حمیده درخشان؛ آرش ملکیان؛ شهرام خلیقی سیگارودی
چکیده
منابع آب زیرزمینی بهعنوان یکی از منابع حیاتی تامین آب در بسیاری از مناطق جهان از اهمیت بالایی برخوردارند. دشت گرمسار نیز بهدلیل ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی خود، بهویژه در تأمین آب کشاورزی و شرب، وابستگی بالایی به منابع آب زیرزمینی دارد. در این پژوهش، مدل دراستیک برای ارزیابی پتانسیل آسیبپذیری کیفی منابع آب زیرزمینی در دشت ...
بیشتر
منابع آب زیرزمینی بهعنوان یکی از منابع حیاتی تامین آب در بسیاری از مناطق جهان از اهمیت بالایی برخوردارند. دشت گرمسار نیز بهدلیل ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی خود، بهویژه در تأمین آب کشاورزی و شرب، وابستگی بالایی به منابع آب زیرزمینی دارد. در این پژوهش، مدل دراستیک برای ارزیابی پتانسیل آسیبپذیری کیفی منابع آب زیرزمینی در دشت گرمسار به کار گرفته شد. این مدل با بهرهگیری از هفت پارامتر اصلی شامل عمق آب زیرزمینی، تغذیه خالص، محیط آبخوان، محیط خاک، توپوگرافی، محیط غیر اشباع و هدایت هیدرولیکی، به تحلیل جامع آسیبپذیری کیفی منابع آب زیرزمینی میپردازد. با تلفیق هفت نقشه معیار به کار رفته در مدل دراستیک در محیط GIS به روش همپوشانی شاخص، شاخص نهایی آسیبپذیری آبخوان مورد مطالعه، محاسبه شد. بر این اساس شاخص نهایی آسیبپذیری دراستیک بین 54 تا 145 قرار گرفت. حدود نه درصد منطقه مورد مطالعه بدون پتانسیل آلودگی، ۳۹ درصد دارای پتانسیل خیلی کم، ۳۰ درصد پتانسیل کم، ۱۷ درصد دارای پتانسیل کم تا متوسط و پنج درصد دارای پتانسیل آسیبپذیری متوسط تا زیاد میباشد. همچنین تحلیل حساسیت برای بررسی دقیقتر نتایج و شناسایی مولفههای موثرتر بر آسیبپذیری منابع آب زیرزمینی بهکار گرفته شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل حساسیت مدل به روش حذف پارامتر و تک پارامتر، پارامتر اثر منطقهی غیر اشباع بیشترین حساسیت را در هر دو روش نشان داد.
فرهاد آقاجانلو؛ پیمان اکبرزاده
چکیده
مراتع بهعنوان یکی از اکوسیستمهای حیاتی در ناحیه خشک و نیمهخشک ایران، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تأمین علوفه ایفا میکنند. در سالهای اخیر، فشارهای انسانی ازجمله چرای مفرط و تغییرات اقلیمی سبب کاهش تنوع گونهای و تخریب ساختار اکولوژیکی مراتع شده است. هدف از این پژوهش، بررسی روند تغییرات شاخصهای ...
