مرضیه موسوی؛ سعید محمدزاده؛ مسعود یزدانپناه؛ عباس میرزایی
چکیده
شناسایی ذینفعان سازمانی، یکی از الزامات اجرایی نمودن برنامهریزیهای منابع آب میباشد. هر گونه سیاستگذاری در زمینه آب، نیازمند شناسایی میزان تأثیر هر یک از ذینفعان بر ابعاد مسئله و در ارتباط با یکدیگر است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ذینفعان و بررسی ساختار روابط اجتماعی با تأکید بر پیوند شبکه تصمیمگیری در راستای حکمرانی آب حوضه ...
بیشتر
شناسایی ذینفعان سازمانی، یکی از الزامات اجرایی نمودن برنامهریزیهای منابع آب میباشد. هر گونه سیاستگذاری در زمینه آب، نیازمند شناسایی میزان تأثیر هر یک از ذینفعان بر ابعاد مسئله و در ارتباط با یکدیگر است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ذینفعان و بررسی ساختار روابط اجتماعی با تأکید بر پیوند شبکه تصمیمگیری در راستای حکمرانی آب حوضه کارون بزرگ است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان، مدیران و کارشناسان سازمانهای مرتبط با حکمرانی آب حوضه کارون بزرگ است. نمونه پژوهش به صورت هدفمند و از طریق نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و تکمیل پرسشنامههای مربوطه انجام گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار UCINET6.528 صورت گرفت. براساس نتایج، ذینفعان حکمرانی آب حوضه کارون بزرگ در سه طبقه کنشگران کلیدی (%34/33)، مشمولها (%30) و سیاهیلشکر (%66/36) دستهبندی شدند. براساس نتایج پژوهش، شاخص تراکم نشاندهنده بالا بودن میزان انسجام بین سازمانها بر مبنای پیوند تصمیمگیری است. شاخصهای دوسویگی و انتقالیافتگی پیوندها متوسط رو به بالا بود که نشان از استحکام و پایداری بیشتر در شبکه تصمیمگیری است. همچنین، میانگین فاصله ژئودزیک در پیوند شبکه تصمیمگیری بین سازمانی گویای کم بودن فاصله اجتماعی بین افراد و در نتیجه بالا بودن سرعت گردش پیوند تصمیمگیری در بین آنان بوده است. به علاوه، براساس شاخص اندازه مؤثر در منطقه مورد مطالعه در شبکه دستاندرکاران سازمانی مرتبط با حکمرانی آب، سازمان آب و برق تصمیمگیرنده اصلی در رابطه با حکمرانی آب حوضه کارون بزرگ در استان خوزستان است.
زیبا مقصودی؛ حمید رضا متین فر؛ سید روح اله موسوی
چکیده
مقیاس متغیرهای محیطی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که هنگام انتخاب داده برای نقشه برداری رقومی خاک باید در نظر گرفته شود. با توجه یه پیچیدگی های عوامل موثر بر تشکیل خاکها، استفاده از مقیاس مناسب به دلیل نقش مهمی که در انتخاب ویژگی و تعمیم اطلاعات دارد، بسیار حائز اهمیت میباشد. هدف از این مطالعه انتخاب مقیاس بهینه برای پیشبینی شش ...
بیشتر
مقیاس متغیرهای محیطی یکی از مهمترین ویژگیهایی است که هنگام انتخاب داده برای نقشه برداری رقومی خاک باید در نظر گرفته شود. با توجه یه پیچیدگی های عوامل موثر بر تشکیل خاکها، استفاده از مقیاس مناسب به دلیل نقش مهمی که در انتخاب ویژگی و تعمیم اطلاعات دارد، بسیار حائز اهمیت میباشد. هدف از این مطالعه انتخاب مقیاس بهینه برای پیشبینی شش ویژگی خاک شامل کربنآلی (SOC)، کربنات کلسیم معادل (CCE)، pH، شن، سیلت و رس در دشت سیلاخور استان لرستان است. برای این منظور تعداد 100 نمونه خاک سطحی ( 30-0 سانتیمتری) بر اساس الگوی نمونهبرداری تصادفی برداشت گردید. متغیرهای محیطی توپوگرافی و سنجش از دور از مدل رقومی ارتفاع (DEM) و ماهواره لندست 8 استخراج شدند. سپس متغیرهای محیطی بهینه توسط روش حذف ویژگی برگشتی در منطقه انتخاب گردید. مدلسازی ویژگیهای خاک توسط مدلهای یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF)، رگرسیون بردار پشتیبان (SVR)، کوبیست (CB) و مدلسازی ترکیبی اجرا شدند. نتایج مدلسازی نشان داد، مدل RF برای پیشبینی CCE، pH، Sand و Silt با R2 به ترتیب برابر با 64/0، 65/0، 59/0 و 7/0 بهترین عملکرد را داشت. همچنین مدل SVR با 62/0R2= برای پیشبینی SOC و مدل CB با 66/0R2= برای پیشبینی Clay بیشترین دقت را نشان دادند. مناسبترین اندازه سلول برای CCE، pH، Sand و Silt 30 *30 متر، برای SOC 60 *60 متر و برای Clay 90 *90 متر شناخته شد. به طور کلی نتایج نشان داد که در مناطقه مطالعاتی استفاده از مقیاسهای میانی (اندازه سلول 30 *30 متر تا 90 *90 متر) منجر به پیشبینی ویژگیهای خاک با دقت بالاتر شد.
سید علیرضا حسینی؛ حسن خسروی؛ حمید غلامی؛ یحیی اسماعیلپور؛ آرتمی سردا
چکیده
تغییر کاربری اراضی و تغییر پوشش زمین، از مهمترین مباحث زیست محیطی مورد توجه در دنیا میباشند. چنین تغییراتی معمولاً در اثر عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی ایجاد میشود. مناطق ساحلی در جهان از اهمیت اکولوژیکی، اقتصادی و سیاسی زیادی برخوردارند. در پژوهش حاضر روند تغییرات کاربری اراضی مناطق ساحلی جنوب ایران شامل سه استان سیستان ...
بیشتر
تغییر کاربری اراضی و تغییر پوشش زمین، از مهمترین مباحث زیست محیطی مورد توجه در دنیا میباشند. چنین تغییراتی معمولاً در اثر عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی ایجاد میشود. مناطق ساحلی در جهان از اهمیت اکولوژیکی، اقتصادی و سیاسی زیادی برخوردارند. در پژوهش حاضر روند تغییرات کاربری اراضی مناطق ساحلی جنوب ایران شامل سه استان سیستان بلوچستان، هرمزگان، بوشهر طی دورۀ 31 ساله (1367 – 1398) مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا از تصاویر ماهوارهای لندست، سنجندههای TM، ETM+ و OLI و از روش حداکثر احتمال نیز برای طبقهبندی تصاویر ماهوارهای استفاده گردید. همچنین جهت اثرگذاری طبقات کاربری اراضی بر روند تخریب سرزمین از شاخصهای پوشش گیاهی (SAVI) و شاخص شوری (SI1) استفاده شد. نتایج روند تغییرات کاربری اراضی نشان داد که تغییرات طبقات کاربری مناطق انسان ساخت و اراضی شور به عنوان پویاترین طبقات کاربری به ترتیب، روند افزایشی 72/2 و 14/1 درصد را دنبال میکند. یافتههای تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد، سه متغیر پوشش گیاهی، اراضی شور و مناطق انسان ساخت و چهار متغیر پوشش گیاهی، اراضی شور، مناطق انسان ساخت و ماسهزار به ترتیب 3/22 و 8/37 درصد تغییرات متغیر وابسته شاخصهای پوشش گیاهی و شوری را تبیین میکنند. بنابراین در بیش از 60 درصد تغییرات، دیگر متغیرهای محیطی اثر گذار میباشند. از این رو با توجه به نتایج بهدست آمده از مساحت طبقات کاربری و تحلیل رگرسیونی و روند متوسط تغییراتSAVI و SI1 که در آن، طبقۀ کاربری پوشش گیاهی و SAVI روند کاهشی و طبقۀ اراضی شور و SI1 روند افزایشی را نشان میدهد، میتوان نتیجه گرفت که تغییرات کاربری اراضی پدیدهای است که خدمات اکوسیستم را تغییر میدهد که تقریباً اثرات آن غیرقابل جبران و برگشت ناپذیر میباشد. این نتیجهای جز بهم خوردن تعادل اکوسیستم و تشدید روند تخریب سرزمین در مناطق ساحلی به همراه نخواهد داشت.
