ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادی بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا (منطقه مورد مطالعه: حوضه تالاب پریشان)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 فروردین 1405
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.377900.1782
زهرا طاهری، مهدی قربانی، شراره پورابراهیم، کامران رضایی توابع
چکیده افزایش جمعیت فشار فزایندهای بر نظامهای کشاورزی، منابع آب و انرژی وارد میکند و مدیریت مؤثر این نظامها میتواند پایداری آنها را تضمین کند. یکی از ویژگیهای اصلی یک ساختار پایدار، توانایی آن برای سازگاری با تغییرات است. این پژوهش با هدف ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادیِ بخش کشاورزی در چارچوب همبست آب-انرژی-غذا صورت گرفته است. نهاد به نظام قاعدهگذاری، رویههای تصمیمگیری و برنامههایی اطلاق میشود که موجب شکلگیری حرکتهای اجتماعی، تعیین نقش افراد در این حرکتها و نحوه تعامل آنها میشود. در این پژوهش، از مدل چرخ ظرفیت سازگاری برای ارزیابی ظرفیت سازگاری نهادی استفاده شد. این مدل شامل شش معیار کلیدی 1) تنوع، 2) ظرفیت یادگیری، 3) ظرفیت واکنش خودسازگارانه، 4) ویژگی رهبری، 5) منابع و 6) حکمرانی منصفانه است. برای انجام این بررسی، پس از تحلیل نظام کشاورزی و شناسایی 27 دستاندرکار مرتبط، پرسشنامه ظرفیت سازگاری در بین این دستاندرکاران سازمانی تکمیل و همچنین مصاحبههایی برای جمعآوری اطلاعات تکمیلی انجام شد. نتایج نشان داد که تمام ابعاد ظرفیت سازگاری نهادی بهطور کلی منفی ارزیابی شدند. این بدان معناست که برای مقابله چالشهای جدید و سازگاری با شرایط متغیر، ضعفها و کاستیهایی وجود دارد که نیازمند بهبود و اصلاح هستند. شاخص منابع مالی، با بیشترین مقدار منفی، نشاندهنده ضعف ساختاری سازمانها در واکنش به شرایط جدید است. بر اساس نتایج، امتیاز چرخ ظرفیت سازگاری نهادی نظام کشاورزی در همبست آب - انرژی - غذا با مقدار عددی 29/0- ارزیابی شد که این امر حاکی از وجود موانعی است که از سازگاری مؤثر نظام با چالشهای این همبست جلوگیری میکند.
پایش شبکه سیاستی ذینفعان مبتنی بر تحلیل موقعیت بازیگران در حکمرانی سرزمین (منطقه مورد مطالعه: شهرستان گچساران)
دوره 79، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 291-312
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.376477.1764
حسن اشتری، مهدی قربانی، سید امیر حسین گرکانی، صدیقه غفاری، سجاد امیری، مریم یزدان پرست
چکیده در چشمانداز پویای حکمرانی پایدار سرزمین، درک موقعیت ذینفعان برای تدوین و اجرای موثر سیاستها بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش، بهمنظور پایش شبکه سیاستی ذینفعان سازمانی، موقعیت این دست اندرکاران پس از انجام طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی شهرستان گچساران، با استفاده از ابزار تحلیل شبکه اجتماعی بررسی شد. در این زمینه، 22 ذینفع سازمانی مرتبط با طرح مذکور شناسایی و پیوند تبادل اطلاعات و همکاری بین آنها سنجش شد. در ادامه، موقعیت و قدرت ذینفعان با استفاده از چهار شاخص اصلی، شامل مرکزیت درجه، مرکزیت مجاورت، مرکزیت بینابینی، و مرکزیت بردار ویژه بررسی شد. براساس نتایج، بالاترین مرکزیت درجه ورودی مربوط به سازمانهای فرمانداری، بخشداری، صندوق کارآفرینی امید، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و سازمان جهاد کشاورزی است. بنابراین بالاترین حد شهرت و اقتدار سیاسی در شبکه مربوط به این کنشگران است. بالاترین مرکزیت درجه خروجی، مجاورت، بینابینی و بردار ویژه به سازمانهای فرمانداری، میراث فرهنگی و گردشگری، صندوق کارآفرینی امید و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تعلق دارد. این کنشگران از نظر نفوذ سیاسی، واسطهگری، دسترسی به منابع و اطلاعات و قدرت سیاسی از جایگاه بالاتری برخوردار هستند. بهطور کلی، مرکزیت درجه خروجی سازمانها نسبت به مرکزیت ورودی بالاتر میباشد که این نشان میدهد که این سازمانها بیشتر از دریافت اطلاعات به گسترش همکاری، توزیع اطلاعات و منابع میپردازند. نتـایج ایـن پژوهش میتواند مدیران و متولیان را در اجرای طرحهای توسعه روستایی در سایر مناطق پایلوت در راستای حکمرانی پایدار سرزمین یاری کند.
ارزیابی سرمایۀ اجتماعی جوامع محلی در راستای مدیریت جامع حوزۀ آبخیز باخرز
دوره 78، شماره 2، بهار 1404، صفحه 145-156
https://doi.org/10.22059/jrwm.2025.391658.1815
سوسن سلاجقه، لیلا عوض پور، مهدی قربانی
چکیده از آنجا که بخش عمده ای از منابع آب و دیگر منابع موردنیاز مردم در آبخیزهای مجاور و اراضی حومه قرار دارند اجرای برنامههای مدیریتی غالباً با منافع و تقاضاهای آبخیزنشینان تزاحم و تداخل پیدا میکند. رفع این منازعات جز از راههای مسالمت آمیز که دربرگیرنده حقوق طرفین و دربرگیرنده پایداری محیطزیست باشد امکان پذیر نیست. یکی از ابزارهای مؤثر، همکاری و مشارکت جوامع محلی و ارتقاء سرمایه اجتماعی آبخیزنشینان میباشد. سرمایه اجتماعی، بر اساس مشارکت افراد در فعالیتهای جمعی و ایجاد اعتماد متقابل بین افراد، ترویج فرآیند مشارکت اجتماعی در مدیریت جامع حوزه آبخیز را فراهم میکند. این پژوهش با هدف سنجش و تحلیل سرمایه اجتماعی در چهار روستای شهرستان باخرز (اشتیوان، چهارطاق، شهرک شهید بهشتی و قلعه نو شاملو) قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومههای روستایی، از رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) بهره جسته است. دادههای مورد نیاز از طریق پیمایش و تکمیل پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از نرمافزار UCINET تحلیل شدهاند. برای اندازهگیری سرمایه اجتماعی، شاخصهای کلیدی تحلیل شبکه شامل تراکم شبکه (به عنوان نشانگری از میزان ارتباطات بین اعضا)، مرکزیت (نفوذ و قدرت افراد در شبکه)، دوسویگی (به عنوان معیاری از روابط متقابل)، انتقالپذیری روابط (نسجام و قابلیت انتقال اطلاعات) و میانگین فاصله ژئودزیک (سرعت انتشار اطلاعات) محاسبه شدهاند. یافتهها حاکی از افزایش قابل توجه سرمایه اجتماعی در هر چهار روستا پس از اجرای طرح توسعه محلی است. نتایج این پژوهش بر اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی و دستیابی به توسعه اهداف مدیریت جامع حوزه آبخیز تأکید دارد. لذا، پیشنهاد میشود که سیاستگذاران و برنامهریزان توسعه، استراتژیهایی مبتنی بر تقویت سرمایه اجتماعی، به ویژه از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، را در اولویت قرار دهند.