بیشتر
مراتع بهعنوان یکی از اکوسیستمهای حیاتی در ناحیه خشک و نیمهخشک ایران، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تأمین علوفه ایفا میکنند. در سالهای اخیر، فشارهای انسانی ازجمله چرای مفرط و تغییرات اقلیمی سبب کاهش تنوع گونهای و تخریب ساختار اکولوژیکی مراتع شده است. هدف از این پژوهش، بررسی روند تغییرات شاخصهای تنوع و غنای گونهای گیاهی در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ در سایت مرتعی جیشآباد شهرستان طارم است. در این راستا، با استفاده از طرح نمونهبرداری سیستماتیک، چهار قطعهنمونه اصلی در سطح یک هکتار از منطقه بهطور تصادفی انتخاب و در هر قطعهنمونه، چهار ریز پلات به ابعاد ۱×۱ متر تعبیه شد. عملیات میدانی طی سه سال متوالی در فصل اوج رشد (اردیبهشت تا خرداد) انجام گرفت. در هر پلات کوچک، ترکیب فلور، فرمهای زیستی، درصد پوشش گیاهان، میزان لاشبرگ، خزه، خاک لخت، سنگریزه و شدت فرسایش ثبت شد. شناسایی گونهها با استفاده از منابع معتبر فلور ایران و کلیدهای شناسایی انجام گرفت. سپس شاخصهای غنا (مارگالف و منهینیک)، یکنواختی (پیلویو) و تنوع (شانون-وینر و سیمپسون) محاسبه و با روشهای آماری پارامتریک و نا پارامتریک تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخصهای تنوع زیستی طی دوره مطالعه (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) بهطور معنیداری افزایش یافتهاند: میانگین تعداد گونهها در هر ریزپلات از 69/5 در سال ۱۴۰۰ به 75/7 در سال ۱۴۰۲ (P < 0.01) رسید؛ شاخص شانون-وینر از 62/1 به 96/1 و شاخص سیمپسون از 16/0 به 83/0 افزایش یافت. این تغییرات همراه با کاهش ۱۰ درصدی خاک لخت و افزایش فراوانی گیاهان چندساله بود که احتمالاً ناشی از مدیریت چرا، قرق طبیعی و شرایط اقلیمی مساعد است.
حسن اشتری؛ مهدی قربانی؛ سید امیر حسین گرکانی؛ صدیقه غفاری؛ سجاد امیری؛ مریم یزدان پرست
چکیده
در چشمانداز پویای حکمرانی پایدار سرزمین، درک موقعیت ذینفعان برای تدوین و اجرای موثر سیاستها بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، بهمنظور پایش شبکه سیاستی ذینفعان سازمانی، موقعیت این دست اندرکاران پس از انجام طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان گچساران، با استفاده از ابزار تحلیل شبکه اجتماعی بررسی شد. در این زمینه، 22 ...
بیشتر
در چشمانداز پویای حکمرانی پایدار سرزمین، درک موقعیت ذینفعان برای تدوین و اجرای موثر سیاستها بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، بهمنظور پایش شبکه سیاستی ذینفعان سازمانی، موقعیت این دست اندرکاران پس از انجام طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان گچساران، با استفاده از ابزار تحلیل شبکه اجتماعی بررسی شد. در این زمینه، 22 ذینفع سازمانی مرتبط با طرح مذکور شناسایی و پیوند تبادل اطلاعات و همکاری بین آنها سنجش شد. در ادامه، موقعیت و قدرت ذینفعان با استفاده از چهار شاخص اصلی، شامل مرکزیت درجه، مرکزیت مجاورت، مرکزیت بینابینی، و مرکزیت بردار ویژه بررسی شد. براساس نتایج، بالاترین مرکزیت درجه ورودی مربوط به سازمانهای فرمانداری، بخشداری، صندوق کارآفرینی امید، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و سازمان جهاد کشاورزی است. بنابراین بالاترین حد شهرت و اقتدار سیاسی در شبکه مربوط به این کنشگران است. بالاترین مرکزیت درجه خروجی، مجاورت، بینابینی و بردار ویژه به سازمانهای فرمانداری، میراث فرهنگی و گردشگری، صندوق کارآفرینی امید و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تعلق دارد. این کنشگران از نظر نفوذ سیاسی، واسطهگری، دسترسی به منابع و اطلاعات و قدرت سیاسی از جایگاه بالاتری برخوردار هستند. بهطور کلی، مرکزیت درجه خروجی سازمانها نسبت به مرکزیت ورودی بالاتر میباشد که این نشان میدهد که این سازمانها بیشتر از دریافت اطلاعات به گسترش همکاری، توزیع اطلاعات و منابع میپردازند. نتـایج ایـن پژوهش میتواند مدیران و متولیان را در اجرای طرحهای توسعه روستایی در سایر مناطق پایلوت در راستای حکمرانی پایدار سرزمین یاری کند.