حمیدرضا کشتکار؛ حسن یگانه؛ امید کاوسی
چکیده
گیاه باریجه (Ferula gummosa)، از گونههای کمیاب و ارزشمند در مراتع ایران است که به دلیل ارزش بالای اقتصادی، مورد بهرهبرداری ذینفعان محلی قرار میگیرد. در این مطالعه به بررسی و مقایسه عملکرد شش مدل پیشبینی کننده (شبکه عصب مصنوعی، جنگل تصادفی، مدل خطی تعمیم یافته، مدل تقویت شده تعمیم یافته، مدل پاکت دامنه سطحی، و روش تجزیه و تحلیل درخت ...
بیشتر
گیاه باریجه (Ferula gummosa)، از گونههای کمیاب و ارزشمند در مراتع ایران است که به دلیل ارزش بالای اقتصادی، مورد بهرهبرداری ذینفعان محلی قرار میگیرد. در این مطالعه به بررسی و مقایسه عملکرد شش مدل پیشبینی کننده (شبکه عصب مصنوعی، جنگل تصادفی، مدل خطی تعمیم یافته، مدل تقویت شده تعمیم یافته، مدل پاکت دامنه سطحی، و روش تجزیه و تحلیل درخت طبقهبندی) پرداخته شد. همچنین جهت ارزیابی تأثیر برهمکنش متغیرهای توپوگرافی با سایر متغیرها، دو مجموعه متغیر محیطی جهت واسنجی مدلها کمیسازی شده و مورد استفاده قرار گرفت. مجموعه متغیر اول حاوی یازده عامل، مشتمل بر متغیرهای توپوگرافیک، اقلیمی، ادافیکی و سنجش از دوری است و مجموعه متغیر دوم حاوی شش عامل، مشتمل بر متغیرهای اقلیمی، ادافیکی و سنجش از دوری میباشد. عملکرد مدل با استفاده از شاخص (TSS)، (ROC) و (Accuracy) ارزیابی شد. بر اساس شاخصهای ارزیابی، مدل تقویت شده تعمیم یافته بهتر از سایر روشهای یادگیری ماشینی توانست آشیان اکولوژیک گیاه باریجه را پیشبینی کند. همچنین نتایج نشان داد که حذف متغیرهای توپوگرافی، دقت مدلها را بر اساس شاخص TSS، بین 11 تا 25 درصد کاهش میدهد. ارزیابی اهمیت نسبی متغیرهای پیشبینی کننده نشان داد که متغیر درجه شیب، شاخص نرمالشده تفاوت پوشش گیاهی، شاخص رطوبت سطحی، و گروههای خاک بیشترین تأثیر را در تعیین زیستگاه گونة باریجه دارند. بر اساس نتایج حاصل شده از مدل برگزیده، حدود 45 درصد از سطح منطقه حفاظت شده قرخود از نظر مطلوبیت زیستگاه باریجه، در وضعیت عالی قرار دارد. لذا این منطقه پتانسیل بسیار زیادی برای کاشت و توسعه این گونهی ارزشمند داشته و میتواند مدنظر مدیران بخش محیط زیست و منابع طبیعی جهت اولویتبندی اقدامات اصلاحی و حفاظتی قرار گیرد.
مهرداد نوروزی؛ حمیدرضا کشتکار؛ سید ابراهیم صادقی؛ محمد جوان نیکخواه؛ اسماعیل علیزاده؛ جلیل علوی
چکیده
سرزمین پهناور ایران بدلیل تنوع آب و هوائی و موقعیت خاص جغرافیایی آن، به عنوان رویشگاه مناسب برای گونههای مختلف آویشن (Thymus) شناخته میشود. آویشن گیاهی است که ارزش غذایی و دارویی فراوانی دارد و در میان گیاهان مرتعی جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است. لذا بررسی عوامل تهدید کننده حیات این گیاه از جایگاه مهمی برخوردار میباشد. ...
بیشتر
سرزمین پهناور ایران بدلیل تنوع آب و هوائی و موقعیت خاص جغرافیایی آن، به عنوان رویشگاه مناسب برای گونههای مختلف آویشن (Thymus) شناخته میشود. آویشن گیاهی است که ارزش غذایی و دارویی فراوانی دارد و در میان گیاهان مرتعی جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است. لذا بررسی عوامل تهدید کننده حیات این گیاه از جایگاه مهمی برخوردار میباشد. دو گونه آویشن شامل آویشن کوهی (T. kotschyanus; Boiss. & Hohen) و آویشن کرکآلود (T. pubescens; Boiss. & Kotschy ex Čelak) رویشگاه قابل توجهی در مراتع استان البرز دارند. در این پژوهش آفات و بیماریهای این دو گونه در 14 ایستگاه مختلف در استان البرز بررسی گردید. جمعآوری نمونهها در سه مقطع زمانی (اردیبهشت، تیر و شهریور) صورت گرفت و حشرات جمعآوری شده جهت شناسایی به آزمایشگاه منتقل شدند. نتایج بیانگر حضور شش نوع آفت روی گونههای آویشن بود. شته سبز آویشن (Aphis serpylli) و گونه تریپس ((Haplothrips reuteri از روی هر دو گونهی آویشن جمعآوری شد. کنه تارعنکبوتی (Tetranychus urticae)، گونه تریپس (Aeolothrips mongolicus)، یک کنه از جنس Bryobia، و گیاه انگلی سِس (Cuscuta sp.) صرفا بر روی آویشن کوهی مشاهده شد. همچنین بیماری لکهبرگی آلترناریای نیز روی برگ آویشن کوهی تشخیص و شناسایی گردید. کنه (Baryobia sp.) برای نخستین بار از روی گیاه آویشن گزارش می-شود. نتایج این تحقیق میتواند مورد استفاده مدیران منطقهای و ذینفعان قرار گرفته و در حفاظت از گونههای جنسThymus در مراتع استان البرز کمک شایانی بنماید.
مه رو ده بزرگی؛ محمد جعفری؛ آرش ملکیان؛ غلامرضا زهتابیان؛ سید رشید فلاح شمسی
چکیده
در کشور ایران، با وجود شرایط آب و هوایی خشک و نیمهخشک، استفادۀ بهینه از منابع محدود آب و خاک از اهمیت ویژهای برخوردار است. آنچه به عنوان تخریب سرزمین از آن یاد میشود، نتیجۀ سیاستهای نادرست در مدیریت اراضی است که نمونۀ بارز آن در حوزۀ آبخیز بختگان به چشم میخورد. عوامل و دخالتهای انسانی و نیز تغییر اقلیم و پدیدۀ خشکسالی ...
بیشتر
در کشور ایران، با وجود شرایط آب و هوایی خشک و نیمهخشک، استفادۀ بهینه از منابع محدود آب و خاک از اهمیت ویژهای برخوردار است. آنچه به عنوان تخریب سرزمین از آن یاد میشود، نتیجۀ سیاستهای نادرست در مدیریت اراضی است که نمونۀ بارز آن در حوزۀ آبخیز بختگان به چشم میخورد. عوامل و دخالتهای انسانی و نیز تغییر اقلیم و پدیدۀ خشکسالی در سالهای اخیر و نیز بسیاری عوامل دیگر سبب شده تا این حوزه از نظر منابع آبی و خاکی به شدت تخریب شده و حیات تالاب بختگان در معرض نابودی قرار گیرد. در این مطالعه سعی گردید تا ضمن شناسایی عوامل و پارامترهای اکولوژیکی طبیعی و نیز عوامل انسانی مؤثر در تخریب و آسیبپذیری حوزه، با استفاده از روش طبقهبندی فازی، روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و قابلیتهای مدلسازی سامانۀ اطلاعات جغرافیایی (GIS)، از دادههای حاصل از معیارها و لایههای مؤثر استفاده شده و میزان آسیبپذیری و تخریب اراضی در سطح حوزۀ تعیین گردد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد، میزان تخریب و ناپایداری اراضی در سطح حوزه دارای گسترش زیادی (48% از مساحت حوزه) است، اما آسیبپذیری در بخشهای مرکزی و پایین دست حوزه و غالباً در محدودههای تحت دخالت عوامل انسانی مانند تراکم زیاد جمعیت، مصرف و بهرهبرداری آب در بخش کشاورزی، مدیریتهای نادرست در کاربری اراضی منطقه و نیز سدها و بندهای احداث شده ایجاد گردیده است و همچنین عوامل و پارامترهای انسانی دارای نقش پررنگتری در تخریب و آسیبپذیری منطقه در مقایسه با عوامل اکولوژیکی و محیطی دارا میباشند.
