 34 ساعت) و بیشترین در دو دمای 10 و 40 درجه سانتیگراد (106 و 141 ساعت) مشاهده گردید. T50 برای دماهای 15، 20 و 35 نیز بهترتیب 76،37 و 51 ساعت پیشبینی گردید. بر اساس مدل دندانه مانند دمای پایه، دمای مطلوب تحتانی، دمای مطلوب فوقانی و دمای سقف بهترتیب 16/5، 91/22، 52/29 و43/45 درجه سانتیگراد پیشبینی گردید. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که این گیاه با توجه به شرایط محل رویش در ماههای آبان تا دیماه میتواند بیشترین درصد جوانهزنی را داشته باشد و از این رو در این ماهها برنامه برای مدیریت این گیاه مرتعی (پراکنش بذر و احیای مراتع) و همچنین مسایل مربوط به مدیریت چرای دام بایستی مدنظر قرار گیرد.
مریم دایمی؛ امیر رضا کشتکار؛ سعید بازگیر؛ علی افضلی؛ امید کاوسی
چکیده
وقوع خشکسالی بهعنوان یکی از پدیدههای محیطی و بخش جداییناپذیری از تغییرات اقلیمی و مخاطرات طبیعی است که میتواند در هر سرزمینی رخ دهد. خشکسالی هیدرولوژیک به منظور نمایش کاهش جریانهای سطحی و افت سطح مخازن آب زیرزمینی، دریاچهها و رودخانهها به کار میرود. تحقیق حاضر به منظور تعیین مقادیر شاخص جریان پایه و بررسی کارایی ...
بیشتر
وقوع خشکسالی بهعنوان یکی از پدیدههای محیطی و بخش جداییناپذیری از تغییرات اقلیمی و مخاطرات طبیعی است که میتواند در هر سرزمینی رخ دهد. خشکسالی هیدرولوژیک به منظور نمایش کاهش جریانهای سطحی و افت سطح مخازن آب زیرزمینی، دریاچهها و رودخانهها به کار میرود. تحقیق حاضر به منظور تعیین مقادیر شاخص جریان پایه و بررسی کارایی آن در تعیین نوع رژیم جریان و تحلیل منطقهای خشکسالی هیدرولوژیک در حوزه آبخیز هلیلرود انجام شده است. بدین منظور ابتدا سه منطقه همگن خشکسالی هیدرولوژیک بر پایه سطح آستانه و تحلیل خوشهای تعیین و سپس شاخص جریان پایه در مقیاس روزانه با استفاده از دادههای روزانه دبی در 10 ایستگاه هیدرومتری در مناطق همگن محاسبه شد. نتایج نشان داد میانگین منطقهای شاخص جریان پایه سالانه، با میزان 38/0 با مقدار انحراف معیار 193/0 در دوره آماری بلند مدت ثابت بوده و محدوده شاخص جریان پایه 29/0 – 12/0 میباشد. بر پایه صدکهای 70، 80 و 90 نیز رژیم جریان رودخانه به چهار طبقه تقسیم گردید که مشخص گردید، 100 درصد زیرحوزههای آبخیز منطقه مطالعاتی دارای رژیم ناپایدار بودند. همچنین نتایج پهنهبندی خشکسالی نشان داد که در سطح آستانه 70 جنوب شرقی منطقه در محدوده ایستگاه هیدرومتری دهرود و در سطوح 80 و 90، شمال غربی منطقه در محدوده ایستگاههای بافت و چشمهعروس خشکسالی هیدرولوژیک رخ داده است. نتایج تحقیق حاضر میتواند در ارزیابی تغذیه آب زیرزمینی، سیستمهای تامین آب، مدیریت آبیاری، پایش خشکسالی هیدرولوژیک و ارائه مدلهای منطقه-ای در برآورد ذخیره منابع آب در مناطق فاقد آمار مورد استفاده قرار گیرد.
زینب محمدی رایگانی؛ کاظم نصرتی
چکیده
فرسایش خاک تشدید شونده تهدید جدی برای پایداری مدیریت منابع زمین و استفاده از منابع آب در بسیاری از مناطق جهان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم نسبی منابع رسوب سطحی کاربری کشاورزی و مرتع و زیر سطحی کانال رودخانه در تولید رسوب معلق در طول یک رخداد سیلاب، در حوضۀ کوهستانی کمیش با استفاده از یک روش منشایابی ژئوشیمیایی و مدل غیر ترکیبی بیزی ...
بیشتر
فرسایش خاک تشدید شونده تهدید جدی برای پایداری مدیریت منابع زمین و استفاده از منابع آب در بسیاری از مناطق جهان است. پژوهش حاضر با هدف تعیین سهم نسبی منابع رسوب سطحی کاربری کشاورزی و مرتع و زیر سطحی کانال رودخانه در تولید رسوب معلق در طول یک رخداد سیلاب، در حوضۀ کوهستانی کمیش با استفاده از یک روش منشایابی ژئوشیمیایی و مدل غیر ترکیبی بیزی انجام شد. به این منظور، 34 ردیاب ژئوشیمیایی برای ارزیابی منابع اصلی تولید رسوب حوضه شامل اراضی کشاورزی، مرتع و کانال رودخانه (69 نمونه) و همچنین ۱۰ نمونه رسوب هدف برداشت شده در طول یک رخداد سیل در خروجی حوضۀ کمیش اندازهگیری شد. در این راستا، از دو روش آماری آزمون کروسکال وایلیسو تحلیل تابع تشخیصبه منظور انتخاب ترکیب بهینه ردیاب استفاده شد. نتایج مدل منشایابی رسوب بر اساس عدم قطعیت بیزی نشان داد سهم نسبی رسوب (دامنۀ عدم قطعیت) منابع کاربری کشاورزی و مرتع و کانال رودخانه به ترتیب 8/31 (7/12- 3/50)، 2/33 (5/17-49) و 2/35 (6/25–6/44) درصد است. این نتایج نشان میدهد منابع رسوب کاربری سطحی و زیرسطحی سهم یکسانی در تأمین رسوبات معلق در طول رخداد سیلاب حوضۀ کمیش دارند. هرچند سهم منابع رسوب در طول رخداد سیلاب به طور متناوب بین خاکهای سطحی و زیرسطحی بهصورت جزئی تغییر میکند. در نتیجه، شیوههای مدیریت هدفمند باید از طریق کنترل فرسایش و کاربری اراضی این منابع متمرکز شوند تا اثرات آنها بر روی نهشتههای رسوب ریزدانه به حداقل برسد.
منیره بهرامی؛ فریدون سرمدیان؛ ابراهیم پذیرا
چکیده
مراتع یکی از اجزای اساسی اکوسیستمهای طبیعی هستند و بهعنوان یکی از منابع اصلی تأمین علوفه، حفظ تنوع زیستی، منابع خاک و آب در شناخته میشوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی توان اکولوژیک مرتع در استان البرز براساس روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. نقشه رقومی توان اکولوژیک مرتع براساس ...
