علیرضا سپه وند؛ نسرین بیرانوند؛ نگار ارجمند
چکیده
این تحقیق با هدف مدلسازی شاخص کیفیت آب ( WQI) به کمک مدلهای هوشمصنوعی با تکیه بر مدلهای یادگیری ماشین RepTree، RF، M5P، BM5P(ترکیب M5P و Bagging)، BRF(ترکیب RF و Bagging) و BRepTree (ترکیب RepTree و Bagging) در حوضههای خرمآباد، الشتر و بیرانشهر، استان لرستان انجام گرفته است. در این تحقیق ابتدا بر اساس داده-های کیفیت آب، شاخص کیفیت آب (WQI) محاسبه شد و در ادامه برای ...
بیشتر
این تحقیق با هدف مدلسازی شاخص کیفیت آب ( WQI) به کمک مدلهای هوشمصنوعی با تکیه بر مدلهای یادگیری ماشین RepTree، RF، M5P، BM5P(ترکیب M5P و Bagging)، BRF(ترکیب RF و Bagging) و BRepTree (ترکیب RepTree و Bagging) در حوضههای خرمآباد، الشتر و بیرانشهر، استان لرستان انجام گرفته است. در این تحقیق ابتدا بر اساس داده-های کیفیت آب، شاخص کیفیت آب (WQI) محاسبه شد و در ادامه برای مدلسازی، دادههای ورودی شامل پارامترهای کیفی آب یک دوره 10 ساله (1403-1393) و همچنین داده خروجی شاخص کیفیت آب رودخانهها بود. در این تحقیق برای مدلسازی در مرحله آموزش 70 درصد دادهها و در مرحله ارزیابی 30 درصد باقیمانده مورد استفاده قرار گرفتند و در نهایت بر اساس نتایج معیارهای ارزیابی خطای ضریب همبستگی (CC)، ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و میانگین خطای مطلق (MAE) همچنین نمودارهای تیلور و ویولن باکس مدل بهینه انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین مدلهای استفاده شده، مدل BM5P باتوجه به معیارهای ارزیابی مدل CC، MAE و RMSE در بخش آزمایش بهترتیب برابر 99/0، 15/0 و 20/0 از عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلها برخوردار بوده است. در ادامه با توجه به نتایج حاصل از نمودارهای تیلور و ویولن باکس بهمنظور ارزیابی کارایی مدلها، برتری این مدل نسبت به سایر مدلها تایید شد. در نهایت نتایج نشان داد که برای صرفهجوی در زمان و هزینه و همچنین مدیریت بهینه پارامترهای کیفیت آب، یکی از راهکارهای مناسب، استفاده از تکنیکهای هوش مصنوعی بهمنظور مدلسازی و ارزیابی شاخص کیفیت آب (WQI) میباشد.
امید کاوسی؛ خالد احمدآلی؛ علی اکبر نظری سامانی
چکیده
فرسایش خاک و پیامدهای ناشی از آن از قبیل تخریب خاک در منشاء، گل آلودگی رودخانه ها و پرشدن مخزن سد ها به عنوان یکی از مهمترین مخاطره های طبیعی در سطح حوزه های آبخیز می باشد که موجب کاهش دوام اکوسیستمی می گردد. یکی از مهمترین راهکارهای عملی برای کنترل رسوب و کاهش دبی اوج جریان، احداث بندهای اصلاحی می باشد. بنابراین تعیین متغیرهای کمّی ...
بیشتر
فرسایش خاک و پیامدهای ناشی از آن از قبیل تخریب خاک در منشاء، گل آلودگی رودخانه ها و پرشدن مخزن سد ها به عنوان یکی از مهمترین مخاطره های طبیعی در سطح حوزه های آبخیز می باشد که موجب کاهش دوام اکوسیستمی می گردد. یکی از مهمترین راهکارهای عملی برای کنترل رسوب و کاهش دبی اوج جریان، احداث بندهای اصلاحی می باشد. بنابراین تعیین متغیرهای کمّی مؤثر بر حجم سازه، عاملی مهم برمیزان هزینه های احداث و اثربخشی آنها است. پژوهش حاضر، برای مدل سازی احجام بندهای اصلاحی (سنگی ملاتی) در سطح 100 زیرحوضه در استانهای مختلف کشور (البرز، آذربایجان شرقی، ایلام، اصفهان، بوشهر، تهران، قزوین، فارس، مازندران، همدان) انجام شد. پایگاه اطلاعاتی مورد استفاده برای مدل سازی، شامل 27 ویژگی محیطی استخراج شده در هریک از 100 زیرحوضه بوده و مدل سازی با استفاده از الگوریتم بیان ژن (GEP) انجام گرفت. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که مهمترین ویژگی های موثر در برآورد حجم سازه ها از بین 27 ویژگی عبارتند از: بارش، دما، شاخص TWI، ضریب شکل، اختلاف ارتفاع، زمان تمرکز، شیب، تراکم زهکشی و شاخص NDVI. نتایج برآورد حجم سازهها با استفاده از نُه متغیر انتخاب شده، نشان داد که مقادیر R^2 ، RRMSE و NSE برای مرحله آموزش به ترتیب برابر 0.88 ، 0.35 و 0.92 همچنین برای مرحله آزمون به ترتیب برابر 0.91 ، 0.29 و 0.91 می باشد. همچنین بر اساس نتایج حاصله، ویژگی های زودیافت محیطی میتواند با دقت زیادی برای برآورد حجم سازه های کنترل رسوب در زمان کوتاه مورد استفاده قرار گیرد و بنابراین قبل از اجرای آنها از هزینههای مربوطه در راستای اولویت بندی مناطق، آگاهی یافت.
نسرین بیرانوند؛ علیرضا سپه وند؛ علی حقیزاده
چکیده
این تحقیق با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین به بررسی کارآیی مدلهای RF, RepTree, GP-PUK, GP-RBF, M5P برای مدلسازی بارانحلالی در زیرحوضههای خرمآباد، بیرانشهر و الشتر در استان لرستان پرداخته شد. دادههای ورودی شامل بارش، دبی، دبی یک روز قبل، میانگین دبی (دبی همان روز و یک روز قبل) همچنین داده خروجی رسوب انحلالی رودخانهها میباشد. ...
بیشتر
این تحقیق با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین به بررسی کارآیی مدلهای RF, RepTree, GP-PUK, GP-RBF, M5P برای مدلسازی بارانحلالی در زیرحوضههای خرمآباد، بیرانشهر و الشتر در استان لرستان پرداخته شد. دادههای ورودی شامل بارش، دبی، دبی یک روز قبل، میانگین دبی (دبی همان روز و یک روز قبل) همچنین داده خروجی رسوب انحلالی رودخانهها میباشد. در این تحقیق برای مدلسازی در مرحله آموزش 70 درصد دادهها و در مرحله آزمایش 30 درصد باقیمانده مورد استفاده قرار گرفتند. در نهایت برای مقایسه نتایج مدلهای مختلف و انتخاب بهترین مدل، از معیارهای سنجش خطای ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، ضریب همبستگی (C.C) و میانگین مربعات خطا (MAE) استفاده شد. نتایج نشان داد باتوجه به معیارهای ارزیابی مدل GP با دو تابع کرنل PUK و RBF در دوره پرآبی و کمآبی عملکرد بهتری را نسبت به سایر مدلها داشته است. نتایج بهدست آمده در دوره پرآبی نشان داد که در ایستگاههای چمانجیر، سراب صیدعلی و کاکارضا مدل GP-RBF و در ایستگاه هیدرومتری بهرامجو مدل GP-PUK با بیشترین ضریب همبستگی و کمترین خطا در مرحله آزمایش بهعنوان مدلهای بهینه برای تخمین بار انحلالی انتخاب شدند. همچنین در ایستگاههای هیدرومتری بهرامجو، چمانجیر و سراب صیدعلی مدل GP-RBF و در ایستگاه هیدرومتری کاکارضا مدل GP-PUK بهعنوان مدل بهینه برای تخمین بار انحلالی در دوره کمآبی انتخاب شدند. بنابراین، با توجه به نتایج به دست آمده، میتوان برای مدیریت کیفیت و کمیت منابع آب سطحی از مدلهای بهینه GP-PUK و GP-RBF برای تخمین بار انحلالی رودخانههای فاقد ایستگاه هیدرومتری در حوضههای کارستی استفاده کرد.