سید مهدی سادات رسول؛ ابراهیم امیدوار؛ رضا قضاوی
چکیده
درختان موجود در فضاهای سبز شهری از یک سو بهوسیله بارانربایی، باعث کاهش بارش رسیده به زیر درخت شده و از سوی دیگر سیستمهای ریشهای گسترده آنها موجب ذخیره و هدایت مقادیر قابلتوجهی آب در داخل خاک میشوند. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر میزان بارندگی و گونه درختی (زردآلو، زبانگنجشک، بید، انجیر، گردو و بلوط) بر بارانربایی در شهر ...
بیشتر
درختان موجود در فضاهای سبز شهری از یک سو بهوسیله بارانربایی، باعث کاهش بارش رسیده به زیر درخت شده و از سوی دیگر سیستمهای ریشهای گسترده آنها موجب ذخیره و هدایت مقادیر قابلتوجهی آب در داخل خاک میشوند. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر میزان بارندگی و گونه درختی (زردآلو، زبانگنجشک، بید، انجیر، گردو و بلوط) بر بارانربایی در شهر هشتگرد استان البرز طی دو فصل زمستان 1397 و بهار 1398 میپردازد. بدین منظور طی هفت رخداد بارش، میزان تاجبارش توسط پنج بارانسنج دستی نصب شده در زیر هر درخت، اندازهگیری شد. بهمنظور ثبت وقایع بارندگی در محلی که از عوارض ساختمانی و درختان فاصله کافی داشته یک ظرف به عنوان بارانسنج نصب گردیده و رخدادهای بارندگی از 1/2 تا 8/6 میلیمتر ثبت گردید. نتایج نشان داد که مقادیر درصد بارانربایی گونههای زبانگنجشک، زردآلو، انجیر، بید، گردو و بلوط بهترتیب 6/44، 6/42، 4/36، 1/35، 6/33 و 4/30 درصد بود. . تجزیه و تحلیل آماری نشان داد، بین مقادیر بارانربایی گونههای درختی اختلاف معنیداری در سطح یک درصد وجود دارد (01/0P < ). همچنین بین میزان بارانربایی کل گونهها در طبقات مقدار بارندگی (بارندگی کم (4 میلیمتر > )، بارندگی متوسط (6-4 میلیمتر)، بارندگی زیاد (> 6 میلیمتر) نیز اختلاف معنیداری در سطح یک درصد وجود داشت (01/0P < ). در بین گونههای مورد بررسی، زبانگنجشک و زردآلو بیشترین درصد بارانربایی را بهخود اختصاص دادهاند که میتوان با برنامهریزیهای شهری نقش از این دوگونه در کنترل رواناب استفاده بیشتری نمود.
فرزانه پارسایی؛ احمد فرخیان فیروزی؛ مسعود داوری؛ روح الله تقی زاده مهرجردی
چکیده
هدایت هیدرولیکی اشباع خاک سطحی (Ks) بهعنوان یکی از مهمترین ویژگیهای فیزیکی خاک، نقشی کلیدی در توزیع آب و مواد مغذی در محیط خاک ایفا میکند و در مدیریت منابع آب و خاک اهمیت ویژهای دارد. این پژوهش با هدف مدلسازی رقومی هدایت هیدرولیکی اشباع خاک سطحی با استفاده از رویکردهای یادگیری ماشین در حوزه آبخیز کیلانه واقع در استان کردستان ...
بیشتر
هدایت هیدرولیکی اشباع خاک سطحی (Ks) بهعنوان یکی از مهمترین ویژگیهای فیزیکی خاک، نقشی کلیدی در توزیع آب و مواد مغذی در محیط خاک ایفا میکند و در مدیریت منابع آب و خاک اهمیت ویژهای دارد. این پژوهش با هدف مدلسازی رقومی هدایت هیدرولیکی اشباع خاک سطحی با استفاده از رویکردهای یادگیری ماشین در حوزه آبخیز کیلانه واقع در استان کردستان با مساحت 12 هزار هکتار انجام شد. سه الگوریتم یادگیری ماشین شامل: درخت تصمیم تقویت شده با گرادیان (XGBoost)، جنگل تصادفی (RF) و مدل نزدیکترین -k همسایگی (k-NN) با بهرهگیری از تعدادی متغیرهای محیطی از مدل رقومی ارتفاع و تصاویر ماهواره سنتینل-2 شامل فاصله از کانال آبراهه، عمق دره، موقعیت نسبی شیب، سطح پایه کانال آبراهه، شاخص روشنایی، شاخص اثر باد، شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی، باند 12، شاخص سبزینگی، انحنای سطح و پارامترهای خاک شامل ماده آلی، آهک، جرم مخصوص ظاهری، میانگین هندسی قطر ذرات، بافت خاک و دادههای طیف سنجی نزدیک خاک در طول موج 2450-400 نانومتر به عنوان نمایندگان عوامل خاکسازی برای مدلسازی Ks مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مدل XGBoost برای پیشبینی Ks با R2 برابر 65/0 و nRMSE برابر 25/0 نسبت به سایر مدلها دارای صحت بالاتری بودند. دادههای طیفی، متغیرهای توپوگرافی و پارامترهای خاک، بهعنوان ورودی مدل، نقش مهمی در پیشبینی تغییرپذیری مکانی Ks داشتند و مدل XGBoost با استفاده از این دادهها توانست پیشبینی دقیقی ارائه دهد. نتایج نشان داد که Ks تحت تأثیر متغیرهای توپوگرافی، فیزیکی و طیفی قرار دارد؛ ماده آلی، بافت خاک و شاخصهای توپوگرافی مانند شیب و موقعیت نسبی بیشترین تأثیر را داشتند. نقشههای تولیدشده از این رویکرد تغییرپذیری مکانی میتوانند در مدیریت منابع آب و خاک و مدلهای هیدرولوژیکی مورد استفاده قرار گیرند.
الهام اکبری؛ لیلا عوض پور
چکیده
در دو دهۀ اخیر مفهوم سرمایۀ اجتماعی به واسطۀ ارتباطش با مؤلفههای بنیادین اجتماعی شامل آگاهی، مشارکت، اعتماد، انسجام و شبکۀ اجتماعی در راستای توسعۀ پایدار جوامع بهویژه جوامع محلی مورد تأکید قرار گرفته است؛ لذا برای رسیدن به توسعۀ پایدار محلی، برخورداری از سرمایۀ اجتماعی از ضروریات میباشد. با توجه به اهمیت این موضوع و با تکیه ...
بیشتر
در دو دهۀ اخیر مفهوم سرمایۀ اجتماعی به واسطۀ ارتباطش با مؤلفههای بنیادین اجتماعی شامل آگاهی، مشارکت، اعتماد، انسجام و شبکۀ اجتماعی در راستای توسعۀ پایدار جوامع بهویژه جوامع محلی مورد تأکید قرار گرفته است؛ لذا برای رسیدن به توسعۀ پایدار محلی، برخورداری از سرمایۀ اجتماعی از ضروریات میباشد. با توجه به اهمیت این موضوع و با تکیه بر مشکلات و کمبودهای متعدد در روستاهای مناطق خشک و نیمه خشک، این مقاله به تحلیل پویایی سرمایه اجتماعی در راستای تحقق توسعۀ پایدار محلی در سه روستای گاوبنان، چاهان و چاه نصیر در شهرستان قلعه گنج در جنوب کرمان بر اساس روش تحلیل شبکه اجتماعی در دو بازۀ زمانی قبل و بعد از اجرای طرح توان افزایی جوامع محلی پرداخته است. ابتدا با تکمیل پرسشنامه و مصاحبۀ مستقیم با ذینفعان محلی (136 نفر از سرگروههای صندوقهای اعتباری خرد روستایی)، دادههای مورد نیاز با استفاده از روش سرشماری جمعآوری گردید. سپس سرمایۀ اجتماعی برون گروهی بر اساس پیوندهای اعتماد و مشارکت با استفاده از شاخصهای کمی سطح کلان شبکه (شاخص تراکم و E-I) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بیانگر افزایش شاخص تراکم و تقویت روابط برونگروهی و پویایی مثبت سرمایۀ اجتماعی برونگروهی در مرحلۀ بعد از اجرای پروژه میباشد؛ اما مقدار این مؤلفۀ مهم و تأثیرگذار همچنان ضعیف ارزیابی میشود. بنابراین ضرورت دارد با فراهم نمودن بستر اعتمادسازی و تقویت روحیۀ مشارکت و همکاری جمعی در بین سرگروههای صندوقهای اعتبارت خرد و افزایش روابط برونگروهی، سرمایۀ اجتماعی برونگروهی غنی در این جامعه محقق گردد.
