نشریه علمی - پژوهشی مرتع و آبخیزداری
دوره و شماره: دوره 70، شماره 1، بهار 1396 

پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش با استفاده از روش SMCE و تکنیک AHP (مطالعه موردی: حوضه آبخیز هفشجان، چهارمحال و بختیاری)

صفحه 1-18

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61955

پیام ابراهیمی، مهدی اصلاح، مریم آذرخشی

چکیده یکی از انواع فرآیندهای دامنه‌ای که هرساله موجب خسارات جانی و مالی فراوان در بسیاری از نقاط ایران و جهان می‌شود، پدیده زمین‌لغزش است. تهیه نقشه پهنه‌بندی زمین‌لغزش امکان شناسایی مناطق آسیب پذیر را فرآهم کرده و در برنامه‌های محیطی مدنظر قرار می‌دهد. هدف از این پژوهش پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش در حوزه آبخیز هفشجان واقع در استان چهارمحال و بختیاری با به‌کارگیری روش ارزیابی چندمعیاره مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، نرم‌افزار ILWIS و تکنیک AHP می‌باشد. در این راستا ابتدا با توجه به موقعیت زمین‌لغزش‌های به وقوع پیوسته، مطالعات تطبیقی و نتایج سایر محققان، هشت لایه اطلاعاتی برای این مهم شناسایی شد. سپس درخت‌واره عوامل و محدودیت‌ها در نرم‌افزار ILWIS طراحی گردید، تمامی لایه‌ها استاندارد سازی شده و با استفاده از مدل AHP عوامل مربوطه ارزیابی و تعیین وزن گردید. نهایتاً مدل و نقشه پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش منطقه تهیه و ارائه شد. نتایج نشان می‌دهد که در بین عوامل مؤثر، فاکتورهای فاصله از جاده، فاصله از گسل و فاصله از آبراهه به ترتیب با وزن های 4047/0، 2239/0 و 1302/0 به‌عنوان مهم‌ترین عوامل در ایجاد زمین‌لغزش در منطقه مطالعاتی شناسایی ‌شدند. بر اساس مدل ارائه ‌شده، حدود 32/1 درصد از مساحت حوضه (1013900 مترمربع) دارای خطر وقوع بسیار زیاد و 9 درصد (6909800 مترمربع) دارای خطر وقوع زیاد است. نتایج حاصل از ارزیابی دقت و صحت مدل ارائه ‌شده، روند صعودی شاخص زمین‌لغزش را از پهنه خطر خیلی کم به سمت پهنه خیلی زیاد ترسیم می‌کند و نشان‌دهنده دقت لازم جهت مدل مذکور می‌باشد.

تأثیر گروه های آمار بردار و فرم‏های رویشی بر برآورد رابطه بین تولید و پوشش گیاهی

صفحه 19-30

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61983

عطاالله ابراهیمی

چکیده پوشش گیاهی و تولید همواره دو شاخص مهم در اندازه گیری و ارزیابی مراتع بوده که گاهی به عنوان نماینده­ی دیگری نیز اندازه گیری می­شوند. این دوشاخص در مطالعات وسیعی مورد استفاده قرار گرفته و نقشی تعیین کننده در ارزیابی ساختار و عملکرد مراتع دارند. در بعضی موارد در زمان یا مکان­های متفاوت، آماربرداران مختلفی پوشش گیاهی و تولید را اندازه گیری می­کنند. این تحقیق تأثیر آماربرداران و فرم‏های رویشی مختلف را بر برآورد رابطه بین پوشش گیاهی و تولید را بررسی کرده است. بدین منظور، تأثیر سه گروه آماربردار و پنج فرم رویشی مختلف (فاکتورها) بر برآورد رابطه بین پوشش گیاهی (کواریانس) و تولید (متغیر وابسته) در قالب طرح فاکتوریل کاملی در مراتع چهارطاق ناغان استان چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، متغیر پیشگوی پوشش گیاهی شاخص مناسبی (P≤0.05) برای بیان تولید فرم‏های رویشی می­باشد، اما گروه­های آماربردار مختلف بر برآورد رابطه بین پوشش گیاهی و تولید فرم‏های رویشی به­طور معنی داری (P≤0.05) تأثیر گذارند. فرم‏های رویشی تفاوت معنی داری (P≤0.05) در برآورد رابطه بین پوشش گیاهی و تولید ایجاد نمی­کنند. ولی، تأثیر متقابل گروه­های آمار بردار و فرم‏های رویشی بر برآورد رابطه بین پوشش گیاهی و تولید معنی دار (P≤0.05) است. از این­رو می­توان نتیجه گرفت، اگرچه متغیر پیشگوی پوشش گیاهی عامل مناسبی برای بیان تولید است، ولی، باید در صورت امکان به طور همزمان از گروه­های آماربردار مختلف به ویژه هنگامی که اندازه­گیری تولید فرم‏های رویشی مختلف مد نظر است، استفاده نشود.

بررسی عوامل موثر بر استفاده بهره برداران از منابع اطلاعاتی و کانال‌های ارتباطی برای مشارکت در طرح‌های اصلاح و احیای مراتع شهرستان دهگلان

صفحه 31-41

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61964

فرزاد احمدی، قدرت الله حیدری، فاطمه شفیعی

چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر استفاده بهره‌برداران شهرستان دهگلان از منابع اطلاعاتی و کانال‌های ارتباطی برای مشارکت در طرح‌های اصلاحی و احیایی مرتع بود. جامعه آماری مورد نظر در این تحقیق به تعداد 80 نفر از مرتع‌داران شهرستان دهگلان بود. حجم نمونه این تحقیق با استفاده از فرمول کوکران و تطبیق با جدول کرجسی و مورگان، 68 بهره‌بردار تعیین شد. به‌منظور انتخاب نمونه‌ها از روش نمونه‌گیری تصادفی استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این روش برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات، پرسشنامه بود. روایی پرسشنامه را نظر متخصصان و پایایی آن را ضریب آلفای کرونباخ تأیید کرد (آلفا بزرگ‌تر از 7/0). تجزیه‌وتحلیل داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار SPSS نسخه 22 انجام شد. نتایج آمار توصیفی نشان داد که بیشتر بهره‌برداران بی‌سواد بودند. بیشتر آن‌ها از منابع اطلاعاتی و کانال‌های ارتباطی به میزان کم استفاده می‌کردند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سه متغیر درآمد، سطح تحصیلات و بعد خانوار در حدود 54 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کردند.