زاهد دهقانی؛ ایمان اسلامی
چکیده
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای ...
بیشتر
ضعف در نوآوریهای مدیریتی و تعاملات ذینفعان یکی از چالشهای اساسی در کاهش تابآوری نهادی حکمرانی منابع طبیعی در مناطق بحرانخیز است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نوآوری مدیریت سبز و تعاملات ذینفعان در ارتقای تابآوری نهادی در استان سیستان و بلوچستان انجام شد. روش تحقیق مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و تحلیل دادههای گردآوریشده از ۳۱۵ پرسشنامه معتبر بود. در مدل مفهومی پژوهش، نوآوری مدیریت سبز بهعنوان متغیر مستقل، تعاملات ذینفعان بهعنوان سازوکار میانجی و تابآوری نهادی بهعنوان یک سازه کلان چندبعدی بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد نوآوری مدیریت سبز اثر مثبت و معناداری بر تابآوری نهادی دارد؛ ضریب مسیر مستقیم برابر با 0.414 بوده و توانست 41.4 درصد واریانس تابآوری نهادی را تبیین کند. همچنین، نوآوری مدیریت سبز از طریق تعاملات ذینفعان 44 درصد واریانس مدل را توضیح داد و اثر غیرمستقیم آن بر تابآوری نهادی معادل 0.294 برآورد شد. آزمونهای سوبل و بوتاسترپ معناداری نقش میانجی تعاملات ذینفعان را تأیید کردند. شاخصهای برازش مدل شامل KMO=0.831 و نتایج آزمون بارتلت (sig=0.000) کفایت نمونه و ارتباط معنادار میان متغیرها را نشان دادند. همچنین، پایایی ترکیبی سازهها بالاتر از 0.7 و روایی همگرا بیش از 0.5 گزارش شد که بیانگر اعتبار مناسب مدل اندازهگیری است. یافتهها نشان میدهد نوآوری مدیریت سبز با بازطراحی فرآیندهای مدیریتی، کاهش اتلاف منابع و ادغام معیارهای محیطی در تصمیمگیری، ظرفیت نهادی را برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی و محیط زیستی ارتقا میدهد. در عین حال، تعاملات میان دولت، نهادهای محلی و جامعه مدنی بهعنوان سازوکار میانجی، همافزایی نهادی، مشروعیت اجتماعی و حکمرانی شبکهای را تقویت میکند. بنابراین، ترکیب نوآوری سبز و همکاری چندذینفعی میتواند راهبردی کارآمد برای ارتقای تابآوری نهادی در مناطق بحرانخیز باشد.
محسن امانی شلمزاری؛ علی اصغر نقی پور؛ عطاالله ابراهیمی؛ زهرا حیدری قهفرخی؛ محمدرضا اشرف زاده
چکیده
ذخیرهسازی کربن در اکوسیستمهای زمینی بخش مهمی از ذخیرهسازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونهبرداری از ...
بیشتر
ذخیرهسازی کربن در اکوسیستمهای زمینی بخش مهمی از ذخیرهسازی جهانی کربن است و نقشی حیاتی در کاهش تغییرات اقلیمی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات انواع کاربری/پوشش زمین بر میزان ترسیب کربن خاک و زیتوده گیاهی به عنوان یک خدمت اکوسیستمی مهم در حوزه آبخیز سفیددشت واقع در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. نمونهبرداری از خاک و پوششگیاهی به صورت تصادفی- سیستماتیک انجام شد. بدین منظور در هر کاربری، از 60 پلات 4 مترمربعی جهت جمعآوری خاک، زیتوده گیاهی و لاشبرگ استفاده شد. زیتوده گیاهی به روش اندازهگیری مستقیم نمونهبرداری شد. نمونههای خاک نیز از عمق 0-30 سانتیمتری و به تعداد 20 نمونه در هر منطقه جمعآوری شد. مقایسه بین مناطق با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون چند دامنهای دانکن انجام گرفت. نتایج نشان داد در مجموع از منظر ذخیره کربن کل بین مناطق مورد بررسی اختلاف معنیداری وجود دارد. ذخیره کربن کل از بیشترین به کمترین به ترتیب شامل مرتع متراکم (42/46 تن بر هکتار)، مرتع نیمهمتراکم (49/38 تن بر هکتار)، اراضی کشاورزی (62/31 تن بر هکتار)، مرتع کمتراکم (12/26 تن بر هکتار) و اراضی بایر (21/17 تن بر هکتار) میباشد. ارزش اقتصادی کل ذخیره کربن در هر هکتار از کاربریهای بررسی شده شامل مراتع متراکم، مراتع نیمهمتراکم، اراضی کشاورزی، مراتع کمتراکم و اراضی بایر به ترتیب 5446، 4516، 3710 ، 3065 و 2019 دلار تعیین شد. بنابراین میتوان نتیجهگیری نمود که اجرای سیاستهای مناسب برای جلوگیری و یا به حداقل رساندن تبدیل کاربریهای زمینی با ظرفیت ذخیرهسازی کربن بالاتر به کاربریهایی که ظرفیت ذخیرهسازی کربن کمتری دارند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
سجاد خلفی اصل؛ بهزاد متشفع
چکیده
معضل اصلی در بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی، درک موقعیت و ارتباطات پیچیده دستاندکاران متعدد دخیل در اجرای طرحهاست. در این راستا تحلیل شبکههای اجتماعی از جمله رویکردهای جامعه شناختی جهت بررسی هر گونه رابطه اجتماعی و سازمانی عنوان شده است. در پژوهش حاضر شبکه اجتماعی پیوندهای تبادل اطلاعات و مشارکت سازمانهای دخیل در مدیریت ...
بیشتر
معضل اصلی در بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی، درک موقعیت و ارتباطات پیچیده دستاندکاران متعدد دخیل در اجرای طرحهاست. در این راستا تحلیل شبکههای اجتماعی از جمله رویکردهای جامعه شناختی جهت بررسی هر گونه رابطه اجتماعی و سازمانی عنوان شده است. در پژوهش حاضر شبکه اجتماعی پیوندهای تبادل اطلاعات و مشارکت سازمانهای دخیل در مدیریت منابع طبیعی شهرستان بهبهان مورد بررسی قرار گرفتند. به این منظور پرسشنامهها بین سازمانها توزیع و بر اساس وجود یا عدم وجود ارتباط در مقیاس لیکرت درجهبندی شدند. سپس با کاربرد نرمافزار Ucinet 6.528 شاخصها در سطوح کلان، میانی و خرد شبکه پیوندهای تبادل اطلاعات و مشارکت سازمانی محاسبه شدند. نتایج نشان داد تراکم شبکههای تبادل اطلاعات و مشارکت به ترتیب متوسط و کم بود در مقابل در هر دو پیوند شاخصهای دوسویگی و انتقالیافتگی خیلی زیاد و زیاد ارزیابی شدند. شاخص میانگین فاصله ژئودزیک برای هر دو پیوند در محدوده بهینه قرار داشت که حاکی از سرعت مطلوب گردش اطلاعات و مشارکت در شبکه بود. همچنین در هر دو شبکه سازمانهای سازمانهای جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب، تعاون روستایی، فرمانداری و امور عشایر به عنوان کنشگران اصلی و مرکزی و اداره محیط زیست، اداره هواشناسی، اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان و ایستگاه کشاورزی بهبهان به عنوان کنشگران فرعی و پیرامونی شناسایی شدند. در سطح ذینفعان شبکه نیز به طور کلی فرمانداری با داشتن بیشترین مقدار مرکزیتها از اقتدار و نفوذ بالایی برخوردار بوده و همچنین دارای بالاترین نقش کنترلگری و واسطهگری در شبکه میباشد.
روناک احمدی؛ قدرت اله حیدری؛ غلامرضا خوش فر
چکیده
هدف از این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت بهرهبرداران در عملیات اصلاح و احیای مرتع چقاکدو در شهرستان سرپلذهاب- استان کرمانشاه است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، علی- همبستگی است. برای دادهپردازی علاوه بر آمار توصیفی و ضریب همبستگی، از آمارههای استنباطی نظیر رگرسیون چندگانه و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده ...