گلنوش سوارتندرو؛ سلمان زارع؛ خالد احمدآلی؛ محمد جعفری
چکیده
با توجه به کمبود آب در بیابانهای ایران و بالابودن میزان تبخیر استقرار پوشش گیاهی و آبیاری آنها با مشکلات زیادی همراه است؛ لذا در برنامههای مدیریتی توسعه پایدار مناطق خشک و بیابانی استفاده از روشهای نوین، سازگار با محیط زیست که در ترجیحاٌ آب کمتری مصرف گردد، را بسیار ضروری نموده است. از جمله این روشها میتوان به آبیاری زیرسطحی ...
بیشتر
با توجه به کمبود آب در بیابانهای ایران و بالابودن میزان تبخیر استقرار پوشش گیاهی و آبیاری آنها با مشکلات زیادی همراه است؛ لذا در برنامههای مدیریتی توسعه پایدار مناطق خشک و بیابانی استفاده از روشهای نوین، سازگار با محیط زیست که در ترجیحاٌ آب کمتری مصرف گردد، را بسیار ضروری نموده است. از جمله این روشها میتوان به آبیاری زیرسطحی عمقی با استفاده از لولههای PVC اشاره کرد. در این پژوهش چالهای به عمق و قطر 50 سانتیمتر حفر شد و سپس دو لوله به طور متقابل به فاصله 20 سانتیمتر از یکدیگر در دو طرف گودال قرار داده شد. پس از قرارگیری لولهها، گودال با خاک عرصه پر شد. الگوی پیاز رطوبتی در هشت تیمار از نظر قرارگیری سوراخهای خروج آب، قطر لوله، تعداد سوراخها در نیمه بالایی و پایین لوله و همچنین قطر سوراخها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که لولهها با قطر 5/12 سانتیمتر و ارتقاع 55 سانتیمتر، با پنج ردیف دوتایی سوراخ 6 میلیمتری در نیمه بالایی لوله به فاصله 3 سانتیمتر از هم و دو سوراخ در نیمه پایینی لوله با فاصله 10 سانتیمتر از یکدیگر، بهترین عمق پیاز رطوبتی را ایجاد مینمایند. عمق پیاز رطوبتی ایجاد شده در خاک در اطراف ریشه گیاه به عنوان نماینده راندمان کاربرد آب، در مدیریت و استفاده صحیح از منابع آبی و همچنین تشویق گیاه به ریشهدوانی عمقی بسیار مهم است. لذا در صورت استفاده از این شیوه برای آبیاری نهالها در مناطق خشک و بیابانی، تیمار مذکور توصیه میگردد.
علی حقی زاده؛ لیلا قاسمی
چکیده
در سالهای اخیر، وضعیت سیلابی بودن سرشاخههای دز در استان لرستان افزایشیافته است. این امر بهدلیل عوامل مختلفی ازجمله تغییراقلیم، کاهش پوشش گیاهی و افزایش ساختوساز در حریم رودخانهها است. در سال 1401، چندین بار در سرشاخههای دز در استان لرستان، سیل اتفاق افتاد. این سیلها باعث خسارات جانی و مالی زیادی شدند. مدلهای مفهومی جهانی ...
بیشتر
در سالهای اخیر، وضعیت سیلابی بودن سرشاخههای دز در استان لرستان افزایشیافته است. این امر بهدلیل عوامل مختلفی ازجمله تغییراقلیم، کاهش پوشش گیاهی و افزایش ساختوساز در حریم رودخانهها است. در سال 1401، چندین بار در سرشاخههای دز در استان لرستان، سیل اتفاق افتاد. این سیلها باعث خسارات جانی و مالی زیادی شدند. مدلهای مفهومی جهانی بیش از دو دهه است که توسعهیافتهاند و اثربخشی آنها در شبیهسازی جریان رودخانه به اثبات رسیده است. در این مطالعه با استفاده از سه مدل روزانه (GR4J)، ماهانه (GR2M) و سالانه (GR1A) به شبیهسازی بارش-رواناب حوزه آبخیز سیلاخور-رحیمآباد پرداخته شد. بهمنظور ارزیابی عملکرد مدل، در طول دورههای واسنجی و اعتبارسنجی، از معیارهای ارزیابی نش- ساتکلیف (Nash)، مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) و خطای کل در حجم جریان (Bias) استفاده شد. نتایج بهدستآمده کاملاً معنیدار بودند. مدل GR1A در هر دو دوره واسنجی و اعتبارسنجی به ترتیب دارای ضرایب نش 1/86 و 7/71 میباشد، لذا این مدل دارای عملکرد خیلی خوب میباشد. برای دو مدل GR2M و GR4J نیز ضرایب نش در دو دورهی واسنجی و اعتبارسنجی به ترتیب برابر با 7/76، 2/70 و 4/61، 2/86 میباشند که بیانگر عملکرد خیلیخوب این مدلها در شبیهسازی بارش-رواناب میباشد. لیکن با توجه به مطلوب بودن دو معیار ارزیابی، یعنی RMSE و Bias در مدل GR1A، این نتیجه حاصل میشود که مدل GR1A عملکرد بهتری در شبیهسازی بارش- رواناب داشت. درنهایت نتایج حاصل بیانگر این است که مدلهای مفهومی GR4J، GR2M و GR1A مدلهای مناسبی برای شبیهسازی جریان در حوزه آبخیز سیلاخور-رحیمآباد میباشند.
فریبا زکی زاده؛ علیرضا مقدم نیا؛ علی سلاجقه؛ عبدالله اردشیر
چکیده
در طی چند دهۀ گذشته با توجه به رشد جمعیت و توسعۀ شهری، رواناب شهری افزایش یافته و منجر به مشکلات مختلفی از جمله آبگرفتگی معابر سطح شهر، انتشار آلودگیهای زیست محیطی و خطرات ناشی از گسترش سیلاب شده است. به منظور مدیریت رواناب شهری لازم است میزان رواناب به درستی برآورد گردد. از جمله مدلهای پرکاربرد برای برآورد رواناب شهری مدل SWMMاست. ...
بیشتر
در طی چند دهۀ گذشته با توجه به رشد جمعیت و توسعۀ شهری، رواناب شهری افزایش یافته و منجر به مشکلات مختلفی از جمله آبگرفتگی معابر سطح شهر، انتشار آلودگیهای زیست محیطی و خطرات ناشی از گسترش سیلاب شده است. به منظور مدیریت رواناب شهری لازم است میزان رواناب به درستی برآورد گردد. از جمله مدلهای پرکاربرد برای برآورد رواناب شهری مدل SWMMاست. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی کارایی مدل SWMM در شبیهسازی دبی جریان در حوزۀ آبخیز شهری در منطقۀ 22 تهران است. در ابتدا پارامترهای مورد نیاز مدل محاسبه شد. برای واسنجی و ارزیابی مدل، رواناب متناظر با سه واقعۀ بارندگی در خروجی حوزه اندازهگیری شد و با رواناب شبیهسازی شده توسط مدل مقایسه شد. نتایج بهدست آمده از واسنجی مدل نشان داد که شبیهسازی دبی در هر دو واقعۀ مورد بررسی، انطباق خوبی با دادههای مشاهدهای دارد. از فرآیند واسنجی برای برآورد مقدار بهینۀ پارامترهای ورودی مدل استفاده شد. نتایج ارزیابی مدل SWMM کارایی و دقت مدل را با مقدار نش ساتکلیف 72/ 0 تأیید میکند. همچنین مقدارRSR برای ارزیابی مدل 53/. به دست آمد که نشاندهندۀ قابل قبول بودن مدل است و نشان میدهد که مدل مذکور قابلیت شبیهسازی رواناب شهری را دارد و میتوان از این مدل برای طرحهای مدیریت رواناب شهری و طراحی شبکۀ زهکشی رواناب شهری منطقۀ مورد مطالعه استفاده نمود.
مریم اوسط؛ شاهرخ فاتحی؛ جواد سیدمحمدی
چکیده
استفاده بهینه از عوامل تولید، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار محسوب میشود. فشار روز افزون بر منابع خاک ناشی از افزایش جمعیت، توسعه مناطق صنعتی و محدود شدن اراضی کشاورزی، نیاز به استفاده بهینه و پایدار از خاک را ضروری مینماید. استان کردستان بهعنوان یکی از قطب-های کشاورزی، مستعد توسعه باغات است. هدف این پژوهش، ارزیابی تناسب اراضی ...