بیشتر
مراتع یکی از اجزای اساسی اکوسیستمهای طبیعی هستند و بهعنوان یکی از منابع اصلی تأمین علوفه، حفظ تنوع زیستی، منابع خاک و آب در شناخته میشوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی توان اکولوژیک مرتع در استان البرز براساس روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. نقشه رقومی توان اکولوژیک مرتع براساس وزندهی و تلفیق نقشههای معیارهای شیب، واحد اراضی، پوشش گیاهی، کاربری و بارش انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر پنج معیار دارای ضریب اهمیت یکسان (2/0) برای تعیین توان اکولوژیک مرتع بودند. به طور کلی 77/21 درصد از مساحت استان به دلیل وجود بیرونزدگیهای سنگی فاقد توان برای کاربری مرتع است. 41/15 درصد از مساحت استان دارای توان درجه 1 و 28/37 درصد از مساحت استان دارای توان درجه 2برای مرتع است. شهرستان طالقان با 09/56321 هکتار بیشترین توان برای مرتع درجه 1 و شهرستان کرج با 96/92507 هکتار بیشترین توان را برای مرتع درجه 2 را دارست. شهرستان نظرآباد فاقد توان برای مرتع درجه 1 و شهرستان طالقان فاقد توان برای کاربری درجه 4 است. شهرستان نظرآباد با 15/48 درصد و شهرستان اشتهارد با 92/63 درصد نیز دارای توان برای مرتع درجه 3 و 4 می-باشند. براساس وزنعوامل مختلف شیب بیشاز 50 درصد محدودکنندهترین عامل برای کاربری مرتع است. بطورکلی تعیین توان اکولوژیک مراتع، منجر به شناسایی مناطقی گردد که در استفاده بهینه از منابع طبیعی بسیار مناسب هستند و از نظر اقتصادیی و اجتماعی افزایش درآمد و اشتغال روستایی را در پی خواهد داشت.
بهناز آصف جاه؛ یحیی اسماعیل پور؛ ام البنین بذرافشان؛ حسین زمانی
چکیده
در دهه گذشته شاهد انقلابی بزرگ در پایش پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر ماهوارهای بودیم که در نتیجه آن شاخص های کمی پوشش گیاهی با یک پردازشگر حرفهای در یک محیط توسعه تعاملی مبتنی بر وب در دسترس کاربران قرار گرفت. در این مطالعه با استفاده از تولیدات MOD13A1 و MOD13Q1 سنجنده مودیس روند تغییرات زمانی و مکانی شاخصهای NDVI و EVI استان فارس در ...
بیشتر
در دهه گذشته شاهد انقلابی بزرگ در پایش پوشش گیاهی با استفاده از تصاویر ماهوارهای بودیم که در نتیجه آن شاخص های کمی پوشش گیاهی با یک پردازشگر حرفهای در یک محیط توسعه تعاملی مبتنی بر وب در دسترس کاربران قرار گرفت. در این مطالعه با استفاده از تولیدات MOD13A1 و MOD13Q1 سنجنده مودیس روند تغییرات زمانی و مکانی شاخصهای NDVI و EVI استان فارس در بازه زمانی 16 روزه از سال 2000 تا 2020 به صورت ماهیانه در سامانه گوگل ارث انجین کد نویسی و مورد پردازش قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد نمایه میانگین شاخص NDVI از حداقل میانگین0.11- تا حداکثر 0.495 و نمایه میانگین شاخص EVI عدد 0.1 میباشد. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق در تمامی سالها از 2000 تا 2020 در ماه ژانویه مقادیر NDVI وEVI نسبت به ماههای دیگر دارای بیشترین مقدار بود بطوریکه در ژانویه 2019 و ژانویه 2020 بیشترین مقدارEVI به طورمیانگین 0.22 و مقدار NDVI 0.18 برآورد گردید. کمترین مقادیر میانگین ماهانه هر دوشاخص در سالهای 2000 تا 2005 اتفاق افتاده که نشان می دهد در این سالها پوششگیاهی به شدت تخریب یافته است. نتایج نشان داد ضریب همبستگی بین بارش و شاخص گیاهی NDVI مثبت و26/0 و ضریب همبستگی بین بارش و شاخص گیاهی EVI ،02/0 میباشد که نشان دهنده ارتباط مستقیم بین این دو متغییر بود. نتایج ضریب همبستگی دما و شاخص پوشش گیاهی NDVI 33/0- و شاخص EVI ، 07/0- نشان داد که رابطه بین شاخص پوشش گیاهی و دما غیر مستقیم می باشد
زهرا حیدری قهفرخی؛ پژمان طهماسبی؛ علیاصغر نقی پور
چکیده
ارزیابی سلامت مراتع به دلیل تأثیر آن بر پایداری اکوسیستمها، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش به بررسی ارتباط بین معیارهای ارزیابی سلامت مرتع و شاخصهای تنوع عملکردی در بخشی از مراتع منطقه حفاظتشده سبزکوه (استان چهارمحال و بختیاری) پرداخته است. برای این منظور، چهار مکان مرتعی با شدت چرای متفاوت (مرجع، چرای سبک، متوسط و سنگین) ...
بیشتر
ارزیابی سلامت مراتع به دلیل تأثیر آن بر پایداری اکوسیستمها، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش به بررسی ارتباط بین معیارهای ارزیابی سلامت مرتع و شاخصهای تنوع عملکردی در بخشی از مراتع منطقه حفاظتشده سبزکوه (استان چهارمحال و بختیاری) پرداخته است. برای این منظور، چهار مکان مرتعی با شدت چرای متفاوت (مرجع، چرای سبک، متوسط و سنگین) انتخاب شد. در هر مکان، دو منطقه معرف با سه ماکروپلات ۳۰×۳۰ مترمربعی نمونهبرداری شد. ویژگیهای عملکردی گیاهی از جمله ارتفاع گیاه، صفات مختلف برگ، میانگین قطر تاج و فرم رویشی اندازهگیری شدند. شاخصهای تنوع عملکرد شامل غنا، یکنواختی، پراکندگی عملکرد، آنتروپی رائو و میانگین وزنی صفات با استفاده از بسته آماری FD در نرمافزار R4.4.2 محاسبه شد. همچنین، سه معیار ارزیابی سلامت مرتع شامل پایداری خاک و رویشگاه، عملکرد هیدرولوژیک و سلامت موجودات زنده بررسی شدند. دادهها با آزمون ANOVA، همبستگی و رگرسیون تک متغیره به ترتیب با استفاده از تابع aov و duncan.test و بستههای آماری ggcorrplot، dplyr، reshape2، ggpubr و ggpmisc برای 21 جفت داده تحلیل گردید. نتایج نشان داد که پایداری خاک و رویشگاه، عملکرد هیدرولوژیک و سلامت موجودات زنده ارتباط مثبت معنیداری با برخی ویژگیهای عملکردی مانند وزن خشک برگ (R2= 0.6)، سطح برگ (R2= 0.5)، طول برگ (R2= 0.5)، فرم رویشی پهنبرگ چندساله (R2= 0.3) و گندمی چندساله (R2= 0.5) نشان دادند، درحالیکه با برخی دیگر مانند واگرایی عملکرد (R2= 0.5)، پراکندگی عملکرد (P < 0.05)، قطر تاج (P < 0.05)، فرم رویشی گندمی یکساله (P < 0.05) و بوتهای (R2= 0.5) رابطه منفی داشتند. این یافتهها بر اهمیت استفاده از شاخصهای کمی تنوع زیستی در کنار ارزیابیهای کیفی برای بهبود مدیریت مراتع و استخراج یک پروتکل ارزیابی کمی تأکید میکند.