بیشتر
هدف از این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت بهرهبرداران در عملیات اصلاح و احیای مرتع چقاکدو در شهرستان سرپلذهاب- استان کرمانشاه است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، علی- همبستگی است. برای دادهپردازی علاوه بر آمار توصیفی و ضریب همبستگی، از آمارههای استنباطی نظیر رگرسیون چندگانه و تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که متغیرهای حضور در جلسات عمومی، روابط صمیمانه با همسایگان، تسلط مروجین بر مباحث فنی، ارئه خدمات ترویجی در زمینه اصلاح و احیای مرتع، واگذاری مسئولیت بخشی از برنامهها به بهرهبرداران، عضویت در سازمانهای محلی، آشنایی بهرهبرداران با برنامهها و شرکت در دوره-های آموزشی و ترویجی دارای بیشترین همبستگی با میزان مشارکت بهرهبرداران در اصلاح و احیای مرتع هستند. نتایج رگرسیون چندگانه به شیوه Enterبر روی متغیرهای زمینهای نشاندهنده آن است که متغیر سطح تحصیلات، بیشترین اثر مثبت و مستقیم (281/0) و بیشترین اثر مثبت و کل (357/0) را بر میزان مشارکت بهرهبرداران دارد، همچنین تعداد دام، تعداد افراد تحت تکفل و درآمد در اولویتهای بعدی قرار دارند. در بین متغیرهای زمینهای سن و سابقه بهرهبرداری دارای اثر منفی (482/0- و 468/0-) بر مشارکت بهرهبرداران در اصلاح و احیای مرتع هستند. بنابراین توجه خاص به عوامل مذکور میتواند در دستورکار مدیران و برنامهریزان قرار گیرد و زمینههای مشارکت هر چه بیشتر بهرهبرداران را در اصلاح و احیای مراتع، در هر منطقه فراهم آورد.
نگین خاتونی؛ مهدی کلاهی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناخت عمیق و تحلیل رفتارهای پیچیده، پویا و غیرخطی عوامل مؤثر در فرایند اجرای پروژههای احیاء اکوسیستم است. یافتن ارتباطات مختلف و تعیین مهمترین عوامل در هر حوضهای، جهت دستیابی به نتایجی چون چگونگی اثرگذاری عوامل بر یکدیگر، رویکرد توسعه پایدار در احیاء اکوسیستم، ایجاد انگیزه مشارکتی در گروداران بهویژه مردم ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، شناخت عمیق و تحلیل رفتارهای پیچیده، پویا و غیرخطی عوامل مؤثر در فرایند اجرای پروژههای احیاء اکوسیستم است. یافتن ارتباطات مختلف و تعیین مهمترین عوامل در هر حوضهای، جهت دستیابی به نتایجی چون چگونگی اثرگذاری عوامل بر یکدیگر، رویکرد توسعه پایدار در احیاء اکوسیستم، ایجاد انگیزه مشارکتی در گروداران بهویژه مردم محلی و نیز شناخت پیوندهای ارتباطی با حداکثر خیر جمعی، ضروری است. از اینرو، مجموعهای از متغیرها و مرزهای سیستمی مرتبط تعیین شدند. سپس با جمعبندی نظرات خبرگان و مردم محلی هفت روستای حوضه آبخیز ارغواندره مشهد، به کمک مصاحبه، پرسشنامه و پیمایش میدانی، دادهها بعد از جمعآوری، با روشهای SWOT و QSPM تحلیل شدند . در مجموع 33 پرسشنامه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در ادامه، از ابزار Vensim و روش پویاییشناسی سیستمی، جهت مدلسازی بهره گرفته شد و روابط علی و معلولی، جریان و انباشت، و حلقههای کاهنده، افزاینده و تعادلی در قالب یک مدل جامع، طراحی و ساخته شدند. نتایج پژوهش نشان داد مدل احیاء اکوسیستم، علاوه بر توانمندسازی جوامع محلی و سایر گروداران وابسته، موجب ایجاد انگیزه مشارکت جمعی آنها خواهد شد. یافتهها بر رویکرد تفکر سیستمی کلنگرانه تاکید دارند. از آنجایی که یکی از نقاط قوت این منطقه و درآمد مردم محلی به خصوص خانمها از طریق گیاهان دارویی و طب سنتی است، این مدل، از طریق مدیریت کلنگرانه، به جلب یاریگری و مشارکت مردم در راستای احیاء اکوسیستم منطقه با رویکرد حفاظت گیاهان دارویی در جهت رشد اقتصاد محلی، حفظ و پایداری خاک، احیاء و اصلاح اکوسیستم جنگلی و نیز افزایش روابط تعاملی و مدیریت تعارض میان کلیه گروداران میرسد.
سید مجید رضا حسینی مفرد؛ حسن احمدی؛ علی اکبر مهرابی؛ بهارک معتمدوزیری
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی اثر جادهسازی بر میزان فرسایش و تولید رسوب در جاده جدید هشتگرد - طالقان در استان البرز بود. بدین منظور با توجه به معادله کوکران، از جاده آسفالته هشتگرد-طالقان به طول ۲۶ کیلومتر و جاده خاکی هشتگرد-طالقان به طول 9 کیلومتر به ترتیب با 17 و 11 نمونه رسوبدهی جاده محاسبه شد و در نهایت با استفاده از روابط آماری میزان فرسایش ...
بیشتر
هدف از این پژوهش بررسی اثر جادهسازی بر میزان فرسایش و تولید رسوب در جاده جدید هشتگرد - طالقان در استان البرز بود. بدین منظور با توجه به معادله کوکران، از جاده آسفالته هشتگرد-طالقان به طول ۲۶ کیلومتر و جاده خاکی هشتگرد-طالقان به طول 9 کیلومتر به ترتیب با 17 و 11 نمونه رسوبدهی جاده محاسبه شد و در نهایت با استفاده از روابط آماری میزان فرسایش و رسوبدهی در کل مسیر برآورد شد. با اندازهگیری مستقیم فرسایش، کل رسوبات بهجامانده در طول مسیر برابر با 17259.32تن در سال به دست آمد که 6241.45 تن در سال مربوط به دیواره خاکبرداری و 11017.87 تن در سال مربوط به دیواره خاکریزی میباشد. با استفاده از مدل WARSEM، میزان کل رسوبدهی از جاده آسفالته و خاکی برابر 15172.67 تن در سال، معادل 52.14 تن بر هکتار در سال، برآورد شد که از این مقدار 9464.53 تن در سال، معادل 48.03 تن بر هکتار در سال سهم دیواره خاکبرداری و دیواره خاکریزی جاده آسفالته و 5708.14 تن در سال، معادل 63.22 تن بر هکتار در سال سهم دیواره خاکبرداری و دیواره خاکریزی جاده خاکی میباشد. حساسیت مدل WARSEM برای پارامترهای استانداردشده برای جاده آسفالته نشان داد که فاکتورهای شیب و زمینشناسی عامل مهمی در رسوب از دیواره خاکبرداری میباشد و فاکتور ارتفاع دیواره خاکریزی پارامتر بسیار مهمی در رسوبدهی دیواره خاکریزی میباشد. حساسیت مدل در جاده خاکی با توجه به این امتیاز پارامترها خیلی به هم نزدیک بود عامل عرض سطح جاده خاکی پارامتر بسیار مهمی در رسوبدهی دیواره خاکبرداری و خاکریزی میباشد
حسن محسنی؛ سیده فرانک حسینی سروستانی
چکیده
اراضی ملی در ایران به دلیل گستردگی ، پراکندگی در سراسر اقلیم ، اهمیت چشگیر بلحاظ آثار زیست و ارزشمندی اساسی " زمین " در اقتصاد ، بسیار حائز اهمیت می باشند . از سوی دیگر مشاهدات عینی و آمارهای منتشره از سوی مبادی ذیربط من جمله مجلس شورای اسلامی نشانگر این حقیقت است که تخریب غیرقابلجبران، تغییر کاربری غیرمجاز، تصرفات غیرقانونی و سوءاستفاده ...