بیشتر
استفاده بهینه از عوامل تولید، یکی از ارکان اساسی توسعه پایدار محسوب میشود. فشار روز افزون بر منابع خاک ناشی از افزایش جمعیت، توسعه مناطق صنعتی و محدود شدن اراضی کشاورزی، نیاز به استفاده بهینه و پایدار از خاک را ضروری مینماید. استان کردستان بهعنوان یکی از قطب-های کشاورزی، مستعد توسعه باغات است. هدف این پژوهش، ارزیابی تناسب اراضی برای توسعه باغات گردو، بادام، سیب، گلابی، انگور و گیلاس در 3000 هکتار از اراضی پایاب سد آزاد بهمنظور تعیین الگوی کشت بهینه میباشد. برای این منظور، از روش استاندارد فائو برای ارزیابی تناسب سرزمین استفاده شد. ویژگیهای اقلیمی، شیب، سیلگیری، زهکشی، بافت و ساختمان خاک، سنگ و سنگریزه، عمق خاک، کربنات کلسیم، واکنش خاک، قابلیت هدایت الکتریکی و کربن آلی در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است. براساس نتایج بهدست آمده، در کلاس تناسب نسبتا مناسب (S2)، بادام با 4/561 هکتار، در کلاس تناسب بحرانی (S3)، گردو با 4/679 هکتار و در کلاس نامناسب (N)، گلابی با 1/2751 هکتار بیشترین سطح را به خود اختصاص دادهاند. این محصولات از لحاظ شوری و قلیائیت محدودیتی ندارند. حداقل و حداکثر محدودیتهای اقلیمی به ترتیب مربوط به بادام و گلابی است. مهمترین ویژگیهای محدودکننده برای اکثر محصولات در این اراضی شامل شیب، عمق خاک و بافت میباشد. در اراضی شیبدار منطقه به شرط عمق مناسب خاک و اجرای اصول حفاظت خاک، امکان کاهش محدودیتهای ناشی از شیب و بهبود کلاس تناسب اراضی وجود دارد.
اردوان قربانی؛ شاهین شفاهی؛ مهدی معمری؛ اکبر قویدل؛ احسان زند اصفهانی
چکیده
هدف این تحقیق که در سال 1396 انجام شد بررسی تأثیر قرق 25 ساله بر عملکرد اندامهای هوایی و زیرزمینی گونۀ Trifolium pratense بوده است. در مراتع منطقۀ شغال دره اردبیل سه مکان در داخل و سه مکان در خارج قرق کاملاً نزدیک هم انتخاب شد. در هر مکان سه ترانسکت 100 متری مستقر و از سطح 10 پلات یک مترمربعی خصوصیات پوشش گیاهی (تولید کل، درصد تاج پوشش کل و تاج ...
بیشتر
هدف این تحقیق که در سال 1396 انجام شد بررسی تأثیر قرق 25 ساله بر عملکرد اندامهای هوایی و زیرزمینی گونۀ Trifolium pratense بوده است. در مراتع منطقۀ شغال دره اردبیل سه مکان در داخل و سه مکان در خارج قرق کاملاً نزدیک هم انتخاب شد. در هر مکان سه ترانسکت 100 متری مستقر و از سطح 10 پلات یک مترمربعی خصوصیات پوشش گیاهی (تولید کل، درصد تاج پوشش کل و تاج پوشش پهنبرگان علفی) اندازهگیری شد. به منظور انتخاب پایههای T. pratense و اندازهگیری پارامترهای مورد بررسی (اندازهگیری تأثیر قرق بر عملکرد اندامهای T. pratense) علاوه بر ترانسکتهای قبل، در هر مکان سه ترانسکت 50 متری (تصادفی) مستقر شد. در امتداد هر ترانسکت 10 نقطۀ تصادفی انتخاب شده و نزدیکترین گونه به T. pratenseمشخص شد. طول ریشه، ساقه، گلآذین، ارتفاع و قطر یقه T. pratense ثبت شد. گلآذین، ساقه و ریشۀ T. pratense انتخابشده قطع و پس از هواخشک شدن با ترازوی دقیق وزن شد. نتایج نشان داد تولید کل در داخل قرق (06/2413 کیلوگرم در هکتار) اختلاف معنیداری با خارج قرق (84/963 کیلوگرم در هکتار) داشت (01/0P<). تولید T. pratense در داخل قرق (84/99 کیلوگرم در هکتار) اختلاف معنیداری با خارج قرق (75/22 کیلوگرم در هکتار) داشت (01/0P<). اثر متقابل قرق و طبقات ارتفاعی بر تاج پوشش (کل و پهن برگان علفی)، تعداد گلآذین، قطر یقه، وزن اندامهای گیاه (01/0P<) و تلاش بازآوری (05/0P<) معنیدار بود. بهطورکلی نتایج نشان داد که قرق سبب افزایش تاج پوشش گیاهی و تولید کل گیاهان شد. همچنین، عملکرد اندامهای هوایی و زیرزمینی در گونۀ T. pratenseدر داخل قرق بیشتر از خارج قرق بوده است. بالا بودن عملکرد اندامهای هوایی و زیرزمینی این گیاه شاخص در داخل قرق، میتواند بیانگر وجود تعادل و پایداری مراتع قرقشده باشد.
رضاعلی دومهری وسطی کلایی؛ محمد جعفری؛ حسین ارزانی؛ سید اکبر جوادی؛ محمود عرب خدری
چکیده
هدف این تحقیق، مقایسه وضعیت و مدیریت مرتع قبل و بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاک روش چهار فاکتوری بهمنظور تعیین مناسبترین روش وضعیت مرتع بود. ارزیابی وضعیت مرتع برای هر دو حالت در مراتع پشتکوه مازندران انجام شد و سپس وضعیت، روشهای مرتعداری و برنامههای مدیریتی و اصلاحی آنها پیشنهاد و با یکدیگر مقایسه گردید. ...
بیشتر
هدف این تحقیق، مقایسه وضعیت و مدیریت مرتع قبل و بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاک روش چهار فاکتوری بهمنظور تعیین مناسبترین روش وضعیت مرتع بود. ارزیابی وضعیت مرتع برای هر دو حالت در مراتع پشتکوه مازندران انجام شد و سپس وضعیت، روشهای مرتعداری و برنامههای مدیریتی و اصلاحی آنها پیشنهاد و با یکدیگر مقایسه گردید. نتایج ارزیابی وضعیت مرتع قبل از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاکنشان داد که مراتع، وضعیت فقیروخیلی فقیر با گرایش منفی داشتند و روش مرتعداری مصنوعی و برنامههای اصلاح و احیایی، کپه کاری و بذرپاشی پیشنهاد گردید. نتایج ارزیابی وضعیت مرتع بعد از جایگزینی روش ارزیابی وضعیت خاک در فاکتور خاکنشان داد که وضعیت مرتع، در کلاس متوسط و فقیر قرار گرفتند که به ترتیب روش مرتعداری طبیعی و مصنوعی برای آنها پیشنهاد گردید. برای روش مرتعداری طبیعی، سیستمهای چرائی تناوبی- تأخیری و تناوبی-استراحتی بر اساس امتیاز وضعیت متوسط مرتع پیشنهاد گردید و برنامههای اصلاحی روش مرتعداری مصنوعی تغییر نکرده است و همانند روش قبلی است. نتیجه مقایسه تجزیهوتحلیل آماری نشان داد که بین میانگین امتیاز فاکتور خاک قبل و بعد از جایگزینی در فاصله اطمینان 95درصد تفاوت معنیداری وجود داشت اما بین میانگین امتیاز وضعیت مرتع، تفاوت معنیداری وجود نداشت که علت آن شاید ثابت بودن امتیاز سایر فاکتورهای روش چهار فاکتوری بوده باشد. این روش میتواند بهعنوان یک روش مبتنی بر ارزیابی کمی-کیفی برای شناخت ویژگیهای عملکردی و ساختاری اکوسیستمها استفاده شود.
مسلم رستم پور؛ علیرضا افتخاری
چکیده
این تحقیق در مرتعی از نوع قرق با چهار رویشگاه Artemisia sieberi، Zygophyllum eurypterum، Stipa barba و Amygdalus scoparia در منطقه حفاظت شده شاسکوه، استان خراسان جنوبی انجام شد. کلیه گونههای گیاهی مرتع شناسایی و در 200 پلات شمارش شد، به علت متفاوت بودن فرم رویشی و نحوه پراکنش هر کدام از گونههای غالب، در هر کدام از چهار رویشگاه، به ترتیب، 20، 40، 60 و 80 عدد پلات با دو ...