مسلم رستم پور
چکیده
مطالعه تنوع زیستی پیش نیاز مدیریت پایدار اکوسیستمهای مرتعی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه معیارهای گیاهی اندازه-گیری شاخصهای عددی غنا، تنوع و یکنواختی گونهای از لحاظ دقت در مراتع درمنهزار منطقه حفاظت شده درمیان-سربیشه، خراسان جنوبی است. ویژگیهای کمی نظیر درصد پوشش تاجی (غلبه گونهای)، تراکم، فراوانی و وفور گونهای مطلق و نسبی ...
بیشتر
مطالعه تنوع زیستی پیش نیاز مدیریت پایدار اکوسیستمهای مرتعی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه معیارهای گیاهی اندازه-گیری شاخصهای عددی غنا، تنوع و یکنواختی گونهای از لحاظ دقت در مراتع درمنهزار منطقه حفاظت شده درمیان-سربیشه، خراسان جنوبی است. ویژگیهای کمی نظیر درصد پوشش تاجی (غلبه گونهای)، تراکم، فراوانی و وفور گونهای مطلق و نسبی در هر تیپ گیاهی اندازهگیری و با روابط مختلف مقادیر ارزش اهمیت نسبی گونهای (IVI) تعیین شد. به منظور انتخاب بهترین روش محاسبه IVI، از لحاظ دقت، از آمار توصیفی استفاده شد. بدین منظور سه گونه Artemisia aucheri Boiss، Cousinia eryngioides Boiss. و Eryngium bungei Boiss. که در تمامی رویشگاهها حضور داشتند انتخاب شدند و شاخصهای آماری از قبیل خطای استاندارد میانگین (SEM) و ضریب تغییرات (CV) محاسبه شدند. همچنین به منظور بررسی اثر معیارهای پوشش گیاهی بر شاخصهای تنوع زیستی، از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که اثر معیارهای کمّی پوشش گیاهی بر کلیه شاخصهای تنوع زیستی (بجز تعداد گونه) معنیدار شد. مقدار شاخصهای تنوع براساس معیارهای مختلف، متفاوت بوده، به طوری که مقدار تنوع براساس پوشش، کمترین و بر اساس وفور و فراوانی گونهای، بیشترین بود. شاخص IVI3 (وفور نسبی+فراوانی نسبی) کمترین SEM و CV (به ترتیب 30/7 و 37/23 درصد) را دارد، از اینرو از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج بیانگر آن است که کلیه شاخصهای تنوع زیستی براساس IVI از دقت بالاتری برخودار هستند، از اینرو توصیه میشود برای محاسبه شاخصهای تنوع زیستی، بجای استفاده از تراکم، درصد پوشش و تولید، از معیار IVI استفاده شود.
جواد معتمدی؛ شکوفه ابراهیمی؛ اسماعیل شیدای کرکج
چکیده
برآورد ذخیرۀ کربن، یکی از ملزومات اساسی بهمنظور ارزشگذاری خدمات اکوسیستمهای مرتعی و ارزیابی اقتصادی ذخیرۀ کربن، در عملیات اصلاح مراتع است. عملکرد گیاهان در مقدار ذخیرۀ کربن، تابعی از ویژگیهای گیاهی، عوامل محیطی و مدیریتی است.از اینرو، ارتباط ذخیرۀ کربن سالانۀ گونۀ Astragalus brachyanus (گون درختچهای) با صفات گیاهی، خصوصیات ...
بیشتر
برآورد ذخیرۀ کربن، یکی از ملزومات اساسی بهمنظور ارزشگذاری خدمات اکوسیستمهای مرتعی و ارزیابی اقتصادی ذخیرۀ کربن، در عملیات اصلاح مراتع است. عملکرد گیاهان در مقدار ذخیرۀ کربن، تابعی از ویژگیهای گیاهی، عوامل محیطی و مدیریتی است.از اینرو، ارتباط ذخیرۀ کربن سالانۀ گونۀ Astragalus brachyanus (گون درختچهای) با صفات گیاهی، خصوصیات رویشگاهی و مدیریت مرتع، در مراتع کوهستانی راژان، بررسی شد. پنج مکان که گونۀ مذکور در آن پراکنش دارد و از نظر خصوصیات فیزیکی با یکدیگر تفاوت داشتند، انتخاب و بر مبنای نوع مدیریت (قرق یا غیر قرق؛ شدت چرای شدید، متوسط و کم) و جهت جغرافیایی، کُد بندی شدند. در هر مکان، از پوشش گیاهی در داخل 30 پلات 2*2 متر مربعی که با فاصلۀ 10 متر از یکدیگر در امتداد شش ترانسکت 50 متری مستقر شدند، اندازهگیری شد. در هر مکان، 15 پایۀ گیاهی A.brachyanus با ابعاد متنوع، انتخاب و ضمن اندازهگیری ویژگیهای مشخصات ظاهری، رشد سال جاری آنها جهت برآورد ذخیرۀ سالانۀ کربن، قطع گردید. نمونهها جهت برآورد ضریب تبدیل کربن، به آزمایشگاه منتقل شد. از هر مکان، سه نمونه مرکب خاک نیز برداشت شد. عوامل توپوگرافی (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا) و مدیریتی (شدت چرا در واحدهای مطالعاتی) نیز در هر مکان، ثبت گردید. بهمنظور بررسی ارتباط ذخیرۀ کربن سالانه در بیوماس هوایی با عوامل محیطی و مدیریتی،از رگرسیون حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. بر مبنای نتایج، مقدار ذخیرۀ کربن گونۀ A.brachyanusدر تیمارهای مختلف، با یکدیگر تفاوت معنیدار داشتند. ذخیرۀ کربن سالانۀ بیوماس هوایی، با قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایۀ گیاهی، ارتباط مستقیم و با نوع مدیریت (شدت چرا)، ارتباط معکوس دارد. بدین معنا که با افزایش قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایۀ گیاهی، توان ذخیرۀ کربن سالانه، افزایش و با افزایش شدت چرا، توان ذخیرۀ کربن آن، به شدت کاهش مییابد. با توجه به اثر منفی چرای دام بر مقدار ذخیرۀ کربن، مدیریت چرای بهینه بهمنظور حداکثر سازی ذخیرۀ کربن، ضرورت مییابد. همچنین بهمنظور فراهم کردن زمینۀ افزایش ذخیرۀ کربن گونۀ A.brachyanus، توجه به افزایش مشخصههای گیاهی در پروژههای توسعه و گسترش پوشش گیاهی و پروژههای اصلاح مراتع، ضرورت مییابد. در این راستا، عملیات پرورشی گون درختچهای، باید در جهت افزایش صفات گیاهی و در نتیجه افزایش سطوح فتوسنتز کننده، صورت گیرد.