ارزیابی سرمایه اجتماعی اجتماعات محلی در راستای حکمرانی سرزمین (منطقۀ مورد مطالعه: شهرستان تفتان)
دوره 78، شماره 1، بهار 1404، صفحه 17-27
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.291226.1759
مهدی قربانی، سید امیر حسین گرکانی، مینا حمیدی، سجاد امیری، مجید رحیمی
چکیده سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعهای از ارتباطات، شبکهها، اعتماد، نیازمندیها و نظامهای مشارکتی در یک جامعه تعریف میشود که باعث توانایی آن جامعه در مواجهه با چالشها و بهبود شرایط زندگی اعضای آن میشود. این مطالعه به منظور تجزیه و تحلیل سرمایه اجتماعی درون گروهی در سه روستای اسکلآباد، اسلام آباد کلهاسپید و چاهاحمد اصلی در شهرستان تفتان انجام شده است. با توجه به اهمیت مدیریت مشارکتی و تقویت سرمایه اجتماعی، تحلیل پیوند اعتماد و مشارکت در بین افراد این روستاها بسیار ضروری است. از روش تحلیل شبکه برای بررسی پیوندهای اعتماد و مشارکت در بین افراد و روستاهای مورد نظر استفاده شده است. نتایج قبل از اجرای طرح نشان دادند که سطح اعتماد، مشارکت، انسجام و سرمایه اجتماعی پایین بوده است، اما پس از اجرای طرح، این شاخصها بهبود یافته و اعتماد، مشارکت و سرعت گردش بین افراد افزایش یافته است. اجرای طرح باعث افزایش اتحاد و یگانگی در بین افراد روستا شده و سرمایه اجتماعی درون گروهی را افزایش داده است. به عبارت دیگر، ارتباطات بهبود یافته باعث افزایش رفاه اجتماعی و گسترش اعتماد و مشارکت ساکنان روستا شده است.
اولویت بندی طرح های کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستم های مرتعی (مطالعۀ موردی: شهرستان مانه و سملقان، استان خراسان شمالی)
دوره 77، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-170
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.368287.1734
مهدی قربانی، لیلا عوض پور، حسین آذرنیوند، حامد رفیعی
چکیده هدف تحقیق حاضر اولویتبندی طرحهای کسب و کار پایدار در راستای توسعۀ کارآفرینی روستایی با تأکید بر خدمات اکوسیستمهای مرتعی میباشد. بدین منظور در مطالعۀ حاضر، 393 نفر بهرهبردار مرتع از چهار روستا (ذو علیا، کشانک، درکش، چخماقلو) در شهرستان مانه و سملقان انتخاب گردیدند.
ابتدا ارزشگذاری اقتصادی چهار کارکرد اصلی مرتع (تولید علوفه، تولید عسل، تولید گیاهان دارویی و گردشگری) انجام شد که از پرسشنامه و روش نمونه-گیریِ تصادفیِ در دسترس، بهره گرفته شد، سپس پتانسیل جذب درآمد در هر کدام از این کارکردها به دست آمد. در مرحلۀ بعد، هزینههای هر کدام از این کسب و کارها، به کمک اطلاعات پیمایشی گردآوری شد. در مرحلۀ بعد، ارزیابی مالی طرح های کسب و کار به کمک شاخصهای مالی، شامل NPV، B/C، ROI، و IRR انجام شد. نتایج نشان داد که سه کسب و کار دامداری، زنبورداری و تأسیس اقامتگاه بومگردی، دارای توجیه اقتصادی و کسب و کارِ بستهبندی و فرآوری گیاهان دارویی، فاقد توجیه اقتصادی است. بازار محصولاتِ این کسب و کارها، از طریق بررسی شکاف عرضه و تقاضا، در منطقۀ مورد مطالعه، بررسی گردید و نتایج نشان داد که هر چهار کسب و کار پیشنهاد شده دارای شکاف عرضه و تقاضا بوده و بازار برای آنها وجود دارد. اولویتبندی این چهار کسب و کار، توسط شاخصهای مراحل قبلی تحقیق (ارزش اقتصادی هر کارکرد مرتع، پتانسیل جذب درآمد، هزینهها و درآمدها، شاخصهای ارزیابی مالی و اقتصادی) با امتیازدهی به هر کدام از شاخصها انجام شد. نتایج بیانگر آن بود که به ترتیب کسب و کارهای؛ 1-تاسیس اقامتگاه بومگردی، 2-دامداری (پرورش برهپرواری)، 3-زنبورداری و 4-فرآوری گیاهان دارویی، دارای اولویت اول تا چهارم، جهت توانمندسازی بهرهبرداران، در روستاهای هدف میباشند.
ارزیابی اثرات محیط زیستی بهرهبرداری معدن با استفاده از ماتریس لئوپولد ایرانی (منطقه مورد مطالعه: معادن سنگان خواف)
دوره 77، شماره 1، بهار 1403، صفحه 18-32
https://doi.org/10.22059/jrwm.2024.96796
سجاد امیری، حسین آذرنیوند، مهدی قربانی، محمد جعفری، سجاد برخورداری، حسین آزادی
چکیده آگاه نمودن انسان در زمینه وجود بحران آلودگیهای محیط زیستی و اثرات آن بر سرنوشت خود او میتواند تاثیر مطلوبی بر تغییر روند این بحرانها داشته باشد. معادن سنگان خواف باعت انتشار ذرات گرد و غبار و آلایندههایی وارد خاک و هوا میشود، که با پیامدهای عظیم آلودگی محیط و حتی به خطر افتادن سلامت انسانی از جمله شیوع بیماریهای پوستی و تنفسی مواجه خواهیم بود. ارزیابی اثرات محیط زیستی به عنوان یکی از کارآمدترین روشها جهت ارزیابی و پیش بینی اثرات طرحها و پروژهها بر روی اجزای محیط زیستی به شمار میرود ، لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات محیط زیستی بهرهبرداری معدن با استفاده از ماتریس لئوپولد ایرانی انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادههای پژوهش برای منطقه مورد مطالعه کتابخانهای و پیمایشی میدانی مبتنی بر پرسشنامه است که در بین جامعه کارشناسان و جوامع محلی تکمیل شد. جامعهی نمونه آماری نیز 30 نفر از کارشناسان و مردم بومی خبره هستند که آشنا با مباحث محیط زیست بودند. نتایج نشان داد تعداد اثرات میانگین جبری منفی در ستون برابر با 10 و تعداد پیامدهای میانگین جبری منفی در ردیف برابر با 14 است که در این بین تعداد پیامدهای منفی کمتر از 1/3- در ستون فقط مربوط به اثرات انتشار گردو غبار ذکر شده است. به طوریکه محیط فیزیکی با 62/2- بیشترین میانگین آثار منفی را دارند. مهمترین آثار منفی در بین مؤلفههای محیط زیستی مربوط به فعالیت انتشار گرد و غبار با میانگین رده بندی 1/3- با جمع جبری 50- است.