بیشتر
این تحقیق در مرتعی از نوع قرق با چهار رویشگاه Artemisia sieberi، Zygophyllum eurypterum، Stipa barba و Amygdalus scoparia در منطقه حفاظت شده شاسکوه، استان خراسان جنوبی انجام شد. کلیه گونههای گیاهی مرتع شناسایی و در 200 پلات شمارش شد، به علت متفاوت بودن فرم رویشی و نحوه پراکنش هر کدام از گونههای غالب، در هر کدام از چهار رویشگاه، به ترتیب، 20، 40، 60 و 80 عدد پلات با دو اندازه 2×2 متر و 4×4 متر ( هر کدام 60 پلات) مستقر شد. جهت ارزیابی و مقایسه تنوع زیستی از شاخصهای عددی و منحنیهای رتبهبندی تنوع استفاده شد. از منحنیهای جزء نادر انفرادی و تجمعی به ترتیب جهت مقایسه غنای گونهای و تعیین کفایت نمونهبرداری استفاده شد. نتایج نشان داد که غنای کل براساس شاخصهای عددی بین ۵۱ تا ۵۴ گونه متغیر است. رویشگاه با 80 پلات، بیشترین غنا و تنوع گونهای (43S= و 27/3 H=) و 20 پلات کمترین غنا و تنوع (6S= و 41/1 H=) را دارد. نتایج تحلیل SHE نشان دادکه با افزایش تعداد پلات، یکنواختی گونهای کاهش پیدا کرد. منحنی جزء نادر نشان داد که با افزایش تعداد پلات به ۱۱۰، کل گونههای گیاهی موجود در منطقه مشاهده خواهد شد. با افزایش اندازه پلات، کلیه مقادیر غنا و تنوع گونهای افزایش معنیداری پیدا کردند ( 01/0p≤). شاخصهای یکنواختی تحت تاثیر اندازه پلات قرار نگرفتند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد شاخصهای عددی غنا و تنوع گونهای وابسته به اندازه پلات هستند و این از معایب ارزیابی تنوع زیستی در مراتع با استفاده از شاخصهای عددی است.
لیلا داوودی معماراطاقور؛ ابراهیم فتائی؛ مهدی تاج آبادی؛ بابک نعیمی
چکیده
ارزیابی کیفیت منابع آب یکی از موارد با اهمیت برای بهبود مدیریت آنها میباشد. با توجه به اهمیت منابع اب زیرزمینی در دشت قزوین، و به منظور اگاهی بیشتر از وضعیت این منابع، در این مطالعه به بررسی کیفیت آب زیرزمینی برای مصارف شرب و کشاورزی پرداخته شده است. به این منظور با استفاده از پارامترهای هیدروژئوشیمیایی، دو شاخص کیفیت آب آشامیدنی ...
بیشتر
ارزیابی کیفیت منابع آب یکی از موارد با اهمیت برای بهبود مدیریت آنها میباشد. با توجه به اهمیت منابع اب زیرزمینی در دشت قزوین، و به منظور اگاهی بیشتر از وضعیت این منابع، در این مطالعه به بررسی کیفیت آب زیرزمینی برای مصارف شرب و کشاورزی پرداخته شده است. به این منظور با استفاده از پارامترهای هیدروژئوشیمیایی، دو شاخص کیفیت آب آشامیدنی و آبیاری جهت بررسی و مطالعه کیفیت آب زیرزمینی در سالهای 1391، 1395 و 1399انتخاب گردیدند. بر اساس نتایج، نقشههای شاخصهای کیفیت آب آشامیدنی و آبیاری کلاسبندی شدند و درصد مساحت هر کلاس و مقدار میانگین آنها در کاربری اراضیهای مختلف با استفاده از نرم افزار ArcMap 10.8.2 به دست آمد، تا اثر متقابل کاربری اراضی بر روی کیفیت آب زیرزمینی در نظر گرفته شود. نتایج نشان داد میانگین شاخص کیفیت آب آشامیدنی در سالهای 1391، 1395 و 1399 به ترتیب 02/135، 30/128 و 38/127 به دست آمد که بهبود کیفیت آب شرب را نشان میدهد. در حالی که میانگین شاخص کیفیت آب آبیاری در این سالها به ترتیب 21/62، 51/63 و 39/63 حاصل شد. کیفیت آب زیرزمینی برای مصارف شرب و کشاورزی در بخشهای شمالی منطقه بهتر از بخشهای جنوبی بود، درحالی که در بخشهای مرکزی و شرقی دشت که شامل اراضی بایر و رها شده است، برای مصرف آبیاری دارای محدودیت زیاد یا شدید میباشند که با مرور زمان محدودیت آب برای آبیاری بیشتر شده است. نتایج مشخص نمود که مساحت اراضی دارای آب زیرزمینی با کیفیت مناسب برای مصرف شرب، در حال کاهش است و در طول دوره مورد مطالعه از مساحت کلاس خوب کاسته شده و بر میزان مساحت کلاس ضعیف افزوده شده است.
محبوبه عباسی؛ محمدعلی زارع چاهوکی؛ حسین باقری
چکیده
اهداف اصلی این پژوهش تهیه نقشه پیشبینی رویشگاه بالقوه گونه Agropyron intermedium، با استفاده از مدل Maxent، یافتن عوامل مهم تأثیرگذار در استقرار و توزیع این گونه و گرایش ترجیحی گونة مورد نظر نسبت به عوامل محیطی بوده است. برای این منظور، اطلاعات وضعیت سایت شامل توپوگرافی، آب و هوا، زمین شناسی و خاک، تصاویر ماهوارهای، مدل ارتفاع دیجیتال(DEM) ، ...
بیشتر
اهداف اصلی این پژوهش تهیه نقشه پیشبینی رویشگاه بالقوه گونه Agropyron intermedium، با استفاده از مدل Maxent، یافتن عوامل مهم تأثیرگذار در استقرار و توزیع این گونه و گرایش ترجیحی گونة مورد نظر نسبت به عوامل محیطی بوده است. برای این منظور، اطلاعات وضعیت سایت شامل توپوگرافی، آب و هوا، زمین شناسی و خاک، تصاویر ماهوارهای، مدل ارتفاع دیجیتال(DEM) ، نقشه زمین شناسی و دادههای اقلیمی (از ایستگاههای مرتبط) تهیه شدند. بعد از این مرحله، نمونهبرداری از خاک و پوشش گیاهی انجام شد و نمونههای خاک به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه نمونههای خاک شامل آهک، ماده آلی، بافت خاک، اسیدیته، هدایت الکتریکی و درصد سنگ و سنگریزه اندازهگیری شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نقشه متغیرهای محیطی از روشهای زمینآمار و برای ارائه نقشه پیشبینی از مدل Maxent استفاده شد. مقدار ضریب کاپا حاکی از آن است که مدل Maxent رویشگاه گونة A. intermedium را در سطح بسیارخوب (85/0=kappa) پیشبینی کرده است. همچنین دقت طبقه بندی نقشههای زیستگاه پیش بینی شده در مدل Maxent با توجه به تحلیل منطقه زیر منحنی ( 771/0= AUC) قابل قبول است. نتایج نشان داد که متغیرهای توپوگرافی و رس خاک در حضور و پراکنش گونه A. intermedium بیشترین تأثیر را دارد و افزایش آهک و هدایتت الکتریکی تأثیر منفی بر حضور این گونه دارد.
سید مسعود سلیمان پور؛ امید رحمتی؛ صمد شادفر؛ مریم عنایتی
چکیده
اندازهگیری میدانی میزان هدررفت خاک ناشی از فرسایش خندقی، بسیار زمانبر و هزینهبر بوده بنابراین اندازهگیری مستقیم فرسایش خندقی در سطوح وسیع فرآیندی زمانبر، هزینهبردار و طاقتفرسا است. به این منظور، پژوهش حاضر، نسبت به انجام این مهم از طریق مدلسازی هدررفت خاک ناشی از فرسایش خندقی با استفاده از مدلهای یادگیری ماشینی ...