جواد سیدمحمدی؛ بهاره دلسوز خاکی؛ فاطمه ابراهیمی میمند؛ زهرا محمد اسماعیل؛ رسول خوارزمی؛ محسن باقری بداغ آبادی
چکیده
اقلیم در کارهای کشاورزی از جایگاه مهمی برخوردار میباشد و از دو دیدگاه قابل بررسی است. 1-برای کشت یک گیاه خاص چه مکانهایی دارای اقلیم مناسب هستند و 2-یک اقلیم خاص برای کشت چه گیاهانی مناسب است. چون دیدگاه دوم کمتر مورد توجه قرار گرفته، در این پژوهش با معرفی روشی استاندارد (روش سایز)، این دیدگاه بررسی شده است. منطقه مطالعاتی در محدوده ...
بیشتر
اقلیم در کارهای کشاورزی از جایگاه مهمی برخوردار میباشد و از دو دیدگاه قابل بررسی است. 1-برای کشت یک گیاه خاص چه مکانهایی دارای اقلیم مناسب هستند و 2-یک اقلیم خاص برای کشت چه گیاهانی مناسب است. چون دیدگاه دوم کمتر مورد توجه قرار گرفته، در این پژوهش با معرفی روشی استاندارد (روش سایز)، این دیدگاه بررسی شده است. منطقه مطالعاتی در محدوده شهرستان ماکو قرار دارد. ارزیابی تناسب اقلیمی به روش عددی و با استفاده از دادههای ایستگاه سینوپتیک ماکو برای پسته، بادام، گلابی، آلو، گیلاس و آلبالو انجام شد. یافتهها نشان دادند بجز پسته که دارای کلاس تناسب اقلیمی کم (S3) میباشد، گیاهان دیگر در کلاس تناسب متوسط (S2) قرار میگیرند ولی مقدار عددی شاخص اقلیمی برای هر محصول متفاوت است. روش معرفی شده این امکان را فراهم آورد که افزون بر شناسایی مهمترین عاملهای موثر اقلیمی برای کشت هر گیاه، محدودکنندهترین عامل را در دوره فنولوژی تعیین نمود. چنین یافتههایی نشان دادند ارتباط تنگاتنگی بین نوع محصول، دوره فنولوژی، ویژگیهای اقلیمی و موقعیت مکانی وجود دارد. بر این اساس میتوان با در نظر گرفتن هم زمان دوره فنولوژی گیاه و ویژگیهای اقلیمی، مناسبترین گیاه یا گونههای گیاهی برای یک منطقه انتخاب شود؛ هرچند، در راستای توسعه پایدار باید سایر اجزاء سرزمین از جمله خاک و ناهمواریها را هم مد نظر قرار داد. به طورکلی، رویکرد بکاررفته در این پژوهش میتواند به عنوان یک ابزار کارآمد، هم برای انتخاب مناسبترین گیاهان در یک اقلیم و هم انتخاب مناسبترین مکان (از نظر اقلیم) برای گیاهان مشخص، مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا خسروانی؛ محمد اخوان قالیباف؛ مریم دهقانی؛ ولی درهمی؛ مصطفی بولکا
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، مدلسازی فرونشست دشت ابرکوه با استفاده از تکنیک تداخلسنجی راداری و هوش مصنوعی بود. در ابتدا با استفاده از 46 تصویر راداری Sentinel-1 بین سالهای 2014 تا 2018 و تکنیک تداخلسنجی راداری نقشه فرونشست منطقه تهیه شد. در ادامه جهت مدلسازی فرونشست، از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی پیشرونده استفاده شد. در این الگوریتم از پنج پارامتر ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر، مدلسازی فرونشست دشت ابرکوه با استفاده از تکنیک تداخلسنجی راداری و هوش مصنوعی بود. در ابتدا با استفاده از 46 تصویر راداری Sentinel-1 بین سالهای 2014 تا 2018 و تکنیک تداخلسنجی راداری نقشه فرونشست منطقه تهیه شد. در ادامه جهت مدلسازی فرونشست، از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی پیشرونده استفاده شد. در این الگوریتم از پنج پارامتر تغییرات سطح آب زیرزمینی (2018-2014)، سطح آب زیرزمینی، ضخامت آبخوان، ضخامت لایه رس در آبخوان و همچنین ضخامت لایه رس در محدوده تغییرات سطح آب زیرزمینی (2018-2014) به عنوان ورودی مدل و مقدار فرونشست حاصل از روش تداخلسنجی راداری به عنوان خروجی جهت آموزش مدل به شبکه معرفی شد. ورودیهای مدل از مجموعه دادههای اندازهگیری شده 34 چاه پیزومتری و 77 لاگ حفاری موجود در آرشیو آب منطقهای استان یزد بدست آمد که پس از بررسی صحت دادههای اخذ شده وآنالیزهای اولیه، پارامترهای پنجگانه با استفاده از میانیابی به روش کریجینگ، به کل منطقه تعمیم داده شد و لایه رستری آنها تهیه گردید. نتایج روش تداخلسنجی راداری نشان داد که فرونشست در مناطقی از شرق، شمال شرق و شمال به ترتیب با نرخ متوسط فرونشست 6، 7/2 و 6/1 سانتیمتر در سال بیشترین مقادیر را به خود اختصاص داده است. همچنین جهت تایید صحت مدل، از معیارهای ارزیابی نظیر ناش– ساتکلیف(NS)، جذر میانگین مربعات خطا(RMSE)، میانگین خطای مطلق(MAE) و میانگین قدر مطلق خطای نسبی(MARE) استفاده گردید که به ترتیب مقادیر9524/0، 0018/0، 0012/0 و 1545/0 بدست آمد.
شادی هژیر؛ رضا عرفانزاده؛ حسن قلیچ نیا؛ بهار رضوی؛ پیتر تروک
چکیده
این پژوهش با هدف مقایسه اثر چرای دام بر بانک بذر و برخی از ویژگیهای خاک در دو منطقه شور و غیر شور انجام گرفت. بدین منظور دو رویشگاه با درجه شوری متفاوت در استان گلستان انتخاب شد. در هر رویشگاه، دو سایت قرق (20 ساله) و چرا انتخاب و در هر سایت، 15 پلات 1مترمربعی مستقر گردید. نمونههای خاک از داخل پلاتها به وسیله اوگر در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتیمتر ...
بیشتر
این پژوهش با هدف مقایسه اثر چرای دام بر بانک بذر و برخی از ویژگیهای خاک در دو منطقه شور و غیر شور انجام گرفت. بدین منظور دو رویشگاه با درجه شوری متفاوت در استان گلستان انتخاب شد. در هر رویشگاه، دو سایت قرق (20 ساله) و چرا انتخاب و در هر سایت، 15 پلات 1مترمربعی مستقر گردید. نمونههای خاک از داخل پلاتها به وسیله اوگر در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتیمتر برداشت شد. شرایط محیطی پرتنش حاکم در رویشگاه شور باعث گردید، هیچ بذری از خاک این رویشگاه شور در گلخانه جوانه نزند. در رویشگاه غیر شور حذف چرای دام باعث افزایش معنیدار تراکم بانک بذر خاک شد. بالاترین تراکم، تنوع و غنا بانک بذر به ترتیب 50/1389 (مترمربع)، 24/1 و 2/5 در سایت قرق و در عمق 0-5 سانتیمتری و کمترین مقدار به ترتیب 26/173 (مترمربع)، 29/0 و 46/1 در منطقه تحت چرا و در عمق 5-10 سانتیمتری ثبت شد. اگر چه ویژگیهای خاک از قبیل ماده آلی و نیتروژن تحت تاثیر معنیدار حذف چرای دام در منطقه غیر شور قرار نگرفت، برهمخوردگی خاک در سایت چرا شده احتمالا منجر به افزایش دمای سطح خاک و افزایش معنیدار تنفس برانگیخته در این منطقه گردید و همچنین از فعالیت آنزیم اوره آز کاسته شد. در منطقه شور، حذف چرای دام باعث شد ویژگیهای خاک پاسخهای متفاوتی از خود نشان دهند. در سایت قرق اسیدیته و تنفس پایه به صورت معنیداری کاهش یافت.