حسن محسنی؛ سیده فرانک حسینی سروستانی
چکیده
اراضی ملی در ایران به دلیل گستردگی ، پراکندگی در سراسر اقلیم ، اهمیت چشگیر بلحاظ آثار زیست و ارزشمندی اساسی " زمین " در اقتصاد ، بسیار حائز اهمیت می باشند . از سوی دیگر مشاهدات عینی و آمارهای منتشره از سوی مبادی ذیربط من جمله مجلس شورای اسلامی نشانگر این حقیقت است که تخریب غیرقابلجبران، تغییر کاربری غیرمجاز، تصرفات غیرقانونی و سوءاستفاده ...
بیشتر
اراضی ملی در ایران به دلیل گستردگی ، پراکندگی در سراسر اقلیم ، اهمیت چشگیر بلحاظ آثار زیست و ارزشمندی اساسی " زمین " در اقتصاد ، بسیار حائز اهمیت می باشند . از سوی دیگر مشاهدات عینی و آمارهای منتشره از سوی مبادی ذیربط من جمله مجلس شورای اسلامی نشانگر این حقیقت است که تخریب غیرقابلجبران، تغییر کاربری غیرمجاز، تصرفات غیرقانونی و سوءاستفاده از منابع طبیعی خاصه اراضی ملی روند صعودی و فزاینده ای داشته است . اینگونه اراضی طی دهههای گذشته تحت رژیمهای تقنینی گسترده و متکثری با اهداف گوناگون حفاظتی ، مدیریتی ، توسعه ای و بهره بردارانه قرار گرفتهاند، مع الوصف با وجود این تورم تقنینی میزان توفیق در حفاظت از این ثروت های ملی اندک بوده است . با عنایت به اینکه اصلاح ساختاری نظام نسبتاً ناموفق تقنینی حال حاضر ، مستلزم شناسایی هنجارها و آسیب شناسی سیر قانونگذاری در این حوزه می باشد ، لذا پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ، تحلیلی و به روش استقرایی (از جزء به کل)، الگوهای هنجاری حاکم بر قانونگذاری در حوزه اراضی ملی و اهداف هریک از قوانین مصوب را واکاوی نموده و اصول بنیادین تقنینی و کاستیهای آنها را شناسایی می نماید. یافتهها حکایت از این دارند که چالش اصلی قانونگذاری در این حوزه نه کمبود قانون، بلکه تعدد و تورم مقررات پراکنده و بالتبع عدم انسجام در نگاه و اهداف قانونگذاریست . بدینترتیب، برخی اصول اساسی تقنینی مانند منع مالکیت خصوصی اراضی ملی بهسبب وضع استثنائات متعدد، پراکندگی نهادی و ضعف نظارت، در عمل کارایی خود را از دست داده و از این رهگذر منتج به عدم تحقق اهداف حفاظتی مدنظر قانونگذار گردیده اند وبر همین اساس، در پایان پژوهش پیشنهاداتی جهت اصلاح و تقویت سیاست تقنینی ارائه شده است . واژگان کلیدی : اراضی ملی، قانونگذاری، مالکیت عمومی، هنجارشناسی، منابع طبیعی.
شهرزاد خدامرادی؛ قدرت اله حیدری؛ محمدرضا طاطیان؛ محمدرضا رحمانیرادخرفکلی
چکیده
در روستاهای ایران به علّت تنوع شرایط محیطی و اقلیمی، قابلیتهای زیادی در زمینۀ توسعه و کاشت گیاهان دارویی وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تولید و بهرهبرداری گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان روستایی در روستای کندلوس استان مازندران بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه محققساخته بود. برای ...