اثر شدت آتش بر تراکم بانک بذر خاک گروه‌های کارکردی گیاهان (مطالعه موردی پارک ملی گلستان)

صفحه 43-55

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61965

مینا باشماغی، رضا عرفانزاده، مهدی عابدی

چکیده در این مطالعه تغییرات بانک بذر خاک در دو پوشش گندمی و درختچه­ای آتش­سوزی­ شده که بیان­گر شدت­های مختلف آتش (کم‌وزیاد) بود، بررسی شد. نمونه­برداری خاک از سایت شارلق واقع در پارک ملی گلستان انجام شد؛ بنابراین تعداد 10 نمونه خاک شامل 5 درختچه و نیز 5 قطعه پوشش گندمی در سایت کنترل و نیز تعداد 5 درختچه و 5 قطعه پوشش گندمی سوخته به‌عنوان شدت کم‌وزیاد در سایت آتش­سوزی انتخاب شد. جوانه­زنی بذور به روش کشت گلخانه­ای صورت گرفت. جهت تجزیه‌وتحلیل داده­ها از آزمون GLMM و جهت مقایسه تیمارها از آزمون «تی غیر جفتی» در نرم‌افزار R استفاده شد. اگرچه نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که میانگین تعداد بذور جوانه­زده در سایت آتش‌گرفته (5/74) به‌طور کل نسبت به سایت کنترل (3/132) تفاوت معنی­داری نداشتند، اما نتایج بیان­گر تأثیر معنی­دار آتش‌بر گروه‏های کارکردی بود. تعداد نونهال پهن برگان یک‌ساله درشدت کم آتش افزایش (1785 به 3543) و درشدت زیاد آتش کاهش داشت (5000 به 1471). تعداد نونهال گندمیان چندساله نیز درشدت کم آتش کاهش چشمگیری از خود نشان داد (7114 به 842) درحالی‌که درشدت زیاد آتش تفاوت معنی­داری مشاهده نشد (928 به 1871). شدت آتش­سوزی در تمامی گروه‏های کارکردی به‌جز پهن برگان یک‌ساله تأثیر معنی­داری بر غنای گونه­ای بانک بذر خاک داشت. نتایج این تحقیق بیانگر این است که در مطالعات آتش­سوزی صرفاً با بررسی اثر آتش­سوزی نمی‌توان تصویری دقیق از اثر آن به دست آورد و با بررسی شدت آتش­سوزی و سطح آن می‌توان اثر آتش‌سوزی و نیز پاسخ‌های متفاوت گونه­های گیاهی و یا گروه‏های کارکردی را تحلیل نمود

منشأیابی رسوبات معلق و برآورد عدم قطعیت آن (مطالعه موردی: حوضه زیدشت-فشندک طالقان)

صفحه 57-69

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61966

ابوالحسن فتح آبادی، علی سلاجقه، حمید پزشک، علی اکبر نظری سامانی، حامد روحانی

چکیده چکیده

به منظور اجرای عملیات حفاظتی و مدیریت در حوزه آبخیز نیاز است تا سهم منابع مختلف تولید رسوب تعیین شود. طی سال­های گذشته روش­های منشأیابی در تعیین سهم منابع مختلف رسوب بطور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته­اند. با توجه به تعداد کم نمونه­های برداشتی از مناطق منشأ و همچنین وجود جواب­های مختلف در نتیجه بیش­برازشی، سهم منابع به دست آمده، دارای عدم قطعیت­هایی است که لازم است مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از روش­های مونت کارلو و گلو (GLUE) اقدام به تعیین عدم قطعیت جواب­های به دست آمده با استفاده از روش ترکیبی چند متغیره در زیرحوضه زیدشت-فشندک طالقان گردید. بدین ترتیب که پس از برداشت نمونه­های رسوب و منابع، مقادیر 54 عنصر ژئوشیمیایی و 3 عنصر آلی تعیین گردید. سپس با استفاده از آماره H کروسکال والیس و تحلیل تشخیص چند متغیره، ترکیب بهینه متشکل از 17 عنصر تعیین، و با استفاده از مدل ترکیبی چند متغیره، سهم منابع تعیین شد. نتایج به دست آمده در منطقه نشان داد که سهم منابع زیرسطحی نسبت به منابع سطحی ( فرسیش سطحی و شیاری) بیشتر بوده و اختلاف بین حد بالا و پایین به دست آمده برای منابع مختلف، بالا بوده که نشان‎دهنده عدم قطعیت بالای این روش است.