بیشتر
اراضی ملی در ایران به دلیل گستردگی ، پراکندگی در سراسر اقلیم ، اهمیت چشگیر بلحاظ آثار زیست و ارزشمندی اساسی " زمین " در اقتصاد ، بسیار حائز اهمیت می باشند . از سوی دیگر مشاهدات عینی و آمارهای منتشره از سوی مبادی ذیربط من جمله مجلس شورای اسلامی نشانگر این حقیقت است که تخریب غیرقابلجبران، تغییر کاربری غیرمجاز، تصرفات غیرقانونی و سوءاستفاده از منابع طبیعی خاصه اراضی ملی روند صعودی و فزاینده ای داشته است . اینگونه اراضی طی دهههای گذشته تحت رژیمهای تقنینی گسترده و متکثری با اهداف گوناگون حفاظتی ، مدیریتی ، توسعه ای و بهره بردارانه قرار گرفتهاند، مع الوصف با وجود این تورم تقنینی میزان توفیق در حفاظت از این ثروت های ملی اندک بوده است . با عنایت به اینکه اصلاح ساختاری نظام نسبتاً ناموفق تقنینی حال حاضر ، مستلزم شناسایی هنجارها و آسیب شناسی سیر قانونگذاری در این حوزه می باشد ، لذا پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی ، تحلیلی و به روش استقرایی (از جزء به کل)، الگوهای هنجاری حاکم بر قانونگذاری در حوزه اراضی ملی و اهداف هریک از قوانین مصوب را واکاوی نموده و اصول بنیادین تقنینی و کاستیهای آنها را شناسایی می نماید. یافتهها حکایت از این دارند که چالش اصلی قانونگذاری در این حوزه نه کمبود قانون، بلکه تعدد و تورم مقررات پراکنده و بالتبع عدم انسجام در نگاه و اهداف قانونگذاریست . بدینترتیب، برخی اصول اساسی تقنینی مانند منع مالکیت خصوصی اراضی ملی بهسبب وضع استثنائات متعدد، پراکندگی نهادی و ضعف نظارت، در عمل کارایی خود را از دست داده و از این رهگذر منتج به عدم تحقق اهداف حفاظتی مدنظر قانونگذار گردیده اند وبر همین اساس، در پایان پژوهش پیشنهاداتی جهت اصلاح و تقویت سیاست تقنینی ارائه شده است . واژگان کلیدی : اراضی ملی، قانونگذاری، مالکیت عمومی، هنجارشناسی، منابع طبیعی.
خالد اوسطی؛ حامد جنیدی؛ ناهید عزیزی
چکیده
پیشبینی عملکرد گونههای مرتعی، یکی از ابزارهای کارا در برنامهریزی و سیاستگذاری منابع طبیعی هر کشور اسـت. متغیرهای آب و هوایی از جمله بارش و دما، نقش مهمی در پیشبینی تولید گونههای مرتعی دارند. در این تحقیق، به منظور تعیین اثرات خشکسالی بر تولید گونههای گیاهی شاخص مراتع قوشه استان سمنان، اندازهگیری تولید گونههای ...
بیشتر
پیشبینی عملکرد گونههای مرتعی، یکی از ابزارهای کارا در برنامهریزی و سیاستگذاری منابع طبیعی هر کشور اسـت. متغیرهای آب و هوایی از جمله بارش و دما، نقش مهمی در پیشبینی تولید گونههای مرتعی دارند. در این تحقیق، به منظور تعیین اثرات خشکسالی بر تولید گونههای گیاهی شاخص مراتع قوشه استان سمنان، اندازهگیری تولید گونههای شاخص منطقه در 30 پلات دو متر مربعی واقع بر دو ترانسکت به روش قطع و توزین و در یک دورۀ ده ساله (بین سالهای آبی 85-1384 تا 94-1393) انجام شد. در مرحلۀ بعد، ضمن محاسبۀ چندین شاخص خشکسالی و بررسی ارتباط بین مقادیر تولید گونههای مرتعی و مقادیر شاخصهای خشکسالی، مدل پیشبینی تولید در منطقۀ مورد بررسی براساس مقادیر شاخصهای خشکسالی مد نظر قرا گرفت. براساس مقادیر شاخصهای خشکسالی SIAP، PNPI و Z - Score، در دورۀ ده ساله مورد بررسی، چندین دورۀ ترسالی و خشکسالی حادث شده است. بررسی روابط بین مقادیر تولید و شاخصهای خشکسالی نشان داد که بهترین مدل خطی یک متغیرۀ ارائه شده برای تولید کل، مربوط به شاخصهای SIAP و Z – Score با 1/0= RRMSE بود که 53 درصد تغییرات تولید را در سطح اعتماد 95 درصد توجیه نمودند. اثر دورههای خشکسالی و ترسالی بر مقادیر و تولید گونههای مورد بررسی متفاوت بوده است، بهطوریکه نوسانات سالانۀ تولید برای گونههای یکساله بسیار شدید (بین 1 تا 11 درصد تولید کل سالانه) و برای گونههای چندساله و درختچهای بسیار ناچیز بوده است. حساسیت گونهها به نوسانات سالانۀ بارش و دورههای خشکسالی، ارتباط نزدیکی با ساختار و عمق ریشهدوانی گونهها دارد. با توجه به نتایج این تحقیق، گونههای Zygophyllum eurypterum، Stipa barbata و Ephedra intermedia و Artemisia sieberi به عنوان گونههای پیشنهادی در اصلاح و احیاء مراتع مورد مطالعه توصیه میشوند.
مسعود سالاری؛ فریدون سرمدیان؛ علی سلاجقه
چکیده
قوچ و میش از مهمترین گونههای حیاتوحش ایران به شمار میرود که در فهرست سرخ IUCN در رده آسیبپذیر (VU) قرار دارد. این گونه نقشی کلیدی در پایداری اکوسیستمهای مرتعی داشته و به حفظ تعادل زیستی و پویایی زیستگاههای طبیعی خود کمک میکند. اختلاف در ویژگیهای سرزمین از قبیل اقلیم، پستیوبلندی، خاک، پوشش گیاهی، منابع آبی و کاربری سرزمین ...
بیشتر
قوچ و میش از مهمترین گونههای حیاتوحش ایران به شمار میرود که در فهرست سرخ IUCN در رده آسیبپذیر (VU) قرار دارد. این گونه نقشی کلیدی در پایداری اکوسیستمهای مرتعی داشته و به حفظ تعادل زیستی و پویایی زیستگاههای طبیعی خود کمک میکند. اختلاف در ویژگیهای سرزمین از قبیل اقلیم، پستیوبلندی، خاک، پوشش گیاهی، منابع آبی و کاربری سرزمین منجر به جداسازی واحدهای مختلف تناسب سرزمین برای این گونه خواهد شد. این پژوهش با دنبالکردن رفتار گوسفندان وحشی طی مدت 10 سال، با هدف شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر تناسب زیستگاه گونه قوچ و میش وحشی و تهیه نقشه تناسب سرزمین با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین و فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) در پارک ملی خبر انجام گرفت. نتایج نشان داد منطقه دارای تناسب زیستگاهی نسبتاً خوب برای قوچ و میش است. ارتفاع، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از آب مهمترین عوامل مؤثر بر تناسب سرزمین برای گونه موردنظر بودند. اعتبارسنجی نتایج با استفاده از ضریب کاپا و شاخص دقت کلی، سطح بالایی از دقت در یافتهها را نشان میدهد و اهمیت استفاده از مدلهای یادگیری ماشین و AHP را در مطالعات ارزیابی تناسب سرزمین برجسته میسازد. نتایج میتواند به مدیران در درک نیازهای زیستگاهی گونه و شناسایی مناطق کلیدی برای حفاظت کمک کند.
مسلم رستم پور؛ عفت اکبری؛ محمد ساغری
چکیده
عمق کاشت بذر از جمله مهمترین عوامل موثر بر سبز شدن یکنواخت گیاه و موفقیت کاشت محسوب میشود. این تحقیق با هدف تعیین عمق مناسب کاشت بذر درختچه Atriplex canescens در نهالستان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان جنوبی انجام گردید، که از این طریق بتوان نهالهای مطلوب با ویژگیهای رویشی بهتر به منظور صرف هزینه کمتر در نهالستان تولید ...
