عبدالماجد بستانی؛ شراره پورابراهیم؛ افشین دانه کار
چکیده
شناخت و نقشهسازی حساسیت جنگلها به آتشسوزی برای حفظ اکوسیستمها و تنوع زیستی دارای اهمیت است. این مطالعه با بررسی قابلیت سریزمانی تصاویر ماهوارهی لندست ۸ و تولید مدلی کارا در بستر سامانه گوگل ارث انجین (GEE) توانست حساسیت جنگلهای استان کردستان به آتشسوزی را در فاصله زمانی ده سال اخیر از سال ۲۰۱۳ الی ۲۰۲۳ و در دو محدودهی ...
بیشتر
شناخت و نقشهسازی حساسیت جنگلها به آتشسوزی برای حفظ اکوسیستمها و تنوع زیستی دارای اهمیت است. این مطالعه با بررسی قابلیت سریزمانی تصاویر ماهوارهی لندست ۸ و تولید مدلی کارا در بستر سامانه گوگل ارث انجین (GEE) توانست حساسیت جنگلهای استان کردستان به آتشسوزی را در فاصله زمانی ده سال اخیر از سال ۲۰۱۳ الی ۲۰۲۳ و در دو محدودهی مطالعاتی واقع در شهرستانهای مریوان، سروآباد و بانه پهنهبندی کند و اطلاعات ارزشمندی برای مدیریت پیشگیرانه زمین و تخصیص مؤثر منابع به منظور پیشگیری و کاهش تأثیرات آتشسوزی جنگلها در منطقه کردستان ارائه دهد. در این مطالعه برای شناسایی حریق جنگلی از شاخص نسبت سوختگی نرمال شده (NBR) برای تصاویر قبل و بعد از فصل آتشسوزی استفاده شد. به منظور بهبود نتایج طبقهبندی شاخصهای گیاهی، مسکونی و پهنههای آبی به عنوان منطقه بدون حریق بارزسازی شدند. برای دستیابی به بهترین صحت طبقهبندی از مدل جنگل تصادفی (RF) در سامانه GEE استفاده گردیده است. سپس باتهیه نمونههای تعلیمی مناسب از نتایج بارزسازی، طبقهبندی تصاویر با مدل RF به تعداد ۵۰ درخت تصمیمگیری در سامانه GEE انجام شد. به منظور اطمینان از صحت نمونههای تعلیمی انتخاب شده، نتایج نقشهسازی آتشسوزی با دادههای نقطهای حریق ادارهی منابع طبیعی استان کردستان مقایسه شد. نتایج طبقهبندی در دو محدودهی مطالعاتی جنگلی، منطقه مریوان و سروآباد در سالهای ۲۰۱۶، ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ و منطقه بانه در سال ۲۰۱۸ صحت کلی ۹۹ درصد و ضریب کاپای ۹۷/۰ را نشان داد. نتایج حاصل شده در این تحقیق علاوه بر تاکید بر قابلیت تصاویر لندست۸ در نقشهسازی حساسیت جنگل، نشان دهندهی صحت قابل قبول مدلRF در این زمینه است.
مریم نعیمی؛ پروانه عشوری؛ فرهاد خاکساریان؛ سمیرا زندی فر؛ مسعود محمد علیها
چکیده
تخریب تنوع زیستی زمین خساراتی را بدنبال داشته که در بسیاری از موارد برای بشر جبران ناپذیر است. هدف از این پژوهش، تعیین مرز و بررسی رویشگاه گونه انحصاری و دارویی کزل دماوندی (Diplotaenia damavandica Mozaffarian, Hedge & Lamond) است. این گیاه، به سبب وجود ترکیبات موثره خاصی که دارای اثرات درمانی در اغلب عوارض پوستی دارد، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ...
بیشتر
تخریب تنوع زیستی زمین خساراتی را بدنبال داشته که در بسیاری از موارد برای بشر جبران ناپذیر است. هدف از این پژوهش، تعیین مرز و بررسی رویشگاه گونه انحصاری و دارویی کزل دماوندی (Diplotaenia damavandica Mozaffarian, Hedge & Lamond) است. این گیاه، به سبب وجود ترکیبات موثره خاصی که دارای اثرات درمانی در اغلب عوارض پوستی دارد، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بدین منظور، ابتدا نقشه رویشگاه با بازدید های محلی و گزارشات پیشین تهیه شد. سپس محیط زیست گیاه شامل فیزیوگرافی، گونه هـای همـراه، اقلیم، لیتولوژی، خاکشناسی و منابع آب مورد بررسی قرار گرفت. نتـایج نشـان داد محدوده رویشگاه کزل دماوندی علاوه بر ارتفاع بیش از 2400متر با عامل عرضجغرافیائی بیش از 35درجه و40 دقیقه و شیب بیش از 60 درصد دیده می شود. از لحاظ لیتولوژی، محدوده رویشگاه در نقاط پرتراکم شامل توف هـای ضـخیم سبز، سازند جیرود و شیل و ماسه سنگ تیره رنگ همراه با آثار گیاهی مشاهده شد. از نظر خاکشناسی اختلاف معنی داری بین پارامتر های پتاسیم، فسفر و سولفات و در منابع آب، در یون های نیترات و کلر در داخل محدوده رویشگاه و خارج آن دیده شد. بررسی وضعیت زوال پوشش گیاهی نیز نشان داد بیشترین تراکم پوشش در منطقه در سال 2014 بوده است. نتایج مطالعه حاضر جهت بررسی امکان رشد این گونه انحصاری قابل استفاده خواهد بود.
ناصر مشهدی
چکیده
پویایی فعالیتهای انسانی، پایداری سامانههای پشتیبانی زندگی جهانی را تهدید میکند. تحلیل دادههای تحولات انسانی نقش محوری در ارزیابی مشکلات محیطزیستی ایفا میکند. این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل فعالیتهای انسانی در حوزه آبخیز انجام شده است. مطالعات و تجزیه و تحلیلها نشان داد که متغیرهای تحول انسانی شامل نوع، شدت و روند مداخله ...
بیشتر
پویایی فعالیتهای انسانی، پایداری سامانههای پشتیبانی زندگی جهانی را تهدید میکند. تحلیل دادههای تحولات انسانی نقش محوری در ارزیابی مشکلات محیطزیستی ایفا میکند. این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل فعالیتهای انسانی در حوزه آبخیز انجام شده است. مطالعات و تجزیه و تحلیلها نشان داد که متغیرهای تحول انسانی شامل نوع، شدت و روند مداخله انسان است. الگوهای فضایی و زمانی نوع فعالیت (کاربری سرزمین)، شدت و روند دخالت انسان با استفاده تصاویر ماهواره و بازدیدهای صحرایی مورد مطالعه قرار گرفتند. طبقهبندی و نقشه کاربری سرزمین در دو مرحله انجام شد. فاز عملکردی، شامل کاربریهای اصلی زمین از جمله کشاورزی، مرتع، شهری و منابع آب و فاز فعالیت، شامل ده نوع کاربری زمین بود. مطالعه شدت مداخلات انسان در واحدهای کاربری سرزمین، بر اساس گسترش زمانی توسعه زمینهای کشاورزی (کاربری کشاورزی)، ارزیابی وضعیت مرتع (کاربری مرتع) و وسعت تحت تاثیر بودن سرزمین (کاربری شهری و منابع آب) انجام شد. نتایج مطالعات کاربری سرزمین نشان داد که اراضی مرتعی 2/77 درصد و کاربریهای کشاورزی، محدوده شهری و منابع آب به ترتیب 5/21، 1/1 و 2/0 درصد را به خود اختصاص داده اند. نتایج روند مداخلات نشان داد که روند از شرایط طبیعی به سمت جایگزینی ساختارهای با فعالیتهای انسان ساخت ادامه دارد. روند دخالت انسان ، رشدی از فعالیت کشاورزی در اراضی مرتعی و همچنین از دسترفتن زیاد زمینهای زراعی را در رشد ناهمگن شهری و صنعتی، نشان داده است. نتایج مطالعه، سازگاری بین سه متغیر تغییر و تحول انسانی نوع، شدت و روند دخالت انسان را نشان میدهد.
بهناز عطائیان؛ آرش سماواتی؛ کامران شایسته؛ حمیدرضا سعیدی گراغانی
چکیده
اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت از گونههای مهم گردشگری است که بیشترین سازگاری را با معیشت پایدار دارد. اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت، نقش مهمی در توسعه پایدار روستایی و معیشت پایدار دارد. هدف این پژوهش، مقایسه دیدگاه عشایر و کارشناسان درباره اثرات اکوتوریسم بر معیشت پایدار ایل ترکاشوند در استان همدان است. جامعه آماری شامل ۴۵ نفر عشایر ...