ارزیابی سرمایه اجتماعی شبکه ذینفعان در راستای توسعه پایدار محلی

صفحه 71-86

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61967

داوود حسن آبادی، احمد حاج علیزاده، مسعود حیدروند

چکیده سرمایه اجتماعی یکی از ارکان اصلی در توسعه پایدار محلی و توانمندسازی اجتماعی محسوب می­گردد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی سرمایه اجتماعی در رسیدن به توسعه پایدار محلی در شهر سه قلعه شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی می­باشد که در این منطقه پروژه بین­الملل توانمندسازی جوامع محلیجرا شده است. در این تحقیق میزان روابط اعتماد و مشارکت در شبکه ذینفعان با استفاده از پرسشنامه­های تحلیل شبکه­ای بر اساس مشاهده مستقیم و مصاحبه با کلیه ذینفعان و بر اساس سنجش شاخص­های تحلیل شبکه­ای مانند تراکم، دوسویگی، انتقال­یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک در دو مرحله قبل و بعد از اجرای پروژه بین­المللی توانمندسازی جوامع محلی ند. بر اساس نتایج میزان اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی پس از اجرای پروژه افزایش یافته است. سرعت گردش و تبادل اعتماد و مشارکت بین افراد بعد از اجرای طرح افزایش‌یافته و اجرای این پروژه، اتحاد و یگانگی بین افراد را نیز تقویت نموده است.




1 پروژه بین المللی  احیای اراضی جنگلی و تخریب یافته با تأکید ویژه بر اراضی حساس به فرسایش بادی و خاک­های شور

شبیه‌سازی جریان روزانه در حوضه‌های کوهستانی مناطق نیمه‌خشک با استفاده از برنامـه شبیه‌سازی هیدرولوژیکی فورترن (HSPF)

صفحه 87-100

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61968

جعفر دستورانی، محمد مهدوی، علی سلاجقه، احمد فاخری قرد

چکیده برنامه شبیه‌سازی هیدرولوژیکی فورترن (HSPF) قدمت دیرینه‌ای در مدل‌سازی حوزه آبخیز دارد و در دنیا مطالعات زیادی درباره این مدل انجام‌شده است. حوضه حبله‏رود، با مساحتی بالغ‌بر 3200 کیلومترمربع، از زیر حوضه‌های مهمِ‌ حوزه آبریز کویر نمک است که بخش زیادی از آب موردنیاز دشت گرمسار، به‌ویژه در بخش کشاورزی را تأمین می‏کند. مطالعات پیشین درباره هیدرولوژی و منابع آب در این حوضه، در گام زمانی روزانه، بیشتر محاسبه آماره‏های دبی‏های روزانه بوده، بنابراین، شبیه‌سازی دبی‏های روزانه بسیار درخور اهمیت است. در این تحقیق، ضمن برآورد پارامترهای مدل برای پیش‌بینی جریان، به نتایج مدل در شرایط فعلی دسترسی به حداقل داده‌ها و اطلاعات موردنیاز مدل پرداخته می‌شود. به‌طورکلی، نتایج شبیه‌سازی حاکی از آن است که بسته نرم‌افزاری مدل (WinHSPF) به هنگام اجرا، با سیستم متریک، دارای خطای زیادی است و بهتر است سیستم انگلیسی انتخاب شود. همچنین، به ‌دلیل نیازمندیِ مدل به داده‌های سری زمانی ساعتی، جزئیات بیشتر درباره مؤلفه‌های هیدرولوژیکی و سایر اطلاعات زمینی و کمبود اطلاعات و دقت پایین این داده‌ها و نیز خطای خود مدل در برخی موارد، مانند استفاده میانگین پارامتر نفوذ برای قطعه مشخص کاربری اراضی و نبود معیار مشخص در ترسیم زیر حوضه‌ها، با مقادیری که برای ضریب کارایی مدل (77/0 و 18/0) و ضریب رگرسیون (468/0 و 49/0)، به ترتیب در دو دوره واسنجی و اعتبارسنجی به دست آمد، حاکی از نتایج ضعیف مدل در شبیه‌سازی جریان روزانه است؛ به‌گونه‌ای که مقادیر دبی شبیه‌سازی‌شده در اواخر فصل بهار بیشتر و در تابستان و پاییز کمتر از مقادیر مشاهداتی است. در پایان این پژوهش برای شبیه‌سازی بهتر با این مدل راه‌حل‌هایی ارائه می‌گردد.

اثر سطوح مختلف شوری بر تغییرات روزنه‌ای گونه‌های مرتعی Hedysarum coronarium L. و Hedysarum criniferum Boiss.

صفحه 101-110

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61969

قاسمعلی دیانتی تیلکی، عالیه کشاورز، بهرام امیری، احسان ساداتی

چکیده در این تحقیق اثر استرس شوری روی تغییرات روزنه برگ‌های H. coronariumوH. criniferumبا استفاده از میکروسکوپ نوری بررسی شد. طرح به‌صورت آزمایش فاکتوریل شامل (تیمارهای گونه‌های گیاهی و سطح شوری صفر، 100، 200، 250 و 300 میلی‏مولار کلرید سدیم) بر پایه طرح کاملاً تصادفی در 4 تکرار و 50 عدد بذر در هر تکرار کشت گردید. بذرها در گلدان‌های پلاستیکی در ماسه‌های استریل شده رشد نمودند. همه گلدان‌ها با آب مقطر تا مرحله جوانه‌زنی آبیاری شدند، سپس با محلول هوگلند همراه با تیمارهای شوری به مدت 40 روز آبیاری ادامه یافت. درنهایت صفات روزنه اندازه‌گیری شدند. آنالیز آماری داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار SPSS انجام شد. اختلاف بین میانگین‌ها با استفاده از آزمون دانکن (05/0P <) مشخص گردید. نتایج نشان دادند کمترین مقدار طول روزنه، عرض روزنه و مساحت روزنه در تنش شوری 300 میلی مولار مشاهده شد. طول و عرض روزنه  با افزایش تنش شوری کاهش یافتند. طول روزنه 33/22 و 76/23 میکرومتر به ترتیب برای H. coronariumو. H. criniferumکاهش یافت، از آنجائی که عرض روزنه با 13/17 و 62/18 میکرومتر به ترتیب برای H. coronariumو.H. criniferumکاهش یافت. مساحت روزنه 11/397 و 83/442 میکرومترمربع  به ترتیب برای  H. coronariumوH. criniferumکاهش یافت. استرس شوری اثرات مثبت روی تراکم روزنه‌ها (میکرومتر مربع) داشتند. بیشترین تراکم روزنه‌ها در گونه H. criniferum در ترازهای 250 و 300 میلی مولار شوری به دست آمد. 