ارزشگذاری اقتصادی کارکرد گردشگری مراتع (منطقۀ مورد مطالعه: استان خراسان شمالی، شهرستان مانه و سملقان)
دوره 76، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 195-213
https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.329507.1611
لیلا عوض پور، مهدی قربانی، حسین آذرنیوند، حامد رفیعی
چکیده ارزشگذاری کارکردها و خدمات غیربازاری محیطزیست ازجمله گردشگری به دلایل زیادی از جمله شناخت منافع زیست-محیطی و اکولوژیکی توسط انسانها، ارائه مسائل محیطی کشور به برنامه ریزان، تعدیل و اصلاح مجموعه محاسبات ملی مانند تولید ناخالص ملی و جلوگیری از تخریب و بهرهبرداری بیرویه منابع طبیعی مهم است.
هدف این پژوهش برآورد ارزش اقتصادی کارکرد گردشگری مراتع 4 روستای کشانک، درکش، چخماقلو و ذوعلیا از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی، با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط است. ابزار تحقیق پرسشنامه دوگانه-دوبعدی است و برای بررسی عوامل مؤثر بر میزان تمایل به پرداخت افراد، الگوی لوجیت به روش حداکثر راستنمایی برآورد شد. دادههای مورد نیاز از طریق تکمیل 133 پرسشنامه و مصاحبه حضوری با بازدیدکنندگان از مجموع چهار منطقۀ مذکور جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و روش نمونهگیری مورد استفاده، نمونهگیری تصادفی در دسترس است. براساس نتایج مدل مورد استفاده در تعیین عوامل مؤثر بر میزان ارزش گردشگری منطقه، متغیرهای وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، مبلغ پیشنهادی و جذابیت مرتع در سطح احتمال 5 درصد معنیدار می باشند و از عوامل مؤثر در میزان WTP بازدیدکنندگان برای استفاده از مراتع مناطق مورد مطالعه هستند. در این مطالعه، متوسط WTP به عنوان قیمت ورودی برای هر بازدیدکننده برای استفاده از مراتع منطقه 5880 تومان بهدست آمد و ارزش تفرجی هر هکتار مراتع منطقه نیز 49556 تومان در سال تعیین شد.
مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نظام انسان – محیط زیست درحوزه آبخیز طالقان
دوره 76، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 133-148
https://doi.org/10.22059/jrwm.2023.329508.1686
رقیه شاد، مهدی قربانی، خالد احمدآلی، علی اکبر نظری سامانی، مریم یزدان پرست
چکیده تغییرات کاربری اراضی در کشورهایی همچون ایران که با محدودیت فضا روبهرو است باید مانند مصرف آب با تفکر و مطابق با برنامهریزی مناسب و به نحو مطلوب باشد. از سویی دیگر پویایی ذاتی بشر و نیازهای او، شیوه و میزان استفاده از زمین را درگذر زمان با تغییر و دگرگونی مواجه ساخته است. لذا هدف از این پژوهش مدلسازی پویای تغییرات کاربری اراضی مبتنی بر نظام انسان- محیطزیست در حوزه آبخیز طالقان میباشد. بدین منظور با استفاده از تصاویر سری زمانی ماهواره لندست، نقشههای کاربری اراضی برای سالهای 1994، 1999، 2002، 2009، 2014، 2019، در شش کلاس مرتع، جنگل، اراضی کشاورزی، اراضی بایر، مسکونی و آب طبقهبندی گردید. پس از صحتسنجی نقشهها و آشکارسازی تغییرات، تحت سه سناریو رشد اقتصادی فعلی، رشد سریع اقتصادی و توسعه پایدار با استفاده از مدلسازی سیستم پویا، شبیهسازی تا سال 1435 انجام گردید. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی در طول دوره نشان میدهد که روند تغییرات اراضی کشاورزی، مراتع، جنگل، کاهشی بوده و اراضی بایر و منطقه مسکونی نیز در طول دوره بررسی همواره روندی افزایشی داشته است. نتایج حاصل از شبیهسازی نشان میدهد از بین سه سناریو موردبررسی، سناریو توسعه پایدار از هماهنگی بین میزان بهرهبرداری از زمین و تأمین نیازهای اجتماع و رشد اقتصادی قابلقبول برقرار بوده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت سناریو توسعه پایدار مبنای مهمی برای برنامهریزی کاربری اراضی در سالهای آتی جهت کاهش تخریب منابع طبیعی و حفظ حالت پایدار در آن است و این سناریو رشد اقتصادی مطلوبی را در آینده رقم میزند.
تحلیل شبکه دست اندرکاران سازمانی در راستای مدیریت مشارکتی منابع آب(منطقه مورد مطالعه: دشت ابهر)
دوره 75، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 263-282
https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.324889.1593
فاطمه عینلو، محمد رضا اختصاصی، مهدی قربانی، پرویز عبدی نژاد، رضا انجم شعاع
چکیده یکی از الزامات مدیریت یکپارچه منابع آب مبتنی بر برنامه ریزی مدیریت مشارکتی، شناسایی و تحلیل دست اندرکاران کلیدی است. شناسایی جنبههای ساختاری شبکه دست اندرکاران سازمانی را میتوان با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی ارزیابی نمود و موقعیت و نقش آنها را برای انسجام بخشی و هماهنگی بین سازمانی در مدیریت منابع آب مشخص نمود. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی، ذیمدخلان مرتبط با حکمرانی مشارکتی منابع آب دشت ابهر، مشتمل بر 20 دست اندرکار سازمانی آنالیز شد و شاخصهای سیاستی در سطح شبکه دستاندرکاران سازمانی ارزیابی گردید. شاخصهای تراکم، اندازه، دوسویگی پیوندها، انتقالپذیری، میزان تمرکز و میانگین فاصله ژئودزیک در شبکه روابط در سطح کلان و شاخص مرکز- پیرامون در سطح میانی و شاخصهای مرکزیت در سطح خرد مورد بررسی قرار گرفت. میزان شاخص تراکم شبکه، متوسط بوده و با توجه به شاخص دوسویگی و میزان متوسط روابط دوسویه و متقابل در بین دستاندرکاران سازمانی، انسجام و سرمایه سازمانی متوسط ارزیابی میگردد. طبق شاخص انتقالیافتگی، پایداری و تعادل شبکه تبادل اطلاعات، کم است. تحلیل شاخص مرکز- پیرامون شبکه دستاندرکاران نشان دهنده تراکم بالاتر پیوندها و انسجام سازمانی بیشتر در بین سازمانهای مرکزی در مقایسه با زیرگروه پیرامونی است و میزان تبادل اطلاعات بین زیرگروههای مرکزی و پیرامونی متوسط ارزیابی شد. بر اساس شاخصهای مرکزیت، موقعیت هندسی هر کنشگر در شبکه مشخص گردید. جهت تصمیمگیری، برنامهریزی، سیاستگذاری و اجرای حکمرانی مشارکتی منابع آب در دشت ابهر، سازمانها و قدرتهای سیاسی کلیدی و مؤثر و سازمانهای دارای قدرت کم و به حاشیه راندهشده، شناسایی گردیدند.