بیشتر
عمق کاشت بذر از جمله مهمترین عوامل موثر بر سبز شدن یکنواخت گیاه و موفقیت کاشت محسوب میشود. این تحقیق با هدف تعیین عمق مناسب کاشت بذر درختچه Atriplex canescens در نهالستان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان جنوبی انجام گردید، که از این طریق بتوان نهالهای مطلوب با ویژگیهای رویشی بهتر به منظور صرف هزینه کمتر در نهالستان تولید کرد. بدین منظور پس از جمعآوری و آماده سازی بذور آتریپلکس و گلدانها، تعداد 15 عدد بذر در 5 عمق 1، 2، 3، 4 و 5 سانتیمتر با 5 تکرار کاشته شد. پس از طی مراحل کاشت، درصد ظهور و صفات رویشی نهال اندازهگیری شد. دادهها توسط آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) و آزمون LSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش عمق کاشت، کلیه خصوصیات مورد مطالعه کاهش معنیداری داشت (05/0≥p)، به طوریکه در عمق 4 و 5 سانتیمتر به حداقل میزان خود رسید. بیشترین درصد ظهور (7/34 و 3/34 درصد) مربوط به عمق 1 و 2 سانتیمتر و کمترین درصد ظهور نهال در اعماق 4 و 5 سانتی متر (4/2 درصد) مشاهده شد. از آنجایی که بین صفات درصد ظهور، شاخص بنیه نهال، طول و وزن ساقه نهال و محتوای رطوبت آتریپلکس کاشته شده در عمق 1 سانتیمتر و 3 سانتیمتر تفاوت معنیداری وجود ندارد، به دلیل تلفات بیشتر بذر در عمق سطحی خاک توسط شکارگرهای بذر مثل حشرات و پرندگان و خشک شدن سریع خاک در اثر تبخیر شدید آب در گلدان، کاشت بذر آتریپلکس در عمق 3 سانتیمتر توصیه میشود.
رضا یاری؛ مسلم رستم پور؛ سیده محبوبه میرمیران
چکیده
برآورد ارزش غذایی علوفه یک جنبه اصلی مدیریت دامدر مراتع محسوب میشود. باتوجه به اینکه گیاهان دارویی سهم عمدهای در ترکیب پوشش گیاهی مراتع دارند، بنابراین این پژوهش با هدف تعیین ارزش غذایی 9 گونه گیاه دارویی در دو مرحله رشد رویشی و گلدهی در مراتع استان خراسانرضوی در ...
بیشتر
برآورد ارزش غذایی علوفه یک جنبه اصلی مدیریت دامدر مراتع محسوب میشود. باتوجه به اینکه گیاهان دارویی سهم عمدهای در ترکیب پوشش گیاهی مراتع دارند، بنابراین این پژوهش با هدف تعیین ارزش غذایی 9 گونه گیاه دارویی در دو مرحله رشد رویشی و گلدهی در مراتع استان خراسانرضوی در سال 1401 اجرا شد. در ﻫﺮ ﻣﺮﺣﻠﻪ، 3 ﻧﻤﻮﻧﻪ و ﺑﺮای ﻫﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ، ﺣﺪاﻗﻞ 10 پایه گیاهیﻗﻄﻊ ﺷﺪ. پس از خشکشدن ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ در ﻫﻮای آزاد ﺧﺸک درصدپروتئین خام (CP) ، دیواره سلولی منهایهمیسلولز(ADF) ، دیواره سلولی (NDF) ، درصد هضمپذیری مادهخشک (DMD)و انرژی متابولیسم (ME) برای گونههای موردمطالعه تعیین شد.به منظور تجزیه و تحلیل آماری دادهها از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاًتصادفی (CRD) با دو عامل گونه در 9 سطح و مرحله در 2 سطح (رویشی و گلدهی) از تحلیل واریانس دوطرفه (ANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که تمامی صفات مورد مطالعه تحت تاثیر برهمکنش گونه گیاهی و مرحله فنولوژیکی قرار گرفتند. افزایش طول رشد از مرحله رویشی به گلدهی در بیشتر گونهها سبب کاهش پروتئین خام، درصد هضم پذیری ماده خشک و انرژی متابولیسمی و افزایش درصدد یواره سلولی منهایهمیسلولز شد. بیشترین میزان پروتئین خام و میزان هضمپذیری ماده-خشک در گونهRu.scutatus در مرحله رویشی مشاهده شد. در این بررسی میزان پروتئین، قابلیت هضمپذیری و انرژی متابولیسمی در مقادیر بالاتر از حد بحرانی در مرحله رویشی و در گونههایThymus kotschyanus، Rumex scutatusو Ferula haussknechtii مشاهده شد. بنابراین اواخر دوره رویشی همزمان با کاهش اسانس در این گونهها را میتوان به عنوان زمان مناسب برای چرای دام در این گونهها در نظر گرفت.
عباسعلی آروین؛ مرتضی خداقلی؛ سوسن مؤذنی
چکیده
آویشن یکی از مهمترین گیاهان دارویی است که تعدادی از گونههای آن بومی ایران هستند. با توجه به لزوم حفظ و گسترش آویشن، نیازهای اقلیم رویشی این گیاه مورد مطالعه قرار گرفته است. برای این منظور 52 پارامتر اقلیمی مؤثر بر رویش آویشن در 30 ایستگاه هواشناسی استان اصفهان و استانهای همجوار مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین مهمترین عوامل ...
بیشتر
آویشن یکی از مهمترین گیاهان دارویی است که تعدادی از گونههای آن بومی ایران هستند. با توجه به لزوم حفظ و گسترش آویشن، نیازهای اقلیم رویشی این گیاه مورد مطالعه قرار گرفته است. برای این منظور 52 پارامتر اقلیمی مؤثر بر رویش آویشن در 30 ایستگاه هواشناسی استان اصفهان و استانهای همجوار مورد استفاده قرار گرفت. برای تعیین مهمترین عوامل مؤثر بر رویش آویشن از تحلیل عاملی به روش تجزیۀ مؤلفههای اصلی با دوران واریماکس استفاده شد. تعیین مناطق اقلیم رویشی گیاه آویشن با استفاده از تکنیک سلسله مراتبی، پنج ناحیۀ اقلیمی را تشخیص داد که با توجه به پارامترهای اقلیمی مؤثر، به نامهای، ناحیۀ پر بارش و سرد، نیمهخشک و سرد، خشک و بادی، خشک و ابری و خشک و گرم نامگذاری گردید. عامل دمای سرمایش با میانگین امتیاز 55/2 بیشترین تأثیر مثبت و عامل باد با میانگین 28/0- با بالاترین امتیاز منفی در پراکنش گونۀ آویشن دنایی در مناطق دارای گونه داشته است. عامل بارش با میانگین امتیاز 8/0 در رتبۀ دوم امتیاز در مناطق واجد گونه دارا میباشد. در مجموع عوامل دمای سرمایشی و بارش مهمترین عامل در رشد و پراکنش این گونه میباشد که در ناحیۀ اقلیمی پربارش و سرد و نیمهخشک سرد دارای اثر مثبت میباشد.
ناصر مشهدی؛ سیروس شمشیری
چکیده
واحدهای فیزیوگرافی بر پایه شکل ناهمواریهای زمین به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر تنوع و توزیع مکانی پوشش و کاربری زمین تأثیر میگذارند. الگوهای ترکیبی اشکال سرزمین و کاربری زمین، از عوامل طبیعی انسانی ناشی میشوند که تعاملات بین آنها هنوز مشخص نیست. این مقاله در قالب بررسی موردی از تحلیل ژئومورفولوژی واحدهای کاربری سرزمین در یک منطقه ...
بیشتر
واحدهای فیزیوگرافی بر پایه شکل ناهمواریهای زمین به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر تنوع و توزیع مکانی پوشش و کاربری زمین تأثیر میگذارند. الگوهای ترکیبی اشکال سرزمین و کاربری زمین، از عوامل طبیعی انسانی ناشی میشوند که تعاملات بین آنها هنوز مشخص نیست. این مقاله در قالب بررسی موردی از تحلیل ژئومورفولوژی واحدهای کاربری سرزمین در یک منطقه نیمه خشک تا نیمه مرطوب برای اهداف برنامهریزی کاربری زمین اانجام شده است. واحدهای لندفرم بر پایه واحدهای سنگشناسی و فرایندهای پویا استخراج و تهیه شد. الگوهای مکانی توزیع غالب هر نوع کاربری زمین، با استفاده تصاویر ماهواره و بازدیدهای میدانی مورد مطالعه قرار گرفتند. طبقهبندی و نقشه کاربری زمین در دو فاز عملکرد و فعالیت انجام شد. تحلیل ژئومورفولوژی نشان میدهد که توزیع و گسترش کاربری زراعت در لندفرمهای دامنه منظم و دامنه با فرسایش سطحی رخ داده است. همچنین این کاربری در شیبهای 0 تا 10 درصد پراکنده است که نشاندهنده محدودیت گسترش از نظر شیب دارد. کاربریهای مرتع، چمنزار و منابع آب در تمام لندفرمها با هر نوع سنگ بستر و شیبهای توپوگرافی متفاوت گسترش دارند. کاربری شهری در مناطق کم ارتفاع با شیب کمتر از 5 درصد متمرکز شدهاند. نتایج نشان داد که لندفرم و شیب به شدت بر تنوع و الگوی کاربری زمین تأثیر میگذارند. در نظر گرفتن رابطه بین شرایط ژئومورفیک و کاربری زمین میتواند به مؤلفه کلیدی تصمیمگیری در هر طرح کاربردی تبدیل شود.