اولویت‎بندی مشکلات اجرای طرح‎های اسکان عشایر خراسان شمالی،بر اساس فرآیند تحلیل سلسله مراتبی

صفحه 111-123

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61970

عماد ذاکری، مهدی قربانی، علی بزرگمهر، حجت ا.. ربانی نسب

چکیده امروزه طرح‎های اسکان عشایر کشور، بهبود کیفیت زندگی خانوارهای عشایری را به‌عنوان هدف نهایی خود دنبال می‎کند. در برخی مناطق این نوع از طرح‎ها به دلایلی نظیر عدم مطالعات اولیه مناسب قبل از اسکان و مشکلات اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده پس از اسکان با موفقیت همراه نبوده است. اسکان عشایر در استان خراسان شمالی نیز از آن جمله است، لذا شناسایی و اولویت‎بندی مشکلات طرح‎های اسکان عشایر خراسان شمالی به‌منظور ارائه برنامه‎ریزی‎های اصولی در اجرای صحیح این نوع از طرح‎ها ضروری است. داده‎های موردنیاز مطالعه شناسایی و اولویت‎بندی مشکلات طرح‎های اسکان عشایر، از طریق تکمیل پرسشنامه‌ای دو قسمتی شامل معیارها و زیر معیارها و همچنین گزینه‎های مناسب جهت رفع چالش‎های موجود به‌صورت مقایسات زوجی توسط کارشناسان مربوطه جمع‎آوری و سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی با به‌کارگیری نرم‎افزار 2000 Expert Choice مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که دو معیار مدیریتی و برنامه‎ریزی و فرهنگی و اجتماعی به ترتیب با ضرایب (433/0) و (314/0) بیشترین تأثیرگذاری را بر عدم موفقیت اجرای طرح‎های اسکان عشایر در استان خراسان شمالی داشته‎اند. لذا، اصلاح ساختار موجود در نظام اجرایی و برنامه‎ریزی کشور به‌عنوان مهم‌ترین راهکار جهت رفع مشکلات مربوط به معیار مدیریتی و برنامه‎ریزی و افزایش مشارکت عشایر در مدیریت و برنامه‎ریزی به‌عنوان مهم‌ترین راهکار جهت رفع مشکلات مربوط به معیار فرهنگی و اجتماعی، پیشنهاد گردید.

پویایی الگو‌های پسماند رسوبی طی وقایع رگبار

صفحه 125-138

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61971

پری سعیدی، سید حمیدرضا صادقی، عبدالرسول تلوری

چکیده درک و سازی پویایی روابط رسوب معلق و دبی جریان به‌ منظور مهار فرایند فرسایش و کاربرد برنامه‌های مناسب در زمینه کاهش رسوب معلق رودخانه‌ها و نیز اثرات درون و برون منطقه‌ای انتقال رسوب ضروری می‌باشد. با وجود این، تفیسر پویایی الگو‌های پسماند رسوبی به ‌عنوان پاسخ رسوبی و هیدورلوژیکی حوزه آبخیز به وقایع بارش کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. از این‌رو تحقیق حاضر با هدف بررسی پویایی الگو‌های پسماند رسوبی طی وقایع رگبار در سه حوزه آبخیز جنگلی آموزشی و پژوهشی دانشگاه تربیت مدرس در استان مازندران، گلازچای در استان آذربایجان غربی و دره‌تفی در استان کردستان انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل الگو‌های پسماند 67 رگبار نمونه‌برداری شده نشان‌دهنده تنوع شرایط حاکم بر حوزه‌های آبخیز مورد مطالعه بود. بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، الگو‌های پسماند رسوبی در هر سه حوزه آبخیز مورد مطالعه نشان‌دهنده رفتار مختلف مشارکت رسوبی با الگوهای ساعت‌گرد، پادساعت‌گرد و عمدتاً الگوهای 8 ‌شکل و مرکب طی وقایع رگبار بودند. در حوزه آبخیز دره‌تفی در مقایسه با دو حوزه آبخیز مطالعاتی دیگر علی‌رغم تفاوت و تنوع بیش‌تر الگوهای بارشی غالب منطقه، الگو‌های پسماند رسوبی دارای تنوع کم‌تر و عمدتاً با شکل‌های 8 ‌شکل و مرکب با فراوانی 29/61 درصد بود. نتایج هم‌چنین نشان‌دهنده فراوانی 44 درصدی الگو‌های پسماند ساعت‌گرد و مرکب در حوزه آبخیز گلازچای و نیز فراوانی 33/53 درصدی الگو‌های مرکب در حوزه آبخیز جنگلی آموزشی و پژوهشی دانشگاه تربیت مدرس بوده که عمدتاً نشان‌دهنده تأمین رسوبات از بخش‌های نزدیک به خروجی و منابع سطحی حوزه‌های آبخیز مطالعاتی بود

بررسی کیفیت اندام های گونه های گیاهی در مراحل مختلف فنولوژی با استفاده از دستگاه NIR(مطالعه موردی: مراتع ندوشن یزد)