تحلیل جایگاه مفهوم تاب آوری سیستمهای اجتماعی-اکولوژیک در مخاطرات محیطی استان چهارمحال و بختیاری
دوره 75، شماره 1، بهار 1401، صفحه 137-152
https://doi.org/10.22059/jrwm.2021.292210.1432
شهباز مهرابی، محمدرضا یزدانی، مهدی قربانی
چکیده پیشگیری مناسبترین راهکار در مواجهه با مخاطرات طبیعی است. و تاب آوری به معنای حفظ ساختار و عملکرد سیستم اجتماعی-اکولوژیک دربرخورد با حوادث غیرمترقبه، یکی از شاخههای مهم پیشگیری است. استان چهارمحال و بختیاری به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، سالیانه با مخاطرات محیطی متعددی روبرو است. از اینرو در این پژوهش جایگاه تاب آوری در مواجهه با مخاطرات محیطی در سیستم حکمرانی این استان مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده شد. در فرآیند AHP براساس روش مقایسه زوجی معیارها و زیر معیارها، میزان ارتباط هر دو معیار و زیرمعیار با هم مقایسه و نمره بین 9-1 به آنها تعلق میگیرد. دادههای پژوهش بر مبنای روش دلفی و فرآیند تصمیم گیری سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که از نظر کارشناسان ارزیابی تاب آوری سیستمهای اجتماعی- اکولوژیک استان چهارمحال و بختیاری در برابر تغییرات اقلیمی(4.51)، خشکسالی(2.09) و فرسایش خاک(2.02) به ترتیب در الویت اول تا سوم قرار میگیرند. به این دلیل تغییرات اقلیمی مورد توجه عمده کارشناسان قرار گرفت که در سطح استان چهارمحال و بختیاری در دو دهه گذشته نسبت بارش باران به برف تقریبا جابه جا شده است. به طوری که از 70% برف و 30% باران، به 70% باران و 30% برف رسیده است. این در حالی است که عمده فعالیتهای اقتصادی و راههای امرار معاش در استان به ذخایر برف بستگی دارد.
بررسی و تحلیل شبکه دست اندرکاران سازمانی کلیدی در راستای آمایش مشارکتی سرزمین
دوره 74، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 557-569
https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.311803.1541
رضا شاکری، مهدی قربانی، کامران شایسته
چکیده مدیریت پایدار سرزمین مستلزم شناسایی دستاندرکاران کلیدی برنامه ریزی کاربری سرزمین میباشد. تحلیل شبکههای اجتماعی یکی از روشهای مناسب برای شناسایی عوامل مهم تغییر در مدیریت است. در این پژوهش برای تحلیل ذیمدخلان مرتبط با حکمرانی مشارکتی سرزمین در حوزه آبخیز تالاب انزلی، بررسی معیارها و شاخصهای سیاستی در سطح شبکه دستاندرکاران سازمانی با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی در سطح استان گیلان صورت گرفت. در این زمینه 36 دستاندرکار سازمانی مرتبط با آمایش مشارکتی سرزمین در استان گیلان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش شاخصهای تراکم، اندازه، دوسویگی پیوندها، انتقالپذیری، میزان تمرکز و میانگین فاصله ژئودزیک در شبکه روابط در سطح کلان و شاخص مرکز- پیرامون در سطح میانی شبکه و شاخصهای مرکزیت در سطح خرد (کنشگران) شبکه مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بررسی شاخصهای سطح کلان شبکه، میزان شاخص تراکم شبکه متوسط بوده و با توجه به نتایج حاصله از شاخص دوسویگی و میزان متوسط روابط دوسویه و متقابل در بین دستاندرکاران سازمانی، انسجام و سرمایه سازمانی نیز در این شبکه متوسط ارزیابی میگردد. پایداری و تعادل شبکه تبادل اطلاعات نیز با توجه به شاخص انتقالیافتگی کم است. نتایج تحلیل شاخص مرکز- پیرامون در سطح میانی شبکه دستاندرکاران سازمانی نشان دهنده تراکم بالاتر پیوندها و انسجام سازمانی بیشتر در بین سازمانهای مرکزی در مقایسه با زیرگروه پیرامونی است. همچنین میزان تبادل اطلاعات بین زیرگروههای مرکزی و پیرامونی متوسط ارزیابی گردید. بر پایه نتایج شاخصهای مرکزیت موقعیت هندسی هر کنشگر با توجه به معیارهای مورد نظر در شبکه مشخص گردید.
ارزیابی تأثیر طرحهای منابع طبیعی بر معیشت بهره برداران ساردوئیه شهرستان جیرفت
دوره 74، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 677-688
https://doi.org/10.22059/jrwm.2022.114284.812
حمید رضا سعیدی گراغانی، حسین ارزانی، حسین آذرنیوند، مهدی قربانی
چکیده نگرش مردم نسبت به تأثیر پروژههای مدیریت منابع طبیعی بر معیشت آنها میتواند در پایداری این پروژهها نقش بسزایی داشته باشد. این مقاله با هدف کلی بررسی نگرش بهرهبرداران نسبت به تأثیر طرحهای مرتعداری و آبخیزداری بر سرمایههای معیشت پایدار خانوارهای عشایری در منطقه ساردوئیه شهرستان جیرفت انجام گرفته است. در این راستا پنج سامان عرفی که طرحهای مرتعداری و آبخیزداری در آنها انجام شده انتخاب شدند. نمونهگیری به روش تصادفی ساده بوده و تعداد نمونه نیز با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 48 بهرهبردار تعیین شد. دادهها از طریق گروههای متمرکز و مصاحبههای ساختار یافته از طریق پرسشنامهای که روایی و پایایی آن در حد قابل قبولی بدست آمده بود جمعآوری شدند. فرمها و پرسشنامههای تکمیل شده پس از بازبینی اولیه و بررسی دقت و صحت اطلاعات آماده تجزیه و تحلیل شد. برای پردازش و استخراج دادههای کمی وکیفی از نرم افزار SPSS18و با بکارگیری روشهای آماری متناسب با سطح سنجش متغیرها استفاده گردید. یافتههای این پژوهش نشان میدهد بین عوامل سرمایه طبیعی- اکولوژیکی، انسانی- فنی و اجتماعی با معیشت پایدار بهرهبرداران رابطه معنیداری وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه توأم نیز نشان داد که مجموعاَ 83 درصد از واریانس معیشت پایدار بهرهبرداران توسط سه متغیر سرمایه طبیعی و اکولوژیکی، سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی و فنی تعیین میشود. همچنین یافتههای این مطالعه نشان داد که از میان شاخصهای سه عامل مؤثر بر معیشت پایدار بهرهبرداران بیشترین ضریب رگرسیونی استاندارد مربوط به شاخص سرمایه طبیعی و اکولوژیکی است.