بیشتر
اندازهگیری میدانی میزان هدررفت خاک ناشی از فرسایش خندقی، بسیار زمانبر و هزینهبر بوده بنابراین اندازهگیری مستقیم فرسایش خندقی در سطوح وسیع فرآیندی زمانبر، هزینهبردار و طاقتفرسا است. به این منظور، پژوهش حاضر، نسبت به انجام این مهم از طریق مدلسازی هدررفت خاک ناشی از فرسایش خندقی با استفاده از مدلهای یادگیری ماشینی جنگل تصادفی و ماشینبردار پشتیبان و ارزیابی کارایی آنها در حوزه آبخیز ماهورمیلاتی واقع در جنوبغرب استان فارس اقدام کرد. در طی چهار سال (1399 لغایت 1402)، اندازهگیریهای میدانی پارامترهای ابعادی 70 خندق انجام شد. در فرآیند مدلسازی، 15 عامل محیطی، بهعنوان متغیرهای مستقل و میزان هدررفت خاک خندقها بهعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند و مدلسازی با رویکرد اعتبارسنجی متقاطع انجام شد. دقت مدلها با استفاده از معیارهای کمی خطای جذر میانگین مربعات (RMSE)، ضریب تعیین (R2)، ریشه مربعات خطا (RSR) و همبستگی تطابق (d) مورد بررسی قرار گرفت. میزان هدررفت خاک خندقها در دوره مورد مطالعه 15300/94 تن بود. نتایج ارزیابی دقت پیشبینی مدلها نشان داد مدل جنگل تصادفی از نظر معیارهای ارزیابی، نسبت به مدل ماشینبردار پشتیبان از عملکرد بهتری برخوردار بود و بهعنوان مدل برتر برای پیشبینی میزان هدررفت خاک ناشی از فرسایش خندقی معرفی شد. یافتهها نشان داد "مدلسازی" میتواند در صرفهجویی وقت و هزینه، خدمات ارزندهای به مدیریت حفاظت آب و خاک ارائه دهد. به این منظور پیشنهاد میشود استفاده از مدلهای مبتنی بر هوش مصنوعی و ساختار یادگیری ماشینی در پژوهشهای آینده مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
حسین صائمی پور؛ آرش ملکیان؛ مهدی رمضان زاده لسبوئی
چکیده
امروزه سرمایه اجتماعی یکی از عوامل اصلی در توسعه پایدار کشورها میباشد و بعد اجتماعی توسعه پایدار بدون توجه به مشارکت و بعد اجتماعی آن محدوده امکان پذیر نمیباشد. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص-های سطح کلان و خرد شبکه ذینفعان محلی (بهرهبرداران منابع آب) سامان عرفی تلوبین در شهرستان میامی استان سمنان، میزان ...
بیشتر
امروزه سرمایه اجتماعی یکی از عوامل اصلی در توسعه پایدار کشورها میباشد و بعد اجتماعی توسعه پایدار بدون توجه به مشارکت و بعد اجتماعی آن محدوده امکان پذیر نمیباشد. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص-های سطح کلان و خرد شبکه ذینفعان محلی (بهرهبرداران منابع آب) سامان عرفی تلوبین در شهرستان میامی استان سمنان، میزان سرمایه اجتماعی شبکه سنجش و همچنین قدرتهای اجتماعی و رهبران محلی موثر در تحقق توسعه پایدار محلی مشخص شوند. نتایج نشان میدهد که میزان سرمایه اجتماعی بر اساس پیوندهای اعتماد و مشارکت به ترتیب در حد متوسط و ضعیف بوده و سرمایه اجتماعی در این روستا متوسط رو به ضعیف سنجش شده است. بر اساس نتایج بدست آمده میتوان استدلال نمود تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی دراین روستا جهت افزایش سرعت گردش اطلاعات و منابع و همچنین افزایش یگانگی و اتحاد در بین ذینفعان الزامی است تا از این طریق بتوان توسعه پایدار محلی را به شکلی مطلوب در منطقه مستقر ساخته و به موفقیت در این زمینه دست یافت. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، کنشگران Gh-Ar و Mo-Ar قدرت کلیدی در بین بهرهبرداران سامان عرفی تلوبین شناخته شدند. این افراد به دلیل اقتدار و نفوذ اجتماعی بالا میتوانند نقش مهمی در جهت ایجاد ارتباط بین نهادهای دولتی و سایر بهرهبرداران در جهت تحقق توسعه پایدار روستایی ایفا کنند.
علی حشمت پور؛ ِسیدجواد سجادی؛ یوسف محمدیان
چکیده
بارندگی کم همراه با توزیع نامناسب زمانی و مکانی، از مشکلات مهم در مناطق خشک و نیمهخشک است. کمبود منابع آبی همراه با رشد روزافزون تقاضا آب در این مناطق، دستیابی به منابع آبی جدید را اجتنابناپذیر میسازد. جمعآوری آب باران یکی از شناختهترین شیوههای مدیریت استحصال آب برای مقابله با کمآبی میباشد که در بسیاری از مناطق به سرعت ...
بیشتر
بارندگی کم همراه با توزیع نامناسب زمانی و مکانی، از مشکلات مهم در مناطق خشک و نیمهخشک است. کمبود منابع آبی همراه با رشد روزافزون تقاضا آب در این مناطق، دستیابی به منابع آبی جدید را اجتنابناپذیر میسازد. جمعآوری آب باران یکی از شناختهترین شیوههای مدیریت استحصال آب برای مقابله با کمآبی میباشد که در بسیاری از مناطق به سرعت درحالتوسعه است. با توجه به تنوع و گستردگی روشهای جمعآوری آب باران، باید در انتخاب عوامل تاثیرگذار و نوع روش ترکیب معیارها توجه جدی نمود. در این مقاله، جهت تعیین مکانهای مستعد احداث سطوح آبگیر باران برای شرب دام، ابتدا عوامل مؤثر با مطالعات انجامشده و خصوصیات منطقه تعیین شدند. هفت عامل شیب، کاربری اراضی، عمق خاک، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، فاصله از دامداری و جهت باد غالب در نظر گرفته شد. در ادامه با استفاده از تکنیک منطق فازی عوامل به نه قسمت مجزا برای رتبهبندی تقسیم گردید. سپس به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی همپوشانی لایهها انجام شد، نتیجه همپوشانی لایهها به پنج کلاس ضعیف، متوسط، نسبتاّ خوب، خوب و بسیار خوب طبقهبندی شد. مساحت هر کلاس بهترتیب 01/44، 94/53، 31/30، 48/30 و 51/12 کیلومترمربع برای جمعآوری آب باران بهدست آمد. براساس نتایج منطق فازی، قسمت جنوب و جنوب شرقی منطقه اولویت اول را برای احداث سطوح آبگیر باران دارا بود. لذا میتوان برای جمعآوری آب باران و ذخیره سازی آن برای مصارف آینده مورد استفاده قرارگیرد. یافتههای این کار تحقیقاتی به سیاستگذاران و تصمیم گیرندگان کمک میکند در منطقه مورد مطالعه برای غلبه بر مشکلات کمبود آب سازههای مختلف جمعآوری آب باران را اجراء کنند.
جواد معتمدی؛ علی محبی؛ کامبیز علیزاده
چکیده
زمینه: کنار آمدن با تغییرات اقلیمی، بخشی از شیوه رویارویی با این پدیده است. این امر، منوط به درک تغییرات اقلیمی و میزان انطباقپذیری با آن میباشد.هدف: پژوهش، با هدف سنجش میزان درک عشایر از تغییرات اقلیمی و راهبردهای سازگاری آنها در مواجهه با تغییرات اقلیمی، انجام شد.روش پژوهش: پژوهش، توصیفی بوده و ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه ...
بیشتر
زمینه: کنار آمدن با تغییرات اقلیمی، بخشی از شیوه رویارویی با این پدیده است. این امر، منوط به درک تغییرات اقلیمی و میزان انطباقپذیری با آن میباشد.هدف: پژوهش، با هدف سنجش میزان درک عشایر از تغییرات اقلیمی و راهبردهای سازگاری آنها در مواجهه با تغییرات اقلیمی، انجام شد.روش پژوهش: پژوهش، توصیفی بوده و ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه بود که گویههای آن بر اساس مصاحبه، بهدست آمد.یافتهها: درک عشایر از اثرات تغییر اقلیم، یکسان نمیباشد. از نظر آنها، تغییر اقلیم، مشهودترین تاثیر را در پوشش گیاهی داشته است. اولویت استراتژیهای سازگاری نیز در مواجهه با تغییرات اقلیمی، متفاوت است. بین درک اثرات تغییر اقلیم با میزان سازگاری و انطباقپذیری در مواجهۀ با تغییرات اقلیمی، رابطۀ مثبت مشاهده شد. عشایری که درک بیشتری از اثرات تغییر اقلیم داشتند، از استراتژیهای مدیریت دام جهت سازگاری در مواجهه با آن، استفاده کردهاند. سن و سابقۀ دامداری، با میزان درک از اثرات تغییر اقلیم، رابطۀ مثبت داشت. رابطۀ منفی و معنیداری نیز بین تعداد دام و میزان سازگاری، مشاهده شد.نتیجهگیری: درک عشایر از تغییر اقلیم و تأثیرات آن بر اکولوژی محیط، نقطه شروع مهمی در مقابله با اثرات منفی تغییرات اقلیمی و انتخاب راهبردهای مناسب برای سازگاری یا مقابله با آن است. بهطوری که انتخاب روشهای سازگاری مناسب توسط عشایر، آسیبپذیری تغییرات اقلیمی بر وضعیت دام و مراتع را کاهش میدهد.