صفحه 139-149

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61972

راضیه شاه بندری، حسین ارزانی، ناصر باغستانی میبدی، محمدعلی زارع چاهوکی

چکیده مهم‌ترین عامل مؤثر بر کیفیت علوفه گیاهان، مرحله فنولوژی است که با شناخت آن می­توان زمان مناسب چرای دام در مرتع را تعیین کرد. در این پژوهش، از چهار گونه مهم مرتعی، شامل درمنه دشتی (Artemisiasieberi)، آنک (Salsolakerneri)، عجوه (Aelieniasubaphylla) و سفید جاز (Eurotiaceratoides) در سه مرحله فنولوژی؛ رشد رویشی، گلدهی و بذردهی در اواخر 1389 و اوایل 1390 در مراتع ندوشن استان یزد نمونه‌برداری به عمل آمد. در هر مرحله، برای هر گونه 5 تکرار و برای هر تکرار، حداقل پنج‌پایه گیاهی از نقاط مختلف تیپ گیاهی موجود در منطقه انتخاب و رشد سال جاری آن‌ها برداشت گردید. نمونه­ها پس از خشک شدن و جدا نمودن اندام­های مختلف (گل، برگ و ساقه) آسیاب شدند و در آزمایشگاه با روش­ طیف‌سنجی مادون‌قرمز NIR)) مورد تجزیه قرار گرفتند و شاخص­های مهم کیفی از قبیل پروتئین خام (CP)، دیواره سلولی عاری از همی سلولز (ADF)، ماده خشک قابل‌هضم (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) آن‌ها تعیین گردید. نتایج بررسی نشان داد که بالاترین درصد پروتئین خام مربوط به برگ A. subaphylla و در مرحله رویشی (19/9%)، بالاترین درصد ADF مربوط به ساقه A. subaphylla و در مرحله بذردهی (42/53%) و بالاترین درصد DMD(13/48%) و بالاترین مقدار انرژی متابولیسمی (18/6MJ/KgDM) مربوط به برگ A. sieberi و در مرحله رویشی است. همچنین اواخر دوره رویشی را مناسب‌ترین زمان برای چرای دام می­توان در نظر گرفت.

آنالیز عددی عوامل مؤثر در رخداد زمین‌لغزش و پهنه‌بندی حساسیت آن با روش‌های رگرسیون لجستیک ‏و رگرسیون چندمتغیره خطی (مطالعه موردی: حوضه ماربر)‏‏

صفحه 151-168

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61973

علیرضا عرب عامری، کورش شیرانی، مهدی تازه

چکیده هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر در رخداد زمین‌لغزش و پهنه‌بندی حساسیت آن با استفاده از روش‌های ‏رگرسیون لجستیک و رگرسیون چند متغیره خطی است. بدین منظور در ابتدا با استفاده از تفسیر عکس‌های هوایی ‏با مقیاس 1:40000، نقشه‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی و عملیات میدانی با استفاده از GPS‎، نقشه پراکنش زمین‌لغزش‌ها به‌صورت سطح به‌عنوان متغیر وابسته تهیه گردید. برای تعیین عوامل مؤثر در رخداد زمین‌لغزش از آنالیز ‏مقادیر عددی پارامترها با روش ماشین‌های بردار پشتیبان در محیط نرم‌افزار ‏Rapid Miner‏ استفاده گردید و از ۲۱ لایه ‏اطلاعاتی انتخابی، ۱۵ لایه اطلاعاتی انتخاب و جهت تهیه نقشه پهنه‌بندی به‌عنوان متغیر مستقل در محیط‎ ArcGIS ‎‎10.1‎‏ تهیه و رقومی گردیدند. پس از وزن دهی به لایه‌ها، نقشه پهنه‌بندی با استفاده از روش‌های انتخابی در ۵ کلاس ‏خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تهیه گردید. نتایج وزن دهی لایه‌ها نشان داد که در هر دو روش، کاربری اراضی ‏و جهت شیب بیشترین تأثیر را در وقوع زمین‌لغزش داشته‌اند. منحنی ‏ROC‏ و مساحت زیر منحنی ‏‎(AUC)‎‏ برای نقشه‌های پهنه‌بندی ترسیم و از ‏AUC‏ برای صحت سنجی استفاده گردید و مقادیر حاصل از آن نشان داد که مدل چند ‏متغیره خطی (‏‎ ‎‏۸۹۰/۰) دارای کارایی بالاتری نسبت به مدل لجستیک (۸۲۹/۰) جهت پهنه‌بندی خطر زمین‌لغزش است. بر اساس نتایج مدل برتر (چند متغیره خطی)، ‏۱/۱۶۰۴۶‏ هکتار (۱۳/۲۰ درصد) از منطقه در رده خطر زیاد ‏و ‏۲/۱۵۶۷۱‏ هکتار (۶۶/۱۹ درصد) از منطقه در رده خطر خیلی زیاد قرار گرفته است.