بیشتر
اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت از گونههای مهم گردشگری است که بیشترین سازگاری را با معیشت پایدار دارد. اکوتوریسم یا گردشگری در طبیعت، نقش مهمی در توسعه پایدار روستایی و معیشت پایدار دارد. هدف این پژوهش، مقایسه دیدگاه عشایر و کارشناسان درباره اثرات اکوتوریسم بر معیشت پایدار ایل ترکاشوند در استان همدان است. جامعه آماری شامل ۴۵ نفر عشایر بود که ۴۰ نفر طبق جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند و از ۲۲ نفر کارشناسان اداره امور عشایر استان همدان، ۱۰ نفر به روش سرشماری مشارکت داشتند. دادهها بهوسیله پرسشنامه با پایایی (آلفای کرونباخ: عشایر 81/0، کارشناسان 84/0) گردآوری شد. نتایج نشان داد دیدگاه عشایر و کارشناسان در اغلب شاخصهای معیشت پایدار تفاوت معناداری دارد. این تفاوت در شاخصهای مالی و اقتصادی، طبیعی و اکولوژیکی واضحتر بود. در سرمایه انسانی، شاخص نیروی کار خانوادگی و در سرمایه اجتماعی سه گویه «اتحاد و انسجام در سطح سامان عرفی»، «مشارکت» و «اعتماد عشایر به یکدیگر» فاقد اختلاف معنیدار بودند. اختلاف دیدگاه به تفاوت در برداشتها و انتظارات دو گروه نسبت به اثرات اکوتوریسم نسبت داده میشود. بطورمثال انتظارات عشایر از اکوتوریسم عملی و کوتاهمدت است درحالی که کارشناسان دیدی بلندمدت و کلانتر دارند. به منظور بهرهبرداری از ظرفیتهای اکوتوریسم در بهبود معیشت پایدار، مشارکت همزمان بهرهبرداران و کارشناسان در فرآیند برنامهریزی توصیه میشود.
شاپور کریمی؛ بابک امین نژاد؛ امیرپویا صراف
چکیده
پایگاههای دادههای جهانی، یک منبع کامل از اطلاعات مورد نیاز بارش را در اختیار کاربران قرار میدهد. هدف از این تحقیق، بررسی دقت پایگاههای داده-های جهانی بارش TRMM، NCEP و MERRA، در تخمین بارش روزانه و ماهانه حوزه آبریز بالخلوچای استان اردبیل میباشد. دادههای بارش ایستگاه سینوپتیک نیر از سال 2002 تا 2018 از سازمان هواشناسی و سه پایگاه ذکر ...
بیشتر
پایگاههای دادههای جهانی، یک منبع کامل از اطلاعات مورد نیاز بارش را در اختیار کاربران قرار میدهد. هدف از این تحقیق، بررسی دقت پایگاههای داده-های جهانی بارش TRMM، NCEP و MERRA، در تخمین بارش روزانه و ماهانه حوزه آبریز بالخلوچای استان اردبیل میباشد. دادههای بارش ایستگاه سینوپتیک نیر از سال 2002 تا 2018 از سازمان هواشناسی و سه پایگاه ذکر شده اخذ گردید. برای بررسی روند و همگنی دادههای بارش، از آزمونهای من-کندال، من-ویتنی و نرمال استاندار استفاده شد. برای سه پایگاه داده جهانی بارش، شاخصهای R2 ، RMSE، NSE ، RE و GMER تعیین شد. نتایج آزمون همگنی دادهها نشان داد که تمام P-Value های مورد نظر بالاتر از 05/0 بوده و دادههای مربوط به بارش کاملا تصادفی و همگن میباشند. در دو پایگاه TRMM و NCEP ضریب R2 در حد خوب بوده و بالای 6/0 به دست آمده است. پایگاه MERRA در این مورد عملکرد ضعیفتری داشته است. برای دوره ماهانه، در دو پایگاه داده TRMM و NCEP، شاخص NSE بالاتر از 5/0 به دست آمد که بیانگر قابل استناد بودن دادههای تولید شده بارش در این دو ایستگاه میباشد. در سطح روزانه و ماهانه، برای هر سه پایگاه داده جهانی پارامتر GMER کوچکتر از واحد به دست آمد که نشان میدهد هر سه پایگاه دارای بیش برآوردی میباشند. بیش تخمینگری برای پایگاه داده جهانی MERRA بسیار شدیدتر از دو پایگاه دیگر میباشد. پایگاه داده MERRA نسبت به پایگاه دادههای NCEP و TRMM عملکرد ضعیفتری دارد. در کل پایگاه TRMM نسبت به پایگاههای دیگر کارایی بهتری دارد.
فرزانه پارسایی؛ احمد فرخیان فیروزی؛ مسعود داوری؛ روح الله تقی زاده مهرجردی
چکیده
ویژگیهای مکانیکی خاک، مانند مقاومت برشی و مقاومت فروروی، نقش مهمی در افزایش سطح تولید محصولات کشاورزی و مدیریت منابع خاک دارند. هدف از این پژوهش تهیه نقشه رقومی مقاومت برشی و فروروی خاک با استفاده از درخت تصمیم تقویت شده با گرادیان (XGBoost)، جنگل تصادفی (RF) و مدل نزدیکترین -k همسایگی (k-NN) در حوزه آبخیز کیلانه واقع در استان کردستان با مساحت ...
بیشتر
ویژگیهای مکانیکی خاک، مانند مقاومت برشی و مقاومت فروروی، نقش مهمی در افزایش سطح تولید محصولات کشاورزی و مدیریت منابع خاک دارند. هدف از این پژوهش تهیه نقشه رقومی مقاومت برشی و فروروی خاک با استفاده از درخت تصمیم تقویت شده با گرادیان (XGBoost)، جنگل تصادفی (RF) و مدل نزدیکترین -k همسایگی (k-NN) در حوزه آبخیز کیلانه واقع در استان کردستان با مساحت 12 هزار هکتار بود. مقاومت فروروی و برشی با دستگاههای نفوذسنج دستی و برشپرهای در 150 نقطه مشاهداتی لایه سطحی (0 تا 10 سانتیمتری) خاک اندازهگیری شد. دادههای طیفی و متغیرهای کمکی مستخرج از مدل رقومی ارتفاع و تصاویر ماهواره سنتینل-2 شاملCHND،VD ، RSP ، CHNBL، Brightness، WE، NDVI، Band12، Greenness، PLC و ویژگی های خاک شامل ماده آلی، آهک، جرم مخصوص ظاهری، میانگین هندسی قطر خاکدانهها، اجزاء بافت خاک (درصد رس، شن، سیلت) و دادههای طیف سنجی نزدیک خاک (LT) به عنوان نمایندگان عوامل خاکسازی برای برآورد مقاومت برشی و فروروی خاک استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل XGBoost برای پیشبینی مقاومت برشی خاک در لایه سطحی با R2 برابر 61/0، nRMSE برابر 16/0 و مقاومت فروروی خاک در لایه سطحی با R2 برابر 60/0، nRMSE برابر 11/0 نسبت به سایر مدلها دارای دقت بیشتری بودند. به طور کلی مدل XGBoost با استفاده از دادههای طیفی به همراه متغیرهای توپوگرافی و پارامترهای خاک توانستند تغییرپذیری مکانی ویژگیهای مکانیکی خاک را با صحت قابل قبول در منطقه مورد مطالعه برآورد نمایند. نقشههای تهیه شده در این پژوهش میتوانند بهعنوان الگویی کاربردی در تهیه نقشههای مدیریت پذیر خاکها در مطالعات خاکشناسی کشور مورد استفاده قرار گیرند.
رقیه شاد؛ مهدی قربانی؛ خالد احمدآلی؛ علی اکبر نظری سامانی؛ مریم یزدان پرست
چکیده
تغییرات کاربری اراضی در کشورهایی همچون ایران که با محدودیت فضا روبهرو است باید مانند مصرف آب با تفکر و مطابق با برنامهریزی مناسب و به نحو مطلوب باشد. از سویی دیگر پویایی ذاتی بشر و نیازهای او، شیوه و میزان استفاده از زمین را درگذر زمان با تغییر و دگرگونی مواجه ساخته است. لذا هدف از این پژوهش مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی ...