تحلیل مولفههای اثرگذار بر تابآوری جوامع محلی در مواجهه با نوسانات اقلیمی (در حوزه آبخیز ندوشن یزد)
دوره 74، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 303-321
https://doi.org/10.22059/jrwm.2020.297401.1466
رضا باقری، مهدی قربانی، شهرام خلیقی سیگارودی، امیر علم بیگی
چکیده خشکسالی ناشی از نوسانات اقلیمی از نظر گسترگی و حجم خسارات اجتماعی و اقتصادی که بر جای میگذارد، جزء پرمخاطرهترین بلایای طبیعی محسوب میشود که خسارات جبرانناپذیری را بر بخش کشاورزی و منابع آب کشور وارد میسازد. بهعبارتی تأثیرات ویرانگری را به بخشهای تولیدی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی وارد میکند. پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی تحلیل مولفههای تابآوری و ارائه مدل تابآوری جامعه محلی در مواجهه با نوسانات اقلیمی انجام گردیده است. جامعه آماری پژوهش روستاییان حوزه آبخیز ندوشن میباشد که به منظور نمونهگیری از فرمول کوکران استفاده گردید و تعداد 102 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS25 و LISREL8.8 انجام شد. به منظور بررسی برازش مدل اندازهگیری مولفههای تابآوری، دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد در بین مولفههای تابآوری، "ابتکار و نوآوری" و "حکمرانی" به ترتیب با ضریب مسیر 91 درصد و 84 درصد از وضعیت بهتری نسبت به دیگر سازهها برخوردارند و سازههای "آگاهی و اطلاعات" و "مدیریت سازگار" نیز با ضریب مسیر 10 درصد و 8 درصد از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. همچنین یافتهها نشانداد شاخصهای نیکویی برازش دارای مقادیر مناسب بوده و مدل اندازهگیری ابعاد تابآوری را با دادههای مشاهده شده؛ تایید نمودند. بنابراین میتوان اذعان نمود که نتایج این تحقیق میتواند در اقدامات هدفمند مورداستفاده قرارگرفته و در ترویج و تصویب مکانیسمهای مقابله با بحران نوسانات اقلیمی برای ایجاد تابآوری جامعه محلی موثر باشد.
کاربرد تحلیل شبکه در شناخت کنشگران کلیدی شبکۀ ذینفعان محلی در راستای استقرار مدیریت مشارکتی منابع طبیعی (منطقۀ مورد مطالعه: حوزۀ آبخیز سرایان، استان خراسان جنوبی)
دوره 72، شماره 1، بهار 1398، صفحه 213-226
https://doi.org/10.22059/jrwm.2019.204161.996
مهدی قربانی، جمیله سلیمی کوچی، پیام ابراهیمی، ساره راسخی
چکیده مفهوم مدیریت مشارکتی امروزه به عنوان رویکردی کاربردی و نوین در مدیریت عرصههای طبیعی مطرح میگردد. این رویکرد ﻧﮕﺮشی ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ذینفعان ﺟﻬﺖ دستیابی به مدیریت پایدار و توانمندی جوامع محلی میباشد. لذا شناسایی اثرگذارترین کنشگران در تصمیمات محلی گامی مهم در جهت تحقق این مهم است. هدف از این پژوهش تعیین قدرتهای اجتماعی و ذینفعان کلیدی در دو بازۀ زمانی قبل و بعد از اجرای یک پروژه اجتماعمحور در شبکۀ ذینفعان محلی میباشد. این بررسی از طریق روش تحلیل شبکه و تکمیل پرسشنامه و مصاحبۀ مستقیم با اعضای گروههای کمیتۀ خرد توسعهۀ روستایی، در شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی که تحت پوشش پروژۀ بینالمللی RFLDL قرار دارد، انجام شده است. بدین منظور پیوندهای اعتماد و مشارکت با استفاده از شاخصهای کمی در سطح خرد شبکۀ ذینفعان محلی مورد بررسی قرار گرفتند. این مقاله به تحلیل موقعیت افراد در گروههای توسعۀ محلی و تعیین کنشگران کلیدی به لحاظ اقتدار، نفوذ و واسطهگری در قبل و بعد از اجرای پروژۀ توانمندسازی پرداخته است. نتایج نشان میدهد که در مسیر قبل و بعد از اجرا، از میزان تمرکز شبکه کاسته شده است. میتوان ادعا نمود پروژۀ مذکور به نوعی میزان تمرکز در ساختار شبکه را کاهش داده و میزان اعتماد و مشارکت در شبکه روابط بین افراد تقویت شده است که این امر مطمئناً در استقرار مدیریت مشارکتی منابع طبیعی و توسعۀ روستایی نقش بهسزایی خواهد داشت.
تأثیر تغییرات کاربری اراضی بر کمیت و کیفیت منابع آب زیرزمینی حوضۀ غرب تالاب جازموریان
دوره 71، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 563-578
https://doi.org/10.22059/jrwm.2018.257186.1259
حامد اسکندری دامنه، غلامرضا زهتابیان، علی سلاجقه، مهدی قربانی، حسن خسروی
چکیده در این تحقیق، به ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر منابع آب زیرزمینی و پایش تغییرات مکانی و زمانی پارامترهای کمی و کیفی آب زیرزمینی در حوضۀ غرب تالاب جازموریان پرداخته شد. بهطوریکه به منظور بررسی روند تغییرات کاربری اراضی از تصاویر ماهوارۀ لندست، سنجندهها2002 TM و 2015OLI با استفاده از روش حداکثر احتمال، استفاده گردید، همچنین جهت ارزیابی پارامترهای کمی و کیفی آب زیرزمینی نیز از اطلاعات چاههای آب زیرزمینی در سالهای 1381 تا 1394 استفاده شد. در این راستا نقشۀ پهنهبندی تغییرات مکانی و زمانی پارامترهای کمی و کیفی آب زیرزمینی با استفاده از بهترین روش درونیابی در محیط نرمافزار ArcGIS تهیه گردید. نتایج بدست آمده از ارزیابی بهترین روش درونیابی نشان داد که روش کریجینگ دارای کمترین خطا میباشد. بر طبق نتایج بدست آمده، طی سالهای مطالعاتی در منطقۀ مورد نظر، افزایش وسعت کاربریهای مسکونی و کشاورزی و نیز کاهش وسعت کاربریهای خشکهرود، سد، مراتع و اراضی بایر و کوهستانی در سال 1394 نسبت به سال 1381رخ داده است که این تغییرات نشاندهندۀ افزایش تخریب و وضعیت ناپایدار در منطقه است و از عوامل مستقیم اثرگذار بر منابع آب زیرزمینی میباشد و در پی این تغییرات، در قسمتهای جنوبی حوزۀ مطالعاتی، کمیت و کیفیت آب زیرزمینی کاهش یافته است که از علل آن میتوان به احداث سد جیرفت بر روی رودخانۀ دائمی هلیلرود، و رها نکردن حقآبه و افزایش وسعت کاربریهای شهری و کشاورزی اشاره کرد که باعث شده است تا به تبع آن کمیت و کیفیت آب زیرزمینی در این بخشها با گذشت زمان کاهش یابد.