بررسی عملکرد اقدامات آبخیزداری در حوزه آبخیز کن - سولقان

صفحه 169-180

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61974

گلاله غفاری، حسن احمدی، امید بهمنی، علی اکبر نظری سامانی

چکیده با وجود اینکه بیشتر از 45 سال از عمر اجرای پروژه­های آبخیزداری در کشور می­گذرد و روز به ­روز بودجه‏های اختصاص یافته به این طرح‏ها افزایش می­یابد، همچنان روند فزاینده فرسایش خاک، نابودی منابع­طبیعی و خسارات سرسام‎آور و بسیار دردناک ناشی از آن ادامه دارد که نشان­دهنده ضعف در عملکرد و شکست طرح‎های حفاظت از منابع­طبیعی است. بنابراین در طرح­های آبخیزداری که عموماً با عوامل بسیار مختلفی سر و کار داشته و بیشتر جنبه مدیریتی طرح­ها باید قوی دیده شود، ارزیابی می­تواند جایگاه مناسبی داشته باشد و میزان کارایی و دستیابی به هدف این طرح­ها را مشخص نماید. حوزه آبخیز کن به مساحت 20571 هکتار یکی از حوضه­هایی است که عملیات آبخیزداری در آن در سال 1379 به اجرا درآمد. در این تحقیق جهت ارزیابی اثرات این عملیات، پس از جمع­آوری آمار و اطلاعات لازم و بررسی صحت و دقت داده­های ایستگاه­های هواشناسی و هیدرومتری حوضه از روش‏های منحنی جرم مضاعف، مقایسه هیدروگراف سالانه و آنالیز هیدرولوژیکی، بررسی میزان رسوب در دوره‏های خشک و مرطوب، رسم منحنی سنجه رسوب، بررسی میزان رسوب در بارش­های مشابه قبل و بعد از اجرای طرح و ... استفاده شد. منحنی جرم مضاعف نشان­دهنده اثر مثبت این عملیات بر میزان رواناب و رسوب بوده است. نتایج حاصل از رسم منحنی رژیم هیدرولوژیک نیز نشان می‏دهد که اثر عملیات آبخیزداری بر واکنش هیدرولوژیک حوضه نسبت به بارندگی مثبت بوده و توانسته است آن را آرام­تر نماید. یعنی به ازاء بارندگی مشابه در پیش و پس از عملیات آبخیزداری، میزان رواناب تولید شده کاهش یافته است. همچنین میزان بار معلق در اثر اجرای طرح از 56/47892 تن در سال به 22365 تن در سال رسیده و در بارش‏های مشابه میزان دبی حاصله بعد از اجرای طرح و متعاقب آن رسوب حاصل از آن کاهش داشته است که نشان‏دهنده اثر مثبت این عملیات است.

پیش‏بینی و مقایسة تغییرات اقلیمی آینده با استفاده از مدل‏های گردش عمومی جو تحت سناریوهای مختلف در حوزة آبخیز تالار استان مازندران

صفحه 181-196

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61975

عباس غلامی، کاکا شاهدی، محمود حبیب نژاد روشن، مهدی وفاخواه، کریم سلیمانی

چکیده هدف پژوهش حاضر پیش بینی و مقایسة تغییرات اقلیمی آینده با استفاده از مدل‏های گردش عمومی جو تحت سناریوهای مختلف در حوزة آبخیز تالار استان مازندران بوده است. با توجه به بررسی آمار ایستگاه­های موجود، جهت بررسی پدیدة تغییر اقلیم در حوزة مطالعاتی از مدل LARS-WG5 و سه سناریوی A1B، A2،B1 و هر کدام در سه سری انتشار  2026-2011، 2061-2046 و
2095-2080 با تعیین سال پایه 2007-1992 (به مدت 15 سال) از آمار ایستگاه سینوپتیک منطقه­ای قراخیل قائم شهر استفاده شد. نظر به اینکه مدل LARS-WG5 یکی از معتبرترین روش­های ریز مقیاس نمائی آماری می‎باشد که تولید داده­ها توسط این مدل در سه مرحلةکالیبره کردن، ارزیابی و ایجاد داده­های هواشناسی صورت می­گیرد، لذا مبنایی برای پژوهش صورت گرفته در حوضة مورد مطالعه بوده است. بر اساس نتایج این پژوهش ماه­های می و اکتبر دارای بیشترین تغییرات بارش و ماه­های جولای و آگوست دارای تغییرات شدید کاهشی مخصوصاً در دورة 2095-2080 در دوره­های آتی حوزة مطالعاتی می­باشند که پیامدهای این تغییرات می‏تواند در وقوع سیلاب­های فصلی در ماه­های پربارش و همین­طور وقوع خشکسالی­ها و کمبود آب در فصول کم بارش در حوضه مورد مطالعه مورد توجه دقیق­تر قرار گیرد. از لحاظ دمائی نیز ماه­های ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر با افزایش درجة حرارت در دوره­های آتی و ماه­های ژانویه و فوریه نیز دارای کمترین میانگین دمای شبیه‏سازی شدة آتی می­باشند.

تعیین مهمترین پارامترهای ژئومرفومتری کمی در طبقه‎بندی دشت سرهای مناطق بیابانی با استفاده از شبکه‏های عصبی مصنوعی وآنالیز حساسیت

صفحه 197-206

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61976

غلامرضا زهتابیان، حسن احمدی، علی اکبر نظری سامانی، امیر هوشنگ احسانی، مهدی تازه

چکیده دشت سرها ازجمله مهمترین واحدهای ژئومرفولوژی می‏باشند که به لحاظ فعالیت‏ها انسانی و بهره برداری، بیشتر مورد توجه قرار می‏گیرند. تاکنون روش‏ها و عوامل مختلفی نیز جهت طبقه بندی مناطق دشتی ارائه شده است. یکی از روش‏های طبقه بندی که بیشتر در مطالعات منابع طبیعی در ایران مورد استفاده قرار می‏گیرد، تقسیم بندی واحد دشت سر به سه تیپ دشت سرلخت، اپانداژ و پوشیده می‏باشد که عوامل مختلف کمی و کیفی جهت تفکیک آنها از یکدیگر به کار گرفته می‏شود. در این تحقیق پارامترهای ژئومرفومتری کمی موثر در تفکیک لندفرمهای مختلف به منظور طبقه بندی تیپ‏های دشت سر، با استفاده از شبکه‏های عصبی مصنوعی و آنایز حساسیت، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت. این پارامترها در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته و با استفاده از معادلات ریاضی و اعمال روابط مربوطه برروی مدل‏های رقومی ارتفاعی، قابل محاسبه و استخراج می‏باشد. پارامترهای ژئومرفومتری مورد استفاده در این تحقیق   شامل درصد شیب، انحنای سطح (Plan Curvature)، انحنای مقطع (Profile Curvature)، انحنای حداقل (Minimum Curvature)، انحنای حداکثر (Maximum Curvature)، انحنای متقاطع (Cross sectional Curvature)، انحنای طولی (Longitudinal Curvature) و انحنای گوسی (Gaussian Curvature ) می‏باشد. این پارامترها در یک منطقه‏ای به وسعت 125000 هکتارو در 1500 نقطه محاسبه و سپس نتایج با نقشه واقعیت زمینی مورد مقایسه و واسنجی قرار گرفت. روش نمونه بردای در این تحقیق از نوع ابرمکعب لاتین (Latin Hyper cube) می‏باشد که به نوعی همان روش تصادفی – طبقه بندی شده می‏باشد. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که مهمترین پارامترهای ژئومرفومتری موثر در طبقه بندی دشتهای مناطق بیابانی شامل انحنای حداقل و انحنای مقطع می‏باشد که دارای بیشترین میزان حساسیت در بین تیپ‏های مختلف دشتی می‏باشد. از طرف دیگر هرچه از شدت توپوگرافی منطقه کاسته می‏شود، نقش و اهمیت این عوامل نیز  در تفکیک تیپهای دشتی کمرنگ تر می‏شود. بطوریکه بیشترین قابلیت این پارامترها در دشت سرهای لخت و کمترین کارایی آنها در دشت سر پوشیده می‏باشد. 