بیشتر
تغییرات کاربری اراضی در کشورهایی همچون ایران که با محدودیت فضا روبهرو است باید مانند مصرف آب با تفکر و مطابق با برنامهریزی مناسب و به نحو مطلوب باشد. از سویی دیگر پویایی ذاتی بشر و نیازهای او، شیوه و میزان استفاده از زمین را درگذر زمان با تغییر و دگرگونی مواجه ساخته است. لذا هدف از این پژوهش مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نظام انسان- محیطزیست در حوزه آبخیز طالقان میباشد. بدین منظور با استفاده از تصاویر سری زمانی ماهواره لندست، نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 1994، 1999، 2002، 2009، 2014، 2019، در شش کلاس مرتع، جنگل، اراضی کشاورزی، اراضی بایر، مسکونی و آب طبقهبندی گردید. پس از صحتسنجی نقشهها و آشکارسازی تغییرات، تحت سه سناریو رشد اقتصادی فعلی، رشد سریع اقتصادی و توسعه پایدار با استفاده از مدلسازی سیستم پویا، شبیهسازی تا سال 1435 انجام گردید. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در طول دوره نشان میدهد که روند تغییرات اراضی کشاورزی، مراتع، جنگل، کاهشی بوده و اراضی بایر و منطقه مسکونی نیز در طول دوره بررسی همواره روندی افزایشی داشته است. نتایج حاصل از شبیهسازی نشان میدهد از بین سه سناریو موردبررسی، سناریو توسعه پایدار از هماهنگی بین میزان بهرهبرداری از زمین و تأمین نیازهای اجتماع و رشد اقتصادی قابلقبول برقرار بوده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت سناریو توسعه پایدار مبنای مهمی برای برنامهریزی کاربری اراضی در سالهای آتی جهت کاهش تخریب منابع طبیعی و حفظ حالت پایدار در آن است و این سناریو رشد اقتصادی مطلوبی را در آینده رقم میزند.
شهباز مهرابی؛ محمدرضا یزدانی؛ مهدی قربانی
چکیده
پیشگیری مناسبترین راهکار در مواجهه با مخاطرات طبیعی است. و تاب آوری به معنای حفظ ساختار و عملکرد سیستم اجتماعی-اکولوژیک دربرخورد با حوادث غیرمترقبه، یکی از شاخههای مهم پیشگیری است. استان چهارمحال و بختیاری به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، سالیانه با مخاطرات محیطی متعددی روبرو است. از اینرو در این پژوهش جایگاه تاب آوری در مواجهه با ...
بیشتر
پیشگیری مناسبترین راهکار در مواجهه با مخاطرات طبیعی است. و تاب آوری به معنای حفظ ساختار و عملکرد سیستم اجتماعی-اکولوژیک دربرخورد با حوادث غیرمترقبه، یکی از شاخههای مهم پیشگیری است. استان چهارمحال و بختیاری به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، سالیانه با مخاطرات محیطی متعددی روبرو است. از اینرو در این پژوهش جایگاه تاب آوری در مواجهه با مخاطرات محیطی در سیستم حکمرانی این استان مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده شد. در فرآیند AHP براساس روش مقایسه زوجی معیارها و زیر معیارها، میزان ارتباط هر دو معیار و زیرمعیار با هم مقایسه و نمره بین 9-1 به آنها تعلق میگیرد. دادههای پژوهش بر مبنای روش دلفی و فرآیند تصمیم گیری سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که از نظر کارشناسان ارزیابی تاب آوری سیستمهای اجتماعی- اکولوژیک استان چهارمحال و بختیاری در برابر تغییرات اقلیمی(4.51)، خشکسالی(2.09) و فرسایش خاک(2.02) به ترتیب در الویت اول تا سوم قرار میگیرند. به این دلیل تغییرات اقلیمی مورد توجه عمده کارشناسان قرار گرفت که در سطح استان چهارمحال و بختیاری در دو دهه گذشته نسبت بارش باران به برف تقریبا جابه جا شده است. به طوری که از 70% برف و 30% باران، به 70% باران و 30% برف رسیده است. این در حالی است که عمده فعالیتهای اقتصادی و راههای امرار معاش در استان به ذخایر برف بستگی دارد.
مریم عباسی کسبی؛ بختیار فتاحی؛ رضا عرفانزاده؛ آنا شر
چکیده
مطالعه بانک بذر خاک در یک منطقه با آشکار ساختن ترکیب گیاهی که در حال حاضر در پوشش رو-زمینی حضور ندارند، تصویر جامعتری از از تنوع زیستی آن منطقه ارائه میدهد. تحقیق حاضر به منظور بررسی پوشش رو-زمینی و بانک بذر نواحی کران رود رودخانه گیان در شهرستان نهاوند، استان همدان انجام شد. پنج سایت نمونهبرداری در امتداد رودخانه مشخص شد. در هر ...
بیشتر
مطالعه بانک بذر خاک در یک منطقه با آشکار ساختن ترکیب گیاهی که در حال حاضر در پوشش رو-زمینی حضور ندارند، تصویر جامعتری از از تنوع زیستی آن منطقه ارائه میدهد. تحقیق حاضر به منظور بررسی پوشش رو-زمینی و بانک بذر نواحی کران رود رودخانه گیان در شهرستان نهاوند، استان همدان انجام شد. پنج سایت نمونهبرداری در امتداد رودخانه مشخص شد. در هر سایت یک ترانسکت عمود بر جریان رودخانه و در طول هر ترانسکت حداقل 6 پلات 1 متر مربعی (در هر طرف رودخانه سه عدد) مستقر شد. نمونهبرداری از خاک از دو عمق 5-0 و 10-5 سانتیمتر در10 نقطه به طور تصادفی از هر پلات انجام گرفت. نمونه خاکها در گلخانه کشت شدند و به محض رویش شناسایی شدند. سپس شاخص های تنوع گونهای برای پوشش رو-زمینی و بانک بذر خاک در هر پلات محاسبه شد. هر یک از فاکتورهای فوق در بازههای فاصلهای 10-0، 20-10 و 30-20 متری از مرکز رودخانه به روش آنالیز واریانس یکطرفه (ANOVA) مورد مقایسه قرار گرفتند. برای بررسی تشابه ترکیب گونهای پوشش رو-زمینی و بانک بذر خاک نواحی کرانرود از شاخص سورنسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بالاترین تنوع گونهای مربوط به بانک بذر خاک در عمق 0-5 سانتی متر در فاصله 20-10 متری بوده است که دلیل آن غالب بودن گیاهان یکساله Cyperus difformis بود. درصد تشابه پوشش رو-زمینی نواحی کرانرود و بانک بذر عمق اول و عمق دوم (7-20) درصد که تشابه خیلی پایینی بود که دلیل آن شستشوی بذور توسط جریانات رودخانه و جابهجایی بذور توسط چرای دام است. این مطالعه نشان داد احیاء پوشش گیاهی کران رود رودخانه با توجه به بانک بذر خاک امکان پذیر است.
سوسن سلاجقه؛ لیلا عوض پور؛ مهدی قربانی
چکیده
از آنجا که بخش عمده ای از منابع آب و دیگر منابع موردنیاز مردم در آبخیزهای مجاور و اراضی حومه قرار دارند اجرای برنامههای مدیریتی غالباً با منافع و تقاضاهای آبخیزنشینان تزاحم و تداخل پیدا میکند. رفع این منازعات جز از راههای مسالمت آمیز که دربرگیرنده حقوق طرفین و دربرگیرنده پایداری محیطزیست باشد امکان پذیر نیست. یکی از ابزارهای ...