سمیرا عمویی؛ محمدرضا طاطیان؛ قدرت اله حیدری
چکیده
این تحقیق به بررسی عوامل موثر در استفاده بهرهبرداران مرتعی از 4 گونه درختی شامل: Acer velutinum ، Quercus castaneifolia ، Carpinus betulus، Diospyrus lotus و 4 گونه درختچهای شامل: Mespilus germanica ، Prunus cerasifera ، Celtis australis، ALbizia julibrissin جهت تغذیه دام و تعیین ارزش غذایی آنها در مرحله شروع رشد برگها در دامسراهای مناطق جنگلی اطراف روستای جواهرده در شهرستان رامسر استان مازندران ...
بیشتر
این تحقیق به بررسی عوامل موثر در استفاده بهرهبرداران مرتعی از 4 گونه درختی شامل: Acer velutinum ، Quercus castaneifolia ، Carpinus betulus، Diospyrus lotus و 4 گونه درختچهای شامل: Mespilus germanica ، Prunus cerasifera ، Celtis australis، ALbizia julibrissin جهت تغذیه دام و تعیین ارزش غذایی آنها در مرحله شروع رشد برگها در دامسراهای مناطق جنگلی اطراف روستای جواهرده در شهرستان رامسر استان مازندران میپردازد. جهت انجام نمونهبرداری در مرحله رشد رویشی به صورت کاملا تصادفی اقدام به نمونهگیری شد. سپس برگ سبز پس از خشکشدن در هوای آزاد و سپس اندازهگیری وزن خشک جهت تعیین کیفیت علوفه شامل پارامترهای پروتئین خام ، فسفر ، ازت ، پتاسیم ، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی ، الیاف نامحلول در شوینده خنثی ، درصد ماده خشک ، انرژی متابولیسمی به آزمایشگاه منتقل گردید. این پژوهش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تجزیه و تحلیل دادههای آزمایشگاهی با آنالیز واریانس و مقایسه میانگینها و اطلاعات حاصل از پرسشنامه با استفاده از آزمون فریدمن در محیط نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که گونه شب خسب به دلیل مقدار انرژی متابولیسمی (25/11)، درصد هضمپذیری ماده خشک (97/77)، پروتئین خام (77/22)، چربی خام (26/5)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (44/52)، دارای کیفیت علوفه بالاتری نسبت به هفت گونه دیگر میباشد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که ارزش غذایی گونه شب خسب بالاتر بوده و همچنین بهره برداری از آن توسط دامدارن بیشتر بوده است، لذا اهمیت دانش بومی را در این زمینه نشان می دهد.
منیرالسادات طباطبایی زاده؛ علی اکبر کریمیان؛ محمد متینی زاده؛ محمد هادی راد؛ سید کاظم صباغ
چکیده
همزیستی قارچهای میکوریز آربسکولار با ریشۀ گیاهان نقش مهمی در پایداری و توسعۀ جوامع گیاهان داروئی در اکوسیستمهایی که فشارهای فیزیکی و اکولوژیک بر آنها حاکم است، دارد. در این بین گیاه کلپوره یکی از مهمترین گیاهان داروئی است که در این اکوسیستمها دیده میشود. در این مطالعه، بعد از شناسایی سه گونۀ قارچ میکوریز G. rosea، ...
بیشتر
همزیستی قارچهای میکوریز آربسکولار با ریشۀ گیاهان نقش مهمی در پایداری و توسعۀ جوامع گیاهان داروئی در اکوسیستمهایی که فشارهای فیزیکی و اکولوژیک بر آنها حاکم است، دارد. در این بین گیاه کلپوره یکی از مهمترین گیاهان داروئی است که در این اکوسیستمها دیده میشود. در این مطالعه، بعد از شناسایی سه گونۀ قارچ میکوریز G. rosea، S. constrictum، G. intraradices که در خاک ناحیۀ ریشۀ گیاه کلپوره در مرتع غالب بود، اقدام به تکثیر اسپورها به صورت مجزا و ترکیبی از قارچها شد. سپس اسپورهای تکثیر یافته با بذور گیاه کلپوره در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در محیط گلخانه تلقیح شدند که پس از پایان دورۀ رشد، از نظر ارتفاع ساقه اصلی بین تیمار قارچ G. intraradices و دیگر تیمارها اختلاف معنیداری وجود داشت. از نظر وزنتر و خشک اندام هوایی و وزن خشک ریشه نیزاختلاف معنیداری وجود داشت به طوری که بیشترین وزنتر و خشک اندام هوایی با (34/4 و61/1 گرم) و وزن خشک ریشه با (7/0گرم) مربوط به تیمار ترکیبی از قارچها بود که با دیگر تیمارها اختلاف معنیداری را نشان داد. همچنین تیمار ترکیبی از قارچها بیشترین غلظت کاروتنوئید با (32/7 درصد) را نیز به خود اختصاص داد. تمام تیمارهای قارچی نیز، غلظت کلروفیل a را نسبت به شاهد به طور معنیداری افزایش دادند. بدین ترتیب نتای بیانگر آثار مفید رابطۀ همزیستی میکوریزی در گیاه کلپوره است که در این بین استفاده از ترکیبی از این قارچها میتواند به مراتب تأثیر بیشتر و بهتری در بهبود شرایط رشد گیاه داشته باشد.
رضا عرفانزاده؛ فاطمه السادات حسینی؛ سید حمزه حسینی کهنوج
چکیده
در این مطالعه تاثیر تاج گونه چوبی پرند (Pteropyrum aucheri) بر بانک بذر خاک در جنوب استان کرمان، مراتع روستای سهچاه بررسی شد. با مطالعه بانک بذر در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتیمتر در زیر و بیرون تاج این گونه بوته ای، پتانسیل بانک بذر خاک در حفظ و احیا گونه ارزشمند داروئی کشتوک (Pergularia tomentosa) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور 15 پایه از گونه پرند، بطوریکه ...
بیشتر
در این مطالعه تاثیر تاج گونه چوبی پرند (Pteropyrum aucheri) بر بانک بذر خاک در جنوب استان کرمان، مراتع روستای سهچاه بررسی شد. با مطالعه بانک بذر در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتیمتر در زیر و بیرون تاج این گونه بوته ای، پتانسیل بانک بذر خاک در حفظ و احیا گونه ارزشمند داروئی کشتوک (Pergularia tomentosa) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور 15 پایه از گونه پرند، بطوریکه در زیراشکوب آن گونه کشتوک نیز مشاهده شود، انتخاب شد. نمونهبرداری از خاک از زیر و بیرون تاج از هر دو عمق صورت گرفت. در زیر تاج (و همچنین بیرون تاج) 10 اوگر به شعاع 5 سانتیمتر تا عمق 10 سانتیمتری برداشت و خاک اوگرها برای هر عمق مخلوط و تشکیل یک نمونه خاک را دادند. نمونههای خاک به گلخانه دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تربیتمدرس منتقل و با استفاده از روش جوانهزنی بذر، گونههای موجود در خاک شناسایی شدند. در کشت گلخانه، مجموعا 2164 بذر جوانه زدند. از این تعداد، 1486 بذر متعلق به زیر تاج (1156 بذر در عمق بالایی و 330 بذر در عمق زیرین) و 678 بذر متعلق به خارج از تاج (341 بذر در عمق بالایی و 337 بذر در عمق زیرین) بودند. تراکم بانک بذر در عمق بالایی بطور معنیداری در زیر تاج بیشتر از بیرون تاج بود. میانگین تراکم و غنا گونهای بانک بذر خاک در عمق 5-0 به طور معنیداری بیشتر از عمق 5-10 سانتی متر بود. این مطالعه نشان داد که گونه ارزشمند کشتوک نه تنها دارای بانک بذری در زیر تاج بلکه در فضای خارج تاج پرند ایجاد نمیکند. بنابراین جهت حفظ و احیا این گونه ارزشمند داروئی نمیتوان بر بانک بذر خاک آن تکیه نمود.