بررسی کارایی دو مدل پایه فیزیکی SINMAP و SHALSTAB در پهنه‌بندی خطر وقوع زمین لغزش(مطالعه موردی: محدوده منطقه چهاردانگه، استان مازندران)

صفحه 207-218

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61977

علیرضا متولی، علی طالبی، مهرداد صفایی، محمدرضا اختصاصی

چکیده زمین­لغزش یکی از مهم‌ترین پدیده‌های زمین‌شناختی دامنه‌های البرز شمالی است که به‌طور تدریجی و گاهی در مدت‌زمان کوتاه باعث بروز خسارات قابل‌توجه می­گردد. در چندساله اخیر به دلیل تغییرات نامطلوب در کاربری‌ها و تخریب فزاینده مراتع و جنگل‌ها و اراضی زراعی و اجرای نامناسب پروژه­های عمرانی در مناطق مستعد لغزش، تشکیلات زمین‌شناسی مستعد به لغزش، میزان بارندگی و اقلیم منطقه و وجود دامنه­های پرشیب، فراوانی وقوع این پدیده مخرب، افزایش‌یافته است. در این تحقیق زمین‌لغزش‌های رخ‌داده محدوده چهاردانگه، واقع در جنوب شهرستان ساری با استفاده از دو مدل پایه فیزیکی SHALSTAB و SINMAP موردبررسی قرار گرفت و نقشه پایداری دامنه این محدوده به‌وسیله این دو مدل تعیین شد. در ابتدا مشخصات فیزیکی و مکانیکی سیزده گمانه در محدوده اندازه­گیری گردید و با پنجاه‌وشش مورد از لغزش‌های رخ‌داده در منطقه، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیقات میدانی، نمونه‌های آزمایشگاهی، اجرای مدل و تجزیه‌وتحلیل داده­ها نشان داد که دو مدل SINMAP و SHALSTAB دارای نرخ موفقیت 3/87 و 5/69 درصد برای پیش‌بینی ناپایداری دامنه در منطقه چهاردانگه است. این به این معنی است که مدل SINMAP کارایی بیشتری از مدل SHALSTAB در بررسی تجزیه‌وتحلیل پایداری دامنه دارد.

مدل‌سازی غلظت رسوب حاصل از فرسایش شیاری با استفاده از سیستم نروفازی (ANFIS) در منطقه نیمه‌خشک

صفحه 219-234

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61979

سوما محمدپور، حامد روحانی، حجت قربانی واقعی، سید مرتضی سیدیان، ابولحسن فتح آبادی

چکیده در بسیاری از مناطق نیمه‌خشک ایران فرسایش خاک به‌عنوان یک معضل محیط‌زیستی بر حاصل‌خیزی خاک، کیفیت آب و زیست‌بوم‌های آبی اثر می‌گذارد. نرخ خاک برداشت شده براساس نوع فرسایش و فرآیندهای تخریب زمین متفاوت است. فرسایش شیاری معمولاً در مواقع بارش شدید بر روی دامنه‌های شیب‌دار ایجاد می‌شود و شرایط انتقال رسوب در آن نامتعادل است. در این تحقیق با استفاده از مدل نروفازی اقدام به شبیه‌سازی غلظت رسوب حاصل از فرسایش شیاری شده است. یک‌سری از روابط تجربی و پارامترهایی که برای شبیه‌سازی هیدرودینامیک شیار، جدا شدن خاک و ظرفیت حمل و انتقال رسوب که بر فرسایش حاصل از شیار مؤثرند به عنوان ورودی مدل در نظر گرفته شدند. فرآیند توسعه و ارزیابی مدل با استفاده از مجموعه داده‌های مشاهده‌ای در 27 شیار آزمایشی با دبی 12 لیتر بر دقیقه مقایسه شد. در این پژوهش برای تعیین ترکیب بهینه ورودی‌ها  از روش گام به گام از میان 10 پارامتر ورودی مؤثر در برآورد غلظت رسوب شامل ویژگی‌های خاک، توپوگرافی و پوشش گیاهی استفاده شد. براساس نتایج روش گام به گام، چهار پارامتر درصد شیب، درصد پوشش گیاهی، درصد رس و تنش برشی جریان برای مدل‌سازی انتخاب شدند. ارزیابی مدل نشان داد که مدل نروفازی با  ضریب تبیین، جذر میانگین مربعات خطا و میانگین خطای اریب، به ترتیب، 697/0، 5/30 و 0/1 قادر به پیش‌بینی قابل قبول غلظت رسوب حاصل از فرسایش شیاری بود. 