بیشتر
از آنجا که بخش عمده ای از منابع آب و دیگر منابع موردنیاز مردم در آبخیزهای مجاور و اراضی حومه قرار دارند اجرای برنامههای مدیریتی غالباً با منافع و تقاضاهای آبخیزنشینان تزاحم و تداخل پیدا میکند. رفع این منازعات جز از راههای مسالمت آمیز که دربرگیرنده حقوق طرفین و دربرگیرنده پایداری محیطزیست باشد امکان پذیر نیست. یکی از ابزارهای مؤثر، همکاری و مشارکت جوامع محلی و ارتقاء سرمایه اجتماعی آبخیزنشینان میباشد. سرمایه اجتماعی، بر اساس مشارکت افراد در فعالیتهای جمعی و ایجاد اعتماد متقابل بین افراد، ترویج فرآیند مشارکت اجتماعی در مدیریت جامع حوزه آبخیز را فراهم میکند. این پژوهش با هدف سنجش و تحلیل سرمایه اجتماعی در چهار روستای شهرستان باخرز (اشتیوان، چهارطاق، شهرک شهید بهشتی و قلعه نو شاملو) قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی، از رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) بهره جسته است. دادههای مورد نیاز از طریق پیمایش و تکمیل پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از نرمافزار UCINET تحلیل شدهاند. برای اندازهگیری سرمایه اجتماعی، شاخصهای کلیدی تحلیل شبکه شامل تراکم شبکه (به عنوان نشانگری از میزان ارتباطات بین اعضا)، مرکزیت (نفوذ و قدرت افراد در شبکه)، دوسویگی (به عنوان معیاری از روابط متقابل)، انتقالپذیری روابط (نسجام و قابلیت انتقال اطلاعات) و میانگین فاصله ژئودزیک (سرعت انتشار اطلاعات) محاسبه شدهاند. یافتهها حاکی از افزایش قابل توجه سرمایه اجتماعی در هر چهار روستا پس از اجرای طرح توسعه محلی است. نتایج این پژوهش بر اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی و دستیابی به توسعه اهداف مدیریت جامع حوزه آبخیز تأکید دارد. لذا، پیشنهاد میشود که سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه، استراتژیهایی مبتنی بر تقویت سرمایه اجتماعی، به ویژه از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، را در اولویت قرار دهند.
فرهاد آقاجانلو؛ پیمان اکبرزاده
چکیده
مراتع بهعنوان یکی از اکوسیستمهای حیاتی در ناحیه خشک و نیمهخشک ایران، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تأمین علوفه ایفا میکنند. در سالهای اخیر، فشارهای انسانی ازجمله چرای مفرط و تغییرات اقلیمی سبب کاهش تنوع گونهای و تخریب ساختار اکولوژیکی مراتع شده است. هدف از این پژوهش، بررسی روند تغییرات شاخصهای ...
بیشتر
مراتع بهعنوان یکی از اکوسیستمهای حیاتی در ناحیه خشک و نیمهخشک ایران، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، جلوگیری از فرسایش خاک و تأمین علوفه ایفا میکنند. در سالهای اخیر، فشارهای انسانی ازجمله چرای مفرط و تغییرات اقلیمی سبب کاهش تنوع گونهای و تخریب ساختار اکولوژیکی مراتع شده است. هدف از این پژوهش، بررسی روند تغییرات شاخصهای تنوع و غنای گونهای گیاهی در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ در سایت مرتعی جیشآباد شهرستان طارم است. در این راستا، با استفاده از طرح نمونهبرداری سیستماتیک، چهار قطعهنمونه اصلی در سطح یک هکتار از منطقه بهطور تصادفی انتخاب و در هر قطعهنمونه، چهار ریز پلات به ابعاد ۱×۱ متر تعبیه شد. عملیات میدانی طی سه سال متوالی در فصل اوج رشد (اردیبهشت تا خرداد) انجام گرفت. در هر پلات کوچک، ترکیب فلور، فرمهای زیستی، درصد پوشش گیاهان، میزان لاشبرگ، خزه، خاک لخت، سنگریزه و شدت فرسایش ثبت شد. شناسایی گونهها با استفاده از منابع معتبر فلور ایران و کلیدهای شناسایی انجام گرفت. سپس شاخصهای غنا (مارگالف و منهینیک)، یکنواختی (پیلویو) و تنوع (شانون-وینر و سیمپسون) محاسبه و با روشهای آماری پارامتریک و نا پارامتریک تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخصهای تنوع زیستی طی دوره مطالعه (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲) بهطور معنیداری افزایش یافتهاند: میانگین تعداد گونهها در هر ریزپلات از 69/5 در سال ۱۴۰۰ به 75/7 در سال ۱۴۰۲ (P < 0.01) رسید؛ شاخص شانون-وینر از 62/1 به 96/1 و شاخص سیمپسون از 16/0 به 83/0 افزایش یافت. این تغییرات همراه با کاهش ۱۰ درصدی خاک لخت و افزایش فراوانی گیاهان چندساله بود که احتمالاً ناشی از مدیریت چرا، قرق طبیعی و شرایط اقلیمی مساعد است.
حسین ارزانی؛ اسماعیل علیزاده؛ ستاره باقری؛ محمد جعفری
چکیده
مراتع نقش موثری در توسعه اقتصادی و سیاسی کشور قبل از وابستگی ارزی کشور به نفت و مشتقات آن داشتهاند. لذا توجه به تنشهای محیطی و اجتماعی وارد شده به این زیست بومها، لزوم استفاده از تکنولوژیهای نوین را برای تنوع بخشی به منابع تولید و کاهش هزینهها برجسته میکند. این مطالعه در مرتع طالقان با هدف ارزیابی مالی حصارهای خورشیدی جهت ...
بیشتر
مراتع نقش موثری در توسعه اقتصادی و سیاسی کشور قبل از وابستگی ارزی کشور به نفت و مشتقات آن داشتهاند. لذا توجه به تنشهای محیطی و اجتماعی وارد شده به این زیست بومها، لزوم استفاده از تکنولوژیهای نوین را برای تنوع بخشی به منابع تولید و کاهش هزینهها برجسته میکند. این مطالعه در مرتع طالقان با هدف ارزیابی مالی حصارهای خورشیدی جهت ترغیب بهرهبرداران برای استفاده از این فناوری در مراتع انجام گردید. بدین منظور درآمدهای حاصل از پروژه حصارکشی که باعث کاهش هزینهها و قیمت تمام شده تجهیزات مورد استفاده میشد بررسی شد. سپس، ارزیابی مالی طرح حصارکشی الکتریکی و دوره زمانی بازگشت سرمایه آن در سال 1395 با استفاده از معادلههای ارزش حال خالص، نسبت منفعت به هزینه، نرخ بازدهی داخلی و معیار ارزش خالص زمان حال در نرخ تنزیلهای متفاوت انجام گرفت. براساس اطلاعات بدست آمده مجموع هزینههای ثابت و جاری این طرح برابر 330 میلیون ریال شد. در مقابل درآمدها حاصل از تولید گوشت دام، گیاهان دارویی، ارزش افزوده برق تولیدی، درآمد حاصل از جایگزینی چوپان، و درآمد خالص به ترتیب برابر 73%، 23%، 5/7%، %103% و 120% میباشد. معیار ارزش خالص زمان حال در نرخ تنزیلهای مختلف نیز برابر 127% شد. باتوجه به اقتصادی بودن فناوری حصارکشی و وجود مزایایی اقتصادی منتج شده ازآن در قالب طیف متعددی از خدمات اکوسیستمی برای ذینفعان مراتع، اهمیت ترویج کاربرد فناوریهای نوین در مراتع به منظور حفظ و پشتیبانی از زنجیره تولیدات مراتع برجسته میگردد.
علی اصغر نقی پور برج؛ مائده شریفی؛ عطاالله ابراهیمی؛ الهام قهساره؛ سینا نبی زاده
چکیده
آتش یکی از عوامل مهم اکولوژیکی است که بر پویایی پوششگیاهی مراتع تأثیر میگذارد. در چند دهه اخیر، وقوع آتشسوزی در مراتع نیمهاستپی به طور قابل توجهی افزایش یافته و ظرفیت سازگاری گیاهان را برای بازسازی پس از آتشسوزی به چالش کشانده است. در پژوهش حاضر، پاسخ جوانهزنی هشت گونه علفی یکساله و چندساله مراتع نیمهاستپی استان چهارمحال ...
بیشتر
آتش یکی از عوامل مهم اکولوژیکی است که بر پویایی پوششگیاهی مراتع تأثیر میگذارد. در چند دهه اخیر، وقوع آتشسوزی در مراتع نیمهاستپی به طور قابل توجهی افزایش یافته و ظرفیت سازگاری گیاهان را برای بازسازی پس از آتشسوزی به چالش کشانده است. در پژوهش حاضر، پاسخ جوانهزنی هشت گونه علفی یکساله و چندساله مراتع نیمهاستپی استان چهارمحال و بختیاری به تیمارهای محصولات آتش شامل حرارت (60، 80 و 100 درجه سانتیگراد)، دود، خاکستر و تأثیر ترکیبی تیمارهای حرارت و دود مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، تغییرات درصد پوشش گونههای مورد مطالعه یک سال پس از آتش سوزی در عرصه اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که جوانهزنی بذور هشت گونه گیاهی مورد مطالعه، حداقل به یکی از تیمارهای محصولات آتش واکنش مثبت یا منفی معنیداری نشان داد. تیمار ترکیبی دود و 60 درجه سانتیگراد سبب افزایش معنیدار میانگین درصد جوانهزنی گونه Heteranthelium piliferum شد. همچنین این تیمار، میانگین مدت زمان جوانهزنی گونه Cousinia cylindracea را به صورت معنیداری کاهش داد. تیمار خاکستر نیز سبب افزایش میانگین درصد جوانهزنی گونههای Alyssum linifolium وStachys lavandulifolia شد. نتایج نمونهبرداری پوشش گیاهی نیز نشان داد که از بین هشت گونه مورد بررسی، گونههای H. piliferum و Taeniatherum crinitum نسبت به آتشسوزی سازگار بوده و شش گونه نیز مقاوم بودند. از نتایج این مطالعه می توان به عنوان یک عامل بالقوه در جهت درک پویایی پوششگیاهی و احیای مراتع تخریبشده استفاده نمود.