ابتکارات محلی و دانش بومی در مدیریت اجتماع محور منابع آب (منطقۀ مورد مطالعه: روستای روزکین، بخش ساردوئیه، شهرستان جیرفت)
دوره 71، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 321-340
https://doi.org/10.22059/jrwm.2018.133034.918
حامد اسکندری دامنه، مسلم برجی، مهدی قربانی
چکیده ابتکارات محلی از سویی به عنوان فعالیتهای دسته جمعی خاص، بدون کمک یا مشوق خارجی به منظور کنترل آبهای زیرزمینی و سطحی تعریف شده است و از سوی دیگر، یکی از مهمترین رویکردهای مدیریتی در منابع آب، رویکرد مدیریت اجتماع محور است که تأکید بر ظرفیتسازی و نهادسازی در جوامع محلی برای مدیریت مشارکتی منابع آب دارد. ساختارهای اجتماعی منابع آب یکی از ابعاد دانش بومی در جوامع روستایی ایران محسوب میشود که ضرورت دارد در مدیریت منابع آب علاوه بر تحلیل دانش بومی ساختارهای اجتماعی مرتبط با آن نیز مورد تحلیل قرار گیرد. هدف اصلی در این مقاله شناخت ابعاد دانش بومی مرتبط با مدیریت پایدار منابع آب در روستای روزکین بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت است. این مطالعه بر اساس روشهای مردمشناسی و رویکردهای کیفی از جمله مشاهدۀ مستقیم و مشارکتی محقق و مصاحبۀ سازمانیافته با 32 نفر از افراد مطلع و آگاه (کلیۀ کشاورزان) استفاده شده است. در روستای روزکین ساختار اجتماعی خاصی بر مدیریت منابع آب حاکم است که قدمتی بیش از 100 سال در منطقه دارد. همیاری در مدیریت منابع آب یک اصل اساسی در این روستا محسوب میشود و نقشهای اجتماعی ارباب و زَعیم از ابتکارات اجتماعی این روستا در مدیریت منابع آب است. در این روستا تعداد 10 تشکل یا گروه محلی برای مدیریت منابع آب شکل گرفته که هر گروه از ارباب و زَعیم تشکیل شده است. بهطور کلی میتوان بیان کرد دانش بومی و سنتهای محلی در این روستا عامل پایداری منابع آب محسوب میشود که میتوان استدلال کرد در ارتقاء تابآوری سیستمهای اجتماعی- اکولوژیک در مواجهه با بحرانهای زییستمحیطی از جمله کم آبی نیز میتواند مؤثر باشد.
ارزیابی خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی شبکه ذی نفعان محلی در راستای حکمرانی مشارکتی منابع طبیعی (منطقه مورد مطالعه: شهرستان سرایان، استان خراسان جنوبی)
دوره 71، شماره 1، بهار 1397، صفحه 241-252
https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.203990.995
مهدی قربانی، لیلا عوض پور، محسن یوسفی، صادق حیدری کهنعلی
چکیده حکمرانی در عرصه های منابع طبیعی امروزه در جهان با مشکلات عدیده ای رو به روست و راه رهایی از این بن بست، تزریق سرمایه ای از جنس خود مردم به نام سرمایه اجتماعی است که به عنوان یک حلقه مفقوده در زنجیره حکمرانی مشارکتی منابع طبیعی می باشد. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی برون گروهی در شبکه ذینفعان محلی در راستای حکمرانی منابع طبیعی می باشد که در چهار منطقه مختلف تحت پوشش پروژه بین المللی RFLDL در استان خراسان جنوبی و طی دو مرحله پایش انجام شده است. در راستای سنجش خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی برون گروهی در بین ذینفعان محلی در هر منطقه، با استفاده از پرسشنامههای تحلیل شبکهای (سرگروه های کمیته های خرد توسعه روستایی)، پیوندهای اعتماد و مشارکت مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج به دست آمده در این چهار منطقه، میزان اعتماد و مشارکت و به نوعی سرمایه اجتماعی برون گروهی در بین سرگروه های کمیته های خرد توسعه روستایی در هر چهار منطقه روند افزایشی بعد از اجرای پروژه داشته است که نماینگر اثر بخشی پروژه بر ارتقاء سرمایه اجتماعی دارد. در واقع می توان بیان نمود که بدون وجود سرمایه اجتماعی در بین افراد، حکمرانی منابع طبیعی به معنای واقعی تحقق نخواهد یافت و مدیریت منابع طبیعی با اعمال قدرتی یک سویه در تصمیم گیری باقی خواهد ماند.
برآورد میزان مشارکت و تمایل به پرداخت جوامع محلی جهت حفظ و احیای مناطق بیابانی(منطقۀ مورد مطالعه: منطقۀ نصرآباد، شهرستان آران و بیدگل)
دوره 70، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 581-592
https://doi.org/10.22059/jrwm.2017.131004.906
زهرا اسلامیان، مهدی قربانی، حامد رفیعی، طیبه مصباح زاده
چکیده در سالهای اخیر اقتصاددانان منابعطبیعی ارزشگذاری و سنجش نقش منابعطبیعی در تأمین رفاه انسان را در دستور کار خود قرار دادهاند. این مطالعه میزان تمایل به پرداخت افراد برای مشارکت در حفظ و احیای منطقۀ بیابانی نصرآباد با استفاده از روش ارزشگذاری مشروط و پرسشنامۀ انتخاب دوگانه دو بعدی را مورد بررسی قرار میدهد. برای برآورد میزان تمایل به پرداخت افراد از مدل رگرسیونی لوجیت استفاده شده و براساس روش حداکثر راستنمایی، پارامترهای این مدل برآورد شدند. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای سن، شغل، تحصیلات، فعالیت باغداری، بومی منطقه بودن، تغییرات اقلیمی، مدیریت ضعیف مسئولین، درآمد ماهیانۀ خانواده و تعداد اعضای خانواده تأثیر مثبت و معنادار و متغیرهای جنسیت، فعالیت زراعت، چرای بیش از حد دام، گسترش اراضی شهری و مبلغ پیشنهادی تأثیر منفی و معناداری بر روی میزان تمایل به پرداخت مردم داشتهاند. افراد اخلاقگرا 868/0 واحد احتمال به پرداخت بیشتری در مقایسه با افراد پیامدگرا داشتهاند که این متغیر بیشترین اثر نهایی را به خود اختصاص داده است. متوسط تمایل به پرداخت افراد اخلاقگرا و پیامدگرا برای مشاکت در حفظ و احیای منطقۀ بیابانی نصرآباد به ترتیب 32586 و 6524 ریال برآورد شده است.