بیشتر
در روستاهای ایران به علّت تنوع شرایط محیطی و اقلیمی، قابلیتهای زیادی در زمینۀ توسعه و کاشت گیاهان دارویی وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تولید و بهرهبرداری گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان روستایی در روستای کندلوس استان مازندران بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه محققساخته بود. برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات کارشناسان حوزه گیاهان داروئی، اقتصاد و جامعه-شناسی استفاده شد. برای ارزیابی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ (مقادیر بالای 7/0) استفاده شد. اطلاعات بدست آمده از پرسشنامهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. در در مورد گویههای اقتصادی بیشترین (226/0) و کمترین (115/0) ضریب تبیین بهترتیب مربوط به گویههای "در این سالها با فعالیت زنان، سرمایهگذاری بخش خصوصی جهت خرید، بسته بندی و صادرات گیاهان دارویی تا چه حد توسعه داشته است؟ و " تنوع تولید گیاهان دارویی در منطقه تا چه حد امکان ارتباط زنان جوامع روستایی را بر درآمد سودآوری فراهم نموده است؟ " بود. از بین گویههای اجتماعی بیشترین (271/0) و کمترین (173/0) ضریب تبیین بهترتیب در گویههای " توسعه کشت گیاهان دارویی تا چه اندازه در توانمندی مشارکتی زنان تاثیرگذار است؟" و " مساحت مزارع و تنوع گیاهان دارویی را تا چه اندازه باعث ترغیب زنان بر عدم مهاجرت جوامع محلی میدانید؟" مشاهده شد. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی (0/336=sig=0/000, r) و اجتماعی (0/280=sig=0/000, r) زنان روستایی تأثیر مثبت و معنیداری داشته است. در مجموع میتوان گفت که زنان در روستای کندلوس شهرستان نوشهر استان مازندران، با فعالیت در زمینه گیاهان دارویی به توانمندی اقتصادی (7/26 درصد) مطلوبی رسیدند. کاشت گیاهان دارویی در استقلال اقتصادی و مالی زنان روستای کندلوس و در نهایت توانمندی اجتماعی آنها موثر بودهاند.
زاهد دهقانی؛ ایمان اسلامی
چکیده
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای ...
بیشتر
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای گردآوریشده از ۳۱۵ پرسشنامه معتبر بود. در مدل مفهومی پژوهش، نوآوری مدیریت سبز بهعنوان متغیر مستقل، تعاملات ذینفعان بهعنوان سازوکار میانجی و تابآوری نهادی بهعنوان یک سازه کلان چندبعدی بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد نوآوری مدیریت سبز اثر مثبت و معناداری بر تابآوری نهادی دارد؛ ضریب مسیر مستقیم برابر با 0.414 بوده و توانست 41.4 درصد واریانس تابآوری نهادی را تبیین کند. همچنین، نوآوری مدیریت سبز از طریق تعاملات ذینفعان 44 درصد واریانس مدل را توضیح داد و اثر غیرمستقیم آن بر تابآوری نهادی معادل 0.294 برآورد شد. آزمونهای سوبل و بوتاسترپ معناداری نقش میانجی تعاملات ذینفعان را تأیید کردند. شاخصهای برازش مدل شامل KMO=0.831 و نتایج آزمون بارتلت (sig=0.000) کفایت نمونه و ارتباط معنادار میان متغیرها را نشان دادند. همچنین، پایایی ترکیبی سازهها بالاتر از 0.7 و روایی همگرا بیش از 0.5 گزارش شد که بیانگر اعتبار مناسب مدل اندازهگیری است. یافتهها نشان میدهد نوآوری مدیریت سبز با بازطراحی فرآیندهای مدیریتی، کاهش اتلاف منابع و ادغام معیارهای محیطی در تصمیمگیری، ظرفیت نهادی را برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی و محیط زیستی ارتقا میدهد. در عین حال، تعاملات میان دولت، نهادهای محلی و جامعه مدنی بهعنوان سازوکار میانجی، همافزایی نهادی، مشروعیت اجتماعی و حکمرانی شبکهای را تقویت میکند. بنابراین، ترکیب نوآوری سبز و همکاری چندذینفعی میتواند راهبردی کارآمد برای ارتقای تابآوری نهادی در مناطق بحرانخیز باشد.