اعظم بیگی؛ ناصر مشهدی؛ مجید کریم پور ریحان
چکیده
فعالیتهای معدنی یکی از مهمترین علل تخریب خاک در اثر ناپایدار ساختن ساختار فیزیکوشیمیایی خاک است. در این تحقیق از دادههای کمی شاخصهای پایداری خاک، برای ارزیابی اثر استخراج سولفات سدیم بر ویژگیهای خاک و رفتار حفاظتی سطح زمین استفاده شد. روش تحقیق بر پایه، تغییرات شاخصهای پایداری خاک شامل، اسیدیته، هدایت الکتریکی، سدیم قابل ...
بیشتر
فعالیتهای معدنی یکی از مهمترین علل تخریب خاک در اثر ناپایدار ساختن ساختار فیزیکوشیمیایی خاک است. در این تحقیق از دادههای کمی شاخصهای پایداری خاک، برای ارزیابی اثر استخراج سولفات سدیم بر ویژگیهای خاک و رفتار حفاظتی سطح زمین استفاده شد. روش تحقیق بر پایه، تغییرات شاخصهای پایداری خاک شامل، اسیدیته، هدایت الکتریکی، سدیم قابل تبادل، نسبت جذب سدیم و نسبت کلسیم قابل تبادل به منیزیم برای سطوح طبیعی (خاک سطحی دست نخورده)، لایه جداسازی شده خاک سطحی (خاک جابجا شده) و لایه برداشت سولفات سدیم انجام شد. نتایج نشان داد که مقدار درصد سدیم قابل تبادل و نسبت کلسیم قابل تبادل به منیزیم در لایه خاک جابجا شده و لایه استخراج سولفات نسبت به خاک طبیعی کاهش یافته است. در حالیکه محتوای ماده آلی خاک، در تمام لایهها تغییری نکردهاست و مقدار هدایت الکتریکی در لایه استخراج سولفات از همه لایهها بیشتر است. نتایج ارزش دادههای پایداری خاک نشاندهنده ناپایداری لایه خاک جابجا شده نسبت به دو لایه دیگر است. بر اساس نتایج ارائه شده، نشان داده شده است که پتانسیل ناپایداری خاک به دلیل استخراج سولفات سدیم افزایش می یابد.
الهام مهرابی گوهری؛ رقیه شهریاری پور؛ احمد تاج آبادی پور؛ سیدروح اله موسوی
چکیده
این مطالعه با هدف مقایسه کارایی مدلهای رگرسیون درختی (RT)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و مدل عصبی فازی (ANFIS) بهمنظور نقشهبرداری رقومی بافت خاک در بخشی از اراضی سیرجان انجام شد. بر این اساس در 84 نقطه مشاهداتی با شبکه منظم 2×2 کیلومتر از عمق صفر تا 30 سانتیمتر، نمونهبرداری خاک انجام گرفت و اجزای تشکیلدهنده بافت خاک به روش هیدرومتری ...
بیشتر
این مطالعه با هدف مقایسه کارایی مدلهای رگرسیون درختی (RT)، شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و مدل عصبی فازی (ANFIS) بهمنظور نقشهبرداری رقومی بافت خاک در بخشی از اراضی سیرجان انجام شد. بر این اساس در 84 نقطه مشاهداتی با شبکه منظم 2×2 کیلومتر از عمق صفر تا 30 سانتیمتر، نمونهبرداری خاک انجام گرفت و اجزای تشکیلدهنده بافت خاک به روش هیدرومتری تعیین شد. در این مطالعه نقشه زئومورفولوژی، شاخصهای طیفی و گیاهی سنجش از دور و مشتقات مدل رقومی ارتفاع (DEM) به عنوان دادههای کمکی پیشبینی کننده اجزای بافت خاک استفاده شد. سپس مهمترین دادهها توسط روش تجزیه مؤلفههای اصلی (PCA) انتخاب شدند. با استفاده از روشPCA ، 8 متغیر توپوگرافی از مشتقات DEM و6 شاخص پوشش گیاهی و طیفی به منظور ورودی مدلها انتخاب شدند. برای بررسی عملکرد مدلهای مختلف در برآورد متغیرهای وابسته (رس، شن و سیلت) از سه روش خطای ضریب تبیین (R2)، خطای متوسط (ME) ،متوسط مربعات خطا (RMSE) و میانگین خطای مربعات نرمال شده(nRMSE) استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار متوسط مربعات خطا در مدل انفیس برای متغیرهای رس، شن و سیلت به ترتیب 43/1، 98/1 و 10/2 بود و برای متغیر رس 32/4 ، شن 5 و سیلت 54/4 واحد نسبت به رگرسیون درختی کاهش داشت. همچنین پارامترهای نقشه ژئوموفولوژی، شاخص خیسی توپوگرافی، شاخص همواری دره، باند 5 و 6 لندست 8 بیشترین اهمیت نسبی را در پیشبینی اجزاء بافت خاک ارائه نمودند. بنابراین، نقش اشکال ژئومورفولوژیک در توزیع و تغییرات بافت خاک بسیار مهم و برجسته است و توجه به این نقشهها در مطالعات خاکشناسی میتواند به بهبود پیشبینیها در تهیه نقشههای مدیریتپذیر خاک کمک کند.
مریم اسدی؛ آرش ملکیان؛ علی سلاجقه
چکیده
مدلهای GCM به طور وسیع برای ارزیابی تغییر اقلیم در یک مقیاس جهانی استفاده میشود؛ اما خروجی این مدلها برای ارزیابی تغییرات اقلیمی در سطح محلی و منطقهای کافی و دقیق نیست. لذا در این مطالعه از مدل SDSM جهت ریزمقیاسسازی دادههای مدل CanESM2 استفاده شد و شرایط اقلیمی منطقه سمیرم بر مبنای سه سناریوی RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 در بازه زمانی 2020 تا 2100 ...
بیشتر
مدلهای GCM به طور وسیع برای ارزیابی تغییر اقلیم در یک مقیاس جهانی استفاده میشود؛ اما خروجی این مدلها برای ارزیابی تغییرات اقلیمی در سطح محلی و منطقهای کافی و دقیق نیست. لذا در این مطالعه از مدل SDSM جهت ریزمقیاسسازی دادههای مدل CanESM2 استفاده شد و شرایط اقلیمی منطقه سمیرم بر مبنای سه سناریوی RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 در بازه زمانی 2020 تا 2100 میلادی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ارزیابی مدل برمبنای دادههای NCEP نشان داد که مدل در ارزیابی و پیشبینی دادههای دما به خصوص دمای میانگین از دقت بالاتری برخوردار بوده است. مقایسه دادههای مشاهداتی و دادههای شبیهسازی شده دما و بارندگی GCMها در دوره پایه (1980 تا 2005) براساس متغیرهای پیشبینی کننده NCEP نشان داد که میانگین همبستگی دادههای بارش 52/0، دمای میانگین 88/0، دمای حداکثر 80/0 و دمای حداقل 70/0 (برای دوره اعتبار سنجی و واسنجی) به دست آمده است. نتایج ارزیابی تغییرات بارش در سناریوهای مختلف نیز کاهش حداقل 24/7 درصد و حداکثر 55/18 درصد بارش را برای بازهزمانی 2020 تا 2100 نسبت به دوره پایه (1980-2005) پیشبینی نموده است. نتایج پیشبینی بارش، تغییرات الگوی بارشی را نیز نشان داده است. همچنین مقایسه سناریوها نشان میدهد که سناریو RCP2.6 به عنوان خوشبینانهترین سناریو کمترین کاهش بارندگی و سناریو RCP8.5 بیشترین کاهش بارندگی را پیشبینی نموده است. بررسی تغییرات پیشبینی شده دما نیز افزایش را برای دمای میانگین و حداقل و حداکثر را نشان میدهد که حداکثر تا 04/1، 61/1، 75/1 درجه سانتیگراد برای بازه 2020 تا 2100 نشان داده است.