مهدی قربانی؛ لیلا عوض پور؛ حسین آذرنیوند؛ حامد رفیعی
چکیده
هدف تحقیق حاضر اولویتبندی طرحهای کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستمهای مرتعی میباشد. بدین منظور در مطالعۀ حاضر، 393 نفر بهرهبردار مرتع از چهار روستا (ذو علیا، کشانک، درکش، چخماقلو) در شهرستان مانه و سملقان انتخاب گردیدند. ابتدا ارزشگذاری اقتصادی چهار کارکرد اصلی مرتع (تولید علوفه، ...
بیشتر
هدف تحقیق حاضر اولویتبندی طرحهای کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستمهای مرتعی میباشد. بدین منظور در مطالعۀ حاضر، 393 نفر بهرهبردار مرتع از چهار روستا (ذو علیا، کشانک، درکش، چخماقلو) در شهرستان مانه و سملقان انتخاب گردیدند. ابتدا ارزشگذاری اقتصادی چهار کارکرد اصلی مرتع (تولید علوفه، تولید عسل، تولید گیاهان دارویی و گردشگری) انجام شد که از پرسشنامه و روش نمونه-گیریِ تصادفیِ در دسترس، بهره گرفته شد، سپس پتانسیل جذب درآمد در هر کدام از این کارکردها به دست آمد. در مرحلۀ بعد، هزینههای هر کدام از این کسب و کارها، به کمک اطلاعات پیمایشی گردآوری شد. در مرحلۀ بعد، ارزیابی مالی طرح های کسب و کار به کمک شاخصهای مالی، شامل NPV، B/C، ROI، و IRR انجام شد. نتایج نشان داد که سه کسب و کار دامداری، زنبورداری و تأسیس اقامتگاه بومگردی، دارای توجیه اقتصادی و کسب و کارِ بستهبندی و فرآوری گیاهان دارویی، فاقد توجیه اقتصادی است. بازار محصولاتِ این کسب و کارها، از طریق بررسی شکاف عرضه و تقاضا، در منطقۀ مورد مطالعه، بررسی گردید و نتایج نشان داد که هر چهار کسب و کار پیشنهاد شده دارای شکاف عرضه و تقاضا بوده و بازار برای آنها وجود دارد. اولویتبندی این چهار کسب و کار، توسط شاخصهای مراحل قبلی تحقیق (ارزش اقتصادی هر کارکرد مرتع، پتانسیل جذب درآمد، هزینهها و درآمدها، شاخصهای ارزیابی مالی و اقتصادی) با امتیازدهی به هر کدام از شاخصها انجام شد. نتایج بیانگر آن بود که به ترتیب کسب و کارهای؛ 1-تاسیس اقامتگاه بومگردی، 2-دامداری (پرورش برهپرواری)، 3-زنبورداری و 4-فرآوری گیاهان دارویی، دارای اولویت اول تا چهارم، جهت توانمندسازی بهرهبرداران، در روستاهای هدف میباشند.
فاطمه ابراهیمی؛ حسن رمضانپور؛ نفیسه یغماییان مهابادی؛ کامران افتخاری
چکیده
در سالهای اخیر، استفاده از روشهای نقشهبرداری رقومی مبتنی بر الگوریتمهای یادگیری ماشین باهدف تهیه نقشه کلاسهای خاک بطور گستردهای توسعه یافته است. اساس این روشها پیشبینی کلاسها یا ویژگیهای خاک به کمک مدلسازی روابط بین آنها و متغیرهای محیطی به عنوان نمایندگان عوامل خاکسازی، میباشد. ماهیت نامتوازن توزیع خاکها ...
بیشتر
در سالهای اخیر، استفاده از روشهای نقشهبرداری رقومی مبتنی بر الگوریتمهای یادگیری ماشین باهدف تهیه نقشه کلاسهای خاک بطور گستردهای توسعه یافته است. اساس این روشها پیشبینی کلاسها یا ویژگیهای خاک به کمک مدلسازی روابط بین آنها و متغیرهای محیطی به عنوان نمایندگان عوامل خاکسازی، میباشد. ماهیت نامتوازن توزیع خاکها در طبیعت که منجر به بیشبرازش کلاسهای با فراوانی زیاد و کم برازش کلاسهای با فراوانی کم و درنتیجه کاهش دقت فرآیند نقشهبرداری خاک شده، از چالشهای موجود در این روش میباشد. بنابراین، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی توانایی دو الگوریتم جنگل تصادفی و ماشینبردارپشتیبان در نقشهبرداریرقومی کلاسهای فامیل خاک با توزیع نامتوازن، حاصل از 95 خاکرخ مطالعاتی در 4000 هکتار از اراضی زیرحوضه هنام، استان لرستان انجام گرفت. در این مطالعه موضوع عدم توازن در فراوانی کلاسهای خاک با استفاده از 6 مجموعه داده، ازجمله مجموعه دادههای اصلی و پنج مجموعه داده ایجادشده توسط چندین رویکرد نمونهگیری مجدد از دادههای اصلی، شامل دو رویکرد طبقهبندی دستی و سه الگوریتم بیشنمونهگیری و کمنمونهگیری و بیشنمونهگیری اقلیت مصنوعی در محیط نرم افزار R موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد علیرغم مقایر پائین آمارههای اعتبارسنجی، شباهت گسترش خاکهای با فراوانی زیاد در منطقه مطالعاتی در نقشههای حاصل از مدل جنگل تصادفی و مجموعه دادههای اصلی و همچنین الگوریتم بیشنمونهگیری اقلیت مصنوعی با نقشه خاک تهیهشده به روش مرسوم قابلتوجه میباشد. بنابراین فراوانی کم سایر کلاسهای خاک و در نتیجه آن عدم آموزش درست مدلها برای آنها را میتوان یکی از دلایل اصلی صحتکلی کم مدلهای بهکاررفته دانست.
نازنین اکبری محمدآباد؛ مژگان سادات عظیمی؛ حسن یگانه؛ مصطفی خوشحال سرمست؛ الهام ملک زاده
چکیده
همزیستی گیاهان با میکروارگانیسمهای خاک منجر به حفظ و پایداری خاک و گونههای گیاهی میگردد. قارچهای مایکوریز آربسکولار (AM) میتوانند تکثیر، رشد، سلامتی و مقاومت گیاه را نسبت به عوامل گوناگون محیطی افزایش دهند. لاله واژگون گیاهی مرتعی و از ذخایر ژنتیکی ارزشمند کشور است. هدف از این پژوهش بررسی وجود رابطه همزیستی لاله واژگون زرد ...
بیشتر
همزیستی گیاهان با میکروارگانیسمهای خاک منجر به حفظ و پایداری خاک و گونههای گیاهی میگردد. قارچهای مایکوریز آربسکولار (AM) میتوانند تکثیر، رشد، سلامتی و مقاومت گیاه را نسبت به عوامل گوناگون محیطی افزایش دهند. لاله واژگون گیاهی مرتعی و از ذخایر ژنتیکی ارزشمند کشور است. هدف از این پژوهش بررسی وجود رابطه همزیستی لاله واژگون زرد با قارچهای AM و همبستگی فراوانی اسپور و کلونیزاسیون مایکوریزی ریشه با برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بود. بدین منظور 30 نمونه خاک به همراه ریشه از رویشگاه لاله واژگون زرد جمعآوری و برخی ویژگیهای خاک اندازهگیری گردید. ﭘﺲ از رنگآمیزی رﯾﺸﻪﻫﺎ و اﺳﺘﺨﺮاج اﺳﭙﻮرﻫﺎ از نمونههای ﺧﺎک، ﻣﯿﺰان ﮐﻠﻮﻧﯿﺰاﺳﯿﻮن رﯾﺸﻪ و ﺟﻤﻌﯿﺖ اﺳﭙﻮر اﯾﻦ قارچها اندازهگیری ﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ رابطه همبستگی برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ﺧﺎک ﺑﺮ اﯾﻦ ﻋﻮاﻣﻞ قارچی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. خاک رویشگاه لوم سیلتی، غیرشور، نسبتاً قلیایی با محتوای متوسط ماده آلی و از نظر عناصرغذایی نیتروژن، فسفر و پتاسیم مناسب بود. با مشاهده ساختارهای مختلف قارچی در ریشه لاله واژگون زرد رابطه ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﯽ (متوسط کلونیزاسیون 50%) قارچهای AM ﺑﺎ گیاه وﺟﻮد داشت و بیانگر وابستگی مایکوریزی گیاه در شرایط رویشگاه بود. رابطه همبستگی بین فراوانی اسپور قارچ با درصد کلونیزاسیون ریشه از نظر آماری در سطح 01/0 معنیدار بود. همچنین بین درصد کلونیزاسیون ریشه و فراوانی اسپور با خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک رابطه معنیداری مشاهده نشد.