داود نظری چالشتری؛ پژمان طهماسبی؛ علی اصغر نقی پور؛ حجت الله خدری غریب وند
چکیده
تحقق مدیریت پایدار مراتع وابسته به بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی بهرهبرداران و بهویژه تأمین معیشت آنان است. در این میان، تولید علوفه، تعداد دام و مساحت مراتع از عوامل تأثیرگذار بر معیشت دامداران محسوب میشوند. این مطالعه بهمنظور تعیین سطح حداقل اقتصادی مرتع، چهار منطقه با دو وضعیت مرتعی خوب و فقیر را در مناطق رویشی استپی و نیمهاستپی ...
بیشتر
تحقق مدیریت پایدار مراتع وابسته به بررسی مسائل اجتماعی-اقتصادی بهرهبرداران و بهویژه تأمین معیشت آنان است. در این میان، تولید علوفه، تعداد دام و مساحت مراتع از عوامل تأثیرگذار بر معیشت دامداران محسوب میشوند. این مطالعه بهمنظور تعیین سطح حداقل اقتصادی مرتع، چهار منطقه با دو وضعیت مرتعی خوب و فقیر را در مناطق رویشی استپی و نیمهاستپی در استانهای اصفهان و چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار داده است. با استفاده از روش نمونهگیری مضاعف، تولید سالیانه بدست آمد. ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی جامعه هدف از طریق مصاحبه و اطلاعات آماری از مرکز آمار ایران و سالنامههای آماری جمعآوری شد. هزینهها و درآمدهای وابسته به مرتع یک خانوار مرتعدار محاسبه شد. با بررسی هزینهها و درآمدها، سطح اقتصادی مرتع بهنحوی تعیین شد که بتواند هزینههای خانوار را با توجه به سطح معیشت تأمین کند. براساس نتایج، حداقل سطح اقتصادی مرتع به ازای هر خانوار در مراتع استپی و نیمهاستپی با وضعیت مرتع فقیر به ترتیب با سطح 932 و 830 هکتار بیشترین مقدار و در مراتع نیمهاستپی با وضعیت خوب با سطح 81 هکتار کمترین مقدار را در یک فصل چرای صد روزه داشت. بهطورکلی، وضعیت مرتع و اقلیم بر سطح اقتصادی مرتع بهازای هر خانوار تأثیر میگذارد. این یافتهها میتواند سیاستگذاران را در شناخت و حل و فصل مسائل اقتصادی اجتماعی مرتعداران یاری رساند. این مطالعه پیشنهاد می کند در یک چارچوب مطالعاتی جامع، حداقل سطح اقتصادی مراتع کشور - در اقلیم ها و وضعیتهای مختلف مرتعی- تعیین شود تا در برنامهریزی کلان برای مدیریت پایدار مراتع مورد توجه قرار گیرد.
معصومه موقری رودپشتی؛ لیلا خلاصی؛ امین ذرتی پور؛ فرشته یزدان پناه
چکیده
این پژوهش در اطراف چاه نفتی زوئیر خوزستان با هدف بررسی غلظت فلزات سنگین (سرب، مس، روی، کادمیوم) در خاک و دو گیاه Alhagi camelorumو Cornulaca monacanthaو همچنین بررسی پتانسیل گیاه پالایی فلزات سنگین در دو گیاه مذکور صورت گرفت. بدین منظور سه پلات با ابعاد 10 * 10 متر در دو جهت باد غالب و خلاف جهت باد غالب منطقه در سه فاصله از چاه نفتی مستقر گردید. پلات اول ...
بیشتر
این پژوهش در اطراف چاه نفتی زوئیر خوزستان با هدف بررسی غلظت فلزات سنگین (سرب، مس، روی، کادمیوم) در خاک و دو گیاه Alhagi camelorumو Cornulaca monacanthaو همچنین بررسی پتانسیل گیاه پالایی فلزات سنگین در دو گیاه مذکور صورت گرفت. بدین منظور سه پلات با ابعاد 10 * 10 متر در دو جهت باد غالب و خلاف جهت باد غالب منطقه در سه فاصله از چاه نفتی مستقر گردید. پلات اول در نزدیکی حوضچۀ مواد نفتی و پلاتهای دوم و سوم با فاصلۀ 500 متری از پلات قبلی مستقر شد. در هر پلات از گیاه مورد مطالعه با سه تکرار به تفکیک اندام هوایی و ریشه نمونهبرداری انجام گردید. همچنین در پای هر گیاه دو نمونه خاک از عمقهای 0-30 سانتیمتر و 30-60 سانتیمتر و همچنین دو نمونه از دو عمق ذکر شده بین دو پایۀ گیاه برداشت گردید. برای تعیین پتانسیل گیاهپالایی گیاهان مذکور از شاخصهای فاکتور انتقال (TF)، فاکتور تجمع بیولوژیکی (BCF) و ضریب تجمع بیولوژیکی (BAC) استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها آزمونهای آماری T-test، آنالیز واریانس و برای مقایسۀ میانگینها از آزمون دانکن از نرمافزار آماری SPSS نسخۀ 16 استفاده شد. نتایج نشان داد که در مورد خاک میزان ترسیب فلزات سرب، مس و روی در جهت باد نسبت به خلاف جهت باد با اختلاف معنیداری بیشتر است، در حالیکه در مورد غلظت این عناصر در گیاه، اختلاف معنیداری در جهت باد و خلاف جهت باد وجود نداشت. این در حالی است که در مورد فلز کادمیوم دقیقاً عکس این حالت مصداق داشت. غلظت فلزات مورد مطالعه هم در خاک و هم در گیاهانی که از فواصل مختلف برداشت شده بودند دارای تفاوت معنیداری در سطح یک درصد بودند. دو فلز سرب و روی دارای اختلاف معنیدار از نظر میزان حضور در خاک سطحی و عمقی بودند در حالیکه این معنیداری در مورد فلزات کادمیوم و مس و همچنین در خاک پای بوتهها و بین بوتهها وجود نداشت. میزان جذب فلزات سنگین در دو گونۀ مورد مطالعه تفاوت معنیداری را نشان نداد در حالیکه این اختلاف در بین اندامهای هوایی و زیرزمینی معنیدار بود. کادمیوم و مس در اندام زیرزمینی و سرب و روی در اندام هوایی دارای بیشترین غلظت جذب بودند. بررسی فاکتورهای تجمع و انتقال نشان داد که گیاه Cornulaca monacantha برای عناصر سرب، روی و کادمیوم و گیاه Alhagi camelorumبرای دو عنصر سرب و روی دارای ضریب (TF > ۱) بوده، بنابراین میتوان از آنها برای پالایش خاکهای آلوده به این عناصر استفاده کرد. مقادیر BAC و BCF برای هر دو گونۀ مورد مطالعه کمتر از یک بود.