هسل پوری؛ واحدبردی شیخ؛ حسن یگانه
چکیده
تحقیق حاضر با هدف مکانیابی مناطق مناسب استحصال آب باران در سطح مراتع شمال شهرستان آققلا برای تأمین آب شرب مورد نیاز دام با استفاده از معیارهای تأثیرگذار و سیستمهای تصمیمگیری چندمعیاره صورت گرفت. با استفاده از روش تلفیق سیستمهای تصمیمگیری چند معیاره و نرمال سازی دادههای رستری پیوسته در محیط GIS نسبت به تهیۀ نقشۀ پتانسیل ...
بیشتر
تحقیق حاضر با هدف مکانیابی مناطق مناسب استحصال آب باران در سطح مراتع شمال شهرستان آققلا برای تأمین آب شرب مورد نیاز دام با استفاده از معیارهای تأثیرگذار و سیستمهای تصمیمگیری چندمعیاره صورت گرفت. با استفاده از روش تلفیق سیستمهای تصمیمگیری چند معیاره و نرمال سازی دادههای رستری پیوسته در محیط GIS نسبت به تهیۀ نقشۀ پتانسیل استحصال آب باران اقدام گردید. برای مکانیابی مناطق دارای پتانسیل استحصال آب باران از روش امتیازدهی وزنی خطی (WLC) در بازۀ صفر الی یک و به روش MCE در محیط GIS و معیارهای فاصله از منابع آب، فاصله از دامداری، تراکم دام در سامان عرفی، شاخص نرمالشدۀ تفاوت پوشش گیاهی (NDVI)، فاصله از جاده، درصد شیب، فاصله از مناطق مسکونی و بافت خاک استفاده شده است. نتایج بهدست آمده از این تحقیق نشان میدهد که در حدود 2/5 از منطقۀ مورد مطالعه پتانسیل مناسب برای استحصال آب باران به منظور تأمین آب شرب دام را دارد. همچنین نتایج نظرسنجی از بهرهبرداران نشان داد که از بین 107 بهرهبردار مراتع منطقه، حدود 70 درصد، تمایل به احداث و استفاده از سامانههای استحصال آب باران دارند اما هزینههای بالای احداث آن را مانع اصلی میدانند.
مهشید سوری؛ مینا بیات؛ سعیده ناطقی
چکیده
گسترش روزافزون صنعت و فعالیتهای معدن کاوی، باعث افزایش آلودگیهای زیست محیطی شده و این آلودگیها از طریق آب، هوا و همچنین از طریق ورود پساب و ضایعات به داخل خاک، اثرات و پیامدهای غیرقابل جبرانی بر اکوسیستمهای طبیعی وارد مینمایند. این پژوهش با هدف بررسی پتانسیل گیاهپالایی گونههای مرتعی Artemisia sieberi و Salsola richteri وorientalis Scariola و ...
بیشتر
گسترش روزافزون صنعت و فعالیتهای معدن کاوی، باعث افزایش آلودگیهای زیست محیطی شده و این آلودگیها از طریق آب، هوا و همچنین از طریق ورود پساب و ضایعات به داخل خاک، اثرات و پیامدهای غیرقابل جبرانی بر اکوسیستمهای طبیعی وارد مینمایند. این پژوهش با هدف بررسی پتانسیل گیاهپالایی گونههای مرتعی Artemisia sieberi و Salsola richteri وorientalis Scariola و همچنین بررسی غلظت فلزات سنگین (روی، نیکل و آرسنیک) در خاک معدن آهن سنگان در استان خراسان رضوی انجام شد. ابتدا بر اساس بررسی اولیه پراکنش پوششگیاهی در امتداد گرادیان اکولوژیکی منطقه، تیپهای گیاهی غالب مشخص گردید. سپس، از بخشهای مختلف گونه های گیاهی غالب منطقه خواف و خاک اطراف ریشه آنها در فواصل مختلف از معدن در جهت باد غالب منطقه نمونهبرداری گردید. برای اندازهگیری میزان آلودگی به فلزات در نمونههای برداشت شده، از روش اکسیداسیون و دستگاه پلاسمای جفت شده القایی استفاده شد. سپس، به منظور ارزیابی و بررسی توانایی گیاهان انتخاب شده در پاکسازی محیط از فلزات مختلف، چند شاخص مختلف گیاه پالایی بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد، پوششهای گیاهی مختلف از نظر شاخصهای مختلف عنصر روی، آرسنیک و نیکل اختلاف معنیداری با یکدیگر دارند، به طوریکه بیشترین میزان شاخصهای تغلیظ زیستی BCF روی (38/1)، آرسنیک(54/0) و نیکل (45/0) وBAC روی (53/1)، آرسنیک (48/0) و نیکل(04/0) مربوط به پوشش گیاهی Salsola richteri است که قابلیت تجمعی بالای گیاه Salsola richteri را در جذب روی نشان میدهد. همچنین، ارزیابی آلودگی خاک با استفاده از فاکتور آلودگی (CF) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo) انجام شد.
مریم سادات جعفرزاده؛ علی حقی زاده؛ ایرج ویس کرمی
چکیده
کشاورزی، متداولترین مصرفکننده منابع آب زیرزمینی در دنیا بوده و اقتصاد زراعی شدیدا وابسته به آب زیرزمینی میباشد. استفاده از روشهای طبقهبندی در زمینههای علمی بسیاری، از جمله کشاورزی پایدار، به دلیل دخالت پارامترهای موثر بیشتر و متعاقبا نتایج دقیقتر، مورد توجه قرار گرفته است. مدلهای تحلیل تشخیصی نسبت به روشهای مدرن ...
بیشتر
کشاورزی، متداولترین مصرفکننده منابع آب زیرزمینی در دنیا بوده و اقتصاد زراعی شدیدا وابسته به آب زیرزمینی میباشد. استفاده از روشهای طبقهبندی در زمینههای علمی بسیاری، از جمله کشاورزی پایدار، به دلیل دخالت پارامترهای موثر بیشتر و متعاقبا نتایج دقیقتر، مورد توجه قرار گرفته است. مدلهای تحلیل تشخیصی نسبت به روشهای مدرن پیچیدهتر، دقیقتر بوده و کارایی بهتری دارند. درپژوهش حاضر، پتانسیلیابی مناطق مستعدنفوذ آب به داخل خاک در بخشهایی از شهرهای خمین، شازند، ازنا، الیگودرز و دورود (منطقه مطالعاتی ماربره)، با استفاده از روش تحلیل تشخیصی آمیخته (MDA) مورد بررسی قرار گرفت. بهاینمنظور، نمونههای نفوذ برداشت شده با از روش استوانه مضاعف، همراه با لایههای محیطی ، به مدل معرفی شدند. بهمنظور صحتسنجی نتایج نیز از منحنی ROC، شاخصهای CCI، TSS، Recall و Precision استفاده گردید. بر اساس نتایج، بخشهایی از شازند، خمین، دورود، ازنا و الیگودرز بهترتیب 2/6، 1/6، 7/12، 3/13 و 9/15% دارای پتانسیل نفوذپذیری زیاد و 1/20،5/16، 3/14، 6/19 و 8/10% دارای پتانسیل نفوذپذیری بسیار زیاد برآورد شدند. عمده این مناطق دارای بافت شنی و از نوع سازندهای کواترنری با کاربری کشاورزی و مرتع میباشند. ارزیابی صحت نتایج نیز با استفاده از شاخصهای صحتسنجی که به ترتیب 89/0%، 66/76، 53/0، 91/0 % و 73/0 % بدست آمدند، نشاندهنده کارایی قابل قبول، خوب و عالی مدل میباشد. نتایج این بررسی، میتواند در تصمیمات مدیران و برنامهریزان در رابطه با تغذیه آبهای زیرزمینی متناسب با نیازهای شهری و کشاورزی، مفید باشد، چرا که منابع آب زیرزمینی و اطمینان از پایداری آنها، عامل اصلی کشاورزی پایدار میباشد.