تحلیل و ارزیابی سرمایة اجتماعی در راستای تقویت تابآوری جوامع محلی و مدیریت پایدار سرزمین (منطقة مورد مطالعه: استان خراسان جنوبی، پروژة بینالمللی RFLDL)
دوره 68، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 625-645
https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.56141
مهدی قربانی، لیلا عوض پور، محسن یوسفی
چکیده سرمایة اجتماعی یکی از مهمترین معیارهای انسانی مرتبط با میزان تابآوری در یک سیستم اجتماعی است. در شبکههای اعتماد، به منزلة مهمترین مؤلفة سرمایة اجتماعی در فرایند تصدیگری انطباقی، حساسیت به اختلالات و بینظمی بالاست و افزایش تابآوری و ظرفیت سازگاری در سیستم اجتماعی وابسته به میزان اعتماد در شبکه است. این تحقیق در روستای زنگویی شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی انجام شد. در این منطقه پروژة بینالمللی RFLDL عملیاتی شد. در این پژوهش میزان سرمایة اجتماعی در شبکة ذینفعان محلی در راستای تقویت تابآوری در روستای پایلوت بررسی شد. بدین منظور، بر اساس روش پیمایشی و پرسشنامههای تحلیل شبکهای و مصاحبة مستقیم با کنشگران شبکه (اعضای گروههای خرد توسعة روستایی)، پیوندهای اعتماد و مشارکت بررسی شد. نتایج نشاندهندة میزان اعتماد، مشارکت، انسجام، و سرمایة اجتماعی متوسط قبل از اجرای پروژة RFLDL بود، ولی پس از اجرای این پروژه میزان این شاخصها افزایش یافت و به حد مطلوبی رسید.سرعت گردش و تبادل اعتماد و مشارکت در میان افراد بعد از اجرای طرح نسبت به قبل از اجرای آن افزایش یافت و اجرای طرح اتحاد و یگانگی را در میان افراد افزایش داد. در نهایت، میتوان بیان کرد که اجرای این پروژه میزان اعتماد، مشارکت، و سرمایة اجتماعی را افزایش داد؛ بدون تردید، سیستمهای اجتماعی تابآور از میزان اعتماد بسیار زیادی برخوردارند.
پایش اجتماعی شبکة ذینفعان در حکمرانی محلی منابع آب (منطقة مورد مطالعه: حوضة آبخیز رزین، شهرستان کرمانشاه)
دوره 68، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 287-305
https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.54931
فاطمه سالاری، مهدی قربانی، آرش ملکیان
چکیده در مدیریت منابع آب یکی از رویکردهای مهمِ مشارکتی حکمرانی محلی آب است. به همین جهت پایش اجتماعی روابط ذینفعان محلی برای برنامهریزی و مدیریت منابع و دستیابی به حکمرانی خوب آب در سطح محلی الزامی است. بر این اساس، به تحلیل شبکة اجتماعی، به منزلة یک رویکرد، در تحلیل روابط ذینفعان محلی به منظورِ مدیریت پایدار منابع آب توجه شده است. هدف از این پژوهش پایش اجتماعی شبکة ذینفعان محلی با استفاده از تحلیل شبکة اجتماعی در سامان عرفی رزین در شهرستان کرمانشاه است. این کار بر اساس پیوندهای اعتماد و مشارکت و با استفاده از شاخصهای کمّی و ریاضی سطح کلان شبکه (تراکم، تمرکز، دوسویگی پیوندها، و فاصلة ژئودزیک) صورت گرفته است. نتایج نشان داد میزان سرمایة اجتماعی بر اساس پیوندهای اعتماد و مشارکت ضعیف است و پایداری و تعادل شبکه نیز در حد ضعیف ارزیابی میشود که نشاندهندة پایینبودن میزان اعتماد و مشارکت متقابل در میان ذینفعان محلی است. همچنین، میزان همبستگی بین دو پیوند اعتماد و مشارکت در میان بهرهبرداران آب، بر اساس شاخص QAP، 37 درصد و در حد ضعیف است. نتایج شاخص میانگین فاصلة ژئودزیک بر اساس پیوند اعتماد و مشارکت نشان میدهد سرعت گردش اعتماد و مشارکت در میان افراد در حد متوسط تا پایین است. بر اساس نتایج، میتوان استدلال کرد ضعیفبودن سرمایة اجتماعی و عدم اتحاد و یگانگی در میان افراد به کاهش سرعت گردش اعتماد و مشارکت منجر شده و در نتیجه حکمرانی خوب منابع آب را با چالش مواجه کرده است.
قدرت اجتماعی و شاخص مرکزیت در شبکة بهرهبرداران مرتع در راستای مدیریت مشارکتی (منطقة مورد مطالعه: مرتع گورمؤمنین، منطقة کلاتة رودبار، دامغان)
دوره 68، شماره 1، بهار 1394، صفحه 47-64
https://doi.org/10.22059/jrwm.2015.53881
خدیجه رحیمی بالکانلو، مهدی قربانی، محمد جعفری، علی طویلی
چکیده شناخت و آگاهی از کنشگران کلیدی در سطح جوامع محلی در راستای مدیریت مشارکتی و اجرای پروژههای منابع طبیعی یکی از اقدامات ضروری پیش از اجرای پروژههاست. این افراد میتوانند، به منزلة رهبران محلی و قدرتهای اجتماعی، در ساماندهی مدیریت مشارکتی منابع طبیعی بازویِ اجراییِ دستاندرکاران دولتی باشند. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص مرکزیت در سطح خرد، شبکة بهرهبرداران مراتع، سامان عرفی گورمؤمنین در منطقة کلاتة رودبار شهرستان دامغان، قدرتهای اجتماعی، و رهبران محلی مؤثر در فرایند مدیریت مشارکتی مرتع مشخص شوند. بدین منظور، با استفاده از روش تحلیل شبکة اجتماعی، میزان مرکزیتهای درجة خروجی، ورودی، و بینابینی در سطح کنشگران، بر اساس پیوندهای اعتماد، مشارکت، و ماتریس ترکیبی اعتماد و مشارکت، در شبکة بهرهبرداران مرتع مشخص شد. بر اساس نتایج بهدستآمده، کنشگر Go-Bi (یکی از بهرهبرداران مرتع) قدرتِ کلیدی در بین بهرهبرداران مرتع گورمؤمنین شناخته شد. همچنین، کنشگران مرکزی و پیرامونی و میزان تراکم پیوندی بین آنها بر اساس شاخص مرکز- پیرامون مشخص شد. افرادی که در زیرگروه کنشگران مرکزی قرار گرفتهاند، به دلیل اقتدار و نفوذ اجتماعی بالا، میتوانند نقش مؤثری در مدیریت مشارکتی مرتع ایفا کنند. شناخت این افراد پیش از اجرای پروژههای منابع طبیعی تا حد زیادی میتواند به دستگاههای دولتی در گسترش اعتماد در میان افراد یاری نماید، در نتیجه، مدیریت مشارکتی موفقتری عملیاتی خواهد شد. از این افراد میتوان، به منزلة پلهای ارتباطی بین نهادهای دولتی و سایر بهرهبرداران، در توسعة پایدار روستایی استفاده کرد.