جواد معتمدی
چکیده
دستیابی به اطلاعات پایه و بهنگام از اکوسیستمهای مرتعی؛ نیازمند اندازهگیری مستمر و بلند مدت پوشش گیاهی است. با این هدف، طی سالهای 1400-1397 در زمان مشخص، از پوشش گیاهی تیپهای گیاهی معرف رویشگاههای شور دریاچه ارومیه، شامل؛ Salicornia europaea، Halocnemum strobilaceum، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides- Salicornia europaea، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides و Atriplex ...
بیشتر
دستیابی به اطلاعات پایه و بهنگام از اکوسیستمهای مرتعی؛ نیازمند اندازهگیری مستمر و بلند مدت پوشش گیاهی است. با این هدف، طی سالهای 1400-1397 در زمان مشخص، از پوشش گیاهی تیپهای گیاهی معرف رویشگاههای شور دریاچه ارومیه، شامل؛ Salicornia europaea، Halocnemum strobilaceum، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides- Salicornia europaea، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides و Atriplex verrucifera ، در سامان عرفی اوصالو، آماربرداری شد. در هر یک از تیپهای گیاهی، با در نظر گرفتن ابعاد و فضای بین لکههای گیاهی، چهار ترانسکت 300 متری با آزیموت یکسان، در امتداد گرادیان شوری، با فاصله 50-25 متر از همدیگر، بکار برده شد. در روی هر ترانسکت، تعداد 10 پلات با فاصله 30 متر از همدیگر، مستقر شد. پلاتگذاری، بهنحوی انجام گردید که در عین یکسان بودن فواصل پلاتها، اصل تصادفی بودن نیز رعایت گردد. لذا نقطه شروع ترانسکتهای مختلف، یکسان نبود. اندازه واحدهای نمونهبرداری و ابعاد آنها؛ بهلحاظ نحوه متفاوت پراکنش پوشش گیاهی تیپهای گیاهی، یکسان در نظر گرفته نشد. اندازه پلات برای تیپهای گیاهی Salicornia europaea، Halocnemum strobilaceum، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides- Salicornia europaea، Aeluropus littoralis- Aeluropus lagopoides و Atriplex verrucifera ، بهترتیب؛ 5/0، 2، 5/0، 25/0 و 2 متر مربع در نظر گرفته شد. میانگین تولید علوفه رویشگاه مورد پژوهش، طی سالهای 1397، 1398، 1399 و 1400بهترتیب؛ 6/404، 6/456، 6/478 و 2/338 کیلوگرم در هکتار و میانگین درصد پوشش تاجی، 4/48، 6/54، 8/58 و 0/41 درصد بود.
مایده امیدی نوبیجار؛ حسین بارانی؛ محمد رحیم فروزه؛ احمد عابدی سروستانی
چکیده
از گذشتههای دور انسانها برای سلامت جسمی و روحی خود به گیاهان و حیوانات وابسته بوده و بهتدریج در این مسیر دانش ارزشمندی را به وجود آوردهاند. امروزه افزایش عوارض استفاده از داروهای شیمیایی، نیاز مبرم به مطالعات پایه برای بررسی ترکیبات جدید را ضروری مینماید و همچنین با خطر زوال دانش بومی، اهمیت مستندسازی آن بیشازپیش پررنگ ...
بیشتر
از گذشتههای دور انسانها برای سلامت جسمی و روحی خود به گیاهان و حیوانات وابسته بوده و بهتدریج در این مسیر دانش ارزشمندی را به وجود آوردهاند. امروزه افزایش عوارض استفاده از داروهای شیمیایی، نیاز مبرم به مطالعات پایه برای بررسی ترکیبات جدید را ضروری مینماید و همچنین با خطر زوال دانش بومی، اهمیت مستندسازی آن بیشازپیش پررنگ شده است. هدف این پژوهش ثبت دانش دامداران آشنا با درمانهای سنتی متکی بر طبیعت بود که با کمک روش مردمنگاری در قالب مشاهدهی مستقیم، مشارکتی و مصاحبهی نیمهساختارمند در جامعهی روستایی و عشایری شرق استان گیلان انجام شد. نتایج در چهار بخش گیاهان دارویی و خوراکی، تولیدات حیوانی، مواد معدنی و سایر تدابیر طبقهبندی شد. دامداران این منطقه از 52 گیاهان دارویی موجود در دشت و کوهستان که متعلق به 28 خانواده است برای درمان انواع بیماریهای گوارشی، تنفسی، عفونی، کلیوی، قلبی، زخمها و شکستگیها بهره میبرند. مهمترین تولیدات حیوانی، شیر و فرآوردههای آن برای بیماریهای گوارشی و پوست و مو است و مواد معدنی مانند خاک کوهستان برای درمان بیماریهای کلیوی و زخمها استفاده میشود. تجزیهوتحلیل کمی اهمیت زیادی در مطالعات درمانهای سنتی دارد و کشف ترکیبات فعال زیستی ناشناخته را در آزمایشهای بالینی توصیه میکند. شـناخت و مستندسازی روشهای درمانی بومی و انتقال آن به نسلهای بعـدی باعث افزایش مرجعیت علمی، ثبت میراث غنی پزشکی و یک منبع درمانی سودمند است.
مهران فاطمی؛ عاطفه جبالی؛ اصغر زارع چاهوکی
چکیده
کویرهای نمکی در مناطق خشک، بهعنوان اکوسیستمی منحصربهفرد و حساس نقش حیاتی در تعادل محیطی و پایداری اکولوژیکی دارند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روند تغییرات ژئومورفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه تلاش نموده تا با بهرهگیری از تکنیکهای جدید سنجش از دوری در محیط گوگل ارث انجین (GEE) به پایش تغییرات پوشش اراضی و تغییرات محیطی در منطقه کویر ...
بیشتر
کویرهای نمکی در مناطق خشک، بهعنوان اکوسیستمی منحصربهفرد و حساس نقش حیاتی در تعادل محیطی و پایداری اکولوژیکی دارند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی روند تغییرات ژئومورفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه تلاش نموده تا با بهرهگیری از تکنیکهای جدید سنجش از دوری در محیط گوگل ارث انجین (GEE) به پایش تغییرات پوشش اراضی و تغییرات محیطی در منطقه کویر نمکی ابرکوه در بازۀ زمانی 2002 تا 2024 بپردازد. بدینمنظور، از تصاویر ماهوارهای لندست 5 و 8 برای تهیه نقشههای طبقهبندی رخسارههای ژئومورفولوژیکی و تحلیل شاخصهای طیفی پوششگیاهی (NDVI)، آب (MNDWI)، رطوبت خاک (NDMI) و شوری خاک (SI) استفاده گردید. نتایج نشان داد که رخسارههای ژئومورفولوژیکی این کویر در طی سالهای اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. کاهش سطح پهنههای آبی، پوششگیاهی به ترتیب در حدود 65%و 51% نسبت به ابتدای سال بررسی و افزایش سطح اراضی شور، رسی و ماسهای به ترتیب در حدود 23%، 66% و 103% از جمله مهمترین تغییرات مشاهده شده بود. تحلیل شاخصهای طیفی نیز نشاندهنده روند کاهشی معنادار در سطح آب و روند افزایشی معنادار در شوری خاک به ترتیب در سطح 1% و 5% بود. روند افزایشی و معنیدار NDVI در سطح 1%، در حالی مشاهده شد که نقشههای طبقهبندی شده کاهش سطح پوششگیاهی را نشان داد، که ناشی از تفاوت در نوع اطلاعات ارائه شده توسط این دو روش است. نتایج پژوهش حاکی از وجود تغییرات در مرز رخسارههای ژئومرفولوژیکی کویر نمکی ابرکوه میباشد که بخش عمدهای از این تغییرات میتواند بهدلیل وقوع خشکسالی و فعالیتهای انسانی باشد.