زهرا عبداله پور؛ علی اکبر نظری سامانی؛ محمود عرب خدری
چکیده
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری ...
بیشتر
شناخت فرآیندهای هدررفت خاک از جمله فرسایش با توجه به فرآیند بسیار طولانی تشکیل خاک، برای حفاظت از آن اهمیت دارد. در میان انواع اشکال فرسایش خاک، تخریب ناشی از حرکت تودهای و فرسایش خندقی، در مقیاس حوزۀ آبخیز اهمیت بیشتری دارد. این پدیده به عنوان معیار کلیدی و عینی برای ارزیابی شدت تخریب سرزمین درنظرگرفته میشود. هدف از پژوهش جاری تعیین گسترۀ این فرسایش در سطح سرزمین ایران و تعیین ارتباط آن با عناصر اقلیمی (دما و بارش) و تأثیر آن بر فرسایش و رسوب در مقیاس حوزههایآبخیز است. بدین منظور ابتدا پایگاه اولیه وضعیت فرسایش خندقی بر پایه واکاوی مقالهها، پایاننامه-ها، گزارشها، طرحها و برگزاری جلسه با متخصصان مربوطه و در پایان استفاده از پایگاه Google Earth تعیین و با بازدید میدانی تا حد امکان تدقیق شد. با تلفیق لایه فرسایشخندقی با محدوده استانها، اقلیم (دومارتن) و حوزههای آبخیز درجه 2 تماب، میزان گسترش فرسایش خندقی در هریک ازآنها مشخص شد و در پایان به بررسی رابطه بین عناصر اقلیمی، فرسایش و رسوب کل و رسوبویژه با فرسایشخندقی در سطح حوزههای آبخیز درجه 2 اقدام شد. نتایج نشان داد که سطح کل فرسایش خندقی 3207314 هکتار است. استان گلستان، اقلیم نیمهمرطوب و حوزۀآبخیز قرهسوگرگانرود به ترتیب با میزان تراکم نسبی15/3، 2/2 و 20/8بیشترین فرسایش خندقی را دارند و رابطه بین رسوبدهی ویژه و فرسایش و رسوب کل با سطح فرسایش خندقی معنیدار و افزایشی بوده و با افزایش یک واحد سطح فرسایش خندقی میزان رسوبدهی 209/81تن بر کیلومتر مربع در سال افزایش یافته است. بنابراین برای تعیین درجه آسیبپذیری حوزههای درجه 2 و اولویتبندی مناطق نیازمند اقدامات حفاظت خاک، باید بر پایۀ عناصر در معرض خطر و احتمال رخداد فرسایش خندقی عمل کرد و همچنین، متغیرهایی همچون وضعیت کاربری اراضی کشاورزی، وجود سد، وضعیت جادهها و عناصر در معرض خطر باید مورد توجه قرار گیرند.
فاطمه شیدایی؛ الهام اکبری؛ شهلا چوبچیان؛ محمد صادق الهیاری؛ عنایت عباسی
چکیده
به منظور دستیابی به مناسبات کارآمد سیاستگذاری؛ نخست اصلاح شبکه تصمیمگیری منابع آب، تعدیل قدرت نهادهای دولتی و درگیر نمودن تشکل-های ذینفعان، سازمانهای مردم نهاد و دانشگاهیان و دلسوزان حوزه آب و محیطزیست، جهت احیای حکمرانی آب در کشور ضروری است. در این بین تصمیمگیری مشارکتی در حوزه مدیریت منابع آب میتواند به بهبود فرآیندهای ...
بیشتر
به منظور دستیابی به مناسبات کارآمد سیاستگذاری؛ نخست اصلاح شبکه تصمیمگیری منابع آب، تعدیل قدرت نهادهای دولتی و درگیر نمودن تشکل-های ذینفعان، سازمانهای مردم نهاد و دانشگاهیان و دلسوزان حوزه آب و محیطزیست، جهت احیای حکمرانی آب در کشور ضروری است. در این بین تصمیمگیری مشارکتی در حوزه مدیریت منابع آب میتواند به بهبود فرآیندهای تصمیمگیری و افزایش قابلیت اجرای تصمیمات مرتبط با مدیریت آب کمک کند. از اینرو هدف اصلی این پژوهش تبیین وضعیت موجود و مطلوب فرآیند تصمیمگیری مشارکتی مدیریت منابع آب قرار گرفته است. برای جمعآوری اطلاعات مربوط به نمونه تحقیق از پرسشنامه ارائه شده برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد استفاده شده است. نتایج نشان داد که در بعد نهادینه سازی بیشترین تفاوت بین وضعیت موجود و مطلوب مشاهده شده است. همچنین بطور کلی بررسی وضعیت موجود فرآیند تصمیمگیری مشارکتی (تحلیل عاملی تاییدی) نشان داد که بعد اجرا دارای بیشترین اهمیت نسبی در تبیین فرآیند تصمیمگیری مشارکتی بود؛ این امر نشان از اهمیت بعد انسانی در این رابطه است که کل فرآیند مدیریت تصمیمگیری راتحت الشعاع قرار میدهد و سودمندی نتایج بستگی به کیفیت ارتباطات و راهبردهای مشارکتی دارد. برنامهریزی لازم در این خصوص باید بواسطه بررسی تنوع منابع اطلاعاتی و تعیین اولویتها، با توجه به منابع اطلاعاتی و تعیین استراتژیها، تدوین گردیده و با تاکید بر ظرفیت و تعهد جامعه و افراد هدف اجرا شود و در آخر ظرفیت ذینفعان و پیوندهای میان آنان برای مشارکت هر چه بیشترآنان جهت نهادینهسازی اقدامات صورت گرفته؛ مدنظر قرارگیرد.
زینب شیخی؛ علی اکبر نظری سامانی؛ حاجی کریمی؛ رضا بیات
چکیده
فرسایش خندقی فرآیندی آستانهای است که نقش مهمی در تخریب اراضی و تولید رسوب دارد. شناخت شرایط و اراضی تحت وقوع آن به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای شناسایی تخریب اراضی است. در این پژوهش به منظور تهیه نقشه فرسایش خندقی در سطح کشور با بررسی مقالهها، پایاننامهها و گزارش طرح پژوهشی نسبت به تدقیق موقعیت فرسایش خندقی و ایجاد پایگاه مکانی ...
بیشتر
فرسایش خندقی فرآیندی آستانهای است که نقش مهمی در تخریب اراضی و تولید رسوب دارد. شناخت شرایط و اراضی تحت وقوع آن به عنوان یکی از مهمترین شاخصهای شناسایی تخریب اراضی است. در این پژوهش به منظور تهیه نقشه فرسایش خندقی در سطح کشور با بررسی مقالهها، پایاننامهها و گزارش طرح پژوهشی نسبت به تدقیق موقعیت فرسایش خندقی و ایجاد پایگاه مکانی اقدام شد. موقعیت 2719 خندق در هر اقلیم و کاربری شناسایی شد. متغیرهای خاکی، اقلیم، بارندگی، دما و کاربریاراضی با استفاده از بررسی متون علمی-پژوهشی و مدل رقومی ارتفاعی 5/12 و 30 متری استخراج شد. آستانه توپوگرافی و درصد فراوانی خندقها در ارتباط با عوامل مذکور تعیین شد. یافتههای حاصل بیانگر 1328852 هکتار گستره خندقها در سطح کشور است. بیشترین رخداد خندق در اقلیم نیمهخشک، طبقه بارندگی 350-250 میلیمتر در سال، مقدار زیاد سیلت ، شیب کمتر از 5 درصد و کاربری زراعت دیم است. بیشترین حد آستانه (ضریب ) در هر دو اقلیم خشک و نیمهخشک مربوط به کاربری مرتع است. دامنه ضریب ( متاثر از نوع فرآیند) در اقلیم خشک از 06/0 تا 37/0 و در اقلیم نیمه خشک از 002/0 تا 46/0 متغیر است. در خاکهای ماسهای به دلیل قابلیت نفوذ بیشتر و در خاکهای رسی به دلیل قابلیت چسبندگی، مقدار مقاومت در برابر فرسایش خندقی بیشتر از خاکهای سیلتی است. تخریب پوشش سطحی و رواناب دو نیروی محرک مهم در رخداد خندق است و تحت شرایط تغیر اقلیم در آینده اهیمت بیشتری پیدا خواهند کرد.