بومشناسی فرهنگی؛ تحلیل دانش بومی و انسجام اجتماعی در مدیریت شیر دامهای چراکننده در مرتع (مطالعه موردی: روستای قصر یعقوب– خرمبید- استان فارس)
دوره 67، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 217-232
https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.51828
ساره راسخی، مهدی قربانی، علی اکبر مهرابی، سید اکبر جوادی
چکیده همیاری در نظام گلهداری و دانش بومی مدیریت فرآوردههای شیری از دیرباز در کشور ما مورد توجه بوده و با فرهنگ و محیط هر منطقه سازگار شده است. تحقیق حاضر به تحلیل دانش بومی و انسجام اجتماعی در مدیریت شیر دامهای چراکننده در روستای قصر یعقوب شهرستان خرمبید در استان فارس میپردازد. روش تحقیق این بررسی به شیوة پیمایشی است. به جهت تولید اطلاعات، از روش مشاهدة مستقیم، مشاهدة مشارکتی، و مصاحبة سازمانیافته بهره گرفته شد. نتایج تحقیق به بررسی عملکرد سیستم مدیریتی تعاونی همشیری در بین زنان روستایی با عنوان « شیردان»، ابعاد مختلف دانش بومی، مکانیسم مدیریت شیر در بین زنان، و همچنین سنتها و عرفِ محلی مرتبط با آن میپردازد. بر اساس نتایج این تحقیق، میتوان بیان کرد که زنان روستایی، در روستای مورد مطالعه، بر اساس عرف محلی خود و به منظور مدیریت شیر دامها، نهاد اجتماعی را بر اساس آداب و رسوم محلی شکل دادهاند. این تشکلها برخاسته از دانش بومی منطقه است و نوعی سرمایة اجتماعی برای بهرهبرداران بهشمار میرود و نقش مهمی در حفظ و تقویت انسجام اجتماعی و پایداری مؤلفههای اقتصادی ساکنان منطقه ایفا مینماید.
تحلیل ذینفعان، قدرت اجتماعی، و تحلیل شبکه در مدیریت مشارکتی منابع طبیعی
دوره 67، شماره 1، بهار 1393، صفحه 141-157
https://doi.org/10.22059/jrwm.2014.50835
مهدی قربانی، مهرو دهبزرگی
چکیده امروزه، بسیاری از برنامههای مدیریت مشارکتی منابع طبیعی، به دلیل توجه ناکافی به خصوصیات و موقعیت ذینفعان در شبکة روابط اجتماعی آنها، با شکست مواجه شده است. تشخیص کنشگران یا افراد کلیدی یکی از الزامات اجرایینمودن برنامة عمل مدیریت مشارکتی منابع طبیعی است. بر اساس تحلیل ذینفعان و روش تحلیل شبکه، میتوان اثرگذارترین کنشگران در تصمیمات زیستمحیطی را مشخص نمود. هدف از انجامدادنِ این تحقیق تعیین قدرتهای اجتماعی، بر اساس رویکرد تحلیل شبکهای و تحلیل ذینفعان، در سطح بهرهبرداران محلی از مراتع مشاعی روستای ناریان در منطقة طالقان است. در این تحقیق نخست بهرهبرداران مرتع، بر اساس روشهای پیمایشی، شناسایی شدهاند. سپس، از طریق پرسشنامه ماتریسهای اعتماد و مشارکت تولید و شاخص مرکزیت درجه و مرکزیت بینابینی محاسبه شده است و، در نهایت، موقعیت هندسی هر کنشگر در شبکه نشان داده شده است. یافتههای این تحقیق در تشخیص کنشگران با موقعیت مرکزی، که نقش کلیدی را در برنامة عمل مدیریت مشارکتی مراتع ناریان ایفا مینمایند، مؤثر است. همچنین، نتایج این تحقیق میتواند مدیران و برنامهریزان منابع طبیعی را در شناخت قدرتهای اجتماعی برای ساماندهی و اجرای برنامههای مدیریت پایدار سرزمین یاری نماید.
بررسی نیروهای محرک انسانی مؤثر بر تغییرات کاربری سرزمین (مطالعه موردی: روستاهای سیدمحله و دراسرا- تنکابن)
دوره 66، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 307-320
https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.35581
علی اکبر مهرابی، محمد محمدی، محسن محسنی ساروی، محمد جعفری، مهدی قربانی
چکیده جهت مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست و برنامهریزی برای کاربری سرزمین، تهیة نقشههای کاربری سرزمین و، همچنین، شناخت توان و استعداد سرزمین ضروری است. از طرفی، شناخت نیروهای محرک انسانی نیز در تغییرات کاربری سرزمین لازم است. پژوهشِ حاضر در دو روستای سیدمحله و دراسرا، از توابع شهرستان تنکابن، انجام گرفت. نخست نقشههای کاربری سرزمین مربوط به سالهای 1366 و 1387، بهترتیب، با استفاده از تصاویر ماهوارهای TM و IRS تهیه شد. سپس، با استفاده از روش پیمایشی، نیروهای محرک انسانی مؤثر بر تغییرات کاربری زمین در روستای سیدمحله و دراسرا بررسی گردید. بر اساس نتایج این پژوهش، میتوان بیان نمود که در روستای سیدمحله و دراسرا درصد زیادی از جنگلها تخریب شده و جای خود را به زمینهای مسکونی و کشاورزی داده است. مهمترین عامل تغییر کاربری در روستای سیدمحله و دراسرا مشکلات اقتصادی مردم (درآمد کم و نداشتن پشتوانة مالی) و بهصرفهنبودن فعالیتهای کشاورزی است. رکود بازار ملک و قیمت زمین، در چند سال اخیر، مهمترین نیروی بازدارندة تغییرات کاربری سرزمین است که میتوان با تدوین قانونی کارآمد در خصوص کاربری زمین و با حمایت (حمایتِ دولت) از کشاورزان و باغداران از تغییرات شدید کاربری اراضی در منطقه جلوگیری کرد. توریستیبودن منطقه، افزایش قیمت زمین، و بیکاری نیز جزو عوامل مهمی است که سبب تشدید تغییرات کاربری سرزمین، تخریب جنگلها، و تبدیل آنها به زمینهای کشاورزی شده است.
برآورد تابع تقاضای آب کشاورزی باغات انار روستای چرخاب یزد
دوره 66، شماره 1، بهار 1392، صفحه 17-26
https://doi.org/10.22059/jrwm.2013.35325
ایمان اسلامی، علی اکبر مهرابی، غلامرضا زهتابیان، مهدی قربانی
چکیده بخش کشاورزی مهمترین مصرفکنندة آب در دنیاست. عموماً، در این بخش، آب، به عنوان نهادهای تولیدی، مصرف میشود. تقاضا برای آب کشاورزی از تقاضا برای محصولاتی سرچشمه میگیرد که برای تولید آنها آب استفاده میشود. هدف از این مقاله بررسی کشش تولیدی و تقاضای آب در باغات انار روستای چرخاب است. در این تحقیق، از 95 تولیدکنندة محصول انار در جامعة آماری 153 باغدار انار، تصادفی، نمونهگیری شد. در این تحقیق، بهرهوری نهایی و متوسط و همچنین کشش تولیدی هر یک از نهادههای مؤثر بر تولید محاسبه شده است. نتایج برآورد تابع تقاضای محصول انار بیانگر آن است که بین قیمت آب کشاورزی و مقدار مصرف آن رابطة منفی وجود دارد. محاسبة کشش تقاضای آب نیز نشان میدهد که، با افزایش یکدرصدیِ قیمت آب در این منطقة بیابانی، تقاضایِ آب 32/24 درصد کاهش خواهد یافت. همچنین، نتایج بهرهوری حاکی از مصرف بیش از حد بهینة آب در تولید محصول انار است، به طوری که کشش تولیدی آن 0565/0- برآورد شد. بنابراین، با توجه به کشش بالای تقاضایِ آب، سیاستگذاریهای قیمتی کارآمد جهت کنترل مصرف این نهادة باارزش در مناطق خشک و بیابانی، بهویژه استان یزد، که با بحران شدید کمبود آب روبهروست، ضروری است.