سعید برخوری؛ الهام رفیعی ساردوئی؛ محمدرضا رمضانی؛ علی اذره؛ مریم نصب پور
چکیده
تغییر اقلیم بهعنوان یکی از چالشهای اساسی در قرن حاضر به شمار میرود که بر بخشهای مختلف اکوسیستم تأثیر گذاشته است. یکی از اجزای مهم و اساسی اکوسیستمها، تولید خالص اولیه است که شاخص عملکرد اکوسیستم در مقابل تغییرات محیطی محسوب میگردد. از اینرو با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش، جهت کمی کردن اثرات تغییر اقلیم روی اکوسیستمها، ...
بیشتر
تغییر اقلیم بهعنوان یکی از چالشهای اساسی در قرن حاضر به شمار میرود که بر بخشهای مختلف اکوسیستم تأثیر گذاشته است. یکی از اجزای مهم و اساسی اکوسیستمها، تولید خالص اولیه است که شاخص عملکرد اکوسیستم در مقابل تغییرات محیطی محسوب میگردد. از اینرو با توجه به اهمیت موضوع در این پژوهش، جهت کمی کردن اثرات تغییر اقلیم روی اکوسیستمها، تولید خالص اولیۀ بیومهای مختلف در دشت جیرفت در دو دورۀ 2015-2001 و 2030-2016 با استفاده از مدل BIOME-BGC شبیهسازی شد. جهت بررسی تغییر پارامترهای اقلیمی در دورۀ آتی از مدل ریزمقیاس نمایی6 LARS-WG استفاده شد. پس از اطمینان از قابلیت مدل LARS-WG در تولید دادههای اقلیمی، اقدام به شبیهسازی متغیرهای اقلیمی در دورۀ 2030-2016 تحت سناریوی RCP 4.5 شد. مقادیر [1]NPP در دورۀ گذشته با استفاده از مدل BIOME-BGC شبیهسازی و با دادههای NPP حاصل از تصاویر مودیس MOD17A3 مقایسه و اعتبارسنجیگردید که نتایج حاکی از عملکرد بالای مدل در شبیهسازی NPP بود. پس از اطمینان از صحت مدل، تولید خالص اولیۀ تحت دادههای بارش و دما در دورۀ آتی (2030-2016) شبیهسازی گردید. نتایج مقایسۀ پارامترهای اقلیمی در دورۀ پایه (2015-2001) و دورۀ آتی (2030-2016) حاکی از افزایش بارش و دمای کمینه و بیشینه در دورۀ آتی نسبت به دورۀ پایه میباشد. همچنین بر طبق نتایج، میزان NPP در دورۀ آتی در تمامی بیومها افزایش یافته است که این افزایش در دورۀ آتی درنتیجه افزایش بارندگی میباشد. بیشترین مقدار NPP در قسمتهای شمالی و غربی منطقه به ترتیب مربوط به بیوم 4 با پوشش کشاورزی، بیوم 5 و 2 با پوشش گیاهی مرتع بوده و کمترین مقدار آن مربوط به قسمتهای جنوبی منطقۀ مورد مطالعه میباشد.
تکتم ایمانی؛ مهدی دلقندی؛ صمد امامقلی زاده؛ زهرا گنجی نوروزی
چکیده
ارزیابی مخاطرات سیلاب موضوع مهمی است که میتواند منجر به کاهش خسارات سیل گردد. مدلسازی بارش-رواناب نقش کلیدی در مدیریت منابع آب و همچنین جلوگیری از مخاطرات سیل بازی میکند. اما استفاده از مدلهای هیدرولوژیکی به منظور شبیهسازی رواناب نیازمند واسنجی پارامترهای مختلف میباشند. از این رو، در مطالعه حاضر مدل WMS11.0 جهت شبیهسازی دبی ...
بیشتر
ارزیابی مخاطرات سیلاب موضوع مهمی است که میتواند منجر به کاهش خسارات سیل گردد. مدلسازی بارش-رواناب نقش کلیدی در مدیریت منابع آب و همچنین جلوگیری از مخاطرات سیل بازی میکند. اما استفاده از مدلهای هیدرولوژیکی به منظور شبیهسازی رواناب نیازمند واسنجی پارامترهای مختلف میباشند. از این رو، در مطالعه حاضر مدل WMS11.0 جهت شبیهسازی دبی اوج و حجم سیلابهای حوضه بابلرود مورد ارزیابی قرار گرفت. برای واسنجی و اعتبارسنجی مدل به ترتیب از 3 و 2 رخداد بارش استفاده شد. سپس باران طرح منطقه مورد مطالعه، با دوره بازگشتهای مختلف (2، 5، 10، 25، 50، 100 و 500 ساله) تعیین و سیلاب ناشی از این بارشها شبیهسازی گردید. نتایج نشان داد که مدل WMS می تواند با دقت خوبی دبی اوج (با خطای حدود 5 درصد) و حجم سیلاب (با خطای کمتر از 26 درصد) را برآورد کند. اما مدل قادر نبود شکل هیدروگراف را با دقت خیلی خوبی شبیهسازی نماید. همچنین مشخص شد که دبی اوج و حجم سیلاب ناشی از بارشهای طرح 2 تا 500 ساله، به ترتیب بین 50 تا 300 مترمکعب بر ثانیه و 6/6 تا 4/32 میلیون مترمکعب متغیر میباشد.
مهشید سوری؛ علیرضا افتخاری؛ ژیلا قربانی؛ نادیا کمالی
چکیده
خاک مهمترین جزء تشکیلدهنده زیستبومهای مرتعی بوده و به واسطه حفظ آن و خصوصیاتش میتوان با سهولت بیشتری به احیاء پوشش گیاهی با صرف کمترین هزینه و زمان اقدام نموده و از کاهش توان تولید مراتع پیشگیری نمود. در تحقیق حاضر به بررسی میزان پتاسیم و فسفر موجود در خاک مراتع قوشچی ارومیه واقع در استان آذربایجان غربی از سال 1397 الی 1400 تحت تأثیر ...