حسن یگانه؛ فاطمه مبرهن؛ فاطمه مهدی قلیان؛ صادق آتشی
چکیده
گلابی خاردار به دلیل توانایی بالا در تحمل شرایط نامساعد آب و هوایی و حفاظت از خاک نقش بسیار مهمی در اکوسیستمهای شور، خشک و نیمه خشک را ایفا میکند. هدف این مطالعه بررسی برخی خصوصیات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی بخش های مختلف گیاه Opuntia stricta در دو منطقه نکا و انبارآلوم میباشد. نمونه برداری از اندامهای مختلف به صورت تصادفی در سال ...
بیشتر
گلابی خاردار به دلیل توانایی بالا در تحمل شرایط نامساعد آب و هوایی و حفاظت از خاک نقش بسیار مهمی در اکوسیستمهای شور، خشک و نیمه خشک را ایفا میکند. هدف این مطالعه بررسی برخی خصوصیات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی بخش های مختلف گیاه Opuntia stricta در دو منطقه نکا و انبارآلوم میباشد. نمونه برداری از اندامهای مختلف به صورت تصادفی در سال 1399 انجام شد. برخی ویژگی های گیاه شامل اندازه میوه و کلادود، ویتامین ث و اسیدیته، اندازه گیری پکتین از پوست و گوشت میوه، اندازه گیری کلروفیل و کاراتنوئید، آنتوسیانین پوست و گوشت، اندازهگیری مواد جامد محلول(Tss) از اندامهای گیاه با استفاده از دستگاه کولیس، اسپکتوفتومتر و رفرکتومتر اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که میزان وزن خشک بذر، میزان هدایت الکتریکی کلادود و میوهها (EC)، تعداد پایه، تعداد میوه و تعداد کلادود در سطح 5 و 1 درصد معنی دار هستند و میزان وزن خشک بذر در منطقه نکا (71/1) گرم بیشتر از انبارآلوم (3/1) گرم است. همچنین میزان هدایت الکتریکی آبمیوه (EC) در منطقه نکا (78/3) دسیسیمنس بر سانتیمتر بیشتر از انبارآلوم (34/6) دسیسیمنس بر سانتیمتر اندازه گردید. از طرفی تعداد پایه، تعداد میوه و تعداد کلادود در واحد سطح در منطقه نکا (7/1، 51، 16/111) بیشتر از انبارآلوم (33/1، 03/11، 4/36) اندازهگیری شد. میتوان بیان کرد شرایط اقلیمی بر روی پارامترهای رشدی و تولید میوه آن تاثیر گذار است و مهمترین عامل نیز دسترسی به آب است. انتخاب منطقه مناسب جهت بهرهوری بیشتر از این گیاه حائز اهمیت است و توصیه میگردد که در احداث و گسترش این گیاه از ویژگیهای منطقهای و پاسخ گیاه اطلاعات لازم را جمع آوری نمود.
حسن اشتری؛ مهدی قربانی؛ سید امیر حسین گرکانی؛ صدیقه غفاری؛ سجاد امیری؛ مریم یزدان پرست
چکیده
در چشمانداز پویای حکمرانی پایدار سرزمین، درک موقعیت ذینفعان برای تدوین و اجرای موثر سیاستها بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، بهمنظور پایش شبکه سیاستی ذینفعان سازمانی، موقعیت این دست اندرکاران پس از انجام طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان گچساران، با استفاده از ابزار تحلیل شبکه اجتماعی بررسی شد. در این زمینه، 22 ...
بیشتر
در چشمانداز پویای حکمرانی پایدار سرزمین، درک موقعیت ذینفعان برای تدوین و اجرای موثر سیاستها بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، بهمنظور پایش شبکه سیاستی ذینفعان سازمانی، موقعیت این دست اندرکاران پس از انجام طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان گچساران، با استفاده از ابزار تحلیل شبکه اجتماعی بررسی شد. در این زمینه، 22 ذینفع سازمانی مرتبط با طرح مذکور شناسایی و پیوند تبادل اطلاعات و همکاری بین آنها سنجش شد. در ادامه، موقعیت و قدرت ذینفعان با استفاده از چهار شاخص اصلی، شامل مرکزیت درجه، مرکزیت مجاورت، مرکزیت بینابینی، و مرکزیت بردار ویژه بررسی شد. براساس نتایج، بالاترین مرکزیت درجه ورودی مربوط به سازمانهای فرمانداری، بخشداری، صندوق کارآفرینی امید، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و سازمان جهاد کشاورزی است. بنابراین بالاترین حد شهرت و اقتدار سیاسی در شبکه مربوط به این کنشگران است. بالاترین مرکزیت درجه خروجی، مجاورت، بینابینی و بردار ویژه به سازمانهای فرمانداری، میراث فرهنگی و گردشگری، صندوق کارآفرینی امید و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تعلق دارد. این کنشگران از نظر نفوذ سیاسی، واسطهگری، دسترسی به منابع و اطلاعات و قدرت سیاسی از جایگاه بالاتری برخوردار هستند. بهطور کلی، مرکزیت درجه خروجی سازمانها نسبت به مرکزیت ورودی بالاتر میباشد که این نشان میدهد که این سازمانها بیشتر از دریافت اطلاعات به گسترش همکاری، توزیع اطلاعات و منابع میپردازند. نتـایج ایـن پژوهش میتواند مدیران و متولیان را در اجرای طرحهای توسعه روستایی در سایر مناطق پایلوت در راستای حکمرانی پایدار سرزمین یاری کند.
وحید چیت ساز؛ علی اکبر نظری سامانی؛ سعید سلطانی؛ سادات فیض نیا
چکیده
پدیدههای فرسایش و رسوب دو پدیده اجتنابناپذیر حوزههای آبخیز هستند. در این پژوهش به منظور مدلسازی تعیین بار معلق رسوب 69 حوزه موجود در حوزههای آبخیز کارون بزرگ و کرخه ابتدا اطلاعات 30 نوع ویژگی فیزیوگرافیکی، ژئومرفولوژیکی، پوشش گیاهی و اقلیمی برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. با استفاده از تجزیه مؤلفههای اصلی، ماتریس خصوصیات ...
بیشتر
پدیدههای فرسایش و رسوب دو پدیده اجتنابناپذیر حوزههای آبخیز هستند. در این پژوهش به منظور مدلسازی تعیین بار معلق رسوب 69 حوزه موجود در حوزههای آبخیز کارون بزرگ و کرخه ابتدا اطلاعات 30 نوع ویژگی فیزیوگرافیکی، ژئومرفولوژیکی، پوشش گیاهی و اقلیمی برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. با استفاده از تجزیه مؤلفههای اصلی، ماتریس خصوصیات به 8 ویژگی عامل مبنا شامل: رسوب سالانه، مساحت، محیط، طول آبراهه اصلی، رلیف حوزه، متوسط ارتفاع در 85% بالایی آبراهه اصلی، ارتفاع موقعیت 15% پایینی طول آبراهه اصلی و تعداد زمین لغزش در هر حوزه تقلیل یافت. حوزههای موجود بر اساس ویژگیهای منتخب به 6 گروه همگن تقسیم و با استفاده از رگرسیون چند متغیره گام به گام مدلسازی رسوبدهی حوزهها انجام شد. بر اساس منحنیهای جرم مضاعف بین دادههای رسوب-بارش، از بین 35 ایستگاه که در بالا دست خود دارای انواع سدهای مخزنی بودند، رسوبدهی 29 ایستگاه تحت تأثیر سدهای بالا دست خود قرار داشتند. نتایج نشان داد که سدهای بزرگ میتوانند بر عملکرد رسوب پایین دست خود تا طول 98 کیلومتری رودخانه تأثیر بگذارد. همچنین در هر گروه ترکیب خاصی از ویژگیها بر روی رسوبدهی حوزهها تأثیر گذار هستند. بر اساس شاخص های اعتبارسنجی ، مدلهای به دست آمده دارای کارایی بالایی هستند (ضریب نش ساتکلیف 72/0 و ضریب تبیین 71/0). بطور کلی، ویژگیهای فیزیوگرافی حوزه مانند محیط، مساحت، طول آبراهه اصلی و رلیف حوزه نسبت به سایر عوامل اقلیمی، پوششگیاهی و زمینشناسی منطقه از درجه اهمیت بیشتری برخوردارند و کل واریانس تبیین شده توسط ویژگیهای ذکر شده 3/87 درصد است.