میثم علی زاده؛ شفق رستگار؛ جمشید قربانی
چکیده
اثربخشی مثبت اقتصادی- اجتماعی و محیطزیستی اجرای پروژهها، چرخهای توسعه پایدار را فعال و جوامع محلی را به سوی رفاه پایدار سوق میدهد. هدف از این مطالعه، تحلیل و اولویت بندی اثرات اجرای طرح بوتهکاری آتریپلکس (Atriplex canescens) بر نظام اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی مراتع شهرستان ملارد در استان تهران می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی مبتنی ...
بیشتر
اثربخشی مثبت اقتصادی- اجتماعی و محیطزیستی اجرای پروژهها، چرخهای توسعه پایدار را فعال و جوامع محلی را به سوی رفاه پایدار سوق میدهد. هدف از این مطالعه، تحلیل و اولویت بندی اثرات اجرای طرح بوتهکاری آتریپلکس (Atriplex canescens) بر نظام اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی مراتع شهرستان ملارد در استان تهران می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی مبتنی بر پرسشنامه بوده و جامعه آماری آن شامل 65 کارشناس، 132 مرتعدار و 29 نفر جوامع محلی بودند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون فریدمن و مقایسه میانگین (t تک نمونه) انجام شد. همچنین به منظور بررسی و آزمون توافق یا اجماع نظر در مورد اثربخشی بوتهکاری از آزمون کروسکال والیس استفاده شد. نتایج آزمون فریدمن نشان داد از نظر هر سه جامعه مورد بررسی اثربخشی محیط زیستی در اولویت اول بوده است. همچنین بر اساس نتایج آزمون کروسکال والیس اختلاف معنیداری بین دیدگاه پاسخگویان مشاهده نشد. آزمون مقایسه میانگین نیز نشان داد در مجموع اثربخشی اجتماعی و محیط زیستی نسبت به قبل از اجرای طرح معنیدار شده است. بیشترین اثربخشی اقتصادی بوتهکاری مربوط به افزایش محصولات دامی، بهبود وضعیت دامداری و ایجاد و درآمد و اشتغال بوده است. بیشترین اثربخشی اجتماعی مربوط به افزایش مشارکت در طرحها، افزایش سطح آگاهیهای عمومی نسبت به مراتع و ارتقا سلامت و بهداشت عمومی بوده است. به طور کلی نتایج بررسی اثربخشی بوته-کاری از دیدگاه هر سه گروه کارشناسان، مرتعداران و جوامع محلی از اجماع نظر و توافق همراه بوده و اثرات محیط زیستی و اجتماعی نسبت به قبل از اجرای طرح ملموستر بوده است.
الهه خسروجردی؛ ناصر مشهدی؛ ابوالقاسم دادرسی
چکیده
سنگفرش بیابان و پوستههای پلایا به به عنوان لایه مقاوم از خاک و و مواد زمینی زیرین محافظت میکنند. در صورتیکه لایههای حفاظتی به دلیل فعالیت های انسانی بهم ریخته یا شکسته شوند، ذرات ریز زیرین به راحتی توسط باد فرسایش پیدا میکنند. هدف از این تحقیق تعیین پتانسیل فرسایش پذیری خاک لایه زیر سنگفرش در دشتسرها، رسوب لایه زیر پوسته ...
بیشتر
سنگفرش بیابان و پوستههای پلایا به به عنوان لایه مقاوم از خاک و و مواد زمینی زیرین محافظت میکنند. در صورتیکه لایههای حفاظتی به دلیل فعالیت های انسانی بهم ریخته یا شکسته شوند، ذرات ریز زیرین به راحتی توسط باد فرسایش پیدا میکنند. هدف از این تحقیق تعیین پتانسیل فرسایش پذیری خاک لایه زیر سنگفرش در دشتسرها، رسوب لایه زیر پوسته پلایا و پوسته پلایا است. بدین منظور از ویژگیهای بافت خاک، دانهبندی ذرات خاک و رسوب و خصوصیات شیمیایی خاک از جمله هدایت الکتریکی، درصد سدیم تبادلی و شاخص پایداری الکتروشیمیایی، به عنوان معیار فرسایش پذیری یا پایداری استفاده گردید. نتایج مطالعات نشان میدهد که مد طبقههای دانهبندی ذرات در دشتسرها زیر 250 تا 500 میکرون و در نمونههای پلایا بیشتر از 500 میکرون است. همچنین متوسط اندازه ذرات در تمام نمونههای دشتسر، ماسه متوسط تا ریز، و در نمونههای پلایا ماسه متوسط تا درشت است که نشاندهنده ریزدانه بودن ذرات در دشتسرها است. با این حال حدود 60 درصد کل نمونهها دارای بافت ماسهای رسی لومی هستند. میانگینهای مقدارهای هدایت الکتریکی ، نسبت جذب سدیم و درصد سدیم تبادلی در پوستهی پلایا به طور قابل توجهی از خاک و رسوب زیرسطحی بیشتر است. میانگین مقدار شاخص پایداری الکتروشیمیایی برای موقعیت پوستهی پلایا، رسوب زیرین پلایا و خاک زیرین دشتسر به ترتیب 81/0 ، 67/0 و 10/0 است. تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده نشان داد که توالی افزایشی فرسایش پذیری بادی به ترتیب عبارتنداز خاک زیرین دشتسر، رسوب زیرین پلایا و پوستهی پلایا.
محمد زرین تاب؛ شراره پورابراهیم؛ مظاهر معین الدینی
چکیده
با توجه به ارتباط تنگاتنگ منابع آب-انرژی-غذا، تحلیل همبست آب-انرژی-غذا، چهارچوبی مستحکم در مدیریت پایدار سرزمین است. پژوهش حاضر با تحلیل نظام حکمرانی آب-انرژی-غذا به تحلیل شبکه قانون برنامه هفتم پیشنهادی توسعه کشور پرداخته است و نکات کلیدی در اجرای برنامه هفتم توسعه کشور را نشان می دهد. جهت انجام این پژوهش 34 نهاد مکلف و 54 وظیفه قانونی ...
بیشتر
با توجه به ارتباط تنگاتنگ منابع آب-انرژی-غذا، تحلیل همبست آب-انرژی-غذا، چهارچوبی مستحکم در مدیریت پایدار سرزمین است. پژوهش حاضر با تحلیل نظام حکمرانی آب-انرژی-غذا به تحلیل شبکه قانون برنامه هفتم پیشنهادی توسعه کشور پرداخته است و نکات کلیدی در اجرای برنامه هفتم توسعه کشور را نشان می دهد. جهت انجام این پژوهش 34 نهاد مکلف و 54 وظیفه قانونی در برنامه هفتم توسعه کشور شناسایی شد. نهادها به عنوان نقاط، و وظایف قانونی مشترک میان آنها بهعنوان ارتباطات که بیانگر همکاریهای قانونی بین آنها است در نظر گرفته شدند. تحلیل شبکه همکاری بوسیله نرم افزارهای Ucinet و Netdraw انجام شد. نتایج نشان داد که بالاترین میزان شاخصهای مرکزیت درجه (60/0)، مرکزیت بینابینی (33/0) و مرکزیت مجاورت (159/0) متعلق به وزارت جهاد کشاورزی است. مقدار تراکم شبکه حدود 13% بود که نشان می دهد شبکه همکاری در برنامه هفتم توسعه کاملا از هم گسسته است. متوسط فاصله ژئودزیک 079/2 بود که تقویت همکارای در شبکه نیاز است. به طوری که با وجود اینکه وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو دارای بالاترین قدرت هستند اما فاصله آنها زیاد بود و سازمان حفاظت محیط زیست در بین این دو نهاد قرار گرفته است. وزارت جهاد کشاورزی، وزارت نیرو، نهاد اداری استخدامی و بخش خصوصی نقاط برشی شبکه همکاری بودند. در ساختار حکمرانی توزیع قدرت در شبکه همکاری متوازن نبوده و وزارت جهاد کشاورزی دارای بالاترین قدرت بود. نتایج نشان داد که در ساختار حکمرانی توجه به همبست آب-انرژی-غذا نادیده گرفته شده است. از اینرو در راستای سیاستهای مدیریت پایدار سرزمین جایگاه قدرت دولت و نهاد حفاظت محیط زیست باید تقویت شود.