بیشتر
خاک مهمترین جزء تشکیلدهنده زیستبومهای مرتعی بوده و به واسطه حفظ آن و خصوصیاتش میتوان با سهولت بیشتری به احیاء پوشش گیاهی با صرف کمترین هزینه و زمان اقدام نموده و از کاهش توان تولید مراتع پیشگیری نمود. در تحقیق حاضر به بررسی میزان پتاسیم و فسفر موجود در خاک مراتع قوشچی ارومیه واقع در استان آذربایجان غربی از سال 1397 الی 1400 تحت تأثیر شرایط قرق و چرا شده پرداخته شد. به علاوه، توسعه و ارزیابی مدل استنتاج فازی- عصبی تطبیقی (انفیس) به منظور پیشبینی میزان پتاسیم و فسفر خاک و مقایسه نتایج آن با مدل رگرسیونی ارائه گردید. برای ارزیابی مدلهای رگرسیونی و انفیس از مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب تبیین (R2) استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که سالهای متفاوت و شرایط تحت قرق و تحت چرا اثر معنیداری بر میزان پتاسیم و فسفر موجود در خاک داشته اما اثر متقابل آنها بیمعنی بود. بیشترین میزان پتاسیم خاک مربوط به سال 1400 و شرایط تحت چرا میباشد. درحالیکه بیشترین میزان فسفر خاک مربوط به سال 1398و شرایط قرق بود. در بخش مدلسازی فاکتور فسفر، مدل انفیس با دقت بالاتر (59/0R2=) و خطای کمتر (0187/0RMSE=) نسبت به مدل کم دقتتر رگرسیونی (38/0R2=) با خطای بیشتر (089/0RMSE=) توانست مقدار فسفر را پیش بینی نماید. در مورد فاکتور پتاسیم نیز، مدل انفیس با دقت بالاتر (62/0R2= و خطای کمتر (017/0RMSE=) نسبت به مدل کم دقتتر رگرسیونی (42/0R2=) با خطای بیشتر (097/0 RMSE=) توانست میزان پتاسیم خاک را پیشبینی نماید.
محمدرضا مهرپویا
چکیده
زمینلغزشها یکی از مخربترین نوع حرکات دامنهای هستند که در این پژوهش به بررسی استعداد وقوع آنها در حوزه آبخیز چاکرود شهرستان سیاهکل استان گیلان با استفاده از برنامه تریگرز (TRIGRS) پرداخته شده است. این برنامه قادر است مناطق مستعد بروز زمینلغزشهای کمعمق ناشی از بارندگی و اثر بارندگی و رواناب بر پایداری دامنه را مورد بررسی قرار ...
بیشتر
زمینلغزشها یکی از مخربترین نوع حرکات دامنهای هستند که در این پژوهش به بررسی استعداد وقوع آنها در حوزه آبخیز چاکرود شهرستان سیاهکل استان گیلان با استفاده از برنامه تریگرز (TRIGRS) پرداخته شده است. این برنامه قادر است مناطق مستعد بروز زمینلغزشهای کمعمق ناشی از بارندگی و اثر بارندگی و رواناب بر پایداری دامنه را مورد بررسی قرار دهد. در پژوهش حاضر، ابتدا نقشههای موردنیاز برنامه، شامل مدل ارتفاع رقومی، شیب توپوگرافی، جهت جریان رواناب سطحی، خصوصیات زمینشناسی مهندسی و تیپ خاک، ضخامت خاک، عمق سطح آب زیرزمینی و دادههای بارش تهیه شد. در ادامه در سیستم اطلاعات جغرافیایی نقشههای تولید شده بهصورت رستر، به فایلهای متنی مورد استفاده در برنامه تریگرز تبدیل شده است. با اجرای برنامه، برای هر سلول حداقل ضریب ایمنی پایداری، عمق لغزش و فشار آب منفذی در آن عمق محاسبه شده و بهصورت فایل متنی ارائه میگردد که مجدداً با استفاده از نرمافزار GIS این فایل متنی به نقشه رستری تبدیل میشود؛ این نقشه توزیع مکانی حداقل ضریب اطمینان و پهنهبندی پتانسیل وقوع زمینلغزش برای حوضه موردمطالعه میباشد. نتایج این تحقیق نشان داد که این برنامه با دقت بالایی مناطق مستعد وقوع زمینلغزش را پس از مدلسازی نفوذ و مسیریابی رواناب پیشبینی کرده است. این مناطق 37/1395 هکتار معادل 9/8 درصد از مساحت حوزه آبخیز را شامل میشود و بر قسمتهایی از زون 2، متشکل از خاکهای با شیل زیاد و حاوی کانیهای رسی فراوان و زون 3 شامل خاکها و رسوبات لغزشی که در دامنههای پرشیب و با ضخامت زیاد خاک است، منطبق میباشد.
الهام رفیعی ساردوئی؛ مینا اقتدارنژاد؛ شاپور کوهستانی
چکیده
از آنجایی که روشهای سنتی مبتنی بر مشاهدات ایستگاههای هواشناسی هستند و بیشتر به بررسی خشکسالی هواشناسی میپردازند، از این رو، استفاده از تکنیک سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای بهعنوان یک ابزار مفید برای پایش خشکسالی کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین شاخص خشکسالی هواشناسی (شاخص SPI) و شاخصهای سنجش ...
بیشتر
از آنجایی که روشهای سنتی مبتنی بر مشاهدات ایستگاههای هواشناسی هستند و بیشتر به بررسی خشکسالی هواشناسی میپردازند، از این رو، استفاده از تکنیک سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای بهعنوان یک ابزار مفید برای پایش خشکسالی کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین شاخص خشکسالی هواشناسی (شاخص SPI) و شاخصهای سنجش از دوری VCI، TCI و VHI در دشت بم پرداخته شده است. در این راستا، با بهرهگیری از تصاویر ماهواره ترآ سنجنده مودیس و دادههای بارش ایستگاههای بارانسنجی و سینوپتیک واقع در منطقه مورد مطالعه، تغییرات رخ داده در بازه زمانی 15 ساله آشکارسازی شد. در این مطالعه با توجه به دقت زمانی، پوشش طیفی بالا و سهولت دسترسی، تصاویر با کد MOD13A3 و MOD11A1 از محصولات ماهواره ترا سنجنده مودیس، مربوط به سالهای 1388 تا 1402 استفاده شد و سپس شاخصهای VCI، TCI و VHI با شاخص بارش استاندارد (SPI) مقایسه گردید. نتایج پهنه بندی خشکسالی با شاخصSPI در دوره آماری 1388 تا 1402 نشان داد در منطقه مورد مطالعه از شمال به جنوب بر شدت خشکسالی افزوده شده است. بهطوری که خشکسالی حاد در مناطق جنوبی دشت و ترسالی حاد در مناطق شمالی دشت مشاهده میشود. ضریب همبستگی سالانه بین شاخصهای SPI، VCI و SPI، VHI به ترتیب برابر با 70/0 و 53/0 که نشان دهنده همبستگی مثبت معنادار نسبتأ زیاد در سطح 05/0 بوده است؛ ضریب همبستگی بین شاخص SPI و TCI برابر با 11/0 که نشان دهنده همبستگی ضعیف اما معنادار مثبت در سطح 05/0 بوده است. بنابراین شاخص VCI و VHI همبستگی بیشتری با بارش سالانه منطقه داشته و نتایج قابل قبولی نسبت به شاخص TCI داشته است.