سمیه میرزایی؛ پدرام عطارد؛ مهدی پورهاشمی؛ عباس ارغوانی؛ سمیرا بیرانوند
چکیده
هدف پژوهش، بررسی روندهای بلندمدت بارندگی و روزهای خشک متوالی (Consecutive Dry Days: CDD) و ارتباط آن با زوال جنگلهای زاگرس بود. دادههای روزانه ایستگاههای هواشناسی همدیدبانی کرمانشاه و خرمآباد طی ۴۹ سال (1975-2023) تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین روند تغییرات بارندگی و روزهای خشک متوالی از آزمون من-کندال و برای مقایسه میانگینها، از آزمون تی-استیودنت ...
بیشتر
هدف پژوهش، بررسی روندهای بلندمدت بارندگی و روزهای خشک متوالی (Consecutive Dry Days: CDD) و ارتباط آن با زوال جنگلهای زاگرس بود. دادههای روزانه ایستگاههای هواشناسی همدیدبانی کرمانشاه و خرمآباد طی ۴۹ سال (1975-2023) تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین روند تغییرات بارندگی و روزهای خشک متوالی از آزمون من-کندال و برای مقایسه میانگینها، از آزمون تی-استیودنت استفاده شد. در محاسبه تعداد روزهای بارانی و روزهای خشک متوالی، بهترتیب روزهای با بارش کمتر از 1/0 میلیمتر و بیش از یک میلیمتر درنظر گرفته نشدند. میانگین بارندگی سالانه ± انحراف معیار در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب 104± 418 و130± 485 میلیمتر بود و این میانگین، پیش از زوال، در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب107± 438 و121± 501 میلیمتر و پس از زوال، بهترتیب 95± 390 و 143± 465 میلیمتر بود. در هیچکدام از ایستگاهها، روندهای بارندگی در مقیاس سالانه و نیز پیش و پس از زوال معنیدار نبود. میانگین تعداد روز خشک سال در کرمانشاه (54/4=ZMK) و خرمآباد (25/4=ZMK)، روند معنیدار افزایشی داشت. میانگین بیشترین تعداد روز خشک متوالی سال در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب 142 (بیشینه: 202) و 145 (بیشینه: 195) روز ثبت شد. روند بیشینه روزهای خشک متوالی نیز، در مقیاس سالانه و پیش و پس از زوال معنیدار نبود. بهرغم افزایش تعداد روزهای خشک متوالی در کرمانشاه (از 141 به 144 روز) و خرمآباد (از 144 به 146 روز تغییر)، در پیش و پس از زوال، روندهای سالانه معنیداری مشاهده نشد. زوال جنگلهای زاگرس تنها متاثر از کاهش بارش نیست و تغییرات همزمان سایر پارامترهای اقلیمی در تسریع فرآیند زوال نقش داشته است.
زهرا عبداله پور؛ علی اکبر نظری سامانی؛ محمود عرب خدری
چکیده
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری ...
بیشتر
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری تعیین گسترۀ این فرسایش در سطح سرزمین ایران و تعیین ارتباط آن با عناصر اقلیمی (دما و بارش) و تأثیر آن بر فرسایش و رسوب در مقیاس حوزههایآبخیز است. بدین منظور ابتدا پایگاه اولیه وضعیت فرسایش خندقی بر پایه واکاوی مقالهها، پایاننامه-ها، گزارشها، طرحها و برگزاری جلسه با متخصصان مربوطه و در پایان استفاده از پایگاه Google Earth تعیین و با بازدید میدانی تا حد امکان تدقیق شد. با تلفیق لایه فرسایشخندقی با محدوده استانها، اقلیم (دومارتن) و حوزههای آبخیز درجه 2 تماب، میزان گسترش فرسایش خندقی در هریک ازآنها مشخص شد و در پایان به بررسی رابطه بین عناصر اقلیمی، فرسایش و رسوب کل و رسوبویژه با فرسایشخندقی در سطح حوزههای آبخیز درجه 2 اقدام شد. نتایج نشان داد که سطح کل فرسایش خندقی 3207314 هکتار است. استان گلستان، اقلیم نیمهمرطوب و حوزۀآبخیز قرهسوگرگانرود به ترتیب با میزان تراکم نسبی15/3، 2/2 و 20/8بیشترین فرسایش خندقی را دارند و رابطه بین رسوبدهی ویژه و فرسایش و رسوب کل با سطح فرسایش خندقی معنیدار و افزایشی بوده و با افزایش یک واحد سطح فرسایش خندقی میزان رسوبدهی 209/81تن بر کیلومتر مربع در سال افزایش یافته است. بنابراین برای تعیین درجه آسیبپذیری حوزههای درجه 2 و اولویتبندی مناطق نیازمند اقدامات حفاظت خاک، باید بر پایۀ عناصر در معرض خطر و احتمال رخداد فرسایش خندقی عمل کرد و همچنین، متغیرهایی همچون وضعیت کاربری اراضی کشاورزی، وجود سد، وضعیت جادهها و عناصر در معرض خطر باید مورد توجه قرار گیرند.