شهرزاد خدامرادی؛ قدرت اله حیدری؛ محمدرضا طاطیان؛ محمدرضا رحمانیرادخرفکلی
چکیده
در روستاهای ایران به علّت تنوع شرایط محیطی و اقلیمی، قابلیتهای زیادی در زمینۀ توسعه و کاشت گیاهان دارویی وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تولید و بهرهبرداری گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان روستایی در روستای کندلوس استان مازندران بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه محققساخته بود. برای ...
بیشتر
در روستاهای ایران به علّت تنوع شرایط محیطی و اقلیمی، قابلیتهای زیادی در زمینۀ توسعه و کاشت گیاهان دارویی وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تولید و بهرهبرداری گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی زنان روستایی در روستای کندلوس استان مازندران بود. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه محققساخته بود. برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات کارشناسان حوزه گیاهان داروئی، اقتصاد و جامعهشناسی استفاده شد. برای ارزیابی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ (مقادیر بالای 7/0) استفاده شد. اطلاعات بدست آمده از پرسشنامهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. در در مورد گویههای اقتصادی بیشترین (226/0) و کمترین (115/0) ضریب تبیین بهترتیب مربوط به گویههای "در این سالها با فعالیت زنان، سرمایهگذاری بخش خصوصی جهت خرید، بسته بندی و صادرات گیاهان دارویی تا چه حد توسعه داشته است؟ و " تنوع تولید گیاهان دارویی در منطقه تا چه حد امکان ارتباط زنان جوامع روستایی را بر درآمد سودآوری فراهم نموده است؟ " بود. از بین گویههای اجتماعی بیشترین (271/0) و کمترین (173/0) ضریب تبیین بهترتیب در گویههای " توسعه کشت گیاهان دارویی تا چه اندازه در توانمندی مشارکتی زنان تاثیرگذار است؟" و " مساحت مزارع و تنوع گیاهان دارویی را تا چه اندازه باعث ترغیب زنان بر عدم مهاجرت جوامع محلی میدانید؟" مشاهده شد. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که گیاهان دارویی بر توانمندسازی اقتصادی (336/0r=، 000/0=sig) و اجتماعی (280/0r=، 000/0=sig) زنان روستایی تأثیر مثبت و معنیداری داشته است. در مجموع میتوان گفت که زنان در روستای کندلوس شهرستان نوشهر استان مازندران، با فعالیت در زمینه گیاهان دارویی به توانمندی اقتصادی (7/26 درصد) مطلوبی رسیدند. کاشت گیاهان دارویی در استقلال اقتصادی و مالی زنان روستای کندلوس و در نهایت توانمندی اجتماعی آنها موثر بودهاند.
لیلا عوض پور؛ مهدی قربانی؛ حسین آذرنیوند؛ حامد رفیعی
چکیده
ارزشگذاری کارکردها و خدمات غیربازاری محیطزیست ازجمله گردشگری به دلایل زیادی از جمله شناخت منافع زیست-محیطی و اکولوژیکی توسط انسانها، ارائه مسائل محیطی کشور به برنامه ریزان، تعدیل و اصلاح مجموعه محاسبات ملی مانند تولید ناخالص ملی و جلوگیری از تخریب و بهرهبرداری بیرویه منابع طبیعی مهم است.هدف این پژوهش برآورد ارزش اقتصادی ...
بیشتر
ارزشگذاری کارکردها و خدمات غیربازاری محیطزیست ازجمله گردشگری به دلایل زیادی از جمله شناخت منافع زیست-محیطی و اکولوژیکی توسط انسانها، ارائه مسائل محیطی کشور به برنامه ریزان، تعدیل و اصلاح مجموعه محاسبات ملی مانند تولید ناخالص ملی و جلوگیری از تخریب و بهرهبرداری بیرویه منابع طبیعی مهم است.هدف این پژوهش برآورد ارزش اقتصادی کارکرد گردشگری مراتع 4 روستای کشانک، درکش، چخماقلو و ذوعلیا از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی، با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط است. ابزار تحقیق پرسشنامه دوگانه-دوبعدی است و برای بررسی عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد، الگوی لوجیت به روش حداکثر راستنمایی برآورد شد. دادههای مورد نیاز از طریق تکمیل 133 پرسشنامه و مصاحبه حضوری با بازدیدکنندگان از مجموع چهار منطقۀ مذکور جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و روش نمونهگیری مورد استفاده، نمونهگیری تصادفی در دسترس است. براساس نتایج مدل مورد استفاده در تعیین عوامل مؤثر بر میزان ارزش گردشگری منطقه، متغیرهای وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، مبلغ پیشنهادی و جذابیت مرتع در سطح احتمال 5 درصد معنیدار می باشند و از عوامل مؤثر در میزان WTP بازدیدکنندگان برای استفاده از مراتع مناطق مورد مطالعه هستند. در این مطالعه، متوسط WTP به عنوان قیمت ورودی برای هر بازدیدکننده برای استفاده از مراتع منطقه 5880 تومان بهدست آمد و ارزش تفرجی هر هکتار مراتع منطقه نیز 49556 تومان در سال تعیین شد.
سمیه میرزایی؛ پدرام عطارد؛ مهدی پورهاشمی؛ عباس ارغوانی؛ سمیرا بیرانوند
چکیده
هدف پژوهش، بررسی روندهای بلندمدت بارندگی و روزهای خشک متوالی (Consecutive Dry Days: CDD) و ارتباط آن با زوال جنگلهای زاگرس بود. دادههای روزانه ایستگاههای هواشناسی همدیدبانی کرمانشاه و خرمآباد طی ۴۹ سال (1975-2023) تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین روند تغییرات بارندگی و روزهای خشک متوالی از آزمون من-کندال و برای مقایسه میانگینها، از آزمون تی-استیودنت ...
بیشتر
هدف پژوهش، بررسی روندهای بلندمدت بارندگی و روزهای خشک متوالی (Consecutive Dry Days: CDD) و ارتباط آن با زوال جنگلهای زاگرس بود. دادههای روزانه ایستگاههای هواشناسی همدیدبانی کرمانشاه و خرمآباد طی ۴۹ سال (1975-2023) تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین روند تغییرات بارندگی و روزهای خشک متوالی از آزمون من-کندال و برای مقایسه میانگینها، از آزمون تی-استیودنت استفاده شد. در محاسبه تعداد روزهای بارانی و روزهای خشک متوالی، بهترتیب روزهای با بارش کمتر از 1/0 میلیمتر و بیش از یک میلیمتر درنظر گرفته نشدند. میانگین بارندگی سالانه ± انحراف معیار در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب 104± 418 و130± 485 میلیمتر بود و این میانگین، پیش از زوال، در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب107± 438 و121± 501 میلیمتر و پس از زوال، بهترتیب 95± 390 و 143± 465 میلیمتر بود. در هیچکدام از ایستگاهها، روندهای بارندگی در مقیاس سالانه و نیز پیش و پس از زوال معنیدار نبود. میانگین تعداد روز خشک سال در کرمانشاه (54/4=ZMK) و خرمآباد (25/4=ZMK)، روند معنیدار افزایشی داشت. میانگین بیشترین تعداد روز خشک متوالی سال در کرمانشاه و خرمآباد بهترتیب 142 (بیشینه: 202) و 145 (بیشینه: 195) روز ثبت شد. روند بیشینه روزهای خشک متوالی نیز، در مقیاس سالانه و پیش و پس از زوال معنیدار نبود. بهرغم افزایش تعداد روزهای خشک متوالی در کرمانشاه (از 141 به 144 روز) و خرمآباد (از 144 به 146 روز تغییر)، در پیش و پس از زوال، روندهای سالانه معنیداری مشاهده نشد. زوال جنگلهای زاگرس تنها متاثر از کاهش بارش نیست و تغییرات همزمان سایر پارامترهای اقلیمی در تسریع فرآیند زوال نقش داشته است.