ارزیابی کارایی روابط تجربی مبتنی بر آنالیز اندازه ذرات و معادلات نفوذ در برآورد هدایت هیدرولیکی رسوبات (بررسی موردی: پخش سیلاب جارمه خوزستان)

صفحه 235-246

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61980

محمد معظمی، سادات فیض نیا، مجید خیاط خلقی، آرش ملکیان

چکیده هدایت هیدرولیکی یکی از مهم‌ترین خصوصیات هیدرولیکی است که حرکت آب در محیط متخلخل را کنترل می‌کند. ازاین‌رو برآورد دقیق آن در ارزیابی میزان تبادل آب بین جریان‌های سطحی و زیرزمینی از اهمیت فراوانی برخوردار است. در این مطالعه از 12 رابطه تجربی مبتنی بر آنالیز اندازه ذرات و 4 معادله نفوذ به‌منظور برآورد هدایت هیدرولیکی 3 نوع رسوب در عرصه پخش سیلاب جارمه در استان خوزستان استفاده شد و نتایج حاصله با هدایت هیدرولیکی اندازه‌گیری شده توسط آزمایش استوانه‌های مضاعف مقایسه و ارزیابی شدند. نتایج به‌دست‌آمده از روابط تجربی نشان داد که در 9 رابطه بیش‌برآورد یا کم‌برآورد مشاهده می‌شود و 3 رابطه نزدیک به مقادیر اندازه‌گیری شده، برآورد کرده‌اند. رابطه هیزن بیشترین بیش‌برآورد، رابطه اسلیچتر بیشترین کم‌برآورد و رابطه شفرد بهترین برآورد را داشته است. درمجموع، روابط تجربی به‌منظور قابل استفاده بودن نیاز دارند تا ضرایب C در آن‌ها اصلاح شود. نتایج به‌دست‌آمده از معادلات نفوذ نشان می‌دهد که هر 4 معادله نفوذ، برآورد قابل قبولی از هدایت هیدرولیکی داشته‌اند و اختلاف معنی‌داری بین آن‌ها مشاهده نمی‌شود. در بین این معادلات، کاستیاکوف و گرین-امپت بهترین معادلات بوده‌اند.

بررسی روند شاخص‎های جریان کم در استان اصفهان

صفحه 247-256

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61981

مسعود نصری، رضا مدرس

چکیده با وجود مطالعات زیادی که در زمینه خشکسالی هواشناسی در استان اصفهان انجام شده است، مطالعه خاصی در مورد خشکسالی­های هیدرولوژیک انجام نگرفته است. در این مطالعه برای اولین بار روند شاخص­های جریان کم به عنوان مهم­ترین شاخص­های خشکسالی هیدرولوژیک در حوزه­های آبخیز استان اصفهان انجام گرفت. میانگین دبی روزانه به عنوان شاخص هیدرولوژیک و جریان­های کم 1، 7، 15، 30 و 90 روزه به عنوان شاخص­های خشکسالی هیدرولوژیک در 22 ایستگاه هیدرومتری با حداقل دوره آماری 20 ساله در این مطالعه محاسبه و روند آن­ها در سطح استان بدست آمد. نتایج تحلیل روند با استفاده از روش من-کندال و همبستگی اسپیرمن نشان داد دبی میانگین روزانه و جریان­های کم در اغلب ایستگاه­ها دارای روند منفی است. جریان­های کم در اغلب ایستگاه­ها دارای روند منفی معنی­دار هستند. همچنین به جز ایستگاه قلعه شاهرخ، شاخص­های جریان کم در ایستگاه­های حوضه سد زاینده رود دارای روند نزولی می­باشند به طوریکه ایستگاه اسکندری شاهد شدیدترین روند کاهشی است. کاهش دبی روزانه و کاهش دبی جریان‏های کم به­ویژه در سال­های اخیر زنگ خطری برای مدیریت منابع آب به ویژه در حوضه سد زاینده رود است. 

بررسی تأثیر عوامل محیطی بر تنوع گونه‌ای در مراتع اشتهارد

صفحه 257-262

https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.61982

خدیجه نقی زاده اصل، محمد جعفری، حسین آذرنیوند، محمدعلی زارع چاهوکی، حمید رضا عباسی

چکیده در این تحقیق تأثیر عوامل محیطی بر تنوع گونه‌ای در دشت اشتهارد مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌برداری به روش سطح حداقل انجام شد، در هر تیپ برای اندازه‌گیری ویژگی‌های گیاهی با توجه به وسعت هر تیپ 3 ترانسکت 500 متری با فواصل 50 متر بین ترانسکت­ها (به دلیل تنک­بودن پوشش گیاهی منطقه) مستقر گردید. در هر پلات نوع و تعداد گونه‌های گیاهی موجود و درصد آنها تعیین شد. همچنین در ابتدا و انتهای هر ترانسکت پروفیل حفر و از عمق 20-0 سانتی‌متر نمونه خاک برداشت شد. از خصوصیات خاک رس، سیلت، شن، ماده آلی، آهک، اسیدیته، هدایت الکتریکی، کلسیم، منیزیم، سدیم و پتاسیم اندازه‌گیری شد. بعد از جمع‌آوری اطلاعات، شاخص‌های تنوع گونه‌ای شانون-وینر و سیمپسون تعیین شد. در نهایت، مهم­ترین عوامل مؤثر بر تغییرات تنوع گونه‌ای با روش تجزیه مؤلفه‌های اصلی مشخص شد. نتایج نشان داد که از بین عوامل موردبررسی، ارتفاع، شیب، عمق و آهک خاک بیشترین تأثیر را بر تنوع گونه‌ای داشتند.