زهرا طاهری؛ مهدی قربانی؛ شراره پورابراهیم؛ کامران رضایی توابع
چکیده
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد ...
بیشتر
افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد به نظام قاعدهگذاری، رویههای تصمیمگیری و برنامههایی اطلاق میشود که موجب شکلگیری حرکتهای اجتماعی، تعیین نقش افراد در این حرکتها و نحوه تعامل آنها میشود. در این پژوهش، از مدل چرخ ظرفیت سازگاری برای ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادی استفاده شد. این مدل شامل شش معیار کلیدی 1) تنوع، 2) ظرفیت یادگیری، 3) ظرفیت واکنش خودسازگارانه، 4) ویژگی رهبری، 5) منابع و 6) حکمرانی منصفانه است. برای انجام این بررسی، پس از تحلیل نظام کشاورزی و شناسایی 27 دستاندرکار مرتبط، پرسشنامه ظرفیت سازگاری در بین این دستاندرکاران سازمانی تکمیل و همچنین مصاحبههایی برای جمعآوری اطلاعات تکمیلی انجام شد. نتایج نشان داد که تمام ابعاد ظرفیت سازگاری نهادی بهطور کلی منفی ارزیابی شدند. این بدان معناست که برای مقابله چالشهای جدید و سازگاری با شرایط متغیر، ضعفها و کاستیهایی وجود دارد که نیازمند بهبود و اصلاح هستند. شاخص منابع مالی، با بیشترین مقدار منفی، نشاندهنده ضعف ساختاری سازمانها در واکنش به شرایط جدید است. بر اساس نتایج، امتیاز چرخ ظرفیت سازگاری نهادی نظام کشاورزی در همبست آب - انرژی - غذا با مقدار عددی 29/0- ارزیابی شد که این امر حاکی از وجود موانعی است که از سازگاری مؤثر نظام با چالشهای این همبست جلوگیری میکند.
بهرام بختیاری؛ آرش ملکیان؛ علی اکبر نظری سامانی؛ رضا شهبازی
چکیده
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح ...
بیشتر
فرونشست زمین پدیدةژئومورفولوژیک پیچیده است که با نشست عمودی سطح زمین مشخص میشود و پیامدهای گستردهای برای سرزمین، زیرساختهای انسانی و محیط زیست دارد. این پدیده توسط عوامل و فرانیدهای مختلفی رخ میدهد ولیکن طی چنددهة گذشته به دلیل فعالیتهای آنتروپوژئومرفیک با نرخ بیشتری رخ دادهاست. مطالعه حاضر با هدف تحلیل ارتباط بین افت سطح آب زیرزمینی و فرونشست زمین در دشت تهران-شهریار، با استفاده از دادههای اندازهگیری شده برپایه فناوریهای نوین تداخلسنجی راداری مبتنی بر تصاویر ماهوارهای سنتینل 1 و تحلیل دادههای سطح آب زیرزمینی با روشهای آماری میباشد. نوآوری اصلی تحقیق در استفاده همزمان از تمامی پیزومترهای موجود در محدوده مطالعاتی و کالیبراسیون دادههای راداری با اندازهگیریهای ترازیابی دقیق زمینی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که افت سطح آب زیرزمینی، عامل اصلی تحریک فرونشست در منطقه است. تحلیل همبستگی متقابل دادهها، تأخیر زمانی صفر تا 3 ساله و میانگین 1 سال بین افت سطح آب زیرزمینی و وقوع فرونشست را در کل محدوده آشکار میسازد. این تأخیر زمانی ناشی از فرآیندهای ژئومکانیک پیچیده در توالی لایههای رسوبی آبدار (به ویژه ضخامت لایه رس)، باساختار زمینشناسی پیچیده است. تحلیلهای مکانی-زمانی نشان میدهد که دشت تهران-شهریار با پتانسیل زیاد فرونشست مواجه است، بهطوریکه میانگین نرخ نشست در برخی نقاط به بیش از 23 میلیمتر در سال میرسد. این روند میتواند تهدیدی جدی برای زیرساختهای حیاتی، سازههای مهندسی و کل پهنه سرزمینی منطقه ایجاد کند. پیامدهای این مطالعه اهمیت مدیریت یکپارچه منابع آب زیرزمینی، کنترل برداشت، و پایش مستمر تغییرات ژئودینامیک را برجسته میسازد. همچنین، نتایج میتواند مبنای علمی مناسبی برای تهیه نقشه ریسک، حساسیت و آسیبپذیری به فرونشست مورد استفاده قرار بگیرد.
علی بابایی احمدآباد؛ مقداد جورغلامی
چکیده
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش ...
بیشتر
بازیابی طبیعی جنگل بعد از بهرهبرداری، از مهمترین اهداف پایداری جنگل میباشد. تردد ماشینهای چوبکشی با در نظر گرفتن وزن، سرعت و شدت تردد تاثیر زیادی بر زاداوری جنگل گذاشته و در اثر تغییرات صورت گرفته در فاکتورهای محیطی، شاخصهای تنوع زیستی مانند تنوع، غنا و یکنواختی در جامعه گیاهی کف جنگل تغییراتی ایجاد مینمایند. این پژوهش در حوزه 45 آبخیز جنگلهای هیرکانی انجام شده و هدف آن بررسی تاثیر عملیات چوبکشی بر تنوع و زادآوری گونههای درختی در میانمدت میباشد. به همین منظور 4 پارسل با سنین بهرهبرداری 7، 10، 15 و 20 سال در جنگل خیرود (پارسلهای 316، 317، 220 و 221) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. تاثیر مشخصههای فیزیکی خاک (درصد تخلخل و مقاومت به نفوذ خاک)، pH و لاشبرگ (C، N و C/N) و نور تحت سطوح مختلف تردد (دپو، زیاد، متوسط و کم) و تاثیر آنها بر شاخصهای تنوع زیستی با استفاده از پنج سنجه دومیننس، شانون، سیمپسون، مارگالف و یکنواختی بررسی شد. نتایج نشان داد عملیات چوبکشی تاثیر مخربی بر زادآوری جنگل داشته و علاوه بر تعداد گیاهان، ترکیب گونهای را نیز تغییر داده است، گونه نورپسند پلت 8 درصد افزایش و گونه سایهپسند راش 68 درصد کاهش را نشان میدهد و این امر یک زنگ خطر اکولوژیکی در جنگلهای هیرکانی محسوب میشود. نتایج نشان داد شدت تردد و سن بهرهبرداری و اثر متقابل شدت تردد و سن بهرهبرداری بهصورت معنیداری بر زادآوری جنگل موثر بوده و همه فاکتورهای محیطی این تحقیق، تحت تاثیر شدت تردد و سنین بهرهبرداری بودهاند. نتایج آنالیز چند متغیره PCA نیز نشان داد، مشخصههای خاک مانند مقاومت به نفوذ و شاخصهای تنوع زیستی بهشدت تحت تاثیر عملیات چوبکشی قرار داشتهاند و بین خصوصیات لاشبرگ، نور و میزان تخلخل خاک به شدت همبستگی مثبت وجود دارد.